جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعریف اخلاق بدون دین

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعریف اخلاق بدون دین






    اصول اخلاقی از دید برخی مردم به دین ربط داده شده و گفته میشه که بدون دین اخلاق امکان توجیه نداره. اینجا مساله ای که مطرح هست اینه که اخلاق یعنی چی؟ بطور کلی اخلاق رو می تونیم به یک سری اصول اولیه تعریف کنیم که در نهایت برای حفظ بقای اجتماعی بوجود میاد. مسلما اگر دینی یک سری اصول داشته باشه که بقای اجتماعی رو تضمین نکنه، بعید بنظر میاد که دین موفقی باشه و شاید زود ریشه کن شه. البته در بعضی دینها هدف حفظ بقای اجتماعی طرفداران دین هست و بنابراین در تعامل با افراد خارج دین شاید اصول اخلاقی رعایت نشه.
    انسان بطور کلی دنبال حفظ بقای اجتماعی هست چراکه در اجتماع زندگی میکنه و میشه فهمید که اگر یک اجتماع حفظ بشه بقای فردی اکثریت هم به احتمال بالایی حفظ میشه. پس بطور منطقی این موجود اجتماعی برای حفظ بقای فردیش به حفظ بقای اجتماعش هم نیاز داره. برای حفظ بقای اجتماع باید اعضای اکثریت اجتماع رو از خود کمتر ندونیم و بنابراین اگر دوست نداریم کاری بر علیه ما یا نزدیکانمون انجام بشه برای افرادی هم که در شرایط و موقعیت ما هستند نباید چنین چیزی رو دوست داشته باشیم. این میشه برابری و عدالت که یک اصل بزرگ و مادر در اخلاق هست. با این عدالت خیلی از اصلهای دیگر رو هم میشه تعریف کرد و عملا اگر کسی به عدالت برسه خیلی مواردی که به عنوان اصول اخلاقی ازشون یاد میشه رو کشف می کنه و در زندگی هم شاید راحتتر به تشخیص و قضاوت بپردازه. البته استثناها رو در اینجا در نظر نگرفتیم برای نمونه ممکنه یک شخص اصلا به زندگی اجتماعی علاقه نداشته باشه و اونوقت تنها زندگی فردی براش مهم بوده و برای حفظ اون عدالت رو هم رعایت نکنه. البته گاهی هم فرد زندگی اجتماعی براش مهمه ولی زمانی که نوبت پیاده سازی برابری و عدالت روی خودش میشه، فردگرایی و حفظ بقای خودش رو مهمتر بدونه. این نکته ی دوم میتونه خیلی مهم باشه و شاید برای جلوگیری از چنین مشکلی در بعد روانی القای این آموزشهای اخلاقی به عنوان یک راه الهی باشه تا فرد بخاطر ترس از مجازات الهی، زندگی اجتماعی کل رو کمتر به خطر بندازه و یا در بعد عملی بکار گیری از نیروی زور و تهدید باشه تا فرد بفهمه که درصورت ترجیح موضوعی فردی بر موضوعی اجتماعی امکان مجازات شدن به نحوی که زندگی فردیش آسیب بیشتری ببینه هست. این موضوع اخلاق تبصره ها و حالتهای متفاوتی میتونه داشته باشه و شاید خیلی روش بشه بحث کرد ولی بطور کلی و خلاصه یافتن اصول اخلاقی با فکر و منطق بشری قابل دسترس هست و اگر هم زمانی دیدیم یک دین یک سری اصول اخلاقی ارایه داده که تحت هیچ شرایطی با منطق بدست نمیاد، اونوقت یا ما در تجزیه تحلیلمون درست پیش نرفتیم و یا اینکه دین اشتباه کرده و این اصولش واقعا اخلاقی نیستند. نکته ی جالب اینه که شاید بشه گفت اصول اخلاقی مطلق نیستند و اگر بعضی شرایط تغییر کنه این اصول هم میتونند کاملا تغییر پیدا کنند.
    بنابراین راه بدست آوردن اصلهای اخلاقی این هست که با توجه به شرایط بررسی بشه چه کاری نتیجش حفظ بقای اجتماعی هست (تا خودش موجب حفظ بقای فردی اکثریت بشه)، در حالت ساده تر هم میشه اصول اخلاقی را با کمک حفظ عدالت و برابری پیش برد چراکه بنظر میاد در بسیاری از موارد عدالت تضمین کننده ی بقای اجتماعی هست و میشه ازش به عنوان اصل اخلاقی مادر برای بدست آوردن بسیاری از اصلهای دیگه کمک گرفت.



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    593
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق و دين

    اخلاق و دین از ابتدای زندگی آدمی همواره از موضوعاتی بوده ­اند که نقش هدایتگری در رفتارهای وی داشته و از این جهت پیوسته در زندگی انسانی نقش تاثیرگذاری را ایفا نموده ­اند. در رابطه تاریخی این دو تردیدی نیست و در هر دینی بخش قابل توجهی از متون، توصیه­ ها و توجهات آن دین را مسائل و موضوعات اخلاقی تشکیل داده است. از این نظر و از منظری درون دینی اخلاق بخش جدایی ناپذیری از ادیان مختلف به حساب می­آید. پس از شکل­ گیری تفکر فلسفی در بشر این دو موضوع مسائل متعددی را در مباحث فلسفی پدید آوردند. دیر زمانی است که موضوع رابطه این دو اندیشه بسیاری از متفکران این دو حوزه را به خود جلب کرده و دیدگاه­ های متفاوتی را نیز پدید آورده است.
    در جهان اسلام این مسئله از نخستین و مهمترین مباحث کلامی­ای بود که مطرح شد. وجود دیدگاه­ های مختلف در این حوزه از مباحث کلامی موجب پیدایش مبانی اخلاقی مختلقی نیز خواهد شد. اشاعره با تفسیر خاصی که از توحید و قدرت خداوند داشتند به انکار حسن و قبح ذاتی افعال روی آورند و در مقابل معتزله معتقد بودند که اگر حسن و قبح ذاتی افعال را انکار کنیم اصل عدالت خداوند ارزش و اهمیت خود را از دست می­دهد.[1] در غرب نیز فیلسوفانی نظیر سقراط و ارسطو که در اخلاق عینی­ گرا بودند و ارزش­های اخلاقی را اموری عینی می­دانستند که عقل عهده ­دار کشف آن­هاست و نه وضع و تقنیین در این باره، اخلاق را مستقل از دین به حساب می­آوردند. لیکن پس از ظهور مسیحیت برخی از متکلمین مسیحی نظیر آگوستین، آنسلم و آبلارد از اخلاق مبتنی بر دین دفاع کردند.[2] البته بعدا آکوئیناس که از متنقذترین متکلمین مسیحی است با پذیرش حقوق طبیعی بر استقلال اخلاق از دین تاکید داشت. وی تلاش می­کرد تا نظام اخلاقی یونانی را با اخلاق مسیحیت تطبیق دهد.[3]
    در خصوص رابطه دين و اخلاق به طور كلي سه ديدگاه وجود دارد:‌ برخي قايل به تباين دين و اخلاقند، به اين معنا كه اين دو هيچ ارتباط منطقي و هيچ حوزه و قلمرو مشتركي ندارند. عده­اي نيز به اتحاد دين و اخلاق باور دارند كه طرفداران اين ديدگاه معتقدند اخلاق همان دين است و بدون دين نمي­توان از اخلاق سخن گفت. ديدگاه رايج در اين باره قايل به تعامل دين و اخلاق است.
    میان اخلاق و دین می­تواند مناسبات مختلفی برقرار باشد که عمده ترین آن­ها عبارتند از:[4]‌
    1- نیازمندی وجود شناختی اخلاق به دین: برخی از دیندارن گمان می­کنند که دین هیچ نوع وابستگی به اخلاق ندارد و در واقع این اخلاق است که کاملا به دین وابسته است. از نظر آنان وابستگی دین به اخلاق موجب محدودیت خداوند است که از نظر دینی به شدت مورد انکار قرار می­گیرد. در این صورت باید امر الهی را مرجع نهایی اخلاق دانست تا اقتدار مطلق خداوند محفوظ ماند. این دیدگاه تقریر­های مختلفی دارد که یکی از آن­ها که به نظریه امر الهی شناخته شده است. طرفداران نظریه امر الهی تعیین خوبی و بدی افعال و صفات را تنها به خواست و اراده خداوند نسبت می دهند. این دیدگاه مورد نقد عدليه قرار گرفته است و از نظر آنان پیامدهای بسیاری را به همراه دارد که نمی­توان آن را پذیرفت.
    2- نیازمندی معرفت شناختی اخلاق به دین: این نوع نیازمندی بیانگر این است که اخلاق در مقام کشف ارزش­های اخلاقی به دین نیازمند است. برخی از عدلیه که بر این باورند که به لحاظ وجودشناختی افعال و صفات به خودی خود و فی حد ذاته واجد خوبی و بدی بوده و حجیت آن­ها نیز ذاتی است و از این جهت اخلاق به لحاظ وجود شناختی وابستگی­ ای به دین ندارد، اما به لحاظ معرفت شناختی برای شناخت دست کم بخش کثیری از ارزش­های اخلاقی نیازمند به شریعت و دین هستیم. بر طبق این نظر که مورد ادعای غالب علمای شیعه است حسن و قبح افعال ذاتی است اما شناخت آنها عقلی و نقلی است. عقلی و نقلی بودن ارزش ها به این معناست که می­توان از طریق عقل، کلی ترین و اصلی­ترین ارزش­ها را شناخت در حالی که ارزش­های فرعی با توجه به فرامین الهی قابل شناخت­ اند. این گروه معتقدند که عقل و تجربه و روش های حسی، عقلی و تجربی در کشف همه خوبی ها و بدی­ها دچار نارسایی­های است که در بسیاری از موارد نیازمند یاری عامل متعالی­تری به نام دین می­باشد.

    3- نیازمندی روانشناختی اخلاق به دین: گروهی بر این باورند که داوری­های اخلاقی به خودی خود برانگیزاننده و محرک آدمی در جهت انجام فعل اخلاقی نیستند. مطابق این دیدگاه انگیزه لازم برای انجام عمل اخلاقی تنها از طریق باورهای دینی تامین می شود. از سویی دیگر افرادی نیز مخالف این دیدگاه بوده و معتقدند انگیزه دینی اساسا انگیزه­ای اخلاقی نیست. امانوئل کانت از جمله فیلسوفان اخلاقی است که مخالف وابستگی روانشناختی اخلاق به دین است. وی اساس اخلاق را نه در طبیعت انسان و نه در فرامین الهی، بلکه در عقل عملی مطلق و کلی می­جوید و فعلی از نظر او باارزش است که برای رعایت قانون اخلاقی انجام شود.[5] وی مدعی است که برای آنکه قانون اخلاقی کلی و ضروری باشد باید از انواع غایات، سود طلبی­ها، عواطف، احساسات و لذت طلبی­ ها مستقل باشد.
    باید خاطر نشان ساخت که انسان­ها به لحاظ روحی و روانی و سعه وجودی در یک سطح قرار ندارند. برخی از چنان روح حقیقت طلبی­ ای برخوردارند که صرف شناخت حق، میل و انگیزه عمل در آن­ها را نیز ایجاد می­کند اما از آن جا که خیل عظیمی از انسان­ها و یا حتی می­توان گفت اغلب انسان­ها علاوه بر شناخت حق بودن عملی، نیازمند آگاهی از فواید عمل بوده و نگاهی مصلحت جویانه و منفعت طلبانه نیز دارند، نیازمندی روانشناختی اخلاق به دین معنای مقبولی می­یابد. از سوی دیگر مردم اغلب از لحاظ اخلاقی ضعف دارند به این معنا که کاری را که می­دانند به لحاظ اخلاقی خوب است انجام نمی­دهند و کار بد را که نمی­خواهند مرتکب می شوند.[6] در این جاست که دین و باورهای دینی از هر دو جهت به کمک اخلاق می­آیند.
    4- وابستگی عقلانیت اخلاق به دین: مقصود از وابستگی عقلانیت اخلاق به دین این است که بدون پذیرش دین و اعتقادات دینی اخلاقی بودن کار نامعقولی است. بدون دین چه دلیلی بر خوب بودن وجود دارد و چرا باید کار خوب کرد؟ مدعیان وابستگی عقلانیت اخلاق به دین در حقیقت معتقدند که کارهای اخلاقی باید قابل توجیه عقلانی باشند و بدون اتکا به دین و اعتقادات دینی در باب زندگی پس از مرگ و پاداش و جزای اخروی نمی­توان توجیه عقلانی درستی برای اخلاقی بودن به دست داد. در عین حال برخی معتقدند که بدون نیاز به دین و آموزه­های دینی نیز می­توان از داشتن نظامِ اخلاقی معقول سخن گفت. در این صورت پایبندی و التزام به دین شرط ضروری برخورداری از دیدگاهی اخلاقی نمی باشد و می­توان از اخلاق سکولار نیز توجیه معقولی به دست داد. ریشه این مسئله را باید در استقلال اخلاق از دین در تعریف مفاهیم خود جستجو کرد.[7] بسیاری معتقدند که می­توان مفاهیم اخلاقی خوب، بد، باید، نباید و ... را بدون نیاز به مفاهیم دینی تعریف و تحلیل کرد که در این صورت نیازی نیست تا خوب را به آنجه خداوند به آن فرمان می­دهد و بد را به آن چه خداوند از آن نهی کرده است تعریف کرد.[8] همین مسئله مبنایی در بنای اخلاق بر اساس و پایه عقل گردیده است که در بسیاری از موارد از نسبیت اخلاقی نیز رهایی می­یابد. این رویکرد به اخلاق در طول تاریخ، مکاتب اخلاقی عقلانی متعددی را نیز پدید آورده است.
    5- نیازمندی غایت شناختی اخلاق به دین: یکی از اموری که در ارزش­گذاری افعال اخلاقی نقش مهم و تعیین کننده­ ای دارد داشتن غایت و هدف اخلاقی ارزشمند است. هواداران اخلاق دینی معتقدند که هر چند می­توان برای حیات فردی اهدافی را تعقیب کرد، اما بدون فرض خدا و دین نمی­توانیم از غایتی جامع و فراگیر سخن گفت. بر طبق این دیدگاه دین در تعیین هدف ارزش­های اخلاقی نقش اساسی دارد و در این زمینه می­تواند خدمت ارزنده ای به اخلاق کند به طوری که اگر آموزه های دینی نباشند ارزش های اخلاقی غایت غالب و فراگیر نخواهند داشت. در غیر این صورت گرچه می­توان اهداف انسانی مثل خدمت به دیگران را هدف و غایت اخلاقی قرار گیرد اما این غایت متناسب با انسانی که از روحی جاودان و ماندگار برخوردار است و مخلوق خداوند بوده و همواره در محضر اوست نمی­باشد.
    6- اخلاق و خداشناسی: در این بخش به وابستگی های دین به اخلاق پرداخته شده است که از جمله مسائل مطرح در این باره وابستگی دین به اخلاق در خداشناسی است. یکی از معروفترین دلایلی که متکلمین اسلامی بر ضرورت خداشناسی اقامه می کنند، دلیلی اخلاقی است که عبارت است از حکم اخلاقی عقل به وجوب شکر منعم. امروزه در کتب فلسفی دین از برهان اخلاقی به عنوان یکی از براهین خداشناسی یاد می­شود.[9]


    [1] . الجرجانی، السید الشریف، شرح المواقف، قم، بی تا، ج8 ص185- 188 سبحانی، حعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، لجنه اداره الحوزه العلمیه 1370ج 2 ، ص 278-279.

    [2] . السدایر، مکین تایر، تاریخچه فلسفه اخلاق، ترجمه انشاءالله رحمتی، انتشارات حکمت، تهران: 1379ص221-241.

    [3] . See: Robert P. George, Natural Law, A companion to philosophy of religion, ed. Philip L. quien,1997, pp.460-465 & Tomas Aquinas, Ethics and natural law, in the philosophy of religion, ed. Michal Peterson and others, Oxford,1996, PP. 545-547.


    [4] . فنایی، ابوالقاسم، دین در ترازوی اخلاق، تهران موسسه فرهنگی صراط، 384، فصل سوم و چهارم و صادقی، هادی، درآمدی بر کلام جدید، قم: نشر معارف، فصل دین و اخلاق

    [5]. امانوئل کانت، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ترجمه حمید عنایت و علی قیصری، تهران: خوارزمی، 1369، ص 42.

    [6] . دیوید مک ناوتن، بصیرت اخلاقی، ترجمه محمود فتحعلی، ص 191-213.

    [7] . در این باره سه دیدگاه شهودگرایانه، غیرشناختی و تعریف گرایانه وجود دارد که برای مطالعه بیشتر ر. ک: ویلیام کی فرانکنا، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، ص201-242.

    [8] . تنها قائلین به نظریه امر الهی تعریف مفاهیم اخلاقی را به امر و نهی خداوند ارجاع می­دهند.

    [9] . مصباح يزدي،‌ محمد تقي، فلسفه اخلاق، تحقيق و نگارش احمد حسين شريفي، تهران، نشر بين الملل، 1381.
    ویرایش توسط *صافات* : ۱۳۹۱/۰۶/۱۶ در ساعت ۱۹:۵۹
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...1235724085.gif


    خوشبختي يعني اينكه خداوند آنقدر عزيزت كند كه مايه آرامش ديگري شوي


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق خوب و واقعی بدون دین الهی ممکن نیست

    کاملترین دین اسلام و کاملترین اخلاق اسلامی در فرد مومن مسامان است

  6. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود