صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خشونت دراسلام يا مسيحيت؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خونسرد خشونت دراسلام يا مسيحيت؟!




    سلامه به همه
    چرا دراسلام خشونته ولی میگن در مسیحیت نیست؟

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خشونت دراسلام نیست واصولا دین اسلام دین برادری و صلح است

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    نقل قول نوشته اصلی توسط haami نمایش پست
    سلامه به همه
    چرا دراسلام خشونته ولی میگن در مسیحیت نیست؟

    سلام بر شما...! شما واقعا به این حرف اعتقاد دارید؟
    من چند تا سوال از شما میپرسم و ممنون میشم جواب بدین!

    رییس جمهور آمریکا جناب بوش ادعای پیروی از آیین مسیحیت رو داره...!
    زندانیان گوانتاناما و ابوغریب با دستو شخص ایشون دارن شکنجه میشن! حداقل اینکه بوش خبر داره و این کار رو تایید کرده...!
    هزاران زن و کودک عراقی و افغانی به خاطر جنگی که بوش و همفکران به ظاهر مسیحی مذهبش راه انداختند، به خاک و خون کشیده شدند.
    صدها زن و کودک بی گناه فلسطینی هم اکنون مظلومانه دارند قتل عام میشن و این جناب بوش به ظاهر مسیحی مذهب رسما اعلام میکنه که این کار حق اسرائیلی ها هست...!

    البته اگر بخواهید صدها نمونه دیگر از این عطوفت و مهربانی مسیحی مذهب نما را هم میشه مثال زد!


    اما بذارید چند مثال هم از خشونت دین اسلام بزنم!

    اسلام میگه اگر کسی از روی عمد و اختیار به ناموس شما، همسر شما، خواهر و یا دختر شما تجاوز کرد، او رو بنا به شرایطش باید تعذیر کرد یا حد شرعی زد و یا اعدام کرد تا دیگه کسی جرات چنین کاری نداشته باشه و امنیت جامعه حفظ بشه...!
    اسلام میگه اگر کسی از روی عمد و اختیار به مال شخصی شما دست اندازی کرد، باید بنا به شرایط به سزای کارش برسه...!
    اسلام میگه اگر کسی از روی عمد و اختیار و ظلم اومد برادر شما رو به قتل رسوند، او رو قصاص کنید تا دیگه کسی جرات نکنه این چنین خون مظلومی رو به زمین بریزه...!

    خلاصه اینکه بله، در اسلام از این دست خشونت ها نسبت به قاتلین و مفسدین داریم. همانطور که در مسیحیت تحریف شده امروزی از اون دست عطوفت ها و مهربانی ها نسبت به کودکان فلسطینی و عراقی و افغانی داریم...!

    حالا شما بیاین و چند مورد از عطوفت و مهربانی دولتمردان مسیحی رو مثال بزنید!

    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!


  7. تشکرها 4


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط haami نمایش پست
    سلامه به همه
    چرا دراسلام خشونته ولی میگن در مسیحیت نیست؟
    به نام خدا
    با عرض سلام
    دوست عزیز میشه بفرمایید کی این حرف رو زده مگه قراره انسان هر حرفی رو شنید باور کنه اسلام دین مهر و محبته در قران می خوانیم مهم ترین وظیفه حضرت ختمی مرتبت رو رساندن رحمت به مردم جهان است " وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَــلَمِين" (سوره انبياء ،آیه 107) ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم
    البته بايد دانست كه رحمت و عطوفت ، گاهى اقتضاى قهر و خشونت را نيز دارد ، همانند پزشك مهربانى كه گاه ، از روى مهربانى ، چاقوى جراحى را به دست مهربانش مى گيرد ، تا غدّه خطرناك و پليد را از بدن بيمار خارج كند . اگر پزشك به بهانه دل سوزى و مهربانى ، چنين جراحى را صورت ندهد ، خيانت به بيمار كرده است.
    یا حق

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    160
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اسلام دين آسانگير




    نقل قول نوشته اصلی توسط haami نمایش پست
    سلامه به همه
    چرا دراسلام خشونته ولی میگن در مسیحیت نیست؟
    در ابتدا بيان اين مطلب بايسته است كه اديان الهي در مسائل مهمي مانند صلح و جنگ، تفاوت ندارد، بدين معنا كه دين مسيحيت مردم را به صلح و صفا فرا خوانده باشد و اسلام به خشونت تفاوت هايي كه در اديان الهي وجود دارد، ريشه در شرايط زمان و ميزان رشد فكري انسان‏ها دارد، همان گونه كه در سيره معصومان (ع) شرايط زمان و مكان تاثير گذار مي‏باشد، پيامبر (ص) در يك مقطع زماني با دشمنان صلح مي‏كند و در مقطع زماني ديگر به دفاع و جهاد مي‏پردازد. برخي از امامان ما قيام و برخي ديگر صلح مي‏كنند.
    بر اين اساس معرفي اسلام به عنوان دين شمشير و خشونت غالباً جنبه تبليغاتي داشته و اتهامي است نسبت به آن روا داشته شده است.
    به نظر مي‏رسد عوامل زير در متهم نمودن اسلام به خشونت مؤثر بوده‏اند:
    1 - سياست اسلام ستيزي دشمنان
    يكي از علل عمده معرفي شدن اسلام به عنوان دين خشونت، سياست‏هاي استكبار جهاني عليه اسلام و مسلمانان است، استعمار ستيزي دين اسلام و روحيه استقلال‏طلبي مسلمانان و الهام گرفتن از آيات جهاد در قرآن، منافع استعمار را به خطر انداخته و همين موجب شد كه آن‏ها در صدد مقابله با آن بر آيند، بهترين راه را در مبارزه با ريشه اين احساس و انگيزه در مسلمانان ديده‏اند و آن هدف گرفتن آيات جهاد و سيره پيامبر (ص) بوده است، به همين خاطر آن‏ها اسلام را خشونت گرا معرفي مي‏نمايند.
    اين در حالي است كه جنگ افروزان غرب ركورد دار خشونت در جهان هستند، در جنگ جهاني اوّل و دوم حدود 63 ميليون انسان كشته شدند، اين كشتار را آناني به وجود آوردند كه اسلام و مسلمانان را به خشونت معرفي كرده و از طرفداران دين مسيح هستند جالب آن كه در هر دو جبهه فقط خود شان بوده‏اند يا ميدان اصلي جنگ ميان خود آن‏ها بوده آيا قتل عام صد هزار انسان در كوبا، ويتنام و افغانستان از سوي همان‏ها به وجود نيامده است كه امروزه ناقوس صلح جويي تساهل صدا در مي‏آورند در گذشته تاريخ وضع آنان فاجعه بارتر بوده است، آنان بودند كه جنگ‏هاي صليبي را به وجود آورده و تا توانستند مسلمانان را كشتند.
    گوستاولوبون مسيحي از قول روبرت راهب كه خود در جنگ حضور داشت گزارش مي‏دهد: "لشكر ما (صليبي‏ها) در گذرگاه‏ها، ميدن‏ها و پشت بام‏ها، در حركت بودند و مثل شير ماده‏اي كه بچه‏اش را ربوده باشد، از قتل عام لذت مي‏بردند، اطفال را پاره پاره مي‏كدند و جوانان و پيرها را در يك رديف از دم شمشير مي‏گذراندند و چندين نفر را در يك ريسمان به دار مي‏آويختند".(1)
    گوستا ولوبون در خصوص رفتار مسلمانان با مسيحيان مي‏نويسد: "صلاح الدين سردار فاتح مسلمانان به عيسويان بيت المقدس عفو عمومي داد و براي فليپ، و "ريشار" در ايام بيماري از انواع اغذيه و ادويه مقوي مي‏فرستاد"(2)
    بعد از جنگ‏هاي صليبي در اسپانيا مسلمانان را قتل عام كردند و با قي مانده را به دريا ريختند كه اين يكي از مظاهر نسل كشي است در زمان حاضر مي بينيم كه به نسل كشي مسلمانان در بالكان رو آوردند و ده‏ها هزار مسلمان بيگناه بوسني را كشتند نيز همان‏ها امروزه مدام فلسطينيان مظلوم را به خاك و خون مي‏كشانند.
    بنابر اين كاملاً روشن و آشكار است كه جنايت‏ها و كشتار مسلمانان توسط مسيحيان و يا حتي كشتار خودشان بسيار بيشتر از مسلمانان بوده است، اما متأسفانه با ابزار تبليغاتي گسترده‏اي كه دارند، اين امر را وارونه جلوه مي‏دهند.
    2 - جنگ‏ها در حوزه تاريخ اسلام
    يكي از عوامل مهم كه زمينه اتهام خشونت گرايي اسلام را فراهم نمود، جنگ هايي بود كه در حوزه تاريخ اسلام شكل گرفتند آن جنگ‏هايي كه در زمان پيامبر(ص) به وجود آمده بود، جنبه دفاعي داشت و از هدف متعالي حمايت از مستضعفان بهره‏مند بود و حال اگر در دوره برخي از سلسله‏هاي ستمگر با نام اسلام، جنگ‏هاي ظالمانه را بر راه انداختند، اين كار منحصر به آنان نيست، در همه كشورها در طول تاريخ كم و بيش چنين اتفاقي وجود دارد ميان پيروان ديگر اديان بسيار اتفاق افتاده است كه بر خلاف آموزه‏هاي ديني خود، به خونريزي رو آورده‏اند، بنابر اين اگر پادشاهي با انگيزه مادي و با نام اسلام به خشونت رو آورده باشد و نبايد اين كار را به نام اسلام تمام كرد، همان گونه كه تاريخ يهود و مسيحيت شاهد جنگ‏ها و خشونت‏ها بوده است اما اين خشونت‏ها به گونه‏اي تفسير و توجيه شده است كه گويا اصلاً اتفاقي نيافتاده است: افكار عمومي نيز به آن‏ها توجه ندارد و آن را ناديده مي‏گيرد.
    3 - عدم معرفي ابعاد اسلام
    يكي از عوامل بسيار مؤثر در متهم ساختن اسلام به عنوان دين خشونت، عدم معرفي ابعاد و جامعيت اسلام است، اسلام همان گونه كه آيات جهاد، دفاع و جنگ دارد، آيات صلح و زندگي مسالمت‏آميز نيز دارد، اگر آيات صلح قرآن بيشتر از آيات جهاد آن نباشد كمتر نخواهد بود، متأسفانه آن چه كه بدان پرداخته شده، بُعد جهاد و جنگ اسلام بوده، معرفي بُعد صلح اسلام بسيار كم رنگ مي‏باشد و عامل گسترش اسلام را جنگ‏ها مي‏دانند!
    در حالي كه اين تفكر به وسيله حتي برخي از متفكران با انصاف غربي رد شده است.
    گوستاولوبون مي‏نويسد: زور شمشير موجب پيشرفت قرآن نشده، زيرا رسم اعراب (مسلمانان) اين بود كه هر كجا را فتح مي‏كردند، مردم آن جا را در دين خود آزاد مي‏گذاردند، اين كه مردم مسيحي از دين خود دست بر مي‏داشتند و به دين اسلام مي‏گرويدندو زبان عرب را به جاي زبان مادري خود بر مي‏گزيدند، بدان علت بود كه عدل و دادي كه از عرب‏هاي فاتح مي‏ديدند، از زمامداران پيشين خود نديده بودند."(3)
    در قرآن از پيامبر اسلام (ص) به عنوان پيامبر صلح و صفا ياد شده است.(4)
    در برخي از روايات از اسلام به عنوان دين سهله (آسانگير) تعبير شده است. (5)
    در مقابل همه اين برخوردهاي منفي در مورد اسلام، در دين مسيحيت بر عكس دين اسلام تبليغ مي‏شود، بدين معنا كه دستورها و آموزه‏هاي صلح آن بسيار پر رنگ جلوه داده شده است حتي به شعار رو آوردند كه دين مسيح، پيام آور صلح و صفا است، مسيحيان در معرفي دين مسيح به عنوان "دين صلح گرا" موفق بوده‏اند از سوي ديگر دين تحريف شده مسيحيت با منافع استكبار تضاد نداشت و اين امر موجب شد كه استكبار عليه دين مسيح تبليغات انجام نداده و گاهي از آن دفاع نمايد، حال آن كه دين مسيح همان گونه كه آموزه‏ها و برنامه‏هاي صلح‏آميز دارد، برنامه‏هاي جهاد و ستم ستيزي نيز دارد. اصولاً ديني كه برنامه دفاع و مقابله با دشمنان نداشته باشد و در رفع ستم از جهانيان سخني نداشته باشد، دين ناقصي است.
    4 - قيام‏ها
    قيام هايي كه آزادي خواهان و مصلحان انجام دادند، نيز در اتمام اسلام به خشونت مؤثر بوده‏اند قيام‏هاي كه شيعيان در طول تاريخ عليه حاكمان ستمگر انجام دادند و قيام‏هاي كه امروزه مسلمانان به منظور دفاع از جان، مال و سرزمين خويش انجام مي‏دهند.
    اين دسته از قيام‏ها زمينه تبليغ دشمن را فراهم نموده و دشمن مسلمانان به ويژه شيعيان را خشونت گرا معرفي نموده، حال آن كه در تاريخ مسيحيت نهضت‏هاي اصلاحي و انقلاب‏هاي آزادي بخش شكل نگرفته‏اند و يا خيلي كم رنگ است.
    5 - عملكرد برخي از مسلمانان تندرو
    متأسفانه عملكرد برخي از مسلمانان موجب شده است برخي اسلام را به عنوان دين خشونت بشناسند، عملكرد گروه هايي مانند طالبان و يا برخي از مسلمانان تندرو، فضاي جامعه امروزه را آلوده كرده است، همان گونه كه در طول تاريخ گروه‏ها و افراد افراطي بودند كه از برنامه‏هاي اسلام، برداشت‏هاي غير منطقي نموده و باور داشتند كه تنها راه گسترش دين و آموزه‏هاي آن، بهره‏گيري از اهرم فشار و جنگ است. البته در همين جا نيز مي‏توان دست‏هاي پنهان را براي به وجود آوردن اين گروه‏ها در داخل اسلام و ايجاد فرقه‏هاي مذهبي مانند وهابيت و بهائيت ناديده گرفت.
    پي نوشت ها:
    1 - تاريخ تمدن، ج 4، ص 408.
    2 - همان، ص 415.
    3 - تاريخ ويل دورانت، ج 4، ص 1368
    4 - آل عمران، (3) آيه 159، تفسير نمونه، ج 3، ص 140 - 142.
    5 - بحار الانوار، ج 22، ص 263.


  11. تشکرها 3


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    160
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جنگ در مسيحيت




    نقل قول نوشته اصلی توسط haami نمایش پست
    سلامه به همه
    چرا دراسلام خشونته ولی میگن در مسیحیت نیست؟
    در ابتدا بيان اين مطلب بايسته است كه اديان الهي در مسائل مهمي مانند صلح و جنگ، تفاوت ندارد، بدين معنا كه دين مسيحيت مردم را به صلح و صفا فرا خوانده باشد و اسلام به خشونت تفاوت هايي كه در اديان الهي وجود دارد، ريشه در شرايط زمان و ميزان رشد فكري انسان‏ها دارد، همان گونه كه در سيره معصومان (ع) شرايط زمان و مكان تاثير گذار مي‏باشد، پيامبر (ص) در يك مقطع زماني با دشمنان صلح مي‏كند و در مقطع زماني ديگر به دفاع و جهاد مي‏پردازد. برخي از امامان ما قيام و برخي ديگر صلح مي‏كنند.
    بر اين اساس معرفي اسلام به عنوان دين شمشير و خشونت غالباً جنبه تبليغاتي داشته و اتهامي است نسبت به آن روا داشته شده است.
    مردم آسايش طلب تصور نادرستى از مسيحاى موعود داشتند. حضرت عيسى مسيح (ع ) به منظور تصحيح انديشه هاى آنان ، هدف رسالت خويش را به روشنى اعلام كرد:
    (34) گمان مبريد كه آمده ام تا سلامتى بر زمين بگذارم ؛ نيامده ام تا سلامتى بگذارم بلكه شمشير را (35) زيرا كه آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خويش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم (36) و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود (متى 10:34-36).
    دعوت به دفاع مسلحانه
    هنگامى كه تعقيب و دستگيرى حضرت مسيح (ع ) قطعى و نزديك شد و دانست كه با وى همچون يك مجرم رفتار خواهند كرد، براى دفاع مسلحانه آخرين تلاش خود را كرد، اما پاسخ مساعدى نشيند:
    (36) پس به ايشان گفت : ((...كسى كه شمشير ندارد جامه خود را فروخته ، آن را بخرد (37) زيرا به شما مى گويم كه اين نوشته (يعنى پيشگويى ) در من بايد به انجام رسد يعنى با گناهكاران محسوب شد زيرا هر چه در خصوص من است انقضا دارد (يعنى واقع مى شود).)) (38) گفتند: ((اى خداوند اينك دو شمشير.)) به ايشان گفت : ((كافى است .)) (لوقا 22:36-38).
    از آنجا كه ياران عيسى به سبب تصور نادرست خود از مسيحاى موعود براى او خطرى احساس نمى كردند، فرمان مؤ كد وى را براى خريدن شمشير جدى نگرفتند. اما هنگامى كه ((جمعى كثير با شمشيرها و چوبها)) به او هجوم آوردند، آنان هم به اهميت حمل سلاح پى مى بردند. ولى به علت فقدان آمادگى قبلى ، استفاده از شمشير در آن وضعيت بحرانى بى نتيجه بود و موجب قصاص مى گرديد. از اين رو، حضرت مسيح (ع ) در آن شرايط آنان را از اين كار منع كرد34)
    (51) ناگاه يكى از همراهان عيسى (يعنى شمعون پطرس ) دست آورده ، شمشير خود را از غلاف كشيده ، بر غلام رئيس كهنه زد و گوشش را از تن جدا كرد (52) آنگاه عيسى وى را گفت : ((شمشير خود را غلاف كن زيرا هر كه شمشير گيرد به شمشير هلاك شود.)) (متى 26:51-52، مرقس ‍ 14:47، لوقا 22:50-51، يوحنا 18:10-11).
    حضرت عيسى مسيح (ع ) هيرود پادشاه منطقه جليل را روباه ناميد و از ستمگرى و سنگدلى او كه قاتل حضرت يحيى (ع ) بود، هيچ باك و پروايى نداشت :
    (31) در همان روز چند نفر از فريسيان آمده ، به وى گفتند: ((دور شو و از اينجا برو زيرا كه هيروديس مى خواهد تو را به قتل رساند.)) (32) ايشان را گفت : ((برويد و به آن روباه گوييد اينك امروز و فردا ديوها را (از ديوانگان ) بيرون مى كنم و مريضان را صحت مى بخشم و در روز سيم (در انجام وظيفه ) كامل خواهم شد (33) ليكن مى بايد امروز و فردا و پس فردا (براى انجام رسالت ) راه مى روم زيرا كه محال است نبيى بيرون از اورشليم كشته شود.)) (لوقا 13:31-33).
    برخورد حضرت مسيح (ع ) با پادشاه ايالت جليل چنين بود.
    ولى پس از وى پولس كه نقش زيادي در تحريف مسيحيت دارد، اطاعت از فرمانروايان را توصيه كرد:
    (1) هر شخص مطيع قدرتهاى برتر بشود زيرا كه قدرتى جز از خدا نيست و آنهايى كه هست از جانب خدا مرتب شده است (2) حتى هر كه با قدرت مقاومت نمايد، مقاومت با ترتيب خدا نموده باشد و هر كه مقاومت كند، بر خود آورد (3) زيرا از حكام عمل نيكو را خوفى نيست ، بلكه عمل بد را. پس اگر مى خواهى كه از آن قدرت ترسان نشوى ، نيكويى كن كه از او تحسين خواهى يافت (4) زيرا خادم خداست براى تو به نيكويى ، ليكن هرگاه بدى كنى بترس ؛ چون كه شمشير را عبث برنمى دارد؛ زيرا او خادم خداست وبا غضب ، انتقام از بدكاران مى كشد (5) لهذا لازم است كه مطيع او شوى نه به سبب غضب فقط به سبب ضمير خود نيز (6) زيرا كه به اين سبب باج نيز مى دهيد؛ چون كه خدام خدا و مواظب در همين امر هستند (7) پس حق هر كس را به او ادا كنيد: باج را به مستحق جزيه و ترس را به مستحق جزيه و ترس را به مستحق ترس و عزت را به مستحق ترس و عزت را به مستحق عزت (رساله پولس ‍ رسول به روميان 13:1-7).[1]


    [1] - آشنايي با اديان بزرگ، مسيحيت، حسين توفيقي
    ویرایش توسط mohammadhashem : ۱۳۸۶/۱۲/۱۸ در ساعت ۱۱:۳۶

  13. تشکرها 2


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما آيا اسلام خشونت طلب است؟




    آيا اسلام خشونت طلب است؟
    در موضوع قبلي(ديدگاه جديد دكتر سروش) يكي از دوستان (ذهن آزاد) دو اشكال وشبهه داشت.
    اول : آزادي انسان درانتخاب و عدم نياز به رسالت .
    دوم: خشونت طلبي در دين اسلام . (پست 69)
    دربخش اول ايشان از ديدگاه آقاي دكتر سروش در باب وحي جلوتر رفته و مدعي شد كه اساسا انسان با داشتن آزادي و اختيار نيازي به وحي ورسالت ندارد(درحالي كه دكتر سروش وحي را قبول داشته و فقط آن را انساني واز پيامبر ميدانست نه خدا) . لذا درآن بخش سعي نمودم قسمت اول ايرادشان به اسلام را كه مناسب با وحي و رسالت بود توضيح دهم وفكر ميكنم از لحاظ عقل ثابت شد كه نياز انسان به رسالت امر بديهي و ضروري و عقلي است. و براي سعادت مندي انسان در دنيا و آخرت هيچ گريزي از پذيرش رسالت و تبعيت از آن نيست. و بحمدالله با توافق ايشان جمع بندي شد.
    دربخش دوم ايشان دين اسلام را دين خشونت ناميدو استناد به آيات جهاد ورفتارمسلمانان نمود.
    لذا درابن قسمت (به بخش دوم اشكال ايشان و ساير كساني كه با ديدن آيات جهاد اسلام را مساوي با دين شمشير و خشونت ميدانند ) به بررسي ميپردازيم. اميد است هر ذهن آزاد با كمك عقل خدادادي به حقيقت و واقعيت خواسته هاي قرآن و اسلام آشنا شود و آزادانه والبته عاقلانه تصميم بگيرد.
    سوال؟
    چرا اسلام در بعضي مواقع دستور به شلاق وحتي اعدام مي دهد آيا واقعا اسلام خشونت طلب است؟
    جواب: دراينجا دو مثال ساده براي كساني كه نتوانستد به حکمت بعضي از احکام پي ببرند و حکم آن را به باد انتقاد بگيرند بسنده ميكنم.
    1- اسلام و حضرت محمد (صلي الله عليه وآله) درحکم طبيب براي امت مي باشند زيرا هردو بيماري را درمان مي کنند وفرقشان در اين است که طبيب بيماري جسمي را درمان مي کند . وپيامبر اسلام بيماري روحي و البته جسمي را هم.(1)
    طبيب براي افراد اول پيشگيريراتوصيه مي کند بعد از آن اگر مريض بي توجه بود به او قرص مي دهد اگر افاقه نکرد براي او داروهاي قوي تر تجويز مي کند واگر باز مرض در بيمار بود دست به تيغ جراحي مي زند وحتي او را قرنطينه مي کند تا ديگران بيمار نشوندحال بنده يک سوال دارم وآن اينکه شما وقتي طبيبي دست به تيغ جراحي زد به او مي گوييد که او خشونت طلب است ؟هيچ عقل سليمي اين تصميم را نمي گيرد دقيقا همه اين حرفها در مورد شارع مقدس است که او اول پيشگيري مي کند مي گويد که مثلا به زن نامحرم نگاه شهوت آلود نکن،با اودر يک اتاق خلوت تنها مباش،جوانها زودتر ازدواج کنند. به زنان هم مي گويد که حجاب خود را حفظ کنيد( چون شما مانند در و طلا درمعرض دستبرد سارقان به عفت هستيد) بعد اگر نشد مي گويد اگر اين کار راکرديد استغفار کنيد وبرگرديد واگر نشد وفرد دچار گناه زنا شد وآن ار آشكار نمود و درجامعه رواج داد ديگر دست به تيغ جراحي مي زند وبر او حد جاري مي کند به دو دليل1- تا براي او تجربه اي باشد که ديگر دنبال گناه نرود. و خود رابيمار نكند.
    2- براي سايرين هم عبرت شود تابدنبال اين گناه نروند. و جامعه بيمار نشود.
    در مورد ارتداد که اعدام مي کنند.
    اولا: مرتد دو نوع هست. يك : مرتد فطرى، كسى است که پدر يا مادرش در هنگام انعقاد نطفه‏اش مسلمان بوده‏اند و خودش پس از بلوغ، اظهار اسلام كرده، و سپس از اسلام خارج شده است.(2)
    دو : مرتد ملّى كسى است كه پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه‏ى او كافر بوده‏اند، و او پس از بلوغ، اظهار كفر كرده و سپس اسلام آورده، و مجدداً كافر شده است.(3)
    ثانيا: تا زماني که خودش آشکار نکرد او را اعدام نمي کنند.
    وزماني که آشکار کرد مثل همان مريضي مي ماند که درقرنطينه است تا بيماريش را بديگري انتقال ندهد.
    حكم جزايى مرتد درفقه شيعه اينه كه: مرتد فطرى اگر مرد باشد كشته مى‏شود و توبه‏ى او نزد قاضى قبول نمى‏شود، اما اگر مرد مرتد ملّى باشد نخست دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه كرد آزاد مى‏شود، و الّا كشته مى‏شود. زن مرتد، چه فطرى باشد چه ملّى، كشته نمى‏شود، بلكه دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه كرد آزاد مى‏شود، و الّا در زندان باقى مى‏ماند.(4)
    اما در فقه اهل سنت، بنابر رأى مشهور، مرتد - در همه‏ى انواع آن - ابتدا دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه كرد آزاد مى‏شود، و گرنه كشته مى‏شود و فرقى ميان ملّى و فطرى و زن و مرد نيست.(5)
    ارتداد در اديان الهي غير از اسلام نيزجرم و گناه، و مجازات آن مرگ است.(6)
    البته برخى مجازات مرگ براى ارتداد را حكم تعزيرى مى‏دانند نه حد؛ و معتقدند تعزيرات تماماً به دست حاكم است و شكل خاصى براى آن در اسلام معين نشده است؛ لذا نمى‏توان گفت مجازات ارتداد از ديدگاه اسلام مرگ است. (7) .
    دراينجا هم چون اين فرد درجامعه با افشاء و تبليغ عليه دين. ديگران را از مسير هدايت گمراه مي كندولذا نرمي وآزادي هميشه در بي قيدي خلاصه نمي شود بلکه بعضي اوقات تندي لازم است
    2- مثال ديگر : بخاطر مصلحت بزرگتري مثل بچه اي که از مادرش ليواني راتقاضا مي کند که در او سمّ باشد مادر اول با نرمي بعد با جديت ودرآخر باتندي با او برخورد مي کند در اينجا هيچ عاقلي به اين مادر مهربان که صلاح بچه را مي خواهد خشونت طلب نمی گوید. برعكس اگر دراين مورد آخر مادرخشونت بخرج ندهد و بچه نيز مسموم شود وبميرد .مورد ملامت شديد ديگران قرارميگيرد.
    انشاءالله بزودي درباره خشونت دراسلام مطالبي را براي عزيزان ذكر ميكنيم.
    از همه دوستان دعوت به همكاري ميشود تا درروشنگري دين اسلام و حقانيت آن سهيم باشند. ادامه دارد.
    پاورقي:
    1- سخنان اميرالمومنين علي عليه السلام دروصف پيامبر اسلام : طبيب دوار بطبه قداحكم مراهمه ...فهم في ذالك كالانعام والصخور القاسية.. مانند طبيب دوره گردي است كه مرهم او بهترين درمان.. درحالي كه مردم مانند گوسفند چَرا (سرگردان دونيازمند به چوپان ) ومانند سنگهاي سخت كه درآن گياه نرويد ميمانند...
    نهج البلاغه فيض الاسلام- خطبه 108
    2- امام خمينى، تحرير الوسيله، ج2، ص 336؛ برخى، اسلام يكى از والدين را در هنگام ولادت شرط مى‏دانند (خويى، مبانى تكلمة المنهاج، ج2، ص 451
    3- امام خمينى، تحرير الوسيله، ج2، ص 336.
    4- همان، ج2، ص 494.
    5- عبدالرحمن الجزيرى، الفقه على المذاهب الاربعة، ج 5، ص 424؛ ابو حنيفه مانند شيعيان ميان زن و مرد فرق گذاشته است. (ابوبكر الكاسانى، بدايع الصنايع، ج 7، ص 135) و حسن بصرى دعوت به توبه را نمى‏پذيرد (ابن قدامه، المغنى، ج10، ص 76).
    6-عهد قديم:سفرتوريه مثنى، فصل 13؛كتاب مقدس، ترجمه‏ى فارسى وليم گلن، دارالسلطنه،لندن، 185 ميلادى، ص 357- 8؛ الكتاب المقدس، دارالمشرق، بيروت،سفرثنية الاشتراع، الفصل 13،ص 66
    7- حسينعلى منتظرى، دراسات فى ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية، ج3، ص 387؛ نيز ر.ك: عيسى ولايى، ارتداد در اسلام، ص 148 – 129
    ویرایش توسط hoseintabar : ۱۳۸۶/۱۲/۱۸ در ساعت ۱۹:۳۶
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  15. تشکرها 4


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اسلام آيين زندگي - مخالف بيفكري




    با سلام
    در جواب به پرسش شما يك وبلاگ معرفي مي كنم
    http://antimajus.blogfa.com
    وبلاگ اسلام آيين زندگي - مخالف بيفكري
    دوست عزيزم مسلمان ايراني


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب حامی عزیز
    اگه یه کم دقت کنیم متوجه میشیم که از اونجایی که دین به عنوان برنامه ی زندگی از طرف خدا برای بنده ها فرستاده میشه و خدا خشن نیست پس هردینی که از طرف خدا باشه و تحریف نشده باشه دارای خشونت نیست و چیزی که ما میبینیم خشونتهاییه که به اسم دین انجام میشه و به قوله استاد حسینتبار هم بنا به صلاح بندگان واز روی حکمت باید قوانینی برای پیشگیری و جلوگیری از مفسده ها در جوامع وجود داشته باشه که ادیان برای جلوگیری از زیاده روی انسانها در مجازات در بسیاری از موارد حدود مجازاتها را تعیین کرده اند
    اگر مسیحیت کمتر صحبت از مجازاتها شده به دلیل صلح طلبی این دین نیست بلکه نقصی در کمال دین است که کمتر برنامه ای برای مجازاتها دارد و اعمال مجازات به دست بندگان تدریج الفهم قرار گرفته اما دین اسلام به مقتضای اینکه اخرین دین است پس باید کاملترین دین بوده و دارای احکامی برای جرایمی که پیکره اجتماع انسانها را فاسد یا اسیب پذیر مینماید باشد
    در واقع این گره گشایی و از مظاهر کمال اسلام است نه خشونت


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب سوالم در دين مسيحه نه مسيحيان!!




    [quote=parsa;10819]
    سلام بر شما...! شما واقعا به این حرف اعتقاد دارید؟
    من چند تا سوال از شما میپرسم و ممنون میشم جواب بدین!

    رییس جمهور آمریکا جناب بوش ادعای پیروی از آیین مسیحیت رو داره...!
    زندانیان گوانتاناما و ابوغریب ...
    /////////////////////////////
    سلام دوست عزيز من روش رئيس جمهور آمريكارو نخواستم گفتم دين مسيح درش خشونت نبوداگر دردين مسيح خشونت ديدي به من خبر بده. :Geryan:

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود