جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اخلاق زيست محيطي چيست

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اخلاق زيست محيطي چيست





    اخلاق زيست محيطي چيست

    اخلاق زيست محيطي چيست
    خبرگزاري فارس:اين مقاله مي كوشد به دو پرسش پاسخ دهد:چگونه مي‌توان يك اخلاق زيست محيطي را به تفصيل شرح داد؟ چگونه مي‌‌توان اخلاق زيست محيطي قانوني و رسمي را توجيه كرد


    اخلاق زيست محيطي چيست؟

    پارك ملي كاكادو(2)، در منطقه حفاظت شدة شمال استراليا، شامل بيشه‌زارهاي تنومند، باتلاق‌ها و آبراهه‌هايي است كه گونه‌اي از تنوع غني حيات را پديد مي‌آورد. اين پارك داراي گونه‌هايي است كه در هيچ كجاي ديگر يافت نمي‌شوند.گونه‌هايي مثل طوطي كلاه به سر(3) و لاك‌پشت دماغ خوكي(4) كه هر دو جزء گونه‌هاي در معرض خطرند. كاكادو محيطي تفريحي است كه در عين حال لذت‌هاي زيبايي شناسانه را به بازديدكنندگان خود ارائه كرده و فرصت‌هاي تحقيقاتي را براي پژوهشگران فراهم مي‌آورد. بسياري مي‌انديشند كه كاكادو مكاني سرشار از زيبايي بوده و به لحاظ اكولوژيكي داراي اهميت فراواني است و اين انديشه، خود ناشي از اهميت معنوي بوميان جاوين(5) است. علاوه بر اين‌ها كاكادو داراي معادن غني طلا، پلاتينيوم، پالاديوم(6) و اورانيوم است كه برخي تصور مي‌كنند بايد مورد استخراج و بهره‌برداري قرار گيرند. اما طرفداران محيط زيست مي‌گويند اگر چنين اتفاقي رخ دهد، جنبه‌هاي تفريحي، هنر شناسانه و فرصت‌هاي پژوهشي- كه قبلا ذكر آن رفت- رو به نقصان مي‌گذارند. زيبايي كاكادو تقليل خواهد يافت، گونه‌هاي كمياب گياهي و جانوري از بين مي‌روند، غناي زيست بومي منطقه كاهش مي‌يابد، طبيعي بودن اين مكان به خطر افتاده و بي‌اعتبار مي‌شود و ارزش‌هاي معنوي جاوين تنزل پيدا مي‌كند. بيش از اين معادن گوناگون كاكادو مورد استخراج قرار گرفته و اكنون فشارهاي بيشتري هست كه خواهان، كندوكاو و بهره‌برداري گسترده‌تر از اين معادن است. آيا بايد اجازة اين استخراج‌ها صادر شود؟ آيا اصلا بايد براي هر گونه استخراجي اجازه صادر شود؟ چگونه مي‌توان براي اين پرسش‌هاي اخلاقي، پاسخ‌هاي دقيقي يافت؟

    بدون ترديد شواهد تجربي يا واقعي داراي نقش مهم و اساسي‌اند. به عنوان مثال، مخالفان بهره‌برداري از معادن ادعا مي‌كنند كه اين كار احتمالا رودخانه‌ها را آلوده مي‌كند، حيات وحش را مسموم مي‌كند، حيات گونه‌هاي كمياب را به مخاطره افكنده و اكوسيستم‌هاي گوناگون آنجا راه به هم مي‌ريزد. اين مخالفت با استخراج معادن، بر پاية امور واقعي و تجربه‌هاي عملي مطرح مي‌شود و مدعي است چنين اتفاق‌هايي پيش از اين نيز به وقوع پيوسته است. در مقابل، بسياري از طرفداران بهره‌برداري از معادن، اين ادعاهاي تجربي را مورد ترديد قرار داده‌اند و حتي در ميان آن‌ها عده‌اي هستند كه معتقدند حتي اگر اين مخالفت‌ها و ادعاها حقيقي باشند، بهتر است كار استخراج ادامه يابد. در واقع فيصله يافتن اين امور، متضمن آن نيست كه بحث اصلي هم فروكش كرده و رفع و رجوع شده است كشمكش‌ها پيرامون اين امور تنها در رويارويي با يك پس زمينه خاص داراي معنا بوده و تنها در مقابله با آن نوع زمينه، فوايدي خواهد داشت. از سوي ديگر تفاوت‌هاي موجود در اين پس زمينه، خود موجب پديد آمدن ارزيابي‌هاي متفاوت در خصوص آن عملي مي‌شود كه بايد انجام پذيرد. عوامل تشكيل دهندة اين زمينه عبارتنداز : خواسته‌ها، الويت‌ها،‌اهداف، مقاصد و اصول و از جمله اصول اخلاقي. ممكن است يك محيط باور بخواهد بداند كه آيا عمل استخراج، تهديدي براي حيات وحش به شمار مي‌رود يا نه؟ چرا كه او مي‌خواهد حيات وحش حفظ شود يا جدي‌تر از اين، به اين دليل كه وي مي‌انديشد اسباب مرگ حيات وحش را فراهم آوردن، يك خطاي اخلاقي است . اين زمينة ارزيابانه، اصول اخلاقي را شامل نمي‌شود چرا كه ممكن است برخي از مردم انسان‌هايي غيراخلاقي و يا نوعي از انسان‌هاي خودمدار باشند. ولي بهرحال بسياري از مردم خواهان آنند كه اعمال خودشان و كردارهاي ديگران- از جمله كنش‌هاي حكومت‌ها، شركت‌هاي سهامي و انجمن‌هاي شهر- با اصول اخلاقي وفق داشته باشد. براي چنين مردمي شفافيت مجادله پيرامون كاكادو مستلزم رويكرد به اصولي است كه در خصوص رفتار ما با طبيعت وحش، راهنمايي‌هاي اخلاقي پيش رويمان نهاده و ما را قادر مي‌سازد به سوالاتي از اين دست پاسخ دهيم: چه مي‌شود اگر اعمال و رفتار ما موجب انقراض يك گونه شود؟ چه خواهد شد اگر كنش‌هاي ما باعث مرگ حيوانات خاص شود؟ چه اهميتي دارد اگر ما باعث فرسايش گستردة كاكادو شويم؟ چه اتفاقي مي‌افتد اگر ما رودخانة جنوبي تمساح(7) را به نهري عاري از زندگي بدل كنيم؟ آيا بهتر اين است كه كاكادو را حفظ كنيم يا به توليد انبوه ثروت‌هاي مادي بپردازيم كه ممكن است زندگي تعدادي انسان را بهبود بخشد؟ آيا انقراض يك گونه، بهايي قابل قبول براي افزايش فرصت اشتغال است؟ اصول ذكر شده- كه هدايت كنندة سلوك ما با طبيعت وحش است- نوعي اخلاق محيطي، در كلي‌ترين مفهوم خويش، را پي مي‌ريزد. اين اخلاق، خود شامل نظريه‌ها و مكتب‌هاي گوناگون و متنوعي است كه در عين رقابت با يكديگر، گاه با يكديگر همپوشي نيز دارند.
    كساني كه داراي نقطه نظرات اخلاقي- از نوع محيط زيستي آن- هستند، به نوعي از اخلاق پاي‌بندند كه حداقل بر يك، و معمولا بر تعدادي از اصول مشخص متكي است.
    محيط باوري را در نظر بگيريد كه مي‌گويد انقراض يك گونه به عنوان پيامد رفتار انساني، چيز بدي است، احتمالا حتي آنقدر بد، كه اصلا دليل اين رفتار انساني مهم نيست. همين امر مي‌تواند در يك اخلاق زيست محيطي، به عنوان يك اصل در نظر گرفته شود. با اين حال يك محيط باور- بدون اينكه ترسيمي چنان آشكار از موضوع داشته باشد- مي‌تواند كاملا پاي‌بند به اين نقطه‌نظر باشد كه انقراض گونه‌ها و مسائل مشابه، به خودي خود و كاملا مجزا از هرگونه پيامدي كه ممكن است به بار بياورد، بد است. احتمال ديگر آن است كه اين اصل في‌نفسه اصلي پايه و بنيادي نيست، بلكه خود به اصلي متكي است كه دغدغة رفاه انساني داشتن را توصيه مي‌كند و با اين اعتقاد كه انقراض گونه‌ها به انسان آسيب‌ مي‌رساند. روشن ساختن الزامات اخلاقي، نخستين گام در جهت ارزيابي نقادانه يا توجيه انتقادي آن است. اگر ما در مورد اخلاق‌هاي زيست محيطي گوناگون و رقابت‌گري كه با آنها مواجه‌ايم، حكم صادر كنيم؛ قطعا توجيه ضرورت مي‌يابد. اين كافي نيست كه سياست‌هاي زيست محيطي با اصول بنيادي اين اخلاق محيطي يا آن ديگري همخواني و مطابقت داشته باشد، بلكه اين سياست‌ها بايد با درستي و صدق اين اخلاق وفق داشته و يا آن ديگري را بهتر توجيه كند. در اينجا ما با دو پرسش رو به روييم: چگونه مي‌توان يك اخلاق زيست محيطي را به تفصيل شرح داد؟ چگونه مي‌‌توان اخلاق زيست محيطي قانوني و رسمي را توجيه كرد؟‌



    اخلاق زيست محيطي چيست




    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق زيست محيطي چيست


    اخلاق انسان محور


    عده‌اي تصور مي‌كنند كه سياست‌هاي زيست‌محيطي بايد تنها بر پاية تأثيرگذاري‌شان بر روي انسان مورد ارزيابي قرار گيرند (ن.ك باكستر، 1974 و نورتن، 1988). اين ديدگاه موجب پديد آمدن اخلاق زيست محيطي انسان محور شده است. اگرچه سودباوران كلاسيك،‌رنج كشيدن حيوانات را هم در ارزيابي‌هاي خود لحاظ مي‌كنند، نوعي سودباوري- كه به ما توصيه مي‌كند در مقابل رنج‌ها و ناراحتي‌هاي انسان، حداكثر تمتع را از شادكامي و خرسندي‌اش برگيريم- نمونه‌اي از همين اخلاق انسان محور است. پاي‌بندي به اين اخلاق، شخص را عميقا ملزم مي‌سازد كه پيامدهاي گوناگون شقوق مختلف گزينش در مورد كاكادو را در بستر لذت و الم انسان‌ها مورد محاسبه قرار دهد. ما مي‌توانيم دريابيم كه استخراج معادن كاكادو، غناي اكولوژيكي باتلاق‌هاي آن‌جا را كاهش مي‌دهد و اگر چنين اتفاقي رخ دهد، عده‌اي از انسان‌ها ناشاد و اندوهگين خواهند شد. مثلا ممكن است برخي از مردم به دليل وضعيت اسفناك حيوانات خاص آن منطقه متأثر شوند. احتمالا عده‌اي ديگر به خاطر از بين رفتن گونه‌هاي گياهي و حيواني غمگين مي‌شوند و شايد بعضي انسان‌ها- از جمله نسل آينده- شانس بهره‌گيري از لذت‌هاي زيبايي شناسيك يا متمتع شدن از خرسندي ناشي از تفريحات خاص را از دست بدهند، اين امكان وجود دارد كه تغييرات آب و هوايي، تغيير در الگوهاي بارش و تغييرات ديگري از اين دست، تأثيرات نامطلوبي بر عده‌اي ديگر از مردم برجاي گذارد. ديگران شايد به علت ويراني و غارت مناطقي كه گونه‌اي تعلق عاطفي و معنوي بدان داشته‌اند، دچار آسيب‌هاي روحي و رواني شوند.
    در يك محاسبه رياضي، تمامي اين تأثيرات و پيامدهاي منفي از همة سودمندي‌ها و شادكامي‌هايي كم مي‌شوند كه استخراج معادن كاكادو به همراه خواهد داشت. يك اخلاق انسان محور مي‌تواند به شكل‌گيري توافقات بنيادي با سياست‌هاي محيط‌باوران منجر شود. اما به هر حال اين قضاوت‌ با در نظر گرفتن علايق انسان‌ها به تنهايي و به خودي خود غني‌تر شده است. يكي از راه‌هاي مفيد براي طرح و بيان اين اخلاق اين است كه بگوييم اين اخلاق تنها انسان‌هاي به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد. يك چيز هنگامي به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه است كه به خاطر خودش، شخصا و في‌نفسه و مستقل از سودمندي‌اش به عنوان ابزاري براي ديگر اهداف، وارد حوزه ارزيابي اخلاقي شود.
    لاك‌پشت دماغ خوكي را در نظر بگيريد. در اخلاق انسان محوري كه پيش از اين توضيح داده شد، نه گونه‌اي از اين لاك‌پشت به عنوان يك كل و نه تك به تك اعضاي آن، به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه و مهم‌اند. تنها شادي و اندوه انسان‌هاست كه به لحاظ اخلاقي مهم است، و اين لذت و الم ممكن است از آنچه كه براي لاك‌پشت‌ها اتفاق مي‌دهد تأثير بپذيرد، يا ممكن است از آن متأثر نشود.





    اخلاق زيست محيطي چيست



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق زيست محيطي چيست


    اخلاق جانور محور


    در اين نظريه اخلاقي ما با ديدگاهي مواجه‌ايم كه نه تنها انسان‌ها بلكه حيوانات ديگر- شامل همة حيوانات حوزة مورد بحث- را هم به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه مي‌داند. خيلي از كارهايي كه ما با محيط زيست طبيعي انجام مي‌دهيم، آشكارا بر حيوانات تأثير مي‌گذارد و چنين توصيه شده كه اين موضوع بايد در ارزيابي‌هاي اخلاقي مورد توجه قرار گيرد. به عنوان مثال، اگر ما توجه كنيم كه آلودگي در رودخانة تمساح باعث مي‌شود كه جانوران به رنج بيفتند، در اين‌صورت اين يك عيب اخلاقي است كه بايد به گونه‌اي مستقل از تأثر و تأثيرش بر روي انسان‌ها مورد ارزيابي قرار گيرد. اين مثال، واهي و تخيلي نيست؛ در نظر بگيريد كه از بين بردن جنگل‌ها چه پيامدي براي جانوران در پي خواهد داشت؟
    سد بستن بر دره‌هاي رودخانه‌ها، استخراج از معادن كوهستاني، احداث خط لوله و موارد مشابه ديگر را هم در نظر بگيريد. يك اخلاق جانور محور توصيه مي‌كند كه تك به تك حيوانات را به لحاظ اخلاقي مورد توجه قرار دهيم و نه گونه‌هايي از آن‌ها را و يا به عنوان گونه‌هايي خاص. آنچه براي گونه‌ها رخ مي‌دهد، تنها در ارتباط غيرمستقيم آن‌ها با ديگر جانوران و تأثيري كه بر تك‌تك حيوانات برجا مي‌گذارند، در نظر گرفته خواهد شد.
    در حالي كه يك اخلاق جانور محور همة حيوانات را به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه‌ مي‌داند، در عين حال و ضرورتا همة اين حيوانات را به گونه‌اي برابر طبقه‌بندي نمي‌كند. روشي مفيد براي طرح اين نظريه اين است كه بگوييم برخي اخلاق‌هاي جانور محور براي حيواناتي از گونه‌ها و نوع‌هاي مختلف، به لحاظ اخلاقي اهميت متفاوتي قائلند. كسي كه اين تفاوت‌‌گذاريها را شكل مي‌دهد،‌ممكن است گرفتار ناديده‌انگاري يكسويه علايق، حيوانات شود، صرفا به اين جهت كه اين علايق، حيواني و غيرانساني‌اند. برخي مي‌گويند اين، كاري توجيه‌ناپذير و غيرمنصفانه است. دقيقا همانطور كه اين امر بر قضاوت ما در مورد سياست‌هاي زيست محيطي اثر مي‌گذارد، به اين درجه از ناديده انگاري هم بستگي خواهد داشت. اين ديدگاه مي‌تواند موجب آن شود كه همواره علايق انساني فارغ از شدت، قوت و تعداد آنها بيش از علايق حيواني، در نظر گرفته شوند و يا ممكن است اجازه دهد كه علايق قوي‌ترل يا پرشمارتر حيواني بر علايق ضعيف‌تر يا كم شمارتر انساني غلبه داشته باشد. به نظر مي‌رسد كه اجتناب‌ از يكسويگي و خودسرانگي مستلزم اين است كه اين علايق برابر، به گونه‌اي برابر مورد بررسي قرار گيرند. اين امر، فضايي براي تمايزگذاري فراهم آورد كه در عين حال هنوز هم مي‌تواند بر مبناي شالودة علايقي پي ريخته شود كه همه حيوانات به طور مشترك داراي آن نيستند. به عنوان مثال، انسان‌ها ظرفيت و توانايي گسترش دانش نظري يا كنش مستقل عقلاني دارند و مسلما كانگوروها اين ظرفيت‌ها را ندارند. اين ظرفيت‌ها مي‌تواند زيربناي علايق خاصي را تشكيل دهد كه كانگوروها به اين دليل كه فاقد آن ظرفيت‌ها هستند نمي‌توانند اين علايق را دارا باشند. اين علايق افزوده مي‌تواند تغييردهندة يك قضاوت به نفع انسان‌ها و عليه كانگوروها باشد. اين موضوع به ويژه در مواردي مناسب و قابل طرح است كه در آنها علايق مشترك انسان و كانگورو به گونه‌اي برابر مورد تهديد قرار گرفته و يا به شكلي مساوي حفظ مي‌شود، اگرچه تنها محدود به اين موارد هم نيست. در تصميم‌گيري براي علايق افزوده يا اضافي، علايق غير مشترك همچون يك سوال اضافي عمل مي‌كند. تصور كنيد كه برخي توفيقات مهم پزشكي نيازمند محدود كردن انسان‌ها يا كانگوروهاست. نگه‌داشتن كانگوروها در يك فضاي بسيار بزرگ حصاركشي شده، به منظور تحقيق و مطالعه بر روي آنها، اگر اين نگه‌داري هيچكدام از علايق كانگوروها را تهديد نكند، اگر با بي‌رحمي با آنها رفتار نشود، اگر خوب تغذيه شوند و اگر قادر باشند مطابق با طبيعت خود زندگي كنند؛ مرجح است. محدود كردن انسان‌ها به همين شيوه، به علت علايق افزودة انسان‌ها، به لحاظ اخلاقي قابل قبول نيست. اين شيوة تمايزگذاري، علايق برابر را به گونه‌اي برابر- بدون توجه به گونه‌اي خاص- در نظر مي‌گيرد و همچنين اجازه مي‌دهد كه علايق غيرمشترك، به نفع درجاتي از اهميت اخلاقي كنار گذاشته شوند.





    اخلاق زيست محيطي چيست



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق زيست محيطي چيست


    اخلاق زندگي، محور


    ردة موجودات زنده گسترده‌اي وسيع‌تر از محدودة انسان‌ها و ديگر حيوانات غيرانساني را دربرمي‌گيرد، اين گستره گياهان، جلبك‌ها،‌ ارگانيسم‌هاي تك‌ياخته‌اي، شايد ويروس‌ها و - آنگونه كه برخي اوقات پيشنهاد مي‌شود - اكوسيستم‌ها و حتي كل خود زيست كره را در خود جاي داده است (ن.ك اتفيلد 1983، گودپستر 1978 و تيلر 1986). درهم تافتگي يك اخلاق زندگي محور بستگي تام به اين موضوع دارد كه پرسش «زنده چيست»؟ چه پاسخي دريافت كند. به هر حال اين پرسش ثابت و ماندگار است و در خصوص نظام‌هاي خود- تنظيمي .كه براي رسيدن به اهدافي خاص تلاش مي‌كنند- اگرچه اين تلاش‌ها ضرورتا آگاهانه نيست- اهميت زيادي پيدا مي‌كند. به علاوه، اين همان ويژگي است كه نوعا فرض مي‌شود موجودات زنده را به لحاظ اخلاقي ملاحظه‌پذير ساخته است. يك اخلاق زندگي محور همة موجودات زنده را به عنوان امور به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه در نظر مي‌گيرد. اگرچه ضرورتي ندارد كه اين موجودات به لحاظ اهميت هم، در پايگاني برابر قرار گيرند. بنابراين و در اين صورت، شايد حفظ و مراقبت از يك لاك‌پشت دماغ‌خوكي بر محافظت از يك درختچة واداتاه (8) ترجيح داشته باشد، اگرچه هر دوي آنها به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه‌اند. در اينجا لاك‌پشت موردنظر البته از جنبه اخلاقي با اهميت‌تر است زيرا موجود زنده پيچيده‌تري است در اينجا فاكتور پيچيدگي همچون عامل تشديد كننده يا افزون‌‌كننده‌تر زنده بودن در نظر گرفته مي‌شود: جاندار هر چه پيچيده‌تر، به لحاظ اخلاقي مهم‌تر. در مثالي ديگر از موردي متفاوت، از منظر اخلاقي حفاظت از يك گياه مرجح تر از حفظ و مراقبت از لاك‌پشت دماغ خوكي است چرا كه تنها آن گياه خاص است كه مي‌تواند جايگاه استثنايي زيست بومي خود را پر كند. در حالي كه لاك‌پشت مورد بحث ما جايگاهي را اشغال مي‌كند كه شايد با لاك‌پشت‌هايي مشابه، از گونه‌اي ديگر هم امكان پركردن آن وجود داشته باشد. در اين نقطه، تمايزگذاري بر مبناي نوعي ارزيابي اخلاقي از پيامدهاي خاص پايان يافتن موجوديت اين گياه و نيز خاتمة وجود اين لاك‌پشت انجام گرفته است و نه برپاية خصلت‌هاي ذاتي موجودات زنده، في‌نفسه و به خودي خود.
    يك اخلاق زندگي- محور مقرر مي‌دارد كه ما در تصميم‌گيري براي چگونه عمل كردنمان، بايد تأثير رفتارهايمان بر تمام موجودات زنده‌اي را مورد ارزيابي قرار دهيم كه خود از آنها اثر پذيرفته‌ايم. به عنوان مثال اگر استخراج معادن در كاكادو انجام پذيرد، خود موجب قطع درختان و نابودي ديگر گياهان خواهد شد،‌ مرگ برخي حيوانات را در پي خواهد داشت و اگر نگوييم ويراني و انهدام زيستبوم‌هاي باتلاقي را به چشم مي‌بينيم، لااقل مي‌توانيم بگوييم اين زيستبوم‌ها به شدت تضعيف مي‌شوند. اين عوامل و ديگر فاكتورهاي مشابه در خصوص بهره‌برداري از معادن كاكادو مورد محاسبه و ارزيابي قرار مي‌گيرند و روي هم رفته و طبيعتا در صورت استخراج معادن، موجبات اضرار چيزهاي خوب و مفيد را فراهم مي‌آورند. از آنجا كه به نظر مي‌رسد برخي انسانها چيزهاي خوب را تنها در سودمندي‌هاي مادي در نظر مي‌گيرند،‌ارزيابي‌ خوب بودن و مفيد بودن خود معادن و يا صادر كردن مجوز بهره‌برداري از آنها مشكل خواهد بود. طرح عباراتي همچون:‌قطع درختان هرگز به لحاظ اخلاقي عمل موجهي نيست، تسطيح تلماسه‌ها و تپه‌هاي شني از منظر اخلاقي جايز نيست و اصول اخلاقي اجازة كشتن حيوانات، دستكاري اكوسيستم‌ها و كارهايي از اين دست را به ما نمي‌دهد،‌روشن نمي‌كند كه آيا اين استخراج بسته به پيامدهايي كه در پي خواهد داشت مجاز خواهد بود؟ و يا بر پاية تفاوت در اهميت اخلاقي، در ردة چيزهاي به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه، جايز است؟ يك اخلاق زندگي- محور ممكن است- به شكلي ضمني و اتفاقي- صورتي راديكال به خود بگيرد: اين اخلاق مي‌تواند ادعا كند كه نه تنها همة موجودات زنده به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه‌اند بلكه در عين حال، همة اين موجودات داراي اهميت اخلاقي برابر هم هستند.
    اين برابري خواهي‌زيستي- اگر موجه و قابل قبول باشد- در حقيقت دفاع از مداخله‌هاي اخلاقي انسان در محيط زيست طبيعي را بسيار مشكل خواهد ساخت. همچنين اين مساوات طلبي، تنها قضاوت‌هاي كمي را جايز مي‌شمارد، مثلا مي‌گويد وجود دو چيز زنده بيشتر بايد مورد توجه باشد تا يك چيز: پيشنهادي‌ترين اخلاق زندگي- محور، اهميت فرق‌گذارانه در ردة چيزهاي زنده را جايز مي‌شمارد، اگرچه در اين بين ممكن است انسان‌ها با اهميت‌ترين اين موجودات به حساب نيايند. ممكن است چنين انديشيده شود كه حفاظت از زيست كره و اكوسيستم‌هاي بزرگ بسيار مهم‌تر از حفظ و حراست از تعداد كثيري از انسان‌هاست.



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق زيست محيطي چيست

    حق و حقوق صخره‌ها؟‌


    نظريه‌هاي اخلاقي‌اي كه تا اينجا مورد بررسي قرار گرفت، همگي به سنجش كنش‌هاي آدميان- با توجه به پيامدها و عواقب آن براي آحاد افراد- پرداخته‌اند. آنچه كه اين نظريه‌ها را از يكديگر متمايز مي‌كند، انواع افراد در درون مناطق حفاظت شده و يا قلمروهايشان است. به علاوه: نظريه‌هاي متأخرتر، افراد و انواع نظريه‌هاي متقدم را در خود جاي داده است. يعني اخلاق زندگي- محور، افراد اخلاق جانور- محور افراد و آحاد اخلاق انسان- محور را در خود داشته و رابطه‌اي مترابط با يكديگر دارند. مي‌توان چنين استدلال كرد كه ما به گونه‌اي اجتناب‌ناپذير به سمت يك اخلاق زندگي- محور كشيده مي‌شويم؛ و هيچ روش غيريكسويه‌اي براي متوقف ساختن اين گرايش- از محدودترين قلمرو تا گسترده‌ترين آن- وجود ندارد. چرا اين استدلال گامي ديگر به پيش ننهاده و چيزهاي غيرزنده را هم به عنوان موجودات به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه در نظر نگيرد؛ در اينجا تلاش نمي‌شود كه يك نقطه نظر يا زندگي ذهني را به چيزهاي غيرزنده نسبت دهيم، كه خود بحث و جدلي كاملا متفاوت را در پي خواهد داشت. بلكه ادعايي كه در اين نظريه مطرح مي‌شود اين است كه اشياء فاقد جان، كه به مانند بسياري از موجودات زنده، فاقد آگاهي و نيز فاقد حتي سازمان بيولوژيكي ابتدايي‌اند، به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه‌اند. مي‌توانيد اين اخلاق را «اخلاق همه‌چيز» بناميد.
    براي مثال صخره‌ها را در نظر بگيريد. استخراج معادن، صخره‌ها را در هم خواهد شكست، ساختارهاي ژئولوژيكي را برهم مي‌زند،‌فسيل‌ها و چيزهايي مشابه را خراب مي‌كند. آيا در محقق شدن اين اعمال، يك عمل خطا، يك كار اشتباه وجود دارد؟ در اينجا ما بايد مراقب باشيم كه براي لحظه‌اي آسيب‌هاي حاصله‌اي را كه به گياهان، حيوانات و زيستبوم‌ها وارد مي‌شود فراموش كنيم و بپرسيم (9) كه آيا اين اعمال در ذات خود، اموري في‌نفسه خطا و به لحاظ اخلاقي اشتباهند يا خير؟ شايد مثالي ديگر، موضوع را روشن‌تر كند. طرحي را در نظر بگيريد كه مي‌خواهد با شليك يك موشك در يك جرم آسماني دور دست و كاملا خالي از سكنه به آزمايشاتي بپردازد و طبيعتا با اين آزمايش، آن جرم آسماني به كلي منهدم خواهد شد، آيا اين كار به خودي خود اشتباه است؟ در اخلاق همه‌چيز كه براي صخره‌ها هم حقوقي قايل است، بله،‌اين كار اشتباه است. به مانند اخلاق زندگي- محور اين اخلاق هم به صورت‌ها و روش‌ها متنوع و گوناگوني شرح داده مي‌شود. ممكن است اين اخلاق درجاتي از اهميت اخلاقي را جايز شمرده و در مقايسه كمترين اهميت اخلاقي را به موجودات غيرزنده نسبت دهد. ممكن است انعكاس دهندة برابري خواهي اكولوژيكي باشد و درجه‌بندي اهميت اخلاقي را انكار نمايد، و يا ممكن است جايگاهي فيمابين اين دو حد را به خود اختصاص دهد.



    اخلاق زيست محيطي چيست


    ویرایش توسط همدم آسمان : ۱۳۸۸/۱۲/۰۴ در ساعت ۱۱:۱۰
    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق زيست محيطي چيست


    كليت باوري زيست بومي


    قبلا گفته شد كه هر اخلاق كه رهنمون‌كنندة ما در طبقه رفتارمان با محيط زيست طبيعي است، در كلي‌ترين مفهوم، يك اخلاق زيست محيطي است. اصطلاح «اخلاق زيست محيطي» گاهي اوقات استفاده‌هاي محدودتري هم دارد. اين اصطلاح در بعضي مواقع جهت اشاره به اخلاقي مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه هميشه انسانها را به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه مي‌داند و فراهم آورندة گونه‌اي تكيه‌گاه محكم و استوار براي مطالبات اخلاقي طرفداران محيط زيست است. با اين حساب و در اين مفهوم، اخلاق زندگي محور يك اخلاق زيست محيطي است و يك اخلاق جانور محور به وضوح، كمتر زيست محيطي است. به هر حال، برخي اين اصطلاح را براي يك اخلاق خاص به كار برده‌اند: كليت باوري زيستبومي احتمالا بدان جهت كه تصور مي‌كنند تنها چنين اخلاقي است كه تمهيدات محافظت از محيط زيست طبيعي را فراهم مي‌آورد، محافظتي كه به لحاظ اخلاقي رضايت‌بخش و قابل قبول است. كليت باوري زيستبومي دو نوع از موجودات را به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه مي‌داند؛ زيست كره به عنوان يك كل و اكوسيستم‌هاي بزرگي كه اين زيست كره را تشكيل مي‌دهند. آحاد حيوانات، از جمله انسان، و نيز گياهان، صخره‌ها، مولكول‌ها و غيره،كه تشكيل‌دهندة اين اكوسيستم‌هاي بزرگند به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه نيستند؛ آنها فقط تا آنجايي موضوعيت دارند كه به حفاظت اين كل با اهميت، كه خودشان هم به آن تعلق دارند، ياري رسانند. چرا ما بايد از منقرض شدن برخي گونه‌ها نگران باشيم؟ ما نبايد به خاطر آنچه كه تك تك اعضاي اين‌گونه تلويحا متضمن آنند يا حتي به خاطر خود آن گونه‌ها نگران باشيم بلكه دلواپسي ما بايد از آن باشد كه اين انقراض برخلاف هدف كلي و نهايي حفاظت از زيست كره يا اكوسيستم‌ها عمل مي‌كند. اين يك نكتة قابل بحث و يا مسئلة قابل ترديد است كه آيا بايد چنين پنداشت كه كليت باوري زيستبومي، به لحاظ ساختاري از ديگر اخلاق‌ها متفاوت است يا خير. آن اخلاق‌ها بر تك تك افراد متمركز مي‌شوند و «كليت‌باوري» برابر با اين ديدگاه است كه بسياري از افراد به لحاظ اخلاقي از چنان اهميتي كه ما تاكنون مي‌انديشيديم، برخوردار نيستند. توجه كنيد كه اگرچه اصول كليت باوري زيستبومي با اصول ديگر اخلاق‌ها تفاوت دارد، اين امر مستلزم آن نيست كه در سياست‌هاي مداخله‌اي هم با همة آنها تفاوت داشته باشد. اخلاق زندگي- محور و اخلاق همه چيز، احتمالا در جايز شمردن سياست‌هاي محيط زيستي- به عنوان يكي از نتايج طبيعت مكانيزم‌هايي كه حفاظت از اكوسيستم‌ها و زيست كره را برعهده دارند- به هم شبيه‌ترند. همچنين اين امكان هم وجود دارد كه كليت‌باوري زيستبومي با هر كدام از ديگر اخلاق‌هايي كه بيشتر توضيح داده شد،‌تركيب شود. مثلا اگر اين كليت باوري با اخلاق جانور- محور تركيب شود، ما موظف خواهيم بود كه علايق حيوانات و هدف حفاظت زيست كره‌اي را مورد نظر قرار دهيم. در نقطه‌اي كه اين دو با يكديگر تلاقي مي‌كنند،‌مثلا در برخي موارد عجيب و متفرقه كه حيوانات تنها با ساده‌سازي يك اكوسيستم مي‌توانند مورد محافظت قرار گيرند. ما نيازمند برخي از انواع توازن و تعادليم.



    اخلاق زيست محيطي چيست


    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق زيست محيطي چيست



    توجيه اخلاق زيست محيطي


    فهميدن آنچه كه درباره ادعاي قابل ملاحظه و مهم بودن انسانها (به لحاظ اخلاقي) ناگزير است. چندان مشكل نيست. روشن‌تر از همة دلايل، انسانها مهم‌اند چون علايقي دارند كه ممكن است بدانها آسيب رسد يا موجبات ارتقايشان فراهم آيد. اين علايق بر پاية ظرفيت‌هاي انسانها پي‌ريزي شده‌اند. مثلا ظرفيت تجربة لذت و الم، ظرفيت انتخاب عقلاني، ظرفيت عمل آزاد. و دليل كمتر بديهي اين كه انسانها قابل ملاحظه‌اند به دليل ويژگيهايي كه به علايق آنها به چيزهايي كه خود انسانها سهم عمده‌اي در آن دارند، پروبال نمي‌دهند. به عنوان مثال، ممكن است گفته شود كه هر چيزي كه خصلت يك موجود زندة پيچيده بودن را داراست،‌ تا اين اندازه، به لحاظ ذاتي ارزشمند است كه در واقع تو گويي گفته شده يك دليل اخلاقي براي حفاظت از آن چيز، به خاطر خودش، في‌نفسه و مستقل از هر آنچه كه اين چيز در خدمت آن است، وجود دارد.
    آنچه كه در خصوص يك اخلاق انسان – محور ناگزير است، ما را به سمت يك اخلاق جانور- محور مي‌كشاند،‌احتمالا به جلوتر. يكپارچگي و پرهيزگري بازشناخت‌هاي يكسوية اخلاقي، تغيير از يك اخلاق انسان محور به يك اخلاق جانور محور را موجب مي‌شود.
    همچنين، در انديشيدن دربارة غيرانسان‌ها ما مي‌توانيم براي ملاحظه‌پذيري اخلاقي، دلايل جديدي بيابيم. به عنوان مثال غير انسان‌ها مي‌توانند داراي ويژگي‌هاي هنرشناسانه‌اي همچون زيبايي باشند كه ممكن است ما فكر كنيم آنها را به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه ساخته است. همچنين اين جا نقطه‌اي است كه آنها به لحاظ اخلاقي مهم‌اند نه به اين دليل كه علايقي دارند بلكه به اين علت كه داراي برخي خصلت‌هايند كه آنها را واجد ارزش ذاتي مي‌سازد.
    آيا دلايلي كه در حمايت از اخلاق جانور- محور اقامه مي‌شوند، در خصوص اخلاق زندگي- محور هم صادقند؟ اگر بتوان گفت كه گياهان ( و اكوسيستم‌ها يا زيست كره) داراي علايقند،‌علايقي مثل علاقه به وجود مستمر، پس شايد اينگونه‌اند. مفهوم علاقه معمولا در چارچوب چيزي توصيف مي‌شود كه في‌نفسه داراي يك خوبي است و مي‌تواند آسيب‌ديده يا ارتقا يابد. برخي ادعا مي‌كنند كه گياهان به خودي خود داراي حسنند.

    مثلا حسن يك درخت با مواد غذايي كافي براي رشد متداولش ارتقا يافته و هنگامي كه از مواد غذايي محروم بماند،‌آسيب مي‌بيند. خوبي يك گياه با نوع آن تعيين مي‌شود، يا گونه‌اي كه آن گياه به لحاظ سازمان بيولوژيكي نمونه‌اي از آن است، با آنچه كه آن گياه به خاطر آن، عضو در حال رشد نوع خود به شمار مي‌رود. گياهان داراي نقطه نظري نيستند كه از آن نقطه‌نظر جهان را تجربه كنند. در مورد يك درخت مهم نيست كه از كم آبي پژمرده شده و بميرد،‌اما در مورد كانگورو اين موضوع مهم است. در حالي كه گياهان اهداف مقاصد طبيعي دارند. در مورد آن اهداف هيچ نگرشي نداشته و پيشروي به سوي آن مقاصد چيزي نيست كه به تجربه‌شان درآيد.
    برخي مي‌انديشند همين تفاوت است كه با فراهم آوردن يك راه ميان‌بر غير يكسويه- از يك اخلاق جانور محور به يك اخلاق زندگي محور آن رانش و گرايش را متوقف مي‌سازد.
    حتي اگر انكار شود كه گياهان هم داراي علايق‌اند،‌به هر حال از اين سخن نمي‌توان چنين نتيجه گرفت كه پس گياهان به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه نيستند. به خاطر بياوريد كه دلايلي پيشنهاد شد (اگرچه اين دلايل ارتباطي با علايق نداشتند) كه به خاطر آنها انسان‌ها و غير انسان‌ها به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه‌اند، اين دلايل با ويژگي يك موجود زنده پيچيده بودن و نيز خصلت زيبا بودن مرتبط بودند. گياهان مي توانند داراي اين خصوصيات باشند و اگر حيوانات به خاطر داشتن اين دو ويژگي به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه اند، ‌پس گياهان هم همين‌طورند. كليد دفاع از اخلاقي مثل اخلاق زندگي محور به اثبات رساندن اين مطلب است كه خصلت‌هايي كه در موردشان به قضاوت نشسته‌ايم، به لحاظ ذاتي ارزشمندند.
    آيا در دفاع از اخلاق زندگي محور كه ما را به سمت يك اخلاق همه چيز مي‌راند، مي‌توان چيزي گفت؟ ويژگي يك موجود زنده پيچيده در مورد صخره‌ها و پديده‌هايي مشابه آنها صدق نمي‌كند. اما يك خصلت مرتبط، يعني ويژگي يك دستگاه پيچيده، مي‌تواند مجموعه‌اي از موجودات غيرزنده‌اي را دربرگيرد كه ارتباطاتي خاص با يكديگر را به نمايش مي‌گذارند. اگر اين پيچيدگي سازماني – في نفسه- است كه يك چيز را به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه مي‌سازد، پس برخي موجودات فاقد جان هم مي‌توانند از منظر اخلاقي مورد ملاحظه قرار گيرند؛ به عنوان مثال اجرامي كه منظومه شمسي را مي‌سازند و الگوهاي هواشناسي در مورد يك صخره يا يك برف دانه. ارتباط اين پيشنهاد با مورد كاكادو، در ميان ساير موارد، بستگي تام دارد به اينكه آيا اكوسيستم‌ها را مي‌توان به عنوان موجوداتي زنده مورد نظر قرارداد يا خير؟ اگر خير، پس اين اكوسيستم‌ها موجودات بي‌جان هستند كه پيچيدگي را به نمايش مي‌گذارند و – مطابق پيشنهاد بالا- از منظر اخلاقي مهم و قابل ملاحظه‌اند. اين واقعيت كه اكوسيستم‌ها به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه‌اند، دليلي اخلاقي براي مخالفت با استخراج معادن به دست مي‌دهد. يا بار ديگر،مي‌توانيم قضاوت كنيم كه يكي از دلايلي كه ما مي‌انديشيم موجودات زنده به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه‌اند اين است كه آنها مصداق زيبايي‌اند. در برخي موارد، ممكن است زيبايي مصداقي از يك چيز كلي‌تر يا تمثيلي از ويژگي‌هاي ظاهري باشد، همانگونه كه در مورد ببرها، وال‌ها، اركيده‌ها و پروته آنها(8) اينگونه است. علاوه بر اين، زيبايي مي‌تواند در خاص‌ترين جزئيات عملكرد بيولوژيكي يك چيز نمود پيدا كند.
    اكنون، برخي موجودات فاقد جان مثل گرداله‌ها و تخته‌سنگ‌ها، تلماسه‌ها، قمرهاي بي‌حيات و كوه‌هاي يخ را مي‌توان زيبا ناميد. در اين صورت، اگر تمثيل و نماد زيبايي مبنايي براي نسبت دادن ملاحظه‌پذيري اخلاقي به موجدات زنده است، پس حداقل برخي چيزهاي فاقد حيات هم به لحاظ اخلاقي ملاحظه پذيرند. اين ادعا كه زيبا بودن، معياري براي ملاحظه‌پذيري اخلاقي است، البته محل بحث و اختلاف است؛ اما به هر حال برخي انديشمندان- از جمله رالستون، 1988- قويا از آن حمايت كرده‌اند. مخالفان اين نظريه نوعاً چنين استدلال مي‌كنند كه درك و ستايش زيبايي بيش از خود زيبايي داراي اهميت اخلاقي است.



    اخلاق زيست محيطي چيست



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاق زيست محيطي چيست


    بدين ترتيب، يكي از طرقي كه در آن حركت از يك اخلاق به اخلاق ديگر به انجام مي‌رسد، پيدا كردن اسباب ملاحظه‌پذيري اخلاقي در آن اخلاق خاص و اثبات اين امر است كه كاربرد دقيق و جدي آن، ما را به نوع ديگري از اخلاق رهنمون مي‌سازد. راه ديگر، روشن ساختن اين موضوع است كه ويژگي‌هاي جديد و به لحاظ اخلاقي در خوري وجود دارند كه اخلاق تحديدي‌تر را به گونه‌اي توجيه ناپذير ناديده مي‌گيرند. يكي از اين ويژگي‌ها مي‌تواند خصلت يك ابژه طبيعي بودن باشد كه ابژه‌اي است كه محصول توليدي فرهنگ و تكنولوژي انساني نيست. صخره‌ها ابژه‌هايي طبيعي‌اند و بنابراين – بر طبق اين نظريه- انهدام آنها عملي خطا خواهد بود . در اينجا ما با ويژگي‌هاي ديگري هم سرو كار داريم مثلاً خصوصيات، نمايش تنوع اجزاء، ادغام كاركردي اجزاء، در معرض ديد گذاشتن هماهنگي و دستگاهي خود- تنظيم بودن. اين گروه اخير ويژگي‌ها- اگر به عنوان سبب سازهاي ملاحظه‌پذيري اخلاقي در نظر گرفته شوند – ما را در جهت كليت باوري زيستبومي يا در مسير اخلاق تركيبي پيش مي‌برند. اين بدان علت است كه اين ويژگي‌ها، خصايصي هستند كه في‌الذات مصداق اكوسيستم‌ها و زيست كره‌اند. اگر ما بپذيريم كه اين ويژگي‌ها سبب سازهاي ملاحظه‌پذيري اخلاقي اند، در آن صورت – علاوه بر هر دليل ديگري كه مي‌توانيم از ديگر اخلاق‌ها مورد ملاحظه استتاج كنيم – دليلي در دست داريم تا با استناد به آن در مقابل سياست‌هايي ايستادگي كنيم كه به اختلال و آشفتگي اكوسيستم‌ها منجر مي‌شود.

    حال چگونه مي‌توانيم تصميم بگيريم كه سبب‌سازهاي داوطلب براي ملاحظه‌پذيري اخلاقي، حقيقتاً سبب سازند؟ طبيعي بودن و نمايش تنوع اجزاء را در نظر بگيريد. تصور كنيد كه يك استخراج معدني خاص، مستلزم تخريب گروهي از درخت‌ها در يك برون زد صخره‌اي و نيز انهدام خود برون زد است. طرفداران محيط زيست اعتراض مي‌كنند كه اين كار، فقدان جبران‌ناپذير يك ارزش را در پي خواهد داشت. شركت متصدي استخراج و بهره‌برداري از معادن وعده مي‌دهد كه برون‌زدهاي مصنوعي بسازد و آن‌ها را به طور دست‌ساز بازسازي كند، همچنين به جاي درخت‌هاي منهدم شده، درخت‌هاي پلاستيكي از همان نوع بكارد. اين تكه از محيط زيست مصنوعي، آنقدر معمولي و غيرقابل تشخيص خواهد بود كه تنها با تجزيه و تحليل‌هاي آزمايشگاهي مي‌توان بين آنها و اصل طبيعي‌شان تفكيك قايل شد. همچنين اين قطعه دست ساز از محيط زيست دقيقاً داراي همان جاذبه زيستگاه‌هاي طبيعي براي نگريستن به آن است، هيچ حيواني در آن آسيب نمي‌بيند و هيچ اكوسيستمي هم دچار اختلال نمي‌شود. نه اخلاق انسان- محور و نه اخلاق جانور – محور، هيچكدام فضايي براي پاسخ يك طرفدار محيط زيست فراهم نمي‌آورند. اخلاق زندگي محور هم فقط تا اندازه‌اي اين فضا را آماده مي‌كند كه شكوه و گلايه از كشتن درختان جاندار را جايز مي‌شمارد. به هر حال، به نظر نمي‌رسد براي برخي اين تنها چيزي باشد كه به لحاظ اخلاقي از طرح و نقشه شركت‌هاي استخراج معادن چندان چيزي كم ندارد. آيا اين ترديد اخلاقي بدان دليل نيست كه طبيعت را با عوامل مصنوعي جايگزين كرده است؟ موردي اصلاح يا دستكاري شده را تصور كنيد كه در آن تنها يك برون زد صخره‌اي – عاري از زندگي- منتقل و بعداً با صخره‌اي مصنوعي جايگزين شده است. اينجا ديگر حتي اخلاق زندگي- محور هم گلايه در مورد اخلاقي بودن اين مورد را جايز نمي‌شمارد.
    برخي از مردم فكر مي‌كنند كه حتي در موارد دستكاري شده، شركت بهره‌برداري و استخراج معادن كاري مي‌كند كه يك عيب اخلاقي بدان ضميمه مي‌شود. اگر اين انديشه پايدار و مستدام باشد، محملي براي حمايت از گونه‌اي اخلاق همه چيز فراهم مي‌آورد كه در درون قلمرو خويش همه اقلام طبيعي را داراست. اطمينان كامل از منبع اين عقيده كه طبيعي بودن، عامل سبب ساز ملاحظه‌پذيري اخلاقي است، كاري است بس مشكل (اگر ما به اين مفهوم پاي‌بند باشيم). ممكن است كه ما بينديشيم در مورد برون‌زدهاي مصنوعي چيزي مشكوك وجود دارد چرا كه نمي‌توانيم اين تصور را از خودمان دور كنيم كه به هر حال اين برون‌زد، به گونه‌اي قابل تشخيص از مشابه طبيعي‌اش متفاوت است يا از اين عقيده فاصله گيريم كه اين برون زد مصنوعي به علايق حيوانات آسيب مي‌رساند و يا به اختلالات اكوسيستمي منجر خواهد شد. اگر اين دلايل، سرچشمه عقيده ما باشند، پس در آن صورت ما مبنايي براي اين نقطه نظر نداريم كه طبيعي بودن عامل سبب ساز ملاحظه‌پذيري اخلاقي است. اما امكان ديگري هم هست كه بايد در موردش هشدار داد. طبيعي بودن مي تواند، يك سبب ساز مشروط باشد، كه براي سبب ساز بودن نيازمند حضور برخي ويژگي‌هاي ديگر مثلاً پيچدگي است. بدين ترتيب، اين آيتم ‌هاي طبيعي نيستند كه به لحاظ اخلاقي ملاحظه‌پذيرند بلكه چيزهايي به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه‌اند كه هم طبيعي و هم پيچيده‌اند.
    ويژگي متنوع بودن در اجزاء را در نظر بگيريد. آيا اين خصيصه، سبب ساز ملاحظه‌پذيري اخلاقي است؟ در اينجا ما مي‌توانيم منطقه‌اي پوشيده از جنگل‌هاي استوايي را با منطقه‌اي مقايسه كنيم كه از وجود اين جنگل‌ها پاك شده و به زير كشت رفته است. كدام يك از اين مناطق في نفسه ارزشمندتر است؟ ما بايد دوباره خويشتن را از انديشه‌ها و تصورات خاص دور نگه داريم؛ مثلا از اين تصور كه پاك‌تراشي جنگل‌هاي باراني، با علايق بلند مدت انسان در تضاد و تخالف است. يا اين انديشه كه حيوانات وحشي در طول پاك‌تراشي اين جنگل‌ها دچار رنج و تعب مي‌شوند و يا اين كه مردم بومي آن منطقه مجبور به جابه‌جايي خواهند شد. با اين حساب، بسياري خواهند گفت كه جنگل‌هاي استوايي ارزشمندتر از منطقه زير كشت رفته است. حالا تصور كنيد كه فقط مي‌توان يكي از اين مناطق را در برابر تخريب‌هاي عظيم مورد محافظت قرار داد. بسياري خواهند گفت (انها را فقط در موضع خودشان در نظر بگيريد) كه بايد جنگل‌هاي باراني را حفظ كرد. به علاوه يكي از دلايل ارائه دهنده تنوع بيشتري‌اند و با الگويي پيچيده‌تر و غني‌تر تشكيل شده‌اند. البته دلايل ديگري هم مي‌توان اقامه كرد، از جمله اين كه جنگل‌هاي باراني داراي ويژگي‌هاي زيبايي شناسانه‌اي هستند كه مناطق زراعي فاقد آنهايند. در ضمن، تمايل ما به نسبت دادن ويژگي‌هاي زيبايي شناسانه – مثل خود زيبايي- به جنگل استوايي، مي‌تواند كاملاً بستگي به اين داشته باشد كه آيا ما دركي از اين جنگل به عنوان دستگاهي اكولوژيكي داريم يا خير: دانستن اينكه چگونه اين اجزاء- كه در هماهنگي كامل براي حفظ اين كل با هم كار مي‌كنند – مي‌توانند در مشاهده اين كل به عنوان يك چيز زيبا به ما ياري رسانند. اين نوع دلايل را همچون دلايلي براي اجتناب از فرسايش زيست‌محيطي قلمداد كردن، مبنايي براي گونه‌اي اخلاق زيست‌محيطي به دست مي‌دهد. كه مرزهاي حدود تعريف آن فراتر از يك اخلاق انسان محور ، جانور محور و احتمالاً زندگي محور خواهد بود.
    حتي اگر ما به عنوان مثال بپذيريم كه زيستبوم‌هاي كاكادو به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه‌اند، چگونه قادر خواهيم بود آن را در مقابل علايق انساني (يا ديگر علايق) مهم قلمداد كنيم؟ گام اول در اين راه اين است كه از خود بپرسيم آيا راه‌هاي جايگزيني براي راضاي علايق انسان وجود دارد يا خير؟ اغلب موارد، بله ، وجود دارد. به علاوه دستكاري اكوسيستم‌ها در اغلب مواقع با علايق بلند مدت انساني در تخالف است. گاهي اوقات مواردي از مجادله‌هاي ناب و اصيل وجود دارند كه ملاحظات مختلف اخلاقي به جهت‌هاي مختلفي منجر مي‌شود. در اينجا ما بايد ملاحظات در خور اخلاقي را به دقت برشمريم و از خود بپرسيم كه دليل اهميت آنها چيست و سپس به نوعي قضاوت همه جانبه بپردازيم.
    هيچ ارزيابي سرنوشت‌سازي در دسترس نيست كه ما را در اين قضاوت ياري رساند. نه صحيح است كه بگوييم انسان‌ها بايد هميشه مقدم بر همه چيز بوده و از همه چيز بيشتر اهميت داشته باشند و نه درست است كه بگوييم حفظ و نگهداري اين اكوسيستم‌ هميشه مهم‌تر از حمايت و حراست از هرگونه علايق انساني است. مع هذا مواردي مانند كاكادو هست كه سياست‌هاي مناسب اخلاقي در آنجا به قدر كافي روشن و گويا هستند.



    اخلاق زيست محيطي چيست


    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اخلاق زيست محيطي چيست


    فهرست منابع:
    Attfield, R: The Ethics of environmental Concern (Oxford: Blackwell, 1983).
    Baxter, W. F. : People or Penguins: the Case for Optimal Pollution (NewYork: Columbia University Press, 1974).
    Callicott, J. B.: <Elements of an environmental ethic: moral considerabillity and the biotic community>, Environmental Ethics, 1 (1979), 71- 81.
    Goodpaster, K.: <On being morally considerable>, Journal of Philosophy, 75 (1978), 308- 25.
    Naess, A.: <Self- realisation in mixed communities of humans, bears, sheep and wolves>, lnquiry, 22 (1979), 231- 42.
    Morton, B.: Why Presserve Natural Variety? (Princeton: Prin- ceton University Press, 1988).
    Rolston III, H.: Environmental Ethics: Duties to and values in the Natural World (Philadelphia: Temple University Press, 1988).
    Taylor, P.: Respect for Nature (Princeton: Princeton University Press, 1986).
    VanDeVeer, D. and Pierce, C., eds.: People, Penguins and Plastic Trees: Basic lssues in Environmental Ethics (Belmont, Cal.: Wadsworth, 1986).


    منابع براي مطالعه بيشتر:


    Elliot, R. and Arran, G., eds.:Envrionmental Phillosophy: A Collection of Readings (St Lucia:University of Queensiand Prees, 1983).
    Mannison, D., McRobbie, M. and Routley, R. eds.: Environmental Philosphy (Canberra: Research School of Social Sciences, Australian National University , 1980).
    Partridge, E., ed.: Obligations to Future Generations (Buffalo: Prometheus, 1981).
    Regan, T., ed.: Earthbound: New Introductory Essays in Environmental Ethics (New York: Random House, 1984).
    Sylvan, R: A Critique of Deep Ecology (Canberra: Te- search School of Social Sciences, Australian National University , 1985).



    اخلاق زيست محيطي چيست


    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    اخلاق زيست محيطي چيست


    توضيحات مترجم :

    1- اين مقاله ترجمه ايست از:
    Environmental . Ethics by: Robert Elliot
    2- پارك ملي كاكادو (Kakadu National Park) در حوزه استحفاظي شمال استراليا و 171 كيلومتري شرق داروين واقع شده و در ناحيه رودخانه‌هاي تمساح قرار گرفته است. مساحت اين پارك 19804 كيلومتر مربع، يعني هم اندازه كشور فلسطين، يك سوم مساحت تاسماني و تقريباً نصف كشور سوئيس است. نام كاكادو برگفته از اصطلاح «گاگادجو» است كه در واقع نام زبان بومي‌اي است كه مردمان بخش شمالي پارك بدان سخن مي‌گويند. تنوع بيولوژيكي و اكولوژيكي كاكادو بسيار زياد است كه از آن جمله مي‌توان به چهار رودخانه مهم، شش زمين باتلاقي، بيش از 280 گونه پرنده، بيش از 60 گونه پستاندار، بيشتر از 50 گونه جانور آب شيرين، 10000 گونه حشره و 1600 گونه گياه اشاره كرد.
    3- طوطي كلاه به سر (The Hooded Parrot) يا PsePhotus dissimilis كه به طوطي باشلق‌دار هم معروف است، گونه‌اي طوطي به اندازه‌اي متوسط- به طول تقريبي 26 سانتي‌متر- است كه خود به رنگ آبي فيروزه‌اي است . سر اين پرنده سياه، بال‌هايش سبز، پشتش قهوه‌اي و دمش تركيبي از سبز – آبي و برنز با حاشيه‌هاي سفيد است. چشمان طوطي كلاه به سر قهوه‌اي، پاهايش قهوه‌اي مايل به خاكستري و نوكش به رنگ خاكستري كم رنگ است . نوع ماده اين طوطي به رنگ سبز زيتوني بوده و رنگ شكمش آبي كم‌رنگ است. اين طوطي خاص، در مناطق نيمه خشك شمال شرقي پارك زندگي كرده و در تل «موريانه» لانه مي‌كند. نوع ماده طوطي براي هر دو تخم يك لانه مي‌سازد. طوطي باشلق‌دار در فهرست قرمز گونه‌هاي در معرض خطر انقراض قرار دارد.
    4- لاك‌پشت دماغ خوكي (The Pin- nosed Turtle) كه با نام‌هاي لاك‌پشت دماغ خوكي استراليايي، لاك پشت كاسه گود. لاك‌پشت بي‌كاسه و … هم ناميده مي‌شود، گونه‌اي از لاك‌پشت‌ هاي نرم لاك است كه بومي جريان‌هاي آب شيرين، مرداب‌ها و رودخانه‌هاي منطقه حفاظت شده شمال استراليا و بخش جنوبي گينه نو است. اين لاك‌پشت به هيچ كدام از گونه‌هاي لاك‌پشت‌هاي آب شرين در جهان شباهت‌ ندارد. لاك اين حيوان نوعا خاكستري با بافتي چرم مانند است و پاها قورباغه‌اي‌اند. دماغ آن، مانند دماغ خوك است . با منحني‌اي در انتهاي پوزه گوشتالود.
    نوع نر اين لاك‌پشت را مي‌توان از دم بلندتر آن- نسبت به ماده- بازشناخت. حداكثر وزن اين لاك‌پشت 20 كيلوگرم و بيشترين طول آن در كاسه 70 سانتي‌متر است.
    5- مردمان جاوين (Jawoyn) گروهي از بوميان استراليا هستند كه در منطقه حفاظت شده استراليا – در نزديكي كاترين جورج- زندگي مي‌كنند. آنها خود محل معيشت خود را نيتميلوك (Nitmiluk) مي‌نامند كه به معني روياي زنجره است. معروفيت مردمان جاوين بيشتر به خاطر روابطي است كه با شركت محلي استخراج معادن برقرار كردند. هنگامي كه شركت مذكور قصد دستيابي به زمين‌هاي جاوين را داشت، اين مردم به جاي فروش مستقيم زمين‌هايشان با شركت وارد مذاكره شده و در عوض واگذاري زمين‌ها و معادن خواستار اعطاي امتيازهايي شدند از جمله اين امتيازات، استفاده از كارگران بومي در حفر معادن، كسب كمك هزينه‌ها و بورس‌هاي تحصيلي و ارتقاي منطقه به عنوان يك ناحيه توريستي و زيست محيطي بود.
    6- پلاديوم (Palladium) يك عنصر شيميايي با نماد Pd و عدد اتمي 46 است اين فلز كمياب به رنگ سفيد نقره‌اي و به لحاظ شيميايي شبيه پلاتينيوم است كه در سال 1803 در معدن‌هاي پلاتينيوم كشف شد. ويليام هايدولاستون به تبعيت از سيارك پالاس اين نام را بر آن نهاد.
    7- South Alligator River
    8- واراتاه (waratah) يا تلوپه‌آ (TeloPea) يك نوع از پنج گونه درختچه‌ داراي برگ‌هاي مارپيچي به طول 10 تا 25 سانتي‌متر و عرض 3- 2 متر است كه يا ساده و يكپارچه‌اند يا كنگره‌اي و دندانه‌دار. سرشاخه‌ها و سرگل‌هاي اين درختچه بزرگ ، انبوه و با قطر 6 تا 15 سانتي‌متر است كه گل‌هاي كوچك و فراوان قرمز رنگ مي‌دهد. نام واراتاه از نام بوميان ااورا (Eora) – ساكنان اوليه سيدني – برگرفته شده
    9- پروته‌آ (Protea) نامي گياه شناختي است كه بر نوعي گياه گل ده اطلاق مي‌شود و در سال 1600 توجه گياه‌شناسان بازديد كننده از ‏آفريقاي جنوبي را به خود جلب كرد. قدمت اين گياه به سيصد ميليون سال قبل باز مي‌گردد و خود به دو زير – خانواده تقسيم مي‌شود. اين گياه در جنوب آفريقا، آمريكاي جنوبي، استراليا، و اكنون بخشي از آسياي شرقي يافت مي‌شود.



    نويسنده : روبرت اليوت
    مترجم : مرضيه سليماني



    اخلاق زيست محيطي چيست


    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود