جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یک سؤال قرآنی ، یک جواب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    75
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    33

    یک سؤال قرآنی ، یک جواب




    نقل قول نوشته اصلی توسط تا صبح ظهور نمایش پست
    سلام
    سؤال من اینه که درباره آیه کریمه 187 سوره مبارکه بقره، در تفسیر نمونه شأن نزولی آمده که:
    در اوایل، روزه به شکل فعلی نبوده و اگر کسی در شب ماه مبارک رمضان به خواب میرفت، سپس بیدار میشد، خوردن و آشامیدن برایش مجاز نبود و یا آمیزش با همسر در تمام روز و شب ماه رمضان مطلقا حرام بود
    و داستان مطعم بن جبیر نقل شده که مرد ضعیفی بود و وقت افطار وارد خانه شد و خوابش برد و وقتی بیدار شد، گفت: من دیگر حق افطار ندارم و با همان حال شب را خوابید و صبح در حالی که روزه دار بود برای حفر خندق در آستانه جنگ احزاب در اطراف مدینه حاضر شد و در حال تلاش بیهوش شد و آن گاه این آیه نازل شد و به مسلمانان اجازه داده شد که در تمام طول شب بخورند.
    یا این که عده ای از جوانان مسلمان شبهای ماه رمضان با همسران خویش آمیزش میکردند و با نزول این آیه، مسلمانان اجازه یافتند در شب با همسران خود آمیزش داشته باشند

    حالا سؤال:
    آیا حتما باید این داستان ها به وقوع می پیوست تا آیه کریمه نازل و تخفیف داده شود؟
    نمیشد قبل از این که آن مرد ضعیف از هوش برود، حکم روزه به شکل فعلی باشد؟
    خدا که وقوع این حوادث را قبل از تحققش میدانست




    بسم الله الرحمن الحیم

    سلام به شما کاربر عزیز ، ممنون از سؤال خوبتون



    پاسخ اجمالی


    احکام دین تدریجا بیان شده اند. (نمونه روشن آن تحریم تدریجی شراب است)

    ملاک، قاعده و حکم کلی است که از آیه برداشت می شود. (شأن نزول خصوصیتی ندارد)

    آیه، ناسخ حکم قبلی روزه است. ( بنا بر نظر علامه طباطبایی )

    خداوند به لطف و رحمتش حکم روزه را آسان نمود.

    منظور از «عَلِم َالله » تحقق و عينيت پيدا كردن موضوع در خارج است. (نه اینکه خداوند چيزى را نمى‏دانسته و مى‏خواهد بوسيله آزمايش و امتحان و امثال آن بداند)







    پاسخ تفصیلی


    بیان تدریجی احکام دین :

    همانگونه که آیات قرآن در طی 23 سال به تدریج نازل شده است (1) تشریع و بیان بعضی احکام شرعی هم به خاطر مصالحی - از جمله ایجاد آمادگی عمومی در پذیرش و عمل به احکام- به صورت تدریجی انجام شده است. نمونه روشن این مطلب حرمت شراب است که به تدریج اعلام شد زیرا اعراب تازه مسلمان، گرفتار شرابخواری بودند فلذا آیات قرآن به تدریج آنها را آماده پذیرش حکم تحریم نمود؛

    ابتدا آیه 67 نحل نازل شد: وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُون‏ ، و از ميوه‏هاى درختان نخل و انگور، مسكرات (ناپاك) و روزى خوب و پاكيزه مى‏گيريد در اين، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه انديشه مى‏كنند. (یعنی شراب رزق نیکو نیست)

    بعد آیه 219 بقره نازل شد: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما ، در باره شراب و قمار از تو سؤال مى‏كنند، بگو: «در آنها گناه و زيان بزرگى است و منافعى (از نظر مادى) براى مردم در بردارد (ولى) گناه آنها از نفعشان بيشتر است‏.

    بعد از آن آیه 43 نساء نازل شد: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ ، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد.

    و در نهایت آیه 90 مائده نازل شد و حرمت شراب را صریحاً اعلام نمود: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏ ، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بخت‏آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد. (2)

    و بخاطر همین بیان تدریجی احکام است که بسیاری از آیات الاحکام قرآن با يَسْئَلُونَك‏ (از تو می پرسند) آغاز شده است. یعنی موضوعی شرعی یا مشکلی پیش می آمد و مردم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مراجعه می کردند و از حکم آن سؤال می کردند. آیه نازل می شد و وظیفه آنها را مشخص می نمود. (3)


    ملاک، قاعده و حکم کلی است که از آیه برداشت می شود:

    علما جمله ای دارند به این بیان " العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص المورد " یعنی ملاک در استنباط احکام شرعی اطلاق و شمول الفاظی است که در آیه یا حدیث آمده است فلذا حکم آیه یا حدیث، منحصر به مورد نزولش نمی شود. این قاعده اصولی در تمام احکام شریعت جاری است یعنی هر آنچه خدای سبحان در مقام تشریع احکام و تکالیف بندگان بیان کرده است حکمی کلی و عمومی است و شامل همه مردم می شود. فقها در چنین مواردی با تمسک به اطلاق آیه و حدیث (با شرایطش) و نیز الغاء خصوصیات مورد نزول، حکم شرعی را استنباط می کنند. (4)


    ناسخ بودن آیه نسبت به حکم قبلی روزه:

    علامه طباطبایی در المیزان ذیل آیه مذکور می فرمایند: این آیه دلالت دارد بر اینکه قبل از نزول آن، حکم روزه حرمت مطلق مباشرت در ماه مبارک رمضان بوده است(یعنی هم در روز و هم در شب مباشرت با همسر حرام بوده است) و با نزول این آیه حرمت مباشرت در شب ماه مبارک نسخ گردید و حلال شد. نیز خوردن و آشامیدن بعد از خواب شبانه حرام بوده که حلال گردید. آیه مذکور در نسخ حکم قبلی روزه ظهور دارد. (5)
    نسخ یک حکم، کاشف از اینست که حکم قبلی از اول به صورت دائمی و ابدی تشریع نشده بلکه با آمدن حکم جدید زمان عمل به حکم قبلی به پایان رسیده و از این پس باید به حکم جدید عمل نمود. در اینجا هم - با نزول این آیه - انتهای زمان عمل به حکم قبلی و تشریع حکم جدید اعلام شده است. (6)


    رأفت و رحمت الهی در تخفیف حکم روزه:

    خدای سبحان در همین آیه علت تغییر حکم را بیان کرده است: َّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ ، خداوند مى‏دانست كه شما به خود خيانت مى‏كرديد (و اين كارِ ممنوع را انجام مى‏داديد) پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد؛ یعنی برای اینکه آلوده به گناه نشوید خداوند به لطف و رحمتش حکم روزه را برای شما آسان نمود و از محدودیتهای آن کاست.


    منظور از «عَلِم َالله » تحقق و عينيت پيدا كردن موضوع در خارج است.

    جمله « علم الله » به اين معنى نيست كه خداوند چيزى را نمى‏دانسته و سپس از آن آگاه شده است بلكه مراد همان تحقق و عينيت پيدا كردن اين واقعيتها در خارج است.

    تعبیر «علم الله » در سه جای قرآن مطرح شده است:
    الف) بقره / 187 (همین آیه )
    ب) بقره / 235 ( علم الله انکم ستذکرونهن )
    ج) انفال / 23 ( و لو علم الله فیهم خیرا لأسمعهم )

    و در سه مورد هم تعبیر « علم » آمده که ضمیر آن به خداوند برمی گردد:
    الف) انفال / 66 ( علم ان فیکم ضعفا )
    ب) مزمل / 20 ( علم ان لن تحصوه )
    ج) مزمل / 20 ( علم ان سیکون منکم مرضی )

    در چند مورد هم تعبیر « لیعلم الله » آمده مانند لیعلم الله من یخافه باالغیب (مائده / 94 )

    در تفسیر نمونه می گوید: منظور از تعبير لنعلم (تا بدانيم) يا ليعلم (تا خدا بداند) و مانند آن، اين نيست كه خداوند چيزى را نمى‏دانسته و مى‏خواهد بوسيله آزمايش و امتحان و امثال آن بداند، بلكه منظور اين است كه مى‏خواهيم به واقعيت علمى خود جامه عمل و تحقق خارجى بپوشانيم زيرا تنها نيت‏ درونى و آمادگى‏ یک فرد براى تكامل و پاداش و كيفر کافی نيست، بلكه بايد این نیت و آمادگی به صورت افعال خارجى پياده شود تا اين آثار را داشته باشد. (7)

    علامه طباطبایی هم در المیزان می فرمایند: مراد از «وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» ظهور ايمان مؤمنين بعد از خفاى آن است... خدا خواسته ايمان مؤمنين ظاهر شود، و چون ظاهر شدن ايمان مانند هر چيز ديگر بايد بر طبق سنت جاريه در اسباب و مسببات صورت بگيرد، لذا چاره‏اى نيست جز اينكه امور و صحنه‏هايى را به وجود بياورد، تا ايمان مؤمنين كه قبل از وقوع آن صحنه‏ها مخفى و در باطنشان پنهان بود ظاهر شود. (8)



    پاورقی:
    ---------------------------------------------
    1- اسراء/106 ، نیز رجوع کنید به المیزان،ج2/ ص15
    2- تفسیر نور، ج1/ص347
    3- بقره/آیات189و215و217و219و220و222 ، مائده/4 ، انفال/1
    4- آیة الله معرفت ، تلخیص التمهید،ج1/ص 119
    5- المیزان،ج2/ص 46
    6- برای توضیح بیشتر درباره مسأله نسخ می توانید به الموجز فی اصول الفقه، /ص 115 اثر آیة الله سبحانی و تلخیص التمهید،ج1/ص420 اثر آیة الله معرفت مراجعه فرمایید.
    7- تفسیر نمونه،ج5/ص81
    8- المیزان،ج4/ص28


    ویرایش توسط فصل سبز : ۱۳۸۸/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۹:۳۸
    قَالَ الْمَسِيحُ (ع) خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ كُونُوا نُقَّادَ الْكَلَامِ
    بحارالأنوار،ج2/ص96
    از حضرت مسیح (ع) روایت شده که می فرماید: حق را از اهل باطل فرا گیرید اما باطل را از اهل حق یاد نگیرید، سخن دیگران را بسنجید (و نقد کنید).


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    سؤال:
    آیا حتما باید این داستان ها به وقوع می پیوست تا آیه کریمه نازل و تخفیف داده شود؟
    نمیشد قبل از این که آن مرد ضعیف از هوش برود، حکم روزه به شکل فعلی باشد؟
    خدا که وقوع این حوادث را قبل از تحققش میدانست.



    با سلام و درود


    1. قرار است قرآن به صورت تدریجی و در طی 23 سال نازل شود.


    2. یکی از ویژگی های تدریجی بودن نزول قرآن، این است که با وقوع اتفاقات و رخدادهایی و در مناسبت های مختلفی، احکام و دستورات الهی مطابق با همان واقعه نازل، و علاوه بر راهنمایی انسانها، در آسان نمودن و ایجاد زمینه برای فهم و درک تعالیم الهی در ذهن و جان مخاطب، مؤثر بوده است.


    3. آن احکام و تعالیمی که قرار است همراه با شأن نزول به مخاطب تعلیم داده شود، متوقف بر یک شخص خاص نیست تا بگوییم پس اگر او چنین نمی کرد این حکم هم از طرف خداوند نمی آمد.


    4. خداوند سبب ساز است و اگر با این شخص و این واقعه نشود، با شخصی دیگر و واقعه ای دیگر، حکمش را بیان می فرماید.


    5. خداوند با علم الهی خویش می داند در این 23 سال آن اتفاقاتی که قرار است بیفتد و او احکام و تعالیمش را متناسب با آن برای مخاطب بیان کند، اتفاق خواهد افتاد؛ و متوقف بر فرد یا موقعیت خاصی نیست.



    خلاصه:

    یعنی او با علم خویش به گونه ای برنامه ریخته که در طول این مدت بتواند در موقعیت های مناسب تعالیمش را بیان نماید؛ و این موقعیت ها حتما محقق می شده است.







    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ در ساعت ۰۸:۴۶

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  4. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود