صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩




    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩
    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


    ۩۞۩ ويژه نامه وفات نبی اکرم صلوات الله علیه و آله۩۞۩


    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


    28 صفر رحلت پيامبر مكرم اسلام محمد مصطفي
    صلوات الله عليه و اله تسليت باد



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩



    غمی در سینه‏ام می‏جوشه امشب





    چراغ آسمون، خاموشه امشب




    گمونم پیرنِ مشکی شو، زهرا (س)




    به جای مادرش، می‏پوشه امشب




    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩



    زمزمه‏های مرثیه‏گون کوچه‏های مدینه را یک به یک می‏پیماید.



    خویشاوندی نخل‏های مدینه با داغ، زجرآورترین تصویر است.


    از گلوی اندوهگین هر واژه، نیزارهای ماتم می‏چکد.


    مسجد از صدای روح‏نواز گل خالی است.


    ضجه در محراب ریشه دوانده است.


    منبر، در محوطه اشک نشسته است.


    تمام دقایق بیست و هشتم صفر، خزان است


    و وجب به وجب مدینه، تبدار این سفر.


    سینه‏های پرغم احادیث،


    برای «قال النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »ها

    اشک حسرت می‏ریزند.


    کنار مولا، چیزی جز غربت نیست.


    ناگهانی از بی‏رمقی رخ نموده است.


    پیرامون زهرا علیهاالسلام ،


    اندوهی وسیع پا گرفته است؛


    آن‏چنان که هیچ چشمی ندیده است.


    اشک‏های غلطان مدینه

    با ناله‏های «ام ابیها»یی هم‏سو شده است.


    بی‏شهد نبوت،

    روزگاری تلخ، ذائقه دین را پر کرده است.


    کینه‏ها و لقمه‏ای از خیبر،

    زهر در شریان دقایق ریخته است.


    همیشه و در هر مقطعی،

    همان‏گونه که پیامبری از صبح می‏گوید،


    عده‏ای از تبار ابوجهل‏ها هستند که با چرکینی شب، خو می‏گیرند.


    اما ما، بی‏نگاه رحمت‏گستر واپسین پیامبر،

    کدام لحظه را تاب بیاوریم؟


    بی‏صدای عطوفت‏زای او، به کدام سو پناه بجوییم؟


    «اللهُمَّ إنا نَشکُو اِلَیکَ فَقْدَ نَبیِّناً صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »


    بیست و هشتم صفر،

    یعنی ضمیمه شدن عطری بدیع به آسمان،


    و چه محروم است زمین

    که فروغ یگانه خود را از دست داده است.


    بیست و هشتم صفر،

    روز سیاه‏پوشی قبیله‏های سادگی و فروتنی است.


    چه باید کرد که همیشه پیرو هر داغ،

    حریفی جز شکیبایی نیست!




    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۸/۱۱/۲۱ در ساعت ۰۷:۵۱


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


    درسوگ اسوه حسنه

    حضرت محمد بن عبد الله‏صلی‏الله‏علیه‏و‏آ ه وسلم ، آخرين سفير الهى و بزرگ رهبر جهان اسلام، در سحرگاه روز جمعه 17 ربيع الاول سال 571 ميلادى در مكه مكرمه و در دامن پاك حضرت آمنه، ديده به جهان گشود .

    آن حضرت كه قبل از تولد، پدر گراميش را از دست داده بود، در شش سالگى شاهد درگذشت مادرش گرديد . حضرت محمدصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم در 8 سالگى از وجود بزرگ حامى خود، حضرت عبدالمطلب محروم شد و به همراه تنها سرپرست‏خويش ابوطالب، دوران نوجوانى خود را سپرى كرد . پيامبر اكرم‏صلی‏الله‏علیه‏و‏آ ه وسلم در 25 سالگى در حالى كه به خردمندى، پاكدامنى، امانت و دانايى در ميان مردم شهرت داشت‏با حضرت خديجه ازدواج نمود، و در 40 سالگى با نزول آياتى در غار حراء به رسالت الهى مبعوث گرديد .

    13 سال بعد از بعثت، در حالى كه منزل آن حضرت با تدبير سران لجوج و كوته ‏انديش قريش به محاصره در آمده بود، با هجرت به يثرب زندگى نوينى را آغاز كرد .

    بعد از اينكه رسول اكرم‏صلی‏الله‏علیه‏و‏آ ه وسلم به يارى خداوند متعال توطئه‏ها و نقشه‏هاى كافران را يكى پس از ديگرى خنثى كرده و موانع را از سر راه برداشت و مكتب حياتبخش خود را در اقصى نقاط جهان گسترش داد، در سال دهم هجرت با انجام مباهله و حجة الوداع موقعيت‏خود را تثبيت نموده و در غدير خم از طرف پروردگار متعال، امير مؤمنان على‏عليه السلام را به جانشينى خويش برگزيد . و سرانجام در 63 سالگى و در هنگام ظهر روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجرى قمرى، مطابق سال 633 ميلادى، در منزل خود در مدينه به ملاقات معبود شتافت .

    حضرت على‏عليه السلام پيامبر را غسل داد و كفن نمود و به همراه ساير مسلمانان بر آن گرامى نماز گزارده و پيكر مقدس حضرت خاتم الانبياءصلی‏الله‏علیه‏آ ه وسلم را در منزل مسكونى‏اش به خاك سپرد . با رحلت پيامبر خاتم‏صلی‏الله‏علیه‏و‏آ ه وسلم ، مصيبت ‏بزرگى در اسلام و انحراف عميقى در ميان مسلمانان پديد آمد، كه تا امروز اثر آن ضربه سهمگين پيكر اسلام و مسلمانان را مى‏آزارد .

    در اين فرصت‏با نقل فرازهايى حساس، از واپسين روزهاى حيات آن بزرگوار به برخى از حوادث آموزنده آخرين لحظات حيات پيامبر اكرم ‏صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم اشاره خواهيم كرد، به اميد اينكه بتوانيم، با بكارگيرى رهنمودهاى راهگشاى آن بزرگوار در رديف پيروان واقعى ‏اش قرار گرفته و با عبرت‏اندوزى از حوادث آن دوران، در اعتلاى آيين نجاتبخش اسلام سهيم باشيم .





    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


    بزرگترين نگرانى پيامبرصلی ‏الله‏علیه‏ و‏آله وسلم

    پيامبر اكرم ‏صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله وسلم تا آخرين روزهاى رحلت ‏خويش از يك نگرانى و ناراحتى درونى شديدا رنج مى‏برد .

    اساسا براى يك شخصيت والاى آسمانى كه نتيجه تمام زحمات خود را در تداوم رهبرى آينده اسلام بوسيله فردى شايسته مى‏انديشيد، مسئله امامت و رهبرى امت اسلام، مهمترين دغدغه خاطر به شمار مى‏آمد .

    حضرت رسول اكرم‏ صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله وسلم كه از انديشه برخى افراد فرصت‏جو و رياست طلب در انحراف مسئله جانشينى، آگاهى داشت و از سرنوشت آن شديدا بيمناك بود، بارها بر اين مهم تصريح نموده و به جانشينى على‏عليه السلام بعد از رحلت‏خويش تاكيد كرده بود .

    اوج اين رهنمودها در حادثه غدير بود كه 70 روز قبل از رحلت آن حضرت اتفاق افتاد . در آن روز تاريخى كه با حضور يكصد هزار تن از مسلمانان و بعد از نزول آيه بلاغ ، وصايت و ولايت‏حضرت امير مؤمنان على‏عليه السلام رسما اعلام گرديد و با نزول آيه اكمال ، اين مراسم سرنوشت‏ساز پايان پذيرفت، باز هم نگرانى حضرت رسول‏صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله وسلم رفع نشد .

    پيامبر دورانديش اسلام ‏صلی‏الله‏ علیه‏ و‏ آله وسلم پيش بينى مى‏كرد كه در آينده‏اى نزديك رهبرى حكومت اسلامى را عده‏اى از محور خارج كرده و افراد جاه طلب، على‏عليه السلام را از خلافت دور نموده و مسلمانان را از رهبرى آن يگانه دوران محروم كنند . بدين جهت گاهى اين نگرانى خود را اظهار نموده و به على‏عليه السلام مى ‏فرمود: «من مى‏ترسم اگر با آنان بر سر خلافت و رهبرى پافشارى كرده و به نزاع برخيزى، تو را به قتل برسانند .»



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩

    پیامبر خاتم (ص) برترین الگوى قرآنى


    از میان ده‏ها الگوى نمونه و شاخص، قرآن كریم، دو تن از آنان را به گونه‏اى خاص مورد توجّه و تذكّر قرار داده است،
    یكى «ابراهیم»علیه السلام و دیگرى «محمّد»صلى الله علیه وآله وسلم. چه این كه درباره این دو پیامبر تعبیر «اسوه» را به كارگرفته است:

    1 - «قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهیم و الّذین معه اذ قالوا لقومهم انا براؤا منكم و ممّا تعبدون من دون اللَّه كفرنا بكم و بدا بیننا و بینكم العداوة و البغضاء ابدا حتى تؤمنوا باللَّه وحده...» (ممتحنه /4)

    «براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و كسانى كه با او بودند، وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم مشرك خود گفتند: ما از شما و آن چه غیر از خدا مى‏پرستید بیزاریم، ما نسبت به شما كافریم، و میان ما و شما عداوت و دشمنى همیشگى آشكار شده است، تا آن زمان كه به خداى یگانه ایمان بیاورید.»

    2 -لقد كان لكم فى رسول اللَّه اسوة حسنة لمن كان یرجوا اللَّه و الیوم الآخر و ذكر اللَّه كثیرا» (احزاب /21)

    «مسلماً رسول خدا براى شما سرمشق نیكویى است، براى آن‏ها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏كنند.»

    تأمّل در این آیات نشان مى‏دهد كه وجه امتیاز حضرت ابراهیم ‏علیه السلام و پیامبر خاتم‏صلى الله علیه وآله وسلم بر سایر انبیاء این است كه: این دو پیامبر در تحكیم اندیشه توحیدى و مبارزه با شرك نقشى نمایان‏تر ایفا كرده و راهى دشوارتر را پیموده‏اند و امتیاز پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله وسلم بر حضرت ابراهیم‏علیه السلام این است كه «ابراهیم‏علیه السلام» به نام و وصف «اسوه» معرّفى شده و پیامبر اسلام با عنوان «رسول‏اللَّه» براى همه جهانیان تا همیشه تاریخ اسوه و الگو شناخته شده است، بى‏آن كه یكى از اوصاف او متمایز گردد و این بدان معناست كه خداوند او را براى همگان و در تمامى ساحت‏ها و عرصه‏ها، الگوى برتر و شایسته اقتدا و پیروى مى‏شناسد. بى‏آن كه ساحتى از ساحت‏هاى زندگى وى ترجیح داده باشد.1

    البته آیه شریفه، در سیاق آیات جنگ احزاب قرار گرفته است، اما اطلاق و زبان عام آیه، نشان مى‏دهد كه اسوه بودن آن حضرت، اختصاص به شیوه رهبرى و فرمان‏دهى در جنگ ندارد.

    از همین روى مفسّران و قرآن‏پژوهان در تفسیر آیه مباركه، هر چند از دو احتمال یاد كرده‏اند اما معناى عموم را برگزیده‏اند. از جمله در تفسیر «كشاف» زمخشرى (م، 528 ه) آمده است:


    «شخص پیامبر [در تمامى ابعاد] اسوه نیكو، یعنى الگو و نمونه است.»2

    دقت در رموز ادبى آیه، شمول و فراگیرى آن را نسبت به همه موضوعات و مقولات زندگى و همه عصرها و نسلها مى‏رساند.

    از آن جمله:
    1 - آیه با دو حرف «لام» و «قد» شروع شده است، و این حروف در ادبیات عرب، قطعى و حتمى بودن مضمون پیام را مى‏رساند. اسوه و الگو بودن پیامبر از نگاه وحى قطعى و مورد تأكید است.

    2 - استفاده از فعل ماضى «كان» در آیه، معناى ثبوت و استمرار و فراگیرى را افاده مى‏كند؛ آن سان كه لازمه خاتمیت رسالت اوست.3

    3 - تعبیر «فى رسول‏اللَّه» بیانگر این است كه ظرفیّت وجود رسالى، سراسر درس و پیام و الگوبخشى است.

    این ویژگى‏هاى بیانى سبب شده است كه جاراللَّه زمخشرى - بیان و بلاغت شناس زبان عرب - بگوید:

    «اگر تا پایان آیه بنگریم خواهیم دید كه خداوند از هیچ تأكیدى فروگزار نكرده است.»4

    4 - واژه «اسوه» علاوه بر مفهوم الگو، متبّع و معیار بودن، مفهوم شایسته بودن را نیز در خود نهفته دارد. زیرا كسانى كه از سوى مردم مورد تبعیت قرار مى‏گیرند، برخى صالح و برخى ناصالحند، واژه «ولىّ» هم به رهبران صالح اطلاق شده و هم بر پیشوایان ناصالح - «والذین كفروا اولیائهم الطاغوت» (بقره /257) - ولى واژه «اسوه» در جایى به كار مى‏رود كه رهبر و الگو مورد تأیید و داراى صلاحیت شخصیت مثبت باشد.


    پی‌نوشت ها:
    1 - مغنیه، محمد الجواد، التفسیر الكاشف، چاپ سوم، بیروت، دارالعلم للملایین، 1981 م، 387/7.
    2 - زمخشرى، جاراللَّه، الكشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فى وجوه التأویل، قم، نشر ادب حوزه، بى‏تا، 531/3.
    3 - سیوطى، عبدالرحمان، الاتقان فى علوم القرآن، تحقیق دكتر محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ دوم، قم، منشورات رضى، 1367 ش، 256/2.
    4 - تفسیر الكشاف 514/4.
    منبع:
    سید حسین هاشمی، نشریه پژوهش های قرآنی، شماره 46



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩



  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


    آخرین وداع با یاران


    پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در یكی از روزهای بیماری در حالی كه سرش را با پارچه‌ای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین كشیده می‌شد، وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت:

    مردم وقت آن رسیده است كه من از میان شما غائب گردم، اگر به كسی وعده داده‌ام، آماده‌ام انجام دهم و هر كس طلبی از من دارد، بگوید تا بپردازم.

    در این موقع مردی برخاست و عرض كرد: چندی قبل به من وعده دادید كه اگر ازدواج كنم، مبلغی به من كمك كنید، پیامبر فورا به فضل دستور داد كه مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پایین آمد و به خانه رفت.

    سپس روز جمعه، سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمد و شروع به سخن نمود و در طی سخنان خود فرمود: هر كسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار كند، زیرا قصاص در این جهان، آسان‌تر از قصاص در روز رستاخیز است.(1)

    در این موقع سوادة بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالی كه بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند كردید كه بر مركب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شكم من اصابت كرد، من اكنون آماده گرفتن قصاصم.

    درخواست پیامبر یك تعارف اخلاقی نبود؛ بلكه جداً مایل بود حتی یك چنین حقوقی را كه هرگز مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد جبران نماید. گذشته از این، چون اصابت تازیانه بر شكم سواده عمدی نبود، از این نظر او حق قصاص نداشته است، بلكه با پرداخت دیه‌ای جبران می‌گردید. مع الوصف پیامبر، خواست، نظر وی را تامین كند.

    پیامبر دستور داد، بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند، سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص كند. یاران رسول خدا با دلی پر غم و دیدگانی اشكبار و گردن‌های كشیده و ناله‌هایی جانگداز، منتظرند كه جریان به كجا خاتمه می‌ پذیرد؛ آیا سواده واقعا از در قصاص وارد می‌شود؟

    ناگهان دیدند سواده بی اختیار، شكم و سینه پیامبر را می‌بوسد؛ در این لحظه پیامبر او را دعا كرده، گفت:
    خدایا! از سواده بگذر، همانطور كه او از پیامبر اسلام در گذشت.(2)





    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩

    پیامبر خاتم (ص) برترین الگوى قرآنى


    از میان ده‏ها الگوى نمونه و شاخص، قرآن كریم، دو تن از آنان را به گونه‏اى خاص مورد توجّه و تذكّر قرار داده است،
    یكى «ابراهیم»علیه السلام و دیگرى «محمّد»صلى الله علیه وآله وسلم. چه این كه درباره این دو پیامبر تعبیر «اسوه» را به كارگرفته است:

    1 - «قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهیم و الّذین معه اذ قالوا لقومهم انا براؤا منكم و ممّا تعبدون من دون اللَّه كفرنا بكم و بدا بیننا و بینكم العداوة و البغضاء ابدا حتى تؤمنوا باللَّه وحده...» (ممتحنه /4)

    «براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و كسانى كه با او بودند، وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم مشرك خود گفتند: ما از شما و آن چه غیر از خدا مى‏پرستید بیزاریم، ما نسبت به شما كافریم، و میان ما و شما عداوت و دشمنى همیشگى آشكار شده است، تا آن زمان كه به خداى یگانه ایمان بیاورید.»

    2 -لقد كان لكم فى رسول اللَّه اسوة حسنة لمن كان یرجوا اللَّه و الیوم الآخر و ذكر اللَّه كثیرا» (احزاب /21)

    «مسلماً رسول خدا براى شما سرمشق نیكویى است، براى آن‏ها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏كنند.»

    تأمّل در این آیات نشان مى‏دهد كه وجه امتیاز حضرت ابراهیم ‏علیه السلام و پیامبر خاتم‏صلى الله علیه وآله وسلم بر سایر انبیاء این است كه: این دو پیامبر در تحكیم اندیشه توحیدى و مبارزه با شرك نقشى نمایان‏تر ایفا كرده و راهى دشوارتر را پیموده‏اند و امتیاز پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله وسلم بر حضرت ابراهیم‏علیه السلام این است كه «ابراهیم‏علیه السلام» به نام و وصف «اسوه» معرّفى شده و پیامبر اسلام با عنوان «رسول‏اللَّه» براى همه جهانیان تا همیشه تاریخ اسوه و الگو شناخته شده است، بى‏آن كه یكى از اوصاف او متمایز گردد و این بدان معناست كه خداوند او را براى همگان و در تمامى ساحت‏ها و عرصه‏ها، الگوى برتر و شایسته اقتدا و پیروى مى‏شناسد. بى‏آن كه ساحتى از ساحت‏هاى زندگى وى ترجیح داده باشد.1

    البته آیه شریفه، در سیاق آیات جنگ احزاب قرار گرفته است، اما اطلاق و زبان عام آیه، نشان مى‏دهد كه اسوه بودن آن حضرت، اختصاص به شیوه رهبرى و فرمان‏دهى در جنگ ندارد.

    از همین روى مفسّران و قرآن‏پژوهان در تفسیر آیه مباركه، هر چند از دو احتمال یاد كرده‏اند اما معناى عموم را برگزیده‏اند. از جمله در تفسیر «كشاف» زمخشرى (م، 528 ه) آمده است:


    «شخص پیامبر [در تمامى ابعاد] اسوه نیكو، یعنى الگو و نمونه است.»2

    دقت در رموز ادبى آیه، شمول و فراگیرى آن را نسبت به همه موضوعات و مقولات زندگى و همه عصرها و نسلها مى‏رساند.

    از آن جمله:
    1 - آیه با دو حرف «لام» و «قد» شروع شده است، و این حروف در ادبیات عرب، قطعى و حتمى بودن مضمون پیام را مى‏رساند. اسوه و الگو بودن پیامبر از نگاه وحى قطعى و مورد تأكید است.

    2 - استفاده از فعل ماضى «كان» در آیه، معناى ثبوت و استمرار و فراگیرى را افاده مى‏كند؛ آن سان كه لازمه خاتمیت رسالت اوست.3

    3 - تعبیر «فى رسول‏اللَّه» بیانگر این است كه ظرفیّت وجود رسالى، سراسر درس و پیام و الگوبخشى است.

    این ویژگى‏هاى بیانى سبب شده است كه جاراللَّه زمخشرى - بیان و بلاغت شناس زبان عرب - بگوید:

    «اگر تا پایان آیه بنگریم خواهیم دید كه خداوند از هیچ تأكیدى فروگزار نكرده است.»4

    4 - واژه «اسوه» علاوه بر مفهوم الگو، متبّع و معیار بودن، مفهوم شایسته بودن را نیز در خود نهفته دارد. زیرا كسانى كه از سوى مردم مورد تبعیت قرار مى‏گیرند، برخى صالح و برخى ناصالحند، واژه «ولىّ» هم به رهبران صالح اطلاق شده و هم بر پیشوایان ناصالح - «والذین كفروا اولیائهم الطاغوت» (بقره /257) - ولى واژه «اسوه» در جایى به كار مى‏رود كه رهبر و الگو مورد تأیید و داراى صلاحیت شخصیت مثبت باشد.


    پی‌نوشت ها:
    1 - مغنیه، محمد الجواد، التفسیر الكاشف، چاپ سوم، بیروت، دارالعلم للملایین، 1981 م، 387/7.
    2 - زمخشرى، جاراللَّه، الكشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فى وجوه التأویل، قم، نشر ادب حوزه، بى‏تا، 531/3.
    3 - سیوطى، عبدالرحمان، الاتقان فى علوم القرآن، تحقیق دكتر محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ دوم، قم، منشورات رضى، 1367 ش، 256/2.
    4 - تفسیر الكشاف 514/4.
    منبع:
    سید حسین هاشمی، نشریه پژوهش های قرآنی، شماره 46




    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩



    قرآن و شاخصه‏هاى اخلاق نبوى

    پروردگار متعال در سوره مباركه «قلم» براى اثبات جنبه‏هاى مختلف شخصیت رسول خود و از جمله شخصیت اخلاقى آن حضرت به مقدس‏ترین پدیدارها یعنى قلم وسیله انتقال اندیشه و دانش و ابزارى تكامل‏بخش فكر و تمدن بشرى و نیز به آن چه از نوك قلم جارى شده و بر صفحات تاریخ، فرهنگ و تمدن بشرى نقش بسته سوگند یاد كرده است و از میان گزینه‏هاى بسیار، در جهت نمایاندن مرتبت و شخصیت اخلاقى پیامبر خاتم‏صلى الله علیه وآله وسلم، وصف «عظیم» را برازنده و مناسب خلق و خوى وى دیده و اور ا به این وصف، ستایش كرده است:

    «و انّك لعلى خلق عظیم» (قلم /4)

    «و تو اخلاق عظیم و برجسته‏اى دارى.»

    شیخ طوسى (ابوجعفر محمد بن حسن 460-385 ه) از همسر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم روایت مى‏كند:

    «خلق نبى اكرم همان بود كه در ده آیه اول سوره «مؤمنون» آمده ست.» [= خشوع در نماز، روى گردانى از لغو و بیهوده، پرداخت زكات، حفظ عفت و پاكدامنى، وفاى به عهد و امانت و مواظبت بر نماز.]

    شیخ پس از نقل روایت مى‏افزاید:

    «كسى را كه خداوند به خلق عظیم بستاید، بالاتر از آن، مدح و ستایشى نمى‏توان سراغ گرفت.»1

    روایت از طریق عامّه با این بیان نقل شده است:
    شخصى از همسر رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم درباره اخلاق آن حضرت پرسید. همسر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در پاسخ وى گفت:

    «قرآن خوانده‏اى؟ جواب داد: آرى.
    گفت: خلق پیامبر همان قرآن بود».2

    اهمیّت تعبیر «خلق عظیم» وقتى آشكار مى‏گردد كه بدانیم خداوندى كه اخلاق پیامبرش را بزرگ به حساب آورده و توصیف كرده است، همه دنیا و موجودى آن را حقیر و كم به شمار آورده است:
    «... قل متاع الدنیا قلیل...» (نساء /77)

    «سرمایه زندگى دنیا ناچیز است.»

    و البته درباره همه سرمایه ناچیز فرموده است:
    «و ان تعدّوا نعمت اللَّه لاتحصوها» (ابراهیم /34).

    براستى اگر انسان از شمارش نعمتهاى دنیوى كه نزد خدا حقیر است ناتوان باشد پس چگونه به ژرفاى عظمت خلق نبوى راه خواهد یافت در حالى كه خداوند آن را عظیم شمرده است و به تعبیر یكى از قرآن پژوهان:

    «خداوند سبحان هیچ یك از پیامبران خود جز محمّدصلى الله علیه وآله وسلم را با این صفت [دارنده خلق عظیم] ستایش نكرده است.»7

    و همو در ادامه مى‏نویسد:
    «چكیده معناى آیه مباركه همان است كه رسول اعظم‏صلى الله علیه وآله وسلم خود فرموده است:
    «پروردگار من مرا پرورش داد و نیكو تربیتم كرد»

    یعنى خداوند اخلاق پیامبر را متناسب با هدف خلقت وى قرار داد.»4


    پی‌نوشت‌ها:
    1- طوسى، محمد، التبیان فى تفسیر القرآن، تحقیق و تصحیح احمد حبیب قصیر العاملى، بیروت، 460-385، ش 75/10.
    2- النووى، صحیح مسلم، بیروت - دارالكتاب العربى، 1407 ش، 746/1.
    3- تفسیر الكاشف، 387/7.
    4- همان.
    منبع:
    سید حسین هاشمی، نشریه پژوهش های قرآنی، شماره چهل و شش و هفت




    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩

    گوشه هایی از خلق عظیم نبوي

    روزهایى بس شیرین و به‏یادماندنى و تاریخ ساز پیامبر را نمى‏توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص، ‏توصیف و تعریف كرد. او هرگز در این واژه‏ها نمى‏گنجد و فراتر از آن است. انسان‏كاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفرید واگر او نبود، هیچ چیز نبود.
    «لولاك لما خلقت الافلاك‏»
    والاانسانى كه تا قاب قوسین او ادنى بالا رفت و به جایى رسید كه‏جبرئیل آن ملك مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد وبا صراحت‏به او عرض كرد: اگر یك مو بالاتر روم به نور تجلى‏بسوزد پرم.
    ولى رسول الله رفت و به جایى رفت كه نه در خرد آیدو نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخیال!
    اوست كسى كه‏خدایش درباره‏اش فرمود:
    «و انك لعلى خلق عظیم‏»

    پس مابه جاى‏اینكه حرفى بزنیم كه نه آغازش و نه انجامش ما را به جایى‏مى‏رساند چرا كه جز آفریده‏اش و برادرش كسى او را نخواهد شناخت
    ‏«یا على ما عرف الله الا انا و انت و ما عرفنى الا الله وانت و ما عرفك الا الله و انا»؛
    پس روا است كه لب فرو بندیم وسخن كم گوئیم.

    بیائیم در این سخن ربانى كه پیامبر را داراى منشى سترگ واخلاقى عظیم معرفى مى‏كند بیاندیشیم و از زبان روایت، نمى از این‏اقیانوس پرفیض برگیریم، شاید برخى عزیزان به كار بندند و ازرسول الله الگوى زندگى بگیرند كه قرآن فرمود:
    «و لكم فى رسول‏الله اسوه حسنه‏» .

    جمله‏هایى كوتاه در منش و روش زندگى حضرت بیان مى‏شود كه هم‏بركت است و مایه پربركتى و هم برنامه زیستى به وخداپسندانه:

    1- آن قدر حضرت متواضع و فروتن بود كه متن روایت او را«خاضع الطرف‏» مى‏نامد یعنى به زمین نگاه مى‏كرد و سر را كمتربالا مى‏برد، این چنین با وقار و متین... با ادب و فروتن. چنان‏در برابر خالقش خاضع و خاشع بود كه بیشتر سرفرود مى‏آورد و كمترسر را بلند مى‏كرد چه پیوسته خدا را حاضر و ناظر مى‏دید و لحظه‏اى‏بلكه كمتر از لحظه‏اى هم از یاد و ذكر خدا غافل نبود.

    2- یكى دیگر از نشانه‏هاى بارز تواضع و خوى نیكویش این بود كه‏به هر كه مى‏رسید، پیشقدم در سلام كردن بر او بود، سلام كه خودتحیت اسلامى است و پیامبر آن را به ما یاد داده، خود نیز بیش ازهمه و پیش از همه به آن عمل مى‏كرد و قبل از آنكه دیگرى بر اوسلام كند، او خود سلام مى‏كرد.

    هرگز پیامبر ملاحظه نمى‏كرد كه آن‏فرد بزرگ است‏یا كوچك، دانشمند است‏یا بى‏سواد، ثروتمند است‏یافقیر. آرى حضرت آنقدر عظمت داشت كه بر همه افراد بدون ملاحظه‏هاى‏اسمى، شغلى، خطى، مسئولیتى، مالى و... سلام مى‏كرد و او بااینكه بزرگترین از هر نظر بود بر كوچكترین انسانها از هرنظر سلام مى‏كرد و بیشتربراى اینكه ما را به این سنت‏حسنه ‏تشویق كند مى‏فرمود:

    سلام را نود و نه حسنه است و جوابش یك حسنه.

    3- پیامبر هرگز بدون جهت ‏سخن نمى‏گفت، و اگر سخنى مى ‏گفت ‏بیشترجنبه موعظه و پند داشت، یا مطلبى را مى‏آموخت و یا به معروف وخیرى امر مى‏كرد و یا از شر و منكرى مردم را باز مى‏داشت، تمام‏سخنانش سودمند و یك كلمه، نه بلكه یك حرف، پوچ و بى‏ارزش نبود،زیرا خوب مى‏دانست كه:

    «و ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید»
    وانگهى پیامبر اسوه است و الگو و اوست انسان كامل. پیامبر كسى‏است كه نخستین آفریده پروردگار، نور مباركش است:

    «اول ما خلق‏الله نورى‏»

    پس، از این نور كامل چیزى تراوش نمى‏كند جز نور، وهرچه مى‏گوید گفته خدا است

    «و ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى‏یوحى‏» .

    4 - و پیامبر هرگز از ذكر خدا غافل نمى‏شد. در روایت است: «ولایجلس و لایقوم الا على ذكر»
    او نمى‏نشست و برنمى‏خاست جز با ذكرو یاد خدا.

    پیامبر در هر آن قرین و همنشین ذكر خدا بود چه برزبان آورد و چه در دل گوید. او خود ذكر خدا را كفاره مجلس‏مى‏دانست و اعلام مى‏داشت كه اگر در مجلسى یاد خدا نباشد یا ذكرى‏از اهل بیت كه آن نیز یاد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر ووبال است و نحس است و شوم. و اگر حضرت مى‏خندید از تبسم تجاوزنمى‏كرد
    «جل ضحكه التبسم‏»
    زیرا قهقهه و خنده با صدا با شئون‏انسان مودب منافات دارد چه رسد به انسان كامل و چه رسد به اشرف‏ مخلوقات.

    5 - یكى دیگر از موارد تواضع و فروتنى حضرت این بود كه هر وقت‏وارد مجلس مى‏شد، هر جا كه جاى خالى بود مى‏نشست، مانند برخی خودخواهان یا نادانان نبود كه دنبال صدر مجلس هستند، و خیال‏مى‏كنیم كه باید بالا و بالاتر نشست. اصلا آن جا كه انسان والامى‏نشیند والا است نه آنكه انسان والا باید در جاى والا نشیند.

    عزیزانم! قطعا این از تواضع است كه انسان در جایى كه خالى‏است‏بنشیند و هرگز منتظر نباشد كه دیگران در برابرش قد علم‏كنند و برخیزند تا آن جناب را در صدر مجلس بنشانند. این حالت‏بدون تردید برخاسته از هواى نفس است و تكبر كه باید زدوده شودو گاهى بلكه بیشتر به خاطر عقده‏هاى درونى و محرومیت‏هاى دیرینه‏است كه شخص مى‏خواهد از این راه خودى را نشان دهد!!




    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩

    6 - پیامبر آرام و آهسته سخن مى‏گفت و هیچ گاه فریاد نمى‏زد وصدا را بلند نمى‏كرد. و مجلس آن حضرت نیز از چنان آرامشى‏برخوردار بود كه عین ادب و تواضع است و كسى در مجلس پیامبربلند سخن نمى‏گفت

    «و اغضض من صوتك‏»

    و دستور هم همین بود كه‏كسى صدایش را بالاتر از صداى رسول الله نكند

    «لاترفعوا اصواتكم‏فوق صوت النبى‏»

    و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مى‏گفت لذامجلسش بسیار آرام و باوقار بود كه حتى صداى به هم زدن بال‏پرنده به گوش مى‏رسید.

    7- «لایقطع على احد كلامه‏»
    هرگز سخن كسى را قطع نمى‏كرد و تاشخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مى‏داد و پس از تمام‏شدن سخنش آرام پاسخش را مى‏گفت. و چنان اصحابش را تربیت كرده‏بود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مى‏شد، تمام حاضران ساكت ‏مى‏شده و سراپا گوش مى‏شدند

    «كان على رووسهم الطیر»
    و هرگاه ‏سخن حضرت تمام مى‏شد بدون آنكه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هریك به نوبت ‏حرف مى‏زد.

    8 - نكته دیگرى كه بسیار جالب و ارزنده است و باید مدنظر قرارگیرد این است كه حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد یكسان نگاه‏مى‏كرد

    «و كان یساوى فى النظر والاستماع للناس‏»

    و بایدسخنگویان محترم این مطلب را دقت كنند كه یكسان و مساوى درحال حرف زدن به این طرف و آن طرف نگاه كنند زیرا این نكته‏ظریف اخلاقى است كه در نگریستن به افراد(هنگام صحبت كردن)انسان‏فرق بین این و آن نگذارد و همه را به یك دید بنگرد كه‏امیدواریم در موارد دیگر نیز این تساوى و یكسان‏نگرى حفظشود.

    راستى چه زیبا است تربیت رسول الله! بنابراین، هر كه‏بخواهد بیشتر به پیامبر نزدیك گردد، باید رفتار و اخلاقش را باآن حضرت نزدیكتر كند.

    9 - «و كان یجالس الفقراء و یواكل المساكین‏»

    او نه تنها بامالداران و دارایان مجالست مى‏كرد بلكه با فقرا و مستمندان نیزهمنشین بود. بلكه قطعا حضرت از نشستن با فقرا بیشتر لذت مى‏بردو اگر با ثروتمندان مى‏نشست‏به خاطر هدایت كردن آنان بود نه چیزدیگر.

    10 - هرگاه پیامبر مى‏خواست‏به مجلس وارد شود و با مردم ‏برخورد كند، خود را طبق موازین اسلامى آرایش مى‏داد یعنى درآینه مى‏نگریست و موهاى خود را شانه مى‏زد و چنین در روایت آمده‏است

    «و كان ینظر فى المرآه و یتمشط‏»
    و نه تنها حضرت لباس‏تمیز و مرتب مى‏پوشید و محاسن مبارك را شانه مى‏زد بلكه پیوسته‏بوى خوش عطر از حضرت از مسافتى دور استشمام مى‏شد. بگذریم‏كه خود حضرت خوشبو بود و بوى خوشش دوست و دشمن را جذب مى‏كرد،كه همواره از عطر نیز استفاده مى‏نمود.

    راوى مى‏گوید: قبل ازآنكه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مى‏شدیم زیرا بوى عطرش‏از مسافتى به مشاممان مى‏خورد و متوجه ورود حضرت مى‏شدیم.

    خودحضرت نیز مى‏فرماید:
    «ان الله یحب من عبده اذا خرج الى اخوانه‏ان یتهیا لهم و یتجمل‏»
    خداوند دوست دارد كه بنده‏اش هرگاه‏مى‏خواهد با برادرانش ملاقات كند، خود را آماده كند و براى آنهاآرایش نماید.

    اسلام دستور آراستن داده است نه مانند برخى ساده لوحان كه باموهاى ژولیده و لباس نامرتب مى‏آیند و خیال مى‏كنند این از زهداست. نه! این از زهد اسلامى كاملا به دور است. زهد این است كه به‏دنیا و ملذاتش دل نبندیم نه اینكه صوفى منشانه زندگى كنیم وژولیده سیما در میان مردم حاضر شویم!





    ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه رحلت نبی اکرم صلوات الله علیه و آله ۩۞۩ ╬ ۩۞۩


  19. تشکر


صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود