جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از اخلاق مطلق تا اخلاق نسبي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    از اخلاق مطلق تا اخلاق نسبي




    از اخلاق مطلق تا اخلاق نسبي


    ديدگاه هاي مختلفي حول مضمون اخلاق طي پيدايش انديشه انسان مطرح شده است که به موجب آن، اين گزاره در زمره گزاره هاي برتر جاي گرفته است. عموماً آنچه از اين موضوع در ذهن عموم نقش بسته، مضاميني نظير خوب و بد، خير و شر، زشت و زيبا و در کل همان مسائل و برداشت هاي سنتي از اخلاق است.

    تمامي اديان و اغلب فلاسفه بخش عمده يي از مکتب خود را به اخلاق نسبت داده اند و به نوعي هر يک دنباله رو يا تکميل کننده و در نهايت منتقدي بر اخلاق ديگري هستند.

    اما مشکل اساسي در اين است که اغلب با انتزاعي کردن يا به عبارت بهتر فلسفي کردن موضوع، از بحث اصلي فاصله گرفته اند.

    امانوئل کانت - يکي از بزرگ ترين فلاسفه غرب - در اخلاق سنتي غرب گرايشي اصلاحي و نو تزريق کرد تا منظومه اخلاقي وي يکي از مهم ترين دستاوردهاي فلسفه معاصر باشد.

    به طور کلي در حوزه اخلاق دو گرايش وجود دارد؛ 1- گرايش غايت گرايانه که خوبي و بدي هر عملي بر اساس نتايج آن عمل مشخص مي شود. 2- گرايش وظيفه گرايانه که خوبي و بدي يک عمل از طريق خود عمل و معيارهاي آن معلوم مي شود. کانت اخلاق را وظيفه گرايانه مي پنداشت. او اخلاق را مستقل از هر عملي حتي مابعد الطبيعه مي دانست. البته نبايد فراموش کنيم که وي يک فيلسوف ديني بود و تحت تاثير آموزه هاي ديني زمان خود انديشه اش را شکل داده بود.

    گزاره هاي اخلاقي را مي توان به سه دسته تقسيم بندي کرد؛ 1- دستوراتي مبني بر امور تجربي 2- دستورات اخلاقي که به يک طرز تفکر خاص تعلق دارد 3- دستورات اخلاقي که به شهود دروني بازمي گردد. در زندگي عمومي افراد، اغلب شاهد نگرش هاي اخلاقي بر اساس دسته اول و دوم هستيم. اما کانت اصل نهايي اخلاق را مطلق مي پنداشت و دسته سوم را تعريف کرد. بدان معنا که دستورات اخلاقي شرط و شروط نمي گذارد. در واقع کانت در فلسفه اخلاق خود عالمي خارج از عالم واقع ترسيم مي کند و آن عالم، درون انسان ها است و هر عملي را که شايسته قانونگذاري باشد به عنوان يک دستور اخلاقي مي پذيرد.

    کانت در نهايت اخلاقي را مورد تاييد قرار داد که ترکيبي از احکام عقلي و دستورات باشد. در واقع اصول عقلي را به دين سپرد و بدين وسيله خود را رستگار دانست و نظريه خود را در کالبدي مطلق به عنوان نگرشي بي سابقه در صحن اخلاق غرب مطرح ساخت. به فاصله حدود نيم قرن يک فيلسوف آلماني جهت جريان آب را تغيير داد.
    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    فردريش نيچه - يکي از فلاسفه بزرگ غرب - در تبيين فلسفه اخلاقي خود از اسطوره هاي يوناني استفاده کرد و با استفاده از زبان نقد خاص خود و با رويکردي به خدايان يونان و با ابزاري ادبي، تبارشناسي اخلاق خود را در بين نظام هاي اخلاقي جاي داد. او با اين گزاره برخوردي تاريخي کرد و بدان خاستگاهي مابعد الطبيعي نبخشيد. نيچه در فلسفه خود نشان مي دهد نظام اخلاقي سنتي غرب که بر اساس آموزه هاي مسيح تنظيم شده است، نه تنها سرآغاز اخلاق نيست بلکه پايان آن نيز نيست. وي بر اين اعتقاد بود که فيلسوفان قبلي در پي يافتن برهاني براي اخلاق بوده اند و تاکنون بر اين باور بوده اند که براي آن حجت آورده اند و دليل ناکامي آنان را در اين مي دانست که کمتر چيزي از واقعيت اخلاقي مي دانسته اند و چون در مورد ملت ها و دوران هاي گذشته درست آموزش نديده اند هيچ گاه به اصل مساله اخلاق پي نبرده اند. نيچه بر اين نظر بود که اخلاقيات ارائه شده از پيشينيان، کارش آرام بخشيدن و خشنود ساختن بنيانگذارشان بوده است و درصدد آن بوده اند که با اخلاقيات ديگري خود را پنهان کنند.

    اما ديدگاه نسبي او به اخلاق در قبال نگرش مطلق کانت، با ديدگاه طبقاتي او به اخلاق تبيين شد. مانند مارکس که نگرشي طبقاتي به اقتصاد جامعه داشت. نيچه اخلاق را به دو دسته اخلاق فرمانروايان و بردگان تقسيم بندي کرد که هر کدام از اين طبقات اخلاق خاص خود را دارند و تعيين کننده اخلاق والا و پست نيز طبقه فرمانروايان اند که فرمانبرداري از آنها را نيز بخشي از اخلاق بردگان دانست. وي بر اين اعتقاد بود که تجلي اخلاق ريشه در تجلي قدرت دارد و بايد اخلاق را بدون ارزشگذاري و پيش داوري بپذيريم. از اين جهت بود که مخالفت هاي بسياري با فيلسوفاني نظير افلاطون و کانت ابراز کرد. وي با طرح اين پيش شرط، امر نسبي بودن را بر اين گزاره رجحان داد. به عنوان مثال؛ فروتني و از خود گذشتن را همگان به عنوان يک خلق والا و برتر قبول دارند اما همين صفت به هيچ وجه سزاوار و شايسته يک فرمانده ارتش و جنگ نيست. نظام اخلاقي نيچه برگرفته از تصور او از انسان بود و بر اين اعتقاد بود که زماني انسان کامل و سعادتمند است که فراسوي نيک و بد زندگي کند و بايد قبل از اينکه خوب و بد را ساختار دهيم، شرايط خوبي و بدي را بسنجيم چرا که خوب و بد به تنهايي بي معناست.

    در واقع اگر هر ديدگاه اخلاقي ارائه شده را به عنوان حلقه يي از زنجير نظام هاي اخلاقي بپذيريم نيچه با طرح نگرش اخلاقي خود، اين زنجيرها را از هم گسيخت چرا که در غالب نظام هاي اخلاقي پيش داوري و ارزشگذاري زيربناي ساختار اخلاق را شکل داده بود.

    منظومه اخلاقي ارائه شده از جانب کانت در معرض تفاسير گوناگون قرار گرفت. استدلال او با ساختار و اعتبار اخلاقي صورت گرفته بود و با اتکا به شهود دروني، امري مطلق از اين گزاره پرطرفدار را بيان داشت. اما نيچه به فاصله نيم قرن از جايگاهي پست مدرنيسم اخلاق را از پشت عينک تاريخ مورد نقد قرار داد. وي با استفاده از مفاهيم يوناني قصد داشت مدرنيته غرب را به نقد بکشد تا از جايگاهي ساختارشکن (پست مدرنيسم) موضع خود را اعلام دارد. در واقع ساختار پست مدرنيسم در فلسفه او نقش اساسي ايفا کرد تا سنت شکن تاريخ فلسفه معاصر، تبارشناسي اخلاق خود را از تجلي اراده و قدرت انسان مطرح سازد و لزوم نظام اخلاقي، بر پايه سنت غرب را به ستيز بکشاند. اين نوشتار در واقع از دوران پاياني سنت غرب با ديدگاهي نو و اصلاحي از کانت تا تغيير ساختار از نيچه به روي کاغذ آمد تا مطالبات جوامع امروزي از مدرنيته تا پست مدرنيته و حتي قاطي شده با مدرنيسم مورد سنجش قرار گيرد.

    در واقع بازشناسي امر مطلق يا نسبي اخلاق شايد بتواند شالوده رفتار يک انسان در جامعه و خاستگاه ذهني او را در قبال اقليم دانش هر زمان، شکل دهد.

    نويسنده: سهند - ستاري
    منبع: روزنامه - اعتماد -


    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  5. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود