صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    122
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    1
    گالری
    38

    مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری




    سلام...مناجات های خواجه عبدالله انصاری واقعا زیبا هستند حیفم اومد براتون نذارمش...یه پی دی اف براتون میذارم .حتما ببینید...





    دیدار یار غائب دانی چه ذوق داردابری که در بیابان برتشنه ای ببارد

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ای کریمی که بخشندهء عطائی
    و ای حکیمی که پوشندهء خطائی
    و ای صمدی که از ادراک خلق جدائی
    و ای احدی که در ذات و صفات بی همتائی
    و ای خالقی که راهنمائی
    و ای قادری که خدایی را سزائی
    جان ما را صفای خود ده
    دل ما را هوای خود ده
    چشم ما را ضیای خود ده
    ما را آن ده که آن به



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    الهی!
    الهی نور تو چراغ معرفت بیفروخت
    دل من افزونی است.
    گواهی تو ترجمانی من بکردند ندای من افزونی است.
    قرب تو چـــراغ وجد بیفروخت
    همت من افزونی است.
    بود تو کار من راست کـــرد بود من افزونی است.
    الهی!
    از بود خود چه دیدم مگر بلا و عنا؟واز بود تــــو همـــه عطاست و وفا!
    به بر پیدا!و بکرم هویدا.
    نا کرده گیر کرد رهی.
    و آن کـــن که از تو سزا.

    (ج اول-ص28-تفسیر سوره الفاتحه)



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الهــــــــــــــــی،

    از آن خوان که بهر پاکان نهادی نسیب من بینوا کو،


    اگر نعمت جز به طاعت نباشد پس آنرا بیع خوانند لطف و عطا کو،


    الهـــــــــــــــــی،


    اگر در بها مزد خواهی ندارم و اگر بی‌بها بهی بخش ما کو؟

    اگر از کسان توام مرحبا کو؟

    الهــــــــــــــــی،

    دانی چه شادم، نه آنکه بخویشتن بتو افتادم، تو خواستی من نخواستم،

    دولت بر بالین دیدم چون از خواب برخواستم

    الهــــــــــــــــی،

    چون من کیست که این کار سزیدم، اینم بس که محبت ترا ارزیدم.

    ( الــــــــــــهی مرا آن ده که آن به )

    ویرایش توسط نوسفر : ۱۳۹۱/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۹:۳۱

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الــــــــــهی!

    گریخته بودم، تو خواندی

    ترسیده بودم بر خوان تو نشاندی

    ابتدا می ترسیدم که مرا بگیری به عطای خویش

    اکنون می ترسم که مرا بفریبی به عطای خویش

    ویرایش توسط نوسفر : ۱۳۹۱/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۹:۳۳

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

    الـــــــــــــهی!

    هر چه مرا از دنیا نصیب است؛

    به کافران ده.

    وآنچه مرا از عُقبی نصیب است،

    به مومنان ده!

    مرا در این جهان، یاد و نام تو بس.

    و در آن جهان، دیدار و سلام تو بس.

    ویرایش توسط نوسفر : ۱۳۹۱/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۹:۳۲

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الــــــــــهی!

    ما را پیراستی چنانکه خواستی

    الــــــــــهی!

    نه خرسندم نه صبور، نه رنجورم نه مهجور

    الـــــــــــهی !

    تا با تو آشنا شدم ، از خلایق جدا شدم،

    در جهان شیدا شدم، نهان بودم پیدا شدم.

    بر سه چیز اعتماد مکن،

    بر دل و بر وقت و بر عمر؛
    که دل رنگ گیر است

    و وقت تغیر پذیرست و عمر همه تقصیر.

    توفیق عزیز است و نشان آن دو چیز:

    اولش سعادت و آخرش شهادت.

    مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش،

    که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش.

    دی رفت و باز نیاید، فردا اعتماد را نشاید،

    امروز را غنمیمت دان که دیر نیاید،

    که بسی برنیاید که از ما کسی را یاد نیاید.

    اگر داری طرب کن، و اگر نداری طلب کن،

    یار باش بار مباش، گل باش خار مباش.

    ویرایش توسط نوسفر : ۱۳۹۱/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۹:۴۱

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الهی
    نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز،
    شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.
    الهی
    ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی.
    مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی...
    الهی
    در جلال رحمانی، در کمال سبحانی،
    نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی،
    نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
    پیداست که در میان جانی،
    بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الهی

    چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم

    خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شاد

    الهی

    در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار تو

    الهی

    اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویم

    الهی

    اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندارم .

    الهی

    ظاهری داریم بس شوریده و باطنی داریم بخواب غفلت آلوده و دیده ای پر آب

    گاهی در آتش می سوزیم و گاهی در آب دیده غرق .

    ویرایش توسط نوسفر : ۱۳۹۱/۰۲/۱۷ در ساعت ۲۲:۴۳

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    1,306
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الهی
    هر که تو را شناخت و علم مهر تو افراخت هر چه غیر از تو بود بینداخت.
    آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
    فرزند و عیال و خانمان را چه کند
    دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
    دیوانه تو هر دو جهان را چه کند


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود