جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۞*۞ خاطراتی از شکنجه گاه ساواک ۞*۞

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    ۞*۞ خاطراتی از شکنجه گاه ساواک ۞*۞




    شب‌هاي سرد

    سلول‌هايي وجود داشت كه زنداني‌اش در دي و بهمن از شدت سرما به خود مي‌پيچيد و در تير و مرداد از گرما بي‌تاب مي‌شد.

    خود من مدتي در يك سلول ديوار به ديوار دستشويي بودم كه پنجره‌اش شكسته بود و باد مقداري برف و باران را به داخل مي‌آورد و ديوار و كفش بسيار سرد و مرطوب بود.

    همان فرش زبر و كثيف هم به قسمتي از سلول نمي‌رسيد و آن قسمت حتي سيمان و موزاييك هم نداشت.

    شب‌هاي سرد و برفي زمستان، استخوان‌هاي پاهايم از سرماي پنجره و رطوبت زمين، به شدت درد مي‌گرفت و نمي‌توانستم بخوابم.
    مجبور بودم به حالت مچاله شده باشم و تن‌پوش زندان را به اطراف ساق پاهايم ببندم. ولي باز هم درد و سرما و رطوبت بيداد مي‌كرد.



    منبع: كتاب از دانشگاه تهران تا شكنجه گاه ساواك صفحه 35
    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    هفت ماه شكنجه

    شكنجه‌ها متعدد و متنوع بود، از دستبند قپاني زدن، سوزن به زير ناخن فرو كردن، آويزان كردن، بدن را سوزاندن، برق وصل كردن، به دستگاه «آپولو» بستن، تا بي‌خوابي دادن، در سرما برهنه كردن و در آب انداختن، ساعت‌ها سر پا نگهداشتن، در زير باراني از سيلي و لگد افكندن.

    اما عمدتاً از كابل زدن استفاده مي‌كردند. من خودم گوش راستم و ستون فقراتم آسيب ديد و ناخن‌هاي چند انگشت دستم چرك كرد و افتاد.

    در طول شش _ هفت ماه با كابل و آويزان شدن و دستبند و طرق ديگر شكنجه شدم. ضربات سخت و سنگين مشت و لگد كه ديگر در حكم نقل و نبات بود.

    با اين وجود حال و روز كساني را ديدم و شنيدم، كه شكنجه من در برابر شكنجه‌‌هاي آنان هيچ بود.

    آقاي «طالبيان» معلم گروه ابوذر را به شدت شكنجه كرده بودند و بر اثر ضربات و صدمات وارده، مهره كمرش شكسته بود و نمي‌توانست درست بنشيند.

    آقايان غيوران، عزت شاهي، لاهوتي، رباني شيرازي و كچوئي، شكنجه‌هاي زيادي ديده بودند.



    منبع: كتاب از دانشگاه تهران تا شكنجه گاه ساواك صفحه 38

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یا سلام




    با سلام
    نمی دونم تا حالا به این شکنجه گاه مخوف رفتین یا نه . ولی هر وقت در مورد اونجا مطلب می خونم یا یادش می افتم قلبم به تنگ میاد . خیلی جای وحشتناکیه .
    الهی به مستان میخانه ات
    به عقل آفرینان دیوانه ات
    به دُرّی که عرشست او را صدف
    به ساقی کوثر به شاه نجف
    به میخانه وحدتم راه ده
    دل زنده و جان آگاه ده
    که از کثرت خلق تنگ آمدم
    بهر جا شدم سر به سنگ آمدم
    میی ده که چون ریزیش در سبو
    برآرد سبو از دل آواز هو


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود