جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کلید های طلائی در عرفان امامیه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کلید های طلائی در عرفان امامیه




    به نام خالق یکتا
    کلید های طلائی در عرفان امامیه جهت رسیدن به خواسته های شرعی و رسیدن به کمال انسانیت که خداوند متعال آنرا از افراد خاص مومنین بی نهایت خواسته و حد و مرزی قائل نشده است بطوریکه در احادیث قدسی و نبوی و علوی آمده است در هر حال و شرایط و زمان و مکان خالق خود را یاد کنید منتهی چطور و در چه شرایطی و در چه حالی و با چه معرفتی....
    مدخل
    آغاز هر سخنی مجرای تراوش مفاهیم و هویت هر کلامی می باشد و مطلع هر موضوعی باب بیان غرض و هدف از بررسی و تدوین و نگارش مطلوب است و از آنجائیکه نشر علم بر عالمان تکلیف است و هر علمی را باید از باب مختص آن وارد شد. پس عالمان برای ادای تکلیف شان می بایست مطلوبشان را از مطلع و دروازه آن علم بر طالبین و ... بگشایند.لذا در مقاله پیش رویتان غرض نویسنده گشودن دروازه بحث و گفتگو در مورد نظریات علمی و عملی ذکر می باشد و مباحث پردازش شده بر مبنای اصول و معارف معرفتی تشیع اثنی عشری می باشد.
    مبحث ذکر دریایی از معرفت را دربر دارد و با فضل خداوند متعال هر سخنی که به حق در مورد ذکر بیان گردد هر سطر و کلام و حرف اش دارای اثرات مهمه برای مومنین در پی خواهد داشت. لذا بر آن شدیم تا در مورد ذکر و ذاکر و مذکور باب بحث و گفتگوی علمی و نظری را بگشائیم و در مواردی نیز لمعاتی از ذکر عملی را نیز یادآور شویم، تا ان شاء الله به فضل و اذن ربانی باب سخنان و کلام حقانی در مورد ذکر باشیم. شایان ذکر است که هر علمی بر اساس قاعده و قوانین خاص خود پی ریزی شده است و تخطی از این قوانین انسان را از آثار مفید آن باز می دارد و بالاخص در مورد ذکر که روح انسان میزبان تاثیرات و تجلیات یاد حق می باشد و اگر ذاکر برای رسیدن به نیاتش شرایط لازمه را اخذ نماید یعنی قوانین را رعایت کند ، مطمئنا آثار و فواید بیشماری برای یاد کننده حق در پی خواهد داشت و اگر سهل انگاری کند چه بسا ضررهایی انسان را تهدید کند که غیر قابل بازگشت باشد.
    در متون دینی ما دعا و طلب نمودن از وهاب لایتناهی بسیار توصیه شده است و اجابت دعوات را حتمی گفته اند و در اغلب مواردی که فردی دعایی کرده و به اجابت ان نرسیده ریشه اش را در عدم پایبندی به شرایط ذکر گفته اند چرا که از مهمترین شرایط ذکر حق حسن ظن نسبت به خداوند می باشد، بنابراین اگر انسان در قبال طلب اش ،مطلوب مورد نظر خود را در نیابد می بایست حسن ظن نسبت به خدا نموده و راضی از رضایت حق باشد که شاید خداوند بگونه ای دیگر اراده اجابت نموده است و اصل اجابت حق است بطوریکه وقتی عاملین به دستوراتش توفیق مستجاب شدن را یابند علام الغیوب،ربی که مفتاح الفتوح از آن اوست در های غیبی را بر روی مقبولین درگاهش می گشاید و طالبین حقایق ملکوتی را به مقاصد عالیه می رساند و سایرین سیر الی الله را به تجرد نفس میکشاند و عبد اش را از رجوع به هر مرجع مادی در عین ابزار بودن و نعمت حق بودن شان بی نیاز از آنها می گرداند.
    رسالت علماء و دانشمندان متعهد در بکارگیری سیاست ها و روش های تربیت معرفتی مسلمین می باشد تا ایشان را از چنگال شیطنت های شیطانی و علایق فانیه نجات بخشندو برای نیل به مقاصد و اهداف معروضه بالا می توان با اگاهی بخشیدن در مورد اذکار مهمه با شرایط و رعایت اصول و قوانین آن، موارد مراجعه به اذکار حسنای خداوند و گنجهای قران حمد و ایه الکرسی و غیره و شفا و درمان در تمامی امور بوسیله ایات قران مجید و نحوه صحیح توسلات به چهارده معصوم (علیه السلام) و روزه و نماز و سجده و دعا و احتراز و تعویذات جهت حفاظت از مردن های بد و خطرات شداید و تصدقات و قربانی که بهترین بیمه های ربانی بوده و درمان امراض مهلک با تربت سید الشهداء (علیه السلام) و اب نیسان و زمزم و خواص حروف و ... و طب ائمه اطهار (علیه السلام) و لقمان و چندین دعاهای مهم و صلوات کامل تدوین و تشریح نمود و البته بر اهل شوق و ذوق و ایمان و صدق و صفا پوشیده نیست که تمامی موارد معروضه بالا را بایستی با شرایط خود وارد شد.لذا به نظر این فقیر بتوان با ترویج مراتب فوق دلهای مرده بعضی از مردم را زنده کرده و امراض روحی و جسمی انانرا دارو بخشید و گمراهان وادی حیرت و جهالت را به کاخهای جاوید جنت کشانید تا احیاء نفس کرده و در جهان فانی نقش خیر و نیکی از خوبی نهاده باشند.
    بسم الله الرحمان الرحیم
    بسیار واضح است که یاد و ذکر بنده فانی که آغاز خلقت اش از قطره ای پست است و در پایان عمر مادی اش مرداری بد بو است ، لایق خداوند قادر لایزال و بی نیاز نیست ولی یاد کردن خداوند قادر و توانا و دانا و حکیم و خالق ازلی بر عبید درمانده و بیچاره خیلی ارزشمند تر است. البته ذکر حق پیوسته و متصل و ابدی است،چرا که خداوند متعال در وحی خویش بر قلب نبی اعظم (ص)فرموده است:"و ما کان ربک نسیا1"چرا که او خدای سبحان حی قیومی است که" لا تاخده سنه و لا نوم" و او" علی کل شی علیم "زیرا که او فرمود"قل ربی یقذف بالحق علام الغیوب2" است پس غفلتی او را در بر نمی گیرد تا دچار فراموشی شده و ذکر بنده اش را قطع کند و آنچه که واضح و مبرهن است ادب عبد ، در ذاکر خدا بودن اوست.لذا اگر عبد تأدبا به یاد حق بود و بر اثر مناجات و انس با محبوب ازلی و ابدی و لذت یاد حق نیاز اش را فراموش کرد و از خدا چیزی نخواست خداوندی که"علیم بذات الصدور 3"است هرگز ذکر او را و نیازش را از یاد نمی برد. ولی ذکر خدا نسبت به همه یکسان نیست،که این خود بحث تخصصی است و مجال مستقل و مفصل مطلبد.
    لذا وقتی قران می فرماید: "فاذکرونی اذکرکم واشکروا لی و لا تکفرون4"ذات مقدس حق فرموده پس مرا یاد کنید، شما را یاد میکنم و برایم سپاس گذارید و مرا کفران مکنید.سخن از ذکر ذاکری است که فارق از دغدغه ی بهشتی شدن و یا مصونیت از آتش جهنم ، مختص ذات پاک الهی ذکر می گوید بطوریکه برخی ذکر حق می گویند برای در امان ماندن از نار خشم و قهر الهی و برخی دیگر به طمع نعمت های بهشت ،در این میان کسانی پیام این آیه را دریافته اند که می گویند:"فهبنی یا الهی ...صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک5" اینان که خدا را نه به ترس از جهنم و نه به طمع و شوق به بهشت بلکه بر اساس محبت و شایستگی او برای عبادت پرستش می کنند ایشان در فکر جنه اللقاء هستند و دنیا و آخرت و نعیم و جنت آنان خداوند است چنان که حضرت امام سجاد(علیه السلام)در مناجات المریدین بر خداوند عرض می کند:"یا نعیمی و جنتی و یا دنیای و آخرتی یا ارحم الراحمین"
    با توجه به عرایض معروضه بالا به نظر می رسد گرچه آیه"فاذکرونی اذکرکم "بطور عام یک دستور تشریفی است و در بعد خاص تکالیف و واجبات مطرح شده از جانب شرع را در بر می گیرد، ولی پیام اصیل و اصلی آن در جان کلام ابراهیم نبی(علیه السلام)است که فرمود:"انی وجهت وجهی من دين و كردار خويش پاك كردم و روى دل خويش فرا دادم للذی فطر السماوات والارض فرا آن خداى كه بيافريد آسمانها را و زمينها را حَنِيفاً و من مسلمان پاك دين و ما انا من المشرکین و من از انباز گيران نيستم با اللَّه6"پس اگر ذاکر قصد بندگی محض را نموده است می بایست همانند"الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم7 "همیشه به یاد خدا باشد و اگر بقا و دوام خواهد برای ذکرهایش پس "و اذکر ربک فی نفسک خداوند خويش را ياد كن در دل خويش تضرعا و خفیه بزارى و بيم و دون الجهر من القول و ياد كن خداوند خويش بآوازى فروتر از بانگ بالغدو والاصال ببامدادها و شبانگاهها و لا تکن من الغافلین و نگر از غافلان نباشى.8"
    البته وقتی بنده ای مشغول ذکر حق شد از عمر خویش بهره خواهد برد چرا که همین ذکر، او را از گناهان اتشین عافیت سوز باز می دارد و اگر با فهم و اگاهی ذاکر حق شد دیگر هیچ نبیند و نخواهد جز رضایت الهی.
    پس ذکر حق منافع دنیوی و اخروی بیشماری دارد که از مهمترین آثار ذکر حق انس انسان با خدای ازلی و سرمدی می باشد و این در حالیست که همه انسانها همواره بنوعی دچار دغدغه ها و گرفتاریها و مشکلاتی هستند که برای رفع آنها شاید شبانه روز تلاش کنند، همه انسانها آرزوهائی دارند و خلاصه سخن، بشریت همواره خود را نیازمند خواسته هایش یافته است ولی بر هیچکس پوشیده نیست که مطمئنا بهترین راه برای براورده شدن حاجات مشروع و نجات از مهالک دنیوی و اخروی ،بیماری های گوناگون و امراضی که اطباء ناامید از درمان آن گشته اند ، گرفتاری های معیشتی ، آرزوها و دعاهای معنوی ،مصونیت از خصم و بد اندیش و افراد نا باب ، علم بضمائر یافتن و کشف وشهود حقایق را نمودن و... در همنشینی و مانوس شدن با حق لطیف می باشد و این توفیقات به برکت ذاکر حق شدن و در سایه سار ذکر خدای لایزال و بی نیاز میسور است . اگر چه مومن با اراده خویش ذکر حق را بر زبان و قلب خویش جاری می کند ولی تا زمانی که اذن و فضل الهی مشمول مومن نگردد ذکر حقیقی و ملکوتی ،این نعمت عرشی از انسان روان نخواهد گردید لذا وقتی رب الاعلی به فضل و لطف و رحمت اش از وجود مومن از مجرای حقانی و ربانی و ملکوتی اذکارش نورش را تجلی می دهد، مومن ذاکر را منور از تجلی خود می گرداند.و چون مردم را مراتبی است پس لطف و اذن او متناسب صداقت و صفای باطنی و ظرفیت و قدر طلب او می باشد.در اینجا نکته ای که به نظر مهم می رسد ، رسیدن به مقام طلب می باشد و تا زمانی که انسان خود را نیازمند ذکر حق نبیند ،ذکر او فایده بخش نخواهد بود.پس اگر در کلام الهی خداوند ذکر را از انسان بسیار و بی شمار خواسته است با توجه به این که هر عبادتی را قدر و اندازه ای مقرر نموده است روی سخن اش با افرادی است که به نیاز ذکر نایل گردیده اند.و نیازمندان حق به روشنی دریافته اند که تنها راه و روش برای نجات از همه دغدغه های پیش روی بشریت در ذکر حق لایزال می باشد، لذا طالبین و نیازمندان ذکر حق باید به مصداق ندای وحی که"یا ایها الذین امنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا سبحوه بکره و اصیلا9" همیشه خداوند را در صبح و شام بسیار ذکر کنند .تا به فیض "فاستجاب لهم ربهم 10"مستفیض گردند چراکه خداوند می فرماید:"انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی11" چون که"بعضکم من بعض12" در نتیجه میزان خدا عمل صالح بندگانش می باشد نه جنسیت آنها.
    شمه ای از اوصاف ذکر
    الف)ذکر کثیر؛حضرت امام صادق(علیه السلام)ذکر کثیر را بدین مضمون توصیف نموده اند:زمانیکه بنده ای (وقتیکه با گناه و حرام و طغیان شهوات برخورد میکند) پروردگارش را با تسبیح حضرت فاطمه (سلام الله علیها) یاد کند (یعنی با ذکر حق در ظاهر و باطن و گناه را واگذارد) پس خدا را چنین یاد کردنی ذکر کثیر است 13و در روایتی دیگر ذکر کثیر را گفتن سی بار سبحان الله فرموده اند14.
    ب)یاد خدا کاملترین عبادتها؛نماز و روزه و حج و زکات و سایر عبادات همه ذکر خداست و البته این اذکار باید به اذن او و به قصد قربت اش انجام گیرد و حتی در دستوراتی که قصد قربت شرط نمی باشد اگر مسلمانی قوانین شرعی را در آن رعایت کند چون بیاد خدا بوده و با در نظر گرفتن خدایی او اوامر اش را اجرا نموده پس ذکر حق از او تجلی یافته است لذا وقتی قران می فرماید:"اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی واقم الصلاه لذکری15"و یا در جایی دیگرکه می فرماید:"فاذا افضتم من عرفات فاذکروا الله عند اامشعر الحرام و اذکروه کما هدئکم16" پس بیانگر این می باشد که ذکر حق هدف عبد برای اجرای فرامین الهی و احتراز از محرمات از جانب خداوند می باشد . برای روشن تر شدن مطلب آیاتی از قران را تقدیم حضورتان می کنیم:
    ب-1)"فاذا قضیتم مناسککم فاذکرو ا الله کذکرکم آبائکم او اشد ذکرا 17"
    ب-2)"واذکروا الله فی ایاما معدودات18"
    ب-3)"فاذا امنتم فاذکروا الله کما علمکم ما لم تکونوا تعلمون19"
    و....
    اگر در ایات فوق توجه نمائیم ذکر حق را در تمامی موقعیتها توصیه و سفارش نموده است .البته در برخی موارد در قران خداوند ذکر را بر بندگانش تکلیف کرده است همانند تکلیف اقامه نماز های یومیه ،به هر حال اگر مسلمانی ذکر حق بر لسان وقلبش روان گردید مصداق "الذین امنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب20"می گردد و هنگامی که فضل الهی مشمول ذاکر گردد و ذاکر در همه شئونات زندگی اش به یاد حق باشد ، به فرموده خدای منان همین بنده ذاکرش ،مذکور ذات صمدی باریتعالی می گردد"من ذکرنی سرا ذکرته علانیه21" و چنان که اشاره شد ذکر حق متفاوت از ذکر عبد بر معبودش می باشد.
    ج)شفا و درمان در ذکر؛ "وننزل من القران" و فرو مي فرستيم از قرآن، "ما هو شفاء" چيزى كه آن آسانى(راحتی از درد ها و قبض و بسط ها) است، "و رحمه للمومنین" و بخشايشى گرويدگان را، "ولا یزید الظالمین" و (هم اين قرآن‏) نفزايد كافران را، "الا خسارا" مگر زيانكارى22.
    قران باب شفاء و رحمت الهی بر بندگان مومن اش می باشدو هنگامی که مومنی به دردی و یا مشکلی گرفتار گشت چون او را سریع الرضا یافته ،پس با سوز دل و حضور قلبی می گوید"یا من اسمه دواء و ذکره شفاء" و چون ذکر حق زایل کننده غفلت و نسیان از خداوند است و دعوت ابلیس ملعون برای مادیگرائی و اماره ای بودن برای غفلت از یاد حق می باشد پس اگر رسول خدا(صلی الله علیه واله و سلم)سه گروه را مصون از شیطنت های شیطان و اعوانش بیان نموده و فرموده اند که ذاکرین و گریه کنندگان از ترس خدا و آمرزش خواهان در حصار امن الهی اند به این بر می گردد که ذکر حق امنیت روحی و جسمی ذاکر را در پی دارد و ذکر حق تجلی بخش کشاف الغم بودن حق و رزاقیت الهی در تمامی اوقات زندگی دنیوی ذاکر می باشد.
    سخن پایانی
    با توجه به عرایض معروضه فوق به نظر می رسد که:
    اولا:هدف و غرض عبد از ذکر حق ،یاد کردن حق وهاب، عبید مبتلا را می باشد.
    ثانیا:ذکری ربانی است که ذاکر ،ذکرش را مختص ذات مطهر خداوند گرداند.
    ثالثا:اگر خداوند ذکر اش را قدری معین نکرد برای این است که عالم و علیم به فقر ذاتی بندگانش است و می داند که همواره آنان دچار انواع گرفتاری ها بوده اند و ذکرش را مجرای فیاضی مرئی و غیبی ، لاهوتی و ناسوتی خویش در برابر این بلا ها و امتحانات و ...قرار داد تا بندگانش را از تحیر و سرگردانی و هلاکت رهایی بخشد.
    رابعا:خداوند تنها تجلی بخش ذکر حقانی از بندگانش است و عمل صالح را به عقد انسانیت او در آورده است.
    خامسا:با توجه به اوصاف ظاهری و باطنی ذکر حق ، به نظر می رسد از مهمترین فوائد و آثار یاد حق برای ذاکر تجلیات ملکوتی در امورات دنیوی و اخروی می باشد.
    در اینجا مسئله ای مطرح می شود که چرا برخی از ما در قبال حقوق اصلی و اصیل بندگی مرضی الهی که تکوینا و تشریعا در قران و روایات ائمه اطهار(علیه السلام)مطرح شده است، بنوعی دچار غفلتیم؟! از این رو برخی افراد در مقابل دستور قران در سفارش ذکر حق در تمامی شئونات زندگی ،با خود نمی گویند که وظیفه من در مورد ذکر حق چیست؟ چرا قران مهمترین دستور و سفارش خود را به ذکر اختصاص داده است؟چرا خداوند اختصاص ذکر برای ذات پاکش را غرض عبد برای فریضه نماز بیان فرموده است؟ و سوالات بسیاری که اگر در بنده عاصی و نوعی پدیدار گردد به خیلی نکات مثبت و سازنده دست خواهیم یافت و آن زمان است که با تامل نمون بر مبنای ثقلین نبی اعظم(صلی الله علیه واله و سلم)در مورد ذکر حق به فضل الهی از لحاظ فکری و اعتقادی از آفات مصون خواهیم ماند چرا که این مصونیت روحی، عقل را در مسیر صحیح وصالحانه سیر خواهد داد و عملا نیز در مسیر بندگی محض مرضی ذات باریتعالی در صراط سلوک عارفانه علویان قرار خواهیم گرفت.لذا پاسخ به سوالات بالا نیازمند بررسی های گسترده ای است که غرض این مقاله نمی باشد الا ایحال اجمالا چنین به نظر می رسد چونکه یکی از شرایط مهم ذاکر حق شدن رسیدن به فهم و ادراک فقر و حقارت ذاتی در قبال حق لایزال می باشد پس وقتی برخی افراد از این نکته بنوعی غافل گردند پس خود را غنی به حساب آورده و در سدد عرفی سازی دین و معنویت شان بر می آیند و عملا روحیه اومانیستی لیبرالی را خدای خویش می سازند ، اتفاقی که دامنگیر انسان غربی رونسانسی در قرون اخیر گشته است و تبعات این مرض واگیردار به دامنه جغرافیایی امت اسلام نیز کشیده شده است و ظهور عرفای اخلاطی سکولار مسلک از جمله اسیب هایی است که در امت نبوی متاسفانه بروز نموده است . بطوریکه این عرفای قلابی به معنویت واقعی و ربانی و ملکوتی تخصیص یافته در عرفان شیعی ،این نعمت کبریائی چنان هجوم همه جانبه ای برده است که تجلیات ملکوتی آن را با ایده هایی همچون عرفان اکینکار ،انرزی درونی ،شعور کیهانی و... خلط نموده و تعمدا این عرفان اصیل و اصلی و متعالی شیعی را قربانی هوس ها و قدرت طلبی خویش می کنند و بااین عمل شان شخصیت انسانی را در معرض بیماری هایی قرار می دهند که در اغلب موارد گرفتارشدگان دچارامراض لاعلاج شده و البته خسارت ها و ضرر های جبران ناپذیری نیز پیکره دیانت اصیل مسلمین را تهدید می کند.پس بر عالم و دلسوخته و متفکر و دانشمند متعهد شیعی است که"ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعضه و جادلهم بالتی هی احسن 23"چرا که "ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین24 "و خداوند نیز اجر آن را چنین بر بندگان صالح اش تقدیر نمود که " و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صالحا و قال اننی من المسلمین25"
    منبع : از مجموعه آثار اذکار

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود