جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مفهوم مهریه در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مفهوم مهریه در قرآن





    قرآن کریم صداق را به عنوان " نحله " یعنی یک تعارف‏ بیان می‏کند . اشتباه می‏کنند کسانی که می‏گویند " مهر " یعنی ثمن ، یعنی‏ بها ، یعنی پول برای خرید . نه ، قرآن می‏گوید : این نحله و هدیه است ( همان طور که ) وقتی شما می‏خواهید کسی را راضی کنید به شکلی که نیاز شما را رفع کند ، شما به او هدیه می‏دهید نه او به شما . تعبیر دیگر قرآن " صداق " است . صداق یعنی چیزی به علامت اینکه علاقه من علاقه راستین است ، صادقانه است ، دروغین نیست‏ ، برای شهوترانی نیست ، برای همسری است ، برای فریب دادن نیست ، از روی حقیقت است .


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0








    وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنيئاً مَريئاً (نساء، 4)




    مهر يك پشتوانه اجتماعى براى زن‏:


    در عصر جاهليت نظر به اين كه براى زنان ارزشى قائل نبودند، غالبا مهر را كه حق مسلم زن بود در اختيار اولياى آنها قرار ميدادند، و آن را ملك مسلم آنها ميدانستند گاهى نيز مهر يك زن را ازدواج زن ديگرى قرار مي دادند به اين گونه كه مثلا برادرى، خواهر خود را به ازدواج ديگرى در مى‏آورد كه او هم در مقابل، خواهر خود را به ازدواج وى درآورد، و مهر اين دو زن همين بود.


    اسلام بر تمام اين رسوم ظالمانه خط بطلان كشيد، و مهر را به عنوان يك حق مسلم به زن اختصاص داد، و در آيات قرآن كرارا مردان را به رعايت كامل اين حق توصيه كرده است.


    _______________
    تفسير نمونه، ج‏3، ص: 263










    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    57
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی
    فلسفه ی تعیین مهریه
    1) ایجاد محبت و الفت بین همسران
    2) مهریه، باعث استحكام خانواده
    3) مهریه، پشتوانه­ی اقتصادی زن در زمان جدائی و یا بعد از مرگ شوهر


    دو ملاك شرعی برای تعیین مهریه:
    بنابر آنچه از آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام به دست می­آید برای تعیین مهریه، دو ملاك قرار داده شده است:
    1) مهرالسنه­ی حضرت زهرا سلام الله علیها؛ مهریه­ایست كه پیامبر صلی الله علیه و آله برای تمام همسران خود معین نموده و حضرت زهرا­ سلام الله علیها نیز با همان مقدار به عقد ازدواج امیرالمؤمنین علیه السلام درآمدند.
    مقدار این مهریه، 500 درهم نقره برابر با حدود 5/262 مثقال نقره بوده است.


    2) مهریه­ی دختران حضرت شعیب:
    ممكن است گفته شود در این زمان مهرالسنه­ی حضرت زهرا­ سلام الله علیها بسیار ناچیز است و كسی حاضر نیست دختر خود را با چنین مهریه­ای به ازدواج فردی درآورد و برای همین قرآن ملاك دیگری در اختیار مسلمین قرار می­دهد و آن مهریه­ی دختر شعیب است. وقتی حضرت موسی قصد نمود با دختر شعیب ازدواج كند حضرت شعیب به عنوان مهریه­ی دخترش به او گفت باید هشت سال برای من كار كنی و اگر دوست داشتی تا ده سال بمانی در اختیار خود توست. این سخن حضرت شعیب نشانگر این است كه مهریه­ی دختر باید به اندازه­ای تعیین شود كه داماد بین هشت تا ده سال بعد از ازدواج بتواند آنرا پرداخت كند نه اینكه مهریه­ای معین كند كه تا پایان عمر، قدرت پرداخت آنرا نداشته باشد. و با در نظر گرفتن این ملاك، مهریه برای افراد مختلف، متفاوت می­شود. اگر داماد شغل پردرآمدی داشت مهریه­ی او بیشتر و اگر درآمد چندانی نداشت باید طبق درآمدش مهریه مشخص شود. به بیانی دیگر برای تعیین مهریه باید شأن و موقعیت افراد در نظر گرفته شود و هر فردی طبق شؤون خود مهریه معین كند.

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17



    - تعریف مهریه:

    مهریه مالی است که به هنگام عقد نکاح شرعا و عرفا و قانونا، ازطرف مرد به زن پرداخت می گردد وصداق، صداقیه، کابین و فرض هم نامیده می شود.

    مهریه، عند المطالبه است. یعنی به محض انعقاد حق نکاح زوجه مالک مهر می شود و این مالکیت نسبت به نصف مهر مستقر و در نیمی دیگر متزلزل است.

    به عبارت دیگر یعنی:

    زوجه به محض جاری شدن عقد نکاح، مالک نیمی از مهریه می شود و نیم دیگر را بعد از اولین رابطه زناشویی مالک خواهد شد. بدا زوجه شرعا می تواند تا قبل از اخذ این حق، از برقراری اولین رابطه زناشویی ممانعت کند.


    - انواع مهریه:

    مهریه انواع مختلف دارد که عبارتند از:

    1-مهر السنه (مهر محمدی)
    2-مهر المسمی
    3-مهر المثل
    4-مهر المتعه


    1- مهر السنه یا مهر محمدی: مهری است که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله برای حضرت فاطمه علیهاالسلام مقرر کردند و آن عبارت از دویست و شصت و دو مثقال و نیم پول نقره مسکوک است.

    2- مهر المسمی: عبارت از میزان مالی است که به عنوان مهر در عقد نکاح ذکر می شود و مورد توافق زوجین است.

    3- مهر المثل: در عقد نکاح می توان مهر تعیین نکرد و زوجین می توانند پس از وقوع عقد با توافق مهر تعیین کنند، حال اگر قبل از تراضی برای تعیین مهر نزدیکی شود زوجه مستحق مهر المثل است و مهر المثل عبارت از مالی است که با در نظر گرفتن وضع خانوادگی و حال اقرباء و نزدیکان زوجه تعیین می شود.

    4- مهر المتعه: چنانچه در عقد نکاح مهر تعیین نشود و زوج مصمم باشد که زوجه را قبل از نزدیکی طلاق دهد مقداری را به عنوان مهر تعیین و به زوجه پرداخت می کند و این مبلغ بستگی به وضعیت مالی زوج دارد.

    بنابراین تعیین میزان مهر المثل به وضع خانوادگی زوجه و مهر المتعه به وضعیت مالی زوج بستگی دارد.


    - شرایط مهریه:

    مهریه باید واجد شرایط زیر باشد:

    1- مهر باید حتما ارزش مالی داشته باشد. بنابراین آنچه را که ارزش مالی ندارد نمی توان به عنوان مهریه تعیین کرد.

    2- ازنظر شرع وقانون قابل انتقال ومعامله باشد. لذا نمی توان مشروبات الکلی یا حیوانات حرام گوشت مانند خوک رابعنوان مهریه تعیین کرد

    3- زوج مالی را می تواند مهر قراردهد که خود مالک آن باشد بنابراین اموال عمومی یامال موقوفه رانمی توان مهر قرار داد.

    4- ضرورتی ندارد که مهر حتما معین باشد. بلکه انجام عمل یا حرفه آموزی یات دریس هم می تواند مهریه باشد. مثل آموختن قرآن یا آموختن رایانه به زوجه میتواند موضوع مهر باشد.


    - مهریه در نکاح دائم و نکاح منقطع (ازدواج موقت):

    درعقد نکاح دائم می توان مهر تعیین نکرد یا پس از وقوع عقد بر میزان مهر توافق نمود و عدم تعیین مهر در عقد نکاح دائم موجب بطلان عقد نخواهد بود. ولی در عقد نکاح منقطع، مبنای وقوع عقد، تعیین دقیق مهریه هست و عدم تعیین و یا عدم ذکر مهر در ازدواج موقت، موجب بطلان آن خواهد بود.

    .



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    2,310
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی احکام 1 نمایش پست
    1- مهر باید حتما ارزش مالی داشته باشد. بنابراین آنچه را که ارزش مالی ندارد نمی توان به عنوان مهریه تعیین کرد.
    همه میدانیم که مهر باید مالیت داشته باشد با این حساب:
    چندین نوع مهر در بین عوام و عرف رایج است. مثل:
    مهر قرار دادن دست مرد و یا یک شاخه گل و امثال اینها که نوعا ارزش مالی ندارند.
    آیا در دفاتر ثبت ازدواج چنین مهریه ها را ثبت و عقد نکاح را جاری میکنند؟ یا اینها فقط حرف و حدیثهای عوام است؟

    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا

  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    460
    مورد تشکر
    52 پست
    حضور
    16 روز 6 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابدیت نمایش پست
    همه میدانیم که مهر باید مالیت داشته باشد با این حساب:
    چندین نوع مهر در بین عوام و عرف رایج است. مثل:
    مهر قرار دادن دست مرد و یا یک شاخه گل و امثال اینها که نوعا ارزش مالی ندارند.
    آیا در دفاتر ثبت ازدواج چنین مهریه ها را ثبت و عقد نکاح را جاری میکنند؟ یا اینها فقط حرف و حدیثهای عوام است؟
    با سلام و عرض ادب

    اگر مهریه ای باشد که مالیت نداشته باشد مانند پرکاه یا امکان ملکیت نداشته باشد مهریه باطل است و درصورت دخول تبدیل به مهرالمثل می شود.

    برای اطلاع بیشتر به استفتائی از آیه الله مکارم توجه فرمایید:
    لطفا بگویید منظور از اینکه مثلا مرد کلیه های خود و یا نصف بدن خود را به عنوان مهر در عقدنامه بنویسد چیست؟ و آیا اصلا اینگونه مهری صحیح و قابل دریافت است؟ طریقه دریافت آن چگونه می باشد؟ اینگونه مهریه ها صحیح نیست و تبدیل به مهر المثل خواهد شد مگر در مورد کلیه. اگر واقعا زوجه مشکلی درکلیه داشته باشد و شوهر بخواهد یکی از کلیه هایش را به او واگذار کند چنین مهریه ای مانعی ندارد.

    پایگاه اطلاع رسانی آیه الله مکارم به آدرس:
    http://makarem.ir/websites/farsi/est...0&mit=640&pn=3
    امام خمینی،تحریرالوسیله،ج2 فصل در مهریه



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    مهریه ۱۳۶۰ سکه‌ای، رنگ خون گرفت!


    مفهوم مهریه در قرآن مرد جوان که درپی اختلاف های شدید خانوادگی ،همسرش را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، پس ازانتقال به دادسرای جنایی تهران ابتدا منکر جنایت شد اما درادامه علت کشتن همسرش را ارسال امواج منفی ازسوی همسرش دانست.

    مرد جوان آرام بود؛ آرامشی عجیب و غیر قابل باور. وقتی برای بازجویی مقابل بازپرس جنایی ایستاد در پاسخ به سؤالات، اغلب سکوت می‌کرد. او ساعت ۷ صبح یکشنبه ۲۸ آذر، همسرش را با ضربات متعدد چاقو در خانه‌اش مجروح کرده بود و زن جوان پس از انتقال به بیمارستانی در غرب تهران تسلیم مرگ شد.
    به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایران، با مرگ زن جوان، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. همسایگان محل جنایت در تحقیقات مقدماتی به بازپرس محسن مدیرروستا و تیم جنایی گفتند: «پس از مشاجره‌ای طولانی، صدای سر و صدا از واحد شماره ۳ به گوشمان رسید. زن جوانی کمک می‌خواست. بلافاصله با پلیس و اورژانس تماس گرفتیم و زمانی که خودمان را به واحد شماره ۳ رساندیم زن جوانی را دیدیم که خونین روی زمین راهروی ورودی خانه‌اش افتاده بود. شوهرش نیز که چاقوی دسته‌زردی به دست داشت، بالای سر او ایستاده بود. چاقوی دیگری هم در کنار بدن نیمه‌جان زن جوان افتاده بود. دقایقی بعد هم مأموران اورژانس و پلیس وارد صحنه شدند.»
    دیروز سیاوش - متهم ۳۹ ساله - که به دادسرا منتقل شده بود، ابتدا منکر جنایت شد و قتل را قبول نکرد. بعد هم ادعا کرد که با همسرش درگیر نشده است. اما درادامه بازجویی‌های فنی، سکوتش را شکست و به قتل اعتراف کرد.
    برایم پاپوش دوخته‌اند
    * چند سال است که ازدواج کرده‌ای؟
    ۱۳ سال قبل در خیابان با مهناز آشنا شدم و این آشنایی منجر به ازدواجمان شد.
    * اختلاف‌هایتان از چه موقعی شروع شد؟
    از اول ازدواجمان تا الان با هم اختلاف داشتیم و دعواهایمان از همان ابتدا شروع شد.
    * مشکلتان سر چه بود؟
    بر سر رفت و آمدهای من و دخترم با خانواده‌اش مشکل داشت.
    * روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
    می‌خواستم بروم سرکار که رفتم و دیگر خبری از او نداشتم.
    * با همسرت درگیر شدی؟
    نه، هیچ درگیری با همسرم نداشت.
    * اما در اظهارات اولیه‌ات گفته‌ای ساعت ۷ صبح همسرت مدام گفته برو سرکار و سر همین مسأله باهم دعوایتان شده است. بعد هم به سمت آشپزخانه رفتی و چاقویی را برداشتی و دو ضربه به پا و دو ضربه به شکم همسرت زدی و دو ضربه هم به خودت زدی. چرا همسرت را با چاقو زدی؟
    (پس از سکوتی تأمل‌انگیز): امواج منفی داشت. امواج منفی اذیتم می‌کرد و اجازه نمی‌داد از خانه خارج شوم. برای همین او را کشتم.
    * بچه داری؟
    بله، یک دختر ۱۲ ساله. شاید هم سنش کمی بیشتر باشد.
    * او در زمان قتل کجا بود؟
    تا صبح برای اینکه وسیله‌ای خریده بود و من او را دعوا کرده بودم، نخوابیده بود. با سر و صدای ما از اتاقش بیرون آمد و گریه کرد.
    * چند ضربه به همسرت زدی؟
    (باز هم مکث طولانی متهم): سه ضربه به پایش زدم و دو ضربه به شکمش.
    * تو که با همسرت مشکل داشتی چرا او را طلاق ندادی؟
    می‌خواستم طلاقش بدهم اما او طلاق نمی‌گرفت.
    * حق طلاق با شماست، می‌توانستی بدون موافقت او طلاقش بدهی به جای اینکه او را به قتل برسانی.
    نمی‌شد. مهریه‌اش سنگین بود و او تهدید کرده بود که مهریه‌اش را اجرا می‌گذارد.
    * مهریه‌اش چقدر بود؟
    ۱۳۶۰ سکه طلا و من توانایی پرداختش را نداشتم.
    * شغلت چیست؟
    تعمیرکار ماشینم.
    * می‌توانستی با توجه به قانون جدید، مهریه‌اش را تقسیط کنی به جای اینکه مرتکب جنایت شوی.
    (سکوت)
    * سابقه کیفری داری؟
    نه، تا به حال به کلانتری هم نرفته بودم چه برسد به دادسرای جنایی. باور کنید برایم پاپوش درست کردند که این اتفاق افتاد.
    * چه کسی برایت پاپوش درست کرد؟
    خانواده همسرم.
    * چه پاپوشی؟
    (باز هم سکوت)
    * مواد مخدر مصرف می‌کنی؟
    نه، تا به حال هیچ موادی مصرف نکرده‌ام.
    * قرص اعصاب چطور؟
    بله، حدود دو سال است که قرص مصرف می‌کنم.
    * اسم قرص‌هایت را می‌دانی؟
    نه، البته دو سال هم نیست که قرص مصرف می‌کنم، کمتر است. فکر می‌کنم یک سال می‌شود.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,692
    صلوات
    270
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    34 پست
    حضور
    18 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    ز مسائل مهم مرتبط با حقوق زن، مهریه است . مفهوم شناسی مهریه، جایگاه، مقدار و ... از موارد قابل بحث است که در این مقاله به بخشی از آن می پردازیم .مفهوم شناسی مهریه

    «مهر» به فتح میم در لغت، کابین یا دست پیمان گویند و آن مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می گردد (1) لفظ «مهر» که جمع آن «مهور» است از ریشه مهر به ضم میم و فتح هاء که واژه ی عربی است اخذ شده است . (2)مهریه در قرآن

    چنانکه از فرهنگ موضوعی قرآن کریم بر می آید کلمه ای مهر عینا در قرآن مجید به کار نرفته است .(3) بلکه در قرآن از مهر به عنوان «صدقات » در آیه ی چهارم از سوره نساء یاد شده و در آیات مختلف تحت عنوان «اجور» آمده است و اطلاق اجور بیشتر در مورد متعه و ازدواج با کنیزان است .(4) اما کلمه ی دیگری نیز که به جای مهر به کار می رود «صداق » ، به فتح اول یا کسر اول است که آن را نیز این گونه تعریف کرده اند که: «مالی است که مرد در عقد ازدواج به زن می دهد .» و آیه ی چهارم سوره ی مبارکه ی نساء به آن اشاره دارد: «آتوا النساء صدقاتهن نحلة » صدقه، به ضم دال، از ماده ای صدق است و بر آن جهت به مهر صداق گفته یا صدقه گفته می شود که نشانه ی راستین بودن علاقه ی مرد است، بعضی از مفسرین مانند صاحب کشاف به این نکته تصریح کرده اند . (5)مهر علاوه بر صداق و اجرت، فریضه (6) نامیده می شود . مانند کلام قرآن مجید: «و ان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن و قد فرضتم لهن فریضة فنصف ما فرضتم .» اما کلمه نحله در سوره ی مبارکه ی نساء آیه ی 4 (7) کاملا تصریح می کند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و عطیه و هدیه ندارد . (8)جایگاه مهریه

    یکی از سنن بسیار کهن در روابط خانوادگی بشری این است که مرد هنگام ازدواج برای زن مالی را به عنوان مهر قائل می شده است و چیزی از مال خود به زن یا پدرزن خویش می پرداخته است .(9) در بیشتر اقوام معمول بوده که شوهر آینده قبل از ازدواج به ولی زن یا به خود زوجه ی آینده هدیه هایی می داده است . در کیش یهود مبلغی به عنوان «خطوبا» که همسان ریشه خطبه به کسر اول یعنی خواستگاری است می داند و مهر را به خود زن تسلیم می کردند . (10)مقدار مهریه

    امام باقر فرمودند: «الصداق ما تراضا علیه قل او کثر» (11) یعنی آنچه طرفین ازدواج به آن راضی می شوند کم باشد یا زیاد همان مهریه است . البته مهریه تا هر اندازه چه باشد اشکالی ندارد . سوره ی مبارکه نساء آیه ی 20;«و ان اردتم استبدال زوج مکان و آتیتم احداهن قنطارا فلا تاخذوا منه شیئا اتاخذونه بهتانا و اثما مبینا;اگر خواستید زنی را رها کرده و زنی دیگر به جای او اختیار کنید و مال بسیاری مهر او کرده اید البته نباید چیزی از او باز گیرید آیا بوسیله تهمت زدن به زن مهر او را می گیرند و این گناهی فاش و زشتی اینکار آشکار است .» دلیل است بر آن که زیاد بودن مهریه تا هر اندازه هیچ اشکالی ندارد . اما دلایل دیگری نیز هست که می تواند به صورت وجوب یا استحباب اندازه ی مهریه را تحدید کند . مثلا اگر زیاد بودن مهریه ایجاد عسر و حرج می کند یا اگر مانع ازدواج دختر باشد و او را به امر نامشروع به کشاند یا نوعی اسراف و تبذیر و تجملات ناروا در جامعه ایجاد کند . که برای تشخیص موارد آن ها باید به فتوای اهل فتوی مراجعه نمود .بهتر بود در این مسئله بجای آنکه این همه بر روی حد مهر تاکید شود که هیچ حدی ندارد (خصوصا در روزگار کنونی که بر اثر چشم و هم چشمی تعیین مهریه بالاتر موجب افتخار و سرافرازی است) بیشتر بر روی این مسئله تاکید شود که مهر مقداری تاکید شود که مهر مقداری تعیین شود که خود پسر توانایی آن را حتی در آن لحظه دارد پس به نظر من شاید اگر «مقدار مهریه » به کل حذف شود بهتر باشد .نپرداختن مهریه

    نپرداختن مهریه که ملک خاص زن است در قرآن مجید به نام ظلم و گناه آشکار خوانده شده است . نه تنها مهریه را باید اداء کرد بلکه هر مال و ملک دیگر زن را، و چون بعضی خیال می کردند و شاید هم خیال کنند که مهریه یک حق سرسری است که می توان از پرداختن آن طفره رفت خداوند متعالدر آیه ی کریمه تاکیدا هشدار داده است که چنین نیست و مهریه ملک و مال زن است و نپرداختن مهریه یا باز پس گرفتن آن ظلم و گناه آشکار است . مهریه زن نحله و عطای خداوند است که به او داده شده است و مرد هیچ منتی بر او ندارد; مالی که خداوند به زن عطا فرموده و در عهده مرد قرار داده تا به او بدهد مگر آن که با رغبت و میل چیزی از آن را به مرد ببخشد . (12) گفتیم که مهریه عطیه الهی و مال خاص زن است و هیچ کس بی رضای او حق تصرف در آن را ندارد از امام رضا (ع) درباره ی مردی که دختر خود را تزویج کرده پرسیدند: که آیا می تواند در مهریه او تصرف کند؟ فرمودند روا نیست . (13) امام صادق (ع) فرمودند: پیغمبر اکرم (ص) فرموده، خداوند هر گناهی را در روز قیامت می بخشد مگر مهریه ی زن را که اگر نداده باشند و کسی را که مزد کارگر را خورده باشد و کسی را که آزادی را فروخته باشد . (14) سیستم مهریه اسلام خاص خودش اشت . یکی از مسلمات دین اسلام این است که مرد حقی به مال زن ندارد . نه می تواند به او فرمان دهد که برای من فلان کار را بکن و نه اگر زن کاری کرد که به موجب آن کار ثروتی به او تعلق گرفت مرد حق دارد که بدون رضای زن در آن ثروت تصرف کند و از این جهت زن و مرد وضع مساوی دارند . و بر خلاف رسم معمول در اروپای مسیحی که تا اوایل قرن بیستم رواج داشت، زن شوهردار از نظر اسلام در معاملات و روابط حقوقی خود تحت قیمومیت شوهر نیست، در انجام معاملات خود استقلال و آزادی کامل دارد .نگاهی به آیات الاحکام در باب مهر روشن ترین آیه در باب مهر آیه ی 4 سوره ی مبارکه ی نساء است که می فرماید: «و آتوا النساء صدقاتهن نحله فان طبن لکم عن شی ء منه نفسا فکلوه هنیئا مریئا .» یعنی صداق «مهریه » زنان را به طیب خاطر بدهید پس اگر آنان چیزی از آن را به میل خود گذشت کردن بخورید گوارا و سازگار . برخی از مفسران گفته اند که چون برقراری مهر برای زنان عطیه الهی است تحت عنوان نحله معرفی شده است . اما گروهی دیگر بر این عقیده هستند که مهر را در جاهلیت به اولیاء زن می پرداخته اند آیه ی قرآنی حکم کرده است که مهر عطیه مخصوص زنان است . به نظر می رسد که نحله ی معرف مهر، به عنوان بعضی عقیده دارند (16) از این آیه ی شریفه می توان استحباب پرداخت مهر را در هنگام وقوع عقد استفاده کرد و همچنین آیه بر لزوم مهر به مجرد عقد ازدواج دلالت دارد . اما شاید فعل امر «آتوا» دلالت بر وجوب مهر هنگام عقد دارد . البته به حکم آزادی اراده در قراردادها که شرح از آن بر تراضی تعبیر شده است ممکن است مهر در ذمه ی مرد قرار گیرد و همچنین تعیین مهر در موقع وقوع عقد ازدواج لازم نیست و حتی ممکن است تعیین مقدار مهر به شخص ثالث واگذار شود و این وضع در اصطلاح فقهی «تفویض مهر» نامیده می شود . هرگاه مقدار مهر تعیین نشده باشد مهرالمثل به معنی مهری که مناسب شان زنان همانند باشد مقرر می گردد . به موجب عبارت «و ان تتبعوا باموالکم » که در آیه ی بیست و نهم از سوره ی مبارکه ی نساء مندرج است مهر باید مالیت داشته باشد، مال عبارت است از هر چیز مباحی که مورد رغبت قرار گیرد و اعم از عین و منفعت می باشد . بنابراین شخص می تواند تعلیم فن یا حرفه و یا آموزش سوره ی قرآن و یا خدمت خود را مهر قرار دهد . به موجب آیه ی بیست و هفتم از سوره مبارکه ی قصص شیخ مدین دختر خود را با موسی تزویج کرد و مهر او را اجیر شدن موسی قرار داده، ضمنا از این آیه استفاده می شود که پدران در اوضاع مناسب می توانند نکاح دختران خویش را پیشنهاد کنند . به موجب آیه ی 236 از سوره مبارکه ی بقره اگر طلاق پیش از مباشرت با زن و پیش از تعیین مهر واقع گردد، مرد باید مطابق با وسع خویش به زن مالی بدهد که چون این حکم با لفظ «متعوهن » بیان شده آن را «مهر المتعه » اصطلاح کرده اند، اما هرگاه مهر تعیین نشده و مباشرت حاصل نشده باشد مرد باید نصف مهر المثل را بپردازد و در صورت معین بودن مهر، نصف مهر المسمی یعنی نصف همان مهری که مقرر گردیده است به زن پرداخته می شود و پس از مباشرت تمام مهر مستقر می گردد مگر این که زنان یا اولیاء آنان مهر را عفو کنند . زن می تواند از تمام مهر خود بگذرد اما ولی زن که در جهت مصلحت زن ولایت دارد، حق گذشتن از تمام مهر را ندارد . منتها در مورد طلاق خلع و مبارات زن بابت فدیه و آزادی خویش از تمام یا قسمتی از مهر خود می گذرد . آیه 20 و 21 سوره مبارکه ی نساء «و ان اردتم استبدال زوج و ءاتیتم احدهن ...» این آیات دلالت دارند بر این که صداق هر قدر زیاد باشد اشکالی ندارد و اگر به قدر مهرالسنة باشد بهتر است و تمام مهر را باید به زن رد کرد و به دخول تمام صداق بر عهده ی مرد مستقر می شود(17) آیه ی 236 سوره ی مبارکه ی بقره چنین است که اگر شخص همسرش را قبل از هم بستر شدن پیش او تعیین مهریه طلاق دهد اشکالی بر او نیست یعنی پرداخت مهریه لازم نیست یا پس از طلاق استرداد بر زن لازم نیست .در آیه ی 237 سوره ی مبارکه ی بقره آمده است:و اگر زنها را طلاق دهید پیش از آن که با آن ها مباشرت کنید در صورتی که بر آنان مهر مقرر داشته اید بایستی نصف مهری را که معین نموده اید به آن ها بدهید مگر آن که آن ها خود یا کسی که امر نکاح بدست اوست گذشت کنند و اگر در گذرند به تقوی و خدا پرستی نزدیک تر و فضیلت هایی که در نیکوئی به یکدیگر است فراموش مکنید و بدانید که خداوند به هر کار نیک و بد شما آگاه است .» آیه صریح است بر این که اگر طلاق قبل از نزدیکی صورت بگیرد مرد فقط نصف مهریه را باید بپردازد .مهریه در جاهلیت

    در عصر جاهلیت نظر به اسن که برای زنان ارزشی قائل نبودند، غالبا" مهر را که حق مسلم زن بود در اختیار آنها قرار داده و آن را ملک مسلم آنها می دانستند . گاهی نیز مهر یک زن را ازدواج زن دیگری قرار میدادند به این گونه که مثلا" برادری، خواهر خود را به ازدواج دیگری در میآورد که او هم در مقابل، خواهر خود را به ازدواج وی در آورد، و مهر این دو زن همین بود . اسلام بر تمام این رسوم ظالمانه خط بطلان کشید، و مهر را به عنوان یک حق «مسلم » به زن اختصاص داد، و در آیات قرآن کرارا" مردان را به رعایت کامل این حق نوصیه کرده است . در اسلام برای مهر مقدار معینی تعیین نشده است و بسته به توافق دو همسر است اگر چه در روایات فراوان تاکید شده که مهر را سنگین قرار ندهند ولی این یک حکم الزامی نیست بلکه مستحب است .فلسفه ی مهریه

    اکنون این سؤال پیش میآید که مرد و زن هر دو از ازدواج و زناشوئی بطور یکسان بهره میگیرند و پیوند زناشوئی پیوندی است بر اساس منافع متقابل طرفین، با این حال چه دلیلی دارد که مرد مبلغ کم یا زیادی به عنوان مهر به زن بپردازد؟ آیااین موضوع به شخصیت زن لطمه نمی زند؟ و شکل خرید و فروش به ازدواج نمی دهد؟ روی ههمین جهت است که بعضی به شدت با مساله مهر مخالفت میکنند، مخصوصا" معمول نبودن مهر در میان غربیها برای غرب زده ها به این فکر دامن میزند، در حالی که نه تنها حذف مهر به شخصیت زن نمی افزاید بلکه وضع از را به مخاطره می افکند . توضیح اینکه درست است که مرد و زن هر دو از زندگی زناشوئی بطور یکسان سود میبرند ولی نمی توان انکار کرد که در صورت جدایی زن و مرد، زن متحمل خسارت بیشتری خواهد شد . زیرا اولا": مرد طبق استعداد خاص بدنی معمولا" در اجتماع نفوذ و تسلط بیشتری دارد، و هر چند بعضی میخواهند به هنگام سخن گفتن این حقیقت روشن را انکار کنند اما وضع زندگی اجتماعی بشر که با چشم می بینیم حتی در جوامع اروپایی که زنان به اصطلاح از آزادی کامل برخوردارند نشان میدهد که ابتکار عمل پر در آمد بیشتر در دست مردان است . بعلاوه مردان برای انتخاب همسر مجدد امکانات بیشتری دارند ولی زنان بیوه مخصوصا" باگذشت قسمتی از عمر آنها، و از دست رفتن سرمایه ی جوانی و زیبایی، امکاناتشان برای انتخاب همسر جدید کمتر است . با توجه به اسن جهات روشن میشود که امکانات و سرمایه ای را که زن با ازدواج از دست میدهد، بیش از امکاناتی است که مرد از دست میدهد و در حقیقت مهر چیزی است به عنوان جبران خسارت برای زن و وسیله ای برای تامین زندگی آینده ی او، وعلاوه مساله مهر معمولا" به شکل ترمزی در برابر تمایلات مرد سبت به جدایی و طلاق محسوب میشود . درست است که مهر از نظر قوانین اسلام با بر قرار شدن پیوند ازدواج به ذمه مرد تعلق میگیرد و زن فورا" حق مطالبه ی آن را دارد . ولی چون معمولا" به صورت بدهی بر ذمه ی مرد میماند، هم اندوخته ای برای آینده ی زن محسوب میشود، و هم پشتوانه ای برای حفظ حقوق او و از هم پاشیدن پیمان زنا شوئی (البته این موضوع استثنایی دارد ولی آنچه ذکر شد در غالب موارد صادق است) . و اگر تعضی برای مهر تفسیر غلطی کرده اند و آن را یک نوع «بهای زن » پنداشته اند ارتباط به قوانین اسلام ندارد، زیرا در اسلام مهر به هیچ وجه جنبه ی بها و قیمت کالا ندارد و بهترین دلیل آن همان صیغه ی عقد ازدواج است که در آن رسما مرد و زن به عنوان دو رکن اساسی پیمان ازدواج به حساب آمده اند، و مهر یک چیز اضافی و در حاشیه قرار گرغته است، به همین دلیل اگر چه در صیغه ی عقد اسمی از مهر نبرند، عقد باطل نیست، در حالی که در خرید و فروش و معاملات، اسمی از قیمت برده نشود مسلما باطل خواهد بود، (البته باید توجه داشت اگر در عقد ازدواج نامی از مهر برده نشود شوهر موظف است که در صورت آمیزش جنسی، مهرالمثل یعنی مهری همانند زنان که هم طراز او هستند بپردازد) از آنچه ذکر شد نتیجه می گیریم که مهر جنبه جبران خسارت و پشتوانه برای احترام به حقوق زن دارد، نه قیمت و بها و شاید تعبیر به نحله به معنای عطیه در آیه اشاره به این قسمت دارد . (18) در تفسیر پرتوی از قرآن آمده است: اضافه صدقات به ضمیر هن اختصاص و حق ثابت آنان را می رساند . «فان طبن » تاکید حق «و آتوا النساء» است و به جای «ان رضین » مشعر رضایت درونی و خشنودی دارد چون می شود رضایت به چیزی ناشی از علل موجبات خارج از نفس باشد چنان که اگر زندگی بر او تنگ شود که ناچار رضایت دهد . «عن شی » به معنای گذشت کم و بیش از صداق است . (19) علامه طباطبایی (ره) فرموده است: اگر می بینید که کلمه ی «صدقات » را به ضمیر زنان «هن » اضافه کرده به جهت بیان این مطلب بوده که وجوب دادن مهر به زنان مساله ای نیست که دین اسلام آن را تاسیس کرده باشد بلکه مساله ای است که اساسا در بین مردم در سنن ازدواجشان متداول بوده است . سنت خود بشر بر این جاری بوده و هست که پولی و یا مالی را که قیمت داشته باشد به عنوان مهریه به زنان اختصاص دهند و کانه این پول را عوض عصمت او قرار دهند . همانطور که قیمت و پول کالا (خرید و فروش) در مقابل کالا قرار می گیرد معمول و متداول در بین مردم این است که خریدار پول خود را برداشته و نزد فروشنده می رود همچنین در مساله ازدواج هم طالب و خواستگار مرد است، او است که باید پول خود را جهت تهیه حاجت خود برداشته و به راه بیفتد و آن را در مقابل حاجتش بپردازد . (20)«در کتاب نظام حقوق زن در اسلام در مورد فلسفه مهر آمده ای به عقیده ما پدید آمدن مهر نتیجه تدبیر ماهرانه ای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آنها بیکدیگر بکار رفته استنوع احساسات زن و مرد نسبت بیکدیگر یک جور نیست، قانون خلقت مجال و غرور و بی نیازی را در جانب زن و نیازمندی و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است ضعف زن در مقابل نیرومندی بدنی به همین وسیله تعدیل شده است و همین جهت موتجب شده که همواره مرد از زن خواستگاری می کرده استمهر، با حیا و عفاف زن یک ریشه دارد؟ زن با الهام خطری دریافته است که عزت و احترام او بایست که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و با من للاح شیرین نفروته » (21)پی نوشت:1) دکتر حسن صفایی، حقوق خانواده، ج 2، قم، دادگستر، 1378، ص 148 و همچنین ر . ش به لغتنامه ی دهخدا ذیل واژه های مهر و مهریه .2) دکتر محمد خزائلی، احکام قرآن، ج 1، تهران، جاویدان، 1353، ص 47 .3) ر . ش: فرهنگ موضوعی قرآن مجید . تالیف کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی .4) دکتر محمد خزائلی، احکام قرآن، پیشین، ص 47 .5) مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، پیشین، ص 187 .6) سوره ی مبارکه، بقره آیه ی 237 .7) و آتوا النساء صدقاتهن نحلة »8) مرتضی مطهری، پیشین .9) محمد خزائلی، احکام القرآن، پیشین، ص 47 .10) مرتضی مطهری، پیشین، ص 47 .11) وسائل، ج 14، ص 604 .12) سوره ی مبارکه نساء آیه 4 .13) وافی/نکاح/110 .14) وسائل، ج 14، ص 26 .15) محمد خزائلی، پیشین، ص 48 .16) محمد خزائلی، پیشین، ص 48 .17) علامه برقعی، احکام القرآن، قم، مطبوعاتی عطایی، ص 608 .18) آیت الله ناصر مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 3، قم، مدرسه ی الامام امیرالمؤمنین، مطبوعاتی هدف، ص 263،19) آیت الله سید محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، ج 4، تهران، شرکت سهامی انتشار، ص 20 .20) علامه سید محمد طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 4، پیشین، ص 269 .21) متفکر شهید استاد مطهری «رحمة الله » نظام حقوقی زن در اسلام . 231
    خدایا هر چه سریعتر تابستان را به دانش آموزان عنایت بفرما(آمین)

  12. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود