جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بي تفاوتي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بي تفاوتي




    سلام
    من از انجام دادن کارای سخت در میرم
    فکر میکنم علل روانی داره
    راستش من الان فقط با خوردن خوابیدن حال میکنم
    البته قبلا شخصیتم به این مضخرفی نبود ولی الان فکر میکنم چون زور بالای سرم نیست اینطوری شدم
    مثلا فکر کنید ساعت 6 صبح شده کی حالشو داره بلند بشه همون بخوابیم بهتره
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۸/۱۲/۰۵ در ساعت ۲۰:۵۷

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه درمان عیاشی چیست؟

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط hasan2 نمایش پست
    راه درمان عیاشی چیست؟


    بزرگوار اجازه بدید تا اساتید محترم روش درمان به قول شما عیاشی رو مرحمت بفرمایند اصلا ببینیم مفهوم عیاشی چیه


    عيش يعنی زندگی. در فارسی وقتی می‌گويند عيش و مشتق نزدیک‌اش عياشی را به کار می‌برند، اولین مفهومی که در ذهن می‌آيد خوش‌گذرانی است و دم غنیمت شمردن .اما اگر عيش را همان زندگی معنا کنیم و ادا کردن حق زنده بودن و شاد زيستن و شادخواری که از اقتضائات بلافصل وجود و هستی آدمی است، عيش پررنگ‌تر و معنادارتر می‌شود. پس با این حساب، «ملازمتِ عیش» را می‌شود ادا کردن حق زندگی فهمید.
    پس عیاشی کردن، یعنی بسیار عيش کردن. يعنی بسیار عشق‌‌ورزيدن. يعنی فراوان عاشقی کردن (و البته «در راه عشق وسوسه‌ی اهرمن بسی است»، که حکايت‌اش بماند).

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۸/۱۲/۰۲ در ساعت ۲۲:۱۷


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  6. تشکرها 4


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    با سلام
    برادر بزرگوارمون شما اطلاعات كمي از موقعيت سني ، تحصيلاتي ، خانوادگي و ... داديد اما بهر حال با همين مختصر اطلاعات راههايي كه بنده بنظرم ميرسه خدمتتون عرض ميكنم :
    اول بايد يك هدف در زندگي براي خودتون در نظر بگيريد و با ترسيم اهداف كوتاه مدت وصول به اون هدف اصلي رو عملي كنيد .
    براي رسيدن به اهداف كوتاه مدت بايد برنامه ريزي داشته باشيد و سعي كنيد حتما سر عملي كردن اونها بايستيد حتي براي جلو گيري از خلف برنامه ، براي خودتون تنبيهي در نظر بگيريد - هر چيزي كه براتون سخته و مي تونه براي مدتي شما رو وادار كنه طبق برنامتون پيش بريد -
    براي اينكه بتونيد روز پرنشاطي داشته باشيد و از كسالت در بياييد شب زودتر بخوابيد و بعد از نماز صبح ديگه به رختخواب نريد جهت انجام كمي ورزش و مثلا خريد نان صبحانه خانواده از منزل بيرون بريد مطمئنا پس از بازگشت ديگه خواب بسراغ شما نمياد مگه اينكه بي برنامه باشيد پس سعي كنيد يك برنامه فول تايم كه به اندازه كافي وقت براي استراحت و تفريح هم در اون لحاظ شده براي خودتون در نظر بگيريد ، بعضي از كارهاي خانه مردانه است و شما ميتونيد با انجام اونها هم احساس مفيد بودن رو داشته باشيد و هم از تنبلي و كسالت و حس بد غير مفيد بودن در بياييد ، مطمئن باشيد مفيد بودن و احساس رضايتمندي از خويش اونقدر قدرت داره و اونقدر دلچسب و شيرينه كه پس از يكي دو روز تجربه اين حس خوب ، ديگه خودتون حاضريد از استراحت چشم پوشي كنيد و به فعاليتهاي مفيد بپردازيد .
    موفق باشيد .



  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    20 سالمه و دانشجو هستم و حدود سه ساله که توی یه اتاق هستم و میشینم درس میخونم و روزها را به شب میرسانم
    با دیگران ارتباط دارم ولی ترجیح میدم که منزوی باشم
    من هدف دارم ولی نیرویی ندارم که بهش بپردازم یعنی فشار زندگی روی من زیاده و احتمالا برای فرار کردن از این فشار و سختی ها به خوش گذرانی کردن زیاد روی اوردم و دارم بیخیال همه چی میشم

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا بعضیا تنها عیاشی کردن دوست دارند ولی بعضیهای دیگه
    چطور میتوان سختی ها را تحمل کرد؟
    من وقتی به تاریخ نگاه میکنم ادمایی را پیدا میکنم که سختی های زیادی کشیدند انها هم مثل من ادم بودند و در همین دنیا زندگی میکردند
    پس چرا انها اونطوری شدند و من اینطوری؟

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اینکه میگید هدف دارم ولی نیرویی ندارم که به سمتش برم به نظر من با هم جور در نمیاد
    ارزوها و هدفها نیروی محرک ادم هست هر کسی رو که توی این دنیا ببینی که داره کاریو انجام میده به امید رسیدن به چیزی هست
    اما نکته ای که اینجا هست اینه که سختی چیست؟ اسانی چیست؟ یا سختی و خوشی را تعریف کنیم؟
    سختی و اسانی مفهوم هایی هستند که با توجه به نوع هدف ادم معنی دار میشه
    یعنی اگر هدف معشوقه ادمی باشد کارهایی که باعث نزدیک شدن ادم به معشوقه اش(یا هدفش) میشه رو دوست داره و سختی نیست
    سختی یعنی دور شدن از معشوقه و هدف و شادی یعنی رسیدن به معشوقه یا هدف
    بنظر من مشکلتان به این بر میگرده که هدف شما معشوقه تان نیست
    به نظر من باید نوع نگاه کردن به زندگیتان را تغییر بدهید

    اگر خدا میخواست دنیا را جای راحتی قرار میداد ولی واقعیت اینطور نیست
    چرا؟
    اونایی که از دنیا بهره مندند نگران اینند که مبادا حوادث ناگوار ما را از خوشی ها و دلبستگی هایمان جدا کند و اونایی که از دنیا بی بهره اند حسرت اینو میخورند که ای کاش حال و روزما مثل کسانی می بود که از دنیا بهره مندند ولی
    ما باید به این فکر کنیم که چرا خدا دنیا را اینطوری افریده؟چه حکمتی بوده که خدا دنیا را اینطور با مشقت و همراه سختی خلق کنه؟ایا خدا قادر نبود ما را در جایی بهتر از دنیایی که در ان هستیم قرار دهد؟چرا از همان اول ما را به بهشت نبرد تا همه برای همیشه شاد باشند؟
    اگر بتوانید به سوالهایی نظیر این سوال پاسخ دهید سختی ها و مصیبتهای دنیا به شیرینی
    تبدیل میشه

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای جواب دادن به سوالهایی که من در بالا مطرح کردم لازم است که ما انسان و هدف از افرینش و خلقت و جایگاه انسان در افرینش را بفهمیم
    خدا هر موجودی را با توجه به نوع استعدداهایی که دارد در مکان هایی که مناسب رشد اوست قرار میدهد تا به کمال خودش برسد
    برای چی یه کرم ابریشم در پیله اش هست؟
    کرم ابریشم برای این تو پیله اش هست که روزی به پروانه تبدیل بشه دقیقا در دنیا همین قانون
    برای انسانها برقراره
    دنیا کوره انسان سازی و مکان رشد ادم است جایی است که در ان تلاش میکند تا به کمال خود برسد
    اما کمال انسان در چیست؟استعدادهای انسانها چیست؟مگر نه این است که کمال انسان با توجه به استعدادهایش تعریف میشود؟
    خب تا اینجا فهمیدیم که استعدادهای انسان در این دنیا شکوفا میشود مثل پیله کرم ابریشم که در ان پیله کم کم به پروانه ای زیبا تبدیل میشه

    انسانها کمالهای بالقوه ای دارند(به نظر من بار امانت همین استعدادهای بالقوه ادمی است)که میبایست در این دنیا به استعدادهای بالفعل تبدیل شود(یعنی انسان به کمال خودش برسد)
    منظور من از استعدادهای بالقوه اینه که یک انسان استعداد عالم بودن ، استعداد راستگو بودن ، استعداد خالق بودن را داره و باید این بودن ها را در این دنیا به شدن ها تبدیل کنه یعنی استعداد عالم بودن را به عالم شدن ، استعداد راستگو بودن را به کمال راستگو شدن و استعداد خالق بودن را به کمال خالق شدن تبدیل کنه

    پاره های اهنی که زیر چکش اهنگران دوام می اورند به چیز باارزشی تبدیل میشوند و انهایی که دوام ضربات اهنگر را نمی اورند دور ریخته میشوند

    خلاصه حرف من این بود که اگر کسی فلسفه دنیا را بفهمد و این را بفهمه که قراره در این دنیا مس وجود او به طلایی با ارزش تبدیل بشه زندگی برای او شیرین میشود

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به طور خلاصه هر انسانی دنبال خوشبختی و سعادت خویش است اما فکر های مختلف باعث میشه انسان های مختلف سعادت در چیزهای مختلف ببینه
    برای همین کسانی که به سمت کارهای پست میروند به فکر خودشان دارند کارهای خوب انجام میدهند در قران امده یه چیزی شبیه این اومده ( شیطان کارهای زشتشان را در نظرشان زیبا جلوه داد )
    برای همین به قول سهراب سپهری چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
    اگر کسی عیاشی کردن کار پستی بدونه سمتش نمیره ولی اگر کار لذت بخشی بدونه سمتش میره ولی بنظر من لذت یا رنج خود انسان ها با فکرهایی که دارند میسازند

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود