جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خوف و خشيت ازخداوند

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    خوف و خشيت ازخداوند




    خوف و خشيت ازخداوندخوف و خشيت ازخداوندخوف و خشيت ازخداوند





    نگارنده : امام صادق (ع)

    قال الصّادق عليه السّلام:


    الخشية ميراث العلم، و العلم شعاع المعرفة و قلب الايمان، و من حرم الخشية لا يكون عالما و ان شقّ الشّعر بمتشابهات العلم.

    حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد كه: خوف الهى نتيجه علم است، و هر كه را علم نيست، خوف نيست، و علم شعاع معرفت است. يعنى: معرفت ذات واجب و صفات واجب، و علم به ساير تكاليف شرعيّه، از علم حاصل مى‏شود، و نيز از علم حاصل مى‏شود ايمان كامل. چرا كه ايمان حاصل نمى‏شود مگر به إذعان كردن و تصديق نمودن به اصول دين به دليل، و اين نمى‏شود مگر به علم. و هر كه از خوف الهى محروم است و از اين سعادت عظمى مغبون است، در سلك جهّال منسلك است، و با ايشان در قيامت محشور خواهد بود، هر چند در حدّت فهم و كثرت علم موشكاف باشد و در نهايت علم و كمال باشد.

    قال الله تعالى:

    إِنَّما يَخْشَى الله من عِبادِهِ الْعُلَماءُ.

    جناب احديّت در قرآن عزيز، فرموده است كه: نمى‏ترسند خدا را، مگر صاحبان علم، و صاحبان علم نمى‏ترسند مگر به واسطه علم، حصر اوّل، مستفاد است از كلمه «انّما» و حصر ثانى از ترتّب حكم بر وصف، چنانكه در علم عربيّت ثابت شده است.

    و آفة العلماء عشرة أشياء، الطّمع، و البخل، و الرّياء، و العصبيّة، و حبّ المدح، و الخوض فيما لم يصلوا إلى حقيقته، و التّكلّف في تزيين الكلام بزوائد الالفاظ، و قلّة الحياء من الله عزّ و جلّ، و الافتخار، و ترك العمل بما علموا.
    مى‏فرمايد كه: ده چيز است كه علم را نابود مى‏كند:


    اوّل- طمع، چرا كه طمع بالخاصيّة مورث ذلّت و خوارى است و با عزّت علم جمع نمى‏شود.

    دوم- بخل، چرا كه علم نتيجه علوّ همّت است و علوّ همّت منافى بخل است كه صفت خسيس است. خواه بخل در علم و خواه بخل در مال.

    سوم- ريا، مثل آن كه تعليم و تعلّم از روى ريا باشد، نه از براى خدا، مثل اعتبار دنيا و جلب نفع دنيوى و زيادتى بر اقران و امثال منظور باشد.

    چهارم- عصبيّت، يعنى: تعليم از روى انصاف و معدلت باشد، نه از روى عناد و لجاج. و به حكم:

    «الحقّ احقّ ان يتّبع»،

    تابع حقّ باشد از هر كه باشد و هر كجا كه باشد و هر چه باشد.

    پنجم- حبّ مدح است. يعنى: دوست داشتن كه مردم، مدح و ثنايش گويند و در مجالس و محافل تحسينش كنند، اين صفت نيز از جمله صفات خبيثه است و موجب تضييع علم است، و مانع افاضه فيوضات است بر نفس. و نيز صاحب اين صفت از شايبه‏اى ريا خالى نيست و هميشه مطمح نظرش، تسلّط و زيادتى است بر اقران و امثال، و گذشت كه اين صفت، مخرّب دين و مزيّف علم است.

    ششم- خوض نكردن است در مسائلى كه به كنه او نتوان رسيد، مثل كنه واجب الوجود و مجرّدات و بسايط، چرا كه فكر در اينها، موجب تضييع اوقات است و موجب تحصيل اعتقادات باطله مهلكه.

    هفتم- در پى تزيين كلام بودن و در محاورات و مكالمات و تصانيف و تأليفات، به تكلّف رعايت محسّنات معنوى و لفظى نمودن، اين نيز چون متضمّن رعونت نفس و تضييع اوقات است، مذموم است.

    هشتم- از حيا بيگانه بودن و با مردم رعايت أدب نكردن و جهات اعلميّت و اصلحيّت و اسنّيّت را مرعى نداشتن.

    حاصل: بى حيايى از اخبث صفات خبيثه است از براى همه، خصوص از براى اهل علم، و از براى همه فظيع و شنيع است و از براى اهل علم افظع و اشنع.

    نهم- فخر و مباهات كردن و به خود باليدن و به مال و مثال و جاه و جلال و حسن صورت و اعتدال قامت فريفته شدن، حاصل آن كه به اين قبيل امور اعتبارى سريع الزّوال دل دادن، و به زبان حال به مضمون اين بيت:

    اى زمين بر قامت رعنا نگر
    زير پاى كيستى بالا نگر
    گويا شدن.

    غافل از آن كه حال امثال اين امور آن است كه گفته‏اند: به مال و جمال خود مبال، زيرا كه آن به شبى مى‏رود و اين به تبى، و همچنين است امر در ساير شئون و اعتبارات دنيوى چنانكه گفته‏اند:

    به عزّت مبال و ز ذلّت منال
    كه اين هر دو را زود باشد زوال‏



    خوف و خشيت ازخداوند



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    دهم- به دانسته خود عمل نكردن و عمل را كه نتيجه علم است به كار نبردن.
    قال عيسى بن مريم عليه السّلام:

    أشقى النّاس من هو معروف عند النّاس بعلمه مجهول بعمله.

    حضرت عيسى على نبيّنا و اله عليه السّلام، مى‏فرمايد كه: شقى‏ترين مردمان كسى است كه مشهور باشد در ميان مردم به علم، و مجهول باشد به عمل. يعنى: با وجود علم، عمل به علم خود نكند.

    قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله:

    لا تجلسوا عند كلّ داع يدعوكم من اليقين إلى الشّكّ، و من الاخلاص إلى الرّياء، و من التّواضع إلى الكبر، و من النّصيحة إلى العداوة، و من الزّهد إلى الرّغبة.

    حضرت سيّد عالميان، عليه و آله صلوة الرّحمن، مى‏فرمايد كه: دورى كنيد از كسى كه خواند شما را از يقين به سوى شكّ، مثل آن كه هر گاه واعظ يا عالم، منع كند از كار بد و خود از آن كار امتناع نكند، البتّه اين موجب شكّ ديگران است و خواهند گفتن كه: اگر اين كار بد مى‏بود، خود نمى‏كرد و يقين ايشان به شكّ منجرّ مى‏شود.

    و نيز دورى كنيد از اهل عجب و ريا، چرا كه مجالست و مصاحبت اين جماعت، موجب قساوت قلب است و احتمال سرايت نيز دارد كه شما را از صفت تواضع و فروتنى، منتقل كنند به صفت كبر و خودبينى.
    و نيز دورى كنيد از كسانى كه باطن ايشان از عداوت و بغض و كينه خالى نباشد.

    چرا كه گاه باشد كه شما نيز به مصاحبت ايشان، از نصيحت و پاكى باطن به تيرگى و عداوت منتقل شويد.

    و نيز احتراز كنيد از مجالست و مصاحبت كسانى كه حبّ دنيا و علاقه به دنيا بسيار داشته باشند، كه مبادا كه به مجالست ايشان صفت ايشان در شما سرايت كند، و شما نيز به مصاحبت ايشان مفتون دنيا شويد.

    حاصل آن كه، هر كه موصوف به كمالى است، نبايد با كسى كه موصوف باشد به نقيض آن، مصاحبت نمايد، كه خوف سرايت است.

    و تقرّبوا من عالم يدعوكم من الكبر إلى التّواضع، و من الرّياء إلى الاخلاص، و من الشّكّ إلى اليقين، و من الرّغبة إلى الزّهد، و من العداوة إلى الاخلاص.


    مى‏فرمايد كه: نزديكى كنيد و مصاحبت نمائيد با كسانى كه بخوانند شما را از كبر و عجب، به سوى تواضع و فروتنى، كه اگر شما به اين صفت خسيس موصوف باشيد، به مجالست ايشان از شما سلب مى‏شود و بدل او تواضع و فروتنى بهم مى‏رسد.

    و نيز مصاحبت كنيد با كسانى كه بخوانند شما را از ريا به سوى اخلاص، و شما را از اين صفت خبيثه ريا، به صفت كريمه اخلاص، مايل كنند.

    و به همين قياس مصاحبت كنيد با كسى كه شما را از شكّ به يقين آرد، و از رغبت به دنيا به ترك دنيا مايل كند، و از عداوت به محبّت و نصيحت رساند.

    و لا يصلح لموعظة الخلق الاّ من جاوز هذه الاصناف بصدقه، و اشرف على عيوب الكلام، و عرف الصّحيح من السّقيم، و علل الخواطر و فتن النّفس و الهوى.

    مى‏فرمايد كه: صلاحيّت واعظى و موعظه كردن ندارد، مگر كسى كه از اين عقبه‏ها گذشته باشد و به همّت صادق، اين عيوب و صفات را از خود سلب كرده باشد، و راه به عيوب و مفاسد كلام برده و تميز ميان كلام صحيح و فاسد كرده باشد، و از امراض نفسانى و علل روحانى و لذّات جسمانى، رهيده باشد.

    قال امير المؤمنين عليه السّلام:

    كن كالطّبيب الرّفيق الّذي يضع الدّواء بحيث ينفع.

    حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مى‏فرمايد كه: باش مانند طبيب مشفق مهربان، چنانكه طبيب مهربان مى‏گذارد دوا را به جائى كه نافع باشد و به بيمار نفع كند، تو نيز طبيب نفس خود باش و مداواى خود كن، و به دواى توبه، از داء امراض عصيان، استشفاى خود نما.

    منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشريعة، عبد الرزاق گيلانى، انتشارات پيام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‏




    خوف و خشيت ازخداوند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    تحقیقی در رابطه با خشیت



    بسم الله الرحمن الرحیم
    ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللهِ وَ مَا اللهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ.»؛ «سپس دل هاى شما بعد از این واقعه سخت شد همچون سنگ، یا سخت‏تر! چرا که پاره‏اى از سنگها مى‏شکافد، و از آن نهرها جارى مى‏شود و پاره‏اى از آنها شکاف برمى‏دارد، و آب از آن تراوش مى‏کند و پاره‏اى از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر مى‏افتد (اما دل هاى شما، نه از خوف خدا مى‏تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانى است!) و خداوند از اعمال شما غافل نیست».[۱]

    خشیت

    تعریف خشیت

    الخشیة: الخوف.[۲]

    خشیت، ترس شدید. البته به معنای هر گونه ترسی نیست؛ بلکه ترسی است که توأم با تعظیم و احترام باشد.

    ثمرات خشیت

    ۱٫ پذیرش انذار:

    «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ کَریمٍ»؛ «تو فقط کسى را انذار مى‏کنى که از این یادآورى (الهى) پیروى کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد چنین کسى را به آمرزش و پاداشى پرارزش بشارت ده!».[۳]

    ۲٫ از اهل تذکر می­شود:

    ما أنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏ * إِلاَّ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشى»؛«ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنى * آن را فقط براى یادآورى کسانى که (از خدا) مى‏ترسند نازل ساختیم»‏.[۴]

    «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشى»؛«و بزودى کسى که از خدا مى‏ترسد، متذکّر مى‏شود». [۵]

    ۳٫ نائل شدن به بهشت الهی و رضایت خداوند:

    جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأنْهارُ خالِدینَ فیها أبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ»؛«پاداش آن ها نزد پروردگارشان باغ هاى بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جارى است همیشه در آن مى‏مانند! (هم) خدا از آن ها خشنود است و (هم) آن ها از خدا خشنودند و این (مقام والا) براى کسى است که از پروردگارش بترسد!». [۶]

    ۴٫ از اهل عبرت می­شود:

    «إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یَخْشى»؛«در این عبرتى است براى کسى که (از خدا) بترسد»‏.[۷]

    خشیت در خفا

    «مَنْ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنیبٍ * ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ * لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فیها وَ لَدَیْنا مَزیدٌ»؛« آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبى پر انابه در محضر او حاضر شود! * (به آنان گفته مى‏شود به سلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانگى است * هر چه بخواهند در آن جا براى آن ها هست، و نزد ما نعمت هاى بیشترى است (که به فکر هیچ کس نمى‏رسد)».[۸]

    انواع خشیت

    ۱٫ خشیت اجسام از خداوند متعال:

    «وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ»؛ « پاره‏اى، از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر مى‏افتد».[۹]

    همین که سنگ در برابر عوامل خاص به خود، متأثر گشته و از آنها تأثیر می­پذیرد و از کوه می­غلطد. همین خود پذیرفتن تأثیر از امر خدای سبحان نیز هست. چون در حقیقت خدا به او امرکرده که سقوط کند و سنگها هم به طور تکوینی امر خدایرا می­فهمند و خشیت جز همین انفعال شعوری پیز دیگری نیست.[۱۰]

    ۲٫ خشیت انسان از غیر خدا:

    «فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ»؛ «از مردم نهراسید! و از من بترسید».[۱۱]‏

    آثار خشیت از غیر خدا:

    عن رسول الله (صلی­ الله ­علیه ­و آله): ما سلَّطَ اللهُ علی ابنِ آدم إلاّ مَن خافه ابن آدم و لو ابن آدم لم یخف الا الله ما سلط الله علیه غیره و لا وکل ابن آدم إلا إلی من رجاه و لو أنَّ ابن آدم لم یرجُ إلا الله ما وکل الی غیره»؛«خداوند بر فرزندان آدم مسلط نمی کند، مگر کسی را که از او می ترسد. اگر فرزندان آدم جز خداوند از کسی نمی ترسیدند، خداوند کسی را بر آن ها مسلط نمی کرد. فرزندان آدم واگذار نمی شوند، مگر به کسی که به او امیدوار هستند. اگر آن ها جز من به کسی امید نداشتند به غیر من واگذار نمی شدند».[۱۲]

    الإمام علی (علیه ­السلام): «شَرُّ النَّاسِ مَنْ‏ یَخْشَى‏ النَّاسَ‏ فِی‏ رَبِّهِ‏ وَ لَا یَخْشَى رَبَّهُ فِی النَّاسِ»؛«بدترین مردم کسی است که مقابل خداوند، از مردم خشیت داشته باشد و در مقابل مردم، از خداوند خشیت نداشته باشد».[۱۳]

    الإمام علی علیه­السلام: «لاَ تَخَافُوا فِی اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ یَکْفِکُمُ اللهُ مَنْ آذَاکُمْ وَ بَغَى عَلَیْکُم»؛«در راه خداوند از سرزنش هیچ ملامت گری هراس نداشته باشد. اگر چنین باشید خداوند در برابر آزار و طغیان دیگران شما را کفایت خواهد کرد».[۱۴]

    الإمام الصادق (علیه­السلام): «مَنْ خَافَ اللهَ أخَافَ اللهُ مِنْهُ کُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللهَ أخَافَهُ اللهُ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ»؛«کسی که از خداوند هراس داشته باشد، خداوند هراس وی را در دل همۀ موجودات قرار می دهد و کسی که از خداوند هراس نداشته باشد، خداوند هراس همۀ موجودات را در دل وی قرار می دهد».[۱۵]

    عن رسول الله (صلی ­الله ­علیه ­و آله): «مَن اتَّقی اللهَ أهابَ اللهُ مِنهُ کُلَّ شَیءٍ وَ مَن لَم یَتَّق اللهَ أهابَه اللهُ مِن کُلِّ شَیءٍ»؛«کسی که از خداوند ترس داشته باشد، خداوند هیبت و ترس وی را در دل هر چیزی قرار می دهد و کسی که از خداوند نترسد، خداوند، ترس و هیمنۀ هر چیزی را در دل وی قرار می دهد».[۱۶]

    ۳ـ خشیت انسان از خداوند:

    «وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللهُ أحَقُّ أنْ تَخْشاه»؛«از مردم مى‏ترسیدى در حالى که خداوند سزاوارتر است که از او بترسى!».[۱۷]‏

    ۳/۱) عامل ایجاد خشوع

    «إِنَّما یَخْشَى اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ غَفُورٌ»؛ «(آرى) حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مى‏ترسند». [۱۸]

    ۳/۲) جایگاه خشوع در انسان

    الإمام زین العابدین (علیه ­السلام): «ـ فی الدعاء ـ وَ أعُوذُ بِکَ مِن نَفسٍ لا تَقنَع وَ بَطنٍ لا یَشبَع وَ قَلبٍ لا یَخشَع»؛«خداوندا به تو پناه می برم از نفسی که قانع نباشد و شکمی که سیری ناپذیر باشد و قلبی که خشوع نداشته باشد».[۱۹]

    با توجه به این دعای شریف، جایگاه خشوع، در قلب انسان است.

    ۳/۳) خشیت از خداوند پایۀ عمل و ایمان است:

    الإمام الصادق (علیه ­السلام): «لا إِیمَانَ إِلاّ بِعَمَلٍ وَ لا عَمَلَ إِلاّ بِیَقِینٍ وَ لَا یَقِینَ إِلاَّ بِالْخُشُوع»؛«هیچ ایمانی نیست، مگر با عمل، و هیچ عملی نیست، مگر با یقین و هیچ یقینی نیست، مگر با خشوع».[۲۰]‏

    با توجه به این روایت، خشوع، مقدمۀ یقین و عمل صالح، و همچنین مقدمۀ ایمان است.

    ۳/۳) صفات خاشعین از خداوند

    عن رسول الله (صلی­ الله­ علیه­ و آله): «وَ أمَّا عَلامَةُ الْخَاشِعِ فَأرْبَعَةٌ: مُرَاقَبَةُ اللهِ فِی السِّرِّ وَ الْعَلانِیَةِ، وَ رُکُوبُ الْجَمِیلِ، وَ التَّفَکُّرُ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ، وَ الْمُنَاجَاةُ لِلَّه»؛ «علامت خاشع چهار چیز است: “مراقبت از حریم الهی در آشکار و نهان”، “دین داری خوب”، “تفکر در رابطه با روز قیامت” و “مناجات با خدای متعال”».[۲۱]

    ۳/۴) خشوع و زینت اولیای الهی

    «اوحی الله تعالی الی موسی و هارون: إِنَّمَا یَتَزَیَّنُ لِی أَوْلِیَائِی بِالذُّلِّ وَ الْخُشُوعِ وَ الْخَوْفِ الَّذِی یَنْبُتُ فِی قُلُوبِهِمْ فَیَظْهَرُ عَلَى أجْسَادِهِم»؛«خداوند به موسی و هارون چنین وحی کرد: همانا اولیای من با ذلت، خشوع و ترسی که در قلوبشان قرار دارد و در بدن هایشان نمایان است، برایم زینت می شوند».[۲۲]‏

    ۳/۵) تفاوت خشوع و خوف

    أَنْوَاعُ الْخَوْفِ خَمْسَةٌ: خَوْفٌ وَ خَشْیَةٌ … فَالْخَوْفُ لِلْعَاصِینَ وَ الْخَشْیَةُ لِلْعَالِمِینَ … أَمَّا الْخَوْفُ فَلأجْلِ الذُّنُوبِ. قَالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ “وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ”؛ وَ الْخَشْیَةُ لأَجْلِ رُؤْیَةِ التَّقْصِیرِ قَالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ “إِنَّما یَخْشَى اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ”….[۲۳]

    انوع خوف پنج گونه است: خوف و خشیت… خوف، برای معصیت کاران است و خشیت برای علما… اما خوف، به خاطر گناه است و خداوند در این رابطه فرموده است: «و براى کسى که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتى است»!

    اما خشیت، به خاطر دیدن تقصیرها در مقابل خداوند است و خداوند در این رابطه فرمود است: «(آرى) حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مى‏ترسند».

    فی بعض مؤلفات المحقق الطوسی ما حاصله: أن الخشیة و الخوف – و إن کانا فی اللغة بمعنى واحد – إلا أن بین خوف الله و خشیته فی عرف أرباب القلوب فرقا، و هو أن الخوف تألم النفس من العقاب المتوقع بسبب ارتکاب المنهیات و التقصیر فی الطاعات، و هو یحصل لأکثر الخلق – و إن کانت مراتبه متفاوتة جدا – و المرتبة العلیا منه لا تحصل إلا للقلیل، و الخشیة حالة تحصل عند الشعور بعظمة الحق و هیبته و خوف الحجب عنه، و هذه حالة لا تحصل إلا لمن اطلع على حال الکبریاء و ذاق لذة القرب، و لذا قال سبحانه: “إنما یخشى الله من عباده العلماء” فالخشیة خوف خاص، و قد یطلقون علیها الخوف أیضا انتهى»؛ « شیخ طوسی می فرماید: همانا خشیت و خوف ـ هر چند که در لغت به یک معنا هستند ـ اما در نگرش ارباب قلوب، میان خوف از خدا با خشیت از خداوند تفاوت وجود دارد. خوف، نگرانی نفس از عقاب الهی است که به سبب انجام کارهای حرام و کوتاهی در عبادت می باشد. و چنین حالتی با وجود اختلاف مراتبی که دارد، برای بیشتر مردم رخ می دهد. اما خشیت حالتی است که تنها هنگام توجه به عظمت الهی و هیبت خداوند و خوف حجاب و دوری از خداون رخ می دهد. این حالت تنها برای کسی حاصل می شود که توجه به صفت کبریایی خداوند داشته و لذت تقرب به درگاه الهی را چشیده باشد. به همین دلیل است که خداوند می فرماید: تنها علما هستند که خشوع خداوند را در دل دارند. بنابراین، خشیت، نوع خاصی از ترس است و لذا گاهی اوقات از آن با لفظ «ترس» هم یاد می شود.».‏[۲۴]

    ۴ـ خشیت اجسام از مؤمن:

    الإمام الصادق (علیه ­السلام): «إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَخْشَعُ لَهُ کُلُّ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ قَالَ إِذَا کَانَ مُخْلِصاً لِلَّهِ قَلْبَهُ أَخَافَ اللهُ مِنْهُ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى هَوَامَّ الْأرْضِ وَ سِبَاعَهَا وَ طَیْرَ السَّمَاءِ»؛«همانا همه چیز در برابر مؤمن خضوع می کند. (سپس فرمود) اگر مؤمن قلب خود را برای خدا خالص کند، خداوند ههراس وی را در دل همه چیز قرار می دهد. حتی در دل جانواران زمین و درندگان و پرندگان آسمان».[۲۵]

    الإمام الصادق (علیه ­السلام): «إِنَّ الْمُؤْمِنَ مَنْ یَخَافُهُ کُلُّ شَیْ‏ءٍ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ عَزِیزٌ فِی دِینِ اللَّهِ وَ لا یَخَافُ مِنْ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ عَلامَةُ کُلِّ مُؤْمِنٍ»؛ «همانا مؤمن کسی است که همه چیز هراس و واهمۀ وی را در دل دارد. دلیلش هم آن است که او دین خدا را با قدرت حفظ می کند و غیر از خداوند از هیچ چیزی نمی هراسد. این نوع نگرش، علامت هر مؤمنی است».[۲۶]


       

    [۱] . بقره، ۷۴

    [۲] . مجمع‏البحرین، ج۱، ص۱۲۲٫

    [۳] . یس، ۱۱٫ بشارت و انذار. جایگاه انذار در زندگی انسان.
    وَ سیقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَتْلُونَ عَلَیْکُمْ آیاتِ رَبِّکُمْ وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا قالُوا بَلى‏ وَ لکِنْ حَقَّتْ کَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْکافِرینَ * قیلَ ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرینَ

    زمر، ۷۱ و ۷۲٫

    [۴] . طه، ۲و ۳٫ اللهم لا تجعلنی من الغافلین المبعَدین. غفلت باعث می­شود که انسان به گناه افتد. اگر تذکر نباشد انسان به روزمره­گی می­افتد و سرمایۀ معنوی خود را در اندک زمانی از دست می­دهد.

    [۵] . الأعلی، ۱۰٫

    [۶] . بینۀ، ۸٫

    [۷] . نازعات، ۲۶٫

    [۸] . ق، ۳۳، ۳۴ و ۳۵٫

    [۹] . بقره، ۷۴٫
    [۱۰] . المیزان، ج۱، ص۳۰۷٫

    [۱۱] . مائده، ۴۴٫

    [۱۲] . کنزالعمال، ۵۹۰۹٫

    [۱۳] . غرر الحکم، ۵۷۴۰٫

    [۱۴] . الکافی، ج۷ ، ص۵۱٫

    [۱۵] . الکافی، ج۲، ص۶۸، ح۳٫

    [۱۶] . کنزالعمال، ح۵۸۸۳٫

    [۱۷] . احزاب، ۳۷٫

    [۱۸] . فاطر، ۲۸٫

    [۱۹] . اقبال، ج۱، ص۱۷۴٫

    [۲۰] . بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۸۱٫

    [۲۱] . بحارالأنوار، ج۱، ص۱۱۹٫

    [۲۲] . بحارالأنوار، ج۱۳، ص۴۹ .

    [۲۳] . بحارالأنوار، ج۶۷، ص۳۸۰٫

    [۲۴] . مجمع‏البحرین، ج۱، ص۱۲۲٫

    [۲۵] . بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۰۵٫

    [۲۶] . بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۰۵٫

    خوف و خشيت ازخداوند
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,317
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " ای مردم ! از خدا بترسید. چه بسا ارزومندی که به ارزوی خود نرسید . و سازنده سا ختمانی که در ان مسکن نکرد. و گرد اورنده ای که زود
    انچه را گرد اورده رها خواهد کرد. شاید که از راه باطل گرد اورده و یا حق دیگران را باز داشته و با حرام به هم امیخته که گناهش بر گردن اوست.
    و با سنگینی بار گناه در می گذرد و با پشیمانی و حسرت نزد خدا میرود . که در دنیا و اخرت زیان کرده و این است زیانکاری اشکار. "
    " از نا فرمانی خدا در خلوت ها بپرهیزید .زیرا همان که گواه است داوری کند. "
    عبرتها چقدر فراوانند و عبرت پذیران چه اندک . " از سخنان مولا علی علیه السلام. یا حق.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود