صفحه 1 از 27 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پیامبر در برابر انجام وظیفه ی رسالت، چه دستمزدی طلب کرده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47

    راهنما پیامبر در برابر انجام وظیفه ی رسالت، چه دستمزدی طلب کرده است؟




    "كاربران گرامي ! جهت دريافت پاسخ هر يك از موارد مطرح شده فوق توسط جناب خردبين ، به پستهاي 246 به بعد - كه شامل جمع بندي بحث و پاسخ جامع و كوتاه به پرسشهاي جناب خردبين است - مراجعه بفرماييد ." مدیریت سایت
    ---------------------------------------------------------------------------------

    آیا پیامبر در برابر انجام وظیفه ی رسالت، دستمزدی طلب نکرده است؟


    بسیار گفته و شنیده، نوشته و خوانده شده است که پیامبر اسلام در برابر انجام وظیفه ی رسالت و ابلاغ وحی هیچگونه امتیاز و مزدی از مسلمانان برای خویش طلب نکرده است. گفته میشود که پیامبر اسلام نه دستمزد و انعام مالی برای خویش خواست، نه برای زندگی شخصی خودش امتیازی تقاضا نمود، نه طلب جایگاه اجتماعی نمود.

    در خود قرآن نیز آیات فراوانی وجود دارد که همین نظر را تایید میکند. از این میان میتوان به آیات زیر اشاره نمود:
    فرقان : ما تو را نفرستاديم مگر براي آنكه مژده دهي و بترساني (56) بگو : من از، شما هيچ مزدي نمي طلبم و اين رسالت بدان مي گزارم تا هر كه خواهد به سوي پروردگارش راهي (57)بيابد.
    ص 86 : بگو : من از شما مزدي نمي طلبم و نيستم از آنان كه به دروغ چيزي بر خود مي بندند.
    هود 51 : اي قوم من ، در برابر رسالتم از شما مزدي نمي طلبم مزد من تنها با، آن كسي است كه مرا آفريده است چرا از روي خرد نمي انديشيد ؟
    یوسف 104 : و تو در مقابل پيامبريت از آنها مزدي نمي طلبي و اين كتاب جز اندرزي ، براي مردم جهان نيست.
    شعراء 109 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 127 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 145 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم ، مزد من تنها بر عهده ، پروردگار جهانيان است.
    شعراء 164 :من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 180 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    صبا 47 : بگو : هر مزدي كه از شما طلبيده ام ، از آن خودتان باد مزد من تنها برعهده خداست اوست كه بر هر كاري ناظر است.
    یس 21 : از كساني كه از شما هيچ مزدي نمي طلبند ، و خود مردمي هدايت يافته اند، پيروي كنيد.
    شوری 23 : بگو : بر اين رسالت مزدي ازشما ، جز دوست داشتن خويشاوندان ، نمي خواهم.
    اما اکنون در اینجا برآنیم که تحقیق کنیم و ببینیم که آیا واقعا پیامبر اسلام آنطور که ادعا میشود، هیچ دستمزد مالی یا امتیازات ویژه ی اجتماعی و سیاسی برای خویش طلب نکرده است؟

    اگر برای کشف واقعیت به خود قرآن رجوع کنیم، با کمال تعجب با آیات زیادی روبرو میشویم که در آنها پیامبر برای خود انواع و اقسام امتیازات را وضع نموده است. این امتیازات طیف وسیعی از امتیازت مالی (مانند غنایم جنگی و صدقه) و امتیازات جنسی (مانند حق داشتن زنان هبه ای (زنانی که خودشان را بر پیامبر می بخشیدند) و عدم محدودیت در تعداد زوجات برای پیامبر) و موقعیت خاص اجتماعی (مانند ینکه هیچ کس حق ندارد از دستور وی تخطی کرده یا صدایش را بر پیامبر بالا ببرد) و بسیاری موارد دیگر را در بر میگیرد.

    در زیر تنها به گوشه ای از امتیازاتی که پیامبر برای خویش طلب نموده است نگاهی میکنیم (و تنها به آیات صریح قرآن استناد خواهیم کرد و به امتیازاتی که پیامبر برای خویش قرار داده است اما قرآن به آنها اشاره نکرده است استناد نمیکنیم):
    الف) امتیازات مالی
    ب) امتیازات جنسیتی
    ج) امتیازات اجتماعی و سیاسی

    الف) امتیازات مالی


    1 - امتیاز حق تقسیم غنایم جنگی به دلخواه پیامبر:
    انفال 1: يسئلونك عن الانفال قل الانفال لله و الرسول فاتقوا الله و اصلحوا ذات بينكم و اطيعوا الله و رسوله ان كنتم مؤمنين

    انفال 1: تو را از غنايم جنگي مي پرسند ، بگو : غنايم جنگي متعلق به خدا و پيامبراست پس اگر از مؤمنان هستيد ، از خداي بترسيد و با يكديگر به آشتي زيست كنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد.
    در آیه 1 سوره انفال، بیان شده است که غنایم جنگی که در غزوات با کافران به دست مسلمانان می افتاد، تنها متعلق به خدا و پیامبر اوست و از مومنان خواسته شده است که به فرمان خدا و پیامبر او گردن نهاده و این غنایم را تنها متعلق به خدا و پیامبر او بدانند.

    ---------------------------------------------------

    2 - امتیاز مالکیت خمس غنایم جنگی برای پیامبر و خوشاوندان او:
    انفال 41: و اعلموا انما غنمتم من شي ء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل

    انفال 41: و ای مومنان بدانید که هر چه به شما غنیمت و فایده رسد خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است. {ترجمه قمشه ای}
    در آیه 41 سوره انفال اصلاحیه ای بر آیه 1 همان سوره آمده است و بیان میدارد که از غنایمی که به دست مسلمانان می افتد، خمس (یک پنجم) آن متعلق به پیامبر و خویشاوندان او و یتیمان است. البته بعدا خمس درآمد مسلمانان و زمین های بی صاحب و معادن زیر زمینی و نظایر آن نیز به خمس غنایم جنگی افزوده شد. و بعدها بنام «سهم امام» شناخته شده (و دریافت آن تا به امروز نیز ادامه دارد و توسط فقها دریافت میشود).


    ---------------------------------------------------


    3 - امتیاز گرفتن صدقه:
    توبه : خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها و صل عليهم ان صلاتك سكن لهم و الله سميع عليم (103) ا لم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده و ياخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحيم (104)

    توبه : از اموال آنان صدقه ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه شان سازی و بر ایشان دعا کن، زیرا دعای تو برای آنان آرامشی است و خدا شنوای داناست (103) آیا ندانسته اند که تنها خداست که از بندگان توبه را می پذیرد و صدقات را میگیرد و خداست که خود توبه پذیر مهربان است؟ (104) (ترجمه فولادوند)
    در آیه 103 و 104 سوره توبه به پیامبر مجوز داده میشود که از افرادی که میخواهند از کارهای خویش توبه نموده و گناهان خودشان را پاک نمایند، صدقه دریافت نموده و برایشان دعا کند تا گناهان آنان «باز خرید» شود. البته ابتدا گفته شده است که پیامبر صدقات را بگیرد، اما در ادامه گفته شده که در واقع این خداوند است که صدقات را جمع میکند.


    ---------------------------------------------------

    4 - امتیاز مالکیت تمام اموالی که بدون جنگ به دست مسلمانان افتاده است:
    حشر : و ما افاء الله علي رسوله منهم فما اوجفتم عليه من خيل و لا ركاب و لكن الله يسلط رسله علي من يشاء و الله علي كل شي ء قدير(6) ما افاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل كي لا يكون دولة بين الاغنياء منكم و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا و اتقوا الله ان الله شديد العقاب(7)

    حشر : و آنچه را که خدا از مال آنها (یعنی یهودیان قبیله بنی نضیر) به رسم غنیمت بازداد، متعلق به رسول خدا است و چیزی است که شما برای بدست آوردن آن (زحمتی نکشیدید) نه اسبی تاختید و نه شتری، ولی خداوند رسولان خود را بر هر کس بخواهد مسلط می سازد، و خدا بر هر چیز توانا است (6) آنچه را خداوند از اهل این آبادی ها به رسولش باز گرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و مستندان و در راه ماندگان است (7) {ترجمه مکارم شیرازی}
    در آیه 41 سوره انفال دیدیم که خمس غنایم جنگی، متعلق به پیامبر است، اما بنا بر آیه 6 سوره حشر، کلیه اموال و دارایی افرادی که از ترس حمله مسلمانان جلای وطن کرده و اموال و زمینها و نخلستانهای خودشان را بدون اینکه جنگی میان مسلمانان و آنها رخ بدهد، باقی گذاشته اند، بصورت یکجا به پیامبر تعلق گرفت. این آیه پس از جلای وطن قبیله یهودی بنی نضیر توسط پیامبر آورده شد و مالکیت تمام اموال باقی مانده از یهودیان را بطور یکجا به پیامبر داد.
    ---------------------------------------------------



    ب) امتیازات جنسی:




    5 - امتیاز اینکه همسران پیامبر مانند مادران مومنان هستند:
    احزاب 6 : النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم و ازواجه امهاتهم و اولوا الارحام بعضهم اولي ببعض في كتاب الله من المؤمنين و المهاجرين الا ان تفعلوا الي اوليائكم معروفا كان ذلك في الكتاب مسطورا

    احزاب 6 : پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در كتاب خدا خويشاونداني نسبي از مؤمنان و مهاجران به يكديگر سزاوارترند، مگر آنكه بخواهيد به يكي از دوستان خود نيكي كنيد و اين حكم در كتاب خدا مكتوب است.
    در یک جامعه ی مرد سالار، این امتیازی ویژه برای یک مرد خواهد بود که زنان پس از مرگ شوهر خود اجازه ی ازدواج مجدد نداشته باشند. بدینگونه غیرت و همیت مردانه ی فرد پاسخ داده شده و احیانا در مورد سرنوشت زندگی جنسی زنان خود نگران نخواهد بود. و این امتیازی است که در سرتاسر دین اسلام، تنها و تنها برای پیامبر اسلام مقرر شده و بنا به آیه 6 سوره احزاب، زنان پیامبر مادران مؤمنان خوانده شده اند و بعد از پیامبر نیز امکان ازدواج مجدد آنان وجود ندارد. البته پر واضح است که این حکم برای اقناع حس غیرت مردانگی پیامبر، نیازهای جنسی زنان پیامبر را پس از وی سرکوب نموده است.


    ---------------------------------------------------

    6 - دو برابر بودن عذاب و پاداش همسران پیامبر:
    احزاب: يا نساء النبي من يات منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذلك علي الله يسيرا (30) و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحا نؤتها اجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا كريما (31) يا نساء النبي لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفا (32) و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهلية الاولي و اقمن الصلاة و آتين الزكاة و اطعن الله و رسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (33)

    احزاب: اي زنان پيامبر ، هر كس از شما مرتكب كار زشت در خور عقوبت شود ، خدا عذاب او را دو برابر مي كند و اين بر خدا آسان است (30) و هر كس از شما كه به فرمانبرداري خدا و پيامبرش مداومت ورزد و، كاري شايسته كند ، دوبار به او پاداش دهيم و براي او رزقي كرامند آماده كرده ايم (31) اي زنان پيامبر ، شما همانند ديگر زنان نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس به نرمي سخن مگوييد تا آن مردي كه در قلب او مرضي هست به طمع افتد و سخن پسنديده بگوييد (32) و در خانه هاي خود بمانيد و چنان كه در زمان پيشين جاهليت مي كردند،زينتهاي خود را آشكار مكنيد و نماز بگزاريد و زكات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت كنيد اي اهل بيت ، خدا مي خواهد پليدي را از شما دوركند و شما را چنان كه بايد پاك دارد (33)
    در آیات 30 تا 33 سوره احزاب، عذاب و پاداش زنان پیامبر دوبرابر عذاب و پاداش عادی دیگران تعیین شده است. تا بدینویسیله آنان را از انجام اموری که خلاف میل پیامبر می باشد دور نمایند. در ادامه پیامبر خواسته های خودش را از زنانش بازگو میکند: اینکه با مردان دیگر به نرمی سخن نگویند تا احیانا هوی و هوس مردان دیگر نسبت به آنها تحریک نشود (و نیز هوا و هوس خود زنان پپیامبر) و نیز اینکه از خانه خارج نشده و زینتهایشان را برای دیگران آشکار نکنند و از پیامبر اطاعت نمایند. پر واضح است که این دستورات تماما در جهت اغنای غیرت مردانگی پیامبر و استحکام پایه های مردسالاری در خانه ی پیامبر می باشند و اینکه پیامبر دوست نداشته است که زنانش با مردان دیگر در ارتباط باشند.


    ---------------------------------------------------


    7 - امتیاز حلال شدن ازدواج با زن پسر خوانده:
    احزاب 37: و اذ تقول للذي انعم الله عليه و انعمت عليه امسك عليك زوجك و اتق الله و تخفي في نفسك ما الله مبديه و تخشي الناس و الله احق ان تخشاه فلما قضي زيد منها وطرا زوجناكها لكي لا يكون علي المؤمنين حرج في ازواج ادعيائهم اذا قضوا منهن وطرا و كان امر الله مفعولا

    احزاب 37: و تو ، به آن مرد كه خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودي ، گفتي : زنت را براي خود نگه دار و از خداي بترس در حالي كه در دل خودآنچه را خدا آشكار ساخت مخفي داشته بودي و از مردم مي ترسيدي ، حال آنكه خدا از هر كس ديگر سزاوارتر بود كه از او بترسي پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد ، به همسري تواش در آورديم تا مؤمنان را در زناشويي بازنان فرزند خواندگان خود ، اگر حاجت خويش از او بگزارده باشند ، منعي نباشد و حكم خداوند شدني است.
    آیه 37 سوره احزاب، اشاره دارد به ماجرای دلباختگی پیامبر به زینب (زن پسر خوانده ی پیامبر بنام «زید بن حادثه»). پیامبر از ابراز این عشق خودداری میکرد چرا که اولا زینب شوهر داشت و نیز مهمتر از آن، براساس سنت عرب، ازدواج با زن مطلقه ی پسر حرام بود (چرا که پسر خوانده هم حکم پسر را داشت). اما بالاخره پیامبر آیه 37 سوره احزاب را می آورد و این قضیه را اینگونه حل میکند که کلا حرمت ازدواج با زن پسر خوانده را بر میدارد. خداوند نیز شخصا زینب را به نکاح پیامبر در می آورد. و بدینگونه هر دو مشکل حل شده و خواسته ی پیامبر بر آورده میگردد.

    ---------------------------------------------------
    احزاب 50: يا ايها النبي انا احللنا لك ازواجك اللاتي آتيت اجورهن و ما ملكت يمينك مما افاء الله عليك و بنات عمك و بنات عماتك و بنات خالك و بنات خالاتك اللاتي هاجرن معك و امراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبي ان اراد النبي ان يستنكحها خالصة لك من دون المؤمنين قد علمنا ما فرضنا عليهم في ازواجهم و ما ملكت ايمانهم لكيلا يكون عليك حرج و كان الله غفورا رحيما

    احزاب 50: اي پيامبر ، ما زناني را كه مهرشان را داده اي و آنان را كه به عنوان ، غنايم جنگي كه خدا به تو ارزاني داشته است مالك شده اي و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر دايي ها و دختر خاله هاي تو را كه با تو مهاجرت كرده اند بر تو حلال كرديم ، و نيز زن مؤمني را كه خود را به پيامبر بخشيده باشد، هر گاه پيامبر بخواهد او را به زني گيرد اين حكم ويژه توست نه ديگرمؤمنان ما مي دانيم در باره زنانشان و كنيزانشان چه حكمي كرده ايم ، تابراي تو مشكلي پيش نيايد و خدا آمرزنده و مهربان است.

    8- امتیاز گرفتن زن به تعداد نامحدود:
    در قرآن تعداد زنان مجاز برای مسلمانان حداکثر چهار زن اعلام شده ولی برای پیامبر محدودیتی قرار داده نشده است فقط مهم دادن مهریه است در حالیکه پیامبر بواسطه ی غنایم جنگی، به تدریج ثروتمند شده بود و مشکلی در پرداخت مهریه نداشت. پیامبر در زمان رحلت خویش، نه زن داشت. در اینجا نیز حکم تنها مشرف به پیامبر است و تنها در جهت برآوردن امیال پیامبر می باشد. و مسلمانان حق داشتن بیش از چهار زن را ندارند.

    9 - امتیاز حلال شدن دختران عمو عمه خاله و دایی پیامبر که با وی از مکه به مدینه مهاجرت کرده اند.


    10 - امتیاز حلال شدن زنانی که خود را به پیامبر ببخشند (زنان هبه ای):
    قرآن زنانی را که خودشان را در اختیار پیامبر گذاشته و خویش را بدو عرضه میکردند (که زنان هبه ای نامیده میشوند)، برای پیامبر حلال کرده است و گفتنی است که اینگونه زنان تنها و تنها برای شخص پیامبر حلال می باشند و دیگر مسلمانان حق ندارند اینگونه زنانی داشته باشند. بعبارت دیگر، در اسلام، تنها شخصی که اجازه داشتن زنان هبه ای داشته است، شخص پیامبر می باشد. زنان هبه ای نیازمند عقد و نکاح نبوده اند.


    ---------------------------------------------------
    تحریم: و اذ اسر النبي الي بعض ازواجه حديثا فلما نبات به و اظهره الله عليه عرف بعضه و اعرض عن بعض فلما نباها به قالت من انباك هذا قال نباني العليم الخبير (3) ان تتوبا الي الله فقد صغت قلوبكما و ان تظاهرا عليه فان الله هو مولاه و جبريل و صالح المؤمنين و الملائكة بعد ذلك ظهير (4) عسي ربه ان طلقكن ان يبدله ازواجا خيرا منكن مسلمات مؤمنات قانتات تائبات عابدات سائحات ثيبات و ابكارا(5)

    تحریم: آنگاه كه پيامبر با يكي از زنان خود رازي در ميان نهاد ، چون آن زن آن ، راز با ديگري باز گفت ، خدا پيامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره اي ازآن راز را بر آن زن آشكار كرد و از افشاي پاره اي ديگر سر باز زد زن گفت : چه كسي تو را از اين ماجرا آگاه كرده است ؟ گفت : آن خداي داناي آگاه به من خبر داده است(3) اگر شما دو زن توبه كنيد بهتر است ، زيرا دلهايتان از حق بازگشته است و اگر براي آزارش همدست شويد ، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود (4) شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جاي شما زناني بهتر از شمايش ، بدهد زناني مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه كننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر كرده ، خواه باكره (5)

    11 - امتیاز جاسوسی و سخن چینی خدا برای پیامبر در مسائل زناشویی او با زنانش.
    12 - امتیاز تحت سرپرستی الله بودن پیامبر و پشتیبانی الله از پیامبر در برابر همسرانش.
    13 - امتیاز دادن زن بیوه و دختر دست نخورده به پیامبر از طرف الله
    البته انجام این کار با غنایم جنگی و کنیزانی که در جنگها به دست می آمد و یک پنجم آن متعلق به پیامبر بود کار بسیار آسانی شده بود.


    ---------------------------------------------------
    احزاب 53: يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم الي طعام غير ناظرين اناه و لكن اذا دعيتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا و لا مستانسين لحديث ان ذلكم كان يؤذي النبي فيستحيي منكم و الله لا يستحيي من الحق و اذا سالتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهن و ما كان لكم ان تؤذوا رسول الله و لا ان تنكحوا ازواجه من بعده ابدا ان ذلكم كان عند الله عظيما

    احزاب 53: اي كساني كه ايمان آورده ايد ، به خانه هاي پيامبر داخل مشويد مگر شما، را به خوردن طعامي فرا خوانند ، بي آنكه منتظر بنشينيد تا طعام حاضر شود اگر شما را فرا خواندند داخل شويد و چون طعام خورديد پراكنده گرديد نه آنكه براي سرگرمي سخن آغاز كنيد هر آينه اين كارها پيامبر را آزار مي دهد و او از شما شرم مي دارد ولي خدا از گفتن حق شرم نمي دارد و اگراز زنان پيامبر چيزي خواستيد ، از پشت پرده بخواهيد اين كار ، هم براي دلهاي شما و هم براي دلهاي آنها پاك دارنده تر است شما را نرسد كه پيامبر خدا را بيازاريد ، و نه آنكه زنهايش را بعد از وي هرگز به زني گيريد اين كارها در نزد خدا گناهي بزرگ است.

    14 - امتیاز الله در حکم پیشکار پیامبر:
    خداوند مردم را از کارهای غیر مودبانه با او منع میکند و حتی مهمانان او را از خانه او بیرون میکند.

    15 - امتیاز حرمت ازدواج مجدد زنان پیامبر بعد از پیامبر:
    زنان پیامبر پس از مرگ او بر همه مردم حرام میشوند. البته قبلا هم گفته شد که قرآن زنان پیامبر مادران مومنین میداند و در اینجا هم صراحتا آنان را از ازدواج مجدد منع میکند.

    ---------------------------------------------------

    16 - امتیاز داشتن مجوز جهت اعمال بی عدالتی در نوبت زنان پیامبر:
    احزاب 51: ترجي من تشاء منهن و تؤوي اليك من تشاء و من ابتغيت ممن عزلت فلا جناح عليك ذلك ادني ان تقر اعينهن و لا يحزن و يرضين بما آتيتهن كلهن و الله يعلم ما في قلوبكم و كان الله عليما حليما

    احزاب 51: از زنان خود هر كه را خواهي به نوبت مؤخر دار و هر كه را خواهي با خود، نگه دار و اگر از آنها كه دور داشته اي يكي را بطلبي بر تو گناهي نيست در اين گزينش و اختيار بايد كه شادمان باشند و غمگين نشوند و از آنچه همگيشان را ارزاني مي داري بايد كه خشنود گردند و خدا مي داند كه در دلهاي شما چيست و خداست كه دانا و بردبار است.
    بنا بر آیه 51 سوره احزاب، پیامبر خداوند به پیامبر اجازه میدهد که هر زمان مایل بود، نوبت یکی از زنانش را به تاخیر اندازد و هر زنی که تمایل و هوس بیشتری داشت رسیدگی بیشتری داشته باشد.


    ---------------------------------------------------



    ج) امتیازات اجتماعی و سیاسی


    17 - امتیاز رهبری و ریاست و پیشوایی مدینه و اعراب:
    توبه 120 : ما كان لاهل المدينة و من حولهم من الاعراب ان يتخلفوا عن رسول الله و لا يرغبوا بانفسهم عن نفسه ذلك بانهم لا يصيبهم ظما و لا نصب و لا مخمصة في سبيل الله و لا يطؤن موطئا يغيظ الكفار و لا ينالون من عدو نيلا الا كتب لهم به عمل صالح ان الله لا يضيع اجر المحسنين

    توبه 120 : اهل مدينه و عربهاي باديه نشين اطراف آن را نرسد كه از همراهي با، پيامبر خدا تخلف ورزند و نبايد كه از او به خود پردازند زيرا هيچ تشنگي به آنها چيره نشود يا به رنج نيفتند يا به گرسنگي دچار نگردند يا قدمي كه كافران را خشمگين سازد بر ندارند يا به دشمن دستبردي نزنند ، مگر آنكه عمل صالحي برايشان نوشته شود ، كه خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمي سازد.
    ---------------------------------------------------

    18 - امتیاز صاحب اجازه بودن همه مومنان:
    نور 62: انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله و اذا كانوا معه علي امر جامع لم يذهبوا حتي يستاذنوه ان الذين يستاذنونك اولئك الذين يؤمنون بالله و رسوله فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم و استغفر لهم الله ان الله غفور رحيم

    نور 62: مؤمنان كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده اند و چون با پيامبر در كاري همگاني باشند ، تا از او رخصت نطلبيده اند نبايد بروند آنان كه از تو رخصت مي طلبند ، كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده اند پس هنگامي كه از تو براي پاره اي از كارهايشان رخصت خواستند، به هر يك از آنان كه خواهي رخصت بده و برايشان از خدا آمرزش بخواه ، كه خدا آمرزنده و مهربان است.
    در آیه 62 سوره نور گفته شده است که اگر کسی به پیامبر و خدا ایمان آورده و در کارها از دستورات پیروی کند، مومن خواهد بود و اگر از دستورات پیامبر پیروی نکند، دیگر مومن نخواهد بود!

    ---------------------------------------------------

    19 - پیامبر از همه بر خودشان سزاوار تر است، حتی از خودشان:
    احزاب 6: النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم

    احزاب 6: پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است.
    ---------------------------------------------------


    20 - امتیاز بی اختیار بودن همه در مقابل فرمان پیامبر:
    احزاب 36: و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضي الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبينا

    احزاب 36: هيچ مرد مؤمن و زن مؤمني را نرسد كه چون خدا و پيامبرش در كاري حكمي ، كردند آنها را در آن كارشان اختياري باشد هر كه از خدا و پيامبرش نافرماني كند سخت در گمراهي افتاده است.
    براساس آیه 36 سوره احزاب، پس از آنکه پیامبر حکمی صادر کرده و دستوری بدهد، هیچ کس حق ندارد از آن دستور سرپیچی کرده و از آن سر باز زند.


    ---------------------------------------------------

    21 - امتیاز درود فرستادن خدا و فرشتگان بر پیامبر و امر کردن مردم به اینکار:
    احزاب 56: ان الله و ملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما

    احزاب 56: خدا و فرشتگانش بر پيامبر صلوات مي فرستند اي كساني كه ايمان آورده ايد ، بر او صلوات فرستيد و سلام كنيد ، سلامي نيكو.
    ---------------------------------------------------

    22 - امتیاز تباه شدن اعمال انسانها به علت عدم اطاعت از پیامبر :

    محمد 33: يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالكم

    محمد 33: اي مردم ، از خدا اطاعت كنيد و از پيامبر اطاعت كنيد و اعمال خويش را، باطل مسازيد.
    ---------------------------------------------------

    23 - امتیاز اینکه کسی نباید صدایش را از صدای پیامبر بلندتر بکند:
    حجرات 2 : يا ايها الذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي و لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لا تشعرون

    حجرات 2 : اي كساني كه ايمان آورده ايد ، صداي خود را از صداي پيامبر بلندتر، مكنيدو همچنان كه با يكديگر بلند سخن مي گوييد با او به آواز بلند سخن مگوييد، كه اعمالتان ناچيز شود و آگاه نشويد.
    آیه 2 سوره حجرات به مومنان دستور داده میشود که صدای خودشان را از صدا ی پیامبر بلندتر نکنند. اگر پیامبر به هر میزانی با صدای آهسته سخن بگوید، مومنان همواره موظف هستند که صدایشان از صدای او آهسته تر باشد. و صرفا در صورت تخطی مومنان از اینکار، تمام اعمال آنان تباه و ناچیز میشود.


    ---------------------------------------------------

    24 - امتیاز اینکه کسی نباید پیامبر را از پشت اتاقش صدا کند
    و اگر کسی صدا کرد حتی اگر دانشمند هم باشد، بی خرد است!
    حجرات 4 :ان الذين ينادونك من وراء الحجرات اكثرهم لا يعقلون
    حجرات 4 :آنهايي كه از آن سوي حجره ها ندايت مي دهند بيشتر بي خردانند.
    ---------------------------------------------------


    25 - امتیاز اجازه شکستن پیمان توسط پیامبر:
    انفال 58: و اما تخافن من قوم خيانة فانبذ اليهم علي سواء ان الله لا يحب الخائنين

    انفال 58: اگر مي داني كه گروهي در پيمان خيانت مي ورزند ، به آنان اعلام كن كه همانند خودشان عمل خواهي كرد زيرا خدا خائنان را دوست ندارد.
    امتیاز داشتن مجوز شکستن عهد و پیمان تنها به بهانه ی اینکه پیامبر گمان کند که ممکن است طرف مقابل زودتر پیمان را بشکند. یعنی قبل از اینکه کسی عهد خودش را بشکند، پیامبر میتواند آنرا زیر پا بگذارد!
    ---------------------------------------------------------------------------------
    "كاربران گرامي ! جهت دريافت پاسخ هر يك از موارد مطرح شده فوق توسط جناب خردبين ، به پستهاي 246 به بعد - كه شامل جمع بندي بحث و پاسخ جامع و كوتاه به پرسشهاي جناب خردبين است - مراجعه بفرماييد ." مدیریت سایت



    ویرایش توسط Masoomi : ۱۳۹۰/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۱:۵۵ دلیل: راهنمايي كاربران جهت دريافت پاسخ سوالات


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    117
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خسته نباشی




    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    آیا پیامبر در برابر انجام وظیفه ی رسالت، دستمزدی طلب نکرده است؟


    بسیار گفته و شنیده، نوشته و خوانده شده است که پیامبر اسلام در برابر انجام وظیفه ی رسالت و ابلاغ وحی هیچگونه امتیاز و مزدی از مسلمانان برای خویش طلب نکرده است. گفته میشود که پیامبر اسلام نه دستمزد و انعام مالی برای خویش خواست، نه برای زندگی شخصی خودش امتیازی تقاضا نمود، نه طلب جایگاه اجتماعی نمود.

    در خود قرآن نیز آیات فراوانی وجود دارد که همین نظر را تایید میکند. از این میان میتوان به آیات زیر اشاره نمود:
    فرقان : ما تو را نفرستاديم مگر براي آنكه مژده دهي و بترساني (56) بگو : من از، شما هيچ مزدي نمي طلبم و اين رسالت بدان مي گزارم تا هر كه خواهد به سوي پروردگارش راهي (57)بيابد.
    ص 86 : بگو : من از شما مزدي نمي طلبم و نيستم از آنان كه به دروغ چيزي بر خود مي بندند.
    هود 51 : اي قوم من ، در برابر رسالتم از شما مزدي نمي طلبم مزد من تنها با، آن كسي است كه مرا آفريده است چرا از روي خرد نمي انديشيد ؟
    یوسف 104 : و تو در مقابل پيامبريت از آنها مزدي نمي طلبي و اين كتاب جز اندرزي ، براي مردم جهان نيست.
    شعراء 109 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 127 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 145 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم ، مزد من تنها بر عهده ، پروردگار جهانيان است.
    شعراء 164 :من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 180 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    صبا 47 : بگو : هر مزدي كه از شما طلبيده ام ، از آن خودتان باد مزد من تنها برعهده خداست اوست كه بر هر كاري ناظر است.
    یس 21 : از كساني كه از شما هيچ مزدي نمي طلبند ، و خود مردمي هدايت يافته اند، پيروي كنيد.
    شوری 23 : بگو : بر اين رسالت مزدي ازشما ، جز دوست داشتن خويشاوندان ، نمي خواهم.
    اما اکنون در اینجا برآنیم که تحقیق کنیم و ببینیم که آیا واقعا پیامبر اسلام آنطور که ادعا میشود، هیچ دستمزد مالی یا امتیازات ویژه ی اجتماعی و سیاسی برای خویش طلب نکرده است؟

    اگر برای کشف واقعیت به خود قرآن رجوع کنیم، با کمال تعجب با آیات زیادی روبرو میشویم که در آنها پیامبر برای خود انواع و اقسام امتیازات را وضع نموده است. این امتیازات طیف وسیعی از امتیازت مالی (مانند غنایم جنگی و صدقه) و امتیازات جنسی (مانند حق داشتن زنان هبه ای (زنانی که خودشان را بر پیامبر می بخشیدند) و عدم محدودیت در تعداد زوجات برای پیامبر) و موقعیت خاص اجتماعی (مانند ینکه هیچ کس حق ندارد از دستور وی تخطی کرده یا صدایش را بر پیامبر بالا ببرد) و بسیاری موارد دیگر را در بر میگیرد.

    در زیر تنها به گوشه ای از امتیازاتی که پیامبر برای خویش طلب نموده است نگاهی میکنیم (و تنها به آیات صریح قرآن استناد خواهیم کرد و به امتیازاتی که پیامبر برای خویش قرار داده است اما قرآن به آنها اشاره نکرده است استناد نمیکنیم):
    الف) امتیازات مالی
    ب) امتیازات جنسیتی
    ج) امتیازات اجتماعی و سیاسی

    الف) امتیازات مالی


    1 - امتیاز حق تقسیم غنایم جنگی به دلخواه پیامبر:

    انفال 1: يسئلونك عن الانفال قل الانفال لله و الرسول فاتقوا الله و اصلحوا ذات بينكم و اطيعوا الله و رسوله ان كنتم مؤمنين

    انفال 1: تو را از غنايم جنگي مي پرسند ، بگو : غنايم جنگي متعلق به خدا و پيامبراست پس اگر از مؤمنان هستيد ، از خداي بترسيد و با يكديگر به آشتي زيست كنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد.
    در آیه 1 سوره انفال، بیان شده است که غنایم جنگی که در غزوات با کافران به دست مسلمانان می افتاد، تنها متعلق به خدا و پیامبر اوست و از مومنان خواسته شده است که به فرمان خدا و پیامبر او گردن نهاده و این غنایم را تنها متعلق به خدا و پیامبر او بدانند.

    ---------------------------------------------------

    2 - امتیاز مالکیت خمس غنایم جنگی برای پیامبر و خوشاوندان او:

    انفال 41: و اعلموا انما غنمتم من شي ء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل

    انفال 41: و ای مومنان بدانید که هر چه به شما غنیمت و فایده رسد خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است. {ترجمه قمشه ای}
    در آیه 41 سوره انفال اصلاحیه ای بر آیه 1 همان سوره آمده است و بیان میدارد که از غنایمی که به دست مسلمانان می افتد، خمس (یک پنجم) آن متعلق به پیامبر و خویشاوندان او و یتیمان است. البته بعدا خمس درآمد مسلمانان و زمین های بی صاحب و معادن زیر زمینی و نظایر آن نیز به خمس غنایم جنگی افزوده شد. و بعدها بنام «سهم امام» شناخته شده (و دریافت آن تا به امروز نیز ادامه دارد و توسط فقها دریافت میشود).


    ---------------------------------------------------


    3 - امتیاز گرفتن صدقه:

    توبه : خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها و صل عليهم ان صلاتك سكن لهم و الله سميع عليم (103) ا لم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده و ياخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحيم (104)

    توبه : از اموال آنان صدقه ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه شان سازی و بر ایشان دعا کن، زیرا دعای تو برای آنان آرامشی است و خدا شنوای داناست (103) آیا ندانسته اند که تنها خداست که از بندگان توبه را می پذیرد و صدقات را میگیرد و خداست که خود توبه پذیر مهربان است؟ (104) (ترجمه فولادوند)
    در آیه 103 و 104 سوره توبه به پیامبر مجوز داده میشود که از افرادی که میخواهند از کارهای خویش توبه نموده و گناهان خودشان را پاک نمایند، صدقه دریافت نموده و برایشان دعا کند تا گناهان آنان «باز خرید» شود. البته ابتدا گفته شده است که پیامبر صدقات را بگیرد، اما در ادامه گفته شده که در واقع این خداوند است که صدقات را جمع میکند.


    ---------------------------------------------------

    4 - امتیاز مالکیت تمام اموالی که بدون جنگ به دست مسلمانان افتاده است:

    حشر : و ما افاء الله علي رسوله منهم فما اوجفتم عليه من خيل و لا ركاب و لكن الله يسلط رسله علي من يشاء و الله علي كل شي ء قدير(6) ما افاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل كي لا يكون دولة بين الاغنياء منكم و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا و اتقوا الله ان الله شديد العقاب(7)

    حشر : و آنچه را که خدا از مال آنها (یعنی یهودیان قبیله بنی نضیر) به رسم غنیمت بازداد، متعلق به رسول خدا است و چیزی است که شما برای بدست آوردن آن (زحمتی نکشیدید) نه اسبی تاختید و نه شتری، ولی خداوند رسولان خود را بر هر کس بخواهد مسلط می سازد، و خدا بر هر چیز توانا است (6) آنچه را خداوند از اهل این آبادی ها به رسولش باز گرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و مستندان و در راه ماندگان است (7) {ترجمه مکارم شیرازی}
    در آیه 41 سوره انفال دیدیم که خمس غنایم جنگی، متعلق به پیامبر است، اما بنا بر آیه 6 سوره حشر، کلیه اموال و دارایی افرادی که از ترس حمله مسلمانان جلای وطن کرده و اموال و زمینها و نخلستانهای خودشان را بدون اینکه جنگی میان مسلمانان و آنها رخ بدهد، باقی گذاشته اند، بصورت یکجا به پیامبر تعلق گرفت. این آیه پس از جلای وطن قبیله یهودی بنی نضیر توسط پیامبر آورده شد و مالکیت تمام اموال باقی مانده از یهودیان را بطور یکجا به پیامبر داد.
    ---------------------------------------------------



    ب) امتیازات جنسی:




    5 - امتیاز اینکه همسران پیامبر مانند مادران مومنان هستند:

    احزاب 6 : النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم و ازواجه امهاتهم و اولوا الارحام بعضهم اولي ببعض في كتاب الله من المؤمنين و المهاجرين الا ان تفعلوا الي اوليائكم معروفا كان ذلك في الكتاب مسطورا

    احزاب 6 : پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در كتاب خدا خويشاونداني نسبي از مؤمنان و مهاجران به يكديگر سزاوارترند، مگر آنكه بخواهيد به يكي از دوستان خود نيكي كنيد و اين حكم در كتاب خدا مكتوب است.
    در یک جامعه ی مرد سالار، این امتیازی ویژه برای یک مرد خواهد بود که زنان پس از مرگ شوهر خود اجازه ی ازدواج مجدد نداشته باشند. بدینگونه غیرت و همیت مردانه ی فرد پاسخ داده شده و احیانا در مورد سرنوشت زندگی جنسی زنان خود نگران نخواهد بود. و این امتیازی است که در سرتاسر دین اسلام، تنها و تنها برای پیامبر اسلام مقرر شده و بنا به آیه 6 سوره احزاب، زنان پیامبر مادران مؤمنان خوانده شده اند و بعد از پیامبر نیز امکان ازدواج مجدد آنان وجود ندارد. البته پر واضح است که این حکم برای اقناع حس غیرت مردانگی پیامبر، نیازهای جنسی زنان پیامبر را پس از وی سرکوب نموده است.


    ---------------------------------------------------

    6 - دو برابر بودن عذاب و پاداش همسران پیامبر:

    احزاب: يا نساء النبي من يات منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذلك علي الله يسيرا (30) و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحا نؤتها اجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا كريما (31) يا نساء النبي لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفا (32) و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهلية الاولي و اقمن الصلاة و آتين الزكاة و اطعن الله و رسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (33)

    احزاب: اي زنان پيامبر ، هر كس از شما مرتكب كار زشت در خور عقوبت شود ، خدا عذاب او را دو برابر مي كند و اين بر خدا آسان است (30) و هر كس از شما كه به فرمانبرداري خدا و پيامبرش مداومت ورزد و، كاري شايسته كند ، دوبار به او پاداش دهيم و براي او رزقي كرامند آماده كرده ايم (31) اي زنان پيامبر ، شما همانند ديگر زنان نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس به نرمي سخن مگوييد تا آن مردي كه در قلب او مرضي هست به طمع افتد و سخن پسنديده بگوييد (32) و در خانه هاي خود بمانيد و چنان كه در زمان پيشين جاهليت مي كردند،زينتهاي خود را آشكار مكنيد و نماز بگزاريد و زكات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت كنيد اي اهل بيت ، خدا مي خواهد پليدي را از شما دوركند و شما را چنان كه بايد پاك دارد (33)
    در آیات 30 تا 33 سوره احزاب، عذاب و پاداش زنان پیامبر دوبرابر عذاب و پاداش عادی دیگران تعیین شده است. تا بدینویسیله آنان را از انجام اموری که خلاف میل پیامبر می باشد دور نمایند. در ادامه پیامبر خواسته های خودش را از زنانش بازگو میکند: اینکه با مردان دیگر به نرمی سخن نگویند تا احیانا هوی و هوس مردان دیگر نسبت به آنها تحریک نشود (و نیز هوا و هوس خود زنان پپیامبر) و نیز اینکه از خانه خارج نشده و زینتهایشان را برای دیگران آشکار نکنند و از پیامبر اطاعت نمایند. پر واضح است که این دستورات تماما در جهت اغنای غیرت مردانگی پیامبر و استحکام پایه های مردسالاری در خانه ی پیامبر می باشند و اینکه پیامبر دوست نداشته است که زنانش با مردان دیگر در ارتباط باشند.


    ---------------------------------------------------


    7 - امتیاز حلال شدن ازدواج با زن پسر خوانده:

    احزاب 37: و اذ تقول للذي انعم الله عليه و انعمت عليه امسك عليك زوجك و اتق الله و تخفي في نفسك ما الله مبديه و تخشي الناس و الله احق ان تخشاه فلما قضي زيد منها وطرا زوجناكها لكي لا يكون علي المؤمنين حرج في ازواج ادعيائهم اذا قضوا منهن وطرا و كان امر الله مفعولا

    احزاب 37: و تو ، به آن مرد كه خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودي ، گفتي : زنت را براي خود نگه دار و از خداي بترس در حالي كه در دل خودآنچه را خدا آشكار ساخت مخفي داشته بودي و از مردم مي ترسيدي ، حال آنكه خدا از هر كس ديگر سزاوارتر بود كه از او بترسي پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد ، به همسري تواش در آورديم تا مؤمنان را در زناشويي بازنان فرزند خواندگان خود ، اگر حاجت خويش از او بگزارده باشند ، منعي نباشد و حكم خداوند شدني است.
    آیه 37 سوره احزاب، اشاره دارد به ماجرای دلباختگی پیامبر به زینب (زن پسر خوانده ی پیامبر بنام «زید بن حادثه»). پیامبر از ابراز این عشق خودداری میکرد چرا که اولا زینب شوهر داشت و نیز مهمتر از آن، براساس سنت عرب، ازدواج با زن مطلقه ی پسر حرام بود (چرا که پسر خوانده هم حکم پسر را داشت). اما بالاخره پیامبر آیه 37 سوره احزاب را می آورد و این قضیه را اینگونه حل میکند که کلا حرمت ازدواج با زن پسر خوانده را بر میدارد. خداوند نیز شخصا زینب را به نکاح پیامبر در می آورد. و بدینگونه هر دو مشکل حل شده و خواسته ی پیامبر بر آورده میگردد.

    ---------------------------------------------------
    احزاب 50: يا ايها النبي انا احللنا لك ازواجك اللاتي آتيت اجورهن و ما ملكت يمينك مما افاء الله عليك و بنات عمك و بنات عماتك و بنات خالك و بنات خالاتك اللاتي هاجرن معك و امراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبي ان اراد النبي ان يستنكحها خالصة لك من دون المؤمنين قد علمنا ما فرضنا عليهم في ازواجهم و ما ملكت ايمانهم لكيلا يكون عليك حرج و كان الله غفورا رحيما

    احزاب 50: اي پيامبر ، ما زناني را كه مهرشان را داده اي و آنان را كه به عنوان ، غنايم جنگي كه خدا به تو ارزاني داشته است مالك شده اي و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر دايي ها و دختر خاله هاي تو را كه با تو مهاجرت كرده اند بر تو حلال كرديم ، و نيز زن مؤمني را كه خود را به پيامبر بخشيده باشد، هر گاه پيامبر بخواهد او را به زني گيرد اين حكم ويژه توست نه ديگرمؤمنان ما مي دانيم در باره زنانشان و كنيزانشان چه حكمي كرده ايم ، تابراي تو مشكلي پيش نيايد و خدا آمرزنده و مهربان است.

    8- امتیاز گرفتن زن به تعداد نامحدود:
    در قرآن تعداد زنان مجاز برای مسلمانان حداکثر چهار زن اعلام شده ولی برای پیامبر محدودیتی قرار داده نشده است فقط مهم دادن مهریه است در حالیکه پیامبر بواسطه ی غنایم جنگی، به تدریج ثروتمند شده بود و مشکلی در پرداخت مهریه نداشت. پیامبر در زمان رحلت خویش، نه زن داشت. در اینجا نیز حکم تنها مشرف به پیامبر است و تنها در جهت برآوردن امیال پیامبر می باشد. و مسلمانان حق داشتن بیش از چهار زن را ندارند.

    9 - امتیاز حلال شدن دختران عمو عمه خاله و دایی پیامبر که با وی از مکه به مدینه مهاجرت کرده اند.


    10 - امتیاز حلال شدن زنانی که خود را به پیامبر ببخشند (زنان هبه ای):
    قرآن زنانی را که خودشان را در اختیار پیامبر گذاشته و خویش را بدو عرضه میکردند (که زنان هبه ای نامیده میشوند)، برای پیامبر حلال کرده است و گفتنی است که اینگونه زنان تنها و تنها برای شخص پیامبر حلال می باشند و دیگر مسلمانان حق ندارند اینگونه زنانی داشته باشند. بعبارت دیگر، در اسلام، تنها شخصی که اجازه داشتن زنان هبه ای داشته است، شخص پیامبر می باشد. زنان هبه ای نیازمند عقد و نکاح نبوده اند.


    ---------------------------------------------------

    تحریم: و اذ اسر النبي الي بعض ازواجه حديثا فلما نبات به و اظهره الله عليه عرف بعضه و اعرض عن بعض فلما نباها به قالت من انباك هذا قال نباني العليم الخبير (3) ان تتوبا الي الله فقد صغت قلوبكما و ان تظاهرا عليه فان الله هو مولاه و جبريل و صالح المؤمنين و الملائكة بعد ذلك ظهير (4) عسي ربه ان طلقكن ان يبدله ازواجا خيرا منكن مسلمات مؤمنات قانتات تائبات عابدات سائحات ثيبات و ابكارا(5)

    تحریم: آنگاه كه پيامبر با يكي از زنان خود رازي در ميان نهاد ، چون آن زن آن ، راز با ديگري باز گفت ، خدا پيامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره اي ازآن راز را بر آن زن آشكار كرد و از افشاي پاره اي ديگر سر باز زد زن گفت : چه كسي تو را از اين ماجرا آگاه كرده است ؟ گفت : آن خداي داناي آگاه به من خبر داده است(3) اگر شما دو زن توبه كنيد بهتر است ، زيرا دلهايتان از حق بازگشته است و اگر براي آزارش همدست شويد ، خدا ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان از آن پس ياور او خواهند بود (4) شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جاي شما زناني بهتر از شمايش ، بدهد زناني مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه كننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر كرده ، خواه باكره (5)

    11 - امتیاز جاسوسی و سخن چینی خدا برای پیامبر در مسائل زناشویی او با زنانش.
    12 - امتیاز تحت سرپرستی الله بودن پیامبر و پشتیبانی الله از پیامبر در برابر همسرانش.
    13 - امتیاز دادن زن بیوه و دختر دست نخورده به پیامبر از طرف الله
    البته انجام این کار با غنایم جنگی و کنیزانی که در جنگها به دست می آمد و یک پنجم آن متعلق به پیامبر بود کار بسیار آسانی شده بود.


    ---------------------------------------------------

    احزاب 53: يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم الي طعام غير ناظرين اناه و لكن اذا دعيتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا و لا مستانسين لحديث ان ذلكم كان يؤذي النبي فيستحيي منكم و الله لا يستحيي من الحق و اذا سالتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهن و ما كان لكم ان تؤذوا رسول الله و لا ان تنكحوا ازواجه من بعده ابدا ان ذلكم كان عند الله عظيما

    احزاب 53: اي كساني كه ايمان آورده ايد ، به خانه هاي پيامبر داخل مشويد مگر شما، را به خوردن طعامي فرا خوانند ، بي آنكه منتظر بنشينيد تا طعام حاضر شود اگر شما را فرا خواندند داخل شويد و چون طعام خورديد پراكنده گرديد نه آنكه براي سرگرمي سخن آغاز كنيد هر آينه اين كارها پيامبر را آزار مي دهد و او از شما شرم مي دارد ولي خدا از گفتن حق شرم نمي دارد و اگراز زنان پيامبر چيزي خواستيد ، از پشت پرده بخواهيد اين كار ، هم براي دلهاي شما و هم براي دلهاي آنها پاك دارنده تر است شما را نرسد كه پيامبر خدا را بيازاريد ، و نه آنكه زنهايش را بعد از وي هرگز به زني گيريد اين كارها در نزد خدا گناهي بزرگ است.

    14 - امتیاز الله در حکم پیشکار پیامبر:
    خداوند مردم را از کارهای غیر مودبانه با او منع میکند و حتی مهمانان او را از خانه او بیرون میکند.

    15 - امتیاز حرمت ازدواج مجدد زنان پیامبر بعد از پیامبر:
    زنان پیامبر پس از مرگ او بر همه مردم حرام میشوند. البته قبلا هم گفته شد که قرآن زنان پیامبر مادران مومنین میداند و در اینجا هم صراحتا آنان را از ازدواج مجدد منع میکند.

    ---------------------------------------------------

    16 - امتیاز داشتن مجوز جهت اعمال بی عدالتی در نوبت زنان پیامبر:
    احزاب 51: ترجي من تشاء منهن و تؤوي اليك من تشاء و من ابتغيت ممن عزلت فلا جناح عليك ذلك ادني ان تقر اعينهن و لا يحزن و يرضين بما آتيتهن كلهن و الله يعلم ما في قلوبكم و كان الله عليما حليما

    احزاب 51: از زنان خود هر كه را خواهي به نوبت مؤخر دار و هر كه را خواهي با خود، نگه دار و اگر از آنها كه دور داشته اي يكي را بطلبي بر تو گناهي نيست در اين گزينش و اختيار بايد كه شادمان باشند و غمگين نشوند و از آنچه همگيشان را ارزاني مي داري بايد كه خشنود گردند و خدا مي داند كه در دلهاي شما چيست و خداست كه دانا و بردبار است.
    بنا بر آیه 51 سوره احزاب، پیامبر خداوند به پیامبر اجازه میدهد که هر زمان مایل بود، نوبت یکی از زنانش را به تاخیر اندازد و هر زنی که تمایل و هوس بیشتری داشت رسیدگی بیشتری داشته باشد.


    ---------------------------------------------------



    ج) امتیازات اجتماعی و سیاسی


    17 - امتیاز رهبری و ریاست و پیشوایی مدینه و اعراب:
    توبه 120 : ما كان لاهل المدينة و من حولهم من الاعراب ان يتخلفوا عن رسول الله و لا يرغبوا بانفسهم عن نفسه ذلك بانهم لا يصيبهم ظما و لا نصب و لا مخمصة في سبيل الله و لا يطؤن موطئا يغيظ الكفار و لا ينالون من عدو نيلا الا كتب لهم به عمل صالح ان الله لا يضيع اجر المحسنين

    توبه 120 : اهل مدينه و عربهاي باديه نشين اطراف آن را نرسد كه از همراهي با، پيامبر خدا تخلف ورزند و نبايد كه از او به خود پردازند زيرا هيچ تشنگي به آنها چيره نشود يا به رنج نيفتند يا به گرسنگي دچار نگردند يا قدمي كه كافران را خشمگين سازد بر ندارند يا به دشمن دستبردي نزنند ، مگر آنكه عمل صالحي برايشان نوشته شود ، كه خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمي سازد.
    ---------------------------------------------------

    18 - امتیاز صاحب اجازه بودن همه مومنان:
    نور 62: انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله و اذا كانوا معه علي امر جامع لم يذهبوا حتي يستاذنوه ان الذين يستاذنونك اولئك الذين يؤمنون بالله و رسوله فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم و استغفر لهم الله ان الله غفور رحيم

    نور 62: مؤمنان كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده اند و چون با پيامبر در كاري همگاني باشند ، تا از او رخصت نطلبيده اند نبايد بروند آنان كه از تو رخصت مي طلبند ، كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده اند پس هنگامي كه از تو براي پاره اي از كارهايشان رخصت خواستند، به هر يك از آنان كه خواهي رخصت بده و برايشان از خدا آمرزش بخواه ، كه خدا آمرزنده و مهربان است.
    در آیه 62 سوره نور گفته شده است که اگر کسی به پیامبر و خدا ایمان آورده و در کارها از دستورات پیروی کند، مومن خواهد بود و اگر از دستورات پیامبر پیروی نکند، دیگر مومن نخواهد بود!

    ---------------------------------------------------

    19 - پیامبر از همه بر خودشان سزاوار تر است، حتی از خودشان:
    احزاب 6: النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم

    احزاب 6: پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است.
    ---------------------------------------------------


    20 - امتیاز بی اختیار بودن همه در مقابل فرمان پیامبر:
    احزاب 36: و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضي الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبينا

    احزاب 36: هيچ مرد مؤمن و زن مؤمني را نرسد كه چون خدا و پيامبرش در كاري حكمي ، كردند آنها را در آن كارشان اختياري باشد هر كه از خدا و پيامبرش نافرماني كند سخت در گمراهي افتاده است.
    براساس آیه 36 سوره احزاب، پس از آنکه پیامبر حکمی صادر کرده و دستوری بدهد، هیچ کس حق ندارد از آن دستور سرپیچی کرده و از آن سر باز زند.


    ---------------------------------------------------

    21 - امتیاز درود فرستادن خدا و فرشتگان بر پیامبر و امر کردن مردم به اینکار:
    احزاب 56: ان الله و ملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما

    احزاب 56: خدا و فرشتگانش بر پيامبر صلوات مي فرستند اي كساني كه ايمان آورده ايد ، بر او صلوات فرستيد و سلام كنيد ، سلامي نيكو.
    ---------------------------------------------------

    22 - امتیاز تباه شدن اعمال انسانها به علت عدم اطاعت از پیامبر :

    محمد 33: يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالكم

    محمد 33: اي مردم ، از خدا اطاعت كنيد و از پيامبر اطاعت كنيد و اعمال خويش را، باطل مسازيد.
    ---------------------------------------------------

    23 - امتیاز اینکه کسی نباید صدایش را از صدای پیامبر بلندتر بکند:
    حجرات 2 : يا ايها الذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي و لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لا تشعرون

    حجرات 2 : اي كساني كه ايمان آورده ايد ، صداي خود را از صداي پيامبر بلندتر، مكنيدو همچنان كه با يكديگر بلند سخن مي گوييد با او به آواز بلند سخن مگوييد، كه اعمالتان ناچيز شود و آگاه نشويد.
    آیه 2 سوره حجرات به مومنان دستور داده میشود که صدای خودشان را از صدا ی پیامبر بلندتر نکنند. اگر پیامبر به هر میزانی با صدای آهسته سخن بگوید، مومنان همواره موظف هستند که صدایشان از صدای او آهسته تر باشد. و صرفا در صورت تخطی مومنان از اینکار، تمام اعمال آنان تباه و ناچیز میشود.


    ---------------------------------------------------

    24 - امتیاز اینکه کسی نباید پیامبر را از پشت اتاقش صدا کند
    و اگر کسی صدا کرد حتی اگر دانشمند هم باشد، بی خرد است!
    حجرات 4 :ان الذين ينادونك من وراء الحجرات اكثرهم لا يعقلون
    حجرات 4 :آنهايي كه از آن سوي حجره ها ندايت مي دهند بيشتر بي خردانند.
    ---------------------------------------------------


    25 - امتیاز اجازه شکستن پیمان توسط پیامبر:
    انفال 58: و اما تخافن من قوم خيانة فانبذ اليهم علي سواء ان الله لا يحب الخائنين

    انفال 58: اگر مي داني كه گروهي در پيمان خيانت مي ورزند ، به آنان اعلام كن كه همانند خودشان عمل خواهي كرد زيرا خدا خائنان را دوست ندارد.
    امتیاز داشتن مجوز شکستن عهد و پیمان تنها به بهانه ی اینکه پیامبر گمان کند که ممکن است طرف مقابل زودتر پیمان را بشکند. یعنی قبل از اینکه کسی عهد خودش را بشکند، پیامبر میتواند آنرا زیر پا بگذارد!



    تمام این امتیازاتی که برشمرده شده را خداوند برای پیامبرش قرار داده و اینها چیزهایی نیست که پیامبر از مردم درخواست کرده باشه
    و اینها با (لااسئلکم)منافات نداره
    پیامبر از مردم نخواست حتی از خداهم نخواست.
    بلکه بنا به مصالحی خداوند این موارد رو برای پیامبر در نظر گرفت.
    پیامبر فقط از مردم یک چیز خواست آنهم به دستور خداوند نه بخاطر هوای نفس
    که محبت به اهل بیت بود
    و بعضیهاهم خوب اجر رسالت را بگوش مادر سادات نواختند درحالی که هنوز کفن پیامبر خشک نشده بود.
    البته این پاسخ بدرد کسانی میخورد که در حیطه دین باشند نه کسانی که به هیچ چیز جز آنچه در میان استخوانهای جمجمه شان هست اعتقادی ندارند

    بزرگی میگفت:
    همیشه یادت باشه گه دنیا کرد هست،
    هروقت که احساس کردی به آخر خط رسیدی،ممکنه دقیقاً در نقطه شروع ایستاده باشی.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط انتخاب نمایش پست
    تمام این امتیازاتی که برشمرده شده را خداوند برای پیامبرش قرار داده و اینها چیزهایی نیست که پیامبر از مردم درخواست کرده باشه
    و اینها با (لااسئلکم)منافات نداره
    پیامبر از مردم نخواست حتی از خداهم نخواست.
    بلکه بنا به مصالحی خداوند این موارد رو برای پیامبر در نظر گرفت.
    پیامبر فقط از مردم یک چیز خواست آنهم به دستور خداوند نه بخاطر هوای نفس
    که محبت به اهل بیت بود
    1 - اگر قرآن کلام خود پیامبر باشد، تمام این امتیازات، امتیازاتی است که پیامبر برای خود وضع نموده است.

    2 - حتی اگر قرآن کلام خدا باشد، باز هم در اصل موضوع تغییری حاصل نمیشود و آن اینکه به هر صورت امتیازات ویژه ی مالی، جنسیتی و اجتماعی برای پیامبر وجود داشته که دیگر افراد از آن بی بهره بوده اند. مثلا اینکه تمام مسلمین الزاما باید حداکثر چهار زن داشته باشند و تنها شخص پیامبر است که پروانه دارد به هر تعداد که میخواهد زن بگیرد، امتیازی است که برای پیامبر وجود داشته و پیامبر نیز از آن استفاده کرده است؛ چه این امتیاز توسط خدا مقرر شده باشد و چه توسط خود پیامبر.
    بنابراین پیامبر در برابر انجام وظیفه ی رسالت، امتیازات ویژه ای بدست آورده است که تمام انسانها از برخی از آنها بی بهره اند.


    خردبین سبز اندیش.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    121
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    1 انفال به معنای غنائم جنگی نیست . بلکه به معنای آنچه امروزه با اسم منابع طبیعی در دست دولت است می باشد . و خوب می دانید که اگر در دست دولت است ، مال دولت نیست و اگر در دست پیامبر بود برای این بود که مدیریت پیامبر بر آن حاکم باشد .
    2 خمس ،
    هدف مشخصی دارد که منفعت شخصی پیامبر در آن دیده نشده . و آن ذی القربی به معنای خویشان خودتان است نه خویشان پیامبر .

    3 گرفتن صدقه برای کمک به فقرا چه مشکلی دارد ؟
    این راهم گفته که این صدقات را خدا می گیرد . خوب نمی دانید که خدا نیازی به صدقه ندارد ؟
    پس معلوم است که صرقه را بگیر و بده به فقرا

    4 - و پیامبر با آن چه کار کرد ؟
    پیامبر داد به فاطمه سلام الله علیها .و او چه کار کرد ؟ او تمام محصولات آن را تا زمانی که در دستش بود به فقرا می داد .

    این آیاتی که آوردید را کنار تاریخ بگذارید و آنوقت بگویید که چه شد !

    5 چه اشکالی دارد ؟
    6 چه اشکالی دارد ؟
    7 حلال بود ، اعلام شد .
    8 کی گفته نا محدود ؟ تا زمانی که دلیلی ضرورت این ازدواج ها را ایجاب می کرد جایز بود . ولی بعد از آن راببیند که دیگر حتی جایگزین هم نمی توانست بکند . چه برسد به زیادتر .
    9 بود
    10 بود
    11 اطلاعات . در ضمن شما از کجا فهمیدی که در مسایل زناشویی بوده ؟
    12
    13
    14
    ...
    آقای ... بین

    شما کینه داری چرا رو راست بیان نمی کنی ؟

    در لوای دراز نویسی می خواهید فقط یک چیز هایی گفته باشید .


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    540
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    خردبین دقت کن که چی میگی.

    من فقط در مورد مورد شماره 25 میگم که معنی آیه اینجور هست که اگر گمان میکنی که اونها خیانت میکنند در پیمان بهشون بگو که اگر خیانت کردید من هم مثل خودتون عمل میکنم. خوب این کجاش امتیاز شکستن پیمان هستش؟ مسلم هست که این یک عبارت شرطیه : اگر خیانت کردید من هم در پیمان خیانت میکنم که دقیقا داره تقدم اعمال رو مشخص میکنه : اول اونها پیمان می شکنند.

    و ضمنا قرآن کلام خداست. اگر نبود به همون وضعی می افتاد که انجیل افتاده. هیچکس نمیگه انجیل خدا ، همه میگن انجیل یوحنا و ... ولی همه میگن قرآن خدا.

    و خودتون در پست دومتون گفتید که اینها حتی اگر هم امتیاز باشه امتیازی هست از طرف خدا برای کسی که وظیفه رسالت رو بر دوش داره. و تو باز هم می گی چرا به بقیه داده نشده؟ خوب چون بقیه پیامبر نیستند.

    و در ضمن اگر خدا بخواد کاری رو انجام بده کسی در اون مقام و مرتبه ای نیست که بپرسه چرا و بخواد با این کار عدالت یا صفت دیگه ای رو از خدا بگیره.

    و وقتی که بخوای لیوان پر از آب رو خالی میبینی و در برابر دنیایی آدم که بخوان بهت بقبولونند که لیوان خالی نیست هم میتونی مقاومت کنی.
    هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداوند یکتاست. کهکشانها و ستارگان مظهر قدرت اویند. همه فانیند و تنها خداست که می ماند.

    حق با علی است و علی با حق.( پیامبر مهربانی ها (ص) )

    دانش اگر چه در ثریا باشد ، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. ( پیامبر خوبی ها (ص))

    نه تنها جزایر سه گانه بلکه از غرب چین تا شرق مدیترانه ، از جنوب سیبری تا شمال صحرای عربستان از دیرباز مرزهای ایران بزرگ قرار دارد. و در آخر تمامی فرزندان به مادر خود می پیوندند.

  7. تشکرها 6


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    117
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    1 - اگر قرآن کلام خود پیامبر باشد، تمام این امتیازات، امتیازاتی است که پیامبر برای خود وضع نموده است.
    اگر رو کاشتن هویج هم درنیومد!
    مستند بنویس.


    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    2 - حتی اگر قرآن کلام خدا باشد، باز هم در اصل موضوع تغییری حاصل نمیشود و آن اینکه به هر صورت امتیازات ویژه ی مالی، جنسیتی و اجتماعی برای پیامبر وجود داشته که دیگر افراد از آن بی بهره بوده اند. مثلا اینکه تمام مسلمین الزاما باید حداکثر چهار زن داشته باشند و تنها شخص پیامبر است که پروانه دارد به هر تعداد که میخواهد زن بگیرد، امتیازی است که برای پیامبر وجود داشته و پیامبر نیز از آن استفاده کرده است؛ چه این امتیاز توسط خدا مقرر شده باشد و چه توسط خود پیامبر.

    اینکه نوشتی "حتی اگر" یعنی میخوای بگی این احتمال خیلی دور از ذهن هست؟!!
    ذهن خودتون دیگه!
    پیامبر اگر فرد زنباره ای بود،چرا مثل پادشاهان برای خودش صدها زن و کنیز جمع نکرد؟
    تازه خداهم که بقول شما پروانه اش را صادر کرده بود.
    یک مقدار تاریخ اسلام رو با عینک بیطرفی و غربنزدگی بخونید تا متوجه بشید که
    پیشنهاد ازدواج با پیامبر همیشه از طرف مقابل بود،نه پیامبر حتی در مورد حضرت خدیجه.
    یک مورد پیدا کن که پیامبر از کسی خواستگاری کرده باشه یا حتی ابراز علاقه قبل از ازدواج تا بگوییم بواسطه ابراز علاقه پیامبر ،دختر را به ایشان داده اند.
    عربها میخواستند به این وسیله با پیامبر دارای قرابت بشوند و این مسئله در اتحاد اعراب با پیامبر نقش مهمی رو ایفا میکرد و به همین سبب خدا به پیامبرش اجازه داد که این درخواستها رو رد نکنه.



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    بنابراین پیامبر در برابر انجام وظیفه ی رسالت، امتیازات ویژه ای بدست آورده است که تمام انسانها از برخی از آنها بی بهره اند.


    خردبین سبز اندیش.
    راستی
    میتونی این نکته رو هم اضافه کنی که پیامبر ،نبوت رو مختص خودش دونست نه باقی مردم تا اونها نتونند پیامبر بشن.
    خیلی پیامبر خود خواهی بوده نه!!!
    عاقبت سبز اندیشی که مشخصه،نوکری آمریکا
    عاقبت خردبین بودن هم اگر اینه که توئی،ارزانی خودت.

    بزرگی میگفت:
    همیشه یادت باشه گه دنیا کرد هست،
    هروقت که احساس کردی به آخر خط رسیدی،ممکنه دقیقاً در نقطه شروع ایستاده باشی.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    1 - اگر قرآن کلام خود پیامبر باشد، تمام این امتیازات، امتیازاتی است که پیامبر برای خود وضع نموده است.
    خردبین سبز اندیش.

    پاسخ:
    با سلام خدمت دوستان عزیز،
    قبل از بررسی وپاسخ به سخنان جناب خردبین درمورد اینکه شاید قرآن کلام پیامبر(ص)باشد نه خداوند متعال؛لازم است این نکته مهم را خدمت دوستان عزیزیادآوری کنم وآن اینکه اینجا محلی برای ارائه مباحث علمی وگفتگویی علمی به دور ازهرگونه تعصبات کورکننده ،با رعایت کامل ادب می باشد،درغیراینصورت مطمئن باشید یک بحث علمی نخواهیم داشتولذا درخواست بنده ازدوستان این است که عالمانه وبدون تعصب و با رعایت ادب درپاسخ دهی وارد بحث شوند تا شاهد گفتگوهایی علمی باشیم.
    اما درمورد فرمایش جناب خردبین که مضمون سخن ایشان این است که شاید قرآن کلام خود شخص پیامبرباشد نه خداوند متعال باید عرض کنم:
    در مورد قرآن انديشمندان اسلامي بر اين عقيده‏اند كه وحي الهي است و انديشه و فرهنگ و الفاظ بشري در پديد آمدن آن دخالتي نداشته است.
    در دنياي غرب اكثر متفكران غربي برخلاف متفكران اسلامي معتقدند كه كتب مقدس مسيحيان و يهوديان يعني تورات و انجيل الفاظ خداوند نبوده، حتي الفاظ پيامبران يعني حضرت موسي و حضرت عيسي نمي‏باشند، بلكه پيروان اين دو پيامبر، اين كتب رانوشته‏اند.
    توماس ميشل در اين مورد مي‏گويد:
    "مسيحيان معتقدند كه خداوند كتاب‏هاي مقدس را به وسيله مؤلفان بشري نوشته است اين افراد مانند ديگر انسان‏ها با محدوديت‏هاي زبان و تنگناهاي علمي دست به گريبان بوده‏اند. اصولاً مسيحيان نمي‏گويند كه خدا كتاب‏هاي مقدس را بر مؤلفان بشري املا كرده، بلكه معتقدند كه او به ايشان قدرت بيان پيام الهي به شيوه خاص خودشان و همراه با نگارش مخصوص و سبك نويسندگي ويژه هر يك را داده است.
    اقليتي بسيار ناچيز از مسيحيان گمان مي‏كنند كتاب‏هاي مقدس با همين الفاظ، از طرف خدا بر پيامبر نازل شده‏اند".(1)
    اعتقاد "توماس ميشل" مختص به وي نبوده و اكثر متفكران غربي به اين امر اذعان دارند، به عنوان مثال "جان بي. ناس" به اين مسئله معتقد بوده و آن را در كتاب خود مطرح مي‏نمايد.(2)
    صرف پذيرفتن اين امر كه كتب مقدس مسيحيت الفاظ بشري است، مستلزم آن نيست كه كتب ديني همه اديان، الفاظي بشري باشند. به ديگر سخن: وجود چند كتاب مقدس مانند تورات و انجيل كه الفاظي بشري هستند، موجب آن نمي‏شود كه با تعميم نا به جا و مغالطه‏آميز نتيجه گرفته شود كه هر كتاب مقدسي، الفاظ بشري است.
    تمام پيامبران اولوالعزم و از جمله حضرت موسي و عيسي داراي كتاب آسماني بودند كه وحي و الفاظ الهي بود اما پس از ايشان اين كتب و شريعتشان مورد تحريف واقع شده.
    افراد زيادي سبب تحريف در دين مسيحيت شده‏اند و يكي از شخصيت‏هاي برجسته مسيحيت كه به اعتراف نويسندگان مسيحي سبب تحريف دين مسيحيت شده است "پولس" مي‏باشد.(3)
    در مورد قرآن هيچ مانع برون ديني در پذيرش ادعاي اين كه قرآن، الفاظ الهي بوده و پيامبر اسلام و ديگر انسان‏ها در تكوين آن دخالتي نداشته‏اند، وجود ندارد.
    از جهت درون ديني قرآن و روايات پيامبر اكرم و ائمه هدي(ع) به صورت صريح و آشكار بشري بودن قرآن را با تأكيدهاي بسيار و به صورت‏هاي گوناگون نفي نموده و بيان كرده‏اند كه قرآن وحي الهي و الفاظ غير بشري است.
    در ذيل به برخي از اين آيات اشاره مي‏كنيم:
    خداوند در آيات متعددي منكران الهي بودن قرآن را به مبارزه دعوت مي‏كند، يعني از آن‏ها مي‏خواهد اگر قرآن را از ناحيه بشر مي‏دانند، آنان نيز چنين قرآني و دست كم يك سوره مثل سوره‏هاي قرآن را بياورند.
    خداوند مي‏فرمايد: "اگر تمام انسان‏ها و جن‏ها را جمع نموده و آن‏ها را به ياري طلبند، نمي‏توانند همانند قرآن را بياورند."(4) از اين طريق، غير بشري بودن قرآن را ثابت مي‏نمايد.
    در سوره مباركه هود، تحدي به ده سوره از سوره‏هاي قرآن شده است و مي‏فرمايد:
    "اگر راست مي‏گوييد (كه قرآن ساخته دست بشر است) شما هم ده سوره همانند اين قرآن را بياوريد".(5)
    در سوره مباركه يونس تحدي به يك سوره از قرآن شده مي‏فرمايد: "اگر راست مي‏گوييد، يك سوره همانند آن را بياوريد".(6)
    در آيات متعدد بر اين نكته اشاره شده كه پيامبر در تكوين قرآن و الفاظ آن دخالتي نداشته است:
    أ) در بعضي از آيات خداوند براي اثبات اين كه پيامبر در تكوين قرآن دخالتي نداشته و الفاظ قرآن الهي است، به سابقه پيامبر(ص) و شخصيت حضرت ميان مردم همان عصر اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: "تو نوشتن و نيز خواندن را نمي‏دانستي، پس چگونه مي‏توانستي اين آيات را بياوري؟!".(7)
    از نظر تاريخي ثابت شده است كه پيامبر پيش از آوردن قرآن و قبل از وحي الهي، خواندن و نوشتن نمي‏دانست و هيچ نوشته يا سخني كه همانند قرآن باشد، از او وجود ندارد، سپس به يكباره (از زمان نزول وحي) سخناني فوق درك بشري با همه حقايق معنوي و اعجاز لفظي و بياني توسط او ابلاغ مي‏شود.
    ب) خداوند دسته ديگري از آيات وحي و قرآن را مستقل از تجربه و تلاش و حتي اراده رسول خدا معرفي نموده و به خودش مستند مي‏سازد و مي‏فرمايد:
    "اي رسول! به هنگام دريافت وحي زبان خويش را حركت مده تا بر خواندن آن شتاب كني. جمع كردن آن و خواندنش بر ما است. پس از آن كه ما خوانديم، تو خواندن آن را دنبال كن".(8)
    اگر محتواي قرآن محصول تراوش‏هاي فكري و تجديد و تلاش‏هاي سياسي اجتماعي پيامبر بود، آيا توصيه در آيات فوق معنا مي‏داد؟ آيا پيامبر به خودش مي‏گويد قبل از اين كه قرآن تمام شود (خواندن تمام شود) زبانت را حركت مده و قبل از اين كه وحي قرآن تمام شود، عجله نكن. صريح اين آيات، چنين برداشت را باطل مي‏شمارد.
    قرآن معجزه جاويد پيامبر اسلام و دليل نبوت و راستگويي پيامبر اسلام است، يعني دليل اعتبار اسلام است و اعجاز آن از جهات گوناگون قابل اثبات است. از نظر اعجاز لفظي، سبك بيان، اسلوب و آهنگ كه اين مورد بيشتر براي عرب زبانان قابل فهم است. از نظر غناي معنايي و مفهومي و اعجاز آن. در قرآن علوم مختلف بيان شده است كه در اين ميان علوم انساني به جهت هدف قرآني كه رساندن انسان‏ها به سعادت و كمال است، چشمگيرتر است. ارزش‏هاي اخلاقي ارزشمند و متعالي، حقوق، سياست، اقتصاد، تاريخ، اعتقادات و... در عين حال كه قرآن كتابي نوشته شده در يك علم خاص نيست، بسياري از حقايق و اصول مربوط به علوم بشري را دارا مي‏باشد. براي فهم چنين مواردي به خصوص بيان آنها براي پيروان ساير اديان كافي است مقايسه‏اي بين قرآن و ديگر كتاب‏هاي آسماني در زمينه‏هاي مختلف به عمل آيد. توحيد و يكتاپرستي در آيات در بالاترين مرتبه خود بيان شده است.
    در آيات قرآني، عالي‏ترين معاني و مفاهيم براي رسيدن به مقام كشف و شهود بيان شده. خدايي كه در همه جا حضور دارد. از رگ گردن به انسان نزديك‏تر است. از تمام اسرار درون انسان آگاهي دارد. به هر جا بنگريم او را مشاهده مي‏كنيم كه آيات فراوان در اين زمينه وجود دارد گسترش مكاتب عرفاني در جهان اسلام و معاني بسيار دقيق و عميقي كه از عرفان اسلامي در اين زمينه به دست ما رسيده الهام گرفته از همين آيات است.
    اعجاز علمي قرآن در قرن‏هاي اخير بين مفسران جايگاه ويژه‏اي يافته است. چون علوم تجربي تكامل يافت و رشد سريع نمود، رازهاي علمي قرآن را آشكار كرد. اين درحالي بود كه كتاب مقدس "تورات و انجيل" هر روز با پيشرفت علوم، عقب نشيني كرد و تحريفات آن آشكار شد. از اين رو مفسران در موارد متعدد به اعجاز علمي قرآن (آياتي كه از قوانين و يافته‏هاي علمي بشر در چندين قرن بعد خبر مي‏دهد) اشاره كرده‏اند(9)، حتي دانشمندان اروپايي به ابعاد علمي قرآن اعتراف دارند، براي مثال "لوراواكيسا واگليوي" استاد دانشگاه ناپل مي‏گويد "ما در اين كتاب گنجيه‏ها و ذخايري از علوم مي‏بينيم كه فوق استعداد و ظرفيت باهوش‏ترين اشخاص و بزرگ‏ترين فيلسوفان، قوي‏ترين رجال سياست و قانون است و به دليل اين جهات است كه قرآن نمي‏تواند كار يك مرد تحصيل كرده و دانشمند باشد".(10)
    مقصود از معجزه علمي بودن قرآن آياتي است كه بدين صورت باشد:
    1 - رازگويي علمي باشد، يعني مطلب علمي را كه قبل از نزول آيه كسي از آن اطلاع نداشته، بيان كند، به طوري كه مدت‏ها بعد از نزول آيه مطلب علمي كشف شود و اين مسأله علمي طوري باشد كه با وسايل عادي كه در اختيار بشر عصر نزول بود، قابل كشف نباشد.
    2 - اخبار غيبي در مورد وقوع حوادث طبيعي و جريانات تاريخي باشد كه در هنگام نزول آيه كسي از آن اطلاع نداشته و پس از خبر دادن قرآن، همان خبر واقع شود و اين خبر طوري باشد كه به وسيله وسايل عادي قابل پيش بيني نباشد.
    پس اگر مطلبي را قرآن خبر داده كه قبلاً در كتاب‏هاي آسماني گذشته به آن اشاره شده و يا در مراكز علمي يونان و ايران و... در لا به لاي كتاب‏هاي علمي و آراي دانشمندان آمده، و يا مطلبي باشد كه طبيعتاً و به صورت غريزي قابل فهم است، اين امور معجزه علمي محسوب نمي‏شود.(11)
    قرآن كشفيات مهم علوم جديد از قبيل كرويت زمين، نظريه خورشيد مركزي، حركت زمين،(12) گرده افشان گياهان(13) و... را تأييد كرده است.
    اگر بخواهيم درباره تمام آياتي كه مربوط به اعجاز علمي قرآن است بحث كنيم، سخن طولاني خواهد شد. در قرآن آياتي است كه منطبق با فرضيه‏هاي علوم كيهان شناس، زيست‏شناسي، رياضي و پزشكي است.
    براي نمونه آيه 19 سوره حجر، تركيب خاص نباتات؛ آيه 23 همين سوره، تلقيح ميان نباتات؛ آيه 3 سوره رعد، قانون ازدواج و تعميم آن به عالم نباتات؛ آيه 53 سوره طه، موضوع حركت وضعي و انتقالي زمين؛ آيه 17 سوره رحمن، وجود يك قاره ديگر؛ آيه 4 سوره معارج، اصل كروي بودن زمين را بيان مي‏كند.
    در ذيل به توضيح اجمالي برخي از آيات اشاره مي‏كنيم.
    1 - "والشمس تجري لمستقر لها ذلك تقدير العزيز العليم؛خورشيد كه پيوسته به سوي قرارگاهش در حركت است. اين تقدير خداوند است".(14)
    اين آيه به وضوح حركت مستمر خورشيد را بيان مي‏كند اما در اين كه منظور از حركت چيست، مفسران بحث‏هاي فراواني دارند. آخرين و جديدترين تفسير براي آيه همان است كه اخيراً دانشمندان كشف كرده‏اند كه خورشيد با مجموعه منظومه شمسي در وسط كهكشان به سوي ستاره دوردست "دوگا" در حركت است. عبارت "تجري" تمام اين حركت‏ها و حركت‏هاي ديگر را كه در آينده كشف خواهد شد بيان مي‏كند.(15)
    2 - "و لا الشمس نبغي لها أن تدرك القمر و لا الليل سابق النهار و كل في فلك يسبحون؛ نه براي خورشيد سزاوار است كه به ماه رسد و نه شب به روز پيش مي‏گيرد و هر كدام از آن‏ها در مسير خود شناورند".(16) در آيات 38 و 40 سوره يس براي خورشيد هم حركت جرياني قائل شده و هم دوراني. يك جا مي‏گويد "والشمس تجري" و در جاي ديگر از شناور بودن خورشيد در فلك سخن مي‏گويد: "كل في فلك يسبحون"
    آن روز كه اين آيات نازل شد، هيئت بطلميوس با قدرت هر چه تمام‏تر بر محافل علمي حاكم بود. طبق اين فرضيه، اجرام آسماني به خودي خود گردشي نداشتند، بلكه در دل افلاك (كه اجسامي بلورين و متراكم و در هم همچون طبقات پوست پياز بودند) ميخكوب شده بودند و حركت آن‏ها تابع حركت افلاكشان بود. در آن روزگار نه ستاره بودن خورشيد مفهومي داشت و نه حركت طولي و جرياني خورشيد، اما بعد از فرو ريختن پايه‏هاي فرضيه بطلميوس در پرتو كشفيات قرون اخير و آزاد شدن اجرام آسماني از قيد و بند افلاك بلورين اين نظريه قوت گرفت كه خورشيد در مركز منظومه شمسي ثابت و بي حركت است و تمام منظومه شمسي پروانه وار به گرد او مي‏چرخند.
    در اين زمان نيز هنوز مفهوم آيات فوق كه حركت طولي و دوراني را به خورشيد نسبت مي‏داد، روشن نبود تااين كه با پيشرفت علوم امروزه چند نوع حركت براي خورشيد ثابت شد.
    حركت وضعي آن به دور خورشيد و حركت طولي آن همراه با منظومه شمسي به سوي نقطه مشخصي از آسمان، حركت دوراني آن همراه مجموعه كهكشاني كه جزئي از آن است و به اين ترتيب يك معجزه ديگر علمي براي آن به ثبوت رسيد.(17)
    3 - "اذا السماء النشقت؛در آن هنگام كه آسمان شكافته شود".(18)
    در حديثي از اميرمؤمنان در تفسير اين آيه آمده كه منظور از شكافتن آسمان اين است كه آسمان‏ها از كهكشان‏ها جدا مي‏شود. اين حديث كه از معجزات علمي محسوب مي‏شود، از حقيقتي پرده بر مي‏دارد كه در آن زمان هيچ يك از دانشمندان به آن نرسيده بودند. دانشمندان فلكي امروز با مشاهدات نجومي خود و به وسيله تلسكوپ‏هاي عظيم و نيرومند ثابت كردند كه عالَم مجموعه‏اي از كهكشان‏ها است و هر كهشكان مجموعه‏اي از منظومه‏ها و ستارگان است. به همين دليل آن‏ها را شهرهاي ستارگان مي‏نامند، كهكشان راه شيري معروف كه با چشم قابل مشاهد است، مجموعه عظيم و دايره مانندي از همين منظومه‏ها و ستارگان است.
    حضرت امام علي(ع) مي‏فرمايند: "در آستانه قيامت اين كواكب را كه مشاهده مي‏كنيم، از كهشكان جدا مي‏شود و نظام همگي به هم مي‏خورد".(19)

    پي‏نوشت‏ها:
    1 - توماس ميشل، كلام مسيحي، ترجمه حسين توفيقي، نشر مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، قم، چاپ اول، 1377، ص 26.
    2 - جان. بي. ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حكمت، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ نهم، 1377، ص 623 - 627.
    3 - محمد قطب، سكولارها چه مي‏گويند؟ ترجمه جواد محدثي، نشر مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ اول، بهار 1379، ص 14 - 15.
    4 - اسراء (17) آيه 88.
    5 - هود (11) آيه 13.
    6 - يونس (10) آيه 38.
    7 - هود، آيه 13 و يونس، آيه 38.
    8 - قيامت (75) آيه 19 - 16.
    9 - تفسير نمونه، ج‏5، ص 435 و ج‏8، ص‏227 و ج 10، ص 119 و ج 11، ص 183 و ج 15، ص 586 و...
    10 - تفسيرنمونه، ج‏1، ص 138.
    11 - پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، ص 85.
    12 - طه (20) آيه 53.
    13 - حجر (15) آيه 22.
    14 - يس (36) آيه 38.
    15 - تفسير نمونه، ج‏18، ص 381 - 382.
    16 - يس، آيه 40.
    17 - تفسير نمونه، ج 18، ص 388 و 389.
    18 - انشقاق (84) آيه 1.
    19 - روح المعاني، ج‏30، ص 87 ؛ در المنثور، ج‏6، ص 329، به نقل از تفسير نمونه، ج 26، ص 303 و 304.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    25 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آقا یا خانم پاسخگوی قرآنی پس جواب بقیه سوالات خردبین چی شد؟خواهشآ جواب بدین چون اگه بی پاسخ بمونه برای خیلیها ایجاد شبهه می کنه.
    شب چو تنها می نشینم با خیالت گرم راز
    هر صدا آید به گوشم گویم این آوای توست



    تا زدم چشم به هم مهلت دیدار گذشت...

  11. تشکرها 3


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    آیا پیامبر در برابر انجام وظیفه ی رسالت، دستمزدی طلب نکرده است؟




    بسیار گفته و شنیده، نوشته و خوانده شده است که پیامبر اسلام در برابر انجام وظیفه ی رسالت و ابلاغ وحی هیچگونه امتیاز و مزدی از مسلمانان برای خویش طلب نکرده است. گفته میشود که پیامبر اسلام نه دستمزد و انعام مالی برای خویش خواست، نه برای زندگی شخصی خودش امتیازی تقاضا نمود، نه طلب جایگاه اجتماعی نمود.

    در خود قرآن نیز آیات فراوانی وجود دارد که همین نظر را تایید میکند. از این میان میتوان به آیات زیر اشاره نمود:
    فرقان : ما تو را نفرستاديم مگر براي آنكه مژده دهي و بترساني (56) بگو : من از، شما هيچ مزدي نمي طلبم و اين رسالت بدان مي گزارم تا هر كه خواهد به سوي پروردگارش راهي (57)بيابد.
    ص 86 : بگو : من از شما مزدي نمي طلبم و نيستم از آنان كه به دروغ چيزي بر خود مي بندند.
    هود 51 : اي قوم من ، در برابر رسالتم از شما مزدي نمي طلبم مزد من تنها با، آن كسي است كه مرا آفريده است چرا از روي خرد نمي انديشيد ؟
    یوسف 104 : و تو در مقابل پيامبريت از آنها مزدي نمي طلبي و اين كتاب جز اندرزي ، براي مردم جهان نيست.
    شعراء 109 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 127 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 145 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم ، مزد من تنها بر عهده ، پروردگار جهانيان است.
    شعراء 164 :من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    شعراء 180 : من از شما در برابر هدايت خود مزدي نمي طلبم مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.
    صبا 47 : بگو : هر مزدي كه از شما طلبيده ام ، از آن خودتان باد مزد من تنها برعهده خداست اوست كه بر هر كاري ناظر است.
    یس 21 : از كساني كه از شما هيچ مزدي نمي طلبند ، و خود مردمي هدايت يافته اند، پيروي كنيد.
    شوری 23 : بگو : بر اين رسالت مزدي ازشما ، جز دوست داشتن خويشاوندان ، نمي خواهم.
    اما اکنون در اینجا برآنیم که تحقیق کنیم و ببینیم که آیا واقعا پیامبر اسلام آنطور که ادعا میشود، هیچ دستمزد مالی یا امتیازات ویژه ی اجتماعی و سیاسی برای خویش طلب نکرده است؟

    اگر برای کشف واقعیت به خود قرآن رجوع کنیم، با کمال تعجب با آیات زیادی روبرو میشویم که در آنها پیامبر برای خود انواع و اقسام امتیازات را وضع نموده است. این امتیازات طیف وسیعی از امتیازت مالی (مانند غنایم جنگی و صدقه) و امتیازات جنسی (مانند حق داشتن زنان هبه ای (زنانی که خودشان را بر پیامبر می بخشیدند) و عدم محدودیت در تعداد زوجات برای پیامبر) و موقعیت خاص اجتماعی (مانند ینکه هیچ کس حق ندارد از دستور وی تخطی کرده یا صدایش را بر پیامبر بالا ببرد) و بسیاری موارد دیگر را در بر میگیرد.

    در زیر تنها به گوشه ای از امتیازاتی که پیامبر برای خویش طلب نموده است نگاهی میکنیم (و تنها به آیات صریح قرآن استناد خواهیم کرد و به امتیازاتی که پیامبر برای خویش قرار داده است اما قرآن به آنها اشاره نکرده است استناد نمیکنیم):
    الف) امتیازات مالی
    ب) امتیازات جنسیتی
    ج) امتیازات اجتماعی و سیاسی
    الف) امتیازات مالی


    1 - امتیاز حق تقسیم غنایم جنگی به دلخواه پیامبر:
    انفال 1: يسئلونك عن الانفال قل الانفال لله و الرسول فاتقوا الله و اصلحوا ذات بينكم و اطيعوا الله و رسوله ان كنتم مؤمنين

    انفال 1: تو را از غنايم جنگي مي پرسند ، بگو : غنايم جنگي متعلق به خدا و پيامبراست پس اگر از مؤمنان هستيد ، از خداي بترسيد و با يكديگر به آشتي زيست كنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد.
    در آیه 1 سوره انفال، بیان شده است که غنایم جنگی که در غزوات با کافران به دست مسلمانان می افتاد، تنها متعلق به خدا و پیامبر اوست و از مومنان خواسته شده است که به فرمان خدا و پیامبر او گردن نهاده و این غنایم را تنها متعلق به خدا و پیامبر او بدانند.

    ---------------------------------------------------


    2 - امتیاز مالکیت خمس غنایم جنگی برای پیامبر و خوشاوندان او:

    انفال 41: و اعلموا انما غنمتم من شي ء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل

    انفال 41: و ای مومنان بدانید که هر چه به شما غنیمت و فایده رسد خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است. {ترجمه قمشه ای}
    در آیه 41 سوره انفال اصلاحیه ای بر آیه 1 همان سوره آمده است و بیان میدارد که از غنایمی که به دست مسلمانان می افتد، خمس (یک پنجم) آن متعلق به پیامبر و خویشاوندان او و یتیمان است. البته بعدا خمس درآمد مسلمانان و زمین های بی صاحب و معادن زیر زمینی و نظایر آن نیز به خمس غنایم جنگی افزوده شد. و بعدها بنام «سهم امام» شناخته شده (و دریافت آن تا به امروز نیز ادامه دارد و توسط فقها دریافت میشود).


    ---------------------------------------------------



    3 - امتیاز گرفتن صدقه:
    توبه : خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها و صل عليهم ان صلاتك سكن لهم و الله سميع عليم (103) ا لم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده و ياخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحيم (104)

    توبه : از اموال آنان صدقه ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه شان سازی و بر ایشان دعا کن، زیرا دعای تو برای آنان آرامشی است و خدا شنوای داناست (103) آیا ندانسته اند که تنها خداست که از بندگان توبه را می پذیرد و صدقات را میگیرد و خداست که خود توبه پذیر مهربان است؟ (104) (ترجمه فولادوند)
    در آیه 103 و 104 سوره توبه به پیامبر مجوز داده میشود که از افرادی که میخواهند از کارهای خویش توبه نموده و گناهان خودشان را پاک نمایند، صدقه دریافت نموده و برایشان دعا کند تا گناهان آنان «باز خرید» شود. البته ابتدا گفته شده است که پیامبر صدقات را بگیرد، اما در ادامه گفته شده که در واقع این خداوند است که صدقات را جمع میکند.




    با سلام و درود


    مواردی که بیان کرده اید همگی اقتضائات مقام نبوت و ولایت داشتن است یعنی اینها حق حکومت و ولایت داشتن است، نه امتیاز خاص پیامبر.

    هر کس مقام نبوت و ولایت بر حکومت داشته باشد، این اقتضائات را دارد.

    پس مزد رسالت نیست؛ و پیامبر هیچ کدام از اینها را از مردم برای مزد رسالت، نخواسته اند.


    اما تفکیک پاسخ ها:



    1و2. اینها حق سنتی حاکم در نظام حکومتی عرب بوده است، و قبل از اسلام نیز بوده است؛ بنابر این اینها مزد رسالت نیست، بلکه حق حاکم است.

    هر کس حاکم باشد دارای این حقوق است؛ از قبل بوده و بعداً نیز چنین است.
    پس اختصاصی به پیامبر ندارد و مزد رسالت نیست.


    3. صدقه برای سادات حرام است؛ و در این آیه هم که امر به گرفتن شده، به عنوان حاکم اسلامی مأمور به گرفتن شده اند برای دیگران؛ لذا:

    اولاً: به عنوان حاکم اسلامی، چنین اجازه ای دارند.

    ثانیاً: برای خودشان که نمی گیرند؛ بلکه برای دیگران است.








    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    آیا پیامبر در برابر انجام وظیفه ی رسالت، دستمزدی طلب نکرده است؟





    ---------------------------------------------------


    4 - امتیاز مالکیت تمام اموالی که بدون جنگ به دست مسلمانان افتاده است:

    حشر : و ما افاء الله علي رسوله منهم فما اوجفتم عليه من خيل و لا ركاب و لكن الله يسلط رسله علي من يشاء و الله علي كل شي ء قدير(6) ما افاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل كي لا يكون دولة بين الاغنياء منكم و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا و اتقوا الله ان الله شديد العقاب(7)

    حشر : و آنچه را که خدا از مال آنها (یعنی یهودیان قبیله بنی نضیر) به رسم غنیمت بازداد، متعلق به رسول خدا است و چیزی است که شما برای بدست آوردن آن (زحمتی نکشیدید) نه اسبی تاختید و نه شتری، ولی خداوند رسولان خود را بر هر کس بخواهد مسلط می سازد، و خدا بر هر چیز توانا است (6) آنچه را خداوند از اهل این آبادی ها به رسولش باز گرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و مستندان و در راه ماندگان است (7) {ترجمه مکارم شیرازی}
    در آیه 41 سوره انفال دیدیم که خمس غنایم جنگی، متعلق به پیامبر است، اما بنا بر آیه 6 سوره حشر، کلیه اموال و دارایی افرادی که از ترس حمله مسلمانان جلای وطن کرده و اموال و زمینها و نخلستانهای خودشان را بدون اینکه جنگی میان مسلمانان و آنها رخ بدهد، باقی گذاشته اند، بصورت یکجا به پیامبر تعلق گرفت. این آیه پس از جلای وطن قبیله یهودی بنی نضیر توسط پیامبر آورده شد و مالکیت تمام اموال باقی مانده از یهودیان را بطور یکجا به پیامبر داد.

    ---------------------------------------------------





    ب) امتیازات جنسی:



    5 - امتیاز اینکه همسران پیامبر مانند مادران مومنان هستند:

    احزاب 6 : النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم و ازواجه امهاتهم و اولوا الارحام بعضهم اولي ببعض في كتاب الله من المؤمنين و المهاجرين الا ان تفعلوا الي اوليائكم معروفا كان ذلك في الكتاب مسطورا

    احزاب 6 : پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در كتاب خدا خويشاونداني نسبي از مؤمنان و مهاجران به يكديگر سزاوارترند، مگر آنكه بخواهيد به يكي از دوستان خود نيكي كنيد و اين حكم در كتاب خدا مكتوب است.
    در یک جامعه ی مرد سالار، این امتیازی ویژه برای یک مرد خواهد بود که زنان پس از مرگ شوهر خود اجازه ی ازدواج مجدد نداشته باشند. بدینگونه غیرت و همیت مردانه ی فرد پاسخ داده شده و احیانا در مورد سرنوشت زندگی جنسی زنان خود نگران نخواهد بود. و این امتیازی است که در سرتاسر دین اسلام، تنها و تنها برای پیامبر اسلام مقرر شده و بنا به آیه 6 سوره احزاب، زنان پیامبر مادران مؤمنان خوانده شده اند و بعد از پیامبر نیز امکان ازدواج مجدد آنان وجود ندارد. البته پر واضح است که این حکم برای اقناع حس غیرت مردانگی پیامبر، نیازهای جنسی زنان پیامبر را پس از وی سرکوب نموده است.


    ---------------------------------------------------


    6 - دو برابر بودن عذاب و پاداش همسران پیامبر:

    احزاب: يا نساء النبي من يات منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذلك علي الله يسيرا (30) و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحا نؤتها اجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا كريما (31) يا نساء النبي لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفا (32) و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهلية الاولي و اقمن الصلاة و آتين الزكاة و اطعن الله و رسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (33)

    احزاب: اي زنان پيامبر ، هر كس از شما مرتكب كار زشت در خور عقوبت شود ، خدا عذاب او را دو برابر مي كند و اين بر خدا آسان است (30) و هر كس از شما كه به فرمانبرداري خدا و پيامبرش مداومت ورزد و، كاري شايسته كند ، دوبار به او پاداش دهيم و براي او رزقي كرامند آماده كرده ايم (31) اي زنان پيامبر ، شما همانند ديگر زنان نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس به نرمي سخن مگوييد تا آن مردي كه در قلب او مرضي هست به طمع افتد و سخن پسنديده بگوييد (32) و در خانه هاي خود بمانيد و چنان كه در زمان پيشين جاهليت مي كردند،زينتهاي خود را آشكار مكنيد و نماز بگزاريد و زكات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت كنيد اي اهل بيت ، خدا مي خواهد پليدي را از شما دوركند و شما را چنان كه بايد پاك دارد (33)
    در آیات 30 تا 33 سوره احزاب، عذاب و پاداش زنان پیامبر دوبرابر عذاب و پاداش عادی دیگران تعیین شده است. تا بدینویسیله آنان را از انجام اموری که خلاف میل پیامبر می باشد دور نمایند. در ادامه پیامبر خواسته های خودش را از زنانش بازگو میکند: اینکه با مردان دیگر به نرمی سخن نگویند تا احیانا هوی و هوس مردان دیگر نسبت به آنها تحریک نشود (و نیز هوا و هوس خود زنان پپیامبر) و نیز اینکه از خانه خارج نشده و زینتهایشان را برای دیگران آشکار نکنند و از پیامبر اطاعت نمایند. پر واضح است که این دستورات تماما در جهت اغنای غیرت مردانگی پیامبر و استحکام پایه های مردسالاری در خانه ی پیامبر می باشند و اینکه پیامبر دوست نداشته است که زنانش با مردان دیگر در ارتباط باشند.


    ---------------------------------------------------



    7 - امتیاز حلال شدن ازدواج با زن پسر خوانده:
    احزاب 37: و اذ تقول للذي انعم الله عليه و انعمت عليه امسك عليك زوجك و اتق الله و تخفي في نفسك ما الله مبديه و تخشي الناس و الله احق ان تخشاه فلما قضي زيد منها وطرا زوجناكها لكي لا يكون علي المؤمنين حرج في ازواج ادعيائهم اذا قضوا منهن وطرا و كان امر الله مفعولا

    احزاب 37: و تو ، به آن مرد كه خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودي ، گفتي : زنت را براي خود نگه دار و از خداي بترس در حالي كه در دل خودآنچه را خدا آشكار ساخت مخفي داشته بودي و از مردم مي ترسيدي ، حال آنكه خدا از هر كس ديگر سزاوارتر بود كه از او بترسي پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد ، به همسري تواش در آورديم تا مؤمنان را در زناشويي بازنان فرزند خواندگان خود ، اگر حاجت خويش از او بگزارده باشند ، منعي نباشد و حكم خداوند شدني است.
    آیه 37 سوره احزاب، اشاره دارد به ماجرای دلباختگی پیامبر به زینب (زن پسر خوانده ی پیامبر بنام «زید بن حادثه»). پیامبر از ابراز این عشق خودداری میکرد چرا که اولا زینب شوهر داشت و نیز مهمتر از آن، براساس سنت عرب، ازدواج با زن مطلقه ی پسر حرام بود (چرا که پسر خوانده هم حکم پسر را داشت). اما بالاخره پیامبر آیه 37 سوره احزاب را می آورد و این قضیه را اینگونه حل میکند که کلا حرمت ازدواج با زن پسر خوانده را بر میدارد. خداوند نیز شخصا زینب را به نکاح پیامبر در می آورد. و بدینگونه هر دو مشکل حل شده و خواسته ی پیامبر بر آورده میگردد.



    4. این هم حق حکومت است، نه مزد رسالت؛ یعنی هر کس حاکم باشد، این حق را دارد.


    5 و 6. اینها از اقتضائات مقام نبوت است، یعنی حرمت و جایگاه والایی است که مقام نبوت دارد.

    پس مزد رسالت نیست؛ بلکه حکم شرعی است که خداوند برای مقام نبوت پیامبر قرار داده است؛ و الا پیامبر در این زمینه چیزی از مردم مطالبه نکرده اند.



    7. این ازدواج با همسر پسر خوانده، اگر امتیاز است، برای همه است، نه خاص پیامبر.

    این یک حکم الهی و شرعی است برای برداشتن سنت جاهلی. پس امتیاز نبوت و خاص پیامبر نیست.









    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  14. تشکرها 5


صفحه 1 از 27 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود