جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه قرآن به غرور و تكبر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه قرآن به غرور و تكبر





    نگاه قرآن به غرور و تكبر

    خداى متعال در اين آيه به مبارزه با كبر و غرور برخاسته و با تعبير زنده و روشنى، مؤمنان را از آن نهى مى كند، روى سخن را به پيامبر (صلى الله عليه وآله) كرده، مى گويد:


    «در روى زمين از روى كبر و غرور، گام برمدار»
    (وَ لاتَمْشِ فِي الاْ َرْضِ مَرَحاً).

    «چرا كه تو نمى توانى زمين را بشكافى! و طول قامتت به كوه ها نمى رسد»!
    (إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الاْ َرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً).

    اشاره به اين كه: افراد متكبر و مغرور غالباً به هنگام راه رفتن پاهاى خود را محكم به زمين مى كوبند، تا مردم را از آمد و رفت خويش آگاه سازند، گردن به آسمان مى كشند، تا برترى خود را به پندار خويش بر زمينيان مشخص سازند! ولى، قرآن مى گويد: آيا تو اگر پاى خود را به زمين بكوبى هرگز مى توانى زمين را بشكافى، يا ذره ناچيزى هستى بر روى اين كره عظيم خاكى؟

    همانند مورچه اى كه بر صخره بسيار عظيمى حركت مى كند؟ و پاى خود را بر آن صخره مى كوبد، و صخره بر حماقت و كمى ظرفيتش مى خندد.

    آيا تو مى توانى ـ هر قدر گردن خود را برفرازى ـ هم طراز كوه ها شوى يا اين كه: حد اكثر مى توانى چند سانتى متر قامت خود را بلندتر نشان دهى؟ در حالى كه حتى عظمت بلندترين قله هاى كوه هاى زمين در برابر اين كره، چيز قابل ذكرى نيست، و خود زمين ذرّه بى مقدارى است، در مجموعه جهان هستى.

    پس، اين چه كبر و غرورى است كه تو دارى؟!

    جالب توجه اين كه: قرآن، تكبر و غرور را كه يك خوى خطرناك درونى است، مستقيماً مورد بحث قرار نداده، بلكه روى پديده هاى ظاهرى آن، حتى ساده ترينش، انگشت گذاشته، و از طرز راه رفتن متكبران، و مغروران خودخواه و بى مغز، سخن گفته است، اشاره به اين كه: تكبر و غرور، حتى در سطح ساده ترين آثارش، مذموم، ناپسند و شرم آور است.

    و نيز اشاره به اين كه: صفات درونى انسان، هر چه باشد، خواه و ناخواه خود را در لابلاى اعمالش نشان مى دهد، در طرز راه رفتنش، در نگاه كردنش، در سخن گفتنش و در همه كارش!

    به همين دليل، به محض اين كه: به كوچك ترين پديده اى از اين صفات در اعمال برخورديم، بايد متوجه شويم: خطر نزديك شده، و آن خوى مذموم در روح ما لانه كرده است، فوراً به مبارزه با آن برخيزيم.
    ضمناً، از آنچه گفتيم، به خوبى مى توان دريافت: هدف قرآن از آنچه در آيه فوق آمده (همچنين در سوره «لقمان» و بعضى ديگر از سوره هاى قرآن) اين است كه: كبر و غرور را به طور كلّى، محكوم كند، نه تنها در چهره خاصى يعنى راه رفتن.

    چرا كه غرور، سرچشمه بيگانگى از خدا و خويشتن، اشتباه در قضاوت، گم كردن راه حق، پيوستن به خط شيطان، و آلودگى به انواع گناهان است.

    على(عليه السلام) در خطبه «همّام» درباره صفات پرهيزگاران مى فرمايد:
    وَ مَشْيُهُمُ التَّواضُعُ:«آنها متواضعانه راه مى روند».
    نه تنها در كوچه و بازار، كه خط مشى آنها در تمام امور زندگى و حتى در مطالعات فكرى و خط سير انديشه ها توأم با تواضع است.
    برنامه عملى پيشوايان اسلام، سرمشق بسيار آموزنده اى براى هر مسلمان راستين در اين زمينه است.

    در سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: هرگز اجازه نمى داد، به هنگامى كه سوار بود افرادى در ركاب او پياده راه بروند، بلكه، مى فرمود: «شما به فلان مكان برويد، من هم مى آيم، در آنجا به هم مى رسيم، حركت كردن پياده، در كنار سواره سبب غرور سوار، و ذلت پياده مى شود»!

    و نيز مى خوانيم: پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر روى خاك مى نشست ، غذاى ساده همچون غذاى بردگان مى خورد، از گوسفند شير مى دوشيد، و بر الاغ برهنه سوار مى شد.

    اين گونه كارها را حتى در زمانى كه به اوج قدرت رسيد مانند روز فتح «مكّه» انجام مى داد، تا مردم گمان نكنند، همين كه به جائى رسيدند، بايد باد كبر و غرور در دماغ بيفكنند، از مردم كوچه و بازار و مستضعفان فاصله بگيرند، و از حال توده هاى زحمت كش بيگانه شوند.

    در حالات على(عليه السلام) نيز مى خوانيم: او براى خانه آب مى آورد و گاه منزل را جارو مى كرد
    .
    و در تاريخ امام مجتبى(عليه السلام) مى خوانيم: با داشتن مركب هاى متعدّد، بيست مرتبه پياده به خانه خدا مشرف شده مى فرمود: من براى تواضع در پيشگاه خدا اين عمل را انجام مى دهم.(1)

    1. تفسیر نمونه، جلد 12، صفحه 142.
    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آفت غرور و عوامل آن




    نگاه قرآن به غرور و تكبر


    گردآوری: ابوخالد محمدی

    غرور و تکبر، از شاه راه‪های ورود شیطان به نفس آدمی می‪باشد. این صفت، همان درد کشنده‪ای است که ابلیس را از آسمان به زمین فرود کشید.
    {قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ} [اعراف:۱۲]
    «(خداوند به او) گفت: چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده ببری، وقتی که من به تو دستور (تعظیم و تواضع برای آدم) دادم؟ (ابلیس از روی عناد و تکبر پاسخ) گفت: من از او بهترم چرا که مرا از آتش آفریده ای و او را از خاک. (و آتش کجا و خاک کجا!)»…
    مردم «عاد» به خاطر قدرت و امکانات خود دچار غرور گردیدند و می گفتند: «کیست که از ما قوی‪تر باشد» به همین خاطر زمینه ذلت دنیا و آخرت خود را فراهم نمودند.
    در غزوه‪ی حنین یاران رسول خدا به خاطر فراوانی خود دچار غرور شدند، و گفتند: «امروز به خاطر فراوانی تعداد خود دچار شکست نخواهیم شد» اما دچار شکستی تلخ گردیده و مجبور به عقب‪نشینی شدند.
    به همین جهت است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم از تکبر و غرور به خدا پناه می برد…
    انسان مسلمان از تکبر و خودپسندی دوری می کند و تلاش می نماید که هیچ‪گاه به این بیماری خطرناک که مانع حرکت او به سوی کمال است، مبتلا نگردد. زیرا به خوبی می داند که کم نبوده اند نعمت‪هایی که به زحمت تبدیل شده اند، و عزتی که به ذلت، و قوتی که به ضعف دگرگون گردیده اند. خداوند متعال می‪فرماید:
    {وَغَرَّتْکُمُ الْأَمَانِیُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ} [حدید:۱۴]
    «آرزوها و گمانه شما را گول زد تا اینکه فرمان (مرگتان توسط) خداوند، فرا رسید و شیطان شما را از راه خدا به در برد».

    رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سه چیز مایه‪ی نابودی و بد عاقبتی انسان است: بخل و خباثت سرکش، کشش‪های دنبال شونده، و خودخواهی و خودپسندی انسان نسبت به کارهای خود».






    ویرایش توسط همدم آسمان : ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ در ساعت ۲۱:۳۴
    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    برخی از علت های غرور و خودپسندی

    ۱- علم و دانش: گاهی انسان به خاطر علم و دانشی که دارد دچار غرور و خودخواهی می شود، و همین حالت باعث می شود که برای بیشتر نمودن آن تلاش نکند، و خود را بر دیگران برتر بداند و تنها خود را اهل رأی و نظر به شمار بیاورد.
    بدترین تکبر، تکبر عالمی است که به علم خویش بنازد و خود را از دیگران برتر بداند این شخص را علمش سودی نبخشیده، زیرا کسی که علم را به خاطر خداوند حاصل کرده باشد علم او را متواضع و فروتن و نفسش را خاضع می گرداند و همیشه مواظب نفس خویش است و از آن غفلت نمی ورزد بلکه مدام آن را محاسبه می کند و در پی اصلاح آن است زیرا اگر از آن غفلت کند نفسش سرکش می شود و صاحبش را از راه منحرف و هلاک می سازد و کسی که علم را برای ریاست و مباهات طلب کند و با کناره چشم به مسلمانان بنگرد و آنان را بی‪عقل و خوار بشمارد این برترین تکبر است و هر کس که ذره‪ای تکبر در قلبش باشد وارد بهشت نمی شود. و لا حول و لا قوة الا بالله.
    ۲- ثروت: گاهی هم دارایی و ثروت او را دچار غرور و تکبر می نماید، حق هر کاری را به خود می دهد و دیگران را خوار و حقیر می شمارد، و به فساد و بدهکاری می پردازد.{إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ { إلى قوله تعالى: {فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ} [قصص:۷۶-۸۱]
    «قارون از قوم موسی بود و (بر اثر دارایی زیاد) بر آنان دراز دستی کرد و تکبر ورزید، ما آن اندازه گنج به او داده بودیم که تنها حمل کلیدهای خزاین آن بر گروه پر زور و با قدرت سنگینی می‌کرد. وقتی که قوم او، به او گفتند: (از روی ناسپاسی و گردنکشی) شادمانی نکن که خداوند شادمانان (سرمست از غرور) را دوست ندارد».
    تا آنجا که می‌فرماید: «ما او و خانه‌اش را به زمین فرو بردیم».
    ۳- قدرت: در موارد زیادی هم انسان‪هایی که دارای مقام و موقعیتی هستند دچار غرور و تکبر می‪وشوند، و دست به ستمگری و سلب ازادی و هتک حرمت مردم می زنند.
    ۴- موقعیت: گاهی هم انسانی به خاطر برخورداری از حسب و نصب و وابستگی به قشری خاص دچار غرور و خودپسندی می شود و در همه‪ی امور خود را حق به جانب می شمارد و برای کسب فضیلت و کمال رغبتی به عبادت و خدمت ندارد، و با چشم خواری و ذلت به مردم نگاه می کند و انتظار دارد که همه او را مورد احترام قرار دهند و دست به سینه در خدمت او باشند.
    ۵- عبادت: گاهی نیز ممکن است انسانی به عبادت و اعمال نیک خود مغرور شود، و آن را به رخ دیگران بکشد، و فضل وتوفیق خداوند را فراموش کند و ارزش و منزلت خود را عملاً بلندتر از دیگران بداند.




    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معالجه غرور و خودپسندی

    زمانی انسان می تواند با خوی خودپسندی مقابله کند که مدام به خود یادآور شود که نعمت‪هایی مانند: علم و ثروت و قوت وعزت و حسب و نسب و توفیق عبادت او… به خاطر هدایت و فراهم گردانیدن اسباب و عوامل زیادی توسط خداوند بوده است. و هرگاه بخواهد، همه‪ی آنها را در یک چشم بر هم نهادن از او می گیرد.
    زیرا خداوند سرچشمه‪ی نعمت‪های مادی ومعنوی است و همه‪ی خیر و منفعت به خاطر هدایت اوست. پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «هیچ‪کس را علمش به تنهایی نجات نخواهد داد؟» گفتند: یا رسول الله شما هم؟ فرمود: «من هم مگر آنکه رحمت خداوند شامل حالم بشود».
    {تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ} [قصص:۸۳]
    «ما آن سرای آخرت را تنها نصیب کسانی می‌نماییم که در زمین خواهان تکبر و برتری و فساد و تباهی نیستند و عاقبت از آن پرهیزگاران است».
    منابع:

    کلیات اسلام، نویسنده: ابوبکر الجزایری، مترجم: عبدالعزیز سلیمی، ناشر: نشر احسان، سال و نوبت چاپ: ۱۳۸۱- اول
    قایق‪های نجات در طوفان حوادث، نوسنده: دکتر فتحی یکن، مترجم: قادر قادری، ناشر: نشر احسان، سال و نوبت چاپ: ۱۳۷۹- اول
    گناهان کبیره، نویسنده: امام شمس الدین ذهبی (رحمه الله) مترجم: عبدالقدوس دهقان، ناشر: انتشارات شیخ الاسلام احمد جام، سال و نوبت چاپ: ۱۳۸۷-چهارم
    ریاض الصالحین، نویسنده: امام نووی، مترجم:استاد احمد حواری نسب، ناشر:انتشارات کردستان، سال چاپ:۱۳۸۵
    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    تکبر و خودخواهی...تواضع و فروتنی




    ای انسان تو گمان میکنی جسم کوچک و موجودی ناچیز هستی و حال آنکه در وجود تو جهان بزرگ نهفته است(۱)

    بدان که وجود تو را جز بهشت بهایی نیست پس خود را به کمتر از آن مفروش(۲)

    که اگر کرامت نفس خویش را احساس کنی شهوتهایت نزد تو خوار خواهند بود(۳)


    پس سربلند باش


    نگاه قرآن به غرور و تكبر


    اما :

    شگفتا از متکبری که دیروز نطفه(اب گندیده) بوده و فردا مرداری خواهد بود
    (۴)

    که دنیا دالانیست اندکی سقف آن کوتاه٬ هنگام عبور از آن اگر کمی سرت پایین باشد بسلامت از آن بگذری ولی اگر سرت کاملا بالا باشد خراشیده و خونین گردی(۵)
    خدایا نفسم را نزد خودم ذلیل و خوار گردان(۶)

    پس سربزیر باش

    نگاه قرآن به غرور و تكبر

    به نظر شما انسان باید عزت نفس داشته باشه یا نفس خودش رو ذلیل و خوار کنه؟

    خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم.نگاه قرآن به غرور و تكبر
    -----------
    ۱ـ ديوان منسوب به اميرالمؤمنين(ع)، ص‏45، چاپ سنگى،1283ق، تبريز.
    ۲ـ نهج البلاغه، حكمت ٤٥٦.
    ۳ـ ميزان الحكمة٬ ج147/10.
    ۴ـ نهج البلاغه٬ حکمت ۱۲۱.
    ۵ـ اصول کافی.
    ۶ـ تهذيب 1: 469.

    منبع:http://www.golbargeshabane.blogfa.com/88074.aspx
    نوشته شده وسط فانی


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب @@@تکبر خطرناکترین گناه @@@




    بسم الله الرحمن الرحیم

    توکلت علی الحی الذی لا یموت

    تکبر در روایات



    متکبر کیست؟

    *امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هرکه براین باور باشد که از دیگران برتر است، او در شمار مستکبران است». حفص بن غیاث می گوید عرض کردم: «اگر گنهکاری را ببیند و به سبب بی گناهی و پاکدامنی خود، خویشتن را از او برتر بداند چه؟» فرمود: «هیهات، هیهات چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را برای حسابرسی نگه دارند؛ مگر داستان جادوگران موسی (علیه السلام) را نخوانده ای؟»(عن أبی عبد الله ع من ذهب یرى أن له على الآخر فضلا فهو من المستكبرین فقلت له إنما یرى أن له علیه فضلا بالعافیة إذا رآه مرتكبا للمعاصی فقال هیهات هیهات فلعله أن یكون قد غفر له ما أتى و أنت موقوف محاسب أما تلوت قصة سحرة موسى ع ثم قال كم من مغرور بما قد أنعم الله علیه و كم من مستدرج بستر الله علیه و كم من مفتون بثناء الناس علیه ) ( الكافی ج8، ص128)



  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    593
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تکبر و فخر فروشی از منظر قرآن


    در قرآن مجید آمده است: ما این خانه آخرت را برای آنان که در زمین اراده علو و فساد و سرکش ندارند، مخصوص گردانیدیم و حسن عاقبت ، خاص پرهیزگاران است.


    امام صادق علیه‌السلام منظور از علو در زمین را ، گردن کشی و بزرگی و فساد می‌داند.


    در متون اسلامی آمده است که حتی چنانچه فردی از این که بند کفش او از دوستش بهتر است، خوشحال باشد و به اصطلاح بخواهد فخرفروشی کند، در مفهوم آیه وارد می‌شود.


    علامه طباطبایی در تفسیر این آیه منظور از علو در زمین را با مفهوم گردن فرازی و استکبار بر بندگان خدا تعریف می‌نماید و آن را یکی از مصادیق فساد می‌داند و اضافه می‌نماید از آن لحاظ ، عنوان علو و برتری جویی بر بندگان خداوند به طور اختصاصی ذکر شده است که خداوند نسبت به آن عنایت خاص داشته است.


    ویرایش توسط *صافات* : ۱۳۹۱/۰۶/۱۵ در ساعت ۱۶:۵۷
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...1235724085.gif


    خوشبختي يعني اينكه خداوند آنقدر عزيزت كند كه مايه آرامش ديگري شوي



  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معنا و مفهوم غرور در پارسی و عربی متفاوت است. غرور واژه ای است عربی و در فارسی بهترین معادل آن "فریب" است و بهتر است آن را در معنای تکبر و فخر فروشی به کار نبریم. معنایی که الان در زبان ما از این واژه اراده می شود یعنی تکبر و فخر فروشی از غلطهای مصطلح است.


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    نوشته
    83
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غرور...




    نگاه قرآن به غرور و تكبر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی
    با سلام

    یکی از خطرناک‌ترین و زشت ترین خصلت های آدمی و از رذایل اخلاقی که ممکن است انسان را به خود مشغول کند؛ روحیه تکبر و خودبزرگ بینی است. .در قرآن کریم نیز تکبر از صفات بسیار نکوهیده شمرده شده، و مورد نکوهش قرار گرفته است.


    تکبر در لغت به معنای تَعَظُّم؛ (خود را بزرگ پنداشتن)آمده است.[1]؛ کبر از صفات نکوهیدۀ نفسانی است که شخص متّصف به آن که متکبر نامیده می‌شود خود را در برابر دیگران بزرگ می‌بیند و دیگران را خوار و حقیر می‌شمارد.

    روحیه تکبر و خودبرتربینی موجب می شود که فرد خود را چنان پندارد که بر همه هم نوعان خود سرآمد است و این احساس وی را از پذیرش دیگران و هم ردیف بودن با آنها باز می دارد. کسی که از چنین روحیه ای برخوردار است هرگز خود را با دیگران در یک سطح نمی بیند و خواهان اطاعت دیگران از خود است.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
    «از تکبر بپرهیزید که ابلیس به خاطر تکبر از سجده کردن بر آدم خوددارى کرد (و براى همیشه مطرود درگاه الهى شد)»[2]

    حق تعالی در قرآن کریم می فرماید:
    «و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابى واستكبر و كان من الكافرين»[3]، «و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيد!» همگى سجده كردند، جز ابليس كه سر باز زد و تكبر ورزيد (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد.

    و نیز می فرماید:
    «وانى كلما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابعهم فى آذانهم واستغشوا ثيابهم و اصروا واستكبروا استكبارا[4]؛ «(در داستان نوح آمده است): «و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه (ايمان بياورند و) تو آنها را بيامرزى، انگشتان خويش را در گوشهايشان قرار داده و لباسهايشان را بر خود پيچيدند و در مخالفت اصرار ورزيدند و به شدت استكبار كردند»!

    حق تعالی در سوره نحل، آیه 23. می فرماید:
    « انّه لایحبّ المستكبرین»؛ «خداوند متکبّران را دوست نمی‌دارد».و در سوره اعراف، آیه 146 می فرماید: ««به‌زودى کسانى را که در روى زمین به ناحق ادّعاى بزرگى می‌کنند، از [ایمان به] آیات خود، رویگردان خواهم ساخت!»

    همچنین در سوره زمر آیه 72 آمده است:
    «قيلَ ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرين »؛ « به آنها گفته مى‏ شود: از درهاى جهنّم وارد شويد كه براى هميشه در آن خواهيد ماند كه چه بد جايگاهى براى متكبّران است.»

    غرور و تکبر، یکی از راه‪های ورود شیطان به نفس آدمی می‪باشد. این صفت، همان درد کشنده‪ای است که ابلیس را از آسمان به زمین فرود کشید.«قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ[5 ]

    «(خداوند به او) گفت: چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده ببری، وقتی که من به تو دستور (تعظیم و تواضع برای آدم) دادم؟ (ابلیس از روی عناد و تکبر پاسخ) گفت: من از او بهترم چرا که مرا از آتش آفریده ای و او را از خاک. (و آتش کجا و خاک کجا!)»…

    امام باقر علیه السلام فرمودند:
    «هیچ مقداری از تکبر به دل آدمی راه نیابد مگر این که به همان اندازه کم باشد یا زیاد از خردش کاسته شود.»[6]

    امام صادق علیه السلام فرمودند:
    «ما مِنْ رَجُلٍ تَکَبَّرَ او تَجَبّرَ اِلاّ لِذِلَّةٍ یَجِدُها فِی نَفْسِهِ.»[7]؛ «هیچ‌کس تکبّر و قدرت نمایی نمی‌ورزد، مگر بخاطر ذلّتی که در درون خویش می‌یابد و احساس می‌کند.»

    تکبر و خودبرتربینى؛ گاه انسان را در برابر خدا و پیامبران و فرستادگان الهی به تمرّد و سرکشى می‌کشاند و گاه او را در میان همنوعان و بندگان خدا به برتری‌جویى وا می‌دارد. بنابراین انسان مسلمان از تکبر و خودپسندی دوری می کند و تلاش می نماید که هیچ‪گاه به این بیماری خطرناک که مانع حرکت او به سوی کمال است، مبتلا نگردد.

    امام على علیه السلام می فرمایند:
    «افراد با شرف؛ اگر به منزلتى هرچند بزرگ برسند از شادى تکبّر نمی‌ورزند؛ مانند کوهى که بر اثر بادها نمی‌جنبد، و افراد پَست با کمترین مقام از شدّت شادى به تکبر مبتلا می‌شوند؛ مانند گیاهى که گذر نسیمى او را به حرکت در می‌آورد».[8]


    پی نوشت:
    [1] ابن منظور، لسان العرب، ج ۵، ص ۱۲۹

    [2].نهج الفصاحه ص ۳۵۴٫
    [3].بقره، 34
    [4]. نوح، 7
    [5].اعراف، 12
    [6].بحار الانوار، ج 75، ص‏186
    [7].اصول کافی، ج 2، ص 312
    [8]. غرر الحکم و درر الکلم، ص 371



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود