جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لیله المبیت شب گذشت و فداکاری

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری




    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری

    و من الناس من يشرى نفسه ابتغإ مرضاه الله و الله رووف بالعباد
    «برخى از مردم جان خود را براى تحصيل رضاى خداوند مى فروشند خداوند به بندگان خود رووف و مهربان است».
    (بقره‏207


    سران قریش تصمیم گرفتند که از هر قبیله فردی انتخاب شود وسپس افراد منتخب به هنگام نیمه شب یکباره بر خانه محمد صلی الله علیه و آله و سلم هجوم برده، او را قطعه قطعه کنند. بدین طریق، هم مشرکان از تبلیغات او آسوده می شدند وهم خون او در میان قبایل عرب پخش می شد ولذا خاندان هاشم نمی توانست با تمام قبایلی که در ریختن خون وی شرکت کرده بودند به خونخواهی ومبارزه برخیزند.

    فرشته وحی پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت ودستور الهی را به او ابلاغ کرد که باید هرچه زودتر مکه را به عزم یثرب ترک کند.

    شب مقرر فرا رسید.مکه ومحیط خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تاریکی شب فرو رفته بود. ماموران مسلح قریش هر یک از سویی به جانب خانه رسول خدا روی آوردند.اکنون پیامبر باید با استفاده از شیوه غافلگیری خانه را ترک کرده، در عین حال، چنین وانمود کند که در خانه است ودر بستر خود آرمیده است. برای اجرای این نقشه لازم بود که فرد جانبازی در بستر او بخوابد وروانداز سبز پیامبر را به خود بپیچد تا افرادی که نقشه قتل او را کشیده اند تصور کنند که او هنوز خانه را ترگ نگفته است ولذا توجه آنان فقط معطوف به خانه او شود واز راه عبور ومرور افراد در کوچه وبیرون مکه جلوگیری نکنند. اما کیست که از جان خود بگذرد ودر خوابگاه پیامبر بخوابد؟ این فرد فداکار، لابد کسی است که پیش از همه به وی ایمان آورده است واز آغاز بعثت، پروانه وار، گرد شمع وجود او گردیده است. آری، این شخص شایسته کسی جز حضرت علی علیه السلام نیست واین افتخار باید نصیب وی شود.

    از این رو، پیامبر رو به حضرت علی کرد وگفت:مشرکان قریش نقشه قتل مرا کشیده اند وتصمیم گرفته اند که به طور دسته جمعی به خانه من هجوم آورند ومرا در میان بستر بکشند. از این جهت از طرف خدا مامورم که مکه را ترک کنم. لذا لازم است امشب در خوابگاه من بخوابی وآن پارچه سبز را به خود بپیچی تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه ام ودر بسترم آرمیده ام ومراتعقیب نکنند. وحضرت علی علیه السلام در اطاعت امر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آغاز شب در بستر آن حضرت آرمید.

    چهل نفر آدمکش اطراف خانه پیامبر رامحاصره کرده بودند واز شکاف در به داخل می نگریستند ووضع خانه را عادی می دیدند وگمان می کردند که پیامبر در بستر خود آرمیده است. همه سراپا مراقب بودند وآنچنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند که جنبش موری از نظر آنان مخفی نمی ماند.

    اکنون باید دید که پیامبر اکرم، با این مراقبت شدید، چگونه خانه را ترک گفت.

    بسیاری از سیره نویسان بر آنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که آیاتی از سوره یس را قرائت می کرد (1) صف محاصره کنندگان را شکافت وآنچنان ازمیانشان عبور کرد که احدی متوجه نشد.امکان این مطلب قابل انکار نیست; چه هرگاه مشیت الهی بر این تعلق گیرد که پیامبر خود را از طریق اعجاز وبه طور غیر عادی نجات دهد، هیچ چیز نمی تواند مانع از آن شود. ولی سخن اینجاست که قراین زیادی حکایت می کند که خدا نمی خواست پیامبر خود را از طریق اعجاز نجات بخشد، زیرا در این صورت لازم نبود که حضرت علی در بستر پیامبر بخوابد وخود پیامبر به غار «ثور» برود وسپس با زحمات زیادی راه مدینه را در پیش گیرد.

    برخی نیز می گویند هنگامی که پیامبر از خانه خارج شد همه آنان را خواب ربوده بود وپیامبر از غفلت آنان استفاده کرد. ولی این نظر دور از حقیقت است وهرگز شخص عاقل باور نمی کند که چهل آدمکش که خانه را برای این محاصره کرده بودند که پیامبر از خانه بیرون نرود تا در وقت مناسب او را بکشند، ماموریت خود را آنچنان سرسری بگیرند که همگی با خیال آسوده بخوابند!

    ولی بعید نیست،همان طور که برخی نوشته اند، پیامبر پیش از گرد آمدن تروریستها، خانه را ترک گفته بود. (2)

    یورش به خانه وحی

    ماموران قریش، در حالی که دستهایشان بر قبضه شمشیر بود، منتظر لحظه ای بودند که همگی به خانه وحی یورش آورند وخون پیامبر را که در بسترش آرمیده است بریزند. آنان از شکاف در به خوابگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می نگریستند واز فرط فرح در پوست نمی گنجیدند وتصور می کردند که به زودی به آخرین آرزوی خود خواهند رسید. ولی علی علیه السلام، با قلبی مطمئن وخاطری آرام، در خوابگاه پیامبر دراز کشیده بود، زیرا می دانست که خداوند پیامبر عزیز خود رانجات داده است.

    دشمنان، نخست تصمیم گرفته بودند که نیمه شب به خانه پیامبر هجوم آورند، ولی به عللی از این تصمیم منصرف شدند وسرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند وماموریت خود را انجام دهند. پرده های تیره شب به کنار رفت وصبح صادق سینه افق را شکافت. ماموران با شمشیرهای برهنه به طور دسته جمعی به خانه پیامبر هجوم آوردند واز اینکه در آستانه تحقق بزرگترین آرزوی خود بودند از شادی در پوست خود نمی گنجیدند، اما وقتی وارد خوابگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شدند حضرت علی علیه السلام را به جای پیامبر یافتند.خشم وتعجب سراپای وجود آنان را فرا گرفت. رو به حضرت علی کردند وپرسیدند محمد کجاست؟! فرمود: مگر او را به من سپرده بودید که از من می خواهید؟ در این موقع، از فرط عصبانیت به سوی حضرت علی علیه السلام حمله بردند واو را به سوی مسجد الحرام کشیدند، ولی پس از بازداشت مختصری ناگزیر آزادش ساختند ودر حالی که خشم گلوی آنان را می فشرد تصمیم گرفتند که از پای ننشینند تا جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را کشف کنند. (3)

    قرآن مجید برای اینکه این فداکاری بی نظیر در تمام قرون واعصار جاودان بماند، در طی آیه ای جانبازی حضرت علی علیه السلام را می ستاید واو را از کسانی می داند که جان به کف در راه کسب رضای خدا می شتابند:

    ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد . (بقره:207)

    برخی از مردم کسانی هستند که جان خود را برای تحصیل رضای خداوند از دست می دهند; وخداوند به بندگان خود رؤوف ومهربان است.

    پی نوشت ها:

    1- منظور آیات هشتم ونهم ازاین سوره است.

    2- سیره حلبی، ج 2، ص 32.

    3- تاریخ طبری، ج 2، ص 97.


    منبع



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    وداع رسول خدا با مكه




    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری

    براى اولین بار بود كه پیامبر صلى الله علیه وآله كسى را به عنوان جانشین و نماینده خود انتخاب مى‏كرد. صبحگاهان روز بعد، مشركان مكه از بالاى تپه ابطح صدایى را شنیدند كه تا حدودى شبیه صداى حضرت محمد صلى الله علیه وآله بود. آن‏ها با خشم و غضب به طرف تپه رفتند و همانند لیلة‏المبیت دوباره با حضرت على علیه السلام مواجه شدند. حضرت على علیه السلام در كمال شجاعت و جرات نام محمد صلى الله علیه وآله را مى‏برد و مى‏گفت: او به سلامت از مكه رفته است و مرا نماینده قرار داده است تا امانت هایتان را برگردانم.

    كفار مكه گرچه از هجرت پیامبر صلى الله علیه وآله ناراحت ‏بودند ولى به خاطر پس گرفتن اموال خود و نیز شجاعت ‏بى‏نظیر ابوطالب‏ وار حضرت على علیه السلام نتوانستند خشم خود را با اذیت و آزار حضرت على علیه السلام فرو نشانند. عجیب ‏ترین تضاد عملى و قولى قریش این بود كه از طرفى، به رسالت آسمانى او ایمان نیاوردند اما از جهت دیگر، حتى تا آخرین روزها او را فردى امین مى‏دانستند!

    امیرالمؤمنین علیه السلام صبح و عصر به بالاى ابطح مى‏رفت و مكیان را به استرداد امانت‏ها فرا مى‏خواند. آن حضرت در طول سه روز امانت‏ها را به صاحبانش پس داد و از طرف دیگر، مخفیانه به مسلمانان مستضعفى كه قصد هجرت داشتند، آذوقه لازم را مى‏داد و به آن‏ها سفارش مى‏كرد كه مخفیانه از مكه خارج شوند و به ذى طوى (یا ضجنان) بروند و در آن جا بمانند تا قافله امام علیه السلام به آنها ملحق شود و سپس با هم عازم مدینه شوند. آن حضرت منتظر نامه پیامبر صلى الله علیه وآله بود. رسول خدا صلى الله علیه وآله به محض ورود به قبا، نامه‏اى توسط ابو واقد لیثى براى امیرالمؤمنین علیه السلام فرستاد. در آن نامه آمده بود:

    هنگامى كه دستورات مرا، كه قبلا گفته بودم، انجام دادى مقدمات هجرت به سوى خداوند و رسولش را فراهم كن. به محض رسیدن نامه من بى‏ درنگ رهسپار شو.

    امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از تهیه آذوقه و شتر براى زنان، كه عبارت بود از: حضرت فاطمه علیهاالسلام، فاطمه بنت اسد (مادر حضرت على علیه السلام) و فاطمه بنت زبیربن عبدالمطلب؛ همراه ایمن، پسر ام ایمن (كنیز پیامبر صلى الله علیه و آله) و ابو واقد لیثٌ عازم مدینه شد.





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    676
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    0
    گالری
    27



    یا الله
    سلام علیکم
    بنده هم وقایع لیله المبیت رو به نقل از کتاب ارشاد در ادامه می اورم:

    ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى ج‏1 43
    [فصل (9) داستان ليلة المبيت‏]
    و از جمله فضائل آن حضرت عليه السّلام اينست: كه هنگامى كه پيغمبر (ص) بواسطه انجمنى كه از قريش براى كشتن آن حضرت فراهم شد (و از هر قبيله كه در مكه بود يكتن را براى انجام اين كار برگزيدندكه همگان بطور دسته جمعى خونش را بريزند) مأمور شد از مكه بمدينه هجرت كند و نمى‏توانست در برابر آنها آشكارا از مكه بيرون رود، و خواست در پنهانى و بى‏خبرى آنان خارج گردد، تا از شر آنها آسوده ماند (تنها) بأمير المؤمنين گزارش كار خود را داد (و جز او كسى را آگاه نكرد) و او را وادار بدفاع از خويشتن كرد، باين گونه كه (دستور داد) در بستر او بخوابد، بدانسان كه ندانند در بستر خوابيده و گمان كنند خود پيغمبر (ص) است و مانند هر شب در جاى خود آرميده، پس أمير المؤمنين عليه السّلام در آن شب جان خود را براى خداى تعالى در كف نهاد، و آن را در راه پيروى او بفروخت، و در راه پيامبر گراميش از جان گذشت، و اين بخاطر آن بود كه آن حضرت بدين وسيله از شر دشمنان رهائى يابد، و وجود شريفش از نقشه شوم كافران سالم بماند، و بهدف اساسى كه دعوت مردمان بخدا، و بر پا داشتن دين و آشكار ساختن آئين بود برسد.

    پس على عليه السّلام بجاى رسول خدا (ص) در بستر خوابيد، و براى اينكه او را نشناسند با جامه خود را پيچد، (بدانسان كه اگر كسى او را ميديد گمان نميكرد جز پيغمبر (ص) باشد) پس (از انجام آنچه گفته شد) آنها كه براى كشتن رسول خدا (ص) انجمن كرده بودند و همگى مسلح بودند سر رسيدند، و گرداگرد على عليه السّلام پره زدند (و حلقه‏وار او را احاطه كردند) و چشم براه سپيده دم دقيقه شمارى ميكردند تا هوا روشن شود، و آشكارا او را بكشند، تا خونش هدر رود و پايمال گردد زيرا چون بنى هاشم كشندگان او را بنگرند، و از هر قبيله و فاميلى كه در مكه بودند يكتن را در ميان كشندگان ببينند و همه را شريك در ريختن خون او بدانند، نتوانند كشندگان را بدان جرم بكشند، چون بخاطر كشته شدن يكتن نتوانند با همه قبائل بستيزه و نبرد درآيند، و (با اين نقشه زيركانه‏اى كه كشيده بودند)

    تنها فداكارى على عليه السّلام بود كه سبب رهائى يافتن (ص) از دست آنان گرديد، و جلوگير از ريخته شدن خون آن حضرت شد، و در نتيجه توانست دستور پروردگار خويشتن را انجام دهد، (و مردم را بخداى يگانه راهنمائى كند) و اگر امير المؤمنين عليه السّلام نبود و آن فداكارى را نميكرد، كار تبليغ (و رساندن احكام) رسول خدا (ص) بپايان نميرسيد، و عمرش كفاف انجام آن را نميداد و دشمنان و رشگ بران آن حضرت بر او چيره و پيروز ميشدند، (از اين رو على عليه السّلام در بستر خوابيد، و آنها نيز بى‏آنكه از جريان آگاه باشند و گمان ببرند كه او على عليه السّلام است، در اطراف او چشم براه سپيده و روشنى هوا بودند) چون صبح شد و ناگهان بسوى او يورش بردند، على عليه السّلام برخاسته بآنها حمله‏ور شد، آنها كه (باور نداشتند آن مرد خفته على باشد، همين كه) او را ديدند پراكنده شده و بازگشتند، و انديشه شومشان در باره رسول خدا (ص) نقش بر آب شد، و رشته تدبيرشان يكسره از هم گسيخت و آرزوهائى كه بدنبال اين كار در سر پرورانده بودند جملگى بر باد رفت .


    با آن پيش بينى كه پيغمبر اكرم (ص) فرمود: و آن فداكارى كه على عليه السّلام كرد نظم و ترتيب ايمان بر جاى ماند، و بينى شيطان بخاك ماليده شد، و دشمنان دين و آئين سرافكنده گشتند، و اين براى أمير المؤمنين صلوات اللَّه عليه منقبتى است بى‏نظير، و كسى در اين باره همباز و در اين فضيلت انباز او نگشت، و مانند او در اين راه كسى از جان نگذشت.
    و خداى سبحان در باره اين جريان، و از خود گذشتگى امير مؤمنان، اين آيه از قرآن را فرو فرستاد: «و از مردم كسى است كه ميفروشد جان خود را در پى خوشنودى خدا، و خدا است مهربان ببندگان» (سوره بقره آيه 207).
    یاعلی
    ویرایش توسط mahdi : ۱۳۸۸/۱۱/۲۷ در ساعت ۰۷:۳۸
    الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک

    صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک

    ام کیف اسکن فی النار و رجائی عفوک


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری

    فرمانروای کون و مکان مرتضی على است

    شاهنشه زمین و زمان مرتضی على است

    صاحب‌دلی که در عوض جان مصطفی(ص)

    در خوابگه گذشت ز جان مرتضی على است

    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2



    درصفحه 62 كتاب حق اليقين آمده است :حقتعالي وحي كرد بسوي جبرئيل و ميكائيل كه من ميان شما برادري قرار داده ام و عمر يكي از شما را دراز تر از ديگري گردانيده ام كداميك از شما ديگري را بر خود اختيار مي كنيد به طول زندگاني پس هيچيك دست از طول زندگاني خود بر نداشتند و اختيار طول حيات ديگري بر خود نكردند.
    حق تعالي وحي كرد به ايشان كه چرا شما مثل علي بن ابيطالب نبوديد كه من او و محمد را برادر كردم و بر فراش او خوابيد وجان خود را فداي او گردانيد و زندگاني محمد را بر زندگاني خود اختيار كرد اكنون برويد بسوي زمين واو را از شر دشمنان محافظت نمائيد پس هر دو به زمين آمدند. و جبرئيل ندا كرد كه به به كيست مثل تو اي پسر ابو طالب خدا به تو مباهات مي كند .
    از خدا آمده اي آيت رحمت بر خلق
    وان كدام آيت لطف است كه در شان تو نيست



    یاس کبود پیش تو خار است فاطمه
    نامت گل همیشه بهار است فاطمه


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم وانفسهم في سبيل الله اولئك هم الصادقون .
    (حجرات:15)

    «مؤمنان كسانى هست كه به خدا وپيامبر او ايمان آوردند ودر آن هرگز ترديد نكردند وبا مال وجان خود در راه خدا كوشيدند; آنان به راستى در ايمان خود صادقند.





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,246
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لیلةُ المَبیت
    شبی است که امیرالمومنین علیه السلام جان شریفش را در طبق اخلاص نهاد
    تا جان جانان و رحمة للعالمین پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم محفوظ بماند
    سالگشت این واقعه عظیم که مبداء تاریخ اسلامی - هجری قمری- است
    بر امام مهدی روحی فداه و تمامی شیعیان شجاعترین مرد عالم امیر المومنین امام علی علیه السلام مبارکباد .


    شهيد عماد مغنيه: براي من ميل رهبر معظم انقلاب، حجت شرعي است.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری


    چون به سوی غار می‌شد مصطفی(ص)


    خفت آن شب بر فراشش مرتضی(ع)


    کرد جان خویش را حیدر نثار


    تا بماند جان آن صدر کبار


    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    11,935
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    33 روز 6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    406
    آپلود
    94
    گالری
    278



    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری

    آن شهنشاهی که بحر لافتی را گوهر است

    شحنه دشت نجف، شاه ولایت حیدر است

    در شب جان باختن ، بر جای احمد تکیه زد

    زانکه جای مصطفی(ص) هم مرتضی(ع) را در خور است

    لیله المبیت شب گذشت و فداکاری


    ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

    و

    چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

    تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

    پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود