صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ازکجا آمده ام آمدنم بهرچه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,402
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 15 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    90

    ازکجا آمده ام آمدنم بهرچه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم




    ازکجا آمده ام آمدنم بهرچه بود

    نمی دونم بعضی وقتها این حس عجیب به شما دست داده که مصداق همین موضوع مطروحه هست. یعنی تو خونه نشستی و یه هو یه حالی میشی میگی این کیه اون کیه(حالا طرف برادرته خواهرته ها) خودم اینجا چیکار می کنم و از این حرفا.




    خدایا شرمسارم زین همه بدعهدی و بدزندگانی
    ولی دارم امید بخششت چون مهربانی




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,402
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 15 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    90



    انا لله و انا الیه راجعون
    خدایا شرمسارم زین همه بدعهدی و بدزندگانی
    ولی دارم امید بخششت چون مهربانی




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بیشتر وقتها این حس به من دست میده البته قبلا توی این حس نبودم چون سرم شلوغ بود ولی چند ساله که تنهام و یکی از فواید تنهایی همین مساله است
    هر چیزی که تکراری میشه خاصیت عجیب بودن خودشو از دست میده
    به نظر خودم،مثلا اینکه من الان اینجا هستم خیلی عجیبه یا من کی هستم و چرا الان اینجا هستم؟
    یا اینکه خورشید هر روز از این ور اسمون میره اون ور اسمون پدیده خیلی عجیبیه ولی چون تکراری شده برای همه عادی شده
    بنظرم اینکه یهو چشمتو باز کردی و خودتو توی این دنیا پیدا کردی خیلی عجیبه بنظرتون عجیب نیست؟
    بنظرم مرگ هم همینطوریه و یهو خودتو توی یه دنیای دیگه پیدا میکنی

    ولی بقول امام علی امروز روز کار و عمل است و حسابی در کار نیست و فردای قیامت روز حساب است و کار و عملی وجود نخواهد داشت
    دنیا مرحله بسیار مهمی از سرنوشت انسانهاست طوری که در این مدت عمر محدود هر انسانی سرنوشت ابدی خودشو تعیین میکنه ولی بیشتر انسانها توی خواب غفلت بسر میبرند و سرگرم دنیا شدند
    من وقتی به مردم نگاه میکنم فکر میکنم انها متوجه نیستند و هر کسی توی نخ خودشه
    من گاهی اوقات از اینده به حالم که گذشته های من میشه فکر میکنم
    یعنی فکر کن که زمان حال زمان گذشته ات است و داری مثلا از 20 سال دیگه یا وقتی که فوت شدی و توی اون دنیا هستی به الانت نگاه میکنی این نوع نگاه باعث میشه گرد غفلت از چشم ادم پاک بشه
    ویرایش توسط فقیر : ۱۳۸۸/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۷:۴۹

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    کاش این قسمت شیرینشم میزاشتید:::
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک............چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

    اتفاقا این روزا خیلی تفکر به این چیزا مشغولم کرده
    خدایی نکرده هی احساس میکنم که وقت بازیم و آزمایشم تو این دنیا تموم شه و مثل همون حکایت همیشگی و واقعی بگیم که اااا من پشیمونم فقط خدا جون یه فرصت دیگه بده یه 5 دقیقه....
    حدیثی شنیدم((فکر کنم از امام صادق (ع)))بود که نقل شده بود وقتی تو تشکیل جنازه کسی شرکت میکنید فکر کنید تشکیل جنازه خودتونه و اخر سر که بر میگردید احساس کنید خدا بهتون یه فرصت دیگه داده و...
    خدایا منی که اشرف مخلوقاتم چی شد که تو نفس و شیطون گیر کردم؟؟؟
    کمکم کن...اشتباه کردم غفلت کردم...همیشه میگم پشیمونم اما فراموشکارم....
    یکی از رفیقام میگفت انسان تو لغت یعنی فراموشکار
    و این فراموشکاری و نمک نشناسی ....
    الهی العفو...
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۸/۱۲/۱۱ در ساعت ۰۱:۳۵ دلیل: للرر
    الهی العفو...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,402
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 15 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    90



    معنای واژه‌‌ مرگ و قبر

    ازکجا آمده ام آمدنم بهرچه بود    به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
    واژه مرگ در فارسی به معنای مردن، جان سپردن، بی جان شدن، از دست دادنِ نیروی حیوانی و حرارت غریزی، فنای حیات، نیست شدن زندگانی، از گیتی رفتن، و درگذشت است. از این واژه در عربی به موت، ممات، فوت، اجل و ... نام می‌برند.
    واژه‌‌ قبر به معنای گور و معرّب آن، جایی است كه مرده‌ی‌ آدمی را در آن می‌گذارند. نام‌های دیگر آن، تربت، خاك، نهفت، جدث، حفیر، رمس، ریم، مرقد، مرمس، مضجع، مدفن، روضه، ضریح و ... است.

    مرگ در فرهنگ قرآن


    در فرهنگ قرآن مرگ به معنای "وفات" است، نه "فوت"؛ زیرا فوت به معنای زوال و نابودی است، ولی وفات به معنای اخذ تامّ و در اختیار گرفتن تمام و كمال یك حقیقت و انتقال آن به سرای دیگر است. این كار توسّط فرشتگان مأمور وفات صورت می‌گیرد: "قل یتوفّـكم ملك الموت الّذی وُكّل بكم ثمّ إلی ربّكم تُرجعون"(1)؛ كافران می‌گفتند: آیا وقتی مردیم و در روی زمین پراكنده و گم شدیم آیا دوباره زنده می‌شویم. پیامبر در جواب آنان بگو: فرشته مرگ كه بر این كارتان گمارده شده همه‌ وجود شما را می‌گیرد و چیزی از حقیقت شما روی زمین پراكنده و گم نخواهد شد؛ یعنی كه بر این كارتان گمارده شده همه‌‌ وجود شما را می‌گیرد و چیزی از حقیقت شما روی زمین پراكنده و گم نخواهد شد؛ یعنی اولا، مرگ به معنای فنا و نابودی نیست و شما نابود نخواهید شد و ثانیاً، چون تمام حقیقت شما با مردن نزد فرشته مأمور الهی محفوظ است رجوع شما با ارجاع مأمور خدا به سوی پروردگارتان خواهد بود: "ثمّ إلی ربّكم ترجعون"؛ و به جانب او برخواهید گشت. پس مرگ وفات است، نه فوت و انسان، "متوفّی" است، نه "ضالّ" و مرگ توفّی است، نه ضلالت و گم شدن در زمین.
    خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌كند و ارواحی را كه نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد. سپس ارواح كسانی را كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه می‌دارد و ارواح دیگری را كه باید زنده بمانند بازمی‌گرداند، تا سرآمد معیّنی. در این امر نشانه‌های روشنی است برای كسانی كه اهل اندیشه‌اند.

    بنابراین، انسان با انتقال به سرای دیگر سفر جدیدی را آغاز می‌كند و به مقصد نهایی خود می‌رسد: "إلی ربّك یومئذ المساق"(2)؛ هنگام مرگ به سوی پروردگارت رفتن خواهد بود. "النّاس نیام إذا ماتوا انتبهوا"(3)؛ مردم خفته‌اند وقتی مردند بیدار می‌شوند.
    حق تعالی گاهی توفّی و اخذ تام و تمام را به خود نسبت داده می‌فرماید: "الله یتوفّی الأنفسَ حین موتها و الّتی لم تمت فی مَنامها فیمسك الّتی قضی علیها الموت و یرسل الأخری إلی أجل مسمّی إنّ فی ذلك لایاتٍ لقوم یتفكّروُن"(4)؛ خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌كند و ارواحی را كه نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد. سپس ارواح كسانی را كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه می‌دارد و ارواح دیگری را كه باید زنده بمانند بازمی‌گرداند، تا سرآمد معیّنی. در این امر نشانه‌های روشنی است برای كسانی كه اهل اندیشه‌اند.
    بنابراین، مرگ مانند پوسیدن میوه درخت و پراكنده شدن آن در زمین نیست، بلكه عمر بسان میوه شیرین و پرآبی است كه پس از رسیدن، باغبان با كمال دقّت آن را می‌چیند و برای هدفی برتر آماده می‌سازد.
    مردن بسان پرواز مرغی از قفس و پر كشیدن به جهانی برتر است، نه به منزله نابود شدن مرغ او و از قفس بیرون انداختن او توسط انسان.

    پی‌نوشت‌ها:
    1- سوره سجده، آیه 11.
    2- سوره‌ قیامت، آیه‌‌ 30.
    3- بحارالانوار، ج 50، ص 134.
    4- سوره‌ زمر، آیه‌‌ 42.
    برگرفته از تفسیر موضوعی، آیة‌الله جوادی آملی، ج 4 .
    فراوری: سایت تبیان، هدهدی
    خدایا شرمسارم زین همه بدعهدی و بدزندگانی
    ولی دارم امید بخششت چون مهربانی




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,402
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 15 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    90



    مرگ و زندگي از ديدگاه نهج البلاغه
    چكيده
    مرگ و زندگي مهمترين مسأله آدمي در طول تاريخ است.آدمي فطرتاً طالب حيات است و متقابلاً از مرگ فراري است لذا جدي ترين مسأله در زندگي را مرگ تشکيل مي دهد که دغدغه انسان را به خود اختصاص داده و هر قوم بنا بر اقتضاءات فکري ،ديني و باورهاي خويش ديدگاه خاصي را در اين خصوص ارائه کرده است .نوع نگاه آدمي به مرگ تأثير بسيار قابل توجهي در نحوه زندگي آدمي دارد.
    همچنين آنچه انبياء و ائمه (عليهم السلام) همواره به آن دعوت کرده اند ايمان به معاد و جاودانگي است تا جايي که ايمان به معاد در کنار ايمان به يگانگي خدا ، در شمار اصول دين قرار گرفته است پيروان مکتب اسلام با تأسي از بزرگان مکتب اعتقاد به معاد را شالوده دين خود دانسته و آن را پاسخ مثبت به نياز فطري بشر مي دانند اما روشن است کسي که در عالم ملک است نمي تواند حقايق عالم ملکوت را بفهمد وآگاهي کامل زماني حاصل مي شود که اين امر مورد تجربه انسان واقع شود.
    لذا راه برداشت از حقيقت مرگ و جهان پس از مرگ صرفاً در حيطه تعاليم انبياء و اولياست .حضرت علي (ع) که ولي مطلق الهي و صاحب ولايت کليه و مطلقه الهي است جلوه هايي از روح بلند خويش و تجربيات دروني و معنوي خود را در "نهج البلاغه" به ظهور رسانده است به همين جهت پس از قرآن يکي از منابع صائبي است که مي تواند زوايايي پنهان از آدمي و مرگ و حيات پس از مرگ را آنگونه که هست به طالبان بنماياند.
    آنچه به عنوان يافته اين تحقيق مي توان گفت اين است که در نگاه نهج البلاغه مرگ و زندگي معنايي فراتر ازمعمول دارند؛ مرگ حقيقي زماني است که انسان فقط متوجه حيات دنيوي باشدو بالاترين نوع حيات،حيات معقول است که اين امر حاصل نمي شود مگر با ياد مرگ و اجتناب از هوي و هوس و آرزوهاي طولاني زيرا ازمنظر نهج البلاغه سخت ترين مانع در مسير تکامل انسانها غفلت از مرگ است و يافته ديگر اينکه ياد معاد نه تنها داراي آثاري مثبت در سراي ابدي خواهد بود بلکه آثار آن در زندگي دنيوي نيز قابل توجه است.
    اهدافي که اين نوشتار دنبال مي کند عبارت است از :تبيين حقيقت مرگ و مرگ آگاهي از ديدگاه نهج البلاغه ، ارائه بيان روشني از ارزش ياد مرگ از ديدگاه نهج البلاغه، اثبات معاد در نهج البلاغه و تبيين اثرات ايمان به معاد در زندگي از ديدگاه نهج البلاغه . روش تحقيق در اين رساله توصيفي و اسنادي با تکيه بر تحليل محتوا مي باشد.
    نام و نام خانوادگي : زهرا كامراني
    رشته و گرايش : الهيات-فلسفه و کلام اسلامي
    استاد مشاور : دکتر محمد بيدهندي
    استاد راهنما : دکتر مجيد صادقي

    خدایا شرمسارم زین همه بدعهدی و بدزندگانی
    ولی دارم امید بخششت چون مهربانی




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    من چند وقته که خیلی نا امیدم از همه چی


    راهنماییم کنید ممنون


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامي

    جناب جان بر كف عزيز آيه اي را مطرح فرمودند كه الحق داراي معني عميقي است كه فلاسفه و عرفاي اسلامي حول و حوش اين آيه و آيات مشابهش، مباحث گسترده اي مطرح كرده اند كه متأسفانه اين آيه اكثرا در مجالس عزا خوانده مي شود و اغلب از معني عميق آن بي خبرند.
    معني آيه شريفه اين است كه ما از خداييم و به خدا بازمي گرديم ، وجود ما از وجود خداست و در نهايت به وجود خدا باز خواهد گشت ، تفكر در اين موضوعات كه وجود ما از خداست يعني چه ؟ نه تنها ما را به زندگي اميدوار مي كند بلكه موجب مي شود دستورات و قوانين الهي را با جان دل پذيرا باشيم و شمارش معكوس را براي سير الي الله آغاز كنيم ؛ عالم هستي يك چرخشي دارد كه از خداوند شروع و در نهايت نيز به خداوند خاتمه مي يابد ، موجودات عالم هستي (اعم از ماديات و نباتات و حيوانات و انسان ) خلق شده اند تا در اين چرخه وارد شده و در نهايت به لقاء الهي بار يابند . در اين چرخش ماديات به نبات تبديل شده و نباتات به حيوان و حيوانات به انسان تبديل مي شود تا از طريق روح شريف انساني به لقاي الهي بار يابند ، اگر بدانيم روح تا چه اندازه شريف است كه همه هستي در آروزي ملحق شدن به اين روح را در سر مي پرورانند حتي يك لحظه غافل نمي شديم و تمامي ثانيه هايمان صرف شناخت و معرفت خداوند صرف مي شد ، اما حيف كه حجاب ماده و گاهي زيبايي هاي دروغين ماديات ، غفلت را ببار مي آورد و مانع وصول به نتايج حقيقي مي شويم .
    اما هنوز دير نشده زيرا مي توانيم با كسب معرفت بيشتر و توسل به ائمه هدات (عليهم السلام) از اين چرخه مقدس آگاه شويم تا در نهايت به لقاي الهي كه متصل شدن به درياي بي كران وجود است برسيم .

    به اميد آن روز و آن لحظه




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    شما تصمیم بگیر که بچه دار نشوی ، آنگاه بچه نیامده شما نه مشکل دنیوی خواهد داشت نه

    اخروی !

    نه راحت بهشت می بیند ، نه سختی جهنم می چشد !

    مطمئن باش از شما هم ممنون خواهد بود !

    اینقدر سوالات سخت سخت هم نمی کند !

    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۸۹/۰۲/۱۱ در ساعت ۲۱:۲۷

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    شما تصمیم بگیر که بچه دار نشوی ، آنگاه بچه نیامده شما نه مشکل دنیوی خواهد داشت نه

    اخروی !

    نه راحت بهشت می بیند ، نه سختی جهنم می چشد !

    مطمئن باش از شما هم ممنون خواهد بود !

    اینقدر سوالات سخت سخت هم نمی کند !
    با سلام و عرض ادب خدمت شما برادر گرامي

    از ديدگاه حكما عدم و نيستي بدترين حالت امكاني است ، شخص به وجود آمده اگر چه گناهكار باشد بهتر از عدم و نيستي است .
    هر چيزي كه امكان وجود داشته باشد حتما موجود خواهد شد و هر چيزي كه امكان وجود نداشته باشد محال است موجود شود .

    يا علي


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود