صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسائلی شاید جدید در باب گفتگوی دینی در سایت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب مسائلی شاید جدید در باب گفتگوی دینی در سایت




    سلام دوستان!

    خیلی خوشحال هستم که چیزی که می نویسم، به احتمال قوی برای آموختن(اگر قابل آموختن باشد) به یادگار خواهد ماند.

    به طور پراکنده و غیر منظم ماجرای ناراحتی جناب faryad را خواندم.

    می دونید!!! فرض کنید یک نفر اصلا با هیچ شبهه ی دینی ای تا سال های سال برخورد نکرده است، حالا علتش می خواهد تعصب باشد یا بزرگ شدن در خانواده ای دینی یا دلایل دیگر. بعد اگر مثلا به یک شبهه برخورد کند با سوال "اگه پیامبر هوسران نبود، پس چرا اینهمه زن داشت؟" که البته این مشهور ترین شبهه ای است که بین مسلمانان رایج است و البته جواب های مختلفی هم برایش داده که برای کسانی که همین سوال بستر شک برایشان نشود، 2 دلیل می گویم:
    1- پیامبر برای سرپرستی زنانی که شوهران را از دست داده بودند، با آنان ازدواج کرد، نه فقط برای لذت بردن از آنها.

    2- اگر پیامبر لذت طلب و هوسران بود، اولین ازدواجش را با یک زن 50 ساله انجام نمی داد.

    البته دلایل دیگری هم هستند که من قصد جواب دادن به این شبهه را ندارم، بلکه قصدم کلا چیز دیگری است.

    حال فرض کنید همین فردی که سال ها با هیچ شبهه ای برخورد نکرده، فقط به همین شبهه ی فوق برخورد کرده است. او در عرض 24 ساعت وقتی می خواهد به مسجد برود یا حتی وقتی مثلا پدرش از حوزه بر می گردد یا در مدرسه نماز جماعت می خواند، سریع این سوال را از او می پرسد و همین که جواب شبهه اش در حد محکم بودن جواب فوق باشد، برایش کفایت می کند و از جواب دهنده تشکر می کند و دینش را دینی محکم می پندارد.


    اما کسی را فرض کنید که از بچگی مثلا اصلا پدرش او را به زیارت امام حسین نبرده است، برایش دین را تعریف نکرده است، نسبت به نماز او بی تفاوت بوده است.
    همچنین پدر این فرد بسیار بسیار به روحانیت دشنام می داده است و با ولایت فقیه نیز مشکل داشته است و به زنده بودن امام زمان نیز معتقد نبوده است و هزار و یک مساله ی ریز و درشت دیگر. همچنین وقتی پسرش از شب قدر تجلیل می کند، پدرش به او می گوید: "چی ضر ضر کردی؟" فکر می کنید حتی اگر این پسر خیلی خوش قلب و خیلی عادل باشد، آیا واقعا عاشق ائمه و عزادار امام حسین بار می آید؟ در بهترین حالت، نسبت به این مسائل بی تفاوت خواهد بود یا اعتقاد ضعیفی خواهد داشت. از طرف دیگر فرض کنید این فرد به اینترنت رفته و مدام کتب ضاله را می خواند. حتی اگر این فرد خوانده باشد که خواندن کتب ضاله حرام است، اگر کسی دور و بر او نباشد که به او این مساله را توضیح بدهد که علت این حرام کردن، دوری از به گناه گمراهی است، او فکر می کند که علمای اسلام این حرف را زده اند که موقعیت خودشان را حفظ کنند. همچنین این فرد با تعداد زیادی شبهه روبروست که عددش از 250 هم فراتر رفته است. از طرف دیگر حساب کنید مواجه شدن این فرد با مسلمانانی که فهمی ضعیف از دین دارند و نتوانسته اند سوالات او را جواب بدهند و گاهی با او برخورد بدی داشته اند. مخصوصا اگر این فرد توانسته باشد که یک طلبه را که فلسفه درس می دهد، قانع کند.

    در این صورت، قطعاً قطعاً قطعاً قطعاً این فرد نسبت به دین همان احساسی به او دست خواهد داد که جناب faryad گفتند: "اما بعد از مدتی فهمیدم که این کاسه شکسته که من می خوام پر از آب اش بکنم انقدر ترک دارد که هیچگاه نتواند اب را در خود نگه دارد"

    بعد، نفرت تمام وجودش را می گیرد و خشم در تمامی ابعاد وجودش شعله ور می شود که چرا اسلام اینقدر گنگ است. بعد به سراغ یافتن جواب سوالاتش می رود. چون معمولا همه ی افراد امروزه درگیر یک قرون دو زار زندگی هستند تا اولیات زندگی خود را فراهم سازند یا برای کنکور خود را فراهم سازند، نخواهند توانست به درستی شبهات را پیگیری نمایند و چند مورد را بیشتر نخواهند توانست پیگیری نمایند. در نتیجه در اثر گذشت زمان، شبهات بر قلب آنان خواهد نشست و بی تکلیفی نسبی جای ایمان حقیقی را خواهد گرفت. علتش هم عدم داشتن وقت کافی برای پیگیری قانع کننده و عمیق تمامی شبهات اوست. حسش نیز دقیقاً دقیقاً مثل این شکلک می شود در طول زمان:

    همین خشم و نفرتی که در اثر نیافتن جواب به او دست می دهد، استدلال او را خدشه دار می کند. از یک طرف برهان می آورد و از طرف دیگر فحش می دهد. علت هم دارد! چون به دنبال جوابی است که نیافتنش او را خشمگین کرده است! ای بسیجی ها! ای طلبه ها! ای کسانی که شبهات بسیار زیاد بر دوش شما چون جسد متعفتی از زجر و خستگی، سنگینی نکرده است! شبهه با انسان این کار را می کند.

    شبهه اگر بماند، در قلب ریشه می دواند، اما مشکل دیگر نیز این است که کسی این حرف را بعد از دوانده شدن شبهه در قلبش بشنود که برایش خیلی سودمند نخواهد بود، مگر اینکه واقعا همت کند و آن را برطرف کند. روحانیون خیلی مقصر هستند! حتی خودشون می گویند که در بحث های اعتقادی، حوزه در فقر به سر می برد. این را از زبان دو روحانی سطح بالا شنیدم!


    گاهی فقط نفرت در قلب فرد به خاطر انواع دلایل مختلف آنچنان ریشه دوانیده است که برهان به سختی می تواند خارهای تیزی که به قلب فرد فرو رفته اند را در بیاورد.(توجه کنید که به سختی، نه به محال)
    در این مواقع یک روبوسی، یک فشردن دست یا حتی یک لبخند می تواند خیلی کارساز باشد که البته در کنار برهان باشد.


    یک نفر وقتی می خواست خمسش را به مرجعش بدهد، ناگهان دید که پسر آن مرجع می گوید اگر خمس را کافی باشند، بعدش با بابا(همان مرجع) میریم فلان شهر و سه بشکن نیز زد!
    برای این فرد که خار زهرآلودی به قلبش فرو رفته است، تا قیامت هم بشینی بگی باید مرجع انتخاب کنی، میگه: "به قبر خودشون و هفت جدشون.....اگه من دیگه خمس بدم". گند زدن کار اینجاست که طرف مقابل سریع و خیلی جدی شروع به آوردن برهان می کند که اسلام از مسلمان جدا است و همه مراجع هم اینطور نیستند و الی آخر. بعد طرف مقابل به خاطر نفرتی که داره، برهان خالی او را قانع نمی کند و می زند زیر کاسه کوزه ی بحث. اما اگر مثلا آن فرد مثل آن مثالی که در آن یکی از امامان به کسی که به او فحش می داد، به او گفت که تو در این شهر غریبی و....، برخورد می کرد، هیچ وقت بحث به بدی تمام نمی شد. مثلا می گفت که اگه اون مرجع این کار رو کرده، خیلی آدم پستی بوده! بیا یک مرجع درست و حسابی پیدا کنیم که سرش به تنش بیرزه!. شاید هم چنین برخوردی او را هدایت می کرد.

    همچنین وقتی کسی می گوید: "گند بزنه به خودتون با این اسلام و شیعه تون"، منظور خاصی دارد. بسیاری از اوقات منظور او دین به یادگار مانده است، نه دینی که می خواست به طور تمام و کمال پیاده شود، ولی بخشی از آن به تاراج رفت. عدم تفکیک بین این دو مفهوم، بسیاری از افراد را وارد جدل های بیهوده می کند.


    صمیمانه دوست دارم دست دوست زجرکشیده ای چون faryad را به گرمی بفشارم و به او بگویم دردت را می دانم! زجرت را می فهمم! نفرتت را! خشمت را! همه و همه را می فهمم!
    فقط به تو افرادی چون تو این را به جد می گویم که سعی کن تا می توانی وقتت را آزاد کنی و در وقتی آزاد با متخصصان حوزه علمیه که حتما استاد حوزه هم باشند، تمامی سوالاتت را در میان بگذار و یکی یکی برو جلو! نمی دانم کی سوالات تمام خواهد شد، اما امیدم این است که بستر وب، غیر از بستر چت روم های حوزه که حتی آن را هم برای فرد زجر دیده ای چون تو توصیه نمی کنم، اصلا بستر خوبی برای طرح سوال نیست. چون امکان سوال و جواب های مکرر و پشت سر هم که به صورت گفتگو باشد، بسیار کم است. حتما هم به صورت حضوری و فقط دو نفری صحبت کنید. چون ممکن است اگر کس دیگری هم باشد، حرف های تو بین سوالات فرد دیگر یا جواب های غیر مرتبط آن فرد به تو گم شوند.

    مهم ترینش اینه که انسان بتونه وقتش رو آزاد کنه! این از همه مهم تره!
    اگه انسان سوپر مشتاق هم باشه، اگه وقت نباشه، تقریبا بی فایده است که سالی، ماهی یکی دو تا شبهه بخواد آدم جوابش رو بگیره.


    در انتها نیز باید بگویم وقتی انسان با خشم و نفرت و دشنام شبهه ای را مطرح می کند، حالا در وسط شبهه یا در جواب به جواب شبهه، کسانی که جواب می دهند، نسبت به مقدسات خود احترام قائل هستند و نمی توانند آنقدر باریک بین و لطیف باشند که عمق مساله را درک کنند و البته خیلی هم انتظاری از آنان نیست و نتیجه این می شود که جواب شبهه نیز، خودش یک نیمه توهین و نیمه برهان از آب در می آید و باید کمی هم به جواب دهندگان حق بدهید که به خاطر اینکه برخی جاها سوالات اهانت آمیز است، آنها هم از کوره در بروند که شکر خدا خیلی هایشان هم عذرخواهی کردند.

    این متن را نوشتم که جناب faryad ببیند اگر قابل دید استفاده کند، عموم خوانندگان بخوانند بفهمند، اگر قابل فهم باشد و پاره ای از هزار و یک غم بر دل نشسته از دین امروزین را منتشر سازم. اگر فرصتم اجازه دهم دیگر پاره ها را نیز، اینجا نه، جایی دیگر برای حل آنها مطرح خواهم کرد که در دنیای واقعی است، نه مجازی. بلکه بغض و آه و اشک و گریه و خشم و نفرت از دل برخیزد و برود.


    امیدوارم هم شما و هم دیگران بتوانند از نظرات این حقیر اگر قابل استفاده باشد، استفاده کنند.
    ویرایش توسط royal999 : ۱۳۸۸/۱۱/۲۱ در ساعت ۰۳:۵۰ دلیل: اصلاح دستوری و اضافات مفهومی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود بر دوست گرامی جناب رویال
    من برایم چند سوال مهم پیش آمده است.
    شما در آذر 87 در سایت ثبت نام کردید و از ان زمان تا کنون فقط یک پست زده اید. آیا در این یکسال فقط نظاره گر موضوعات بودید؟ یا با نام کاربری دیگری فعالیت می کردید؟ اگر با نام دیگری فعالیت می کردید چرا جسارت به خود ندادید با همان نام کاربری آشنا برای همه پست بزنید؟ و اگر در همه این یکسال سکوت کرده بودید و فقط نظاره گر بودید ! علت سکوت شما چه بوده است؟ و علت شکستن این سکوت چه بوده؟ آیا من اینقدر اهمیت دارم که بخاطر من سکوت یکساله خود را بشکنید؟

    از این سوالات جانبی که بگذریم. من جواب شما را در چند بند می دهم
    1- با رمالی نمی شود برای کسی نسخه پیچید! همانطور که از ابتدا تا انتهای تصورتان از من باطل بود!
    2- در بین نوشته هایتان یک شبهه را بیکباره گذاشتید و سعی کردید جواب بدهید! اما خوب این شبهه اساسی تر از این چند خطی است که شما نوشتید! و جواب شما هم همانگونه که گفتید بدرد بچه های پیش دبستانی می خورد! ولی همانطور که من قبلا گفتم اصلا قصد مطرح کردن شبهه را نداشته و ندارم. شما هم بهتر است برای مثال زدن شبهات ساده تری را انتخاب بکنید که مجبور نباشید در آخر بگویید " قصدتان جواب دادن به شبهه نبوده است!"
    3-اینکه روحانیون ایران در جوابگویی به شبهات وامانده اند! با شما هم عقیده ام.اما مقصر آنها نیستند! به عقیده من اسلام بعد از ابن راشد اندلسی ( اواخر قروم وسطی ) فلسفه اسلامی دیگر نابود و محو شد! حتی اگر بخواهیم اسامی افرادی مانند شیخ اشراق و ملاصدرا را به تاریخ فلسفه اسلامی اضافه بکنیم .بازهم باید بگوییم فلسفه اسلامی برای دنیای امروز چیزی برای گفتن ندارد!!
    4- دست دادن و محبت ورزیدن اگرچه انسان را از تعصب و جهودیت پایین می آورد و انسان را برای خوب شنیدن آماده می کند اما روشی برای اثبات نیست! اثبات اگر دقیق و بدون نقص باشد بدون دست دادن نیز هر انسانی را رام می کند ( می خواستم یک موضوع را باز بکنم. اما چون شبهه ای دامنه دار است از ان پرهیز کردم)
    5- اما در مورد مثال آن مرجع و این جمله سفسطه ای " اسلام از مسلمانی جداست!" : دوست گرامی هر مسلکی و هر دینی یک سبک زندگی و یک راه و روش عملی است. ما علوم تئوری زیاد داریم که در عمل کاربردی ندارد! اسلام شاید بصورت تئوری خوب باشد اما وقتی در عمل نقصان پیدا می کند آنگاه باید از خود پرسید که این دین الهی از لحاظ عملی موفق بوده است یا قئانین راهنمایی و رانندگی که انسانها ان را ساخته اند!! بنابراین اسلام از مسلمانی جدا نیست. به بیان دیگر اگر اسلام را یک دارو برای نجات بشریت بنامیم! مسلمان کسی است که این دارو بر روی او امتحان شده است. حال اگر این فرد دچار لغزش شود و نه تنها خوب نشود بلکه تشنج هم بگیرد!! آنگاه باید به این دارو شک کرد!!
    6- اما در مورد اینکه من با اساتید حوزه به سوال بنشینم. من نه امکان اینکار را دارم ( بدلیلی فاصله جغرافیایی ) و نه اینکه تاکنون جواب درست و حسابی از این اساتید حوزه گرفته ام. شاید همان دلیلی که شما گفتید درست باشد. اما تصور من چیز دیگری است. من به دین نگاهی برون دینی دارم . اما حوزویان نگاهی درون دینی دارند.و این وجه افتراق هرگز نمی گذارد نه آنها سوال مرا بفهمند و نه من جواب انها را قبول بکنم.

    ضمن اینکه جناب رویال بازهم تکرار می کنم هنگامی که در مورد دیگران به قضاوت می نشینید یک طرفه با قاضی نروید . و برای همه افراد یک نسخه نپیچید.
    همه موضوعات شروع شده کاربرjocer با آیدی faryad نوشته بودند بنا به درخواست مکرر خودشان به مدت 1ماه جهت بررسی به بخش مدیران منتقل شده است
    ---------------------------------
    توضیح : جنابان خادمان دین و قرآن و .... زحمت کشیدند و نوشته های شناسه faryad من را برگرداندند.
    به عقیده جنابان خادم قرآن!! مطالب کفر امیز من بیشتر بدرد اسلام و مسلمین می خورد تا مطالب اسلامی من بعد از توبه!!
    باشد که خداوند ان مطالب کفر آمیز را در نامه خادمیت قرآنی من و شما و آنان ثبت نماید!
    الهی آمین!!

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خندیدن




    علت سکوت شما چه بوده است؟ و علت شکستن این سکوت چه بوده؟ آیا من اینقدر اهمیت دارم که بخاطر من سکوت یکساله خود را بشکنید؟
    علتش این بود که بیشتر نیازمند اطلاعات دینی بودم تا ارسال اطلاعات دینی
    بله! موقعیت شما برای من اهمیت دارد! می دانم که ناراحتی! می دانم که خیلی برایت سخت بوده است. برای همین این ها را نوشتم.


    با رمالی نمی شود برای کسی نسخه پیچید! همانطور که از ابتدا تا انتهای تصورتان از من باطل بود!
    خدا مرا بکشد اگر بخواهم رمالی کنم. به هر حال ما محدودیت علمی داریم و نمی توانیم همه را به درستی بشناسیم. اما به قدر توانمان سعی می کنیم فرد را درک کنیم و به او کمک کنیم. همیشه درد های درونی یک انسان با خودش می ماند و به ندرت کسی می تواند آن درد ها را به طور کامل درک کند.

    در بین نوشته هایتان یک شبهه را بیکباره گذاشتید و سعی کردید جواب بدهید! اما خوب این شبهه اساسی تر از این چند خطی است که شما نوشتید! و جواب شما هم همانگونه که گفتید بدرد بچه های پیش دبستانی می خورد! ولی همانطور که من قبلا گفتم اصلا قصد مطرح کردن شبهه را نداشته و ندارم. شما هم بهتر است برای مثال زدن شبهات ساده تری را انتخاب بکنید که مجبور نباشید در آخر بگویید " قصدتان جواب دادن به شبهه نبوده است!"
    من حتی اگر بتوانم شبهه ی ای را که بتوانم جوابش را بدهم هم انتخاب کنم و آن را بنویسم، باز هم قصدم جواب دادن به آن نخواهد بود. شما عالم هستید و من دوست شما را نسبت به علم خودتان آگاه کنم که ان شاء الله به من هم نیازی نیست و خودتان به دنبال جواب هایتان می روید، ولی خوب است کمی هوشمندانه تر. چون از طرف روحانیت خیلی به جدیت دنبال نشده است، فرد سوال کننده است که باید جدی تر پیگیر کارش باشد. هر چند به خاطر این امر قسمتی از گناه بر گردن روحانیون بیفتد.

    اینکه روحانیون ایران در جوابگویی به شبهات وامانده اند! با شما هم عقیده ام.اما مقصر آنها نیستند! به عقیده من اسلام بعد از ابن راشد اندلسی ( اواخر قروم وسطی ) فلسفه اسلامی دیگر نابود و محو شد! حتی اگر بخواهیم اسامی افرادی مانند شیخ اشراق و ملاصدرا را به تاریخ فلسفه اسلامی اضافه بکنیم .بازهم باید بگوییم فلسفه اسلامی برای دنیای امروز چیزی برای گفتن ندارد!!
    بله! بیشتر آنها ناتوان هستند! اما نه همه! اما چون شما دسترسی به آن عده ی محدود نداشتید، به شما حق می دهم که ناراحت باشید از آنها، همانطوری که دکتر شریعتی ناراحت بود. متاسفانه چون احادیث در شیعه به طور سیستماتیک دسته بندی نشده اند و جلوی هر کدام برچسب های (درست، غلط، مشکوک،...) نزده اند، این طور امروزه آش شل قلم کا درست شده است. اما یک چیزی که می تواند به شما امید(نه استدلال) بدهد که می توانید با همین دین نیمه شفاف و با همین دین نیمه جواب داده شده، راه سعادت را پیدا کنید، خواندن داستان علمای عارف شیعه ی معاصر است که توانسته اند با امام عصر ارتباط برقرار کنند و این خودش خیلی موثر است. حداقل شما را امیدوار می کند، حتی اگر قانع هم نکند.

    4- دست دادن و محبت ورزیدن اگرچه انسان را از تعصب و جهودیت پایین می آورد و انسان را برای خوب شنیدن آماده می کند اما روشی برای اثبات نیست! اثبات اگر دقیق و بدون نقص باشد بدون دست دادن نیز هر انسانی را رام می کند ( می خواستم یک موضوع را باز بکنم. اما چون شبهه ای دامنه دار است از ان پرهیز کردم)
    من هم نگفتم که روشی برای اثبات است و حرف شما را تائید می کنم. اما علت ذکر کردنش این بود که دیده ام افرادی را که فقط با برهان قانع نشده اند و با لطافت به سمت دین کشیده شده اند. مثل پدری که فرزندش را به زور کتک وادار به انجام واجب الهی ای مثل نماز می کند که نتیجه اش را همه می دانند چه می شود. حالا تا صبح هم بیایید استدلال از نماز کنید، نفرت از نماز خواندن مگر با شیوه های خاص گفتگوی حضوری از قلبش بیرون نمی رود.

    5- اما در مورد مثال آن مرجع و این جمله سفسطه ای " اسلام از مسلمانی جداست!" : دوست گرامی هر مسلکی و هر دینی یک سبک زندگی و یک راه و روش عملی است. ما علوم تئوری زیاد داریم که در عمل کاربردی ندارد! اسلام شاید بصورت تئوری خوب باشد اما وقتی در عمل نقصان پیدا می کند آنگاه باید از خود پرسید که این دین الهی از لحاظ عملی موفق بوده است یا قئانین راهنمایی و رانندگی که انسانها ان را ساخته اند!! بنابراین اسلام از مسلمانی جدا نیست. به بیان دیگر اگر اسلام را یک دارو برای نجات بشریت بنامیم! مسلمان کسی است که این دارو بر روی او امتحان شده است. حال اگر این فرد دچار لغزش شود و نه تنها خوب نشود بلکه تشنج هم بگیرد!! آنگاه باید به این دارو شک کرد!!
    متاسفانه باید به طور قطع بگویم که نه این اسلام، آن اسلام محمدی است و نه این روحانیون مثل آن ائمه اند. ما مجبوریم با یک کشتی شکسته حرکت کنیم و اگر آب وارد کشتی ما شد و ما نتوانستیم جلوی آن را بگیریم، خدا خودش ما را خواهد بخشید. البته این بخش خیلی مفصل است که متاسفانه من به دلیل محدودیت وقت نمی توانم آن را باز کنم.

    6- اما در مورد اینکه من با اساتید حوزه به سوال بنشینم. من نه امکان اینکار را دارم ( بدلیلی فاصله جغرافیایی ) و نه اینکه تاکنون جواب درست و حسابی از این اساتید حوزه گرفته ام. شاید همان دلیلی که شما گفتید درست باشد. اما تصور من چیز دیگری است. من به دین نگاهی برون دینی دارم . اما حوزویان نگاهی درون دینی دارند.و این وجه افتراق هرگز نمی گذارد نه آنها سوال مرا بفهمند و نه من جواب انها را قبول بکنم.
    بله! حرف شما درست است! اما اگر امکان این کار را ندارید، اگر یک شماره به شما بدهم، می توانید به اندازه ی محدود، مثلا یک روز در میان با این فرد صحبت کنید؟ ان شاء الله که قانع خواهید شد.

    ضمن اینکه جناب رویال بازهم تکرار می کنم هنگامی که در مورد دیگران به قضاوت می نشینید یک طرفه با قاضی نروید . و برای همه افراد یک نسخه نپیچید.
    باید بگویم من راجع به شما پیش گویی نکردم. فقط چون خودم را و دیگر کسانی را که مثل شما بوده اند، دیدم، پیش بینی می کردم شما هم ممکن است چنین حالتی داشته باشید. البته اصلا قطعی نیست و هر کسی در زندگی فراز و نشیب های خاص خودش را دارد. اگر شما را آزردم، عذر می خواهم.



    اما شماره تلفن! ان شاء الله که بتوانید استفاده کنید:
    فقط در اولش به ایشان بگویید که جواب های برون دینی می خواهید و نه درون دینی

    آقای فتحی: 09191524728

    امیدوارم که ایشان بتوانند مشکلات شما را حل کنند.

    امیدوارم شاهد آرامش و سعادت ابدی شما باشم که این اشک شوق را چشمانم سرازیر می کند و باعث مسرت من خواهد بود.

    با آرزوی موفقیت!

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قبل از اینکه جواب دوست گرامی را بدهم یک نکته توجه ام را جلب کرد. اینکه واب من بیکباره بازدید کنندگان این تاپیک افزایش یافت!! حال این موضوع یا بدلیل شخصیت کاریزماتیک من هست که کاربر زیاد جمع می شه!! یا بعلت اینه که همه کاربران این سایت نگران احوالات من هستند!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط royal999 نمایش پست
    علتش این بود که بیشتر نیازمند اطلاعات دینی بودم تا ارسال اطلاعات دینی بله! موقعیت شما برای من اهمیت دارد! می دانم که ناراحتی! می دانم که خیلی برایت سخت بوده است. برای همین این ها را نوشتم.
    مزاح نفرمایید!! ما خودمان عمری قناری سیاه می کردیم جای کلاغ می فروختیم!
    نقل قول نوشته اصلی توسط royal999 نمایش پست
    خدا مرا بکشد اگر بخواهم رمالی کنم. به هر حال ما محدودیت علمی داریم و نمی توانیم همه را به درستی بشناسیم. اما به قدر توانمان سعی می کنیم فرد را درک کنیم و به او کمک کنیم. همیشه درد های درونی یک انسان با خودش می ماند و به ندرت کسی می تواند آن درد ها را به طور کامل درک کند.
    کی گفته من درد دارم؟ و کی به شما گفته است شما درمانگرید!
    دوست گرامی در این عالم میلیاردها انسان جور واجور وجود دارند . مسیحی یهودی لائیک مسلمان بودایی هندوییسم توتم پرست انیمیسم لائیک کمونیست و ..... برخیشون اول دیندار بودند و بعدا بی دین شدند. برخیشون اول بی دین بودند و بعدا دیندار شدند. برخیشون در اوج علم و دانش دین را کنار گذاشتند ( یا بالعکس ) و برخیشون از روی جهالت دین پذیرفتند ( یا بی دین شدند )
    از همه این آدمها با مذاهب گوناگون یک جمعیتی ( کمتر از یک سوم جهان ) مسلمانند! از این جمعیت مسلمان جمعیت کوچکتری ( کمتر از یک پنجم مسلمانان ) را شیعه تشکیل می دهد. که از این جمعیت قلیل عده ای راسیونالیستند و عده ای مدرنیستند و عده ای بنیادگرایانه فکر می کنند و عده ای راه اعتزال پیش گرفتند و عده ای براه تصوف رفته اند و عده ای پوپولیستی اسلامی را مطرح کرده اند و عده ای سنت گرا شده اند....تازه این جمعیت عالمان اسلامی را تشکیل می دهد! راه عوام شیعه هم که هزارتوی بی پایان است!

    حال شما ( که اولا برای من مشخص نیست در کدام طیف فکری قرار دارید! ) شروع کردید به تحلیل علل نامسلمان بودن من ( پدر و مادرم مرا به حسینیه نمی بردند!! , از ابتدا نماز نمی خواندم ,بابام جواب سوالات مذهبی من را نمی داده!! , توی خونمون هیچ ادم باسوادی نبوده که از مسائل دینی سر در بیاره!! , کتب ضاله می خوندم! , از روحانیون بدم می اومده! و ... )و بعد با همین تحلیل برای من نسخه پیچیدید!

    حال من از شما سوال می کنم. اینکه شما از روی چهارتا آدمی که پیش شما آمده برای تمام کسانی که در خط فکری شما نیستند این پیش بینی را کردید و نسخه پیچیدید ! اگر اسمش رمالی نیست پس چیست؟ ( نخواستم وارد جزئیات چرندیاتی شوم که به من نسبت دادید! اما همین را بدانید که نه من و نه پدر من ان کسی است که شما تصور کردید!)
    نقل قول نوشته اصلی توسط royal999 نمایش پست
    متاسفانه باید به طور قطع بگویم که نه این اسلام، آن اسلام محمدی است و نه این روحانیون مثل آن ائمه اند. ما مجبوریم با یک کشتی شکسته حرکت کنیم و اگر آب وارد کشتی ما شد و ما نتوانستیم جلوی آن را بگیریم، خدا خودش ما را خواهد بخشید. البته این بخش خیلی مفصل است که متاسفانه من به دلیل محدودیت وقت نمی توانم آن را باز کنم.
    یکبار دوستی به من همین جمله را گفت : این اسلام آن اسلام محمدی نیست! و من آنزمان به وی جواب دادم. بله این اسلام آن اسلام محمدی نیست. بسیار بهتر و توجیه پذیرتر از آن اسلام محمدی است!
    خیلی ناراحت شد و با خشم پرسید . علت این حرفت چیه!!
    گفتم مگر تو شیعه نیستی؟
    گفت بلی!
    گفتم با عقیده شما اسلام محمد همان اسلامی بود که ثانیه ای بعد از وفات محمد دوام نداشت! همان اسلامی که ولایتش به خلافت تبدیل شد! اسلامی که نفاق و دورویی از همان بطنش بوجود آمد و علویان و امویان را ایجاد کرد!! اسلامی که توجیه قتل و غارت توسط مسلمانان در زمان عمر شد!!
    تازه اینها برگرفته از عقیده خود شیعیان است! اگر عقیده یک غیر مسلمان را نسبت به زمان حاکمیت خود محمد بپرسید هزاران اشکال به آن وارد می کنند!!

    این موضوع را نگفتم که شبهه برایتان ایجاد بکنم. تنها هدفم این بود که به شما بگویم , جمله ای که شما امروز تکرار می کنید , جمله ای سفسطه ای است!
    این جواب نه تنها چیزی را اثبات نمی کند! بلکه گواهیست برای تایید دوباره صحبتهای من!
    اینکه اسلام در عمل کارامد نبوده است و به همین دلیل توسط خود مسلمانان به انحطاط رفته است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط royal999 نمایش پست
    اما شماره تلفن! ان شاء الله که بتوانید استفاده کنید: فقط در اولش به ایشان بگویید که جواب های برون دینی می خواهید و نه درون دینی آقای فتحی: 09191524728 امیدوارم که ایشان بتوانند مشکلات شما را حل کنند.
    تشکر .
    سعی می کنم استفاده بکنم. اما چند سوال
    1-این آقای فتحی جزو همان معدود روحانیون باسوادی است که ذکرش در پستتان رفت؟
    2- می توانید خلاصه ای از بیوگرافی ایشان را در اینجا قرار بدهید؟ میزان تحصیلات و احیانا مقالات و کتب تالیفی ایشان ...
    3-شما با این آقا آشنایی دارید و از وی اجازه گرفتید که شماره ایشان را به من می دهید؟ و اصلا ایشان وقت لازم را برای پاسخگویی به من دارند؟
    4- مکانی که بتوانم ایشان را ببینم و وی را بصورت حضوری ملاقات بکنم را نیز اگر در اختیار من قرار بدهید ممنونتان می شوم.
    همه موضوعات شروع شده کاربرjocer با آیدی faryad نوشته بودند بنا به درخواست مکرر خودشان به مدت 1ماه جهت بررسی به بخش مدیران منتقل شده است
    ---------------------------------
    توضیح : جنابان خادمان دین و قرآن و .... زحمت کشیدند و نوشته های شناسه faryad من را برگرداندند.
    به عقیده جنابان خادم قرآن!! مطالب کفر امیز من بیشتر بدرد اسلام و مسلمین می خورد تا مطالب اسلامی من بعد از توبه!!
    باشد که خداوند ان مطالب کفر آمیز را در نامه خادمیت قرآنی من و شما و آنان ثبت نماید!
    الهی آمین!!

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خوشا به حال كسي كه عيب خودش او را از پرداختن به عيب برادران مومنش باز دارد
    علی (ع)

    جناب رویال
    من نمی دانم برای چی و چرا این تاپیک را زدید! در حالی که تقریبا همه می دونستند من در این فروم فعالیتم را قطع کردم ( و اگر کسی این لینک را به من نمی داد هرگز آن را نمی خواندم ) و اینکه هنوز شما را دقیقا نمی شناسم.
    اما یک نصیحت برادرانه به شما دارم
    گذاشتن برچسب هایی مثل "نفرت، خشم، faryad،" برای این تاپیک و جملاتی که در پستت نوشتی ( که بیشتر بوی بغض و کینه از آن به مشام می رسید تا کمک و خیرخواهی ) در خوش بینانه ترین حالتش این است که شما خود هنوز با اصول اولیه آداب گفتگو آشنا نیستید.
    نمی دانم در این یکسال سکوتتان چه چیزهایی از این سایت خواندید. و آن اطلاعاتی که می خواستید از این سایت بدست بیاورید چه بوده... اما کاش قبل از زدن این پست چند صباحی دیگر را هم به کسب اطلاعات می گذراندید و بیشتر مطالب این سایت را می خواندید.مطالبی درباره آداب گفتگو , روش نصیحت کردن , طریقه صحبت کردن و صد البته مطالبی در مذمت رمالی و کف بینی ....
    همه موضوعات شروع شده کاربرjocer با آیدی faryad نوشته بودند بنا به درخواست مکرر خودشان به مدت 1ماه جهت بررسی به بخش مدیران منتقل شده است
    ---------------------------------
    توضیح : جنابان خادمان دین و قرآن و .... زحمت کشیدند و نوشته های شناسه faryad من را برگرداندند.
    به عقیده جنابان خادم قرآن!! مطالب کفر امیز من بیشتر بدرد اسلام و مسلمین می خورد تا مطالب اسلامی من بعد از توبه!!
    باشد که خداوند ان مطالب کفر آمیز را در نامه خادمیت قرآنی من و شما و آنان ثبت نماید!
    الهی آمین!!

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مزاح نفرمایید!! ما خودمان عمری قناری سیاه می کردیم جای کلاغ می فروختیم!
    تیزبینی شما باعث خوشحالی من است.

    حال شما ( که اولا برای من مشخص نیست در کدام طیف فکری قرار دارید! ) شروع کردید به تحلیل علل نامسلمان بودن من ( پدر و مادرم مرا به حسینیه نمی بردند!! , از ابتدا نماز نمی خواندم ,بابام جواب سوالات مذهبی من را نمی داده!! , توی خونمون هیچ ادم باسوادی نبوده که از مسائل دینی سر در بیاره!! , کتب ضاله می خوندم! , از روحانیون بدم می اومده! و ... )و بعد با همین تحلیل برای من نسخه پیچیدید!

    حال من از شما سوال می کنم. اینکه شما از روی چهارتا آدمی که پیش شما آمده برای تمام کسانی که در خط فکری شما نیستند این پیش بینی را کردید و نسخه پیچیدید ! اگر اسمش رمالی نیست پس چیست؟ ( نخواستم وارد جزئیات چرندیاتی شوم که به من نسبت دادید! اما همین را بدانید که نه من و نه پدر من ان کسی است که شما تصور کردید!)
    عذرخواهی می کنم! ولی نوشتار من کمی با ابهام ترکیب شد. قصدم شما نبودید، بلکه خواستم مثالی از کسانی که مثل شما می شوند را زده باشم. و اصلا پافشاری نمی کنم که شما هم همین بیشینه را داشته اید. از سوء تفاهم پیش آمده هم که باعث شده شما در لیست دیگر افراد قرار بگیرید، عذرخواهی می کنم.

    اینکه اسلام در عمل کارامد نبوده است و به همین دلیل توسط خود مسلمانان به انحطاط رفته است.
    متاسفانه خیلی وقت ندارم جواب بدهم. چون جواب من جواب شما را در پی خواهد داشت و احتمالا تا چند ده پست پیش خواهد رفت و پسندیده نیست من جواب شما را بدهم و نظرتان را نبینم که آیا موافق بودید یا خیر!


    کی گفته من درد دارم؟ و کی به شما گفته است شما درمانگرید!
    منظور از درد، حالتی است که از ندانستن جواب یک سوال یا یک سلسله سوالات به انسان دست می دهد. من هم درمانگر نیستم، ولی می توانم شما را به کسی که ان شاء الله بتواند کمکتان کند، معرفی کنم.


    1-این آقای فتحی جزو همان معدود روحانیون باسوادی است که ذکرش در پستتان رفت؟
    2- می توانید خلاصه ای از بیوگرافی ایشان را در اینجا قرار بدهید؟ میزان تحصیلات و احیانا مقالات و کتب تالیفی ایشان ...
    3-شما با این آقا آشنایی دارید و از وی اجازه گرفتید که شماره ایشان را به من می دهید؟ و اصلا ایشان وقت لازم را برای پاسخگویی به من دارند؟
    4- مکانی که بتوانم ایشان را ببینم و وی را بصورت حضوری ملاقات بکنم را نیز اگر در اختیار من قرار بدهید ممنونتان می شوم.
    1- بله!
    2- ایشان یکی از اساتید حوزه ی علمیه هستند. از مقالات و کتب تالیفی ایشان اطلاعی ندارم.
    3- بله! با ایشان آشنایی دارم و از ایشان هم اجازه گرفتم که شماره را اینجا قرار دادم. اگر تقریباً یک ساعت در روز باشد، می توانند.
    4- متاسفانه فقط در قم این امکان فراهم است. شاید هم به احتمال ضعیف بتوانید خارج از قم ایشان را ببینید. اگر بخواهید می توانید با همین شماره تماس بگیرید.

    در خوش بینانه ترین حالتش این است که شما خود هنوز با اصول اولیه آداب گفتگو آشنا نیستید.
    متاسفانه به طور کامل با این اصول آشنا نیستم و این باعث رنجاندن شما شده است. عذر می خواهم.


    اما کاش قبل از زدن این پست چند صباحی دیگر را هم به کسب اطلاعات می گذراندید و بیشتر مطالب این سایت را می خواندید.مطالبی درباره آداب گفتگو , روش نصیحت کردن , طریقه صحبت کردن و صد البته مطالبی در مذمت رمالی و کف بینی ....
    اینکه من مطالبی راجع به گذشته ی انسان ها زدم، می توانم بفهمم که احساس بدی به شما منتقل کرده است. ولی دیگه بهتر از این نتوانستم. ان شاء الله خدا به ما این لطف را بدهد و خودمان هم تلاشی می کنیم. باور کنید رمالی و کف بینی در کار نبوده، ولی به شما حق می دهم. کسی که این پست را می خواند، فکر می کند این مطالب در مورد شماست، ولی الان می نویسم که فقط نمونه ای است، وگرنه من که از گذشته ی شما اطلاعی ندارم و ادعایی نیز نمی کنم.

    __________
    در آخر هم فقط یک چیز را بگویم! من نیامده ام که خودم جوابگوی سوالات شما باشم یا بگویم شما اشتباه می کنید، بلکه احساس کردم می توانم کمک کنم و بعید نیست این احساس اشتباه هم باشد، ولی نیت من که کمک کردن بوده است را در قلبم حس می کنم. من خودم روبروی شما نیستم. فقط واسطه شده ام تا بلکه شما را که سوالات زیادی در ذهنتان است، بتوانم کمک کنم تا با این آقا صحبت کنید. همین! آن خشم، نفرت، faryad را هم نتوانسم و نمی دانم از کجا حذف کنم تا رضایت شما جلب شود.

    واقعاً واقعاً واقعاً هم اگر هر پیش داوری کرده ام، عذر می خواهم. روبرو شدن با منتقدان دینی همیشه کم و بیش با پیش داوری همراه بوده است. امیدوارم که توانسته باشم مشکلی از شما حل کرده باشم.

    کسی که پستی می زند که قصد دفاع از شما را دارد، ولی ناخواسته در مورد شما به خطا می رود، واقعا قصدش کمک است، وگرنه تنها پستش را بعد مدتی طولانی آن هم در یک فضای مجازی با این همه طولانی بودنش نمی زند. از تمامی پیش داوری هایم عذرخواهی می کنم.

    ما خطاکار! شما ببخش!

    باتشکر.

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    نقل قول نوشته اصلی توسط royal999 نمایش پست
    می دونید!!! فرض کنید یک نفر اصلا با هیچ شبهه ی دینی ای تا سال های سال برخورد نکرده است، حالا علتش می خواهد تعصب باشد یا بزرگ شدن در خانواده ای دینی یا دلایل دیگر. بعد اگر مثلا به یک شبهه برخورد کند با سوال "اگه پیامبر هوسران نبود، پس چرا اینهمه زن داشت؟" که البته این مشهور ترین شبهه ای است که بین مسلمانان رایج است و البته جواب های مختلفی هم برایش داده که برای کسانی که همین سوال بستر شک برایشان نشود
    دلیل دیگرش هم اینه که پیامبر از هر قبیله ای همسری اختیار میکردند و این از سیاست ایشان بود به خاطر اخلاق خوب پیامبراز هر قبیله میدونید چه تعدای به اسلام دعوت میشدند

  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    یک نفر وقتی می خواست خمسش را به مرجعش بدهد، ناگهان دید که پسر آن مرجع می گوید اگر خمس را کافی باشند، بعدش با بابا(همان مرجع) میریم فلان شهر و سه بشکن نیز زد!
    برای این فرد که خار زهرآلودی به قلبش فرو رفته است، تا قیامت هم بشینی بگی باید مرجع انتخاب کنی، میگه: "به قبر خودشون و هفت جدشون.....اگه من دیگه خمس بدم

    شما خیلی راحت حرف میزنید شما الان همین حرفو تزریق میکنید به جوانها

    بعدش با بابا(همان مرجع) میریم فلان شهر و سه بشکن نیز زد!
    این دیگه از اون حرفا بودا


    الان نزدیک به چند سال است که یه سال خمسی برای خود قرار داده ایم خدا شاهده از سالی که شروع کردیم چنان زندگیمان برکت پیدا کرده

    در ضمن ما رفع تکلیف میکنیم ما دستورات اسلام رو اطاعت میکنیم حالا اون مرجع هم خودش میدونه خدای خودش
    مگه از دست خدا میشه فرار کرد


    منظور او دین به یادگار مانده است، نه دینی که می خواست به طور تمام و کمال پیاده شود،
    منظورتون از این دو تا دین که از هم تفکیک شده چیست؟؟؟؟؟؟؟؟و مربوط به کدام زمان میگویید زمان پیامبر یا زمان انقلاب یا فکر میکنید اسلامی که لان هست کامل نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    کامل ان کدام است؟؟؟
    یا منظورتان اسلامیست که اجرا میشود
    لطفا جواب دهید


  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط royal999 نمایش پست
    تیزبینی شما باعث خوشحالی من است.
    بعد از 5 سال فروم گردی و ادمین فروم بودن زیاد سخت نیست! می خواهید نام کاربریتان را بگویم؟ ( کافی بود بین کسانی که موضوع را نگاه کرده اند می گشتم و افرادی را می یافتم که در فاصله زمانی پست من و پست شما از این موضوع دیدن کردند! *و متاسفانه فقط یک نفر هم اینکار را کرده بود)
    تنها چیزی که من را به شک انداخت این بود که شما تقریبا بیوگرافی من را می دانستید!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط royal999 نمایش پست
    عذرخواهی می کنم! ولی نوشتار من کمی با ابهام ترکیب شد. قصدم شما نبودید، بلکه خواستم مثالی از کسانی که مثل شما می شوند را زده باشم. و اصلا پافشاری نمی کنم که شما هم همین بیشینه را داشته اید. از سوء تفاهم پیش آمده هم که باعث شده شما در لیست دیگر افراد قرار بگیرید، عذرخواهی می کنم.
    خواهش می کنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط royal999 نمایش پست
    2- ایشان یکی از اساتید حوزه ی علمیه هستند. از مقالات و کتب تالیفی ایشان اطلاعی ندارم.
    همه کسانی که من پیششان رفتم اساتید حوزه علمیه و دانشگاه بودند.
    اگر زحمتی نیست لطفا چند کتاب یا مقاله تالیفی ایشان را برایم اینجا بگذارید.می خواهم قبل از اینکه مزاحم ایشان بشوم از نوع دیدگاه و طرز تفکر ایشان اطلاع پیدا بکنم.
    -----------------------------
    *:وقتی کسی دو شناسه دارد و در تاپیکی با شناسه دومش پست می زند.و شخصی در آن تاپیک جواب می دهد. فرد با شناسه اولش به آن تاپیک می رود و از آن موضوع دیدن می کند. ( چون کنجکاوی اش به وی اجازه نمی دهد که شناسه را تغییر بدهد و سپس به تاپیک بیاید!) و بعد از اینکه پست را دید بلافاصله با شناسه دومش در ان تاپیک جواب می دهد.
    در فرومهایی که ساختن شناسه دوم مجاز نمی باشد همین اشتباه کوچک گاها باعث لو رفتن فرد می شود!!
    همه موضوعات شروع شده کاربرjocer با آیدی faryad نوشته بودند بنا به درخواست مکرر خودشان به مدت 1ماه جهت بررسی به بخش مدیران منتقل شده است
    ---------------------------------
    توضیح : جنابان خادمان دین و قرآن و .... زحمت کشیدند و نوشته های شناسه faryad من را برگرداندند.
    به عقیده جنابان خادم قرآن!! مطالب کفر امیز من بیشتر بدرد اسلام و مسلمین می خورد تا مطالب اسلامی من بعد از توبه!!
    باشد که خداوند ان مطالب کفر آمیز را در نامه خادمیت قرآنی من و شما و آنان ثبت نماید!
    الهی آمین!!

  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خندیدن




    شما خیلی راحت حرف میزنید شما الان همین حرفو تزریق میکنید به جوانها
    خیلی وقت ندارم صحبت رو ادامه بدهم، ولی من می گویم این حرف اشتباه است. من فقط نقل می کنم و بعدش هم می گویم این حرف درست نیست. مثل حوزه که بخشی هست که خدا را نفی می کنند و شاگرد باید دفاع کند.

    این دیگه از اون حرفا بودا


    الان نزدیک به چند سال است که یه سال خمسی برای خود قرار داده ایم خدا شاهده از سالی که شروع کردیم چنان زندگیمان برکت پیدا کرده

    در ضمن ما رفع تکلیف میکنیم ما دستورات اسلام رو اطاعت میکنیم حالا اون مرجع هم خودش میدونه خدای خودش
    مگه از دست خدا میشه فرار کرد

    من از این حرف دفاع نمی کنم. می گویم نفرت اولیه باعث ضایع شدن شدید عقل می شود و مصداقش این جریانی است که تعریف کردم و راه حلش را هم مستقیما بعدش نوشتم. البته حرف شما هم درست است، ولی اول باید منتقدانه مرجع را انتخاب کرد و بعد گفت که او مرجع می دونه و خدای خودش. که در این حالت می توان خمس داد و به نتیجه کاری نداشت.



    منظورتون از این دو تا دین که از هم تفکیک شده چیست؟؟؟؟؟؟؟؟و مربوط به کدام زمان میگویید زمان پیامبر یا زمان انقلاب یا فکر میکنید اسلامی که لان هست کامل نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    کامل ان کدام است؟؟؟
    یا منظورتان اسلامیست که اجرا میشود
    لطفا جواب دهید

    مثلا یک نمونه اش آن حدیثی است که می گوید وقتی امام زمان بیاید، همه فکر می کنند که دین جدیدی آورده است.(متن دقیق یادم نیست)

    یک علت دیگر احادیثی است که از بین رفته است یا مخدوش شده است. البته بدون این احادیث هم میشه به طور کلی مسلمان خوبی بود، ولی باز هم این حالت از احادیث اثر خودش رو می گذاره.




    بعد از 5 سال فروم گردی و ادمین فروم بودن زیاد سخت نیست! می خواهید نام کاربریتان را بگویم؟ ( کافی بود بین کسانی که موضوع را نگاه کرده اند می گشتم و افرادی را می یافتم که در فاصله زمانی پست من و پست شما از این موضوع دیدن کردند! *و متاسفانه فقط یک نفر هم اینکار را کرده بود)
    تنها چیزی که من را به شک انداخت این بود که شما تقریبا بیوگرافی من را می دانستید!!

    بابا چقدر تو شکاکی! والا بلا این اولین پست منه و تا به حال قسم می خورم هیچ نام کاربری دیگه ای نداشتم! خوبه؟


    همه کسانی که من پیششان رفتم اساتید حوزه علمیه و دانشگاه بودند.
    اگر زحمتی نیست لطفا چند کتاب یا مقاله تالیفی ایشان را برایم اینجا بگذارید.می خواهم قبل از اینکه مزاحم ایشان بشوم از نوع دیدگاه و طرز تفکر ایشان اطلاع پیدا بکنم.

    واقعا اطلاعی ندارم، ولی می دانم در بخش کلام بسیار حرفه ای هستند.
    شما برو صحبت کن، ان شاء الله که درست می شود. بسیار بعید است نتوانند کمک کنند.


    *:وقتی کسی دو شناسه دارد و در تاپیکی با شناسه دومش پست می زند.و شخصی در آن تاپیک جواب می دهد. فرد با شناسه اولش به آن تاپیک می رود و از آن موضوع دیدن می کند. ( چون کنجکاوی اش به وی اجازه نمی دهد که شناسه را تغییر بدهد و سپس به تاپیک بیاید!) و بعد از اینکه پست را دید بلافاصله با شناسه دومش در ان تاپیک جواب می دهد.
    در فرومهایی که ساختن شناسه دوم مجاز نمی باشد همین اشتباه کوچک گاها باعث لو رفتن فرد می شود!!

    نمی دونم بگم خوبه که شک می کنی یا نه! اما انصافا تنها تاپیکی که من از شما دیدم، همین پست "
    نامه سرگشاده به یک مدیر" بود.

    اون برچسب ها رو هم حذف کردم. خوبه؟

    شما فقط برو صحبت کن. این صفحه رو برای ادامه دادن درست نکردم. گذاشتم بری ایشون بلکه مشکلت حل بشه. نه اینکه به خورده ریزه اشکالات همدیگه نقد وارد کنیم که البته هرچند مفید است، اما اینکه بروید و صحبتتان را با ایشان شروع کنید، مفید تر است.

    با آرزوی دیدار همه در بهشت فردوس






  17. تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود