جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بذل و بخشش عثمان به خويشان خود

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بذل و بخشش عثمان به خويشان خود




    ((عثمان )) نسبت به فاميل و خويشانش ، سخت پايبند بود. در رعايت حال ايشان ، فوق العاده مى كوشيد. و آنان را بر ديگران مقدم مى داشت . او در اين خصوص با نصوص بسيارى مخالفت كرد. موارد آن در اين كتاب نمى گنجد. شايد از مجموع اجتهادات دو خليفه ديگر كمتر نباشد!
    او در راه ميدان دادن به فاميل خود ((اولاد عاص )) و بذل و بخشش به خويشانش ، در انديشه ملامت مردم و شورش انقلابيون نبود. بسيارى از ادله كتاب مبين و سنّت مقدس حضرت خير المرسلين و روش خلفاى پيشين را در قبال رها كردن ((اولاد عاص )) و ((بنى اميه )) ناديده گرفت و در مقابل آنها اجتهاد كرد.
    با اينكه پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: ((وقتى اولاد عاص به سى نفر مرد رسيدند، مال خدا را دست بدست مى گردانند، و بندگان خدا را به بردگى مى گيرند و دين خدا را به نيرنگ مى كشند)).
    اين روايت را حاكم نيشابورى (593) به اسناد خود از اميرالمؤ منين - عليه السّلام - و ابوذرّ غفارى و ابو سعيد خدرى نقل كرده است و صحيح دانسته است . و ذهبى در تلخيص مستدرك ، به صحت آن اعتراف نموده است .
    روايات صحيح و معتبر در نكوهش اولاد عاص ، متواتر است . پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - از وضع اين سركشان منافق خبر داده و آنها را لعن كرده است . قسمتى از آن را ما در كتاب ((ابو هريره )) نقل كرده ايم ، مخصوصاً حاشيه اى را كه بر حديث چهاردهم نوشته ايم ، مطالعه نماييد.
    ابن ابى الحديد مى نويسد(594) : فراست عمر درباره عثمان درست از كار در آمد؛ زيرا عثمان بنى اميه را بر گردنهاى مردم مسلط كرد و ايالتهاى قلمرو اسلامى را در اختيار آنها گذاشت و املاك و ضياع و عقار زيادى را به آنها تيول داد. ارمنستان در زمان وى فتح شد. خمس ‍ غنائم ارمنستان را گرفت و همه را يكجا به مروان حكم (پسر عمويش ) بخشيد. در همان موقع عبدالرحمن بن حنبل جحمى گفت :
    ((قسم به خدا! پروردگار آدميان ، هيچ كارى را بيهوده نگذاشته ، خدايا! فتنه اى را براى ما آفريدى تا به وسيله آن ، آزمايش شويم . ابوبكر و عمر دو خليفه پيشين ، راه راست را به ما نشان دادند؛ آنها حتى يك درهم را از روى خدعه نگرفتند و يك درهم در كار شخصى و هواى نفس خود صرف نكردند. ولى تو، خمس شهرها را به مروان دادى . واى بر اين سعى و كوششى كه دارى !!))(595) .
    ابن ابى الحديد مى گويد: عبداللّه بن خالد بن اسيد از عثمان بخششى خواست ، و عثمان چهارصد هزار درهم به وى داد! حكم بن ابى العاص ‍ را كه پيغمبر تبعيد كرده و ابوبكر و عمر هم حاضر نشدند او را برگردانند، به مدينه باز گردانيد و صد هزار درهم به وى عطا كرد!!
    پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - نقطه اى در بازار مدينه به نام : ((نهروز)) را وقف مسلمانان كرده بود، ولى عثمان آن را به حارث بن حكم ، برادر مروان تيول داد! و ((فدك )) را كه بعد از پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - از دست فاطمه زهرا - عليها السّلام - گرفتند و فاطمه زهرا - عليها السّلام -، گاهى به عنواان ارث و زمانى به نام بخشش پيغمبر، آن را مطالبه مى كرد و عاقبت نيز به آن حضرت ندادند، به مروان بخشيد.
    مراتع اطراف مدينه را از دسترس مسلمانان خارج ساخت ، و در اختيار احشام بنى اميه گذاشت كه در انحصار آنها باشد. تمام غنائم فتح آفريقا از طرابلس غرب تا طنجه را يكجا به عبداللّه بن ابى سرح بخشيد! و يكنفر از مسلمانان را در آن سهيم نساخت .
    همان روز كه صد هزار درهم بيت المال را به مروان داد، دويست هزار درهم نيز به ابوسفيان بخشيد! ((ام ابان )) دخترش را هم به مروان تزويج كرد. زيد بن ارقم خزانه دار بيت المال ، كليدها را پيش وى آورد و گريست . عثمان گفت اگر من به خويشانم مالى بخشيدم بايد تو گريه كنى ؟
    گفت : نه ، ولى براى اين گريه مى كنم كه گمان كردم تو اين اموال را در عوض آنچه در زمان پيغمبر در راه خدا صرف كردى ، گرفته اى . اگر صد درهم به مروان مى دادى زياد بود.
    عثمان گفت : پسر ارقم ، كليدها را بينداز كه ديگرى را به اين سمت مى گماريم !!
    ابن ابى الحديد مى گويد: ابو موسى اشعرى با اموال فراوانى از عراق آمد، عثمان همه آنها را در ميان بنى اميه تقسيم كرد! دختر ديگرش عايشه را به حارث بن حكم تزويج كرد، و صد هزار درهم ديگر بعد از عزل زيد بن ارقم از بيت المال را به وى بخشيد!
    كارهاى ديگرى هم مرتكب شد كه مورد اعتراض مسلمانان واقع گرديد؛ مانند تبعيد ((ابوذر غفارى )) به ((ربذه )) و مضروب ساختن ((عبداللّه بن مسعود)) كه پهلوهايش درهم شكست . و كوتاهيهايى كه بر خلاف روش عمر در اجراى حدود و احكام نمود، و جلوگيرى از رد مظالم و كوتاه ساختن دستهاى متجاوزان و افرادى كه براى تنبيه رعيت گماشت . اين تجاوزات را با نامه اى كه به معاويه در خصوص كشتن گروهى از مسلمانان نوشت ، ختم كرد.
    اينها موجب شد كه بسيارى از مردم مدينه با افرادى كه از مصر رسيده بودند تا بدعتهاى او را به اطلاعش برسانند، جمع شدند و او را به جرم اعمالش ، به قتل رساندند. ولى لازم بود كه او را از خلافت خلع كنند، و در قتل وى شتاب ننمايند.
    سپس ابن ابى الحديد مى گويد: اميرالمؤ منين - عليه السّلام - از همه كس ‍ نسبت به خون عثمان پيراسته تر بود. خود آن حضرت در بسيارى از سخنانش تصريح به اين معنا نموده است . از جمله مى فرمايد: ((به خدا قسم من عثمان را نكشتم و مايل به كشته شدن او هم نبودم )). آن حضرت - صلوات اللّه عليه - در اين گفته خود صادق بود... تا آخر سخنان ابن ابى الحديد (مراجعه كنيد).
    مؤ لف :
    بدعتهاى عثمان تمامشان يا بيشتر آنها را محدثان ، به طرق متعدد و به طور متواتر روايت كرده اند و امر مسلمى دانسته اند. از جمله شهرستانى در كتاب ((ملل و نحل )) مقدمه چهارم از مقدمات اول كتاب ، تصريح به مسلم بودن اين رويدادهاى عثمانى نموده است .
    عثمان ذى النورين ! از اين حوادث و بدعتها زياد دارد؛ مانند سوزاندن قرآنها تا مردم آن را به قرائت واحد بخوانند! و دادن زكات به جنگجويان با اينكه جزء اصناف هشتگانه مصرف زكات نبودند. ومانند مضروب ساختن ((عمار ياسر)) با آن شدت ، و جارى نساختن حد بر عبيداللّه عمر كه هرمزان را كشته بود! و نامه اى كه راجع به قتل محمدبن ابى بكر و مؤ منين همراهان او به اهالى مصر نوشت و غيره .
    كافى است كه آنچه را اميرالمؤ منين - عليه السّلام - در خطبه ((شقشقيه )) راجع به عثمان واعمال و رفتار وى در دوران خلافتش مرتكب شد،به دقت مطالعه نماييد. از جمله - چنانكه گذشت - مى فرمايد: ((تا اينكه سومين آنها به خلافت رسيد، و باد كرده تكيه بر مسند خلافت داد. هنرش خوردن و دفع كردن بود. عمو زادگانش با وى ، روى كار آمدند ومانند شتر گرسنه كه در فصل بهار، علف صحرا را مى بلعد،آنها نيز اموال خدا را بلعيدند.سرانجام شيرازه زندگيش از هم گسيخت واعمالى كه مرتكب شد،تسريع در سقوطش نمود وآنچه خورده بود پس داد)).


    593- مستدرك حاكم ، ج 4، ص 480.

    594- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص 66.

    595- احلف باللّه رب الانام

    ما ترك اللّه شيئاً سدى

    و لكن خلقت لنا فتنة

    لكى نبتلى بك او تبتلى

    فان الامينين قد بينا

    منار الطريق عليه الهدى

    فما اخذا درهماً غيلة

    و لا جعلا درهماً فى هوى

    واعطيت مروان خمس البلاد

    فهيهات سعيك ممن سعى

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود