صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا برخی از اهل جماعت درنمازدست روی دست می گذارند

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا برخی از اهل جماعت درنمازدست روی دست می گذارند




    درچند سال قبل که به مکه مشرف شدم هنگام بازگشت وهابی های عربستان چند جلد کتاب بعنوان هدیه به ما دادند.
    درکتابی که عنوان آن بود مختصر صلواه النبی (ص) آمده بود که همه انبیاء وجناب نبی مکرم اسلام (ص) درنماز دست روی دست می گذاردند وواجب است که انسان اینگونه نماز بخواند .
    من چون مطالعاتی داشتم وارد سایت کتابخانه وهابیت شده از اونها سئوال کردم اگر شما بلوف نمی زنید و مطمئنید که همه انبیاء دست بسته نماز می خواندند . چرا مالک بن انس وپیروانش این کاررا قبول ندارند و مثل شیعیان دستهارا مستقیم به بدن می چسبانند ؟
    متاسفانه جواب مرا ندادند حال می خواستم ببینم این کارشناسان اهل جماعت که دراین سایت عضو یت دارند میتوانند جواب مرا بدهند؟
    کلام خدا:
    اگراین قرآن را برکوهها نازل میکردیم .میدیدی که کوه ازترس عظمت خدا خاشع ومتلاشی می شد.
    این مثالهارا برای مردم میزنیم ، شاید اهل عقل وفکرت شوند..
    سوره حشرآیه20


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط m_javad نمایش پست
    درچند سال قبل که به مکه مشرف شدم هنگام بازگشت وهابی های عربستان چند جلد کتاب بعنوان هدیه به ما دادند.
    درکتابی که عنوان آن بود مختصر صلواه النبی (ص) آمده بود که همه انبیاء وجناب نبی مکرم اسلام (ص) درنماز دست روی دست می گذاردند وواجب است که انسان اینگونه نماز بخواند .
    من چون مطالعاتی داشتم وارد سایت کتابخانه وهابیت شده از اونها سئوال کردم اگر شما بلوف نمی زنید و مطمئنید که همه انبیاء دست بسته نماز می خواندند . چرا مالک بن انس وپیروانش این کاررا قبول ندارند و مثل شیعیان دستهارا مستقیم به بدن می چسبانند ؟
    متاسفانه جواب مرا ندادند حال می خواستم ببینم این کارشناسان اهل جماعت که دراین سایت عضو یت دارند میتوانند جواب مرا بدهند؟
    پاسخ:
    معروف است كه عمر هنگامي كه اسيران فارس (مجوسان) را به خدمت او آوردند وي آنها را با دست بسته مشاهده كرد، از علت امر جويا شد، اسيران گفتند اين حالت رسم ماست در هنگام تعظيم بر ملوك. گويند عمر از حالت اينها خوشش آمد و دستور داد كه مسلمانان هم در موقع نماز چنين حالتي را اتخاذ كنند.(1)
    ج )
    همه مذاهب اسلامي در اينكه بستن دست‏ها در نماز واجب نيست، اتفاق نظر دارند. يعني نمازگزار مي‏تواند با دست باز نماز بخواند؛ حنفيه، شافعيه و حنابله بستن دست‏ها را در هنگام نماز سنت مي‏دانند.
    مالكيه بستن دست‏ها را در نماز مستحبي، جايز؛ اما در نمازهاي واجب، باز بودن دست‏ها را مستحب مي‏دانند. برخي ديگر از تابعين و علماي اهل سنت نظير عبدالله زبير، حسن بصري، ابن سيرين و ليث بن سعد با دست باز نماز مي‏خوانده‏اند.(2)
    از نظر شيعه بستن دست در نماز جايز نيست، زيرا عبادات توقيفي است و زياده و كم كردن در آن بايستي با اجازه شارع مقدس باشد و از سوي ديگر دليل بر صحت آن وجود ندارد؛ بلكه در رواياتي كه از طريق اهل‏بيت به ما رسيده از آن نهي كرده‏اند مانند روايات محمد بن مسلم كه مي‏گويد: از امام باقر(ع) در مورد فردي كه با دست بسته نماز مي‏خواند و دست راست خود را بر روي دست چپ مي‏گذارد سؤال كردم حضرت در پاسخ فرمود: اين عمل را انجام مده.(3)
    دليل آنها كه اين عمل را جايز مي‏دانند اين است كه در كتاب صحيح مسلم آمده است. از وائل بن هجر نقل شده است كه:
    پيامبر وقتي كه خواست نماز بخواند، دست‏هايش را بالا برد و تكبير گفت، سپس با لباسش خود را پوشاند و پس از آن دست راست را بر روي دست چپ قرار داد.(4)
    از جهت متن حديث كه احتجاج به فعل است، يعني طبق اين حديث پيامبر(ص) لباس را دور خودش پيچيد و دست‏ها را در حال نماز بست. بنابراين اولاً معلوم نيست كه فعل پيامبر(ص) كه پيچيدن لباس به دور خودش باشد، براي چيست، ممكن است به جهت سرما يا به سبب اينكه به زمين كشيده نشود اين كار را انجام داده است. علاوه بر اينكه اصولاً در زير لباس معلوم نمي‏شود آيا دست‏ها باز است يا بسته.
    اشكال دوم: از نظر سند حديث است - حديث مرسله است يعني در وسط سند حديث به سند آن قطع مي‏شود و به پيامبر نمي‏رسد، بنابراين به اين حديث نمي‏توان تمسك كرد.

    اما شيعه روايات زيادي در دست دارد كه طبق آن پيامبر(ص) از دست بستن نهي كرده است.
    1. روايد زراره از ابي جعفر(ع) مي‏فرمايد: «و لا تكفر فانما يفعل ذلك المجوس»؛ امام صادق(ع) به زراره فرمود دست‏هايت در نماز نبند چون اين عمل از اعمال مجوس است.(5)
    2. روايت محمد بن علي بن الحسين به اسنادش از حماد بن عيسي از ابي عبدالله نقل كرده كه حضرت فرمود: «انّه لما صلي قام مستقبل القبله منتصباً فارسل يديه جميعاً علي فخذيه قد صمّ اصابعه»؛ شخصي به خدمت امام صادق آمد حضرت در حالي كه راست و ثابت ايستاد و دست‏هايش را در حال نماز باز گذاشت.(6)

    علت تكتف در نماز:
    اولا; گذاردن دستها با اين كيفيت خاص در حال نماز، در ميان خود اهل تسنن نيز مورد اختلاف است و بعضي از فرقه‏هاي ايشان چنين نمي‏كنند.

    ثانيا; ريشه تاريخ اين عمل، بدعتي است كه خليفه دوم با مشاهده نحوه احترام اهالي بعضي از كشورها به سلاطين خود، اختراع كرد و در اصل كيفيت نماز در اسلام چنين چيزي نبوده است.

    ثالثا; تسليم واقعي در برابر خداوند در عمل به دستورات و بايدها و نبايدهاي الهي است، لذا نماز خواندن با اين كيفيت; يعني، دست به روي دست گذاشتن نه تنها نشانه تسليم بيشتر نيست بلكه چون بدعت است، با حقيقت تسليم در برابر خدا كاملامنافات دارد.

    پی نوشتها:
    1- مستند العروة‏الوثقي، محاضرات آيت‏اللّه‏خوئي، ج 4، ص 445

    2- المجموع في شرح التهذيب، ج 3، ص 311، ط بيروت؛ الهدايه، ج 1، ص 97، چاپ لاهور.

    3- وسائل الشيعه، باب 10، از ابواب قواطع الصلاْ، حديث 3، علل الشرايع.

    4-صحيح مسلم، ج 4، ص 114؛ المغني و شرح الكبير، ج 1، مسأله 661، باب الصلاْ؛ صحيح بخاري7 ج 2، ص 353؛ الفقه علي المذاهب الاربعه، ص 251.

    5- وسايل الشيعه، ج 4، باب 15، ص 710.

    6- .علل الشرايع، ص 358، باب 74.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۸۸/۱۲/۰۳ در ساعت ۱۷:۴۱


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام خدمت همه دوستان
    فضا برای پاسخ دادن کارشناسان اهل جماعت باز است،
    نقل قول نوشته اصلی توسط m_javad نمایش پست
    کارشناسان اهل جماعت که دراین سایت عضو یت دارند میتوانند جواب مرا بدهند؟
    اما من بعنوان کسی که مقداری کمی با علم اهل بیت (تنها مفسران حقیقی دین اسلام) آشنا هستم پاسخ شما را با توجه به منابع اهل سنت خواهم داد، انشاء الله.


    اصطلاح فقهي دست روي دست گذاشتن تکتف است و رها کردن دستهاارسال نام دارد، چراکه در خلال بحث از اين دو کلمه بحث خواهد شد.
    چهار مسأله باید بررسی شود.

    مسأله اول:
    هيچ طائفه اي از مسلمين تکتف را واجب نميداند، اما غير از واجب سائر آراء به اين ترتيب است:
    1- تکتف مستحب است، در نمازهاي واجب و مستحب، اين قول حنفيه و شافعيه و حنابله است.
    2- تکتف در نماز مستحبي جائز است و در نمازهاي واجب مکروه است، اين قول ابن رشد قرطبي از امامش مالک است.
    3- مخير بين تکتف و ارسال، اين قول نووي از اوزاعي است.
    4- حرام و باطل کننده نماز است، اين قول اماميه است که سيد مرتضي رحمة الله عليه ادعاي اجماع نيز کرده است.

    طرح مسأله با بيان اقوال فوق چنين است:
    آيا تکتف جائز است يا حرام است؟
    به عبارتي ديگر:
    تکتف بدعت است يا سنت است؟
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۸/۱۲/۰۳ در ساعت ۱۷:۵۵


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    مسأله دوم:
    تمام علماء اسلامي عقيده دارند که عبادات از ناحيه خدا توقيفي است (يعني فقط از جانب شارع وضع شده است، نه رأي و صلاحديد مردم) و فقط از طريق کتاب و سنت بايد به ما برسد، و الا بدعت خواهد بود.
    حال ببينيم دليل شرعي از کتاب و سنت هست يا نست؟
    در قرآن به جز امر به نماز چيز ديگري از جزئيات آن وجود ندارد، مي ماند سنت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم، تمام استدلال اهل سنت بر جواز تکتف (دست روي دست گذاشتن) سه روايت است، ببينيم روايت صحيح السند و الدلالة وجود دارد يا خير؟

    روايت اول از سهل بن سعد است، ميگويد: مردم امر شده اند که هنگام نماز دست روي دست گذارند. صحيح بخاري ج 1 ص 180.

    جواب: همانطور که پيداست هيچ سخني از امر پيامبر نيست، مشخص نيست امر کننده کيست، پس چون مستند به کلام پيامبر نيست حجت نخواهد بود.

    روايت دوم از وائل بن حجر است که او ديده پيامبر هنگام نماز دستها را روي هم مي گذاشتند، صحيح مسلم ج 2 ص 13.

    جواب: در سند اين حديث شخصي به نام همام بن يحيي وجود دارد، اين شخص از منظر علماء رجالي اهل سنت موثق نيست، يحيي القطان گويد: اهميت به روايات همام نيست، عمربن شيبه گويد: يحيي بن سعيد به اکثر روايات همام خدشه وارد مي کرد و....، هدي الساري ج 1 ص 267.

    روايت سوم ابن مسعود هنگام نماز دست چپش را روي دست راستش قرار مي داد تا اينکه ديد پيامبر دست راست روي چپش قرار داده است، سنن بيهقي ج2 ص 29.

    جواب: اولا در سند اين روايت هشيم بن بشير است که مشهور به تدليس است، هدي الساري ج 1 ص 449، ثانيا از صحابي جليلي مثل ابن مسعود که سابقه زيادي در اسلام دارد بعيد است مستحبات نماز را نداند و مدتي کاري انجام دهد بر خلاف پيامبر.

    چگونه است براي عملي که حداقل روزي پنج بار (توسط مردمي که بيش از دو دهه با پيامبر بودند) انجام ميشد، بيش از دو سه روايت آن هم مخدوش وجود نداشته باشد؟



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    مسأله سوم
    رواياتي در منابع اهل سنت وجود دارد که معارض سه روايت فوق است، مانند:
    بيهقي از ابوعلي عبدالله حافظ از ابوحميد ساعدي کيفيت تفصيلي نماز پيامبر را جويا مي شود و او شروع مي کند با تمام اجزاء و شرائط نماز پيامبر را توصيف کردن و هيچ اشاره به تکتف (دست روي دست گذاشتن) نميکند، سنن بيهقي ج 2 ص 72-73.

    اين روايت را بزرگان صحابه تصديق کردند، مانند سهل ساعدي محمد بن مسلمه و .... عون المعبود شرح سنن ابي داود باب 116 ح 730.

    حال اگر کسي سه روايت بالائي را قبول داشته باشد چون با اين روايت معارض است طبق قاعده همه روايات ساقط و به اصل رجوع مي کنيم، اصل در اينجا رها کردن دستهاست، چون تکتف يک تکلف زائدي بر طبيعت است و دليلي هم بر آن نيست.
    از طرفي هم رها کردن دستها طبق احتياط است، چون همانطور که عرض شد هيچ عالم مسلماني تکتف را واجب نميداند.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    مسأله چهارم
    پيامبر بارها و بارها قرآن و اهل بيت را بعنوان يادگار براي مسلمانان قرار دادند تا مردم دچار حيرت نشده و سراغ اين و آن نگردند، حال ببينيم موضع اهل بيت در مورد تکتف (دست روي دست گذاشتن) چيست؟
    فقط به دو روايت اکتفا مي شود:
    1- اميرالمؤمنين فرمودند: مسلمان دستانش را در نماز جمع نميکند چراکه او در پيشگاه خداوند ايستاده است و نبايد به کفار يعني مجوس شبيه باشد، وسائل الشيعه ج 7 ص 267.
    2- زراره از امام باقر عليه السلام نقل ميکند که ايشان فرمود: در نمازت توجه داشته باش، و دستانت را برهم نگذار، که کار مجوس است، وسائل الشيعه ج 7 ص 266.

    البته روايات ديگري در مورد صفت نماز پيامبر از اهل بيت ايشان داريم که به جهت اختصار ذکر نشد.

    در پايان از حقيقت پوئي شما دوست عزيز که اين سؤال را در سايت مطرح کرديد تشکر مي کنم.

    ضمنا کتبي که وهابي ها به سائر مسلمانان مي دهند هديه نام ندارد
    نقل قول نوشته اصلی توسط m_javad نمایش پست
    وهابی های عربستان چند جلد کتاب بعنوان هدیه به ما دادند.

    هديه نامي است که روي دام پهن کرده اند تا در غالب مسائل فقهی توجه به پیامبر و یاد و نام ایشان را محو کنند.
    موفق باشید



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باتشکر ازمدیران محترم پاسخگو که پاسخ های کافی عنایت نمودند.
    بنده تا حدودی درکتب مختلف دراین مورد اطلاع داشتم ولی تعجبم این بود که درآن کتاب( مختصر صلاه النبی ) وهابیون ادعای عجیبی کرده بودند که همه انبیاء ونبی مکرم (ص) تکتف مینمودند وواجب است . این بود که برایم سئوال پیش آمد اینها که می گویند هرچهار مذهب اهل جماعت مجاز است . اینهمه اختلاف چیست ودوست داشتم یکی از کارشناسان خوشان هم نظری بدهند البته فقط روی اختلاف با مالک والا درباب حدیث میدانم اینها ید طولایی دارند وبرای توجیه بدعت های خلیفه دوم حاضرند پیامبرخدارا هم زیر سئوال ببرند . ممنون التماس دعا

    کلام خدا:
    اگراین قرآن را برکوهها نازل میکردیم .میدیدی که کوه ازترس عظمت خدا خاشع ومتلاشی می شد.
    این مثالهارا برای مردم میزنیم ، شاید اهل عقل وفکرت شوند..
    سوره حشرآیه20


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ادامه فرمایش دوستان

    با سلام و درود


    مسأله دست بسته نماز خواندن بعد از پیامبر اكرم(ص) بدعت شده است.


    در متون اهل سنت آمده است که ابوحمید ساعدی صحابی بزرگ برای گروهی از صحابه كه در میان آنان ابوهریره دوسی، سهل ساعدی ابوالسید ساعدی، ابوقتاده، حارث بن ربعی و محمد بن مسلمه نیز حضور داشتند، كیفیت انجام نماز را از رسول خدا(ص) حكایت كرد و نیز از مستحبات ریز و درشت آن نام برد، ولی از چنین عملی ـ یعنی دست روی دست نهادن در نماز ـ سخن به میان نیاورده است.(سنن ابوداود، ج1، باب افتتاح الصلاه، ح70، سنن ترمذی، ج2، ص98، باب صفة الصلاه)


    اگر شیوه پیامبر اكرم(ص)، ولو احیانا چنین بود او یادآور می شد و یا حاضران تذكر می دادند.


    مشابه حدیث ابوحمید ساعدی از زبان امام صادق(ع) نیز به وسیله حماد بن عیسی در كتاب های حدیثی شیعه نقل شده است.(ر. ک. به "وسائل الشیعة"، ج5، ابواب افعال الصلاة، باب1، ح1و2)





    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۸/۱۲/۰۵ در ساعت ۲۲:۳۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بیهقی از محدثان برجسته اهل سنت در سنن خود می گوید: از حدیث سهل بن سعد استفاده می شود كه دست بسته نماز خواندن بعد از پیامبر(ص) به وجود آمده است؛ چون حدیث می گوید: «كان الناس یؤمرون» یعنی به مردم دستور می دادند که تکتف کنند؛ در حالی كه اگر این كار از سنن پیامبر بود، آن را به پیامبر نسبت می دادند و نیازی به اجبار نبود.("سنن بیهقی"، ج 2، ص 28)


    در روایاتی که از ائمه معصومین(ع) روایت شده، این کار نهی شده و خلاف سنت پیامبر اعلام شده است. به طور قطع پیامبر اکرم(ص) چنین نماز نخوانده است.


    در بعضی از روایات نیز آمده است که این رسم مجوس است.(ر.ک: مستدرک الوسائل، ج5 ، ص422 ـ 420)


    در بعضی از منابع تاریخی آمده است که این امر از جمله بدعت های خلیفه دوم است. در روایتی از امام حسن عسکری(ع) اشاره ای به این مطلب شده است. آن حضرت می فرمایند: "آن که حق را غصب نموده و گروه گمراهش با ما مخالفت نمودند، پس صلاة تراویح در ماه رمضان را به جای نافله ها قرار دادند و به جای پیشانی بر خاک نهادن(مهر)، در نماز دست بر سینه شان می گذارند."(مستدرک الوسائل،ج5، ص422)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۸/۱۲/۰۵ در ساعت ۲۲:۴۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    85
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چه بدعتهایی در اسلام وارد شده است ؟




    پيش از پاسخ به پرسش نخست بنگريم بدعت به چه معنا است و بدعت گزار چه كسي است؟
    معناي لغوي بدعت، چيزي است كه بدون پيشينه و الگوي قبلي ايجاد گردد، يا گفتاري كه بدون پيشينه بر زبان جاري گردد، از اين رو خداوند بديع آسمان ها و زمين است (بديع السماوات و الارض) (بقره (مجمع البحرين، طريحي، ج1، ص 164) آيه 117) بديع از ماده "بدع" است، به معناي نوآور. اما از لحاظ اصطلاحي ؛ يعني چيز تازه اي كه در قرآن و سنت ريشه ندارد؛ (مجمع البحرين، طريحي، ج1، ص 164) يعني كم و زياد كردن دين، با نام دين و هر كاري كه با قصد دينداري انجام شود، در حالي كه دين آن را نگفته است. بدعت گذار كسي است كه فرمان خدا را ناديده گيرد و به دلخواه خود و با نام دين آن را پديد آورد. (محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج1، ص 107)
    اما از جهت مصداق كه چه عملي بدعت است؟
    از قرن اول به بعد به تناسب فرايند پيدايش فرقه ها و مذاهب با توجه به نادرست دانستن همگان به بدعت در دين، هر يك ديگري را به بدعت در دين هر يك ديگري را به بدعت در دين متهم مي كرد. حنبلي ها و وهابي ها بيش از همه از اتهام بدعت براي نامشروع قلمداد كردن باورها و آيين هاي ديگر فرقه ها استفاده كرده اند و "ابن تيميه" از سردمداران اين جريان فكري است.
    از نظر وي همه متكلمان شيعي، معتزلي ، جهمي، اشعري و خوارج بدعت گذارند ، نيز همه فلاسفه از جمله فارابي و ابن سينا در دام بدعت گرفتار شده اند. او حتي از برگزاري جشن ها و آيين هاي ديني انتقاد مي كند و آن ها را نوعي بدعت مي داند.
    بر اين مبنا "قرطبي" ترجمه كتاب هاي يوناني و آوردن فرهنگ فلسفي را ميان مسلمانان بدعت مي خواند و مأمون عباسي را كه سر منشأ اين كار بود، بدعت گزار مي داند.
    برخي از متكلمان فيلسوفان را بدعت گذار و متكلمان اشعري همه فرقه ها جز خود را اهل بدعت بر مي شمرند و معتزله مرجئه و اشاعره را اهل بدعت مي دانند.
    اهل سنت نيز همه فرقه ها جز خود را اهل بدعت مي داندو شيعه اماميه ، اهل سنت و غلات و معتزله و خوارج و صوفيه را .
    حال با وجود اين نگاه هاي گوناگون و متضاد در مورد مصاديق بدعت، توجه خواهيد داشت كه نمي توان به صورت كلي بيان داشت كه چه كارهايي بدعت است.
    مي توان بدعت ها را از نگاه و زاويه خاص مذهبي بيان نمود و توضيح داد، مثلاً در نگاه وهابي ها بسياري از كارهاي مسلمانان از جمله شيعيان بدعت و حرام است. آنان مي گويند: مهر در نماز، رفتن به زيارت قبور پيشوايان اسلام و زيارت حرم امامان و امام زاده ها و اولياء الله، توسل، برپايي مجالس عزا و گريستن براي مظلومان كربلا، برپايي مجالس جشن و سرور به مناسبت ميلاد پيامبر و امامان (ع) و حتي گذاشتن سنگ روي قبر و برپايي مجالس فاتحه و ترحيم همه بدعت و حرام است.
    آنان مي گويند: اين گونه امور ريشه ديني ندارد، بنابراين بدعت است . اما بزرگان شيعه در پاسخ به اين اتهام مي گويند: اين مراسم ريشه ديني دارد و پيامبر (ص) و اهل سنت اين كارها را امضا نموده اند.
    براي آگاهي بيشتر به كتاب آيين وهابيت نوشته جعفر سبحاني مراجعه نماييد.
    اما از ديدگاه شيعه اماميه: شيعه مي گويد برخي از اموري كه اهل سنت در عبادتشان دارند، بدعت است از جمله گفتن آمين بعد از پايان سوره حمد در نماز، دست بسته نماز خواندن، حذف "حيّ علي خير العمل" در اذان، افزودن جمله "الصلاة خير من النوم" در اذان صبح، نماز تراويح و حرام دانستن ازدواج موقت. اين باورها از بدعت هاي است كه توسط خلفا بر دين تحميل شده است.
    گرچه شيعه معتقد است: اگر كسي در اذان و اقامه "اشهد أن عليا ولي الله" را به عنوان اذان و اقامه ( نه به عنوان قصد تيمم و تبرك) بگويد، بدعت است ، يا ممكن است برخي از ما در روز عيد قربان و عيد فطر روزه بگيرند و ندانند كه روزه در اين روز اشكال دارد، يا مسافري كه بايد نمازش را در هنگام سفر شكسته بخواند ، اما تمام بخواند، و يا در هنگام وضو بيش از دو بار دست ها و صورت را بشويد، نيز زني كه در ايام عادت نبايد نماز بخواند ، نماز بخواند، يا به درختي دخيل ببندد و اين كارها را جزء دين بداند. اين گونه امور بدعت و حرام است.
    البته برخي از امور در افكار عامه مردم يا در سخن برخي از سخنرانان وجود دارد كه در دين نيامده و يا به صورت ناقص و منحرف شده ميان مردم جريان دارد كه آنها نيز جزء بدعت هاي اين ديني محسوب مي شود، مانند مواردي كه استاد مطهري در كتاب حماسه حسيني در مورد بدعت هاي عاشورا توضيح مي دهند.
    گروه ديگر كه به اصطلاح روشنفكران شناخته مي شوند، نيز در برخي موارد دچار برخي بدعت ها در دين مي شوند و به اسم نوشدن و به روز بودن دين، برخي از احكام و دستورهاي ديني را از مذهب پاك نموده و يا بر آن اضافه مي كنند، كه اينها نيز نوعي بدعت محسوب مي شود. در اين باره مي توانيد از كتاب اسلام و مقتضيات زمان استاد مطهري استفاده كنيد.


  12. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود