صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ملحدا و لاادری هاش بیان جلو !!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40

    ملحدا و لاادری هاش بیان جلو !!!




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام خدمت همه ی عزیزان
    هدف این تایپیک بحث دقیق و جدی راجع به توحیده ، البته این بحث مراحل مختلفی داره مثله اثبات واجب الوجود بذات ، اثبات صفات واجب ، تطبیق این واجب با تلقی از حق تعالی در آموزه های دینی بطور کلی و ...، من برای شروع بحث متنی رو اینجا میذارم و از دوستانی که می خوان جدی وارد بحث بشن خواهش می کنم که اونو با دقت بخونن ، این متن درس 62 کتاب آموزش فلسفه ی آقای مصباحه که برای شروع فلسفه اسلامی کتاب مناسبیه ، البته فهم دقیقتر این متن نیازمند مطالعه ی درسای قبلیه و البته ساعتها تامل در جوانب مختلف اون ،دقت کنید که این متن صرفا متکفل اثبات واجب الوجود بذاته ، بعد از مطالعه ی دقیق این متن من در خدمت دوستان هستم ، البته اگه کسی ادعاش این باشه که من نمی دونم که واجب الوجود بذات هست یا نه باید تمام این براهین رو نقض کنه و نه فقط یکیشو(دقت کنید گفتم تمام این براهین) (گذشته از اینکه باید براهین انکار واجب الوجود بذات رو هم نقض کنه(اگه اصلا چنین دلیلی داشته باشیم) ، که فعلا بهش کاری نداریم ،البته اینجا دو جور نمی دونم داریم یکی بخاطر تنبلی و لجبازی و عدم توانایی ذهنی لازم و ... یکی دیگه اینکه شخص پس از بررسی جدی و صادقانه هیچ کدوم از براهین طرفین دعوا رو کافی نمی دونه ، منظور من این دسته ی دومه )، و کسی هم که ادعا می کنه که واجب الوجود بذات نیست باید علاوه بر اینکه تمام این براهین رو رد می کنه براهینی هم بیاره که واجب الوجود بذات وجود نداره ، در غیر اینصورت حرف هیچ کدوم از این دو گروه قابل اعتنا نیست ، اگه توافقی روی این مرحله ی اول صورت گرفت به مرحله ی دوم یعنی بحث صفات این واجب الوجود بذات میریم و... اگه بحث پا گرفت خوشحال میشم اگه دوستان عزیزی که توشه ی فلسفی لازم رو دارن توی این بحث کمکم کنن. با بررسی بعضی از تایپیکایی که موضوعشون شبیه این موضوع بوده برای اینکه گرفتار آشفتگیها و حاشیه های اون تایپیکا نشیم و روی بحث اصلی متمرکز باشیم و بحث مرحله به مرحله و منظم جلو بره چند تا خواهش از دوستان دارم، از کسایی که نظرشون در این مباحث مقابل نظر منه (ملحدین و لاادری ها) خواهش می کنم کسایی وارد بحث بشن که واقعا توشه ی فلسفی لازم رو دارن و گرنه اینجا بیشتر از اینکه جای این بحث فلسفی باشه میشه کلاس فلسفه! ، البته دوستان میتونن راجع به بحثی توضیح بخوان ، از اونجا که این بحث در مراحل اول یه بحث کاملا فلسفیه و از جایی به بعد با متون دینی هم سروکار داره دوستان من مطالب ذوقی و عرفانی و... رو اینجا نیارن ، البته من با تجربه ای که دارم ، علی رغم اتقان و استحکام این براهین، نسبت به قانع کردن کسایی که ملحدن یا لاادری چندان خوشبین نیستم(گذشته از اینکه اگه هم براهین قانعشون بکنه تا احوالشون به لحاظ دینی سامان بگیره کلی راه دارن) ... و بیشتر هدفم اینه که دوستان با این مباحث بیشتر آشنا بشن و روی اونا بیشتر تامل کنن گذشته از اینکه امیدوارم در طول بحث از موشکافی های دوستان هم استفاده ببرم ، در نهایت قضاوت با خود دوستانه :

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۸/۱۲/۱۰ در ساعت ۰۲:۳۵

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام بالاترین

    ایا کسی میتواند یک ایه بیاورد که خداوند قبول داشته باشد که کسی هم هست که خدا را نشناسد ؟
    دقت فرمایید منظورم مشرک یعنی کسی که برای خدا شریک قائل است و کافر یعنی کسی که حقیقت خدا را میپوشاند نبست چرا که آنان اصل خدارا قبول دارند و فقط به این وسیله از حقیقت فرار میکنند .

    ویرایش توسط بهلول2 : ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۸:۵۳
    خدایا مرا آن ده که آن به

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40



    با عرض سلام
    آقا فرهاد اگه اجازه بدید تا مرحله به مرحله جلو بریم ، فعلا در مرحله ی اول یعنی اثبات واجب الوجود بذاتیم ، اگه باب این بحثی که شما فرمودید رو باز کنیم به احتمال زیاد مطالب دیگه ای مطرح میشه و نظم بحث بهم می خوره .

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ در ساعت ۰۵:۲۲

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)




  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    آقا فرهاد اگه اجازه بدید تا مرحله به مرحله جلو بریم ، فعلا در مرحله ی اول یعنی اثبات واجب الوجود بذاتیم ، اگه باب این بحثی که شما فرمودید رو باز کنیم به احتمال زیاد مطالب دیگه ای مطرح میشه و نظم بحث بهم می خوره .

    بنام او که بالاترین است

    اخه من چه کنم اسمش گذاشتی ملحدا بیان جلو من میگم خدا قبول نداره کسی ملحده ؟
    یعنی اسمش باید بگذاری اونا که خدای ما رو قبول ندارن بیان جلو !

    ویرایش توسط بهلول2 : ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۱:۱۵
    خدایا مرا آن ده که آن به


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد981 نمایش پست

    بنام او که بالاترین است

    اخه من چه کنم اسمش گذاشتی ملحدا بیان جلو من میگم خدا قبول نداره کسی ملحده ؟
    یعنی اسمش باید بگذاری اونا که خدای ما رو قبول ندارن بیان جلو !
    عزیز دل برادر منظور من هم تقریبا همین بود ، در اینجا منظور من از ملحد کسیه که حکم می کنه که خدا نیست و منظورم از لاادری هم کسیه که میگه من حکم نمی کنم که خدا هست یا نه...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ در ساعت ۰۵:۲۲

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)




  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40

    درس شصت و دوم کتاب آموزش فلسفه - اثبات واجب الوجود بذات




    درس شصت و دوم کتاب آموزش فلسفه (تالیف آیت الله مصباح یزدی) - اثبات واجب الوجود بذات

    شامل: مقدمه ، برهان اول :برهان امکان ، برهان دوم : برهان شیخ الرئیس ، برهان سوم: برهان صدر المتالهین

    مقدمه

    دلایلی که برای اثبات وجود خدای متعال اقامه شده فراوان و دارای اسلوبهای گوناگونی است و بطور کلی می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد .

    دسته اول دلایلی است که از راه مشاهده آثار و آیات الهی در جهان اقامه می شود مانند دلیل نظم و عنایت که از راه انسجام و همبستگی و تناسب پدیده ها وجود طرح و هدف و تدبیر حکیمانه کشف و ناظم حکیم و مدبر علیم برای جهان اثبات می گردد این دلایل در عین حال که روشن و دلنشین و خرسند کننده است پاسخگوی همه شبهات و وساوس نیست و در واقع بیشتر نقش بیدار کردن فطرت و به آگاهی آوردن معرفت فطری را ایفاء می کند .

    دسته دوم دلایلی است که از راه نیازمندی جهان وجود آفریدگار بی نیاز را اثبات می کند مانند برهان حدوث که از راه مسبوق بودن پدیده ها به عدم و نیستی نیازمندی ذاتی آنها اثبات می شود و سپس به کمک ابطال دور و تسلسل آفریننده بی نیاز اثبات می گردد یا برهان حرکت که از راه نیازمندی حرکت به محرک و محال بودن تسلسل محرکات تا بی نهایت وجود خدا بعنوان نخستین پدید آورنده حرکت در جهان اثبات می شود یا دلایلی که از راه ابداعی بودن نفوس و صور جوهریه و عدم امکان صدور آنها از فاعلهای طبیعی و مادی وجود علت هستی بخش و بی نیاز اثبات می گردد این دلایل نیز کمابیش نیازمند به مقدمات حسی و تجربی می باشد .

    دسته سوم دلایل فلسفی خالص است که از مقدمات عقلی محض تشکیل می شود مانند برهان امکان و برهان صدیقین این دسته از براهین ویژگیهای خاصی دارند نخست آنکه نیازی به مقدمات حسی و تجربی ندارند دوم آنکه شبهات و وساوسی که در پیرامون دیگر دلایل مطرح می شود به اینها راه نمی یابد و به دیگر سخن از اعتبار منطقی بیشتری برخودار است و سوم آنکه مقدمات این براهین کمابیش مورد حاجت در دیگر استدلالات نیز هست مثلا هنگامی که ناظم و مدبر حکیم یا محدث یا محرک اول اثبات شد باید برای بی نیازی ذاتی و واجب الوجود بودن او از مقدماتی استفاده کرد که در براهین دسته سوم مورد استفاده قرار می گیرند .

    با این همه سایر دلایل مزیتی دارند که دسته سوم فاقد آن است و آن عبارت است از اینکه براهین دسته سوم تنها موجودی را بعنوان واجب الوجود اثبات می کند و اثبات علم و قدرت و حکمت و حتی جسم نبودن و مغایرت او با عالم مادی نیازمند به براهین دیگری است .

    ما در اینجا تنها به ذکر بعضی از براهین دسته سوم بسنده می کنیم و نخست به اثبات واجب الوجود و سپس به بیان صفات وی می پردازیم
    برهان اول

    یکی از براهین معروف فلسفی برای اثبات واجب الوجود برهانی است که بنام برهان امکان یا برهان امکان و وجوب نامیده می شود و از چهار مقدمه تشکیل می یابد:

    1- هیچ ممکن الوجودی ذاتا ضرورت وجود ندارد یعنی هنگامی که عقل ماهیتش را در نظر می گیرد آن را نسبت به وجود و عدم یکسان می بیند و صرف نظر از وجود علت ضرورتی برای وجود آن نمی بیند .

    این مقدمه بدیهی و بی نیاز از اثبات است زیرا محمول آن از تحلیل مفهوم موضوع بدست می آید و فرض ممکن الوجود بودن عینا فرض نداشتن ضرورت وجود است .

    2- هیچ موجودی بدون وصف ضرورت تحقق نمی یابد یعنی تا هنگامی که همه راههای عدم به روی آن مسدود نشود بوجود نمی آید و بقول فلاسفه الشی ء ما لم یجب لم یوجد به دیگر سخن موجود یا ذاتا واجب الوجود است و خود بخود ضرورت وجود دارد و یا ممکن الوجود است و چنین موجودی تنها در صورتی تحقق می یابد که علتی آن را ایجاب کند و وجود آن را به سر حد ضرورت برساند یعنی بگونه ای شود که امکان عدم نداشته باشد این مقدمه هم یقینی و غیر قابل تشکیک است .

    3- هنگامی که وصف ضرورت مقتضای ذات موجودی نبود ناچار از ناحیه موجود دیگری به آن می رسد یعنی علت تامه وجود معلول را ضروری بالغیر می سازد .

    این مقدمه نیز بدیهی و غیر قابل تردید است زیرا هر وصفی از دو حال خارج نیست یا بالذات است و یا بالغیر و هنگامی که بالذات نبود ناچار بالغیر خواهد بود پس وصف ضرورت هم که لازمه هر وجودی است اگر بالذات نباشد ناچار در پرتو موجود دیگری حاصل می شود که آن را علت می نامند .

    4- دور و تسلسل در علل محال است این مقدمه هم یقینی است و در درس سی و هفتم بیان گردید .

    با توجه به این مقدمات برهان امکان به این صورت تقریر می شود موجودات جهان همگی با وصف ضرورت بالغیر موجود می شوند زیرا از یکسوی ممکن الوجود هستند و ذاتا وصف ضرورت را ندارند مقدمه اول و از سوی دیگر هیچ موجود بدون وصف ضرورت تحقق نمی یابد مقدمه دوم پس ناچار دارای ضرورت بالغیر می باشند و وجود هر یک از آنها بوسیله علتی ایجاب می شود مقدمه سوم .

    اکنون اگر فرض کنیم که وجود آنها بوسیله یکدیگر ضرورت می یابد لازمه اش دور در علل است و اگر فرض کنیم که سلسله علل تا بی نهایت پیش می رود لازمه اش تسلسل در علل است و هر دوی آنها باطل و محال می باشد مقدمه چهارم پس ناچار باید بپذیریم که در راس سلسله علتها موجودی است که خود بخود ضرورت وجود دارد یعنی واجب الوجود است .

    این برهان را بصورت دیگری نیز می توان تقریر کرد که نیازی به مقدمه چهارم ابطال دور و تسلسل نداشته باشد و آن این است مجموعه ممکنات به هر صورت فرض شود بدون وجود واجب الوجود بالذات ضرورتی در آنها تحقق نمی یابد و در نتیجه هیچیک از آنها موجود نمی شود زیرا هیچکدام از آنها خود بخود دارای ضرورتی نیستند تا دیگری در پرتو آن ضرورت یابد و به دیگر سخن ضرورت وجود در هر ممکن الوجودی ضرورت عاریتی است و تا ضرورت بالذاتی نباشد جایی برای ضرورتهای عاریتی نخواهد بود .

    نیز می توان آن را بصورت فشرده ای تقریر کرد که موجود یا واجب الوجود بالذات است و یا واجب الوجود بالغیر و هر واجب الوجود بالغیری ناچار منتهی به واجب الوجود بالذات می شود کل ما بالغیر ینتهی الی ما بالذات پس واجب الوجود بالذات ثابت می شود
    برهان دوم

    برهان دوم برهانی است قریب الماخذ به برهان اول که از سه مقدمه تشکیل می یابد:

    1- موجودات این جهان ممکن الوجود هستند و ذاتا اقتضائی نسبت به وجود ندارند زیرا اگر یکی از آنها واجب الوجود باشد مطلوب ثابت خواهد بود .

    این مقدمه نظیر مقدمه اول در برهان سابق است با این فرق ظریف که در برهان سابق تکیه بر ضرورت وجود و نفی آن از ممکنات بود و در اینجا تکیه بر خود وجود است .

    2- هر ممکن الوجودی برای موجود شدن نیازمند به علتی است که آن را بوجود بیاورد این مقدمه عبارت دیگری از نیازمندی هر معلولی به علت فاعلی است که در مبحث علت و معلول به اثبات رسید و نظیر مقدمه سوم در برهان سابق است با همان فرق که اشاره شد .

    3- دور و تسلسل در علل محال است این مقدمه عینا همان مقدمه چهارم در برهان سابق است .

    با توجه به این مقدمات برهان به این صورت تقریر می شود هر یک از موجودات این جهان که علی الفرض ممکن الوجود هستند نیازمند به علت فاعلی می باشند و محال است که سلسله علل تا بی نهایت پیش رود یا رابطه دور میان آنها بر قرار باشد پس ناچار سلسله علل از جهت آغاز به علتی منتهی خواهد شد که خودش نیازمند به علت نباشد یعنی واجب الوجود باشد .

    این برهان را شیخ الرئیس در اشارات به این صورت تقریر کرده است موجود یا واجب الوجود است و یا ممکن الوجود اگر واجب الوجود باشد مطلوب ثابت است و اگر ممکن الوجود باشد باید منتهی به واجب الوجود شود تا دور یا تسلسل لازم نیاید و آن را متین ترین برهانها دانسته و بنام برهان صدیقین نامگذاری کرده است .

    امتیاز این تقریر آن است که علاوه بر اینکه نیازی به بررسی صفات مخلوقات و اثبات حدوث و حرکت و دیگر صفات برای آنها ندارند اساسا نیازی به اثبات وجود مخلوقات هم ندارد زیرا مقدمه اول بصورت فرض و تردید بیان شده است .

    به دیگر سخن جریان این برهان فقط منوط به پذیرفتن اصل وجود عینی است که بدیهی و غیر قابل تشکیک می باشد و کسی می تواند این اصل را نپذیرد که بدیهی ترین وجدانیات و معلومات حضوری خودش را هم انکار کند و مطلقا وجود هیچ موجودی حتی وجود خودش و فکرش و سخنش را هم نپذیرد .

    اما کسی که اصل وجود عینی را پذیرفت به او گفته می شود وجود عینی یا واجب الوجود است و یا ممکن الوجود و فرض سومی ندارد در صورت اول وجود واجب ثابت است و در صورت دوم ناچار باید وجود واجب الوجود هم پذیرفته شود زیرا ممکن الوجود محتاج به علت است و برای اینکه دور و تسلسل لازم نیاید باید سلسله علتها منتهی به واجب الوجود گردد .

    در این دو برهان چنانکه ملاحظه می شود تکیه بر روی امکان موجودات است که صفتی عقلی برای ماهیت آنها می باشد و از راه این صفت نیاز آنها به واجب الوجود اثبات می شود و از این روی می توان آنها را به یک معنی برهان لمی تلقی کرد چنانکه در درس سابق توضیح داده شد اما محور بحث را ماهیت و امکان ماهوی قرار دادن با قول به اصالت وجود چندان تناسبی ندارد از این روی صدر المتالهین برهان دیگری را اقامه فرموده که مزایای ویژه خودش را دارد و آن را برهان صدیقین نامیده و برهان شیخ را شبیه به برهان صدیقین قلمداد کرده است
    برهان سوم

    این برهان را صدر المتالهین بر اساس اصول حکمت متعالیه که خود وی آنها را بیان کرده است اقامه فرموده و آن را استوارترین براهین و شایسته نام برهان صدیقین دانسته است این برهان بصورتهای مختلفی تقریر شده ولی بنظر می رسد که متین ترین آنها همان تقریر خود وی می باشد و بیان آن از سه مقدمه تشکیل می یابد:

    1- اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت چنانکه در درس بیست و هفتم به اثبات رسید .

    2- مراتب داشتن وجود و تشکیک خاص بین علت و معلول بگونه ای که وجود معلول استقلالی از وجود علت هستی بخش ندارد (1)

    3- ملاک نیاز معلول به علت همان ربطی بودن و تعلقی بودن وجود آن نسبت به علت و بعبارت دیگر ضعف مرتبه وجود آن است و تا کمترین ضعفی در موجودی وجود داشته باشد بالضروره معلول و نیازمند به موجود عالیتری خواهد بود و هیچگونه استقلالی از آن نخواهد داشت (2)

    با توجه به این مقدمات می توان برهان صدیقین را بر اساس مشرب صدر المتالهین به این صورت تقریر کرد .

    مراتب وجود به استثناء عالیترین مرتبه آن که دارای کمال نامتناهی و بی نیازی و استقلال مطلق می باشد عین ربط و وابستگی است و اگر آن مرتبه اعلی تحقق نمی داشت سایر مراتب هم تحقق نمی یافت زیرا لازمه فرض تحقق سایر مراتب بدون تحقق عالیترین مرتبه وجود این است که مراتب مزبور مستقل و بی نیاز از آن باشند در حالی که حیثیت وجودی آنها عین ربط و فقر و نیازمندی است .

    این برهان علاوه بر اینکه از مزایای برهان شیخ برخودار است از چند جهت بر آن نیز برتری دارد .

    یکی آنکه در این برهان بر مفاهیم وجودی تکیه شده و از ماهیت و امکان ماهوی ذکری به میان نیامده است و روشن است که چنین برهانی با اصالت وجود مناسبتر می باشد .

    دوم آنکه نیازی به ابطال دور و تسلسل ندارد بلکه خودش برهانی بر ابطال تسلسل در علل فاعلی نیز هست (3)

    سوم آنکه به کمک همین برهان نه تنها وحدت بلکه سایر صفات کمالیه خدای متعال را نیز می توان اثبات کرد چنانکه در جای خودش اشاره خواهد شد
    خلاصه

    1- دلایل وجود خدای متعال را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

    الف- استدلال از آیات الهی و نشانه های علم و قدرت و حکمت وی در جهان مانند دلیلهای نظم و عنایت .

    ب- استدلال از بعضی از صفات مخلوقات بر نیاز آنها به آفریدگار مانند دلیلهای حدوث و حرکت .

    ج- استدلال فلسفی خالص مانند برهان امکان و برهان صدیقین .

    2- دو دسته اول برای اثبات وجوب وجود و بی نیازی مطلق الهی نیازمند به مقدمات براهین دسته سوم می باشند .

    3- برهان امکان از چهار مقدمه تشکیل یافته و تقریر آن این است موجودات جهان ذاتا ممکن الوجود هستند ولی چون هیچ موجودی بدون وصف ضرورت و وجوب تحقق نمی یابد دارای وجوب بالغیر می باشند و عللی که وجود آنها را ایجاب می کند باید منتهی به واجب الوجود بالذات شوند تا دور و تسلسل در علل لازم نیاید .

    4- تقریر دیگر آن این است که مجموعه ممکنات به هر صورتی فرض شوند دارای وجوب بالغیر هستند پس باید ورای آنها موجودی باشد که وجوب بالذات داشته باشد تا در سایه او سایر موجودات واجب بالغیر شوند .

    5- تقریر فشرده این برهان آن است که موجود خارجی یا واجب الوجود بالذات است و یا واجب الوجود بالغیر و واجب الوجودهای بالغیر باید منتهی به واجب الوجود بالذات شوند زیرا هر بالغیری محتاج به بالذات است .

    6- برهان دوم از سه مقدمه تشکیل می یابد و تقریر آن این است موجودات این جهان چون ممکن الوجود هستند نیازمند به علت فاعلی می باشند و سلسله علل باید منتهی به علتی شود که معلول نباشد تا دور و تسلسل لازم نیاید .

    7- ابن سینا این برهان را به این صورت تقریر کرده است موجود یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود و وجود ممکن الوجود باید منتهی به واجب الوجود شود تا دور و تسلسل لازم نیاید .

    8- این تقریر علاوه بر اینکه نیازی به بررسی صفات مخلوقات مانند حدوث و حرکت ندارد نیازی به اثبات وجود مخلوق خاصی هم ندارد زیرا نخستین مقدمه آن بصورت فرض و تردید بیان شده است .

    9- برهان صدر المتالهین نیز از سه مقدمه تشکیل می یابد و تقریر آن این است اگر در راس سلسله مراتب وجود موجود بی نیاز و بی نهایت کاملی نمی بود سایر مراتب هم تحقق نمی یافت زیرا سایر مراتب عین ربط و تعلق هستند و اگر بدون مرتبه اعلای وجود تحقق یابند لازمه اش این است که غنی و بی نیاز از آن باشند .

    10- مهمترین مزایای این برهان از این قرار است :

    الف- با اصالت وجود مناسبتر است زیرا در آن از مفاهیم ماهیت و امکان استفاده نشده است .

    ب- نیازی به ابطال دور و تسلسل ندارد .

    ج- وحدت و سایر صفات کمالیه خدای متعال هم به کمک آن اثبات می شود

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ در ساعت ۰۵:۲۳

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)




  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40



    فک کنم توضیح چند نکته مفید باشه :
    یکی اینکه نفی دلیل یک مدعا به معنای نفی اون مدعا نیست ، مثلا ممکنه دوستان مومن من در مرحله ای از مراحل بحث به ادله ی من ایراد وارد کنن در حالیکه خودشون از یه مجرای موجه دیگه (مثلا فطرت)به اون مدعا اعتقاد دارن ، این نکته رو گفتم تا عنوان بحث این تلقی رو پیش نیاره که دوستانی که در مرحله ای از مراحل بحث مقابل من قرار می گیرن لزوما ملحد یا لاادری اند ، نکته ی دیگه اینکه دوستانی که بحث رو پیگیری می کنن در هر مرحله ای از مراحل بحث که موافق محتوای اون مرحله هستن نظر خودشونو بطور دقیق بگن تا اگه احساس کردیم که توافقی حاصل شده وارد مرحله ی بعد بشیم .

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ در ساعت ۰۵:۲۲

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)




  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    سید جان من متاسفانه چیزی از فلسفه نمیدانم و ترجیهن مطالب جالب شما را دنبال میکنم تا درک بهتری از ان داشته باشم ولی در مورد ملحدان فرموده بودید یا کسانی که منکر خداوند هستند من در مطالبی که دیگر اعضای مخالف گفته اند دقت کردم اکثر انها انسانهای فرهیخته و با سوادی هستند ولی متاسفانه مطلعات انها فقط صرفا برای رد و مخالفت است و این افراد کمتر علم کسترده خود را به داوری نزد خود می کذارند که اگر چنین کنند مطما باشید از همه خدا شناستر میشوند چون از راه علم به باور میرسند ولی متاسفانه حتی اگر به انها بگوید شاید مسخره کنند و حتی به این تایپ من بخندند دوست من میدانید مشکل در کجا هست در یک تایپ دیگر گفتم باز هم میگویم
    بچه ای در نظر بگیرید که تازه به دنیا امده او غیر شیر و خواب چیز دیگری برایش مهم نیست اگر گرسنه باشد و به او یک الماس 50 قیراتی بدهید او را به دور می اندازد وباز گریه میکند حال شما به او بگو که ارزش این گوهر انقدر است که میتوانی تا اخر عمر شیر بخری و بخوری ولی چون او با ارزشهای خود ارز یابی میکند توان درک صحبتهای شما را ندارد
    و فقط همان خوراک در لحظه او را ارضا می کند مصداق ان همین جهان حال شما در مورد گوهر ذات بگو در مورد خدا بگو دنیا برای او همان شیر است و هیچ چیز دیگری غیر از ارزشهای خود قبول نمیکند
    با عرض معذرت این بحث فلسفی بود و من ان را به بی راه بردم ولی این موضوع را مطرح کردم که دوستان مخالف فقط از روی عناد وارد بحث شما نشوند واز در انصاف و داوری قضاوت کنند که این نتیجه تجربه شخصی خود من است
    و برای گفتن این تجربه با اینکه سخت است ولی میگویم من هم مانند بعضی از دوستان مخالف صرف مطلعات خود رافقط برای محکوم کردن طرف مقابل انجام میدادم و حتی در بعضی مواقع ناسیونالست ملی را در رابط با سر کوب دین
    استفاده میکردم که دین عربی یا مسائلی مانند این و ان روز که بیدار شدم و خود را به داوری کذاشتم عشق خدا را در خود احساس می کنم و رندگی رنگ دیگری گرفته من اولین بار که از ایران خارج شدم فقط 17 سال داشتم بدون اینکه به باور حقیقی رسیده باشم و در ظواهر دنیا غرق شدم شاید بتونم بگم که به اکثر لذتها رسیدم وحال بجز پشمانی چیز دیگری ندارم چون لذتی که از بودن با خدا میبرم هرگز تجربه نکرده بودم وقابل وصف نیست البته ممکن بعضیها بگویند هر کاری دلش خواست کرده و حالا گربه عابد شده درسته ولی من خودم هم نمیدانم در کدام پیچ زندگی کم شدم ولی میدانم با خدا پیدا شدم
    فقط با قضاوت درست به نظر خودم نجات پیدا کردم میبخشید زیاد حرف زدم ولی امید وارم همه خود را به قضاوت درست بگذارند
    با تشگر بزمی
    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۷:۲۵
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    با سلام
    منم دوست دارم پیرو باشم.شاید در بحث هم شرکت کردم.چون اول اعتقاد داشتم که خدایی نیست و حالا با اعتقاد قبول کردم که خدایی وجود داره و الهی قربونش برم خیلی هم بزرگه و مهربونه
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  14. تشکرها 2


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مقدمه




    با سلام
    تیتر این مبحث مناسب موضوع بحث نیست ولی خوب کلمات مهم نیستند درک ما از موضوع اصل است.
    بحث شیرین علیت را شروع کردید با ذکر نکات زیر در خدمت هستم.

    1- دلایلی را از بدیهیات شمرده اید که من هم با آنان موافق هستم ولی بدیهی بودن نشانه صحیح بودن نیست چون درک ما محدود است. بنابراین صرف پذیرفتن من نشانه صحت موضوع نخواهد بود.
    2- من کوچکترین اعتقادی به کتابهای آسمانی یا زمینی ندارم. بنابراین چه در قرآن آمده باشد و چه انیشتین گفته باشد دلیل حقانیت نیست مگر با دلیل و منطق اثبات کرده باشند.
    3- موجودات به وجود نمی آیند و ناوجود نمی شوند بلکه از یک ماهیت به ماهیت دیگری تغییر می کنند.آنچه شما آنرا واجب الوجود می نامید، وجود اولیه را در فرایندی به نام بیگ بنگ آغاز کرد و از آن زمان به بعد این وجود با تغییر در شکل، گوناگونی در هستی (عالم) را باعث شده است.
    4- منظور من از وجود فضا،زمان،ماده، انرژی و نیروهای طبیعی می باشد که در آغاز یکی بوده اند.

    با در نظر گرفتن نکات بالا من بحث واجب الوجود و ممکن الوجود را قبول دارم و می توانیم به جلو حرکت کنیم.
    با سپاس
    من مسلمانم ، قبله ام یک گل سرخ ، جانمازم چشمه مهرم نور ، دشت سجاده من ، من وضو با تپش پنجره ها می گیرم ، در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف ، سنگ از پشت نمازم پیداست ، همه ذرات نمازم متبلور شده است ، من نمازم را وقتی می خوانم ، که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو ، من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم ، پی قد قامت موج ، کعبه ام بر لب آب ، کعبه ام زیر اقاقی هاست ، کعبه ام مثل نسیم می رود باغ به باغ می رود شهر به شهر ،حجرالاسود من روشنی باغچه است.


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود