صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گوشه ای از زندگانی امام حسن (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2

    غمگین گوشه ای از زندگانی امام حسن (ع)




    اى علوى ذات و خدائى صفات صدر نشين همه كائنات
    سيد و سالار شباب بهشت دست قضا و قلم سرنوشت
    با توجه به فرا رسیدن روزهای پایانی ماه صفر تصمیم گرفتم این تایپیک را بزنم تا باکمک هم اطلاعاتمان را درباره ی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)، امام حسن(ع)، امام رضا(ع) و امام حسن عسگری(ع) ( البته این مناسبت در ماه صفر نمی باشد.) را بالا ببریم. انشاءالله.

    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    بيعت مردم با امام حسن (ع(
    پس از خطبه امام حسن (عليه السلام( عبداللّه بن عبّاس پيش روى آن حضرت ايستاد و خطاب به مردم گفت:اى مردم ! اين (اشاره به امام ) پسر پيامبرشما و وصىّ امام شماست ، با او بيعت كنيد.
    مردم به اين دعوت ، پاسخ مثبت دادند و گفتند:به راستى او (امام حسن ) چقدر در نزد مامحبوب است و چقدر حقّ او بر ما واجب مى باشد و با آن حضرت به عنوان خلافت بيعتكردند.
    و اين جريان در روز جمعه 21ماه رمضان سال چهل هجرت (در كوفه ) واقع شد. آنگاه امام حسن (عليه السلام ) بهتعيين استانداران و كارگزاران پرداخت و فرماندهان را نصب نمود و عبداللّه بن عبّاسرا (براى استاندارى بصره ) به بصره فرستاد و شؤ ون كشور اسلامى را تنظيم نموده وزير نظر گرفت .
    اعدام دوجاسوس معاويه ونامه امام حسن (ع ) به اوهنگامى كه خبر شهادت اميرمؤ منان على)عليه السلام ) به معاويه (كهدر شام بود) رسيد و همچنين به او خبر رسيد كه مردم با پسر على ، امام حسن)عليهمالسلام ) بيعت كرده اند، دو مرد را به عنوان جاسوس به طور مخفى براى گزارشاطلاعات به كوفه و بصره فرستاد، مردى از طايفهحِمْيَر را بهكوفه فرستاد و مردى از دودمانبنى قينرا به بصره روانه كرد تا آنچه يافتندبراى معاويه بنويسند و جريان خلافت امام حسن (عليه السلام ) را تباه سازند.
    امامحسن (عليه السلام ) از نيرنگ معاويه و جاسوسهاى او اطّلاع يافت ، دستور داد آن مردحميرى را كه نزد حجامت كننده اى (خون گيرى ) پنهان شده بود، بيرون آوردند و گردنزدند و نامه اى به بصره نوشت (و كارگزاران آن حضرت در بصره ) جاسوس ‍ بنى قينى راكه در نزد طايفه بنى سليم پنهان شده بود، بيرون آوردند و گردن زدند.
    سپس امامحسن (عليه السلام ) براى معاويه نامه نوشت و آن نامه اينگونه بود:
    بعد از حمد و ثناى الهى ، تو مردانى را بهعنوان حيله گرى و غافلگيرى مى فرستى و جاسوسانى را گسيل مى دارى ، گويى جنگ را دوستمى دارى و من آن را نزديك مى بينم ، در انتظار آن باش - اِنْ شاءَ اللّهِ تَعالى - و به من گزارش رسيده كه تو خشنودى مى كنى به موضوعى (يعنى به درگذشت على (عليهالسلام ) كه هيچ خردمندى ، براى آن خشنودى و شماتت نمى كند، بى شك كار تو همانندكسى است كه پيشينيان درباره اش گفته اند:
    فَقُلْ لِلَّذِى يَبْغِى خِلافَ الَّذِىمَضى
    تَجَهَّزْ لاُِخْرى مِثلِها فَكَاَنْقَدِ
    فَاِنّا وَمَنْ قَدْماتَ مِنّالَكَالَّذِى
    يَرُوحُ فَيَمْسِى لِلْمَبِيتِلِيَغْتَدِى
    به آن كسى كه خلاف روند ديگران كه در گذشته اند را مى جويد، بگو آماده باش براى رفتن همانند ديگران كه گويى سراغ تو نيز آمده است (همانگونه كه مرگ دامنگير ديگران شد دامنگير تو نيز مى شود) زيرا ما و آن شخصى كه از ما مرده است ، همانند كسى هستيم كه شب به جايى برود و در آنجا تا صبح بماند و سپس از آنجا كوچ نمايد.
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ




    در آستانه سالروز شهادت سبط اكبر ، امام مظلوم ، امام حسن مجتبي (ع) تاملي در سياست و شرايط زمانه آن حضرت (ع) ما را از طرفي با اوج بحران و شرايط بسيار حساسي كه حسن بن علي (ع) با آن مواجه بود آشنا مي سازد و از طرف ديگر اوج حزم و دورانديشي امامي تنها در ميان ياراني سست و خائن در مقابل دشمني فريبكار را به نمایش می گذارد و پرده از زيبايي حزم و دورانديشي امامي هوشيار و سياستمداري با تدبيردر حفاظت و صيانت از دين بر مي دارد آنهم در ميان ياراني سست و خائن ودشمني فريبكار و مترصد .
    رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در مقدمه كتاب " صلح امام حسن (ع) " در خصوص شخصيت و عملكرد امام (ع) و نيز سخنان غير منصفانه سست انديشان در حق ايشان و همچنین توصیف شراطی که آن امام مظلوم در آن قرار گرفتند ، سیمای صلح و نتایج حاصل از آن بیاناتی در کتاب وزین صلح امام حسن دارند ؛ و اینک گزیده هایی از این کتاب شریف تحت همان عنوان : پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ :
    زشت ترين و ناپسند ترين نوع پوشيده داشتن موهبت هايي كه بزرگان از آن برخوردار بوده اند آن است كه مردمي بد ذوق يا بد انديش عهده دار باز گفتن تاريخ زندگي آنان و قضاوت در شخصيت ايشان گردند و با تظاهر به دانش و معرفت و ادعاي خوشفكري ، دست درازي به عظمت ها و بزرگواري ها را مايه فضل فروشي قرار دهند ، بي آنكه رنج دقت و مطالعه لازم را تحمل كرده باشند ، طرز عمل و رفتار اينگونه مردم ، اگر بر چيزي دلالت كند ، آن چيز جز ضعف نفس فراوان ايشان نيست .
    حسن بن علی (ع) را چه زیان اگر دلهای کودن و مغزهای گیج بر او ستم کنند ولی روشن بینان منصفانه در او بنگرند ؟ بي گمان صحنه هاي گوناگون زندگي اين ايام و مواهبي كه خدا بدو ارزاني داشته و عمق و دور انديشي و هدف هاي بزرگ او آنچنان هست كه او را در رديف برگزيده ترين چهره هاي جاويد بزرگان جهان قرار دهد .
    ايراد ها و خرده گيري هاي سست انديشان بر سياست امام حسن (ع) – كه غالبا غير منصفانه و سطحي و بدون آشنايي با شرايط خاص است – يگانه عاملي بوده كه مشكل تاريخي داستان امام حسن (ع) را بوجود آورده است . همچنانكه بدون شك ، گرايش هاي حزبي در برخي و جانبداري از سياست حاكم در برخي ديگر و عدم آشنايي با واقعيت در دسته سوم ، در اظهار نظرهاي يكجانبه و قضاوت هاي سريع موثر بوده است . اينها به حسن بن علي به ديده يك رهبر شكست خورده نگريسته اند و فراموش كرده اند كه در باره علت و موجبات اين شكست – يعني آنچه آنها شكستش مي خوانند – نيز بررسي اي بعمل آورند تا بفهمند كه آنچه واقع شد چيزي جز انعكاس وضع مردمي كه حسن (ع) بر آنها حكومت مي كرد نبود .
    گناه يك رهبر چيست اگر مردمش فاسد و سپاهيانش خائن و اجتماعش فاقد وجدان اجتماعي باشد ؟!
    فراموش كرده اند كه حسن بن علي (ع) را با چهره يك سياستمدار هشيار و زيرك بنگرند كه روحيات حريف و تمايلات و انگيزه هاي اجتماع و عوامل زمان را به دقت مورد بررسي و مطالعه قرار مي دهد و آنگاه از روي بصيرت و روشن بيني ، نقشه اش را طرح مي كند و نتيجه آنرا پيش بيني مي نمايد ؛‌با خط مشي مدبرانه اش ، آينده ملتي را تضمين ميكند و با نتايج حتمي آن ، قبر دشمنان خود را مي كند ؛ گردبادهاي حوادث را ماهرانه رد مي كند و در چهره پيامبر صلح با موفقيت تضمين شده و در حالي كه بخاطر اصلاح طلبي اش سربلند و افراخته گردن است ، از ميان كولاك حوادث بيرون مي آيد .

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ




    امام حسن بن علي (ع)
    هيچكس از جهت منظر و اخلاق و پيكر و رويه و مجد و بزرگواري ، به رسول اكرم شبيه تر از او نبود .
    او سرور جوانان بهشت و يكي از دو نفري است كه دودمان پيامبر (ص) منحصرا از نسل آنان بوجود آمد و يكي از چهار نفري است كه رسول خدا با آنان به مباهله نصاراي نجران حاضر شد يكي از پنج نفر اصحاب كساء و يكي از دوازده نفري است كه خدا فرمانبري آنان را بر بندگانش واجب و فرض ساخته . و او يكي از كساني است كه در قران كريم پاك و منزه از پليدي معرفي شده و يكي از كساني است كه خدا دوستي آنان را پاداش رسالت پيامبر (ص) دانسته ؛ و يكي از آنان كه رسول اكرم (ص) ايشان را هموزن قران و يكي از دو دست آويز گران وزن قرار داده است و او ريحانه رسول خدا (ص) و محبوب اوست و آن كسي است كه پيامبر (ص) دعا مي كرد خدا دوستدار او را دوست بدارد .
    افتخارات او بقدري است كه ياد كردن آنها بطول مي انجامد و تازه پس از بياني دراز به آخر نمي رسد .
    پس از وفات پدرش مسلمانان با او به خلافت بيعت كردند و او به بهترين شكل كارها را اداره مي كرد ؛ در پانزدهم جمادي الاولي سال 41 با معاويه قرار داد صلح منعقد ساخت و با اين كار هم دين را حفظ كرد و هم مومنان را از قتل نجات داد .
    پس از امضاي قرار داد صلح ، به مدينه بازگشت و در آن شهر اقامت گزيد ؛ حسن بن علي (ع) بخاطر علم و دانش فراواني كه خدا بدو ارزاني داشته بود و هم بخاطر قدر و منزلت بلندي كه در دل مردم داشت ، تواناترين بود براي پيشوايي امت و رهبري فكري آنان و درست كردن عقايدشان و متحد ساختن و بهم بستن ايشان .
    او را بارها مسموم كردند ، در آخرين بار كه احساس خطر كرد به برادرش حسين (ع) گفت :
    " من بزودي از تو جدا خواهم شد و به پروردگارم خواهم پيوست . بدان كه مرا مسموم كرده و كبدم را تباه ساخته اند ... مرا در كنار رسول خدا (ص) به خاك سپار زيرا من به او و خانه ي او اولي ترم ؛ ولي اگر نگذاشتند تو را به حق آن پيوندي كه به خدا نزديكت ساخته و به خويشاوندي نزديكي كه با پيامبر خدا(ص) داري سوگند مي دهم كه نگذاري بخاطر من قطره خوني ريخته شود ، بگذار تا رسول خدا (ص) را ملاقات كنيم و نزد او از دشمنان دادخواهي نماييم و جفاي مردم را به اوبازگوييم ." :salavat:



  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    دعاؤه عليه السلام فى العوذة لوجع الرجلعن الباقرعليه السلام : قال : كنت عند الحسين بن على عليهماالسلام اذ اتاه رجل من بنى اميةمن شيعتنا، فقال له : يا ابن رسول الله ما قدرت ان امشى اليك من وجع رجلى ، قال : فاين انت من عوذة الحسن بن على عليهماالسلام ؟ قال : يابن رسول الله و ما ذاك ؟ قال :
    انا فتحنا لك فتحا مبينا، ليغفر لك الله - الى قومه - و كان الله عزيزا حكيمادعاى امام حسن(ع) براى درد پااز آن حضرت روايت شده كه فرمود: نزد امام حسين عليه السلام بودم كهفردى شيعه از بنى اميه نزد ايشان آمد و گفت :
    اى پسر پيامبر بخاطر درد پا نمىتوانم نزد تو بيايم ، فرمود: چرا دعاى حضرت امام حسن عليه السلام را نمى خوانىفرمود، آن كدامست ؟ فرمود:
    به درستيكه گشايش و پيروزىآشكارى كه براى تو فراهم آورديم ، تا خداوند از گناهان گذشته و آينده تو درگذرد - تا آنجا كه فرمايد: و خداوند استوار و حكيم است
    ویرایش توسط drmgangineh : ۱۳۸۶/۱۲/۱۶ در ساعت ۲۱:۰۰
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    خطبته عليه السلام لم عزم الصلحروى انه لما صار معاوية نحوالعراق ، و تحركالحسن عليه السلام و استنفر الناس للجهاد فتثاقلوا عنه ، صار عليه السلام حتى نزلساباط و بات هناك ، فلما اصبح اراد عليه السلام ان يمتحن اصحابه ، و يستبرى ءاحوالهم فى طاعته ، ليميز، اولياءه من اعدائه ، و يكون على بصيرة من لقاء معاوية ،فاءمر ان ينادى فى الناس بالصلاة جامعة فاجتمعوا فصعد المنبر فخطبهم فقال :
    الحمد لله كلما حمده حامد، و اشهد ان لااله اله الله كلما شهد له شاهد، و اشهدان محمدا عبده و رسوله ، ارسله بالحق و ائتمنه على الوحى .
    اما بعد، فوالله انىلارجو ان اكون قد اصبحت بحمدالله و منه و انا انصح خلق الله لخلقه و ما اصبحتمحتملا على امرى مسلم ضغينة ، و لامريد، له بسوء و لاغائلة ، و ان ما تكرهون فىالجماعة خيرلكم مما تحبون فى الفرقة و انى ناظر لكم خيرا من ناظر لكم خيرا من نظركملانفسكم فلاتخالفوا، امرى و لاتردوا على راءيى ، غفر الله لى و لكم ، و ارشدنى ، واياكم ، لما فيه ، المحبة ، و الرضاقال : فنظر الناس ، بعضهم الى بعض ، وقالوا: ما ترونه يريد بما قال : قالوا: نظن انه يريد ان يصالح ، معاوية و يسلمالامر اليه ، فقالوا: كفر والله الرجل و شدوا على فسطاطه ، فانتهبوه ، حتى اخذوامصلاه من تحته - الخخطبهامام حسن(ع) هنگامى كه قصد صلح كردن را نمودروايت شده : هنگامى كه معاويه بهسوى عراق رفت ، امام آماده نبرد شد و مردم را دعوت به جهاد كرد، آنان ار آن خوددارىكردند، امام حركت كرد تا با ساباط رسيد و در آنجا شب را گذراند، بامداد روز بعدخواست اصحاب خود را امتحان نمايد و اطاعتشان را نسبت به خود بداند، تا دوستانش ازدشمنانش شناخته شوند و با آگاهى به نبرد با معاويه برخيزد، دستور داد كه مردم رافرا خوانند، هنگاميكه مردم اجتماع كردند بر فراز منبر رفت و چنين گفت :
    سپاسخداى را سزاست هرگاه ستايشگرى او را سپاس گويد، و شهادت مى دهم كه معبودى جز خداوندنمى باشد، هرگاه شاهدى بر آن گواهى دهد، و گواهى مى دهم كه محمد بنده و رسول اوست ،او را به حق ارسال كرد و بر وحيش امين شمرد.
    اما بعد، سوگند به خداوند اميد دارم، كه به لطف و منت پروردگار بهترين اندرزگوى بندگانش باشم ، و هرگز كينه اى از هيچمسلمانى به دل نمى گيرم ، و نسبت به كسى اراده بد و نيت ناروائى ندارم و شما آنچهرا كه در هماهنگى و يگانگى ناخوش داريد، بهتر است از پراكندگى و تفرقه اى كه دوستمى داريد، آنچه من درباره شما مى دانم ، و مى خواهم ، از خواست ، خود شما بهتر استپس نافرمانى مرا نكنيد، و راءى مرا ناچيز نشماريد، خداوند من و شما را ببخشايد، وما را به آن چه خواست و خشنودى اوست ، هدايت فرمايد.
    راوى گويد: مردم به يكديگرنگاه كردند، و گفتند: قصدش از اين گفتار چيست ؟ بعضى گفتند: گمان مى كنيم كه مىخواهد با معاويه صلح كند و حكومت را به او بسپارد، گفتند: سوگند به خدا كه او كافرشده و به خيمه اش ‍ هجوم آوردند، و آن را غارت كردند، حتى سجاده اش را از زير پايشكشيدند - تا آخر حديث.
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    خطبته عليه السلام فى فضلاهل بيتروى انه لما فرغ على بن ابيطالب عليه السلام من حرب الجمل ، عرض ‍ لهمرض حضرت الجمعة فتاءخر عنها، و قال لابنه الحسن : انطلق يا بنى فاجمع بالناس فاقبلالحسن عليه السلام الى المسجد فما استقر على المنبر حمدالله و اثنى عليه و تشهد وصلى على رسول الله صلى الله عليه و آله ثم قال :
    ايها الناس ! ان الله اختارنالنفسه ، و ارتضانا لدينه ، و اصطفانا على خلقه ، و انزل علينا كتابه و وحيه و ايمالله لاينقصنا احد من حقنا شيئا الا انتقصه الله من حقه فى عاجل دنياه و اخرته ، ولايكون علينا دولة الا كانت لنا العاقبة و لتعلمن نباءه بعد حين .
    ثم جمع بالناسو بلغ اباه كلامه ، فلما انصرف اليه ابيه عليه السلام نظر اليه ، فما ملك عبرتهانسالت على خديه ثم استدناه اليه فقبل بين عينيه و قال : بابى انت و امى ذرية بعضهامن بعض و الله سميع عليمخطبه امام حسن(ع) در فضيلت اهل بيتروايت شده : هنگامى كه امام على عليه السلام از جنگ جمل فارغ شد،بيمار گرديد، روز جمعه و انجام نماز جمعه فرا رسيد، از اينرو به پسرش امام حسن عليهالسلام فرمود: اى پسرم نماز جمعه را همراه مردم به جاى آور، امام به مسجد رفت ،آنگاه كه بر منبر قرار گرفت حمد و ثناى الهى گفت و بر پيامبر درود فرستاد، سپسفرمود:
    اى مردم ! خداوند ما را براى خود اختيار كرد، و براى دينش به ما خشنودشد، و بر مخلوقاتش ما را برگزيد، و كتاب و وحيش را بر ما نازل فرمود، و سوگند بهخدا كسى از حق ما چيزى را نخواهد كاست ، جز آنكه خداوند در اين دنيا در جهان ديگراز حقش مى كاهد، دولتى بر عليه ما حكومت نمى كند، جز آنكه سرانجام به نفع ما خواهدبود، و خبر آنرا بزودى خواهيد دانست .
    آنگاه نماز جمعه را خواند، سخنان ايشان بهگوش پدرش هنگامى كه بازگشت و چشمانش پر از اشك شد، و او را در بغل گرفت و بين چشمانآن حضرت را بوسيد، و گفت : پدر و مادرم فدايت باد، فرزندانى كه بعضى از بعضىديگرند، و خداوند شنوا و دانا است.
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ




    موقعيت سياسي (‌پيش از بيعت )
    اين موقعيت سياسي به وضوح در يكي از نامه هاي امام حسن (ع) منعكس شده است :
    " چون رسول خدا (ص) رحلت يافت ، بر سر ميراث حكومت او در ميان عرب منازعه درافتاد ، قريش گفتند ما عشيره و خويشاوندان و نگهبانان نسب اوييم و روا نيست كه شما بر سر حكومت و قدرت او با ما مخاصمه كنيد ؛ عرب اين حجت را از قريش پذيرفت و به داعيه او گردن نهاد ؛ آنها را گرامي داشت و مسند را تسليم آنان كرد پس آنگاه ما به قريش همان را گفتيم ولي او همانند عرب با ما به انصاف نگراييد ...ما در آنروز از اينكه جمعي حق ما را غاصبانه مورد دستبرد ساخته اند بسي در شگفت بوديم ليكن از آنجا كه آنها مردمي صاحب فضيلت و با سابقه در اسلام بودند ، از منازعه با ايشان چشم پوشيديم مباد كه منافقان و مخالفان دين ، دستاويزي براي شكست دين بيابند يا راهي بسوي اخلال گري و فساد پيداكنند ؛ ولي امروز _ اي معاويه _ بجاست كه همه كس از دست اندازي تو بدين منصب و مسند در شگفت فرو رود ! چه ، تو به هيچ بابت شايسته اين مقام نيستي نه فضيلت و خصلت ستوده اي از تو به ياد است و نه اثر نيك و پسنديده اي ... و افزون از همه آنكه تو دست پرورده يكي از گروههاي معاند و فرزند سرسخت ترين دشمن قرشي رسول خدا (ص) و قراني !... خدا بيناي كار توست و عن قريب بر او وارد خواهي شد و خواهي دانست كه پايان كار به سود كيست !!"
    ترديد نيست كه آن تردستي سياسي جالب كه پس از رسول خدا (ص) در چند لحظه موقعيت را برد ، با موفقيت سريعش نشان داد كه طرح آن بوسيله كارگردانانش از مدتها پيش سابقه داشته است و بنابراين خيلي ساده مي توان از اين طرح جهت گيري و جبهه بندي خاص مدعيان را در برابر اهل بيت كه داراي آثاري هم بود استنباط كرد ؛ نتيجه اين جهت گيري آن شد كه عترت پيغمبر (ص) در مساله خلافت شكست خوردند و پس از آن نيز در همه تحولات مهمي كه تاريخ انروز به خود ديد ، همه جا دست آنان از كارها بطور حساب شده و پيش بيني شده اي كوتاه گشت . بحران اين جبهه بندي و جهت گيري كه يك ربع قرن روي آن فعاليت شده بود ، در دوران حكومت علي (ع) خلاصه مي شد .
    در دوران حكومت امير المومنين مرداني گرداگرد او بودند كه فرماندهان ميدان جنگ و شب زنده داران محراب عبادت بودند ، ظلم را تقبيح مي كردند و بدعت ها را بزرگ مي شمردند ، امر به معروف و نهي از منكر مي كردندو بسوي مرگ در راه خدا بر يكديگر پيشي مي جستند ... همه اين برگزيدگان در ميدانهاي جنگ در كنار علي (ع ) شهيد شدند ...اردوگاه علي (ع) با از دست دادن مراكز ثقل خود و خالي شدن از بهترين مردانش ، به بزرگترين مصيبت دچار شد ... اوضاع و احوال چنين پيش آورد كه علي (ع) از يكسو با قطع رابطه بعضي از سران مواجه شود و از سويي ديگر با دشمني مسلحانه بعضي ديگر و بالاخره از يكطرف هم با سست عنصري و فرومايگي و جفاي پيروان و يارانش كه : " نه برادران وقت راحت بودند و نه آزادمردان هنگام بلا "
    راستي چه دشوار است آن زندگي كه نه فروغ اميدي در آن ديده شود و نه انتظار موفقيتي برده شود و بندگان شايسته خدا همه رخت بربسته و رفته باشند ...علي وفات يافت و آن وضعيت و موقعيت نامطلوب را – كه با اين سه خصلت مشخص مي شد : نداشتن ياور ؛ مواجه بودن با دشمن مسلحانه ؛ عدم همكاري افراد موثر – براي جانشين و زمامدار بعد از خود بجا گذارد .:salavat:


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بيعت
    امام حسن (ع) پس از شهادت پدرشان علي (ع) طي بيان خطبه اي در ميان مردم بگونه اي ديگر و با زباني ديگر از پدر ياد كرده است ؛او از زاويه رباني به علي (ع) مي نگرد از زاويه ديد يك امام نسبت به امامي ديگر ،‌با اين ديد ، علي (ع) آن در گذشته اي است كه هيچ كس از درگذشتگان و زندگان به او شبيه و مانندنيستند ؛‌مردي ...اما برتر از پيشينيان و آيندگان ؛ انساني ...اما ميان جبرئيل و ميكائيل ...
    اين اسلوب جالب و بي نظير كه كه حسن بن علي (ع) در يادبود پدرش انتخاب كرد ،‌در موقعيت و وضعيت خاص خود بليغ ترين و شايسته ترين اسلوبي بود كه مي شد بكار برد .
    سپس عبيدالله بن عباس فرياد برآورد كه هان اي گروه مردمان ؛ اين پسر پيغمبر و جانشين پيشوا و امام شماست ؛ با او بيعت كنيد . در آن هنگام هنوز در ميان مردم بسيار بودند كساني كه گفتار صريح پيغمبر(ص) را درباره امامت او بعد از پدرش شنيده بودند ؛‌لذا پس از گفتار ابن عباس ، با شوق و رغبت به بيعت او شتافتند و بدينسان خلافت شرعي ، بصورت پديده اي عمومي و اجتماعي ، از راه بيعت اختياري تحقق يافت .
    برخي به امام حسن (ع)اعتراض كردند كه قبول خلافت در ميان شرايط و اوضاعي همچون شرايط و اوضاع روزهاي بيعت ، نوعي شتابزدگي بود .
    اما نادرستي اين سخن به دلايل زير معلوم است :
    1- همانطور كه تسليم وسر نهادن به بيعت امام منصوب ، بر مردم واجب است ، براي امام نيز در صورت وجودداشتن ياور و كمكار و تمام شدن حجت الهي فبول اين بيعت وظيفه شرعي و غير قابل تخلف است .
    2- آنچه موجب چنين دريافتي از امام حسن (ع) مي شود ، نگريستن به اين ماجرا فقط از زاويه دنيوي آنست در حاليكه ماجراي امام حسن (ع) سرتاسر سود است و كوچكترين زياني در آن وجود ندارد ؛ اين ماجرا هرچند دردناك بود ولي اين درد ،در راه اسلام تحمل ميشد .
    3- حسن بن علي (ع) با برتري مسلمي كه از همه رهبران مسلمان داشت و با آن نسب ممتاز و دانش برتر اگر هم مي خواست نمي توانست از اين منصب شانه خالي كند . تحرك ها و انقلاب هاي جامعه اسلامي بطور قهري و اجتناب ناپذيري او را بخود دعوت مي كرد .
    بنابر اين قبوا بيعت به هر تقدير كاري راجح بلكه با توجه به ضرورت زمان و مصلحت عمومي و احقاق حق ، كاري واجب بوده است .


  13. تشکرها 2


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ويژگيهاى زندگى امام حسن (ع(بعد از اميرمؤ منان على (عليهالسلام ) مقام امامت به فرزندش امام حسن (عليه السلام ) رسيد. مادر امام حسن (عليهالسلام ) حضرت فاطمه سرور بانوان دو جهان ، دختر پيامبر اسلام ، سيّد رسولان ، حضرتمحمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است ، كُنيه اوابومحمّدمىباشد.
    او در شب نيمه ماه رمضان سال سوّم هجریدر مدينه چشم بهاين جهان گشود، مادرش حضرت فاطمه - سلام اللّه عَلَيها - روز هفتم تولدش اورا درپارچه حرير بهشتى - كه جبرئيل آن را براى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم( آورده بود - پيچيد و نزد پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آورد، پيامبر)صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) او راحسنناميد وگوسفندى براى او قربانى كرد، اين مطلب را جمعى ، از امام صادق (عليه السلام ) نقلكرده اند.
    امام حسن ( عليه السلام )ازنظراخلاق وروش وسيادت ،شبيه ترين مردم بهرسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود، اين موضوع را جماعتى از انس بن مالكنقل كرده اند كه او گفت :
    لَمْيَكُنْ اَحَدٌ اَشْبَهُ بِرَسُولِ اللّهِ (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مِنَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيهيچ كس نبود كه مانند حسن (عليه السلام ) بهرسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) شباهت داشته باشدروايت شده : حضرت فاطمه - سلام اللّه عَلَيها - حسن وحسين (عليهماالسلام ) را به حضور رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آورد آنهنگام كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در بستر بيمارى و رحلت بود، عرضكرد:اى رسول خدا! اين دو نفر، فرزندانتو هستند، پس چيزى را از طريق ارث به آنان برسان.
    پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم (فرمود:
    اَمَّاالْحَسنُ فَاِنَّ لَهُ هَيْبَتِى وَسَوْدَدِى وَاَمَّا الْحُسَيْنُ فَاِنَّ لَهُ جُودى وَشُجاعَتِى
    اما حسن (عليه السلام ) پس براى اوست وقار و شكوه و بزرگوارى من ، و اما حسين (عليه السلام ) پس از براى اوست سخاوت و شجاعت من .
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود