صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا دیگه پیامبر نداریم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا دیگه پیامبر نداریم؟




    سلام
    نمیدانم این تاپیک را در انجمن مناسب خود زده ام یانه
    تکراری ست یانه
    برای یکی از دوستانم سوالی پیش امده وما هر چه جواب به او دادبم قانع نشده
    هم اکنون خواهان پاسخ شما در جواب دوستمان هستم:


    چرا دیگه بعد از پیغمبر اسلام دیگه پیامبری نیومده؟

    اگه میخواید جواب بدید که دین کامل شده باید این سوال رو هم جواب بدید

    کی دین کامل رو می فهمه که ما ازش بپرسیم

    اینهمه سوال های دینی رو از کی باید پرسید؟

    اینهمه شبه رو کی جواب میده؟

    اگه میخواید بگید مراجع یا علما باز هم باید پرسید

    پس این همه اختلاف در اصول و فروع برای چیه؟

    قرائت های مختلف از دین برای چی اتفاق می افته؟

    در یه جمله حق با کیه؟


    تشکر



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shohreh نمایش پست
    سلام
    نمیدانم این تاپیک را در انجمن مناسب خود زده ام یانه
    تکراری ست یانه
    برای یکی از دوستانم سوالی پیش امده وما هر چه جواب به او دادبم قانع نشده
    هم اکنون خواهان پاسخ شما در جواب دوستمان هستم:


    چرا دیگه بعد از پیغمبر اسلام دیگه پیامبری نیومده؟

    اگه میخواید جواب بدید که دین کامل شده باید این سوال رو هم جواب بدید

    کی دین کامل رو می فهمه که ما ازش بپرسیم

    اینهمه سوال های دینی رو از کی باید پرسید؟

    اینهمه شبه رو کی جواب میده؟

    اگه میخواید بگید مراجع یا علما باز هم باید پرسید

    پس این همه اختلاف در اصول و فروع برای چیه؟

    قرائت های مختلف از دین برای چی اتفاق می افته؟

    در یه جمله حق با کیه؟


    تشکر
    بنام مقام متعال

    دوست عزیز ... این سوالات نشان از حرکت آگاهی رو به بالای شماست ... این سوالات در واقع سوالات روح از ذهن هستند .... ادامه بده و تا جواب هائی که قانعت نکردن از حرکت نایست ...

    جوینده خوبی خواهی شد
    برکت باشد
    ویرایش توسط پسرآزاد : ۱۳۸۸/۱۱/۲۸ در ساعت ۱۵:۵۷
    خداوندا دعا مي کنم که هر چه صلاح توست همان شود... ان شاء الله

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    وای یعنی شماها به وجود مقدس امام زمان (عج) اعتقاد ندارید؟؟؟؟
    پس حتما یه سری به امضای من بزنید اگر قانع نشدید من حرف شما رو قبول میکنم......
    الهی العفو...

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    خوب ما دوازده امام رو داریم
    یازده تا از اماما رو شهید کردند مانده امام دوازدهم
    ببینید وقتی یازده تا تیر برق رو میزنند چراغشو میشکنند خوب معلومه دوازدهمین رو هم میشکنند
    امام ما از نظر ها غایب هست اما زمین هیچ وقت بدون حجت نمیمونه کسانی که اومدندو رفتند همشون یه جورایی دستشون تو دست امام زمان بوده و هست

    فکر کردین همین ایران خودمون که بارها مورد توطئه دشمن قرار گرفته رو چه کسی محافظت کرده (طوفان شن) حادثه توفان طبس، معجزه بزرگ قرن بود امدادهای غیبی

    و از این اتفاقات نتیجه میگیریم که امام زمان همواره یاور مسلمانان جهان بوده و هست

    برای ظهورش
    صلوات

    اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم


  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    212
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    12
    گالری
    8



    چون که مردم دیگه عقلشون کامل شده و همه چیزو تشخیص میدن اگه ازش استفاده کنند
    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
    أغْنَی النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالی فی جوْفِهِ.

    بی نیازترین مردم حافظان قرآن هستند. همان كسانی
    كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جای داده است.

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط toraj نمایش پست
    چون که مردم دیگه عقلشون کامل شده و همه چیزو تشخیص میدن اگه ازش استفاده کنند
    بله عقلمون كامل شده كه الان تو دنيا در اين جايگاهيم.حق باشماست.
    اگر قرار بود عقل ما كامل بشه كه ديگه نه نياز به قرآن داشتيم و نه خدا چرا كه عقل جوابگوي همه چيز بود . . .

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    دوستان ممنونم از پاسخگوییتان
    اما قبلا کسی همچین پاسخ هایی را به سوال دوستمان داده
    ولی ایشان قانع نشدند
    اگر لطف کنید وجواب دیگری بدهید بسیار ممنون میشوم

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط shohreh نمایش پست
    سلام
    نمیدانم این تاپیک را در انجمن مناسب خود زده ام یانه
    تکراری ست یانه
    برای یکی از دوستانم سوالی پیش امده وما هر چه جواب به او دادبم قانع نشده
    هم اکنون خواهان پاسخ شما در جواب دوستمان هستم:


    چرا دیگه بعد از پیغمبر اسلام دیگه پیامبری نیومده؟

    تشکر
    در رابطه با تجدید نبوّت‏ها در دوران قبل از خاتمیت، علل متفاوتی ذکر گردیده است؛ از جمله این که:
    الف) پیش از عصر خاتمیت، بشریت به حدی از بلوغ فکری نرسیده بود که بتواند تمام برنامه تکاملی برای همه ادوار تاریخی را یک‏جا دریافت کند؛ لیکن در دوران خاتمیت بلوغ لازم در این رابطه حاصل گردید.

    ب ) در عصر قبل از خاتمیت، بشریت قادر به حفظ کامل کتاب آسمانی و مصون داشتن آن از تحریف نبوده است؛ ولی در دوران خاتمیت بشر چنین بلوغ و توانایی را یافته است. تاریخ کتاب‏های آسمانی، بهترین شاهد بر این مدعا است.
    دلایل دیگری نیز در این رابطه وجود دارد که با توجه به آنها به خوبی میتوان دریافت که تجدید نبوت پس از بعثت حضرت ختمی مرتبت، هیچ لزومی نداشته است؛ زیرا دین کامل با ابزارهای لازم جهت صیانت و بلوغ فکری آمد و زمینه برای پیدایش عالمان و مجتهدانی فراهم گردید تا در هر عصری بر تبیین و تفسیر دین و استنباط احکام آن توانا باشند. با چنین شرایطی نه تنها تجدید نبوت سودی نمیبخشد که چه بسا زیانبار و موجب اختلاف و پراکندگی بیشتر ارباب ادیان میشود.
    بنابراین ختم نبوت نشانه رشد و کمال و بلوغ فکری اجتماع بشری است.

    نتیجه ای که از خاتمیت اسلام حاصل میشود این که اسلام باید از همه ادیان گذشته کاملتر باشد، همه مصالح انسانها در آن رعایت شده باشد و نیز احکام آن به گونه تشریح شده باشد که پاسخگوی تمام نیازهای ثابت و متغیر و مادی و معنوی انسانها در طول دورانهای مختلف باشد - همانطوری که چنین نیز هست -در حدیثی از پیامبر اکرم می خوانیم: «ما من شیء یقربکم من الجنه و یباعدکم من النار الا وقد نهیتکم منه و امرتکم به؛ به تمام آنچه شما را به بهشت نزدیک میکند، دعوت کردم و شما را از تمام چیزهایی که از آتش دور م کند آگاه کرده و از انجام آن نهی نمودم». این حدیث شریف در اواخر عمر پیامبر (ص) از ایشان صادر شده است.
    حضرت علی (در ضمن خطبه‏ای در مذمت اختلاف در مبانی دین و تحمیل آراء شخصی به کامل بودن اسلام اشاره کرده و میفرماید: «ام انزل اللّه دینا ناقصا فاستعان بهم علی اتمامه - ام انزل اللّه سبحانه دینا تاما فقصر الرسول (ص) عن تبلیغه و ادائه؛ آیا خدا دینی ناقص فرو فرستاده و در تکمیل‏آن از آنان استمداد جسته است، و یا اینکه خداوند دین را کامل نازل کرده اما پیغمبر (ص) در تبلیغ و ادای آن کوتاهی ورزیده؟
    همچنین در آیه 3 سوره مائده به تمامیت و کامل بودن اسلام اشاره شد: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا؛ امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شماپذیرفتم» و در جای دیگر به این نکته اشاره شده که ما هیچ نکته را در قرآن فروگذار نکردیم و آنچه لازم بوده به شما ابلاغ شده است «مافرّطنا فی الکتاب من شیء».
    برای آگاهی بیشتر ر.ک: ختم نبوت، شهید مطهری


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط shohreh نمایش پست
    سلام
    نمیدانم این تاپیک را در انجمن مناسب خود زده ام یانه
    تکراری ست یانه
    برای یکی از دوستانم سوالی پیش امده وما هر چه جواب به او دادبم قانع نشده
    هم اکنون خواهان پاسخ شما در جواب دوستمان هستم:


    اینهمه سوال های دینی رو از کی باید پرسید؟

    اینهمه شبه رو کی جواب میده؟

    اگه میخواید بگید مراجع یا علما باز هم باید پرسید

    پس این همه اختلاف در اصول و فروع برای چیه؟

    قرائت های مختلف از دین برای چی اتفاق می افته؟

    در یه جمله حق با کیه؟

    تشکر

    پیش از پرداختن به اصل پاسخ، مقدمه اى را با شرح چند نکته ذکر مى کنیم: ۱٫ بى تردید اختلاف نظر در تمام رشته هاى علمى بین دانشمندان وجود دارد و این امرى طبیعى است; مثلا پزشکان گاهى براى تشخیص یک مرض، چندین نظر متفاوت را بیان مى کنند که حتى ممکن است معارض یکدیگر باشند و حتى پس از تشکیل شوراهاى پزشکى ممکن است به وحدت نظر نرسند. در علوم مختلف دینى، اعم از نظرى و عملى نیز اختلاف هایى بین علما وجود دارد که مسایل مختلف مربوط به احکام نیز از همین قبیل است.


    ۲٫ احکام شرعى از علوم اکتسابى اند که مجتهدان به روش عقلى و نقلى آنها را استنباط مى کنند. از این رو آنان نیز مانند دانشمندان دیگر علوم اکتسابى، با موانعى روبه رو هستند; پس چه بسا کسى از همه آنها عبور کند و به حکم واقعى خداوند برسد و شاید کسى هم نتواند از برخى موانع بگذرد، و حکم واقعى را نیابد و این مسأله موجب شود فتاواى متفاوتى از آنان صادر شود.


    ۳٫ اختلاف فتاواى فقها و مراجع تقلید از هواهاى نفسانى نشأت نمى گیرد; زیرا اگر مجتهدى از روى هواى نفس فتوا دهد، شرط اجتهاد (عدالت) از وى ساقط و تقلید از او باطل است. گویند: وقتى مسأله اى از علامه مجلسى درباره حکم چیزى که در چاه آب افتاده بود پرسیدند، فرمود: اوّل، چاه آب خانه خودم را پر کنید تا منفعت شخصى ام در بیان حکم خدا تأثیرنگذارد. او پس از این کار حکم مسأله را بیان کرد. از مراجع گذشته و حال نیز کسانى هستند که مرجعیّت و اجتهاد آنان مسلّم است امّا مدت هاست که حاضر به نوشتن رساله عملیّه نشده اند.


    ۴٫ علما و فقها در مباحث ضرورى دین و کلیات آن بلکه در بسیارى فروعات فقهى اختلافى ندارند و فقط فتاوایشان در پاره اى احکام شرعى به ویژه مسایل جدید مختلف است.


    ۵٫ اختلاف نظر در عصر پیشوایان معصوم(علیهم السلام) کم بوده است; زیرا سؤال هاى خود را از محضر امامان یا نمایندگان آنان مى پرسیدند و شیعیان آن عصر با حضور امام(علیه السلام) به خود اجازه فتوا را نمى دادند ولى در عصر غیبت چون تشرف به محضر امام معصوم(علیه السلام) آسان نیست، فقها چاره اى جز اجتهاد مصطلح ندارند و اختلاف نظر در چنین کارى امرى طبیعى است.


    با توجه به مطالب مذکور برخى اسباب تفاوت فتواها را شرح مى دهیم:


    الف) اختلاف نظر در راویان و ناقلان حکم شرعى: بررسى سند روایات و شناخت راویان در عصر حضور امام معصوم(علیه السلام) چندان ضرورت نداشته است; زیرا مردم خودشان مستقیماً از امام(علیه السلام) احکام را مى پرسیدند یا از کسانى سؤال مى کردند که مى دانستند امام(علیه السلام) با آنان ارتباط نزدیک دارد و تأییدشان مى کند امّا در عصر غیبت، به علت فراوانى ِ راویان و ناقلان حدیث، افراد سودجو و کذاب پول هاى کلانى ازحاکمان جور و عوامل آنهادریافت مى کردند تا حدیث هاى دروغین بسازند. از این رو مجتهدان باید این همه احادیث درست و نادرست را بررسى کنند; سپس فتوا بدهند و به عبارت دیگر، اوّل باید راویان راستگو و مطمئن را بشناسند; سپس سند و دلالت روایت را بررسى کنند و تحصیل چنین تبحّرى به آموختن علم رجال و درایه بستگى دارد; و چون این علوم، گسترده و دقیقند چه بسا مجتهدى بر اساس معیارهاى خود روایتى را صحیح یا راویى را راستگو و موثق بداند و مجتهد دیگر نظرى متفاوت با او داشته باشد.


    ب) اختلاف در ادراک معانى آیات و روایات: این تنوع و اختلاف به مواردى از قبیل کلمات، جملات، ترکیب ها، عام و خاص، اطلاق و تقیید و… مربوط است. مثلا قرآن کریم مى فرماید: ( … فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً)[۱] «اگر آب براى وضو نیافتید بر روى زمین تیمم کنید».
    برخى مى گویند کلمه «صعید» به معناى «خاک» است و برخى دیگر آن را به معناى «مطلق زمین» و آنچه پوسته زمین را تشکیل مى دهد، مى دانند; از این رو هر مجتهدى بر اساس معنایى که از این آیه شریفه فهمیده است فتوا مى دهد.


    ج) اختلاف ممکن است در موضوعات و مصادیق باشد نه در خود حکم شرعى; براى نمونه در روایات بیان شده است: اگر در لباس نمازگذار به اندازه کمتر از درهم خون باشد نماز را باطل نمى کند. (حکم شرعى مشخص است) اما نظرها درباره اندازه درهم مختلف است، عده اى آن را به اندازه گودى کف دست مى دانند، برخى مى گویند: آن، به اندازه بند انگشت شست است و به باور کسانى دیگر، مساحت آن به اندازه بند انگشست میانه یا کنارى است و چون این سکّه الان وجود ندارد، اختلاف مذکور باقى است.


    د) اختلاف نظرى که حاصل محدودیت امامان توسط حکام (مثل تقیه) مى باشد:
    از آنجا که حکومت و قدرت در دست دشمنان امامان(علیهم السلام) بوده است آن بزرگواران براى حفظ جان مؤمنان و شیعیان و خودشان نتوانسته اند حکم شرعى واقعى را بیان کنند بلکه برخى احکام را از باب تقیّه مطابق با آنچه دستگاه حکومتى قبول داشت به مردم مى گفتند; بنابراین یک مجتهد با تحمل رنج هاى فراوان در طریق استنباط از آیات و روایات مى کوشد تا فهم دقیقى بیابد و طبیعى است که در مواردى، فتواهاى فقها با هم مختلف باشد.


    [۱].سوره مائده، (۵) آیه ۶٫


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    ضمنا در اختلاف آراء مراجع باید به این نکته هم توجه کنید :
    کسی که در راه به دست آوردن مسائل دینی و فقهی تلاش کند ( از راهی که مشخص شده است و طبق اصول حرکت کند) اگر آنچه به دست آورد کاملا درست و مطابق با واقع باشد خداوند متعال به او و کسانی که از او تقلیید می کنند دو اجر و پاداش می دهد و اگر اشتباه مطلبی را به دست آورد و حکمی را داد خداوند به آن ها یک پاداش می دهد ( به دلیل تلاش و کوششی که کرده.) ( مجازاتی در کار نیست.)



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود