جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظر قرآن در مورد زرتشت چیست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    85
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نظر قرآن در مورد زرتشت چیست ؟




    زرتشت در قرآن :
    جواب در سه محور سامان مي‏يابد:
    يكم: به رغم اين كه درباره دين زرتشت اختلاف وجود دارد كه از اديان الهي است يا نه، در منابع اسلامي تأكيد شده است كه دين زرتشت يكي از اديان الهي بوده و زرتشتيان از اهل كتاب هستند.(1) قرآن به اصالت مذهبي زرتشتيان تصريح مي‏كند. (2) و پيروان اين دين را به عنوان صاحب كتاب به رسميت مي‏شناسد.
    بر همين اساس در فقه اسلامي زرتشتيان در كنار يهوديان و مسيحيان قرار گرفته‏اند. در سيره و سنت پيامبر اسلام و ائمه(ع) نيز رهنمودهايي درباره برخورد با زرتشتيان وجود دارد كه بيانگر اهل كتاب بودن آنها است. ابن عباس مي‏گويد: پيامبر اسلام دستور داد از زرتشتيان مقيم يمن جزيه بگيرند. زرتشتيان جزيه دادند و بر آيين خود باقي ماندند.(3)
    يكي از فرمود: مجوسيان چون داراي كتاب آسماني بودند، مانند اهل كتاب جزيه مي‏دادند". (4)
    اسلام شناسان و فقيهان نيز از آنان به عنوان اهل كتاب ياد كرده و تصريح نموده‏اند كه هم براي آنان دين بوده و هم كتاب داشته‏اند.(5)
    دوم: از برخي متون و منابع ديني استفاده مي‏شود كه براي زرتشتيان كتاب آسمان نيز بوده است. در روايتي از امام علي(ع) آمده است كه براي مجوسيان كتاب وجود دارد.(6)
    مرحوم شيخ طوسي تصريح مي‏كند كه براي زرتشتيان كتاب آسماني وجود دارد.(7) مرحوم علامه طباطبايي عقيده دارد: زرتشتيان داراي كتاب آسماني و پيامبر بوده، بر اين اساس دين زرتشت پذيرفته شده است.
    سوم: درخصوص عدم ذكر دين زرتشت در قرآن بايد گفت: عدم ذكر برخي اسامي و اديان در قرآن بدان معنا نيست كه پيامبران و اديان ديگر وجود ندارد.
    در برخي روايات تصريح شده است كه تعداد پيامبران 124 هزار بوده(8) و برخي ديگر هشت هزار بيان نموده‏اند. (9)
    بيان اسامي همه پيامبران با اهداف قرآن كه بيان مسائل مهم و كليات معارف است، همسويي ندارد. از سوي ديگر در برخي آيات به برخي از اسامي پيامبران و اسامي كتاب‏هاي آنان تصريح شده است.(10)
    در برخي آيات به طور كلي از پيامبران سخن به ميان آمده است(11) و در برخي ديگر از بعضي پيامبران با اشاره سخن گفته شده است.(12) بيان سرگذشت پيامبران با شيوه‏هاي مذكور كفايت مي‏كند.
    در قرآن آمده است: "و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك منهم من لم نقصص؛(13) پيش از تو، رسولاني فرستاديم. سرگذشت گروهي از آنان را براي تو بازگو كرديم و گروهي را براي تو بازگو نكرده‏ايم".
    "از اين آيه استفاده مي‏شود كه نام گروهي از انبيا و رسولان الهي در قرآن مجيد نيامده، و عدد آنها بيش از آن است كه در قرآن ذكر شده است".(14)
    پي‏نوشت‏ها:
    1. عبدالله مبلغي، تاريخ اديان و مذاهب در جهان، ص 365 به بعد.
    2. حج (22) آيه 17؛ الميزان، ج 4، ص 358.
    3. مروج الذهب، ج 1، ص 225.
    4. وسائل الشيعه، ج 11، ص 96.
    5. الخلاف، ج 2، ص 199.
    6. وسائل الشيعه، ج 11، ص 98.
    7. المبسوط، ج 4، ص 210.
    8. بحارالانوار، ج 11، ص 30.
    9. تفسير نور الثقلين، ج 4، ص 537، به نقل از پيام قرآن، ج 7، ص 360.
    10. انعام (6) آيه 83 - 86.
    11. پيام قرآن، ج 7، ص 357.
    12. بقره (2) آيه 247، يوسف (12) آيه 60.
    13. مؤمن (40) آيه 78.
    14. ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 7، ص 356.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام!
    ممنون از مطلبی که قرار دادید!

    آیا زرتشت معجزه هم داشت؟
    اگر معجزه داشت، معجزه اش چه بود؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hossein251 نمایش پست
    سلام!
    ممنون از مطلبی که قرار دادید!

    آیا زرتشت معجزه هم داشت؟
    اگر معجزه داشت، معجزه اش چه بود؟

    با سلام و عرض ادب

    با تشكر از مطالب جناب مطهر گرامي ، همچنانكه ايشان نيز بيان فرمودند دين زرتشت جزو اديان الاهي است ، اگر زرتشت پيامري داشته است همچنان كه برخي از بزرگان بر اين باورند ؛ هر پيامبري معجزه اي دارد چرا كه هيچ پيامبري بدون معجزه نبوده است ، لذا در نتيجه پيامبر زرتشت نيز قاعدتا بايد معجزاتي داشته باشد .

    برخي معجزات را به پيامبر زرتشت نسبت مي دهند كه از صحت و يا سقم آن ها بي خبريم چون طبق آنچه تحقيق كرديم روايات معتبري در اين باب نيافتيم ، به برخي از معجزاتي كه براي زرتشت نسبت داده اند اشاره مي كنيم :

    پیامبر بزرگ ایرانیان، زرتشت نام دارد. او نیز مانند تمام پیامبران الهی اعجازهایی داشت که همه را به حیرت وامیداشت. او نیز مانند حضرت عیسی مسیح از زمان به دنیا آمدنش معجزه داشت.

    اولین معجزه ی وی وقتی بود که او هنوز تبدیل به انسان نشده بود.
    گوهر تن او از طریق باد و از سوی باد به ابر و از ابر بارید و گیاهانی رویید، در منطقه ای که هیچگاه گیاهی نمیروید و همه ی گیاهان خشک و پژمرده اند. تا اینکه این گیاهان توسط 6 گاو پوروشسب خورده شد و در میان این 6 گاو 2 گاو بودند که هنوز نزاییده بودند. بر همگان آشکار است گاوی که نزاییده نمیتواند شیر دهد همچون زنی که نزاییده. ولی این دو گاو نزاییده پس از خوردن این گیاهان شیر دادند و این دومین معجزه ی این پیامبر بود. شاید بپرسید معجزه ی اول ایشان چه زمانی رخ داد. معجزه ی اول ایشان زمانی بود که گیاهانی در مکانی خشک و بایر رویانیده شد.

    معجزه دیگر وی زمانی اتفاق افتاد که دیوان خواستند برای نابودی گوهر تن زرتشت به ستونی که به آن دیگی آویزان بود و به دیگی که در آن شیر وجود داشت و شیری که در آن گوهر تن زرتشت وجود داشت حمله ور شوند. آنها توانستند همه جا را نابود کنند ولی هنگامی که قصد نابودی ستون و دیگ و شیر را کردند، آنها بازداشته شدند و تلاش هایشان بی نتیجه ماند.
    خیلی ها بر این عقیده اند که اینان شامل معجزات زرتشت نمیشود و معجزات وی از زمان بدو تولد ایشان محسوب میشود. بر همین گفته بسیاری از راویان و تاریخ شناسان اولین معجزه ی او را زمانی میدانند که او متولد شد. او بر خلاف تمام نوزادان تازه متولد شده خندان به دنیا آمد. در آن زمان شاهی بود به نام دوراسرون که سرکرده جادوان بود و دشمن زرتشت. او بر بالین زرتشت شیرخواره حاضر شد و به قصد کشتن وی تیغ برکشید ولی به فرمان خدا دست آن خبیث سنگ خشک شد. این دومین معجزه ی ایشان بود. جادوان در تلاشی دیگر، زرتشت را ربودند و به صحرا بردند و در کوهی از هیزم لورا انداختند و آن هیزم ها را آتش زدند ولی آتش سرد شد و او آسیبی ندید. این سومین معجزه ی زرتشت بود.باز هم جادوان زرتشت را ربودند واین باز بر سر راه گله ی گاوها انداختند و بار دیگر زیرسم ستوران، که در هر دو بارز به لطف ایزد نجات پیدا کرد و آسیبی ندید. این چهارمین و پنجمین معجزه ی وی بود.در کوشش نافرجام دیگری او را ربوده در لانه ی گرگ که بچه هایش را کشته بودند انداختند که گرگ او را بدرد ولی به خاطر مهر اهورایی صدمه ای ندید حتی دو میش از کوهسار نزد وی آمدند و به او شیر دادند تا گرسنه نماند و ان هم ششمین معجزه ی ایشان.

    «همچنانكه قبلا نيز عرض كردم صححت اين مطالب اثبات نشده است»

    براي مطالعه بيشتر در اين رابطه به كتب ذيل مراجعه بفرماييد:

    تاریخ ادیان جان ناس ، ترجمه علی اصغر حکمت ص 304 و 303 .
    تاریخ ادیان و مذاهب جهان ، مبلغی آبادانی ج 1 ص 333 .


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۸/۱۱ در ساعت ۲۰:۳۹

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    12
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باتشکر از مطالبی که مطهرعزیز ارائه فرمودندهمچنین با تشکر از کارشناس محترم. سؤال بنده این است که حتی درصورت اثبات الهی بودن دین زرتشت و یا مسجل شدن معجزات ایشان چه تأثیری در عقاید اسلامی ماایجاد می شود؟ نهایتا این است که ما می خواهیم تأیید اسلام را برای زرتشت بگیریم (که چه بشود؟)

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خندیدن زرتشتیان یا مغان ؟




    سلام دوستان
    شما چند مقدمه رو فراموش کردید :

    در روایات ما لفظ مجوس آمده نه زرتشتیان این دو دوبار معنای متفاوت دارند .
    1. استفاده از لفظ زرتشت سابقه طولانی ندارد بلکه قدمت آن به حدود 400 تا 500 سال بر می گردد و حتی به قول رضا مرادی غیاث آبادی و پرویز رجبی (منبع:سایت دکتر غیاث آبادی) خود را به دین می نامیدند
    و منظور از مغان افرادی که که در آن دوره نزدیک به اسلام پیرو آیین متداول در ایران ساسانی بوده اند

    2. مجوس لفظی عربی است که از مغ گرفته شده است به روحانی این آیین مغ پد گفته می شد که موبد شده بعد در زبان یونانی مگوس شده و در برگردان آن به عربی مجوس تلفظ می شود
    در قرآن و روایات منظور ازمجوس گروهی است که عقاید آنان تشکیل شده از نواقصی که منتسب به شخصی به نام زرتشت و عقاید مغان می باشد و اسلام به ترکیب این دو با هم اهل کتاب و یا ملحق به اهل کتاب می گوید
    با عرض پوزش از اینکه مبهم بود


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alimohammadka نمایش پست
    سلام دوستان
    شما چند مقدمه رو فراموش کردید :

    در روایات ما لفظ مجوس آمده نه زرتشتیان این دو دوبار معنای متفاوت دارند .
    1. استفاده از لفظ زرتشت سابقه طولانی ندارد بلکه قدمت آن به حدود 400 تا 500 سال بر می گردد و حتی به قول رضا مرادی غیاث آبادی و پرویز رجبی (منبع:سایت دکتر غیاث آبادی) خود را به دین می نامیدند
    و منظور از مغان افرادی که که در آن دوره نزدیک به اسلام پیرو آیین متداول در ایران ساسانی بوده اند

    2. مجوس لفظی عربی است که از مغ گرفته شده است به روحانی این آیین مغ پد گفته می شد که موبد شده بعد در زبان یونانی مگوس شده و در برگردان آن به عربی مجوس تلفظ می شود
    در قرآن و روایات منظور ازمجوس گروهی است که عقاید آنان تشکیل شده از نواقصی که منتسب به شخصی به نام زرتشت و عقاید مغان می باشد و اسلام به ترکیب این دو با هم اهل کتاب و یا ملحق به اهل کتاب می گوید
    با عرض پوزش از اینکه مبهم بود
    :motehayer::gig:
    با سلام و عرض ادب

    با تشكر از توضيحات هر چند بسيار كوتاه و ملخص ، در مورد اين كه مجوسيان چه كساني هستند نظرياتي وجود دارد. دينوري متوفي 283 ق. زرتشت را پيامبر مجوس مي‌داند (دينوري، 49). ياقوت زرتشت را پيغمبر مجوس و از شهر شيز ذكر كرده است (3/283). صاحب تبصره العوام هم زرتشت را پيامبر مجوس مي‌داند. وي مذاهب ديصاني، مزدكي و مرقونيه را نيز مجوسي خوانده است (14 ـ 20). بيهقي در تاريخ بيهق، نظامي در كتاب هفت پيكر هم مجوسي و زرتشتي را يكي دانسته‌اند (معين، 2/283).

    شيخ صدوق (د 381) نيز پيامبر مجوس را زرتشت دانسته است (1/110). از نويسندگان معاصر پورداوود ذكر مي‌كند منظور از مجوس همه پيروان دين مزديسنا يا زرتشتيان بودند (2/126). علامه طباطبايي در تفسير الميزان مراد از مجوس را زرتشتيان دانسته‌ كه كتاب مقدسشان اوستاست (14/358).

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    تشريح مطالب دوست بزرگوار جناب
    alimohammadka

    تفاوت مجوس (مغ) با زرتشتی


    منظور از مجوس (مغوس= مغ) پیروان آیین مهر یا میترا است که دین اقوام آریایی بوده و قدمت آن به پیش از زرتشت بازمی‌گردد. این نکته متاسفانه توسط کسانی که آشنایی کافی با این دو آیین نداشته اند معمولا مخلوط و مشتبه گردیده است. دکتر هاشم رضی مترجم وندیداد (اوستا) نوشته‌است: «آنچه که دَرَش، گمانی نیست، زرتشت در شرق ایران، - شمال‌شرقی- زاده شد و دین خود را ارایه کرد. جائی که زرتشت دین آورد، دین میترایی مورد ایمان و علاقهٔ مردم بود... میترائیسم یا مهرپرستی نام دین باستانی اقوام آریایی است که بنا بر اندیشه‌های زروانیسم خود هم نور و هم ظلمت را از قوای طبیعت و لازمه هستی می‌دانستند و بروز طبایع ایزد و اهریمن را در انسانها زاده جبر شرایط محیطی دانسته از این رو تلاش برای در ستیز انگاشتن این دو را همواره بسوی صلح سوق می‌دادند. اگر مجوس را تغییر شکل یافته کلمه مغ بدانیم، این کلمه سابقه بسیار طولانی دارد.

    در اوستا این کلمه یکبار به صورت موغو
    Moghu که همان مغ فارسی است[۳] آمده اما کلمات دیگری که از این ریشه‌است مکرراً در خود گاتها به کار رفته‌است از جمله کلمه مگ که در یسنای ۲۹، قطعه ۱۱ و ۱۶ و یسنای ۵۳، قطعه ۵۳ آمده‌است (پورداود). لفظ موغو در یسنای ۶۵ قطعه ۷ در جزو کلمه موغوتبیش Maghu – Tbish به معنی مغ آزار آمده‌است:

    آب از آن کسی که از میان ما بداندیش است مباد، آب از آن کسی که از ما بد گفتار است مباد، آب از آن کسی که از ما بدکردار است مباد، نه از آن بد دین، نه از آن دوست آزار، نه از آن مغ آزار، نه از آن هم برزن (همسایه) آزار، نه از آن خانواده آزار… (پورداود، ۲/۹۱). در تورات هم در کتاب ارمیا باب ۳۹، جمله ۳ چنین آمده: نبوکد نصر پادشاه بابل با تمامی لشکر خود به اورشلیم آمده و شهر را محاصره کرد، همراه او و از سروران وی یکی نَرجَل شر اَصَر رئیس مجوسان بود (کتاب مقدس، ۱۱۶۰). و در جمله ۱۳ همان باب گوید: ارمیا را نکشتند و چند تن از جمله رئیس مجوسان ]مغان؟[ را با او فرستادند. در قاموس کتاب مقدس ذیل کلمه مجوس آمده‌است: ایشان علما و دانشمندان قوم فارس بوده فلسفه و هیئت و علوم ریاضی را که در آن زمان معروف بود تعلیم می‌دادند و با پادشاه به میدان جنگ می‌رفتند و هر چند که علم ایشان بر قواعد صحیحه بنا نشده بود با وجود آن دانیال ایشان را به حکمت و دانشمندی توصیف می‌نماید (دانیال: ۱، ۲۰) و از برای ایشان نزد نبوکد نصر وساطت نمود (دانیال: ۲، ۲۴) و خود رئیس ایشان گردید.

    زرتشتیان کنونی خود از این باب که مغان مهرآیین پیش از زرتشت بوده اند و حتی رد پای آنها در کتب مذهبی آنان بخوبی دیده میشود کاملا آگاهند برای نمونه قسمتی از سخنان سرموبد گرتیر به نقل از امرداد بدین شرح است: نسک ها که نبشته مغان و موبدان سدها سال پس از زرتشت ميباشند از نگاه يک زرتشتی اگر در راستای آموزه های اشو زرتشت باشند پذيرفته ميباشند و اگر نباشند حتی اگر در اوستا باشند پذيرفته نميباشند مانند قربانی جانوران که در گاثاها کنار گذاشته شده اند اما در بخش ديگر اوستا دوباره گنجانده شده اند که اگر خوب بنگريد رد پای مغان مهرايين و اناهيتايی را بروشنی ميتوان ديد . جای تعجب است که وقتی خود زرتشتیان مغ را مهرایین و متفاوت از زرتشتی میدانند چرا کلمه مجوس که همان معرب مغ است توسط برخی به زرتشتیان منتسب گردیده.

    به عقیده علی اصغر حکمت "آیین مغان که رواج فراوانی در دولت مادها داشت ، گرچه با ظهور زردشت از رونق افتاد ، اما برخی عقاید و سنن آنان به زردشتیان منتقل گشت ، از قبیل احترام به عناصر اربعه آب ، خاک ، باد و به ویژه عنصر آتش . تجلیل مغان از آتش بیش از زردشتیان بوده است . برهمین اساس است که حافظ شیرازی از آتش درون ، به یاد دیر مغان می افتد نه آتشکده زردشت :

    از آن به دیر مغانم عزیز می دارند

    که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

    اعتقاد به ثنویت و قدرت و تاثیرگذاری اهریمن ، در آیین مغان بسیار شدیدتر ازعقایدی است که در دین ردشت به چشم می خورد . آفتاب پرستی و جادوگری نیز از ویژگی های آنها بوده است ؛ تا جایی که مغان را به جادوگری می شناختند.





  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تاریخ مجوس (مغ)

    آرتور ایمانوئل کریستنسن (1875-1945) ـ ایران‌شناس دانمارکی،پژوهش خود را از گاهان ( گاتها) کهن ترین متن دینی ایرانی آغاز می‌کند. اما پیش از ورود به این بحث به زمانی که کهن‌تر به نظر می‌افکند و مسئله‌ای را پیش می‌کشد که سرچشمه بسیاری از تحولات آتی در عرصه صف‌آرایی نمادهای نیک و بد در جامعه ایرانی است و آن اختلاف میان دو گروه از ایزدان قوم آریایی یعنی نیاکان مشترک ایرانیان و هندوان است. در یک سو ایزدانی صف آراسته‌اند که (دَئِوَه) نام داشتند و رزم‌جو بودند و در دیگر سو گروهی دیگر از ایزدان که (اَسَوره) خوانده می‌شدند. و از گونه‌ای نیروی معجزآسا و جادویی برخوردار بودند. اختلاف میان این دو گروه از ایزدان شاید بازتاب اعتقاد کهن هند و اروپایی باشد که به موجب آن پایگاه خسروی در جهان اهورایی با پایگاه زمینی صلابت رزمی متفاوت بوده است.

    پس از یورش بزرگ مادها و پارس‌ها به ایران باختری دین ایرانی به تدریج از هیات ودایی خود جدا می‌شود (نگاه کنید به ودا). در خاور و باختر صف مزدا (فرزانه) به جای ورونه می‌نشیند و مهر مقام ارجمندی می‌یابد در حالی که ایندَره و ناستیه که در یشتها ناشناخته‌اند نزد مادها باقی می‌ماند اما از آنان به عنوان دیو سخن می‌رود کریستنسن در این بخش از نظر بنونیست مبنی بر زردشتی نبودن مادها و ایرانیان عرصر داریوش و خشایارشا قاطعانه حمایت کرده است اما به قول او مغان مزداپرستی را به شیوه‌ای که پیروان زردشت در مشرق ایران عمل می‌کردند پذیرفتند و در پی این گرایش متون دینی این آیین را نیز از آن خود ساختند که به پیدایش وندیداد انجامید. اما واقعا چطور میتوان تشخیص داد که آیا وندیداد نشانه تمایل یافتن مغان به تعالیم زرتشت است یا به عکس نشانه شروع انحراف زرتشتیان از تعالیم مغان؟




    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۸/۱۴ در ساعت ۱۷:۳۲

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    ابهامات تعاریف مجوس در فرهنگ نامه ها

    در خصوص اینکه آیا مجوسان تابعان زرتشت هستند یا نه در میان لغت نامه نویسان اختلافات زیادی وجود دارد آناندراج قوم آتش پرست که از تابعان زرتشت اند و در منتخب گوید پرستندگان ماه و آفتاب و آتش (این زرتشتیان نیستند که پرستندگان آفتاب و آتشند). رساله معربات نوشته که مجوس منجگوش یعنی صغیرالاذن. چون واضع دین مجوس مرد خردگوش بود لذا چنین گفتند (خوب اگر چنین کسی دین مجوس را وضع کرده پس با دین زرتشت متفاوت است). ناظم الاطباء گوید: معرب موی گوش و یا سیخگوش که نام کسی بوده که در آیین زردشت بدعتها گذاشته و اکنون پیروان زرتشت را گویند(پس مجوس حداقل قبلا به چیز دیگری اطلاق میشده). در انسان کامل گفته که مجوس گروه آتش پرستان را گویند و در شرح مواقف آورده که مجوس فرقه‌ای از ثنویه‌اند که قائلند به فاعل خیر که او را یزدان خوانند و به فاعل شر که او را اهریمن نامند (به نظر می‌رسد این درک نادرستی از افکار زروانی مغان باشد).

    در ملل و نحل گفته‌است که مجوس طایفه‌ای بودند که کتاب آسمانی داشتند مردی آن کتاب را تحریف و تبدیل کرد چون یک شب بگذشت بامدادکتاب اصل را ناپدید یافتند و گویند کتاب به آسمان برده شد و از این رو آنان را اهل کتاب نتوان شناخت اما در شرح مواقف گفته مجوس اهل کتاب باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون). ایشان علما و دانشمندان قوم فارس بوده فلسفه و هیئت و علوم ریاضی و دیگر علوم را که در آن زمان معروف بود تعلیم می‌دادند (از قاموس کتاب مقدس) از ملل و نحل شهرستانی چنین بر می‌آید که زرتشتی و مجوس را جدا دانسته و علمای اوایل اسلام نیز مجوس وزرتشتی را یکی نمی‌دانستند (دهخدا). در دوران هخامنشی مجوسان مغان به یک رسته از روحانیان زرتشتی اطلاق می‌گردید که بدین لحاظ اختلاط واژ مغ با موبد (و طبقه روحانی) و از سوی دیگر یکی انگاری آیین مهر و زرتشتی پدید آمده. اینکه زرتشت پیامبر آیین مهر بوده که آموزه‌هایش در ادوار هخامنشی و بخصوص ساسانی به انحراف کشیده شد، یا اینکه زرتشت دین جدیدی را با آموزه‌های کنونی با خود آورد جای تحقیق دارد. (همچنین ببینید: مغ)





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود