جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرح حديث معرفت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    شرح حديث معرفت




    شرح حديث معرفت




    شرح حدیث معرفت


    قال ابن حمدون فی تذکرته:
    «قال موسی بن جعفر(ع):

    وجدت علم الناس فی اربع. اولها: ان تعرف ربک، والثانیه: ان تعرف ما صنع بک، والثالثه: ان تعرف مااراد منک، والرابعه: ان تعرف ما یخرجک من دینک ». (1)
    امام کاظم(ع) فرموده است علم مردم را در چهار چیز یافته ام.
    اول: آن که خدایت را بشناسی دوم: آن که بدانی در تو چه صنایعی را به کار برده سوم: آن که بدانی در آفرینش تو چه اراده ای داشته چهارم: آن که بدانی چه چیز تو را از دینت بیرون می برد .


    این حدیث در کشف الغمه و روضه بحار و اعیان الشیعه به همین مضمون از امام کاظم(ع) آمده و در کتاب مسندالامام الکاظم(ع) (ج 1، ص 248) نیز نقل شده است و در بعضی از کتب این روایت بامختصر تفاوتی در عبارت، از امام صادق(ع) نیز آمده است.



    می توان چهار علمی را که امام کاظم فرموده به این عبارت بیان کرد:
    اول خداشناسی، دوم خودشناسی، سوم وظیفه شناسی، چهارم انحراف شناسی.
    امام(ع) در این حدیث می خواهد بفرماید علمی که تمام مردم جهان در همه ادوار به آن نیاز دارند و باید آن را فرا گیرند و اساس سعادت مادی و معنوی خویش را بر آن استوار سازند چهار علم است.
    ان تعرف ربک

    ایمان به آفریدگار جهان و پدید آورنده کیهان فطری همه انسان هااست و به قضای حکیمانه باری تعالی، در نهاد همه آنان نهفته است و با کمترین توجه به آن حقیقت پی می برند. وابستگی مخلوق به خالق و ربط پدیده، به پدید آورنده آن قدر روشن و بدیهی است که هر انسان بدون تردید آن را درک می کند و بر همین اساس فرستادگان خداوند در سخنانی که به قوم خود می گفتند وجودآفریدگار جهان را غیرقابل تردید می خواندند. قرآن شریف در این باره فرموده است:

    (قالت رسلهم افی الله شک فاطر السموات والارض). (2)

    رسولان الهی به قوم خود می گفتند آیا در وجود آفریدگار که خالق آسمان ها و زمین است شک و تردیدی وجود دارد؟

    دانشمندان الهی امروز در باره آفریدگار جهان همانند پیامبران خدا سخن می گویند.


    در سال 1873 م بعضی از فلاسفه آلمان در نامه ای به داروین از وی سؤال کردند: با نظریه ای که در باره بنیاد انواع، ابراز کرده ای آیا جهان هستی را پدیده مادی می دانید یا آن که خداوند حکیم راآفریده آن می شناسی؟ داروین در پاسخ نوشت:

    «عقل رشید و فکر سلیم، کمترین شبهه ای ندارد که محال است این جهان پهناور با این همه آیات روشن و شواهد متقن، با این همه نفوس ناطقه و عقول مفکره بر اثر تصادف و اتفاق کور و نادان به وجود آمده باشد. زیرا تصادف نابینا قادر نیست نظام منظم بیافریند و سازمان حکیمانه به وجود آورد.


    به نظر من این بزرگترین برهان بر وجود ذات اقدس الهی است و ازآنجایی که این برهان ارزنده تایید شده منطق و علم است،پیرامون براهین دیگری که می تواند خداوند جهان را اثبات نمایدبحث نمی کنم، چه ممکن است همین برهان بسیاری از اهل فضل و دانش را اقناع نماید. ولی در اوقاتی که تازه وارد بحث و تحقیق شده بودم و در باره آفریدگار جهان فکر می کردم شک و تردیدهای بسیاری در ضمیرم راه یافته بود. از آن جمله از خود می پرسیدم که علت اولی از کجا آمده است؟ آیا خداوند هم آغاز و انجامی دارد؟ طولی نکشید که متوجه شدم پیروان مکتب مادی نیز گرفتاراین شک و تردید هستند و آنان هم باید از خود بپرسند ماده ازکجا آمده است؟ آیا ماده را اول و ابتدایی هست یا آن که ازلی است و آغازی ندارد؟






    شرح حديث معرفت



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    در ابتدا داروین به کشمکش درونی خود که «اگر عالم از خدا به وجود آمده خدا از کجا به وجود آمده است؟» جواب ردی می دهد وبا خود می گوید اگر بر فرض من از اعتقاد به آفریدگار حکیم دست بردارم و از مکتب مادی پیروی کنم و بگویم عالم، از ماده به وجود آمده است باز هم با همان پرسش رو به رو خواهم بود و همان سؤال در باره ماده پیش می آید که «اگر عالم از ماده به وجودآمده، ماده از کجا به وجود آمده است؟»

    پیروان مکتب مادی درجواب خواهند گفت ماده ازلی و قدیم است همیشه بوده و آغازندارد. من نیز در پاسخ مادیون که می گویند: «اگر عالم از خدابه وجود آمده خدا از کجا به وجود آمده؟» می گویم خداوند ازلی است و آغاز ندارد.

    داروین سپس برای اثبات وجود خداوند حکیم سؤال دیگری را بامادیون در میان می گذارد و از آنان می پرسد.

    این نظام منظم و سازمان های حکیمانه از کجا آمده است؟ این اندازه گیری های حساب شده و دقیق که عقل های بشر در برابرش وامانده و به عجز و ناتوانی خود اعتراف می کند، چگونه به وجودآمده است؟

    هرگز تصادف نادان و ماده بی شعور قادر نیست نظام حکیمانه بیافریند. (3)

    آلبرت انیشتین می گوید:
    من در این دنیا ماده و نیروی ازلی نمی بینم و آفرینش جهان رانتیجه تصادف و اتفاق نمی دانم من در آفرینش جهان مشیت قادرمتعال را می بینم و بس. (4)

    آیا هیچ انسان عاقل و بااطلاعی می تواند باور کند که ماده بی حس و بی شعور با تصادف خود را آغاز کرده و به خود نظم بخشیده واین نظم برای وی باقیمانده باشد؟جواب این سؤال منفی است. هنگامی که انرژی به ماده نو تبدیل می شود این تبدیل مطابق قانونی صورت می گیرد و ماده ای که به دست می آید از همان قوانینی پیروی می کند که ماده های موجود پیش ازآن پیروی می کردند. (5)

    کریسی موریسن، رییس آکادمی علوم در نیویورک در باره حیات حیوانات و نباتات و رابطه طبیعی و ضروری آن دو با یکدیگر بحث گسترده ای می کند. سپس برای نفی تصادف چنین می گوید:
    آیا می توان گفت که فقط بر حسب اتفاق، یک سلول منشا حیات حیوانات و سلول دیگر ریشه و اصل حیات نباتات گردیده است؟ (6)
    از آنچه گفته شد این نتیجه به دست می آید که در مکتب آسمانی پیامبران وجود خالق حکیم، امری بدیهی و تردیدناپذیر است.
    همچنین بسیاری از دانشمندان نامی و افراد تحصیل کرده و عالم،به آفریدگار جهان عقیده قطعی و تردیدناپذیر دارند. با این تفاوت که گروهی از آنان عقیده درونی خویش را به زبان می آورندو به وجود آفریدگار حکیم اعتراف می کنند ولی، بعضی بر اثرمحدودیت های سیاسی، تعصب های جمعی و دیگر عوامل از مادیگری سخن می گویند و عقیده درونی خویش را بروز نمی دهند، اما همین افرادگاهی در شرایط خاصی قرار می گیرند و عقیده باطنی خود را ظاهرمی کنند.




    شرح حديث معرفت



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    به خاطر دارم روزنامه ها نوشتند: یکی از افسران عالی رتبه اتحاد جماهیر شوروی داوطلب شد تا با سفینه فضایی به بیرون جوزمین برود و خود را درفضا بیفکند تا معلوم شود نظریه احساس بی وزنی در آن فضا صحیح است یا باطل.

    سفینه فضایی آماده شد و تمام وسایل و لوازم آزمایش مهیا شد ازآن جمله بندمحکمی بود که باید یک سر آن به داخل سفینه بسته باشد و سر دیگرش به کمر افسر داوطلب تا در فضای بیکران رابطه سفینه و افسر قطع نشود. خلبان سفینه و افسر داوطلب از جو زمین خارج شدند. وقتی به فضای مورد نظر رسیدند به دستور زمین،افسر، کمربند را محکم بست و فضانورد، در سفینه را گشود و اوخود را به فضا انداخت و معلوم شد نظریه بی وزنی در آن فضا صحیح و مطابق با واقع است.

    هنگامی که دو مسافر فضا به زمین بازگشتند یکی از خبرنگاران ازآن افسر پرسید:
    موقعی که می خواستید خود را به فضا بیفکنید چه احساسی داشتید؟
    پاسخ داد نگران بودم؟ سؤال کرد در آن حال چه می کردید؟ گفت:
    دعا می خواندم. پرسید دعا می خواندید؟ گفت: آری دعا می خواندم.
    این افسر، در ظاهر کمونیست بود اما در باطن الهی بود و به آفریدگار توانا و حکیم عقیده داشت و در آن موقع وحشت زا دعامی خواند و آن را که در باطن داشت آشکار کرد.

    معرفت آفریدگار، آدمی را از صف مادیون جدا می کند و به گروه الهیین، پیوند می دهد.

    معرفت باری تعالی در مکتب پیامبران پایه اصلی انسان سازی و زیربنای تمام مدارج کمال است. ولی بایدتوجه داشت که خداشناسی به تنهایی و بدون سه مرحله دیگر علم راهگشا نیست. مجموع این علوم، حس مسوولیت را در نهاد انسان بیدار می کند، او را به راه خدا سوق می دهد و به اطاعت اوامرباری تعالی و دوری از گناهان وادار می کند. در پرتو سعی و عمل و پیروی از پیامبران الهی، استعدادهای درونی اش به فعلیت درمی آید و مدارج کمال را که لایق او است به شایستگی می پیماید.

    ادامه دارد .............


    شرح حديث معرفت


  5. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود