صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عج)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40

    چند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عج)




    ولادت حضرت مهدی(ع)
    پيش درآمد

    يكي از حوادث مهمّ در تاريخ بشر، ولادت آخرين ذخيرة الهي و موعود امتها حضرت مهدي (عج) است به گونه‌اي كه اصل ولادت آن حضرت، جزو مسلمات تاريخ به شمار ميآيد و نه تنها ائمه معصومين(ع) و دانشمندان و تاريخ نويسان شيعه به اين مهمّ اشاره كردهاند؛ بلكه مورخان و محدثاني چند از اهل سنّت نيز به اين حادثه بزرگ تصريح نموده، آن را يك واقعيت دانسته اند. اين ولادت نقطة عطفي در تاريخ زندگي بشر بر روي كره زمين است. و ميرود تا پس از گذشت قرنها با ظهور آن منجي موعود، اميد انسان‌هاي مظلوم و حقيقت خواه، تحقق يابد.

    1. چگونگي ولادت حضرت مهدي (عج)حضرت مهدي (عج)، ولادت استثنايي داشته و اين براي بسياري سؤال انگيز بوده است. از اين رو، ترسيم و تصوير مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بيت(ع)، در برابر اين پديده، ضروری مينمايد.جريان امامت پيشوايان معصوم(ع)، پس از رسول خدا(ص) فراز و فرودهاي فراواني پيدا كرد. امامان معصوم(ع)، با حفظ استراتژي كلي و خطوط اساسي امامت، در رابطه با حفظ مكتب و ارزش‌هاي آن، روش‌هاي گوناگوني را در برابر ستمگران، در پيش گرفتند. اين فراز و نشيبها، تا زمان امامت علي بن موسيالرضا(ع)، استمرار داشت و ائمه(ع) تا آن زمان، هر يك به تناسب زمان و مكان و ارزيابي شرايط سياسي و اجتماعي، موضعي خاص انتخاب ميكردند. پس از امام رضا(ع)، جريان امامت شكل ديگري يافت. امام جواد، هادي و عسكري(ع)، در برابر دستگاه حاكم و خلفاي عباسي موضعي يگانه برگزيدند.[1]پس از اينکه دو قرن و اندي از هجرت پيامبر(ص) سپری شد و امامت به آنان رسيد، اندك اندك در ميانِ حكومتگرانِ مسلمين در مركز خلافت، نگراني هايي عميق جان گرفت. اين نگرانيها مربوط به اخبار و احاديث بسياري بود كه در آنها آمده بود: از امام عسكري(ع) فرزندي تولد خواهد يافت كه برهم زنندة اساس حكومت‌ها است. اين پيشگويي، هم در كتاب‌هاي پيشينيان آمده بود و به وسيله آگاهان در ميان مسلمين نقل ميشد و هم در اخبار اسلامي، به تواتر از پيامبر(ص) نقل شده بود. بر مبنای اين بشارتها، قرار بود از امام يازدهم فرزندي پديد آيد كه ويران كنندة تخت‌ها و فرو افكنندة تاج‌ها و پايمال كنندة قدرتهای ستمگرباشد... .از اين رو بر فشارها و سختگيريها نسبت به امام حسن عسكري(ع) افزوده شد تا شايد با نابودي ايشان، از تولد مهدي (عج) و تداوم امامت جلو گيري شود. اما بر خلاف برنامهريزيها و پيشگيريهاي دقيق و پي در پي دشمنان، مقدمات ولادت حضرت مهدي (عج) آماده شد و توطئههاي ستمگران، راه به جايي نبرد.بدين علت دوراني که آن حضرت در شکم مادر بزرگوار خود بود و سپس تولدش، همه و همه، از مردم پنهان بود و جز چند تن از نزديكان، شاگردان و اصحاب خاص امام عسكري(ع)، كسي او را پس از ولادت نمي ديد. آنان نيز مهدي (عج) را گاه گاه ميديدند؛ نه پيوسته و به صورت عادي[2]. دربارة چگونگي ولادت ايشان مشهورترين نظر، سخنان ارزشمند بانوي بزرگوار ، حضرت حكيمه3 عمه امام عسكري(ع) است. شيخ صدوق(ره)، اين حادثه بزرگ را از زبان او چنين آورده است: امام حسن عسكري(ع) مرا به نزد خود فرا خواند و فرمود:‌اي عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نيمة شعبان است و خداي تعالي امشب حجّت خود را ـ كه حجّت او در روي زمين است ـ ظاهر سازد. گفتم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدايت شوم! اثري از حمل در او نيست، فرمود: همين است كه به تو مي‌گويم. گويد: آمدم و چون سلام كردم و نشستم؛ نرجس آمد و كفش مرا بر داشت و گفت:‌اي بانوي من و بانوي خاندانم! حالتان چطور است؟گفتم: تو بانوي من و بانوي خاندان من هستي، از كلام من ناخرسند شد و گفت:‌اي عمه جان! اين چه فرمايشي است؟ بدو گفتم:‌اي دختر جان! خداي تعالي امشب به تو فرزندي عطا فرمايد كه در دنيا و آخرت آقا است. نرجس خجالت كشيد و حيا نمود.چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار كردم و در بستر خود خوابيدم. در دل شب براي اداي نماز برخاستم و آن را به جاي آوردم؛ در حالي كه نرجس خوابيده بود. براي تعقيبات نشستم و پس از آن نيز دراز كشيدم و هراسان بيدار شدم. او همچنان خواب بود، پس برخاست و نماز گزارد و خوابيد.حكيمه گويد: بيرون آمدم و در جست ‏و جوي فجر به آسمان نگريستم و ديدم فجر اوّل دميده است و او در خواب است. شك بر دلم عارض گرديد، ناگاه ابومحمد از محل خود فرياد زد:‌اي عمه! شتاب مكن كه اينجا كار نزديك شده است. گويد: نشستم و به قرائت سوره های «الم سجده» و «يس» پرداختم. در اين ميان او هراسان بيدار شد و من به نزد او پريدم و بدو گفتم: نام خدا بر تو باد، آيا چيزي احساس مي‌كني؟ گفت:‌اي عمه! آري. گفتم: خودت را جمع كن و دلت را استوار دار كه همان است كه با تو گفتم. حكيمه گويد: من و نرجس را ضعفي فرا گرفت و به ندای سرورم به خود آمدم و جامه را از روي او برداشتم و ناگهان سرور خود (فرزند نرجس) را ديدم كه در حال سجده بوده و مواضع سجودش بر زمين است. او را در آغوش گرفتم، ديدم پاك و نظيف است. ابومحمد فرمود: ‏اي عمه! فرزندم را به نزد من آور! او را نزد وي بردم و او دو كف دستش را گشود و فرزند را در ميان آن قرار داد و دو پاي او را به سينه خود نهاد. پس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وي كشيد. سپس فرمود:‌اي فرزندم! سخن گوي. گفت: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه وَحْدَهُ لاشَرِيكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ». سپس بر اميرمؤمنان و ساير امامان(ع) درود فرستاد تا آنكه بر پدرش رسيد و زبان دركشيد».[3]پنهاني بودن ولادت يکي از ويژگيهاي مهم ولادت حضرت مهدي (عج)، مخفي بودن آن است. اين امر در سخنان معصومين(ع) مورد اشاره قرارگرفته و باتعابير متفاوت و فراواني به آن اشاره شده است.ـ امام سجّاد(ع) فرمود: «فِي الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنْ سُنَنِ الانْبِياءِ(ع) ... وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِيمَ ... وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِيمَ فَخَفَاءُ الْوِلادَةِ وَ اِعْتِزَالُ النَّاسِ ...»؛[4] «در قائم ما سنت هايي از انبيا وجود دارد: ... و سنتی از ابراهيم ... و اما از ابراهيم پنهاني ولادت و کناره گيری از مردم...».ـ امام باقر(ع) فرمود: «انْظُرُوا مَنْ تَخْفَي عَلَي النَّاسِ وِلادَتُهُ فَهُوَ صَاحِبُكُمْ »؛[5] «بنگريد آن کس که ولادتش بر مردم پنهان است، همو صاحب شما است».ـ امام باقر(ع) فرمود: «انْظُرْ مَنْ لا يدْرِي النَّاسُ أَنَّهُ وُلِدَ أَمْ لا فَذَاكَ صَاحِبُكُمْ »؛[6] «بنگريد آن کس که مردم نمی دانند او متولد شده يا نه؛ پس همو صاحب شما است».ـ امام صادق(ع) فرمود: «فِي الْقَائِمِ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَي بْنِ عِمْرَانَ(ع) فَقُلْتُ وَ مَا سُنَّةُ مُوسَي بْنِ عِمْرَانَ قَالَ خَفَاءُ مَوْلِدِهِ...»؛[7] «در قائم سنتی از موسی بن عمران است، گفتم: سنت موسی بن عمران چه بود؟ فرمود: مخفی بودن ولادت او ...». ـ امام صادق(ع) فرمود: «صَاحِبُ هَذَا الامْرِ تَعْمَي وِلادَتُهُ عَلَي هَذَا الْخَلْقِ لئلّا يكُونَ لاَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيعَةٌ إِذَا خَرَجَ»؛[8] «ولادت صاحب الامر بر اين خلق پوشيده است تا چون ظهور کند، بيعت کسی بر گردنش نباشد».ـ امام رضا(ع) فرمود: «...حَتَّي يبْعَثَ اللَّهُ لِهَذَا الامْرِ غُلاماً مِنَّا خَفِي الْمَوْلِدِ...»؛[9] «تا اينکه خداوند بر انگيزد جوانی از ما که دارای ولادتی پنهانی است...».ـ امام جواد(ع) در اين باره فرمود: «...و لكن القائم الذي يطهر الله عز و جل به الارض من أهل الكفر و الجحود و يملاها عدلا و قسطا هو الذي تخفي علي الناس ولادته ...»؛[10] «اما قائمی که خدای تعالی به توسط او زمين را از اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و دا د كند، کسی است که ولادتش بر مردم پوشيده...».فلسفة مخفي بودن ولادتاز روايات استفاده مي‌شود، مهم‌ترين فلسفة غيبت «مصون ماندن ايشان از خطر نابودي» است. به اين بيان كه خداوند متعال مي‌دانست اگر امامان پيشين ظاهر شوند، از كشته شدن در امان خواهند بود؛ برخلاف مهدي (عج) كه اگر ظاهر شود، كشته خواهد شد. اگر يكي از پدران مهدي كشته مي‌شد، حكمت و تدبير الهي اقتضا مي‌كرد، ديگري به جاي او نصب گردد؛ ولي اگر مهدي (عج) كشته شود، مصلحت و تدبير امور انسانها اقتضا نميكرد كه ، امام ديگري به جاي او نصب گردد. ابو بَصِير از امام صادق(ع) نقل كرده است: « صَاحِبُ هَذَا الامْرِ تَغِيبُ وِلادَتُهُ عَنْ هَذَا الْخَلْقِ لِئَلا يكُونَ لاحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيعَةٌ إِذَا خَرَجَ وَ يصْلِحُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْرَهُ فِي لَيلَةٍ»؛[11] «ولادت صاحب الامر بر اين مردم نهان است تا چون خروج کند، بيعت هيچ کس بر گردنش نباشد و خدای تعالی امر وی را در يک شب به سامان رساند».مخفي بودن ولادت، درباره برخی از بزرگان نقل شده كه مي‌توان از آن جمله به ولادت مخفيانه ابراهيم خليل(ع) از ترس كشته شدن به دست پادشاه زمانش و نيز به ولادت پنهاني موسي بن عمران(ع) از ترس كشته شدن به دست فرعون اشاره كرد.به همين جهت شيخ طوسي(ره) ، ولادت پنهاني حضرت مهدي(ع) را امري عادي و معمولي دانسته، مي‌نويسد: «اين نخستين وآخرين حادثه نبوده و در طول تاريخ بشري، نمونههاي فراوان داشته است».[12]اين حقيقت را صاحب منتخب الاثر اين گونه بيان کرده است: «راز مخفي نگه داشتن ولادت مهدي (عج) اين بود: خلفاي بني عباس، از طريق رواياتي که پيامبر(ص) و ائمة طاهرين(ع) نقل شده بود، می‌دانستند دوازدهمين امام، همان مهدي است که زمين را پر از عدل وداد مي‌کند و دژهاي گمراهي و فساد را در هم مي‌کوبد. دولت جباران را سرنگون مي‌سازد و طاغوت را به قتل مي‌رساند و خود، امير مشرق و مغرب جهان مي‌شود. چون اين امر را می‌دانستند، در صدد بر آمدند تا اين نور را خاموش کنند و او را به قتل رسانند. از اين رو، جاسوسان و مراقباني چند گماشتند؛ حتي قابله هايي را مأمور کردند تا داخل منزل امام عسکري7 را زير نظر بگيرند. ليکن خداوند، در هر حال، نور هدايت را پاينده خواهد داشت. اين بود که خدا به ارادة خويش، دوران بارداري مادر او را پنهان ساخت. مورخان گفته اند: معتمد عباسي به قابله‌ها امر كرده بود تا وقت و بي وقت، سرزده، وارد خانة سادات شوند ـ به ويژه خانة امام حسن عسکري(ع) ـ و در درون خانه بگردند و تفتيش کنند و از حال همسر او باخبر گردند و گزارش دهند. اما آنان از هيچ چيز آگاه نگشتند. خداوند در باره حضرت مهدي (عج)، همان کار را کرد که در بارة موسي(ع) کرد؛ چنان که دشمنان حضرت مهدي (عج) نيز، همان روش فرعوني و سياست فرعوني را دنبال کردند. فرعون دانست که زوال سلطنت او به دست مردي از بني اسرائيل خواهد بود. اين بود که بازرساني گماشت تا زنان حاملة بني اسراييل را زير نظر گيرند و کودکاني را که متولد مي‌شوند، تحت مراقبت شديد قرار دهند و اگر کودک پسر بود، او را بکشند. بدين گونه کودکان بسياري را کشتند تا موسي پديد نيايد. چنان که در قرآن کريم ذکر شده است[13] و با اين همه خداي متعال، پيامبر خود موسي(ع) را حفظ کرد و ولادت او را مخفي داشت. سپس به مادر موسي امر فرمود: تا او را در صندوقي گذارد و به نيل سپارد.[14] در احاديث بسياري آمده است: حضرت مهدي (عج) شباهتهايي به حضرت ابراهيم(ع) و حضرت موسي(ع) دارد».[15]

    2. اثبات ولادت حضرت مهدي (عج) ولادت حضرت مهدی (عج) ، هر چند به دلايلي مخفيانه صورت گرفت و باعث شد تا عدهاي آن را انكار كنند؛ اما شيعه براي اثبات ولادت آن حضرت، ادله فراواني اقامه کرده است.الف. نويد امام عسکري(ع) به ولادت مهدي (عج) در روايتی آمده است: امام حسن عسكري(ع) گاهی، نويد مولودش را به ياران خاص ميداد: «... سيرزقني الله ولداً بمنه و لطفه»؛[16] «به زودي خداوند به مَنّ و کرمش، به من فرزندي ارزاني خواهد داشت».و نيز: در نويدي به همسر بزرگوار خود حضرت نرجس3 چنين فرمود: «سَتَحْمِلِينَ وَلَداً وَ اسْمُهُ مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الْقَائِمُ مِنْ بَعْدِي»؛[17] «در آينده‌اي نزديک داراي فرزندي خواهي شد. نامش محمد است. او قائم از بعد من است».ب. خبر دادن امام عسكري(ع) از ولادت مهدي (عج) امام حسن عسكري(ع) پدر بزرگوار حضرت مهدی (عج) در روايات فراواني، براي ياران ويژه، به ولادت فرزند خود تصريح کرده است.احمد بن اسحاق مي‌گويد: از امام عسكري(ع) شنيدم كه مي­فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يخْرِجْنِي مِنَ الدُّنْيا حَتَّي أَرَانِي الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِي أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) خَلْقاً وَ خُلْقاً يحْفَظُهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي فِي غَيبَتِهِ ثُمَّ يظْهِرُهُ فَيمْلا الارْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً »؛[18] «سپاس از آن خدايي است که مرا از دنيا نبرد تا آنکه جانشين مرا به من نشان داد. او از نظر آفرينش و اخلاق شبيه‌ترين مردم به رسول خدا است. خداي تعالي او را در غيبتش حفظ فرمايد؛ سپس او را آشکار کند. او زمين را از عدل و داد آکنده سازد؛ همچنان که مملو از جور و ستم شده باشد».ابوهاشم جعفري ميگويد: به امام عسكري(ع) عرض كردم: بزرگواري تان مانع از آن
    ميشود تا از شما پرسش کنم؛ اجازه بفرماييد از شما چيزی بپرسم. آن حضرت فرمود: هر آنچه مي‌خواهي بپرس. عرض كردم:‌اي آقاي من! آيا براي شما فرزندي هست؟ فرمود: آري. پس گفتم اگر براي شما حادثهاي پيش آيد، كجا بهدنبال او باشيم؟ فرمود: «بِالْمَدِينَةِ» (در مدينه). ابراهيم بن ادريس ميگويد: امام عسكري(ع) گوسفندي به من داد و فرمود: «عُقَّهُ عَنِ ابْنِي فُلانٍ وَ كُلْ وَ أَطْعِمْ أَهْلَكَ»؛ «اين را برای فرزندم فلان عقيقه کن و خود و نزديکانت از آن بخوريد». سپس دو گوسفند داد و فرمود: «عُقَّ هَذَينِ الْكَبْشَينِ عَنْ مَوْلاكَ وَ كُلْ هَنَّأَكَ اللَّهُ وَ أَطْعِمْ إِخْوَانَكَ»؛[19] «اين دو گوسفند را از مولای خود عقيقه کن ؛ و بخور ـ که خداوند بر تو گوارا نمايدـ و به برادران دينی خود نيز از آن بده».

    ج. خبر حكيمه (عمه امام عسكري(ع)) از ولادت آن حضرت حكيمه دختر امام جواد(ع) و عمه امام حسن عسكري(ع)، از زنان والا مقام نزد امامان(ع) بوده است. وي به دستور مستقيم امام عسكري(ع)، در شب ولادت حضرت مهدي (عج) حضور داشت و بخش فراواني از روايات ولادت آن حضرت، از سوي اين بانوي بزرگوار نقل شده است. ايشان تنها كسي بود كه در جريان تمام رخدادهاي شب ولادت آن حجّت الهي قرار داشت و روايت تولد حضرت مهدي (عج) از طريق وی نقل شده است.

    د. خبر نسيم و ماريه (خادمان بيت امامت)ايشان دو تن از خدمتگزاران بيت شريف امامت بوده‏اند و از روايات استفاده مي‏شود كه آنان در شب ولادت در خانه امام عسكري(ع) حضور داشته‏اند. شيخ طوسي و شيخ صدوق با ذكر سند مي‏نويسند:نسيم و ماريه گويند: «أَنَّهُ لَمَّا سَقَطَ صَاحِبُ الزَّمَانِ(ع) مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ سَقَطَ جَاثِياً عَلَي رُكْبَتَيهِ رَافِعاً سَبَّابَتَيهِ إِلَي السَّمَاءِ ثُمَّ عَطَسَ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللَّهِ دَاحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنَا فِي الْكَلَامِ لَزَالَ الشَّكُّ»؛[20] «چون صاحب الزّمان از رحم مادر به دنيا آمد، دو زانو بر زمين نهاد و دو انگشت سبابه را به جانب آسمان بلند كرد. آنگاه عطسه كرد وفرمود: «اَلْحَمْدُللهِ رَبِّ العالَمينَ وَ صَلَي اللَّهُ عَلي مُحَمِّدٍ وَ آلِهِ». ستمكاران پنداشته‏اند كهحجّت خدا از ميان رفته است، اگربرايما اذن در كلامبود، شكزايل مي‏گرديد».همچنين نسيم خادم میگويد: پس از ده شب از ولادت صاحب الزمان(ع) بر ايشان وارد شدم؛ پس عطسه كردم. آن حضرت فرمود: «يرْحَمُكِ اللَّهُ»؛ از اين فرمايش شادمان شدم. آن گاه ايشان فرمود:

    «أَلا أُبَشِّرُكِ فِي الْعُطَاسِ هُوَ أَمَانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَيامٍ»؛[21] «آيا تو را در باره عطسه کردن نويد ندهم؟ آن تا سه روز امان از مردن است».

    هـ . گزارش عده فراواني از بزرگان شيعهموارد فراواني از سخنان شيعيان و اصحاب ائمه(ع) در دست است كه در آن، خبر از ديدن آن حضرت پس از ولادت به چشم ميخورد.«اَبُوالادْيان» يكي از خدمتكاران بيت شريف امام حسن عسكري(ع) بود كه علاوه بر حضور در بيت آن بزرگوار، متصدي امور نامه‏هاي آن حضرت و بردن آنها به شهرهاي مختلف بود. او يكي از كساني است كه روايت شهادت امام عسكري(ع) و نماز خواندن حضرت مهدي (عج) بر آن حضرت را ذكر كرده است.[22]و . گزارش برخي از دانشمندان اهل سنّت از ولادت آن حضرتاغلب اهل سنّت ـ آن گونه كه شيعه باور دارند ـ اعتقادي به تولد مهدي موعود ندارند؛ اما دانشمنداني چند از ايشان علاوه بر تصريح و يا اشاره به ولادت آن حضرت در سال 255هـ او را همان موعود مورد اشاره در كلام پيامبر اكرم(ص) دانستهاند. افرادی كه در نوشتههاي خود به ولادت حضرت مهدي (عج) اشاره كردهاند، دو دسته هستند:[23]يک. كساني كه ولادت حضرت مهدي (عج) را گزارش كرده؛ ولي نسبت به موعود بودن او ساكت ماندهاند.[24]1ـ1. ابن اثير (م 630 هـ) ، در كتاب الكامل في التاريخ درباره حوادث سال 260 چنين مي‌نويسد: «در اين سال، ابومحمد علوي عسكري وفات كرد. او يكي از دوازده امام مذهب اماميه و پدر محمّد است كه معتقدند او منتظر مي‌باشد».[25]1-2. ابن خلكان (م681هـ ) در كتاب وفيات الاعيان می‌گويد: «ابوالقاسم محمد بن حسن عسكري، فرزند علي الهادي، فرزند محمد الجواد كه پيشينيان او ذكر شد. بر اساس اعتقاد اماميه، دوازدهمين از دوازده امام و معروف به «الحجة» است... ولادتش در روز جمعه نيمه شعبان سال 255هـ بود».[26]1ـ3. ذهبي (م748 هـ ) در كتاب العبر گويد: « در آن سال(يعني 256 هـ) محمّد فرزند حسن، فرزند علي الهادي، فرزند محمد الجواد، فرزند علي الرضا، فرزند موسي الكاظم، فرزند جعفر الصادق علوي حسيني، ابوالقاسم به دنيا آمد كه رافضي‌ها او را «الخلف الحجة» و «مهدي منتظر» و «صاحب الزمان» لقب داده اند و او آخرين از دوازده امام است».[27]دو. كساني كه علاوه بر گزارش ولادت آن حضرت، تصريح به موعود بودن آن حضرت
    نمودهاند (البته اين دسته در نهايت اقليت هستند):2ـ1. كمال الدين محمد بن طلحة شافعي (م652هـ) در كتاب مطالب السئول گويد: «ابوالقاسم محمد بن حسن خالص، پسر علي متوكل، پسر قانع، پسر علي الرضا، پسر موسي الكاظم، پسر جعفر الصادق، پسر محمد الباقر، پسر علي زين العابدين، پسر حسين الزكي، پسر علي المرتضي اميرالمؤمنين، پسر ابوطالب، مهدي، حجّت، خلف، صالح، المنتظر(ع) و رحمت و بركات خداوند بر او باد».[28]2ـ2. نور الدين علي بن محمد بن صباغ مالكي(م855 هـ ) فصل دوازدهم از كتاب الفصول المهمّة را با اين عنوان آورده است: «در شرح حال ابوالقاسم حجت، خلف صالح، پسر ابومحمد حسن خالص، او امام دوازدهم است»در اين فصل به گفته گنجي شافعي چنين احتجاج مي‌كند: «از جمله چيزهايي كه دلالت ميكند مهدي از هنگام غيبتش تاكنون زنده و باقي است، كتاب و سنّت است. در بقاي او هيچ مانعي نيست؛ همانند باقي ماندن عيسي بن مريم و خضر و الياس از اولياي خدا و دجال كور و ابليس ملعون از دشمنان خدا».سپس دلايل خود را از كتاب و سنّت بيان مي‌كند و تاريخ ولادت، دلايل امامت، گوشههايي از اخبار زندگاني، غيبت، مدت دولت كريمه، كنيه، خاندان و مطالب ديگري از حضرت مهدي (عج) را به تفصيل ذكر مي‌كند.[29]زمان ولادت مطابق روايت‏هاي بسياري از شيعه و برخي از اهل سنّت، ميلاد خجسته امام عصر (عج) در شب نيمه شعبان 255 هـ واقع و باعث مزيد فضيلت اين شب مبارك شده است. البته عده اندكي، زمان‌هاي ديگري را نيز نقل كرده اند.[30]عصام از كليني از علي بن محمد نقل كرده است: «وُلِدَ الصَّاحِبُ(ع) فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَينِ»؛[31] «صاحب(ع) نيمه شعبان 255 هـ به دنيا آمد».درباره چگونگي زندگي حضرت مهدي (عج) در دوران پدر بزرگوارشان، احتمالات مختلفي ذكر شده است؛ از جمله:

    الف. او تا آخرِ عمرِ امام عسكري(ع) ، در سامرا زندگي كرده است.ب. مدتي پس از ولادت، براي حفاظت و رشد، به مدينه برده شد.الف. دلايل احتمال نخست:

    1. رواياتی كه بيانگرتهنيت شيعيان، بر امام عسكري(ع) است: ابو الفضل حسين بن حسن علوي گويد: «دخلت علي ابي محمد بسر من رأي فهنأته بسيدنا صاحب الزمان(ع) لما ولد»؛[32] «در سامرا، به منزل امام حسن(ع) رفتم و ولادت سرورمان، صاحب الزمان(ع) را به وي تبريك گفتم».2. رواياتي كه از زبان حكيمه خاتون، بر ديدن آن حضرت در خانه امام حسن عسكري(ع) دلالت دارد.3. رواياتي كه بيانگر ديده شدن حضرت مهدي (عج) از سوی گروهي از اصحاب در منزل امام عسكري(ع) است.ب. دلايل احتمال دوم:بر اساس اين احتمال، آن حضرت مدتي پس از ولادت، به جهت مسائل امنيتي به ناگزير سامرا را ترك كرد و بهمدينه منوره برده شد. برای تأييد اين ديدگاه بهروايات و گزارشهای چندي اشاره شده است: ابوهاشم جعفري گويد: به امام حسن عسكري(ع) عرض كردم: بزرگواري شما مانع از آن است كه من از شما پرسش كنم؛ اجازه می‌دهيد چيزی بپرسم! حضرت فرمود: بپرس؛ گفتم: آقاي من! آيا براي شما فرزندي هست؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاق ناگواري براي شما رخ داد، در كجا او را جست‏ وجو كنم؟ فرمود: «در مدينه».[33]از اين روايت استفاده میشود آن حضرت پس از ولادت، مدت نامعلومي در زادگاه خود سپري كرده است؛ آن گاه قبل از شهادت پدر خود به مدينه رفته است.البته وجود روايت‌هاي مختلف، مبني بر ديده شدن حضرت مهدي(ع) در زمانهاي مختلف در دوران حيات امام عسكري(ع) و نماز خواندن ايشان بر پيكر مطهر پدر، اين احتمال را ضعيف مينمايد. علاوه بر اينكه، در اين روايت اشاره شده است: پس از رخ دادن حادثهاي براي امام عسكري(ع) (شهادت آن حضرت)، از مهدي(ع) در مدينه جست و جو شود. مؤيد اين سخن، رواياتي است كهجايگاه حضرت را درمدت غيبت، در مدينه منوره ذكر كردهاند.ابوبصير از امام صادق(ع) روايت كرده است: «لابُدَّ لِصاحِبِ هَذا الاَمرِ مِنْ غَيبَةٍ وَلابُدَّ لَهُ فِي غَيبَتِهِ مِنْ عُزْلَةٍ ونِعْمَ المَنْزِلُ طَيبَةُ وَما بِثَلاثينَ مِنْ وَحْشَةٍ»؛[34] «صاحب اين امر ناگزير از غيبتي است و در اين مدت ناچار از گوشه‏گيري و كناره جويي از ديگران است و طيبه (مدينه) خوش منزلي است و با وجود سي تن (يا به همراهي سي نفر) در آنجا وحشت و ترسي نيست».بنابراين حضرت مهدي (عج) ، در نهان ميزيست و مردم به طور عموم از او خبر نداشتند. در اين مدت جز تني چند، كسي او را نديده بود تا اينکه روزِ در گذشتِ امام يازدهم (روز هشتم ماه ربيعالاول سال 260 هـ) فرا رسيد. در اين روز، چهار امر باعث شد تا حضرت مهدي (عج)، خود را به گروهي از مردم بنماياند و كساني كه براي مراسم تشييع و خاك سپاري امام يازدهم حاضر شده بودند، او را ببينند:يکم. بايد امام بر جنازة امام نماز گزارد. حضرت مهدي (عج) براي رعايت اين سنّت الهي و سرِّ رباني، میبايست ظاهر شود و بر پيكر پدر نماز گزارد.دوم. مانع اين شود كه كسي از سوي خليفه بيايد و بر پيكر امام نماز بخواند و سپس جريان امامت ختم شده اعلام گردد. در نهايت خليفه ستمگر عباسي، وارثِ امامت ِ شيعي معرفي شود!!سوم. از روي دادن انحراف داخلي در جريان امامت جلو گيری شود؛ زيرا جعفر بن علي الهادي، معروف به جعفر كذّاب (برادر امام عسكري(ع))، در صدد ادعاي امامت بود و
    میخواست بر پيكر آن حضرت نماز گزارد.چهارم. ادامة جريان امامت و ولايتِ آن حضرت تثبيت شود و بر معتقدان معلوم گردد كه پس از امام حسنِ عسكري(ع) ، امام دوازدهم، حامل اين وراثت معنوی و ولايت ديني و دنيايي است. او تولد يافته و موجود است.بر اين اساس مردمي كه براي انجام مراسم آمده بودند، ناگاه كودكي خردسال را ديدند که در نهايت شكوه و حشمت همچون خورشيدي فروزان، از اندرون منزل خارج شد و عمويش جعفر را ـ كه آمادة نماز گزاردن بر پيكر پيشواي يازدهم شده بود ـ به يك سو زد و بر پيكر پدر نماز گزارد.[35]پاسخ به برخي پرسش‌ها و شبهاتاز آنجايي كه مخفي بودن ولادت حضرت مهدي (عج) ، پرسش‌هاي فراواني را در ذهنها به وجود آورده، بسيار مناسب است به پاره­اي از آنها (با توجه به ديدگاه دانشمندان بزرگ شيعه) پاسخ داده شود.شيخ مفيد(ره) دركتاب ارزشمند الفصول العشرة با بياني كوتاه و جامع، بهبرخي ازاين پرسشها پاسخ داده است.شبهه اول: پنهان بودن تولد مهدي پسر حسن بن علي(ع) از افراد خانواده و ساير مردم و ادامة پنهان زيستي اش، بر خلاف عرف و عادت است.پاسخ: اين شبهه بسيار سست و بي اساس است؛ زيرا چنين كاري، خارج از متعارف و يا مخالف عادت نيست؛ بلكه عقل و برهان چنين عملي را در پاره‌اي از اوقات ضروري مي‌داند و تاريخ نظاير آن را در فرزندان «پادشاهان» و «دولت مردان» به خاطر پاره‌اي از مصالح حياتي تأييد مي‌كند. ... همان گونه كه اين امر درباره عده‌اي از پادشاهان «ايران»، «روم» و «هند» نقل شده است.تمام تاريخ نويسان اسلامي و غير اسلامي، نقل كرده اند كه ولادت «ابراهيم خليل» از ترس كشته شدن به دست پادشاه زمانش، به گونه‌اي بود كه احدي از خويشان او بر آن آگاهي نيافت. ولادت «موسي بن عمران» نيز از ترس كشته شدن به دست «فرعون»، پنهاني انجام گرفت و قرآن به صراحت بيان مي‌كند كه «مادر موسي»، او را در ميان صندوقي نهاده، به ميان دريا انداخت. او از طريق وحي اطمينان يافته بود فرزندش سالم خواهد ماند و اين كار را به جهت حفظ مصالح موسي انجام داد.با توجّه به اين مطالب آيا ميتوان امكان پنهان ماندن ولادت حضرت مهدی (عج) را از خويشاوندان و دوستان، انكار كرد و اين كار را خلاف عقل وعادت دانست؟! حال اينكه عوامل پنهان كردن ولادت او، به مراتب بيشتر از عوامل پنهان شدن ولادت افراد ياد شده بوده است.اما اينكه هيچ كس از وجود پسري براي «حسن بن علي» خبر نداده، مطلبي بسيار نادرست و مخالف با واقع است؛ بلكه اطمينان به وجود فرزندي به نام مهدي (عج) براي «حسن بن علي» بيشتر از اطميناني است كه دربارة وجود ساير فرزندان افراد از راه‌هاي متعارف حاصل ميگردد.شبهه دوم: «جعفر بن علي» تولد فرزندي براي برادرش را به شدت انكار كرد و به همين جهت پس از مرگ وی، اموالش را تصاحب نمود ... و ريختن خون كساني را كه ادعاي پسري براي برادرش مي‌كردند، جايز شمرد!پاسخ: اين انتقاد نيز از چند جهت مردود است:استدلال به عمل يك شخص، در صورتي صحيح و پذيرفتني است كه آن شخص از خطا و اشتباه به دور باشد و هرگز گناهي از او سر نزند. همگان در اين امر اتفاق دارند كه «جعفر بن علي» اين مقام را نداشت و وجود او به عنوان فرزند امام(ع) ، اين مقام(عصمت از گناه) را براي او ممكن نميكرد. در گذشته نيز افراد فراواني، فرزند پيامبران و صالحان بوده اند؛ اما گناهان بزرگي مرتكب شدهاند!!انكار «جعفر» نسبت به فرزند برادرش، بسيار طبيعي و بر طبق انتظار است؛ زيرا حسن بن علي(ع) داراي اموال فراوانی بود كه اگر به دست «جعفر» ميرسيد، مي­توانست به وسيله آن به تمام خواستههاي نفساني و آرزوهاي مادي خود برسد. از طرفی امام عسکری(ع)، در انظار شيعيان داراي آن چنان مقام ارجمند و والايي بود كه شيعيان او را در همه امور، بر خود مقدم داشته و در برابر او مطيع و فرمانبردار بودند. خشنودی او را رضاي خداوند و خشم او را غضب خداوند ميدانستند. آن حضرت در زمان خود مرجع و مسؤول امور مادي و معنوي شيعيان بود و آنان خمس و زكات اموال خود را به عنوان يك وظيفه ديني، به او يا به وكيلش تقديم مي‌كردند تا به افراد مستحق برساند. جعفر ميدانست شيعيان اين عمل را پس از «حسن بن علي» با جانشين او انجام خواهند داد.حال آيا با وجود اين همه انگيزههاي مختلف براي انكار «مهدي»، باز هم ميتوان به انكار جعفر استدلال كرد و انكارش را شاهدي بر درستي مدعاي خود دانست؟!تاريخ نويسان گوشهای از رفتارهای اخلاقي و عواملي را نقل كرده اند كه موجب انكار جعفر نسبت به مهدي(ع) فرزند برادرش گرديد و او را وادار كرد خليفه وقت را نسبت به جانشين حسن و شيعيانش تحريك كندو...شبهه سوم: «حسن بن علي» در هنگام مرگ مادر خود «حديث، ام الحسن» را وصيّ و سرپرست جميع اوقاف و اموال خود قرار داد و اختيار تصرف در آنها را به او واگذار کرد. اين خود دليل بر آن است كه آن حضرت فرزندي نداشته است.پاسخ: اين شبهه نيز سست و بي اساس است و نمی توان به آن در انكار فرزند حسن بن علي(ع) اعتماد كرد. وصيت امام حسن(ع) به مادرش، مؤيد اين مطلب است كه وي مي­خواسته، ولادت و وجود فرزندش را پنهان نگه دارد و از ريختن خونش به دست حاکمان جور جلوگيري كند. اگر در وصيت، نامي از فرزند خود ميبرد و يا شخصاً به او وصيت ميكرد، نقض غرض ميشد و هدف نهايي (حفظ كردن مهدي (عج) براي زمان لازم و مناسب) به دست نميآمد. به خصوص آنكه امام عسکری(ع) مجبور گرديد، اسامي در باريان نزديک خليفه (مانند «واثق» و «محمد بن مأمون» و «فتح بن عبد ربه» و ...) را در وصيت نامه درج كند، تا اين وصيت از نظر دولت عباسي، معتبر باشد و موجب حساسيت آنها نسبت به فرزندش و سبب كوشش آنان براي پيدا كردنش نگردد. ضمناً شيعيان را از تهمت اعتقاد به وجود فرزندي براي خود و نيز از اعتقاد به امامتش برهاند.[36] البته چنين حركتي، قبلاً نيز به دلايلي از ائمه(ع) صورت گرفته بود.[37]



    +++

    منابع براي پژوهش:

    1. جمعي از نويسندگان، چشم به راه مهدي (عج)، چ دوم، (مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1378 هـ .ش).

    2. سيد ثامر هاشم العميدي، مهدي منتظر در انديشه اسلامي، ترجمه محمد باقر محبوب القلوب، (انتشارات مسجد جمكران،قم، 1380 هـ . ش).

    3. شيخ مفيد، فصول العشرة في الغيبة (10 انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت حضرت مهدي (عج))، ترجمه محمد باقر خالصي، (انتشارات راه امام، تهران، بي تا).

    4. لطفالله صافي گلپايگاني، امامت و مهدويّت، (انتشارات حضرت معصومه3، قم، 1377 هـ .ش).

    5. قزويني، سيد محمدكاظم، امام مهدي (عج) از ولادت تا ظهور، ترجمه حسين فريدوني، (نشر آفاق، تهران 1379هـ .ش).



    [1] . جمعي از نويسندگان، چشم به راه مهدي (عج)، ص 318.[2] . محمد رضا حكيمي، خورشيد مغرب، صص 21ـ22. (با تصرف)[3] . كمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 42، ح 1؛ همچنين ر.ك: كتاب الغيبة، ص 238؛ كشف‏الغمة، ج 2، ص449.[4] . شيخ صدوق(ره)، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص567.[5] . همان، ج1، ص325، ح2.[6] . نعماني، الغيبة، ص168.[7] . كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص340، ح18.[8] . همان، ص479، ح1.[9] . كليني ، كافي، ج1، ص341.[10] . كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص377، ح2.[11] . همان، ص480، باب 44، ح5.[12] . محمد بن حسن طوسي(ره)، كتاب الغيبة، ص77، ح105.[13] . اعراف (7)، آيه14.[14] . قصص(28)، آيه7.[15] . لطف الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، ص353.[16] . مجلسي(ره)، بحار الانوار، ج50، ص313.[17] . كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص408، ح4.[18] . همان.[19] . بحار الانوار، ج51، ص22؛ ر.ك: كتاب الغيبة، ص245.[20] . كتاب الغيبة، ص 244، ح 211؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 42، ح 5؛ همچنين ر.ك: الخرائج والجرائح، ج 10، ص 457، ح 2.[21] . كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص430، ح5.[22] . همان، ج2، ص475؛ باب 43،ح 25. همچنين ر.ك: منتخب الأنوار المضيئة، ص 157؛ الخرائج والجرائح، ج 3، ص1101.[23] . در اينجا تنها به موارد اندكي اشاره شده است. براي تفصيل بيشتر ر. ك: لطف اللّه صافي گلپايگاني، منتخب الاثر؛ سيد ثامر هاشم العميدي، مهدي منتظر در انديشه اسلامي، ص185 تا ص 200؛ همو، در انتظار ققنوس، ترجمه و تحقيق، مهدي عليزاده، ص188 تا 198.[24] . برخي از اهل سنّت که ولادت حضرت مهدي(ع) را گزارش کرده اند، تنها آن را از ديدگاه شيعه بيان کرده اند، در حالي که عده اي گمان کرده اند کساني که ولادت آن حضرت را نقل کرده اند بر اين باور هستند که آن حضرت به دنيا آمده است.[25] . سيد ثامر هاشم العميدي، مهدي منتظر در انديشه اسلامي، ص186، به نقل از: الكامل في التاريخ، ج7، ص274 در پايان حوادث سال 260 هـ . ق.[26] . همان به نقل از: وفيات الاعيان، ج4،ص176، ح562.[27] . همان.[28] . مطالب السؤول، ج2، ص79، باب 12.[29] . ابن صباغ مالكي، الفصول المهمة، ص287.[30] . ر. ك: كافي، ج1، ص329؛ كتاب الغيبة، ص231.[31] . كافي، ج 1، ص 514؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 424؛ كتاب الغيبة، ص 147.[32] . كتاب الغيبة، ص229؛ بحار الانوار، ج51، ص17.[33] . كتاب الغيبة، ص 232، ح 199، كافي، ج 1، ص 328، ح 2.[34] . كافي، ج 1، ص 340؛ الغيبة، ص 188، ح 41؛ كتاب الغيبة، ص 162، ح 121.[35] . ر.ک: خورشيد مغرب، ص24 و 25.[36] . شيخ مفيد، فصول العشرة في الغيبة (10 انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت حضرت مهدي (عج))، ترجمه محمد باقر خالصي، صص 18 ـ 48. (با تصرف و تلخيص)[37] . ر. ك: داستان وصيت امام صادق(ع).
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۸/۱۲/۱۱ در ساعت ۰۹:۵۹

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وجود امام زمان با براهین عقلی و نقلی به اثبات میرسد چه انکه نقل قولهایی بر وجود امام زمان ، از پیامبر و امامان قبل از او وجود دارد که وجود او را بیان میکند
    در ریاضی وقتی یک قضیه به اثبات میرسد از این قضیه میتوان نتیجه هایی گرفت
    تا کسی به اصل قضیه ایمان نیاورده باشد به نتیجه های ان نیز ایمان نخواهد اورد
    امکان ندارد که کسی به امامت امام 11 ایمان داشته باشد ولی وجود مهدی را منکر شود
    امکان ندارد کسی قران را کلام الهی بداند ولی دستورهای ان را حاصل و پرداخته ذهن بشر بداند
    چرا نمیتوان وجود خدا یا فرشته یا موجوداتی مجرد بر مادیون به اثبات رساند؟
    چون انها اصل را بر ماده گذاشتند و وجود هر چیز جز ماده را نفی میکنند
    حتی با براهین عقلی نیز نمیتوان به انها خدا را به اثبات رساند چرا؟ چون اصل ماده گرفتند و خدا را حاصل ذهنیات انسان دانستند ولی (اصل وجود تنها ماده و نفی هر چیز جز ماده) در درست یا نادرست بودن این اصل شک نمیکنند چون ان را حقیقت محض میدانند
    کسانی که فقط تاریخ را حقیقت محض میدانند و بر سایر نشانه ها و براهین عقلی توجه نمیکنند مثل انسانهای اعور و یک چشمی هستند که مثل مادیون فقط ماده را میبینند و از دیدن سایر نشانه ها کور هستند
    ویرایش توسط فقیر : ۱۳۸۸/۱۱/۲۶ در ساعت ۰۹:۵۲

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زرتشیان معتقد به "سوشیانت" هندوها "ویشنو" مانویان "خردشهر ایزد" چینیان"کریشنا" بوداییان هم "بودای پنچم ".

    عقیده به ظهور نجات دهنده در تمام ادیان هست منتها فرق بین نجات دهنده فرقه شیعه (مهدی) با بقیه ادیان
    در این است که انها نماد صلح صفا و اشتی برادری و هدایت مردم به رفتار نیک و اینده درخشان برای جهان هستند.
    ولی مهدی فرقه شیعه ظهورش با ترس,وحشت و قتل و خونریزی و کشتار و ویرانی همراه است.باورهای خرافاتی مثل ظهور
    دجال ,جانور غول پیکری از زمین "دابه الرض"طلوع خورشید از مغرب,زلزله های پی در پی خشکسالی ,شیوع سکته,جذام تبدیل بدعت گذاران دین به خوک و میمون هجوم ملخهای خون رنگ,تمامش ساخته های مغزهای پریشان هست نه یک خدای مهربان و بخشنده.!

    مهدی تا اندازه ای خون میریزد که تا زیر شکم اسب او را خون فرا میگیرید.
    مهدای جز شمشیر به مردم چیزی نمیدهد.

    و به خدا سوگند میخورد که مهدی از هر صد نفر ,بلکه از هر هزار نفر ,یک نفر را باقی نمیگذارد.
    لشکریان مهدی هر شهر را خراب و ویران میکنند.
    این امر واقع نمیشود مگر اینکه نه دهم مردم (بوسیله مهدی )از بین بروند.

    (ملا محمد باقرمجلسی .بحارالانور.)
    ------
    نقل قول نوشته اصلی توسط kiuhnmgtrdcv نمایش پست
    وجود امام زمان با براهین عقلی و نقلی به اثبات میرسد
    علامه ملا محمد باقر مجلسی مینویسد:
    هر زمان خاتون عمه امام حسن عسکری او را میدید,دعا میکرده خدا به او فرزندی بدهد.روزی حسن عسکری میگوید امشب
    از نرجس فرزندی زایش خواهد یافت.از وی میخواد پیش او بماند و به وی کمک کند.حکیمه خاتون پیش نرجس میرود
    ولی اثری از بارداری در او نمیبیند,جریان را به امام عسکری میگوید,حسن عسکری لبخند میزند و اظهار میدارد ,ما امام ها مانند افراد عادی مردم در شکمهای مادرانمان قرار نمیگیریم و از راه رحم زایش پیدا نمیکنیم,بلکه در پهلوهای مادران خود جای میگیریم و از ران راست مادرانمان خارج میشویم.زیرا ما نور خداییم و پلیدی ها قادر نیستند,نور را الوده سازند.

    نزدیک سپیده دم به سوی نرجس رفتم.امام عسکری اظهار داشت,عمه سوره "انا انزلنا" را بخوان,هنگامی که سوره
    را خواندم.جنین او نیز با من شروع بخواندن کرد.سپس جنین به من سلام کرد.سپس نرجس از نظرم ناپدید شد و
    بعد طفلی را مشاهده کردم که مشغول سجده است.طفل روی زانو نشست انگشتان خود را به اسمان گرفت و اشهد
    ان لااله...و نام تمام امامان و «زمین را بوسیله من پر از عدل و داد کن»میگوید,چند مرغ می اید و امام یکی از انها رو صدا میزند و به مرغ میگوید:«این طفل را ببر و نگهداری کن ودر هر چهل روز به ما بازگردان.»مرغان او را میبرند نرگس خاتون گریه میکند.!امام عسکری میگوید تو را به خدا میسپارم,وی میگوید ان مرغ "روح القدس" است. !
    عمه میبیند نوزاد چهل روزه راه میرود,گفتم اینکه دو ساله بنظر میرسد,امام گفت :فرزند انبیا و اولیا نشو و نمایشان با افراد عادی تفاوت دارد,نوزاد یک ماهه انها مثل نوزادیکساله هستند,در شکم مادر حرف میزنند و قران میخوانند.

    از اول تا اخر این افسانه زایش امام زمان پر از خرافات ,مطالب غیر عقلی هست, و چیزی از برهاین عقلی دیده نمیشه.
    1:چطور امکان داره شخصی باردار باشه ولی علایم بارداری نداشته باشه؟
    2:چطور امکان داره نوزاد( ولو امام باشه) جای غیر از شکم و از جای غیر از رحم خارج بشه؟
    3:چه دلیل عقلی وجود داره که ثابت کنه امامان از رحم مادرانشون خارج نمیشدند, (تا الوده نشوند یعنی چی)؟
    4:چطور امکان داره جنین در شکم مادر شروع بخواندن قران و صحبت بشه ؟
    5:لطفا یک لحظه فکر کنید نوزادی که تازه بدنیا امده چطور امکان داره روی زانوهاش سجده کن؟!!
    6:چطور میشه از مرغی که شعور و عقل نداره انتظار داشت مسئولیت پرورش یک نوزاد رو بگیره؟
    7:محمد در سوره کهف ایه 110 میگه که من هم مثل شما ها یک انسان عادی هستم و فقط به من از طرف الله وحی
    میشود, محمد که خودش مثل دیگران نه ماه در شکم مادرش امنه بود و بطور عادی تولد یافته,ولی امامها,و
    امام ساخته شده اخوندها در پهلوی مادرشان قرار میگیره و از ران سمت راست مادرشان خارج میشه؟
    8:امام زمان با یک شمشیر و چند صد عدد کسانی که قرار به کمکش بیان چطور میخوان در مقابل پیشرفته ترین
    سلاحه های این زمان که میتونند در چند ثانیه هر نقطه ای از زمین رو هدف قرار بدن بجنگند.ایشون میخوان با 313 تا
    از یارانشان بر روی شتر و اسب و الاغ لشکر کشی کنند به کجا!با یک موشک هدایت شوند تماماّ پودر میشند.!


    اینقدر این داستان امام زمان مضحک است که فقط میشه اون رو با داستانهای قالی پرنده و غول چراغ جادو مقایسه کرد, نه به قول جناب raji14 یک برهان برای هدفدار بودن خلقت انسان.!

    برخلاف چیزی که شما گفتین که "براهین عقلی" وجود داره بطور قطع هیچ دلیل عقلی و منطقی برای اینها وجود نداره.

    با وجود خدای قادر مطلق که میتونه تمام مشکلهای مخلوقاتش رو برطرف کنه چه نیازی به یک امام افسانه ای داریم ؟ایا خدا خودش توانای نداره تا مشکلات رو از راه معقول حل کنه نه اینکه داستان پردازی کنه؟
    ویرایش توسط ANONYME : ۱۳۸۸/۱۱/۲۸ در ساعت ۲۳:۰۶
    تمام حقایق در ابتدا توهین به مقدسات تلقی می شوند ! "

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عج)




    چند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عج)به نام یکتای بی همتاچند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عج)
    سوال 1 : اگر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) در بين مردم ظاهر مي شد چه محذوري پيش مي آمد؟
    پاسخ : ممكن است اين چنين بنظر آيد كه اگر حضرت در بين مردم بود، از وجودش استفاده مي كردند و او نيز در موقع مناسب قيام مي كرد بهتر بود.‌ولي مساله اين چنين نيست ، زيرا پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليه السلام كرارا به مردم گوشزد كرده بودند كه دستگاه ظلم و ستم به دست مهدي موعود برچيده مي شود و كاخهاي بيدادگري را واژگون خواهد كرد. از اين جهت وجود مقدس امام همواره مورد توجه دو دسته از مردم واقع مي شد :

    دسته اول :مظلومين و ستم ديدگان كه متاسفانه هميشه عده آنها زياد بوده و هست. آنان به قصد تظلم و اميد حمايت دور وجود امام اجتماع كرده و تقاضاي نهضت و دفاع مي كردندو هميشه گروه كثيري اطرافش رااحاطه كرده وانقلاب و غوغايي بر پا بود.

    دسته دوم : زورگويان و ستمكاران خون خواري هستند كه بر ملت محروم تسلط يافته و در راه رسيدن به منافع شخصي و حفظ مقام خويش از هيچ عملي پروا ندارند و حاضرند تمام ملت را فداي مقام خود كنند. اين گروه چون وجود امام زمان عليه السلام را سد راه منافع و مقاصد خويش ، تشخيص مي دادند و رياست و فرمانروايي خويش را در خطر مي ديدند ناچار بودند وجودمقدس آن حضرت را از ميان بر دارند و خودشان را از اين خطر بزرگ برهانند. در اين تصميم اساسي كه حياتشان بدان بسته بود با هم متحد شده و تا ريشه عدالت و دادخواهي را قطع نمي كردند هرگز از پاي نمي نشستند.

    سوال 2 : چرا امام از شهادت مي ترسد ؟در واقع سوال اين است كه اگر امام در بين مردم ظاهر بود و در راه اصلاح جامعه و ترويج دين و دفاع از مظلومان كشته مي شد، چه مانعي داشت ؟ مگر خون او از خون پدران و جدش عزيزتر است؟ و اصلا چرا بايد از مر گ بترسد ؟
    در پاسخ چنين سوالي بايد گفت كه امام غايب هرگز از كشته شدن در راه دين هراسي نداشته و ندارد ، چرا كه سرانجام به شهادت خواهد رسيد،لكن در عين حال، كشته شدن او به صلاح جامعه و دين نيست، زيرا هر يك از پدرانش كه از دنيا رحلت مي كردند، امام ديگري جانشينش مي شد، اما اگر امام زمان كشته شود جانشيني ندارد و زمين از حجت خالي مي شود و عدم وجود حجت مساوي با فنا و نابودي انسان و نسل بشر است. به علاوه مقدر شده است كه در اين عالم سرانجام حق بر باطل پيروز شود وبه واسطه امام عصر عليه السلام دنيا به كام حق پرستان درآيد.

    سوال 3 : آيا خدا قدرت حفظ امام را ندارد ونمي تواند او را از شر دشمنان حفظ كند ؟
    در پاسخ بايد گفت كه چرا دارد، با اينكه قدرت خدا نامحدود است ، لكن كارها را بر طبق اسباب و علل و از مجراي عادي انجام مي دهد. بنا نيست براي حفظ وجود انبياء وائمه و وجود امام زمان عليه السلام و ترويج دين از روش عمومي اسباب و علل دست بردارد و خلاف جريان عادي عمل كندو گرنه دنيا دار تكليف و امتحان نخواهد بود.

    سوال4 : اگر امام ظاهر بود آيا ممكن نبود كه ستمگران تسليم او شده و با او بيعت كنند.؟
    اصل سوال اين است كه اگر امام ظاهر بود، چون كفار و ستمگران به او دسترسي داشته و سخنانش راگوش مي كردند ، شايد نه تنها درصدد قتلش بر نمي آمدند ، بلكه تسليم او مي شدند وبه او ايمان مي آوردند و از رفتار بدشان دست بر ميداشتند ؟

    همه مي دانيم كه همه افراد در مقابل حق و عدالت تسليم نمي شوند. بلكه از آغاز عالم تا حال ، هميشه گروهي در بين بشر وجود داشته اند كه دشمن حق و درستي بوده و براي پايمال كردن آن با تمام قوا كوشيده اند. مگر پيامبران و ائمه اطهار عليه السلام حق نمي گفتند ؟ مگر سخنان حق و معجزاتشان در دسترس ستمكاران نبود؟ با وجود اين در نابود كردن آنان و خاموش نمودن چراغ هدايت از هيچ عملي فرو گذار نكردند. صاحب الامر عليه السلام نيز اگر غايب نمي بود، قطعا به سرنوشت آنان گرفتار مي شود و آن غلبه حق بر باطلي كه مقدر شده بود،‌انجام نمي گرفت و الان كه حضرت غايب است تاز ماني كه آمادگي پذيرش اودر جوامع بشري حاصل نشود اوظاهر نخواهد شد.

    سوال5 : اگر امام ظاهر بود و با ستمگران پيمان عدم تعرض مي بست چه مي شد ؟
    پاسخ : كساني كه با مهدويت در اسلام آشنايي دارند، مي دانند كه برنامه مهدي موعود عليه السلام با ساير ائمه اطهار عليه السلام تفاوت دارد. ائمه مامور بودند كه در ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش كنند.‌ولي مامور به جنگ نبودند، لكن از اول بنا بود كه سيره و رفتار مهدي دادگستر بر خلاف آنان باشد و در مقابل باطل وستم سكوت نكند و با جنگ و جهاد ، جور و ستم و بي ديني را ريشه كن كند و ستمگران را از كاخ خودسري سرنگون سازد . اصلا اين گونه رفتار از علائم و خصايص مهدي شمرده مي شود.

    به هر امامي كه گفته مي شد : چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني ؟ جواب مي داد : اين كار به عهده مهدي ماست. به بعضي از امامان اظهار مي شد : آيا تو مهدي هستي ؟ جواب ميداد، مهدي با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد، ولي من چنين نيستم و توانايي آن را هم ندارم . به بعضي هم عرض مي شد آيا تو قائم هستي ؟ پاسخ داد : من قائم به حق هستم، لكن قائم معهودي كه زمين را از كفر وستم پاك مي كند، غير من است. هنگامي كه از اوضاع آشفته جهان و ديكتاتوري ظالمان و محروميت مومنان شكايت مي شد . مي فرمودند : قيام مهدي مسلم است در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. وقتي از كمي عدد مومنان و كثرت كفار و قدرت آنان سخن به ميان مي آمد، ائمه عليه السلام شيعيان را دلداري مي دادندو مي فرمودند : حكومت آل محمد (صل الله عليه و اله) حتمي است و پيروزي و غلبه با حق پرستي خواهد بود. صبر كنيد ودر انتظار فرج آل محمد باشيد ودعا كنيد. مومنان و شيعيان نيز با اين نويدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محروميتي را بر خودهموار مي كردند.

    با توجه به اين نويدها و خبرها از شما مي خواهيم كه بيان كنيد آيا با اين همه انتظاراتي كه مومنان بلكه بشريت از مهدي موعود داشتند، اين امكان وجود داشت آن جناب با ستمكاران سازش كرده و پيمان مودت و دوستي ببندد ؟ اگر چنين عملي انجام مي گرفت ،‌آيا ياس و نوميدي بر مومنان چيره نمي شد و آن حضرت را متهم نمي كردند كه با ستمكاران سازش كرده و قصد اصلاح ندارد ؟!

    علاوه بر اين ، اگر با ستمكاران قرارداد دوستي و عدم تعرض امضا مي كرد، ناچار بود كه به عهد و پيمان خويش وفادار باشد و در نتيجه ، هيچ وقت اقدام به جنگ نكند، زيرا اسلام عهد و پيمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است

    به همين دليل در احاديث ، فلسفه مخفي بودن ولادت حضرت و اسرار غيبت او اين جهت بيان شد كه حضرت ناچار نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست نهضت كند، بيعت كسي در گردن او نباشد. از باب نمونه ، حضرت صادق عليه السلام فرمود: ولادت صاحب الامر مخفي مي شود تا اينكه وقتي ظاهر گشت پيمان هيچ كس در گردنش نباشد. خدا كارش را در يك شب اصلاح مي كند.

    علاوه برهمه اينها،ستمكاران و زمامداران خودخواه،چون رياست و منافع خودشان را در خطر مي‌ديدند، بااين پيمان ها مطمئن نمي شدند و چاره نهايي را در قتلش تشخيص مي دادند وزمين را بي حجت و امام مي گردانيدند.

    سوال 6 : اگر امام ظاهر بود، ولي در برابر ستمگران سكوت مي كرد تا سالم بماند چه مي شد ؟
    اولا ، چون ستمگران شنيده بودند كه مهدي موعود دشمن آنان است و به دست وي كاخهاي ستم ويران مي شود، مسلما به سكوت اواكتفا نكرده و از خود به كشتن حضرت رفع خطر مي كردند.

    ثانيا ، مومنان وقتي مشاهده مي كردند كه آن حضرت در مقابل تمام جنايات و ستمها سكوت كرده ، آنهم نه يك سال و دو سال ، بلكه صدها سال ، به تدريج از اصلاح جهان و غلبه حق مايوس مي شدند و در نويدهاي پيامبر اكرم (صل الله عليه و اله) و قرآن شريف شك مي كردند.

    ثالثا ، مظلومان اجازه سكوت به آن جانب نمي دادند.

    سوال 7 : چرا امام در غيبت كبري ، همانند غيبت صغري نواب خاص تعيين نكرد؟
    البته معلوم است كه اين كار به مصلحت نبود، زيرا دشمنان‌. نواب را آزاد نمي گذاشتند بلكه آنان را شكنجه و زجر مي دادند تا آنان مكان امام را نشان دهند، يا تحت شكنجه و در كنج زندان جان بسپارند
    چند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عج)ومن الله توفیقچند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عج)

    و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم


  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط anonyme نمایش پست
    از اول تا اخر این افسانه زایش امام زمان پر از خرافات ,مطالب غیر عقلی هست, و چیزی از برهاین عقلی دیده نمیشه.
    1:چطور امکان داره شخصی باردار باشه ولی علایم بارداری نداشته باشه؟
    2:چطور امکان داره نوزاد( ولو امام باشه) جای غیر از شکم و از جای غیر از رحم خارج بشه؟
    3:چه دلیل عقلی وجود داره که ثابت کنه امامان از رحم مادرانشون خارج نمیشدند, (تا الوده نشوند یعنی چی)؟
    4:چطور امکان داره جنین در شکم مادر شروع بخواندن قران و صحبت بشه ؟
    5:لطفا یک لحظه فکر کنید نوزادی که تازه بدنیا امده چطور امکان داره روی زانوهاش سجده کن؟!!
    6:چطور میشه از مرغی که شعور و عقل نداره انتظار داشت مسئولیت پرورش یک نوزاد رو بگیره؟
    7:محمد در سوره کهف ایه 110 میگه که من هم مثل شما ها یک انسان عادی هستم و فقط به من از طرف الله وحی
    میشود, محمد که خودش مثل دیگران نه ماه در شکم مادرش امنه بود و بطور عادی تولد یافته,ولی امامها,و
    امام ساخته شده اخوندها در پهلوی مادرشان قرار میگیره و از ران سمت راست مادرشان خارج میشه؟
    8:امام زمان با یک شمشیر و چند صد عدد کسانی که قرار به کمکش بیان چطور میخوان در مقابل پیشرفته ترین
    سلاحه های این زمان که میتونند در چند ثانیه هر نقطه ای از زمین رو هدف قرار بدن بجنگند.ایشون میخوان با 313 تا
    از یارانشان بر روی شتر و اسب و الاغ لشکر کشی کنند به کجا!با یک موشک هدایت شوند تماماّ پودر میشند.!
    اینقدر این داستان امام زمان مضحک است که فقط میشه اون رو با داستانهای قالی پرنده و غول چراغ جادو مقایسه کرد, نه به قول جناب raji14 یک برهان برای هدفدار بودن خلقت انسان.!

    برخلاف چیزی که شما گفتین که "براهین عقلی" وجود داره بطور قطع هیچ دلیل عقلی و منطقی برای اینها وجود نداره.

    با وجود خدای قادر مطلق که میتونه تمام مشکلهای مخلوقاتش رو برطرف کنه چه نیازی به یک امام افسانه ای داریم ؟ایا خدا خودش توانای نداره تا مشکلات رو از راه معقول حل کنه نه اینکه داستان پردازی کنه؟
    من قبلا گفتم تا کسی به اصلی ایمان نداشته باشد چطور میتواند به نتیجه های ان ایمان بیاورد؟
    وقتی نوح علیه السلام در بالای کوه مشغول ساختن کشتی بود بزرگان قومش او را به سخره میگرفتند که چرا داری بالای کوه کشتی میسازی؟
    کشتی ساختن بالای کوه؟! فکر میکردند که نوح ع دیوانه است که بالای کوه کشتی میسازد چرا این فکر میکردند؟ چون تا کسی به اصلی ایمان نیاورد به نتیجه های ان نیز ایمان نمی اورد
    من در تاپیک های قبلی دیدم که شما وجود اخرت را نفی کردید ایا به کسی که اخرت قبول ندارد میتوان وجود نکیر و منکر اثبات کرد؟به کسی که اخرت و حیات پس از مرگ قبول ندارد میتوان قیامت به اثبات رساند؟
    ویرایش توسط فقیر : ۱۳۸۸/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۰:۵۲

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ابتدا بايد دانست كه انديشه مهدويت و ظهورمنجي بزرگ ، يكي از اصيل ترين انديشه هاي اسلامي است و بنيانگذار آن پيامبر اكرم (ص) است . آن حضرت خود عقيده ظهور را در جدول عقايد اسلامي قرار داد و به همين جهت اين موضوع به طور يكسان در منابع شيعه و سني منعكس گرديده است. اهل بيت پيامبر (ص) نيز اين انديشه و اعتقاد را در جامعه اسلامي تبيين وترويج كرده اند . اما مي توان ادعا كرد كه هيچ مساله اسلامي، همانند عقيده مهدويت و ظهور، از قطعيت و سابقه تاريخي بر خوردارنيست. بنابريان داراي ادله تاريخي ، فلسفي و عقلي و براساس پيشگويي هاي غيبي اديان و ... است.از آنجا كه درك كليات بر عهده عقل و درك مصاديق و جزئيات، در حوزه حواس پنجگانه است. طبيعتاً براي اثبات امور جزئي ، برهانهاي عقلي اقامه نمي شود.در موضوع امامت ، عقل به همين مقدار حكم مي كند كه معرفي ، نصب و وجود راهنمايي الهي براي بشر حسن و لازم است و لذا خداوند براي حفظ هدفمندي و به كمال رساندن انسان ها، حتماً چنين راهنمايي را مي فرستد، اما تشخيص و تطبيق امام بر مصاديق خارجي و توصيف و شناسايي او ، كار عقل صرف نيست .پس بايد در كنار ادله عقلي ، به ادله نقلي (قرآني و روايي) نيز توجه كرد و براي شناخت امام ـ‌به خصوص منجي موعود- به كتاب و سنت پيامبر(ص) و نيز به كرامات شخص مدعي منصب امامت مراجعه كرد.بر اين اساس ادله عقلي درصدد اثبات لزوم و وجود فعلي امام است و رسالت اثبات يك شخصيت الهي (مهدي موعود) را بر عهده دارد.متكلمين براي اثبات وجود حضرت مهدي به دلايل مختلفي استدلال مي كنند، از قبيل: برهان لطف، برهان عنايت، برهان فطرف، برهان واسطه فيض الهي، برهان علت غايي، برهان امكان اشرف، برهان مظهر جامع، برهان تجلي اعظم، برهان عدم تبعيض در فيض، برهان تقابل قطبين، برهان لزوم عقل بالفعل و برهان حساب احتمالات ....در اينجا به بعضي از اين ادله مي پردازيم.ادله عقلي اثبات مهدويت:1 ـ برهان لطف يكي از براهين عقلي كه متكمان زياد به آن استدلال مي كنند «قاعده لطف است» ؛ علامه حلي براي اثبات امامت به اين قاعده تمسك جسته ، مي گويد: «امامت ، رياست عامه الهي در امور دين و دنياست، براي شخصي از اشخاص به عنوان نيابت از پيامبر (ص) و اين واجب عقلي است؛‌زيرا امامت لطف است. پس ما علم قطعي داريم كه اگر براي مردم شخصي باشد كه رياست آنها را برعهده گيرد و آنها را راهنمايي كند و ديگران از او اطاعت كنند و او حق مظلوم را از ظالم بستاند و ظالم را از ظلم منع كند، مردم به صلاح نزديك تر و از فساد دورتر مي شوند»(شرح باب حادي حشر، ص 83) .متكلمان لطف را بر خداوند، واجب مي دانند ؛زيرا او بندگان خود را عبث و بيهوده نيافريده و راه رسيدن به هدف را بر ايشان هموار مي سازد. اين قاعده ايجاب مي كند كه در ميان جامعه امامي باشد تا محور حق بوده و جامعه را از خطاي مطلق بازدارد و آنان را به سعادت حقيقي هدايت كند. امتثال از دستورات و اطاعت انسان ها از تكاليفي كه خداوند بر بندگان واجب داشته ، بدون انجام دادن اموري از جانب خداوند (مثل نصب امام معصوم، وعده و وعيد و ...) محقق نمي شود و خداي حكيم حتماً اين امور را انجام مي دهد تا نقض غرض در تكليف لازم نيايد و اين به دست امام صورت مي گيرد.شيخ شهاب الدين سهروردي در اثبات وجود حضرت ولي عصر(ع) از طريق قاعده لطف مي گويد: در جهان هيچ گاه از حكمت و از وجود كسي كه قائم به حكمت باشد و نشانه هاي خداوند نيز در او باشد، خالي نبوده است. اين چنين كسي خليفه خداست در زمين و تا زمين و آسمان برپاست چنين خواهد بود ... پس در هر زمان اگر چنين شخص باشد كه خدايي و نمونه كامل علم و عمل است، رياست جامعه با اوست و او خليفه خداوند در روي زمين است و زمين هيچ گاه از چنين انساني خالي نخواهد بود... اينكه مي گوييم رياست با اوست ،مقصود الزام حكومت ظاهري او نيست؛ بلكه گاه امام خدايي ، حكومت تشكيل مي دهد و آشكار است و مبسوط اليد وگاه در نهايت پنهاني (غيبت) به سر مي برد. اين امام همان كسي است که مردم او را قطب زمان «ولي عصر» مي نامند. رياست جامعه با اين انسان است؛ اگر چه نشاني از او در دست نباشد. البته اگر اين رئيس ظاهر باشد و در راس حكومت قرار گيرد، زمان نوراني خواهد شد.(مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج 2 ،ص 21و22)به اين ترتيب وجود امام زمان گرچه از ديدگان مردم غايب است ، داراي الطافي است، از جمله : حراست از دين خدا ، تربيت نفوس مستعد انساني، حفظ و بقاي مذهب، وجود الگو در جهت پيشرفت بشر و ...البته محروميت از فيض ظهور پيشواي الهي، به جهت موانعي است كه خود انسان ها ايجاد كرده اند، چنان كه شيخ طوسي مي گويد: اصل وجود امام ، لطف است و تصرف آن حضرت لطف ديگر و اين ما هستيم كه موجب غيبت آن حضرت شده ايم (عدمه منّا). (كشف المراد ، ص 363)2 ـ برهان فطرتانسان داراي تمايلات غريزي و فطري گوناگون است (شخصي و اجتماعي و عالي) . تمايلات عالي از قبيل حقيقت جويي، خير طلبي ، حس ديني و پرستش ، يافتن كامل مطلق و ... حال براي رسيدن به كمال مطلق و معبود حقيقي احتياج به واسطه اي است كه خود سفر كمال را طي كرده و بتواند انسان را دستگيري كند تا او را از راه هاي گوناگون (وضع قوانين تشريعي و تبيين آنها ، دستگيري انسان هاي مستعد كمال و ...) به كمال مطلوب برساند.اين امر از دو راه قابل اثبات است:1 ـ وجود اين ميل و اميد واسطه در انسان بديهي است.2 ـ وجود انسان كامل كه ناطق و هادي به كتاب و سنت ( به نقل آيات قران و روايات) ضروري است. ( سوره احقاف آيه 12 ، سوره اعلي آيه 19 ، سوره بقره آيه 124 ).حال اگر ميل و كشش فطري به چيزي در انسان وجود دارد ، پس بايد آن چيز در خارج موجود باشد وگرنه وجود آن در انسان لغو خواهد بود. به عبارت ديگر اين عطش نسبت به انسان كامل معصوم، دليل وجود خارجي او است و بي جهت و خود به خود به وجود نيامده است.حال اگر اين تمايل واقعيت نداشته باشد، ساير تمايلات نيز واقعيت ندارد و اگر ساير تمايلات واقعيت دارد ، اين نيز واقعي است.اين مطلب را به طريق ديگري مي توان با توجه به برهان «هدفمندي» توضيح داد.برهان هدفمندي انسان، مركب از جسم و روح است و روح او نيز مانند جسمش در تكامل است . لازمه نيل به تكامل ، وجود يك راهنماست كه او را كمك نمايد. اگرچه عقل ، وظيفه راهنمايي را بر عهده دارد ، اما به خاطر محصور بودن آن به عالم جسمانيات و نيز به خاطر ـ وجود دشمن هايي چون هوا و هوس و تمايلات حيواني ـ بايد راهنمايي ديگري هم باشد تا به كمك عقل بشتابد . اين راهنما در عصر رسالت وجود پيامبر اكرم (ص) بود. به يقين پس از ايشان نيز راهنماياني وجود خواهند داشت، چرا كه نسل انسان ها تداوم يافته است و اگر راه برنامه و راهنمايي الهي موجود نباشد، خلقت انسان ها ، لغو و بي غايت خواهد بود. علاوه بر اين خطر تحريف دين و وجود گروه ها ي معاند نيز، اين ضرورت را تاكيد مي كند.3 ـ واسطه فيض :بايد در ميان بشر همواره فرد كاملي موجود باشد كه تمام كمالات انساني ممكن، در او به فعليت رسيده و در ضمن با عالم ربوبي ارتباط داشته باشد(تا ارتباط بين عالم غيب و نوع انسان محفوظ بماند) كه اگر چنين برگزيده اي در ميان بشر نباشد؛ حركت تكاملي افراد بي غايت و بدون هدف خواهد بود.بر اساس آيات قرآني (آيات 30 و 213 سوره بقره)، پروردگار در نظام خلقت و نيز قانون گذاري و ديانت، ائمه و حجت هاي خودش را خليفه روي زمين قرار داده و آنان را مجراي بهره وري ها و فيض عام و خاص براي مردم ساخته و تمام اسماي الهي را به ايشان آموخته است «وً عًلًّمً آدًمً الأًسْماءً كُلًّها» تا اينكه به اذن او ، همچون خودش در همه چيز تصرف و دخالت كنند و جانشيني او و عهده دار امور زمين و مردم باشند و چنين است كه اگر حجت و خليفه خدا در زمين نباشد ، خاك هستي مردم را در خود خواهد كشيد. بايد دانست كه خداوند متعال، با اسما و صفات عاليه اش، همه چيز و همه پديده ها را آفريده و خود عهده دار تمام امور آنها است. هستي همه آنها، وابسته به او است و هرگونه اراده كند، در انها دخل و تصرف مي كند... اما بناي ذات مقدسش بر اين است كه امور خلقت مادي را، فقط از طريق اسباب مادي ـ و بدون دخالت مستقيم و يا بي واسطه ـ اداره كند و از جمله اسباب براي اصلاح امور ظاهري و باطني مردم،‌پيامبران و جانشينان آنان ـ به خصوص امامان معصوم ـ هستند. امام صادق (ع) مي فرمايد:«خداوند ناپسند و ناخوش مي دارد كه امور عالم را جز با اسباب و وسايط اداره كند ؛ از اين رو براي هر چيزي سببي قرار داده است و براي هر سبب گسترده و ميدان قدرت نفوذي قرار داده و براي هر نشانه اي، پشتگاه و راه ورودي گويا ـ و خواننده به حق ـ مقرر فرموده است. هر كه او را بشناسد ـ و به رسميت بپذيرد ـ خدا را شناخته و هركه او را انكار كند، خدا را انكار كرده است
    ادامه دارد


    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    409
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلب ذیل را ارسال کردم ولی بیرحمانه حذف شد. بنابراین با کمی ویرایش!‍ دوباره آن را ارسال می کنم. خواهشمندم استادان این وبسایت به آن پاسخ دهند:
    فایده و خاصیت این امام زمان در چیست؟
    مگر نه این است که باید سودی از جناب مبارک ایشان به شیعیانش برسد؟ خودش کاست؟ سودش کجاست؟
    گیریم که فعلا شرایط ظهور مهیا نیست ولی نمی تواند:
    - یک کتاب بنویسید و مواضع خود را روشن کند و خلقی را از گمراهی برهاند؟
    - اگر کتاب نمی تواند بنویسد یک رساله بنویسد.
    - یک جزوه بنویسد.
    - دست کم یک مقاله در یک روزنامه رسمی و معتبر چاپ کند.
    - حداقل یک وبسایت بزند و رهنودهای لازم را بدهد.
    - یک وبلاگ بزند.
    -- یک کنفرانس مطبوعاتی در جایی سری ترتیب دهد و به سوالات خبرنگاران جواب بدهد.
    - یک سی دی و یا دی وی دی سخنرانی بصورت ماهانه یا سالانه ارائه دهد و مواضع خود را روشن کرده و رهنمودهای لازم را بدهد.
    این امام زمان که رنج این همه انسان را می بیند چرا هیچ کاری نمی کند؟
    حداقل یکی از موارد فوق را انجام دهد تا من منکر دلیلی بر قبول وجودش بیابم.

    " ما اینجاییم چون: از سر اتفاقی نادر گروهی از ماهی هایی که باله های عجیب داشتند توانستند باله های خود را به پا تبدیل کنند و ساکن خشکی شوند. چون همه جای زمین در عصر یخبندان یخ نبست. چون دویست و پنجاه هزار سال قبل گونه ای کوچک و ضعیف در آفریقا پدید آمد که تاکنون به هر زحمت و جان کندنی بوده است توانسته است زنده بماند و منقرض نشود. ممکن است ما با شور و اشتیاق تمام بدنبال پاسخ " متعالی تری" باشیم، ولی چنین پاسخی واقعاً وجود ندارد."
    استفن جی گولد

  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    67
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لطفا حذف نکنیییید




    نقل قول نوشته اصلی توسط azadeh2009 نمایش پست
    مطلب ذیل را ارسال کردم ولی بیرحمانه حذف شد. بنابراین با کمی ویرایش!‍ دوباره آن را ارسال می کنم. خواهشمندم استادان این وبسایت به آن پاسخ دهند:
    به نام ایزد پاک
    جناب آزاده،هم پست شما حذف شد هم پاسخ من
    اگه مظلوم نمایی داره بیزحمت از طرف منهم مظلوم نمایی کنید
    من فکر میکنم اگر علاقه به پستهای خود دارید بهتر است خمیر مایه تمسخر آنرا خودتان حذف کنید تا نه پستهای شما را پاک کنند نه جوابهای منرا
    نقل قول نوشته اصلی توسط azadeh2009 نمایش پست
    فایده و خاصیت این امام زمان در چیست؟
    مگر نه این است که باید سودی از جناب مبارک ایشان به شیعیانش برسد؟ خودش کاست؟ سودش کجاست؟
    از فایده امام غایب اگر بخواهید بدانید باید عرض کنم که:
    در روایات ما تعبیر شده به خورشید پشت ابر
    اگر کمی از استعداد زیادی که در شما میبینم را صرف دقت دراین مثال بفرمایید شاید مطالبی دستتان بیاید.
    این از سودشان؛
    اگر لازم شد بیشتر عرض خواهم کرد
    اما اینکه خودشان کجا هستند؟
    این را اگر قرار بود من و شما بدانیم و بعبارتی همه بدانند،این دیگه با اصل غیبت ایشون منافات داره.
    اینکه ایشان در غیبت بسر میبرند اصلا یعنی همین که کسی از جای ایشان مطلع نباشد مگر اینکه خودشان اراده بفرمایند کسی را مطلع سازند که البته اگر آنشخص هم رازدار نباشد بازهم با قضیه غائب بودن منافات پیدا خواهد کرد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط azadeh2009 نمایش پست
    گیریم که فعلا شرایط ظهور مهیا نیست ولی نمی تواند:
    - یک کتاب بنویسید و مواضع خود را روشن کند و خلقی را از گمراهی برهاند؟
    - اگر کتاب نمی تواند بنویسد یک رساله بنویسد.
    - یک جزوه بنویسد.
    - دست کم یک مقاله در یک روزنامه رسمی و معتبر چاپ کند.
    - حداقل یک وبسایت بزند و رهنودهای لازم را بدهد.
    - یک وبلاگ بزند.
    -- یک کنفرانس مطبوعاتی در جایی سری ترتیب دهد و به سوالات خبرنگاران جواب بدهد.
    - یک سی دی و یا دی وی دی سخنرانی بصورت ماهانه یا سالانه ارائه دهد و مواضع خود را روشن کرده و رهنمودهای لازم را بدهد.
    این نمیتواند گفتنهای شما و مطالب فوق همان خمیر مایه تمسخری هست که عرض کردم
    البته احتمالا قصد شما تمسخر نیست.
    اما مخاطب چنین برداشتی را در خود احساس میکند.
    همانطور که عرض کردم اینگونه موارد با اصل غائب بودن امام عصر روحی فداه منافات دارد.
    غائب بودن از نظر شما یعنی چه؟

    ویرایش توسط زلزال : ۱۳۸۸/۱۲/۰۳ در ساعت ۱۵:۱۱
    سبز پوشی مکر ننگین بنی العباس بود
    شیعه مولا به رنگ سیدی حساس بود

    بین مردم چون سیاهی های مأمون درز کرد
    حقه ای زد از ریا رنگ لباسش سبز کرد

    او نمی دانست معیار حقیقت سبز نیست
    آن که صیادش رضا (ع) شد طعمه نیرنگ نیست

    هم وطن این سبزپوشان در خیابان شهر
    روضه می خوانند آری روضۀ انگور و زهر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    409
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط زلزال نمایش پست
    از فایده امام غایب اگر بخواهید بدانید باید عرض کنم که:
    در روایات ما تعبیر شده به خورشید پشت ابر
    اگر کمی از استعداد زیادی که در شما میبینم را صرف دقت دراین مثال بفرمایید شاید مطالبی دستتان بیاید.
    این از سودشان
    در مثال شما به رغم این که خورشید پشت ابر قرار دارد ولی روشنی هوا را تامین کرده و دست کم با شب متمایز است. و این را نه تنها تمام انسانهای روی زمین بلکه اکثریت جانداران زمین می دانند و می فهمند. ممکن است بگویید با توجه به این توضیح سود و فایده ی قابل اثبات امام زمان در عصر غیبت چیست؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط زلزال نمایش پست
    اما اینکه خودشان کجا هستند را اگر قرار بود من و شما بدانیم و بعبارتی همه بدانند،این دیگه با اصل غیبت ایشون منافات داره.
    اینکه ایشان در غیبت بسر میبرند اصلا یعنی همین که کسی از جای ایشان مطلع نباشد مگر اینکه خودشان اراده بفرمایند کسی را مطلع سازند که البته اگر آنشخص هم رازدار نباشد بازهم با قضیه غائب بودن منافات پیدا خواهد کرد.
    شما مرا حواله به ناکجا آباد می دهید. من می گویم کجاست؟ می گویید در غیبت است. می گویم دلیلی از او بیاور که بدانم وجود دارد ولی ما نمی بینم. می گویید غیبت است دیگر!! اگر ببینی که دیگر غیبت نیست!!!
    فکر نمی کنید قصه شما به داستان لباس نوی امپراتور از هانس کریستین آندرسن شباهت دارد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط زلزال نمایش پست
    این نمیتواند گفتنهای شما و مطالب فوق همان خمیر مایه تمسخری هست که عرض کردم
    البته احتمالا قصد شما تمسخر نیست.
    اما مخاطب چنین برداشتی را در خود احساس میکند.
    همانطور که عرض کردم اینگونه موارد با اصل غائب بودن امام عصر روحی فداه منافات دارد.
    غائب بودن از نظر شما یعنی چه؟
    دوست من آن چه که می گویی پاسخ سوال من نیست. در غیبت باشد که باشد.
    چرا کتابی نمی نویسد و خلقی را از گمراهی نمی رهاند؟
    یک رساله نمی نویسد؟
    چرا یک جزوه نمی نویسد؟
    چرا یک مقاله نمی نویسد؟
    چرا یک نوار صوتی منتشر نمی کند؟
    چرا؟
    چرا؟
    .............
    چگونه از من انتظار داری همه ی مطالب فوق را نادیده بگیریم و به امام زمانی اعتقاد پیدا کنم که هیچ دلیلی بر وجودش نمی یابم؟
    " ما اینجاییم چون: از سر اتفاقی نادر گروهی از ماهی هایی که باله های عجیب داشتند توانستند باله های خود را به پا تبدیل کنند و ساکن خشکی شوند. چون همه جای زمین در عصر یخبندان یخ نبست. چون دویست و پنجاه هزار سال قبل گونه ای کوچک و ضعیف در آفریقا پدید آمد که تاکنون به هر زحمت و جان کندنی بوده است توانسته است زنده بماند و منقرض نشود. ممکن است ما با شور و اشتیاق تمام بدنبال پاسخ " متعالی تری" باشیم، ولی چنین پاسخی واقعاً وجود ندارد."
    استفن جی گولد


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    85
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مهم ترين عامل انشعاب مذهبي




    مهم ترين عامل انشعاب مذهبي، اختلافات كلامي و سياسي است كه در طول زمان ميان پيروان يك مذهب ايجاد مي شود. مذهب شيعه نيز از اين قاعده مستثني نيست، از اين رو انشعاب آن امري ناگزير مي نمايد.
    هر چند فرقه هاي بسياري را براي مذهب شيعه ذكر كرده اند، اما در اصل وجود آن ها ترديد اساسي وجود دارد. از اين رو تعداد فرقه هاي غير قابل ترديد از سه فرقه تجاوز نمي كند كه به اختصار به آراي هر يك مي پردازيم:
    1-اثني عشريه "دوازده امامي ها" : مهم ترين و بزرگ ترين گروه شيعه است كه قائل به خلافت بلافصل امام علي(ع) بعد از پيامبر از طريق "نصب" و "نص" است.
    نيز امامت امام حسن و امام حسين(ع) و نه فرزند از سلاله حضرت سيدالشهدا، كه پيامبر اكرم(ص) آنان را نام برده و معيّن كرده است، كه آخرين ايشان امام غايب و منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) است.
    2-فرقه زيديه(آشنايي با فرق و مذاهب اسلامي ، ص 88 ؛ تاريخ اديان و مذاهب جهان، ص 1215 به بعد؛ تاريخ عقايد و مذاهب شيعه، دكتر مشكور، ص 142 به بعد) . منظور از زيديه كساني هستند كه خود را پيروان زيد بن علي بن حسين(ع) مي دانند، پس از شهادت زيد، بين پيروان او دانشمنداني به وجود آمدند كه به تنظيم عقايد و احكام زيديه پرداختند، بدين ترتيب، اين فرقه را پديدآوردند. گرچه دانشمندان زيديه به سيره عملي و نوشته هاي زيد توجه داشتند ، اما در عقايد از معتزله و در فقه از مكتب ابوحنيفه تاثير پذيرفته اند.
    علت به وجود آمدن فرقه زيديه : كساني كه به امامت حسين بن علي (ع) معتقد بودند، پس از او پسرش علي بن الحسين(ع) را امام دانستند. پس از رحلت او شيعيان حسني و حسيني درباره جانشيني وي اختلاف نمودند.
    زيديه گفتند كه پس از او "زيد" امام است، چون به شمشير رو آورده و جهاد نموده است.( ترجمه فرق الشيعه نوبختي، صفحه هشتاد و نه (مقدمه)، دكتر محمد جواد مشكور.)
    به عقيده آنان يكي از اين شرايط امام، جهاد علني و مبارزه مسلحانه با ستمكاران است و دومين آن فاطمي بودن است، يعني امام از طريق پدر به يكي از حسن و حسين (ع) برسد.
    3-اسماعيليه : اسماعيليه فرقه اي هستند كه به امامت شش امام اول شيعيان اثني عشر معتقدند، اما پس از امام صادق(ع) بزرگ ترين فرزند او اسماعيل و يا فرزند اسماعيل محمد) را به امامت مي پذيرند.( فرق الشيعه ص 68، به نقل از آشنايي با فرق و مذاهب اسلامي، ص 96 .)
    شايد بتوان گفت كه علت يا زمينه پيدايش شيعه اسماعيليه اين باشد كه او پسر بزرگ امام صادق(ع) بود، و برخي گمان مي كردند كه حتماً پسر بزرگ مي بايست امام باشد، نيز تلاش برخي از غلات همانند ابي الخطاب و پيروانش كه حاضر نشدند مرگ اسماعيل را در زمان حيات امام صادق (ع) بپذيرند.
    اين ها گفتند اسماعيل نمرده است. او و يا پسرش محمد امام است.
    مهم ترين ويژگي اين گروه باطن گري و تأويل آيات و احاديث و معارف و احكام اسلامي است، از اين رو به آنان "باطنيه" هم مي گويند آنان معتقدند كه متون ديني و معارف اسلامي داراي ظاهر و باطن است كه باطن آن را امام مي داند و فلسفه امامت ، تعليم باطن دين و بيان معارف باطني است.( فرق الشيعه، ص 69؛ المقالات و الفرق ، ص 81، به نقل از آشنايي با فرق و مذاهب اسلامي، ص 96)
    با صرف نظر از اين گروه هاي رسمي ، از فرقه هاي بسياري در شيعه نام برده شده كه به عنوان غلاة (غاليان) شناخته مي شوند. اين گروه ها كه فرقه رسمي شيعه محسوب نمي شوند، كساني هستند كه در حق حضرت علي(ع) يا يكي از امامان شيعه غلو مي كردند و آنها را تا حد الوهيت و خداوندگاري بالا مي برند. سبب اساسي پيدايش اين گروه ها از يك طرف عظمت امامان شيعه بوده و از طرف ديگر عدم درك صحيح برخي از اين همه عظمت انساني، كه آنها را تا حد خدايي بالا دانسته اند.
    ویرایش توسط مطهر14 : ۱۳۸۸/۱۲/۰۳ در ساعت ۲۲:۱۲

صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود