صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مبانی نظری ولایت فقیه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10

    مبانی نظری ولایت فقیه




    با سلام خدمت همه دوستان و آرزوی قبولی نماز و روزه

    جای بحث مبانی نظری ولایت فقیه در سایت خالیست، لازم دیدم مطالبی را که برگرفته از یکی از مباحثاتم با یکی از دوستان طلبه بود با شما نیز درمیان بگذارم.

    قبل از شروع بحث از همه استدعا دارم فقط در راستای موضوع بنویسید، و از رفتن به حاشیه و مسائل انتخابات اخیر و اعترافات و .... چیزی ننویسید.

    ابتدا چند سؤال:
    آیا نیاز به فقیه مخصوص عصر غیبت است؟
    آیا تشکیل حکومت از اختیارات فقیه است؟
    آیا اختیارات فقیه همانند امام معصوم است؟




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    جواب سؤال اول:
    بیان و اجرای احکام اسلام وظیفه ای است که تعطیل بردار نیست، و این مخصوص عصر غیبت امام زمان علیه السلام نیست، چرا که عدم دسترسی به معصومین علیهم السلام وجود فقهاء وامرائی برای بیان و اجرای احکام اسلامی را ضروری میسازد، مانند حذیفة بن یمان و سلمان فارسی در مدائن از جانب پیامبر، و عمار یاسر در نجف و مالک اشتر در مصر از جانب حضرت علی علیه السلام، لذا غیبت را اعم از غیبت مصطلح معنا میکنیم، حتی در صورت حضور و ظهور امام معصوم نیز نیابت فقهاء وجود داشته است.


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    جواب به دو سؤال اخیر به دو گونه تقلیدی و تعبدی و یا عقلی و اعتقادی می باشد.
    از جهت تقلیدی و تعبدی:

    تشکیل حکومت نیز همانند سائر مسائل فقهی به استنباط فقیه بستگی دارد، طبعا برای مقلدین آن فقیه حجت خواهد بود.

    این حق فقیه است که نسبت به مسائل مختلف نظر دهد، همانطور که فقیه هرچه احاطه اش به حکم و موضوع بیشتر شود تغییرات محسوسی در فتاوای او رخ میدهد و کسی نمیتواند او را بازخواست نماید، بله فقط از جهت علمی مانند سائر احکام قابل بحث و بررسیست، و گرنه مقلدانش باید تعبدا تابع نظراتش باشند و حق اعتراضی وجود نخواهد داشت.
    ویرایش توسط ابو محمد : ۱۳۸۸/۱۲/۰۲ در ساعت ۰۰:۳۶

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    سؤالی که بی جواب مانده است این است که چرا درباره سائر احکام فقهی چند وچونی وجود ندارد، مثلا حضرت امام در بیان محدوده طواف یا استطاعت به سختگیری معروف بودند، چرا در باب حج کسی به دنبال مقایسه بین فتاوای ایشان و سائر فقهاء (و مثلا اثبات شاذ بودن فتوای امام) نبوده است؟

    خلاصه اینکه اختیارات فقیه و ضرورت تشکیل حکومت امری کاملا تخصصی می باشد، و کمی تعداد طرفداران قولی دلیل ضعف آن قول نیست.

    البته ادعاي قول نادر در این زمینه ناشی از ضعف اطلاعات است، نیم نگاهی به سیره علماء گذشته ما را به بطلان این نظریه رهنمون می سازد، چراکه رسالت علماء که همان تبیین و اجرای احکام اسلام است آنها را به نفوذ هرچه بیشتر در حکومت وامیداشته است.

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    علماء به خوبی دریافته بودند حکومت بهترین وسیله برای این مهم است، به نمونه هائی از آن اشاره می کنم:

    1. سيد رضى و سيد مرتضى يكى پس از ديگرى، به مدت 33 سال امارت حاجيان و نقابت سادات (اهل بيت) و منصب قاضى‏القضاتى را در زمان القادر بالله و بهاء الدوله ديلمى بر عهده داشتند.

    2. خواجه نصير الدين طوسى با ورود به دربار هلاكوخان، زمينه‏ساز خدمات ارزنده‏اى به دين و تشيع شد.


    3. سيد بن طاووس در زمان خود طبق مقتضيات زمان، در مسائل سياسى دخالت مى‏كرد و در صورت نياز و امكان، تصدّى بعضى از آنها را بر عهده مى‏گرفت.

    4. محقق كركى با نزديك شدن به دربار پادشاهان صفوى، نقطه عطفى در عملى ساختن نظريه «ولايت فقيه» به وجود آورد تا جايى كه شاه طهماسب ضمن اذعان به ولايت محقق كركى به عنوان نايب امام زمان، رياست عالى مملكتى را به او تقديم كرد و محقق از اين راه گام‏هاى ارزنده‏اى در بسط و اجراى احكام عالى اسلام، در سطح كشور برداشت.


    5. علامه مجلسى، منصب شيخ الاسلامى را پذيرفت و از اين راه خدمات شايانى به اسلام كرد. وى از نفوذ صوفيه كاست و تشيع را ترويج داده، دربار را بدان سو كشاند.

    6. شيخ بهائى با تكيه بر ولايت فقيه، سمت شيخ الاسلامى شاه عباس را پذيرفت تا مردم را طبق نگرش ائمه معصومين (ع) تربيت و فقه جعفرى را اجرا كند.


    7. شيخ جعفر كاشف الغطاء ولايت بر جامعه را حق خود مى‏دانست و بر اين اساس، مقام فرماندهى جنگ (ايران و روس) را در اختيار فتحعلى شاه قرار داد.

    8. مولا احمد نراقى، ولايت‏فقيه را در همه زمينه‏هاى سياسى، اجتماعى، اقتصادى و... مبسوط اليد مى‏دانست و حاكميّتى غير از حاكميت فقيه در جامعه را به رسميت نمى‏شناخت. وى ضمن برقرارى رابطه نزديك با فتحعلى شاه، سعى مى‏كرد از او يك سلطان عادل بسازد ولى هيچ گاه ولايت بالاستقلال وى را به رسميّت نشناخت.


    9. شيخ فضل الله نورى- كه «ولايت در زعامت سياسى» را از آن فقيهان آل محمد (ص) مى‏دانست همواره در مسائل سياسى پيشگام بود. وى توانست حاكميت احكام اسلامى را بر نظام حقوقى و سياسى مملكت از طريق نظارت شرعى فقيهان تثبيت كند.

    10. آيت‏الله بروجردى با تكيه بر ولايت فقيه- تا آنجا كه شرايط محيطى اجازه داد در مسائل سياسى و اجتماعى مداخله كرده، جلوى بسيارى از انحرافات رژيم پهلوى را گرفت.

    11. و....

    موارد فوق بیانگر اهمیتی است که علماء به بهره گیری از حکومت و اعمال ولایت و تصرف در امورات مسلمین به جهت تبیین و اجرای احکام اسلام میدادند.

    کسی میتوانست بر آنان خرده بگیرد:
    آقا!! دخالت یا همراهی شما به منزله تأیید ظلم وجور حکومت است.

    سریعا جواب میشنید:
    فلانی مجتهد است، صلاح و فساد دین را بهتر از ما میشناسد.




  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    اما از بعد عقلی و اعقتادی:

    مطالبی شايد نا منظم بیان میکنم:

    1. پیامبر اسوه در تشکیل حکومت:

    قرآن کریم پیامبر اسلام را بعنوان اسوه معرفی کرده است، ایشان که با طواغیت عصر خویش مبارزه کردند و شکنجه های فراوان دیدند و بالاخره هجرت کردند، بعد از هجرت با تأسیس مسجد حکومت تشکیل دادند.
    به چه دلیل ایشان در همه چیز اسوه باشند الا در تشکیل حکومت؟

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    1. بدون حکومت امر به معروف محقق نخواهد شد

    امر به معروف و نهی از منکر 9 بار در قرآن مورد تأکید قرار گرفته است، همانطور که میدانید کسی میتواند امر و نهی کند که قدرت داشته باشد، فقط با داشتن قوه قهریه میتوان به این مهم دست یافت نه با خواهش و التماس!
    لذا مسائل حقوقی کیفری و جزائی اسلام نیز بدون حکومت قابل اجرا نیست.


  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    2- حکومت مهم ترین ابزار اطاعت و معصیت خداوند:

    اسلام برای تمام چیزهائی که مایه سعادت و شقاوت بشر است دستور و حکمی بیان نموده است.
    تمام وسائل و نعمات وامکاناتی که خداوند کریم به ما عطاء نموده است راه را برای سعادت و شقاوت باز خواهد کرد.
    شما یک ابزار را یافت نمیکنید که با آن فقط بشود اطاعت یا معصیت خدا کرد.
    از این روی آموزه های دینی به تناسب اهمیت آن وسیله بیان شده است، مثلا علم و ثروت، هرچه امکان به خدا نزدیک شده توسط آن دو زیاد باشد به همان نسبت (دقیقا به همان نسبت) معصیت خدا توسط آن دو نیز زیاد خواهد بود.

    چه عالمانی که سر منشأ خدمات (دینی و دنیائی) فراوانی شدند و نامشان در تاریخ ماندگار شد، از آن طرف عالمان زیاد ی باعث فساد دین و دنیای مردم شدند، مخترع باروت و جایزه صلح نوبل را حتما خواندید.
    بی جهت نیست که فرمودند: اذا فسد العالِم فسد العالَم.
    مال دنیا نیز همچنین.
    حال این دو را با قدرت قیاس کنید.
    آیا با علم و ثروت قابل مقایسه است؟
    چرا تعداد و انگیزه طالبان قدرت بیشتز از طالبان علم و ثروت است؟
    تعداد خونهائی که برای تصاحب قدرت ریخته شده برای تصاحب آن دو ریخته شده است؟
    چرا هارون الرشید به پسرش مأمون عباسی گفت: الملک عقیم؟!

  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    حال سؤال اصلی اینجاست:
    در برابر آن همه نظراتی که درباره علم و ثروت در اسلام وجود دارد، مگر میشود اسلام برای قدرت هیچ دستوری نداشته باشد؟
    مگر میشود برای مهم ترین وسیله سعادت و شقاوت بیانی نداشته باشد؟
    یعنی اسلام حساسیت حکومت را درک نکرده است؟
    یا اهمیت آن مخصوص عصر ظهور امام است؟

    قطعا جواب منفی است چراکه علماء راستین چنین حساسیتی را درک کرده و در راه به دست آوردش تلاش فراوانی کردند، به همین خاطر دائما از طرف حکام جور با مرگ و شکنجه و تبعید تهدید میشدند.

    ناگفته نماند در این میان مردم نقش اساسی را در براندازی حکومت جور و بنای حکومت دینی داشته و دارند، وعلت اصلی توفیق و عدم توفیق علماء اسلام نیز از همین جهت است، نه اختلاف عقیده در مورد تشکیل حکومت!!


  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    579
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    0
    گالری
    10



    مجلس چهلم آیة الله خوئی در مدرسه آیة الله خوئی از طرف نماینده ایشان در مشهد مقدس برگزار بود، از سخنران چنین شنیدم که میگفت:
    چند ماه قبل خدمت آیة الله خوئی رسیدم، به ایشان عرض کردم:
    چرا همانند آقای خمینی به دنبال ساقط کردن رژیم بعث و تشکیل حکومت اسلامی تلاش نمیکنید؟
    ایشان فرمودند:
    به مردم امید ندارم تا آخر با ما باشند، مردم ایران را با عراق مقایسه نکنید.

    براستی اگر ایشان معتقد به تشکیل حکومت نبود، چرا بی وفائی مردم را بهانه بسازند.

    البته اتفاقی که در ایران افتاد به تعبیر حضرت امام انفجار نور بود، عوامل و اسباب زیادی داشت، که در رأس آنان توجه خاص حضرت ولی عصر علیه السلام بود، که مجال بیان آنها نیست.


  18. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود