جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهي انتقادي به مقاله جايگاه شادي در اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاهي انتقادي به مقاله جايگاه شادي در اسلام




    نگاهي انتقادي به مقاله جايگاه شادي در اسلام

    چندی پیش روزنامه همبستگی در صفحه جوان خود مقاله‌ای گنجانیده با عنوان «جایگاه شادی در اسلام» نویسنده اول سؤال می‌كند آیا از خود پرسیده‌اید در طول روز چه اندازه لذت می‌برید؛ آیا به تنوع شادی‌های زندگی و سطح آن اندیشیده‌اید و در ادامه ادعا دارد به این دست از سؤالات اندیشیده است و شك ندارد اگر كسی در فكر شادی باشد از مدار فرهنگ بیرون شناخته می‌شود و دیگران او را متهم به ابتذال فكری می‌كنند؛ زیرا ـ عدّه‌ای كه نامشان را نمی‌برد ـ به ما گفته‌اند آنگاه كه در عذاب به سر می‌بری مورد عنایت خدا هستی.
    متن مقاله از این می‌نالد كه چرا گورستان‌ها به جای پارك‌ها، تفرجگاه اهالی شده است و زیارت اهل قبور در پنجشنبه جمعه‌ها وقت مهمانی و تفریح را از ما می‌گیرد. از نبود یا كمبود جشن‌های ملی غصه دارد و حالت عدم برخورداری از شادی در جشن‌های مذهبی را از چهارشنبه سوری و نوروز و سیزده بدر اسفناك‌تر می‌داند... نویسنده موضوع اصلی را چنین بیان می‌كند كه آیا اسلام با لذت بردن مخالفت دارد یا این یك گرایش هندویی و مرتاضانه است؟ با این‌كه اظهارنظر در این باره را در شأن متخصصان فن می‌داند، با نیم نگاهی كه خود می‌اندازد بخشی از حقیقت را چنین می‌بیند:
    1. گرایش ایرانیان به عزاداری‌های باشكوه به مسكوت گذاشتن تمامی جشن‌ها و كنترل دولت خلاصه نمی شود؛ بلكه این گرایش به لایه‌های تاریخی اندوه‌های مردم ایران بازمی‌گردد؛ از ظلم شاهان هخایی و حمله اسكندر تا هجوم مغول و تاخت و تازهای روس و انگلیس و عراق. ایرانیان افسرده و ناامید در صدر اسلام، هنگامه حمله اعراب برای امید رسیدن به بهشت برادری و برابری اسلامی، دروازه‌های این سرزمین را به روی آنان گشودند.
    2. خلق ناشاد و افسرده درخواست اسلام نیست و اسلام خنده را بر گریه ترجیه می‌دهد.
    3. بخشی از سیره پیامبر به ترویج طرب و فرح می‌پردازد؛ زیرا هنگام ورود پیامبر به مدینه زنان و مردان هلهله می‌كردند و آواز می‌خواندند؛ از این‌كه یكی اصحاب آنان را منع كرد پیامبر مكدر شد و دستور داد مردم آسوده بگذرانند.
    قبل از نقد مطالب، نشاید این نكته را نادیده بینگاریم كه از محتوای نوشته چنین بر می‌آید هلهله و آواز و پایكوبی و رقص و موسیقی نشان از شادی دارند؛ البته گشت و گذار و تفریح را نیز می‌شود به آن افزود.
    در نقد این گفته‌ها با چند مسئله روبروییم: اول و در مقام مقدمه به بررسی اجمالی شادی و لذت و رویكرد اسلام به این مقوله‌ها می‌پردازیم، دوم: بر رسیدن به برخی سخنان نویسنده، سوم: گذری بر دیدگاه پیشوایان دین نسبت به شادی.




    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اول: مقدمه
    1. لذت و نظریه لذت گرایی مطلق
    لذت كه امری است، فطری، غریزی، محرك اصلی انسان در تمامی اعمال او به شمار می‌آید. لذت درست مقابل درد و رنج قرار دارد؛ حتی شخصی كه می‌خواهد خود را بكشد برای فرار از درد و رنج و رسیدن به لذت رهایی از ناگواری‌ها تن به چاقوی چنین كاری می‌سپارد. دامنه لذت با دامنه وسعت وجودی انسان پهلو می‌ساید؛ از این روی نمی‌‌‌‌شود لذت‌ها را بی‌رتبه و مراتب دانست؛ همان طور كه انسان دارای اطوار و مراتب است. بعضی شادی‌ها صرفاً حاصل انفعالی رشته‌های عصبی‌اند و بعضی از پشتوانه روحی و روانی برخوردارند. آهنگ‌های فرح انگیز، لذت غذای مطبوع، ارتباط جنسی و... از جنس اول و غرور و شادمانی به اصل و نسب، احساس هویت ملی، قبول در یك آزمون مهم، كشف نكته بكر علمی و... از جنس دومند؛ هر چند كه در بسیاری موارد شادی‌ها آمیزه‌ای دارند از هر دو جنس.
    اگر ما قصد كنیم به همه لذت‌های دنیا برسیم بی‌شك به تعارضی بر می‌خوریم كه كار را برایمان نه تنها مشكل؛ بلكه ناممكن می‌كند. برای نمونه اگر بخواهیم در آزمونی مهم مثل دانشگاه یا استخدام قبول شویم علاوه بر تحمل رنج و اِعمال برخی ریاضت‌ها ناچاریم از لذت‌هایی هم چون، شب نشینی، تماشای تلویزیون، مسافرت و... چشم بپوشیم. این تعارض بود كه علاقه مندان به نظریه «استفاده كردن از مطلق لذات»[1] را به سردرگمی كشاند. فرضیه‌ای كه آرسیتیوپس[2] و پیروانش طرح كردند و مكتب «لذت گرایی»[3] را پی نهادند با این مشكل رو در رو ماند تا در ادامه اپیكور راهی برای برون رفت یافت و گفت: «لذت روحی به دلیل دوام بیشتر بر لذت جسمانی ترجیح دارد.»[4] این سخن از كسی است كه ضمن اعتقاد به مكتب لذت گرایی به معنویت نمی‌اندیشد و تنها وجهه مادی و حسی انسان را در نظر می‌گیرد؛ البته فدا كردن لذت مقطعی در راه لذت با دوام در جایگاه یك اصل كلی، از این سخن بر می‌آید. همین اندازه كه این سخن، ما را به پذیرش چنین حكمی وا بدارد كه عقل در تعارض بین لذات، لذت باداوم‌تر و بالاتر را بر می‌گزیند به پیش فرضی «لذت‌هایی گزینشی» می‌رسیم و لذت‌های بی‌قید و حد را كاری نامعقول می‌دانیم.




    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    دو: اسلام و لذت‌های گزینشی

    اسلام نمی‌پذیرد كه دنیا مرز زندگی بشر است؛ بلكه وسعت زندگی را فراتر و پایدارتر از آن می‌داند كه دیگران خصوصاً مكاتب مادی می‌دانند. از نظر اسلام، انسان زندگیش حدّ ندارد و به ابدیت پیوستگی می‌یابد؛ همین مسئله سبب می‌شود دستورهایی شكل بگیرند كه گاهی و به نوعی با خواسته‌های مقطعی و ناپایدار در كشاكش باشند.
    لذتی كه اسلام بر می‌گزیند خاستگاه شادی‌های اصیل است؛ یعنی هر چه به رابطه میان خدا و بشر بیانجامد و یا آن را تداوم ببخشد نه نوع لذت‌های غفلت زا و سكرآور و پایین آورنده آدمیان از شأن انسانیشان.
    دین شادی‌های مادی را نفی نمی‌كند؛ ولی در سلسله مراتب شادی‌ها اولویت را به لذت‌های مانا و غیر ایستا می‌دهد. لذات شادی بخش جمسی‌ای كه در طول لذایذ اصیل واقع شوند مدال لیاقت می‌گیرند و لذت عرضی و معارض كه جاودانگی را از آدم می‌دزدد و فنا را به او می‌سپارد؛ غیر حقیقی و ممنوع دانسته می‌شود؛ از این روی رو آوردن به چیزهایی مثل تفریح و تفرج در طبیعت، شنیدن آواز خوش، مسافرت، مهمانی رفتن و مهمانی دادن، تكریم برادران دینی، خوش خلقی با خانواده، داشتن خانه وسیع، استعمال بوهای خوش، شانه كردن موها، نظافت بدن و صدها مورد دیگر كه در شادابی جسمی مؤثرند مقدمه پندپذیری و حكمت آموزی، تجربه مندی، زدودن كدورت‌ها و كینه‌ها، انبساط خاطر و كاستن اضطراب و تشویش درون می‌شوند كه در نهایت یك شادی مانا و اصیل را می‌آفرینند؛ برعكس آن پرداختن به شراب، قمار، رقص و آواز مبتذل و خواندن و شنیدن شعرهای بی‌محتوا و بی‌ارزش، حرف‌های زائد و... با آنكه در شادابی جسم به نوعی بی‌تأثیر نیستند؛ چون به نتایج منفی ختم می‌گردند و تنها یك شادی مقطعی با آثار نامطلوب ایجاد می‌كنند قابل نفی و كنترل می‌شوند.
    رفتن بر مزار مردگان و زیارت اهل قبور نیز طبق چنین نگرشی غم‌زا نیست؛ بلكه غم‌زدا است، زیرا مرگ و گورستان فقط از نظر فلسفه‌های حس گرایانه اختاپوس بی‌رحمی را می‌ماند كه تلخی می‌پراكند و رنج و عذاب و افسردگی و غم را گسترش می‌دهد؛ اما از منظر دین یادآور زندگی پرنعمت و بركت و ابدی، ملاقات خدا در جایگاه محبوب حقیقی و آسودگی از بلاها و محنت‌های دنیا به شمار می‌آید و مزار،‌محل كسب فیض و كمك از ارواح مؤمنان و فرستادن هدیه‌های معنوی برای آنان خواهد بود.
    اتفاقاً اهمیت دادن به مردگان در میان مكاتب و مذاهب دیگر چیزی نیست كه بشود آن را نادیده گرفت. سر زدن به قبرستان برای مسیحیان و معابد برای برهمنان به جهت تجلیل از مردگانشان از نمونه‌هایی است كه می‌شود به آن اشاره جست.
    دوم: تحلیلی بر بعضی از سخنان نویسنده

    الف) برخلاف عنوان مقاله «جایگاه شادی در اسلام» كه برمی‌آید تحقیقی نسبتاً علمی درباره شادی در اسلام ارائه می‌دهد، بیشتر به حاشیه پردازی و چراها می‌پردازد و مقاله از جایگاه موضوع خود به اعتراض نامه، تغییر مسیر می‌یابد و تنها بخش بسیار كمی از آن اشاره‌ای گذرا می‌جوید به عدم ممانعت اسلام به نوع خاصی از شادی.
    ب) این گونه نیست كه در جامعه ما گورستان‌ها به جای پارك‌ها نشسته‌اند و فرهنگی جامعه و آبا و اجدادی ما وقت تعطیلی را به قبرستان رفتن اختصاص می‌دهد؛ بلكه زیارت اهل قبور در فرهنگی ما اختصاص به ساعاتی از عصر پنجشنبه دارد و كسی هم به این كار ملزم نیست و رفتاری اختیاری و از روی میل و رغبت است؛ علاوه بر آنكه در زمان معاصر وجود مزار شهیدان در آرامگاه‌ها نقش ویژه تربیتی، فرهنگ و مكتبی یافته‌اند و تزریق كننده عنصر شجاعت، پایمردی، ایثار، وطن خواهی، خود آگاهی و خدا خواهی و احساس غرور و شرف و شعف در كالبد جامعه به شمار می‌روند كه كمتر رسانه تبلیغی و تربیتی از عهده چنین كاری بر می‌آید. به طور كلی نیز زیارت اموات و حضور در مرقد آنان نوعی آرامش روانی پدید می‌آورد؛ زیرا شخصی كه هم نوعان خود را خفته در خاك ببیند درد و غم دنیا را به بازیچه می‌گیرد و خود را از حرص و ولع و طمع و محبت به دنیا باز می‌دارد و خود را در مسیر رضایت پروردگار قرار می‌دهد و به منبع شادی‌های ما ناپیوند می‌خورد. «ألا إنّ اولیاء الله لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون»[5] آگاه باشید كه دوستان خدا نه ترسی بر آنان چیرگی می‌یابد و نه غمگین و افسرده خاطر می‌شوند.
    [1] . مصباح یزدی، محمد تقی؛ نقد و بررسی مكاتب اخلاقی، قم: مؤسسه امام خمینی، 1384، ص 136 به بعد.
    [2] . aristippus.
    [3] . همان.
    [4] . همان، ص 138.
    [5] . یونس آیه 62.




    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    116
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    faghat shad bashid.khoda tu ghoran mige kasani ke khub bashand hargez ghamgin nemishavand.pas shad bashid.digaran ra ham shad konid


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    202
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته باید قبول کرد در بعضی مواردی که این قضیه غم و شادی در ایران مورد انتقاد قرار میگیرد کمی درست است! که البته دلیل آن، ترویج غلط نحوه برگزاری بعضی مراسم و جشنها و... میتواند باشد! مثلا چند سال پیش رهبری فرمودند : مداحان مجالس مولودی را به عزا تبدیل نکنند!!!


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود