جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درخواست پاسخ به چند سوال

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    درخواست پاسخ به چند سوال




    سلام به دوستان



    یکی از دوستان همچین سوالی واسه من ارسال کرده



    why won't god heal amputees



    «« آیا خدا واقعا وجود دارد یا تخیلی است؟ این یکی از مهمترین پرسش هایی ست که هر کسی باید از خودش بپرسد. اگر خدا حقیقتا وجود داشته باشد و همچنین انجیل و ده فرمان از سوی اوست، پس همه ما باید او را همان طور که در انجیل خواسته شده است،پرستش کنیم. در دادگاه ها بر اساس ده فرمان، قضاوت صورت گیرد. روی پول ها نوشته شود "به نام خدا" و در مدرسه ها هم خدا را دعا کنیم و ... .

    از سوی دیگر اگر خدا تخیلی و توهم باشد، همه ادیان به طور کامل بی اساس و باطل هستند. مسیحیت و یهودیت و اسلام بی معنی و بی هوده هستند. باور به خدا هیچ چیز نخواهد بود بجز یک موهوم پرستی و خرافه و این خرافه سبب می شود بخش بزرگی از جامعه دچار توهم می شوند.

    ولی حقیقتا ما چگونه می توانیم تصمیم گیری کنیم که آیا خدا حقیقتی ست که وجود دارد یا توهم و تخیل است؟

    از ان جایی که ما گونه ی بشر هوشمند هستیم که در قرن 21 ام زندگی می کنیم، باید زمانی را برای بررسی برخی داده ها و پرسش ها اختصاص دهیم. یکی از این پرسش ها این است و پاسخ ما در مقابل این پرسش چه خواهد بود زمانی که بپرسیم : « چرا خدا ناقص العضو ها را شفا نمی دهد؟ »

    اگر شما هم یک گونه ی از بشر هوشمند هستید برای اینکه به درستی به سرشت خدا پی ببرید باید این پرسش را از خود بپرسید و بررسی کنید که واقعا چرا خدا کسانی را که عضوی از بدن شان قطع شده است، شفا نمی دهد ؟ »»



    بسیاری افراد هم می گویند خدا مرا شفا داده است.

    اکنون پرسش این است که این خدایی که دعاهای دستکم برخی بیماران را برآورده می کند، چرا در طول تاریخ یک نمونه ادعایی وجود ندارد که کسی بگوید خدا دست بریده شده ی کسی را heal کرده است؟ مگر این ها جز بیماران نیستند. چرا همیشه این شفا دادن ها در مواردی اتفاق می افتد که مشکوک است ؟

    پرسش این است که خدایی که دعای بیماران را برآورده می کند و برخی از آن ها را شفا می دهد (به گفته ی برخی و البته بدون اثبات) چرا تاکنون مقطوع العضوی را شفا نداده است. زیرا این کار بسیار روشن تر خواهد بود و کمتر در هاله ی ابهام و شک خواهد بود و ...





    من اینو در جوابش نوشتم

    وجود بيماري و يافتن راه براي درمان آن، موجب تکامل مادي و معنوي و علمي انسان ها مي شود. در واقع آثار مثبت بسياري در زندگي انسان ها بر جاي مي گذارند. زيرا از يک طرف ، يافتن راه درمان بيماري ها موجب تکامل علمي و کشف بسياري از آيات و نشانه هاي خداوند و اسرار خلقت در نظام طبيعت مي شود و از طرف ديگر موجب روي آوري انسان ها به خداوند يا انسان هاي پاک مانند پيشوايان ديني و استمداد از وجود آنان مي گردد که اثر تربيتي و رواني براي انسان ها دارند. در عين حال انسان ها را از تن پروري و غفلت دور کرده و حس نيازمندي را در انسان ها بيدار مي کنند.
    اگر نام‌هاي خداوند واقعاً خوانده شوند شفادهنده‌اند.اما اگر از سر غفلت و بي‌‌توجهي بيان شوند نبايد انتظار كار بزرگي را از آن‌ها داشته باشيد. بيشتر مردم مي‌گويند توكل ما به خداست اما كمتر كسي ممكن است به خداوند توكل كرده باشد.اكثراً دعا مي‌خوانند اما نادرند كساني كه دعا را آموخته‌اند؛ و همه خدا دارند اما كميابند كساني كه خدا را يافته‌اند.


    می تونید در جواب به من کمک کنید؟

    و معذرت نمی دونستم کجا باید سوالمو بپرسم اگه تایپیک رو جای بد باز کردم

    با تشکر





    ویرایش توسط arezu : ۱۳۸۸/۱۰/۰۳ در ساعت ۱۲:۴۳

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arezu نمایش پست
    سلام به دوستان



    یکی از دوستان همچین سوالی واسه من ارسال کرده


    می تونید در جواب به من کمک کنید؟

    و معذرت نمی دونستم کجا باید سوالمو بپرسم اگه تایپیک رو جای بد باز کردم

    با تشکر:gol:
    [/color][/size]
    موضوعاتی چون توکل و شفا در قران به سادگی ای که بیشتر مردم فکر می کنند نیست این طور نیست که خدا دعای تمام مردم را اجابت کند
    چنانکه در مورد علم غیب می فرماید تمام افراد از داشتن علم غیب محروم هستند مگر رسولی که خدا از او راضی باشد پس شرط دادن اطلاعات غیبی به رسول رضایت است
    در مورد اجابت دعا نیز شرطش مضطر بودن هست
    مضطر کسی است که نباید بمیرد نباید درمان شود در عین حال مضطر باید درمان شود
    یعنی از میان تمامی بیماران فقط مضطر درمان می شود
    چنانکه در قران می فرماید ایا ندیدند کسی که مرده بود ............
    این ان مضطر است شخصی است که خدا دعای او را اجابت می کند
    در این وسط بسیاری زیر سخت ترین ضربات زندگی دنیا جان می کنند و رنج می خورند و می میرند
    اما خدا برنامه ای هدف دار را دنبال می کند در این برنامه هر شی جای خود را دارد چنانکه خدا می گوید
    عجله نکنید فرمان خدا میرسد
    زمان دقیق رویدادها مشخص است و تاخیر زمانی ندارد او میداند فردا چه خواهد شد قیامت کی بر پا خواهد شد او میداند که هر طفلی در چه تاریخی به دنیا می اید در اینده او تعداد کل موجودات را از اول و تا اخر الزمان میداند شمارش انها را در هر ثانیه ای از زمان گذشته و حال و اینده می داند او میداند که در هر انتخاباتی در دنیا چه کسانی نماینده می شوند او تصمیمات دولتها را می داند این ها علوم غیبی هست
    بنا بر این در این پازل دعایی که هر کسی می گوید و دعایی که جواب داده می شود و یا فرد جوابش را نمی فهمد وجود دارد

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    سلام علیکم و رحمه الله و انواره

    در مورد مطلبی که آیدی محترم آرزو نقل کردند به چند موضوع اشاره شده است.از جمله نکاتی که در این مطلب اشاره شده است ، می توان به شک و اثبات در وجود خدا ، وقف اعتبار دین به وجود خدا ، چرایی عدم شفاعت همه ی افراد توسط خدا ، چرایی عدم شفاعت همه جور بیماری توسط خدا اشاره کرد.

    از جهت ترتیب مطالب و نتیجه گیری مطلب منقول چنین عمل کرده که ابتدا در ذهن مخاطب ایجاد سوالی مهم نموده مبنی بر اینکه آیا واقعا خدا وجود دارد یا خیر؟ و در مورد اهمیت پرداختن به این سوال این نکته را گوشزد کرده که اگر خدایی نباشد ، ادیان هم پوچ است فذا توجه به توصیه ها و دستورات ادیان در زندگی روزمره و جامعه بی دلیل و بیهوده است.
    بعد با طرح مساله ی شفاعت بیماری ها از سوی خدا و شبهات و اشکالاتی که در این مورد به نظر ما انسان ها می رسد ، با توجه به همه ی کمبود های علمی و .... شک در وجود خدا را تشدید کرده است.
    پس عناوینی که ما در این متن با انها سر و کار داریم این مواردی بود که نقل شد.

    فقط خواهش می کنم علی رغم اینکه مطلب کمی طولانی است ، ولی حوصله بفرمایید و مطلب رو کامل و دقیق مطالعه کنید.چون پاسخ متن و سوال بالا جوانب مختلفی داره که هر جنبه اش در یکی از شماره ها پرداخته شده. ممنونم.



    *******************************


    پاسخ را در چند شماره خدمتتون عرض می کنم ، انشا الله؛


    1.در مورد شک در وجود خدا ، این شک هم مثل هر شک اعتقادی دیگر اصلش خوب است ولی توقف در این شک اشتباه است.اما برای حل این شک باید به عقل و برهان رجوع کرد.که البته به جهت اینکه بار و بارها دلایل و براهین اثبات وجود خدا را مطرح کردیم و دوستان دیگر مطرح کرده اند قصد طرح دوباره را نداریم.
    ولی برهان امکان و وجوب و برهان صدیقین و .... ادله ی عقلی غیر قابل انکاری است که به قطع وجود خداوند منان را ثابت می کند.
    پس در این مورد که آیا خدا هست یا نه؟با وجود این براهین می توانیم به طور مطمئن بگوییم که خداوند ، هست.


    *******************************

    2.مطلبی که در مورد اعتبار ادیان و استفاده از ادیان در جریان زندگی و جامعه مطرح شد کاملا درست است.اعتبار ادیان الهی موقوف به وجود خداست.و از آنجا که ما می دانیم خدا هست ، پس ادیان الهی هم معتبر است و قطعا باید دستورات و توصیه های دین را در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی به کار بگیریم.
    اما در دنیای غرب پس از رنسانس و طرح اندیشه ی سکولاریسم دین از وجهه ی برنامه ی تمام شئون زندگی خارج شد و به عنوان یک بخش جزئی از زندگی مطرح شد و دستورات و تصمیمیات و قوانین اندیشه ی انسانی به طور مستقل که حاصل اومانیسم و انسان گرایی بود جای دستورات و قوانین خدا و دین را گرفت.
    ولی حق این است که قوانین و روش زندگی فردی و اجتماعی را طراح و سازنده ی ما و جهان بیان کند که به تمام جزئیات هستی آگاه است ، نه ما که خود جزئی از مخلوقات خداوند بوده و علممان به جزئیات عالم تقریبا هیچ است.


    *******************************

    3.به این نکته توجه کنید که مساله ی شفاعت مریضان و ... توسط خداوند و ایجاد اشکال در آن به اصل وجود خداوند بر نمی گردد ، بلکه به صفات الهی بر می گردد.فلذا اگر کسی در مورد شفاعت خداوند مطلبی گفت و اشکالی مطرح کرد ، این اشکال به اصل وجود خدا بر نمیگردد که پس خدا نیست.بلکه این اشکال به صفات الهی بر میگردد که مثلا خداوند عادل نیست و این صفت الهی جاری نمی باشد چون بیماری را شفاع داده و بیماری را شفاع نمی دهد.یا بیماریی را شفاع داده ولی بیماری دیگری را شفاع نمی دهد.
    پس با اثبات اشکال در امر شفاعت نمی توانند نبودن خداوند را نتیجه بگیرند.
    به این مثال دقت کنید : من ثابت می کنم الان جلوی شما چرا قوه ای وجود دارد.شما دست می زنید و می بینید که بله چراغ قوه ای در مقابلتان هست.بعد در صفات این چراغ قوه می گویم که این چراغ قوه فضا را روشن می کند.ولی شما هر چه دکمه ی چراغ قوه را می زنید روشن نمی شود و فضا را روشن نمی کند.این عدم روشن کردن فضا دلیلی بر نبودن چراغ قوه نیست بلکه دلیلی بر عدم صفا روشنایی چراغ قوه است و اشکال روشن نکردن به صفت آن بر می گردد.
    پس از طرح اشکال در امر شفاعت خداوند نمی توان نبودن خدا را ثابت کرد.


    *******************************

    4.اما در مورد خود مساله ی شفاعت باید به طور دقیق با این مساله و جوانب و لوازمش آشنا بشیم.شفاعت یعنی چه؟برای چه کسی رخ می دهد؟توسط چه کسی رخ می دهد؟با چه ابزاری رخ می دهد؟شرایطش چیست؟ و ...
    و اشکالاتی که مطرح کردند به خاطر عدم اطلاع درست و کافی از این موارد بوده است.
    شفاعت از ریشه ی شفع به معنی جفت گرفته شده و در محاوره به معنی این هست که شخص آبرومندی بخواهد تا بزرگی از کیفر مجرمی بگذرد یا بر پاداش خدمتگزاری بیفزاید.
    اما عمدتا بحث شفاعت در مسائل و کتب کلامی ما در مورد شفاعت انسان های گناهکار در روز قیامت توسط انبیاء و اولیاء به کار می رود.اما بحث شفای بیماران در دنیا هم از ویژگی های شفاعت اولی جدا نیست.شاید بتوان گفت شفاعت به دو قسم شفاعت دنیوی(مادی و جسمی) و شفاعت اخروی(روحی و معنوی) تقسیم می شود.
    و به طور کلی شفاعت یک لطف خاصی از سوی خدا برای کسی است که مستحق آن است.

    در جریان شفاعت سه عنصر اصلی وجود دارد؛

    1.شفا دهنده
    2.واسطه ی شفاعت
    3.شفاگیرنده

    اما علاوه بر موارد بالا فاکتور شرایط لازم برای شفاعت را هم باید لحاظ کرد که البته واسطه ی شفاعت هم خودش یکی از شرایط لازم برای شفاعت است.

    توضیح هر کدام :

    1.شفادهنده:
    شفادهنده در هر موردی خداوند متعال است.خداوند از آن جهت که واجد صفت رحمان و رحیم است و هیچ گونه بخلی در خداوند راه ندارد ، فلذا خداوند هر کسی را که مستحق شفاعت بوده و شرایط آن را داشته باشد ، شفا می دهد.

    2.شفاگیرنده:
    هر کسی که طالب رفع نقصی جسمی یا روحی از سوی خداست یا طالب کسب فیضی ویژه چه دنیوی و چه اخروی از سوی خداست را شفاگیرنده می گویند.

    3.شرایط شفاعت :
    از انجا که دنیا و به طور کلی عالم هستی سراسر واسطه است و خداوند امورش را توسط واسطه ها محقق می کند ، فلذا در هر شفاعتی واسطه یا واسطه هایی لازم است که اگر این اسباب حاضر نباشد ، شفاعت رخ نمی دهد.
    بخشی از این واسطه ها توسط خداوند محقق هستند مانند فرشتگانی که امور عالم را تدبیر می کنند.ولی بخشی از واسطه ها هم باید توسط فرد شفاگیرنده مهیا شود.مثلا اگر وساطت حضرات معصومین و افراد مقرب به درگاه الهی لازم است ، طلب و درخواست شفاگیرنده از این واسطه ها برای حضور و تاثیرشان لازم است.و همچنین اسباب دیگر.مثلا اگر فردی با نذر کردنی بیماری اش شفا می یابد ، باید نذر کند.
    همچنین اسباب مادی ، اگر بنا باشد فرد توسط دارویی شفا یابد فرد باید خودش هم به دنیال این دارو و واسطه ها باشد.و....

    اما علاوه بر واسطه ی شفاعت ، شرایط دیگری هم لازم است.از جمله مصلحت حقیقی و اخروی فرد.به این توضیح توجه کنید :
    ملاک اصلی در عالم هستی و در دین و در سنت الهی و خواست و اراده ی خدا ، امور حقیقی از جمله سعادت اخروی فرد است.یعنی اصل در دین و اراده ی خداوند ، سعادت حقیقی و اخروی فرد است که مربوط به زندگی ابدی او می شود.
    پس اگر قرار باشد بین زندگی دنیوی و اخروی فرد یکی بر دیگری ترجیح داده شود ، قطعا سعادت و زندگی اخروی او ترجیح داده می شود.

    فلذا از دیگر شرایط شفاعت این هست که شفاعت مادی و جسمی فرد مخل و آسیب زننده به زندگی و سعادت اخروی او نباشد.

    فلذا ممکنه زمانی فردی برای جبران گناهانش دچار بیماری بشه تا زندگی اخروی اش بهبود پیدا کنه و سعادت حقیقی اش تامین بشه.برای همین هر چه اون فرد دعا هم بکنه که خوب بشه نمی شه چون اگر خودش هم آگاه بود که خوب شدنش به ضررش هست این دعا رو نمی کرد.به مثال توجه کنید :
    در پارچی سم ریخته ایم.بچه ای تشنه به پدرش می گه آب می خوام از اون پارچ.پدر می دونه که در پارچ سیانور است ولی بچه این رو نمی فهمه و هی میگه از اون پارچ آب بده.و نمی دونه سم است.
    گاهی دعاها و خواست های ما اینطوریه چیزی رو می خواهیم در حالی که چیزی که می خواهیم اون چیزی نیست که ما نیاز داریم و چیزی که می خواهیم به ضررمون هست و برای همین خدا هم نمی ده.

    و شرایط دیگری هم لازمه ، از جمله یک لوازمی رو فرد شفاگیرنده باید در درون خودش ایجاد کنه و مستحق اون شفاعت باشه.یعنی مثلا اون بیماری و مشکل به خاطر یک گناه یا عمل غلط فرد است و اون فرد اون عمل غلط و گناه رو ترک نکرده و از طرفی خواهان شفاعته.خوب اینجا خود فرد داره عامل مشکل رو تشدید می کنه و از طرفی میگه چرا خوب نمی شم.
    از جمله موارد و شرایط دیگه این هست که واقعا از خداوند شفاعت را بخواد.و واقعا از خود خدا بخواد.یکی از عوامل عدم مستجاب شدن دعا و شفا نیافتن فرد این هست که چشم امید فرد در قلب و حقیقت باطنیش به اسباب هست نه خدا.امیدواره در قلبش و ایمان داره در قلبش به عمل پزشک ولی در کنار اون به خدا هم دعا می کنه و شفا می خواد.یعنی مطمئن به توانایی خدا در شفاعت نیست که این عدم اطمینان و ایمان قوی به خدا به خاطر گناهانی است که انجام میده.چون اساسا گناهان مختلف مثل دروغ و ... نفس رو از خدا دور می کنه و نسبت به خدا نا امید می کنه و دعاهاش هم نتیجه نمی ده.
    شرایط دیگری هم هست که فعلا همین قدر کفایت می کنه.

    پس این هم در جواب این مساله که چرا خداوند همه ی بیماران و مشکل داران رو شفا نمیده و شفاعت نمی کنه که به خاطر نبود شرایط هست.


    *******************************

    5.اما در مورد این مساله که چرا خداوند همه ی انواع بیماری ها و مشکلات رو شفا نمی ده.این ادعایی است که باید اثبات بشه.چه کسی گفته که خدا همه ی بیماری ها رو شفا نمیده.
    در متن یک مورد ذکر شده بود مبنی بر اینکه مثلا چرا دست قطع شده رو شفا نمیده.بر چه اساس ایشون گفتند دست بریده رو شفا نمی ده؟خداوند توانایی اش نا محدوده و هر نوع بیماری را به شرط بودن شرایطی که بعضیش رو در بالا گفتیم شفا می ده.
    اتفاقا ما در تاریخ یک مورد برای موردی که گفتند داریم که خداوند دست بریده ی کسی رو شفا داده. در روایات امده که روزی حضرت علی بر کسی حدّ جاری کرد و اون فرد که باید دستش قطع می شد ، دستش را طبق قانون اسلام قطع کرد.
    کسی به این فردی که دستش قطع شده بود رسید و گفت دیدی علی که او را دوست داشتی و تعریفش را می کردی دستت را قطع کرد.
    آن فردی که دستش قطع شده بود شروع کرد از حضرت علی تعریف کرد و عدالت حضرت و مقامات ایشون رو بیان می کرد.گفت حضرت علی به حق و عدالت دست مرا قطع کرده.
    وقتی خبرش به حضرت رسید ایشان او را صدا کرد و از خداوند خواست که دست او شفا یابد و درست شود.با وساطت ایشان و دعای ایشان و واسطه گری ایشان در این شفاعت ، خداوند دست بریده ی او را شفا داد و وقتی حضرت دست بریده را بر جایش گذاشت دست پیوند خورد و درست شد.
    این نقل را الان هر چه گشتم منبعش را پیدا نکردم انشا الله تا یکی دو روز منبعش رو در اینجا قرار میدم.

    *******************************

    ان شاءالله پاسخ فوق جوابگوی مطالب و شبهات نوشته ای که نقل کردید باشد.
    باز اگر مشکل و مساله ای بود ، در خدمتم.

    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۸/۱۲/۰۷ در ساعت ۲۰:۳۶
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    در پارچی سم ریخته ایم.بچه ای تشنه به پدرش می گه آب می خوام از اون پارچ.پدر می دونه که در پارچ سیانور است ولی بچه این رو نمی فهمه و هی میگه از اون پارچ آب بده.و نمی دونه سم است.
    حالا اگه پدر به بچه علت رو بگه بچه هم دیگر پافشاری بر خواسته اش نمیکند

    گاهی دعاها و خواست های ما اینطوریه چیزی رو می خواهیم در حالی که چیزی که می خواهیم اون چیزی نیست که ما نیاز داریم و چیزی که می خواهیم به ضررمون هست و برای همین خدا هم نمی ده.
    ایا امکانش هست که دلیل چیزی که از خدا میخواهیم و خدا مصلحت نمیداند را بدانیم ایا انسان درک حقیقت رو داره که دلیلش رو بداند

    و این باعث میشه بهتر پذیرای امر خدا باشیم


  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    سلام

    در مورد نکته ای که آیدی محترم اذان فرمودید اینکه ؛

    خب البته گاهی فرد با مرور زمان خودش متوجه می شود که مثلا اگر فلان چیزی که دو هفته پیش ، یک سال پیش .... از خدا می خواستم داده می شد ، الان به ضررم بود.کلی برکات رو از دست می دادم و کلی مضرات هم برایم داشت.

    یک سری از خواسته ها هم دلیل ندادنش رو وقتی که چشممان به عالم معنا و عالم برزخ و ... باز شود می فهمیم.که اولیای خدا در همین دنیا چشمشان باز می شود و باقی افراد هم پس از مرگ این امور را درک می کنند.

    دلیل بعضی از این امور هم فرد نمی فهمد چون نمی تواند بفهمد.مثل اینکه بچه ی دو ساله بچسبد که از محتوای اون پارچ بدید من بخورم.و شما می دانید درون پارچ سیانور ریخته.هزار بار هم بگید و توضیح بدید که توی این پارچ سیانور هست و سینور یک ماده ی شیمیایی است که موجب مرگ انسان می شود ، اون که نمی فهمه و باز خواسته اش رو تکرار می کنه.منتها اگر بچه ی عاقل و فهمیده ای باشه این جور وقتا وقتی می بینه پدر نمی ده و از طرفی می دونه پدر دوستش داره و خواهان پیشرفت اوست مطمئن می شه که در ندادن پدر حکمتی است و نخوردن از او به نفعش هست گرچه دلیلش رو نمی فهمه.

    التماس دعا

    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0



    بنام مقام متعال

    همیشه این داستان و معمای حل نشده وجود داره که اول خدا انسان را آفرید یا انسان خدا را ؟؟؟؟!!!
    البته این نوع خدایی که من می گم آفریده انسانه سالهاست که مرده و بر روی سنگ قبرش نوشته اینجا خدایی خفته از جنس ذهنیت انسانی .. اینجا بابا بزرگی خفته .. اینجا غول جادویی خفته !!!!!!

    خدای انسان وار و متشخص وار با صفت انسانی وجود نداره !!! آن نیروی بی پایان چنان از دسترس ذهن به دور است که حتی تصورش را هم نمی شود کرد.

    برکت باشد
    ویرایش توسط پسرآزاد : ۱۳۸۸/۱۲/۰۸ در ساعت ۰۷:۴۸
    خداوندا دعا مي کنم که هر چه صلاح توست همان شود... ان شاء الله

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بياسلام. اصلا قصد نصيحت ندارم.ولي اگر انسان كمي تفكر كند مي فهمد كه بدلايل عقلي وجودآفريدگار قابل انكار نيست! مگر هر چه را كه مي بيني هست و هر چهرا كه نمي بيني نيست؟؟؟ مگر امواج تلويزيوني و ماهواره اي كه گاه از فواصل بسيار دور به دست مامي رسند مي بينيم؟ اگر نمي بينيم پس منكر اين امواج شويم!
    زماني كه نماز مي خوانيم اين امواج كاملا احساس مي شود. مگر نه اينكه وقتي با مشكلي مواجه مي شويم و با خدا رازو نياز مي كنيم كاملا سبك مي شويم! اميدوارم امكان ادامه گفتگو وجودداشته باشد. تشكر و ممنون از حوصله شما

  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فکر می کنم بهتربود نام این پست به جای اثبات وجود خدا به تفسیر صفات خدا میپرداخت چون اگر از عقلتون استفاده کنید اثبات می شود

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا خدا واقعا وجود دارد یا تخیلی است؟

    پاسخ:

    آری خداوند وجود دارد، زیرا همة ما می‌دانیم که جهان وجود دارد. پس جهان خدایی دارد که آن را آفریده است .

    برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
    ولی ما در این جا به توضیح دلیلی که در بالا اشاره شد می‌پردازیم ، و آن عبارت از "اصل علیت" است.

    اصل علیت مورد پذیرش همة متفکران جهان است و هیچ‌کس یافت نمی‌شود که آن را منکر باشد و می‌گوید: هیچ پدیده‌ای خود به خود و بدون علت به‌وجود نمی‌آید. از این رو در جهان هستی هر حادثه‌ای که رخ دهد ، فورا از علت آن جستجو می‌کنیم . اگر ساختمان جدیدی را ببینیم، یقین پیدا می‌کنیم دارای مهندس و بنا و کارگردانی بوده و در اثر کار و کوشش آنان ساختمان درست شده است . هرگز احتمال نمی‌دهیم که خود به خود و بدون علت به‌وجود آمده باشد . اگر قلم و کاغذ سفیدی روی میز مطالعه مان گذاشتیم و از اتاق بیرون رفتیم ، بعد از برگشتن دیدیم کاغذ سیاه شده و خط هایی در آن نوشته شده است، اطمینان پیدا می‌کنیم که در غیاب ما کسی رفته و با آن قلم آن خط‌ها را نوشته است . اگر کسی بگوید: قلم خود به خود حرکت نموده و آن خط‌ها را نوشته است ، به حرف ان می‌خندیم و گفته اش را غیر عاقلانه می شماریم.

    اگر ساعت شما از کار افتاد ، شک ندارید که خراب شدن ساعت بی علت نیست . چنان که حرکت عقربه های آن بی علت نبود. می‌دانی که کار کردنش محتاج به علت است . اگر به هنگام باز شدن مدرسه‌ها با کیف تازه وارد کلاس درس شوید و در زنگ تفریح از اتاق خارج شوید و موقع بازگشت به کلاس ببینید کیفتان پاره شده و کتاب‌ها و لوازم التحریر در کف اتاق پراکنده شده است ، آیا احتمال می‌دهید کیف خود به خود پاره شده باشد و کتاب‌ها و سای اشیا خود به خود در کف اتاق پراکنده شده باشد ؟ بلا فاصله با عجلة تمام دنبال کسی می‌گردید که این بلا را به سر شما آورده است . اگر پدر و مادر شما فرضا بی سواد هم باشند، وقتی به هنگام بازگشت شما کیفتان را پاره پاره دیدند ، فورا از علت حادثه سؤال نمی‌کنند؟

    آیا اگر شما دیرتر از زمان مقرر وارد مدرسه شوید، از شما سؤال نمی‌کنند : چرا امروز دیر کردی؟ مسلما سؤال می‌کنند . شما که سالم هستید، یکدفعه ببینید عضوی از بدن درد می‌کند، آیا احتمال می‌دهید عضو سالم بدون علتی به درد آمده باشد؟ وقتی پاسخ ما را مطالعه مي فرماييد ، احتمال می‌دهید این پاسخ خود به خود و بدون نویسنده نوشته شده و خود به خود به سايت ارسال شده است؟

    آیا شما تا به حال احتمال داده‌اید لوازمی که در منزل دارید مانند: فرش، یخچال، تلویزیون، رادیو، استکان ، بشقاب و . . . بدون تولید کننده و سازنده به‌وجود آمده باشند؟ به یقین هرگز چنین احتمال هایی نداده‌اید و هیچ عاقلی چنین احتمال نمی‌دهد.

    اکنون آیا احتمال می‌دهید جهان پهناور هستی ، خالق و آفریننده ای نداشده باشد و خود به خود پیدا شده باشد؟ نه، هر گز چنین امری امکان ندارد . این دنیای عظیم ، این زمین ، این دریاهای وسیع ، این همه ستارگان و خورشیدها ، این همه حیوانات شگفت‌انگیز ،این درختان و نباتان گوناگون و زیبا، خدا دارد که آن را آفریده و محال است که خود به خود به‌وجود آمده باشد.1
    همین دلیل ساده بود که ذهن کنجکاو دکتر "آیوی" را در کودکی به سوی خدا هدایت کرد.
    دکتر "اندرو کانوی آیوی" می‌گوید:"من وقتی سه ساله بودم ، مانند تمام کودکان همسالم ، از پدر و مادر خود می‌پرسیدم که : آفریدگار من کیست؟ و این دنیا ، و گاوها و مرغان را که آفریده است؟ رفته‌رفته مغزم توسعه یافت و حقایق زندگی و تجارب روزمره در مغزم ، فعل و انفعالاتی به عمل آوردند و سرانجام هوش و ذکای سادة من به این نتیجه رسید که : هیچ ماشینی نمی‌تواند بدون سازنده باشد . من از مشاهدة موجودیت خودم و مرغان و گاوها نتیجه رسید که : هیچ ماشینی نمی‌تواند بدون سازنده باشد. من از مشاهدة موجودیت خودم و مرغان و گاوها نتیجه گرفتم که من و مرغ و گاو نمی‌توانیم بدون داشت علتی کافی و خالقی قادر به‌وجود آمده باشیم".2
    بنابر این انسان با مشاهدة هستی خود و وجود عالَم، به‌وجود خدا ، به عنوان آفرینندة جهان پی می‌برد .

    ضمن آرزوی موفقیت برای شما برادر ارجمند توصیه می‌شود افزون بر دو کتابی که در پاورقی ذکر کردیم ، کتاب "در جستجوی خدا" اثر آیت الله ناصر مکارم شیرازی، وکتاب"جهان آفرین" نوشتة آیت الله حسین نوری را مطالعه فرمایید.

    پاورقی:
    1) ابراهیم امینی ، همه باید بدانند، ص 17.
    2) محمد محمدی ری شهری ، بهترین راه شناخت خدا، ص 69.



  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    چرا خداوند شفا نمي دهد ؟

    خداوند عالم هستى را براساس نظام اسباب و مسببات استوار كرده است. بر اين اساس، تحقق هر پديده‏اى معلول علت تامه آن است. اعتقاد به قانون عليّت امرى مشترك بين ماديون و الاهيون است بااين تفاوت كه از ديد الاهيون، اسباب وعلل در امور مادى منحصر نيستند و در كنار آن‏ها اسباب معنوى مانند دعا، صدقه، احسان به خلق و نيز تأثير گذارند. در حقيقت، عالم هستى مجموعه‏اى زنده و با شعور است و اعمال ما به آثار و عكس العمل‏هاى گونه‏گون مى‏انجامد.

    البته بايد توجه داشت علت تامه موجب تحقق معلول است. علت تامه يعنى مجموعه مقدمات، مقتضى شرط و عدم مانع. هر يك از اين امور جزء علت شمرده مى‏شوند. چنان كه برخى امور مادى جز علت تامه تحقق شى‏ء هستند، گاه امور معنوى مانند دعا هم نقش جزء العلة را ايفا مى‏كنند.

    بنابراين، مقصود از روايت‏هايى كه آثار خاصى براى برخى از دعاها ذكر كرده‏اند، «جزء العلة» و اقتضاى اثر است نه «علت تامه». تأثير «علت تامه» بر معلول حتمى و ضرورى است و به هيچ وجه تخلف بردار نيست در حالى كه مقتضى و «جزءالعلة» در صورت فقدان موانع مى‏تواند اثر كند. مثلًا اگر گفته مى‏شود: «آتش سبب سوختن چوب است»، به نحو مقتضى است يعنى، تا ديگر شرايط پديدار نشوند و موانع بر طرف نگردد، عمل سوختن صورت نخواهد گرفت.

    بنابراين، اگر كسى چوب تر در آتش اندازد و احتراق تحقق نيابد، نبايد در آن گزاره ترديد كند. بايد جست‏وجو كند آيا آن گزاره مشروط به شرايطى نيز هست يا نه؟ و آيا مانعى براى تأثير آتش در چوب وجود دارد يا خير؟ آنگاه خواهد ديد اين گزاره، ضمن دارا بودن ارزش صدق، مشروط به شرايط متعددى چون وجود اكسيژن و عدم موانعى چون رطوبت در چوب و تناسب ميزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب است. البته اگر تمام شرايط فوق و هر شرط مفروض ديگرى پديد آمد يعنى علت تامه محقق شد، حتماً چوب آتش خواهد گرفت و تخلف آن، به معناى كذب گزاره فوق است.

    تأثير دعا نيز به نحو «جزءالعلة» و «مقتضى» است و همراه با ديگر شرايط عمل مى‏كند. آن شرايط دقيقاً چيست؟ سهم هر يك چه اندازه است؟ آيا تأثير دعا و هر شرط ديگر در همه موارد يكسان است يا ممكن است دعا در موردى نقش اصلى‏تر ايفا كند؟ مكانيسم تأثير دعا چگونه است؟ آيا ديگر ابزارها را در اثرگذارى تقويت مى‏كند يا خود مستقيماً اثر مى‏گذارد؟ اين‏ها و ده‏ها سؤال ديگر، مسائلى است كه فكر بشر هنوز نمى‏تواند به طور كاملًا دقيق به آن‏ها پاسخ گويد. يكى از خدمات بزرگ انبيا نيز، آگاه ساختن انسان از وجود اين عامل است زيرا عقل به تنهايى هرگز نمى‏تواند چنين عواملى را بشناسد.
    به طور كلى با ژرف‏كاوى فلسفى و تحقيق در نصوص دينى در مى‏يابيم دايره عليّت به علل و معلولات مادى منحصر نيست و علل طبيعى مقهور ماوراى طبيعت هستند. بنابراين، براساس آموزه‏هاى دينى، دعا يكى از عوامل و علل مؤثر در عالم هستى است اما «علت تامه» نيست. از برخى روايات مى‏توان بعضى از شرايط و موانع تأثير دعا و بخشى از حكمت‏هاى عدم اجابت دعا را به اجمال به دست آورد اما همه شرايط و حكمت‏ها براى ما معلوم نيست و علم تجربى نمى‏تواند در اين زمينه انسان را يارى دهد. در پايان تذكر اين نكته مفيد است كه دعا در حقيقت درخواست عاشق از معشوق است و نفس خواست عبد، تجلّى عبوديت عبد و ربوبيت رب به شمار مى‏آيد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود