صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا در قرآن آيه‌اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12

    اشاره آيا در قرآن آيه‌اي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟




    آيات فراواني در قرآن كريم در فضائل امير مومنان وبرتري وي بر ديگران نازل شده است . وبسياري از علماي شيعه و سني تا 350 آيه را در اين باره برشمرده‌اند كه ما به نقل رواياتي از طريق اهل سنت در اين باره اشاره مي کنيم .
    ابن عساكر ، از علماي بزرگ اهل سنت در تاريخ دمشق مي‌نويسد :
    عن ابن عباس ، قال : « نزلت في عليّ ثلاثمائة آية » .
    تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص364، تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، الصواعق المحرقة ، 196.
    ابن عباس مي گويد : 300 آيه از قرآن كريم در باره علي عليه السلام نازل شده است .
    و همچنين خطيب بغدادي در تاريخ بغداد مي‌نويسد :
    عن ابن عباس قال : نزلت في علي ثلاثمائة آية .
    تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 221 .
    و سيوطي از بزرگترين علماي تاريخ اهل سنت نيز مي‌نويسد :
    عن ابن عباس قال : نزلت في علي ثلاثمائة آية .
    تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، الصواعق المحرقة ، ص 196.
    و در جاي ديگر مي‌نويسد :
    قال ابن عباس : نزلت في علي أكثر من ثلاثمائة آية في مدحه .
    تاريخ الخلفاء ، ص 172، و السيرة النبويّة ، زيني دحلان بهامش السيرة الحلبيّة ، ج2 ، ص11 و الصواعق المحرقة ، ص 125 ط . المحمديّة و 76 ط. الميمنة بمصر .
    بيش از سيصد آيه از قرآن كريم ، در ستايش از علي عليه السلام نازل شده است .
    و ابن حجر هيثمي در كتاب الصواعق المحرقة كه آن را در رد عقائد شيعه نوشته است ، در اين باره مي‌نويسد :
    وروى سعيد بن جبير ، عن ابن عباس ، قال : ما نزل في أحد من كتاب اللّه ما نزل في علي .
    الصواعق المحرقة ، ص 76 ، الباب التاسع ، الفصل الثالث .
    و همچنين او در جاي ديگر و نيز سيوطي در تاريخ الخلفاء مي نويسند :
    أنّه ما نزل في أحد من كتاب اللّه كما نزل في علي .
    تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، و الصواعق المحرقة ، ص 127.
    در حق هيچ كسي ، به اندازه علي عليه السلام ، در قرآن نازل نشده است .
    و حتي بسياري از علماي اهل سنت نقل كرده‌‌اند كه يك چهارم قرآن در حق امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام نازل شده است .
    حاكم حسكاني از بزرگان اهل سنت مي‌نويسد :
    عن الاصبغ بن نباتة ، عن على قال : نزل القرآن أربعة أرباع : ربع فينا ، وربع في عدونا ، وربع حلال وحرام وربع فرائض وأحكام ولنا كرائم القران .
    شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص59 و ص62 و تاريخ اليعقوبي ، ج 2 ، ص136 و ينابيع المودة ، ج 1 ،‌ ص377.
    اصبغ بن نباته از امير مومنان نقل کرد که فرمودند قرآن چهار جزء نازل شد . يک چهارم در مورد ما ، يک چهارم در مورد دشمنان ما ، يک چهارم در مورد حلال وحرام و يک چهارم در مورد واجبات واحکام ؛ وآيات شاخص قرآن (کريمه به بهترين شيء در هر مجموعه گفته مي شود) در مورد ماست .
    و مرحوم كليني رضوان الله تعالي عليه در كتاب كافي در روايتي كه سند آن صحيح است ، شبيه همين روايت را نقل مي‌كند :
    عن أبي بصير ، عن أبي جعفر عليه السلام ، قال : نزل القرآن أربعة أرباع : ربع فينا ، وربع في عدونا ، وربع سنن وأمثال ، وربع فرائض وأحكام .
    الكافي ، ج2 ، ص627 ، ح 4 .
    اما مهم‌ترين آياتي كه در قرآن كريم در باره ولايت امير المؤمنين عليه السلام نازل شده ، از قرار ذيل است :
    1 . إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . مائده / 55 .
    ولىّ شما ، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند : همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند .
    مراد از « الذين آمنوا ... » قطعاً امام امير المؤمنين عليه السلام است ؛ زيرا اين آيه در زماني نازل شده است كه امام علي عليه السلام در حال ركوع به فقيري كه از مردم استمداد مي‌كرد ، انگشتري خود را صدقه داد .
    بنابر تصريح بسياري از علماي اهل سنت ، اين آيه در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام نازل شده است . قاضي عضد الدين الإيجي ، متوفاي 756 در اين باره مي‌گويد :
    وأجمع أئمّة التفسير أنّ المراد علي .
    المواقف في علم الكلام ، ص 405 .
    تمامي مفسرين جماع دارند كه اين آيه در بارۀ امام علي عليه السلام نازل شده است .
    و سعد الدين تفتازاني نيز تصريح مي‌كند :
    نزلت باتّفاق المفسّرين في علي بن أبي طالب ، رضي اللّه عنه ، حين أعطى خاتمه وهو راكع في صلاته .
    شرح المقاصد في علم الكلام ، ج 5 ، ص270 .
    [اين آيه] به اتفاق مفسران در بارۀ علي بن أبي طالب (عليه السلام) هنگامي كه در حال ركوع انگشترش را به فقير نيازمند بخشيد نازل شده است
    و نيز علاء الدين علي بن محمد حنفي ، معروف به قوشجي در اين باره مي‌گويد :
    إنّها نزلت باتفاق المفسّرين في حق علي بن أبي طالب حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته .
    شرح تجريد الاعتقاد ، ص 368 .
    اين آيه ، به اتفاق مفسران در حق علي بن أبي طالب (عليه السلام) نازل شده است . وآن هنگامي بودكه به سائل انگشتري اش را بخشيد در حالي كه در ركوع نماز بود .
    و آلوسي نيز مي‌گويد :
    غالب الأخباريّين على أنّ هذه الآية نزلت في علي كرّم اللّه وجهه .
    غالب اخباري ها بر اين عقيده‌اند كه اين آيه در حق علي (عليه السلام) نازل شده است .
    روح المعاني ، ج 6 ، ص168 .
    ابن مردويه از علماي بزرگ اهل سنت روايتي را در شأن نزول اين آيه نقل مي كند كه بسيار جالب و خواندني است .
    عن ابن عباس ، بينما عبد الله بن عباس جالس على شفير زمزم يقول : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إذ أقبل رجل ، متعمم بعمامة فجعل ابن عباس لا يقول قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إلا قال الرجل : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) فقال ابن عباس : سألتك بالله من أنت ؟ فكشف العمامة عن وجهه وقال :
    أيها الناس من عرفني فقد عرفني ومن لم يعرفني فأنا جندب بن جنادة البدري أبو ذر الغفاري سمعت النبي ( صلى الله عنيه وآله وسلم ) بهاتين وإلا فصمتا ، ورأيته بهاتين وإلا فعميتا وهو يقول :
    علي قائد البررة وقاتل الكفرة ، منصور من نصره ومخذول من خذله .
    أ ما إني صليت مع رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) يوما من الأيام صلاة الظهر فسأل سائل في المسجد فلم يعطه أحد ، فرفع السائل يده إلى السماء وقال : اللهم اشهد أني سألت في مسجد رسول الله فلم يعطني أحد شيئا . وكان علي راكعا فأومى إليه بخنصره اليمنى - وكان يتختم فيها - فأقبل السائل حتى أخذ الخاتم من ، خنصره ، وذلك بعين النبي فلما فرغ النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) من صلاته رفع رأسه إلى السماء وقال :
    اللهم إن أخي موسى سألك فقال : رب اشرح لي صدري ويسر لي أمري واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي واجعل لي وزيرا من أهلي هارون أخي أشدد به أزري وأشركه في أمري فأنزلت عليه قرآنا ناطقا : (سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ ) اللهم وأنا محمد نبيك وصفيك اللهم فاشرح لي صدري ويسر لي أمري واجعل لي وزيرا من أهلي عليا أخي أشدد به أزري .
    قال أبو ذر : فوالله ما استتم رسول الله [ صلي الله عليه وآله وسلم ] الكلام حتى هبط عليه جبرئيل من عند الله وقال : يا محمد هنيئا [ لك ] ما وهب الله لك في أخيك . قال : وما ذاك جبرئيل ؟ قال : أمر الله أمتك بموالاته إلى يوم القيامة وأنزل قرآنا عليك : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . مائده / 55 . ) .
    مناقب علي بن أبي طالب (ع ) وما نزل من القرآن في علي (ع ( ، ابن مردويه الأصفهاني ، ص 293، ح 460، بتحقيق عبد الرزاق محمد حسين حرز الدين ، ط دار الحديث بقم المقدسّة و تفسير الثعلبي ، ج 4، ص 80، و تفسير الكبير ، الرازي ، ج12 ، ص26 و شواهد التنزيل ، الحسكاني ، ج 1، ص 229 - 230، و مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (ع) ، محمد بن طلحة الشافعي ، ص 170، و الفصول المهمة في معرفة الأئمة ،ابن الصباغ المالكي ، ج 1، ص 579 .
    ابن عباس کنار چاه زمزم نشسته بود و از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم ) حديث نقل مي کرد مردي که صورتش را با عمامه پوشيده بود نزديک آمد و هرگاه که ابن عباس مي گفت رسول خدا چنين فرمود ، او هم مي گفت رسول خدا چنين فرمود ابن عباس گفت : تو را به خدا سوگند مي دهم خودت را معرفي کن . پارچه را از صورتش برداشت و گفت :
    اي مردم هرکس مرا مي شناسد که مي شناسد و آنان که نمي شناسند خودم را معرفي مي کنم ، من جندب پسر جناده ابوذر غفاري از ياران رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم ) در جنگ بدر هستم ، از رسول خدا با دو گوشم شنيدم و با چشم هايم ديدم که اگر غير از اين باشد کر و کور باشم ، فرمود: "علي پيشواي نيکوکاران و کشنده کافران است ، هرکس او را کمک کند پيروز است و آن که او را خار نمايد ذليل و بي‌چاره شود ".
    بدانيد که روزي از روزها هنگام ظهر براي اقامه نماز در مسجد خدمت رسول الله بودم مردي نيازمند وارد شد وتقاضاي کمک کرد ؛ ولي هيچ کس به وي کمکي نکرد ، علي که در همان لحظه و در حال رکوع و مشغول نماز بود ، دست راستش را که انگشترش در يکي از انگشتانش بود جلو آورد تا آن را به مرد نيازمند هديه کند ، مرد فقير انگشتر را در آورد ، پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) اين منظره را مشاهده نمود ، پس از پايان يافتن نماز دست به دعا بلند کرد و عرض کرد :
    " خداوندا برادرم موسي از تو تقاضا نمود تا به وي سعه صدر وگشايش در امور و بياني رسا وشيوا و جانشيني برادرش هارون را عنايت فرمائي ، وتو اي خدا درخواستش را اجابت فرمودي ، واکنون من پيامبر وفرستاده و برگزيده ات ، درخواست مي کنم تا شرح صدر وآسان شدن کارهايم را به من مرحمت فرمائي و نيز برادرم علي را وزير و جانشين من قرار دهي تا همراه وکمک من در کارها و پشتيبان رسالتم باشد " .
    ابوذر مي گويد:
    هنوز سخن و تقاضاي رسول خدا تمام نشده بودکه جبرئيل نازل شد و اين آيه را از جانب خداوند بر وي تلاوت نمود
    «همانا پيشوا ورهبر وفرمانده شما خد ورسول او و مومنان هستند ؛ همان‌ها که نماز را برپا مي دارند و در رکوع نماز ، زکات وصدقه مي دهند . » .
    2 . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . النساء / 59 .
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و صاحبان امر خود را [ نيز ] اطاعت كنيد .
    در اين آيه ، اطاعت از خداوند ، پيامبر و اولي الأمر واجب اعلام شده است و اولي الأمر غير از ائمه معصومين كسان ديگري نمي‌تواند باشد .
    3. يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . المائده / 67 .
    اى پيامبر ، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ؛ و اگر نكنى پيامش را نرسانده اى . و خدا تو را از [ گزند] مردم نگاه مى دارد .
    طبق اعتراف بسياري از علما و مفسران بزرگ اهل سنت ، اين آيه در زماني نازل شد كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در حال بازگشت از آخرين حج خود بود كه خداوند به آن حضرت دستور مي‌دهد كه ولايت و امامت امير المؤمنين عليه السلام را براي عموم مردم ابلاغ كند . ما عبارت چند تن از مفسران اهل سنت را در اين باره نقل مي‌كنيم :
    فخر رازي مفسر معروف اهل سنت در باره شأن نزول اين آيه مي‌نويسد :
    نزلت الآية في فضل علي بن أبي طالب عليه السلام ، ولما نزلت هذه الآية أخذ بيده وقال : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فلقيه عمر رضي الله عنه فقال : هنيئا لك يا ابن طالب أصبحت مولاي ومولى كل مؤمن ومؤمنة .
    تفسير الرازي ، ج 12، ص 49 - 50. ط مصر 1375 وج 3/636 ط الدار العامرة بمصر.
    اين آيه در برتري وشان علي(ع) نازل شده است زيرا پس از نزول آن پيامبر دست علي را گرفت وفرمود: هر کس من رهبر وفرمانده اوهستم علي رهبر اوست خدايا دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار، عمر بديدار علي(ع) شتافت وگفت: مبارک باشد بر تو اي علي تو از اين لحظه مولي وفرمانده من وتمام مردان وزنان مومن هستي .
    و سيوطي نيز مي نويسد :
    اخرج ابن أبي حاتم وابن مردويه وابن عساكر عن أبي سعيد الخدري قال نزلت هذه الآية يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك على رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم غدير خم في علي بن أبي طالب .
    ابوسعيدخدري مي گويد: آيه بلاغ درغدير خم بر رسول خدا(ص) نازل شد که درشان علي بن ابوطالب است .
    وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم «يا أيها لرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس . »
    الدر المنثور ، ج 2، ص 298، فتح القدير ، شوكاني ، چ2 ،‌ ص60 و روح المعاني ، آلوسي ، ج 6 ، ص193 و تفسير المنار ، رشيد رضا ، ج 6 ،‌ ص463 .
    از ابن مسعود نقل است که گفت: درزمان پيامبر اين آيه را اين گونه قرائت مي کرديم: اي رسول آنچه از جانب پروردگارت برتو نازل شده است که علي مولي وسرپرست وپيشواي مومنان است به مردم ابلاغ کن .
    ابن عساكر ، تاريخ نويس معروف و بسياري ديگر از علماي بزرگ اهل سنت اين روايت را نقل كرده‌اند :
    نزلت هذه الآية : (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ) على رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) يوم غدير خم في علي بن أبي طالب.
    تاريخ دمشق ، ج42 ،‌ ص237 و أسباب نزول القرآن ، الواحدي ، ص204 ، ح403 ، ط الحلبى بمصر و150 ط الهندية بمصر و شواهد التنزيل لقواعد التفضيل فى الآيات النازلة فى أهل البيت ، الحاكم الحسكانى ، ج 1 ، ص 187 ، ح 243 و244 و245 و246 و247 و248 و249 و250 و 240 ، ط 1 بيروت و فتح البيان فى مقاصد القرآن ، العلامة السيد صديق حسن خان ملك بهوبال ، ج 3 ، ص63 ، ط مطبعة العاصمة بالقاهرة و ج 3 ص 89 ط بولاق بمصر و الملل والنحل ، الشهرستانى الشافعى ، ج 1 ، ص 163 ، افست بيروت على ط مصر وبهامش الفصل ، ابن حزم ، ج 1 ، ص 220 افست على ط مصر ، فرائد السمطين للحموينى ، ج 1 ، ص158 ، ح120 ، ط 1 بيروت و الفصول المهمّة لابن الصباغ المالكى المكّى ، ص 25 ط الحيدرية وص 27 ط آخر و مطالب السؤول ، ابن طلحة الشافعى ، ج 1 ، ص 44 ، ط دار الكتب فى النجف و ص 16 ط طهران و ينابيع المودة ،ا لقندوزى الحنفى ، ص 120 و249 ط اسلامبول وص 140 و297 ، ط الحيدرية و...
    4 . الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا . مائده / 3 .
    امروز كسانى كه كافر شده اند ، از [ كارشكنى در ] دين شما نوميد گرديده‌اند . پس ، از ايشان مترسيد و از من بترسيد . امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم ، و اسلام را براى شما [ به عنوان ] آيين برگزيدم .
    اين آيه زماني نازل شد كه رسول گرامي اسلام در غدير خم ، دست امير المؤمنين عليه السلام را بلند كرد و او را رسماً به عنوان جانشين بعد از خودش تعيين كرد .
    يعقوبي تاريخ نويس معروف اهل سنت مي نويسد :
    وقد قيل إنّ آخر ما نزل عليه « اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتى ورضيت لكم الاسلام ديناً » وهي الرواية الصحيحة الثابتة الصريحة وكان نزولها يوم النفر على أمير المؤمنين علي بن أبي طالب صلوات اللّه عليه بغدير خم.
    تاريخ اليعقوبى ، ج ، ص430 .
    وگفته شده است كه آخرين آبه اي كه بر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نازل شده است آيه" اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتى ورضيت لكم الاسلام دينا " بوده است واين همان روايت صحيح است ونزول آن در روز كوچ ( در مكه) در مورد امير مومنان علي بن ابي طالب بوده است در غدير خمً
    و در جاي ديگر مي گويد
    ولما كان يوم النفر دخل البيت ، فودع ونزل عليه : ( اليوم أكملت لكم دينكم ، وأتممت عليكم نعمتي ، ورضيت لكم الاسلام دينا ) .
    وخرج ليلا منصرفا إلى المدينة ، فصار إلى موضع بالقرب من الجحفة يقال له : غدير خم ، لثماني عشرة ليلة خلت من ذي الحجة ، وقام خطيبا وأخذ بيد علي بن أبي طالب فقال : «ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ قالوا : بلى يا رسول الله ! قال : فمن كنت مولاه ، فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه . ثم قال : أيها الناس أني فرطكم وأنتم واردي على الحوض ، وإني سائلكم ، حين تردون علي ، عن الثقلين فانظروا كيف تخلفوني فيهما . وقالوا : وما الثقلان يا رسول الله ؟ قال : الثقل الأكبر كتاب الله سبب طرفه بيد الله وطرف بأيديكم ، فاستمسكوا به ولا تضلوا ، ولا تبدلوا ، وعترتي أهل بيتي .
    تاريخ اليعقوبي ، ج 2، ص 112 .
    روزي که رسول خدا (ص) قصد بيرون آمدن از مکه را داشت وارد خانه خداشد وبا خانه وداع نمود اين آيه نازل شد: امروز دين را برشما کامل ونعمتم را تمام نمودم واسلام را دين شما قراردادم،
    رسول شبانه به طرف مدينه حرکت کرد، دربين راه ودر روز هيجدهم ذي حجه به مکاني نزديک جحفه به نام غدير خم رسيد
    درهمان روز ودرهمان سرزمين رسول خدا(ص) براي مردم خطبه خواند ودر بين خطبه دست علي را گرفت وفرمود: آيا من بر مومنان برتر ازجانشان نيستم همه گفتند: آري اين چنين است ، فرمود: هرکس من مولي ورهبر وسرپرست او هستم علي نيز براو مولي ورهبر است،
    خدايا دوست بدار آنکه علي را دوست بدارد ودشمن بدار آنکه علي را دشمن بدارد، سپس فرمود: اي مردم کنار حوض کوثر بر من وارد مي شويد ازشما در باره دو يادگار وگوهر گرانبها سوال خواهم کرد پس مواظب باشيد حق آندو را محترم داريد، پرسيدند : آندو گوهر چيست؟ فرمود : کتاب خدا قرآن که يک طرفش در دست خدا وطرف ديگرش در دست شماست، پس به آن چنگ زنيد تاگمراه نشويد ودر آن دست نبريد، و يادگار وگوهر دوم خاندان وعترت من هستند
    ای اهل عالم آقام علی مظلومه
    خداوند به غربت علی بن ابی طالب امام المومنین عجل لولیک الفرج


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shobhe1 نمایش پست
    در حق هيچ كسي ، به اندازه علي عليه السلام ، در قرآن نازل نشده است . و حتي بسياري از علماي اهل سنت نقل كرده‌‌اند كه يك چهارم قرآن در حق امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام نازل شده است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط shobhe1 نمایش پست
    وگفته شده است كه آخرين آبه اي كه بر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نازل شده است آيه" اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتى ورضيت لكم الاسلام دينا " بوده است
    نقل قول نوشته اصلی توسط shobhe1 نمایش پست
    بيش از سيصد آيه از قرآن كريم ، در ستايش از علي عليه السلام نازل شده است
    نقل قول نوشته اصلی توسط shobhe1 نمایش پست
    مراد از « الذين آمنوا ... » قطعاً امام امير المؤمنين عليه السلام است ؛ زيرا اين آيه در زماني نازل شده است كه امام علي عليه السلام در حال ركوع به فقيري كه از مردم استمداد مي‌كرد ، انگشتري خود را صدقه داد .
    نقل قول نوشته اصلی توسط shobhe1 نمایش پست
    عمر بديدار علي(ع) شتافت وگفت: مبارک باشد بر تو اي علي تو از اين لحظه مولي وفرمانده من وتمام مردان وزنان مومن هستي .
    نقل قول نوشته اصلی توسط shobhe1 نمایش پست
    جبرئيل نازل شد و اين آيه را از جانب خداوند بر وي تلاوت نمود
    نقل قول نوشته اصلی توسط shobhe1 نمایش پست
    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . مائده / 55
    نقل قول نوشته اصلی توسط shobhe1 نمایش پست
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . النساء / 59
    سلام همه این حرفها دروغ است و افترا به خدا هست من پدر کشتگی با شخص یا اشخاص ندارم افترا به خدا در این کلمات محرز است که برسی می کنیم

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    سلام همه این حرفها دروغ است و افترا به خدا هست من پدر کشتگی با شخص یا اشخاص ندارم افترا به خدا در این کلمات محرز است که برسی می کنیم
    با سلام .
    شما که اینقدر محکم صحبت میکنید و به خودتون مطمئن هستید لطفا تفسیر کنید ایاتی را که ذکر کردید بخصوص ایه

    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . مائده / 55

    منتظریم .



    ویرایش توسط king81 : ۱۳۹۰/۰۶/۰۵ در ساعت ۱۷:۴۵
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط king81 نمایش پست
    با سلام .
    شما که اینقدر محکم صحبت میکنید و به خودتون مطمئن هستید لطفا تفسیر کنید ایاتی را که ذکر کردید بخصوص ایه

    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . مائده / 55

    منتظریم .

    سلام
    دوست عزیز کلمات ایه تماما حساب شده است ولی شما خدا و رسولش و کسانی که ایمان اورده اند خدا و رسول که مشخص است من روی الذین امنو متمرکز می شوم چرا نام خدا و رسول را اورده است و نام الذین امنو را نیاورده است
    خدا و رسول را فرد اورده الذین امنو را جمع چرا نگفته الذی
    جمع بودن الذین امنو بر جمع دلالت دارد پس اخر ایه هم جمع است
    تمام مطلب الذین امنو جمع هست

    وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
    والذین -آمنو - الذین – هم
    اگر حتی بخواهیم این گونه ترجمه کنیم که منظورش دادن زکوات در حال رکوع باشد باید این چنین ترجمه کنیم
    بدرستی که ولی شما خدا و رسولش و کسانی هستند که ایمان اورده اند کسانی که نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند
    یعنی ولی شما همه افرادی که در حال رکوع زکات می دهند و ولی شما کسانی نیستند که ایمان اورده و نماز را بپا می دارند و خارج از رکوع زکوات می دهند

    از جمع بودن آیه اولین ترجمه و تفسیری که بی منطق جلوه می کند استفاده در حالت فرد است
    از طرفی اگر ترجمه را با جمع همان گونه که ایه است استفاده کنیم ولی ما فقط افرادی از جامعه هستند که اول ایمان داشته باشند دوم نماز بپا بدارند و سوم در حالی که در رکوع هستند زکوات بدهند و افرادی که همه این شرایط را دارند ولی در حال قیام یا تشهد و یا قنوت و یا سجده و قبل یا بعد از نماز زکوات بدهند انها ولی ما نیستند
    دوست عزیز خودت هم می دونی که ایه این قدر پیچیده و گنگ نیست یک کلام می گفت ولی شما خدا و رسولش و کسی است که من و یا رسولم معرفی می کنیم چرا این طول و تفصیل ها
    هر کدام از الذین امنو که زکوات بدهند و نماز بپا بدارند انها ولی ما هستند مطمئن باش کسی که بخواهد زکوات بدهد فرقی برایش نمی کند که در نماز رکوات بدهد و یاغیر نماز شما که می خواهید زکوات بدهید بلاخره مالت را در راه انجام واجب زکوات می دهید این طور نیست که در نماز ندهی و در خارج نماز بدهی
    نفهمیدن و هم راکعون باعث شده این نسبت های افترا به خدا بدهند
    اگر در جاهای دیگر قران هم بگردی ایاتی را می بینی چون وهم ظالمون
    وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ سوره: 16 , آیه: 113
    مثلا در این ایه می گوید و هم ظالمون یعنی اینها با این رفتارهاشون که قبلا شرح داده است ظالم هستند نه اینکه انها در حالی که مشغول ظلم بودند عذاب انها را فرا گرفت انها قبلا هم ظالم بوده اند نه فقط در موقع عذاب

    من مثالی به شما می زنم
    یک نفر که شناگر است ایا همیشه در حال شنا هست وقتی می گوییم انها شناگر هستند ایا معنیش این است که 24 ساعت در آبند
    وقتی می گوییم فلانی معلم است یعنی 24 ساعت تدریس می کند وقتی می گوییم فلانی نماز گزار است یعنی 24 ساعت نماز می خواند
    ما می گوییم فلانی معلم است دکتر است خدا هم می گوید انها راکعون هستند راکعون بودن در سه ویژگی هست
    1 ایمان 2 نماز 3 زکات هر شخصی که این سه ویژگی داشته باشد او ولی شماست و او جزو راکعون است
    ترجمه درست ولی شما خدا و رسولش و کسانی که نماز بپا میدارند و زکوات میدهند انها راکعون هستند

    کسانی مربی ورزش خوبی هستند که نرمش می کنندو غذای متعادل می خورند آنها ورزشکارند ترجمه :کسانی که نرمش می کنند و در حال ورزش غذای متعادل می خورند مربی ورزش مناسبی برای شما هستند
    در این ایه هم انها راکعون هستند همین حالت را دارد
    انها راکعون هستند یعنی همان کسانی که ایمان اورده نماز بپا میدارند و زکوات می دهند ولی مناسبی برای شما هستند


  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    باتشکر از golfar
    بله راکعون جمع است یعنی کسانی که باتواضع نماز می خوانند زکات می دهند وعمل صالح انجام می دهند.
    در ضمن اگر امام علی که درود خداوند براو باددر حالت رکوع انگشتر خودرا به فقیر داده پس از نماز خود خارج شده ویعنی نماز خودرا شکسته است پس نمازش باطل می شد.. ومن الله توفیق

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    177
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیز بحث این ایه افترا به خدا است ما بنده خدا هستیم اگر بگوید به شمر هم سجده کن سجده می کنیم چون امر امر خداست موضوع این است که در این ایه ولی تعریف شده است و تعریف یک قانون کلی است برای هر چیزی که تعریف در او صدق کند
    مثلا می گویند هر جانوری که صدای چنان داشته باشد گربه است نمی شه گفت منظور گربه علی آقا است یلکه منظورش تمام گربه ها است
    حال اگر تعریف را محدود تر کند باز هم یک تعریف است مثلا می گوید ان دسته از داوطلبانی که در ثبت نام گزینه ایثارگران را علامت زده اند می توانند از این سهمیه استفاده کنند نمی شه گفت منظورش فلانی است نه منظورش تمام کسانی هست که تیک زده اند

    اسین ایه هم ولی را تعریف می کند چون یکی از صفات ولی راکع بودن است می گوید راکع کسی است که چنین و چنان باشد

    قضیه خیلی ساده است بهتر است همین تعریف قبول شود و الا شوخی با خدا یعنی عذاب دردناک خود دانی

    ادم های ساده لوح اقدام به چنین تفسیر هایی می کنند چون ادعا می کنند منظور خدا را فهمیده اند در حالی که خدا خیلی اکبر است

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط golfar نمایش پست
    دوست عزیز بحث این ایه افترا به خدا است ما بنده خدا هستیم اگر بگوید به شمر هم سجده کن سجده می کنیم چون امر امر خداست موضوع این است که در این ایه ولی تعریف شده است و تعریف یک قانون کلی است برای هر چیزی که تعریف در او صدق کند
    مثلا می گویند هر جانوری که صدای چنان داشته باشد گربه است نمی شه گفت منظور گربه علی آقا است یلکه منظورش تمام گربه ها است
    حال اگر تعریف را محدود تر کند باز هم یک تعریف است مثلا می گوید ان دسته از داوطلبانی که در ثبت نام گزینه ایثارگران را علامت زده اند می توانند از این سهمیه استفاده کنند نمی شه گفت منظورش فلانی است نه منظورش تمام کسانی هست که تیک زده اند

    اسین ایه هم ولی را تعریف می کند چون یکی از صفات ولی راکع بودن است می گوید راکع کسی است که چنین و چنان باشد

    قضیه خیلی ساده است بهتر است همین تعریف قبول شود و الا شوخی با خدا یعنی عذاب دردناک خود دانی

    ادم های ساده لوح اقدام به چنین تفسیر هایی می کنند چون ادعا می کنند منظور خدا را فهمیده اند در حالی که خدا خیلی اکبر است
    با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزيز

    قبل از بيان مطالبي پيرامون تفسير آيه مورد بحث كه به آيه«ولايت» هم معروف مي باشد،نكته اي را خدمت جناب golfar عرض كنم و آن اينكه اولاً مناسب است شما مطالب خود را مستند بيان بفرماييد،صرف اينكه سخنان اينهمه مفسر و عالم را بدون هيچ سند و مدركي افترا به خداوند معرفي كنيد،تهمتي بزرگ است.

    ثانياً در مطالب خود شما هم تناقض وجود دارد،شما در پست 6 فرموده ايد:«موضوع این است که در این ایه ولی تعریف شده است و تعریف یک قانون کلی است برای هر چیزی که تعریف در او صدق کند...» يعني شما هم مي دانيد كه اين آيه مي خواهد ولي را معرفي كند نه ركوع كنندگان را!!!!

    ولي شما در ادامه بگونه اي سخن مي گوييد كه گويا آيه مي خواهد اهل ركوع را معرفي كند:«
    چون یکی از صفات ولی راکع بودن است می گوید راکع کسی است که چنین و چنان باشد»!!!!!

    دوست عزيز اينكه اينهمه عالم و مفسر با استناد به روايات و گزارشات متعدد تاريخي شأن نزولي را براي آيات قرآن بيان مي كنند،افترا بستن به خداست كه بقول شما بايد از عذاب دردناك آن بترسند،ولي سخن شما كه بدون استناد به هيچ مدرك و سندي آن را طرح مي كنيد،افترا نيست،اينكه اينهمه عالم را ساده لوح مي ناميد،سخن شايسته اي است؟؟؟؟!!!!!!!!

    اگر حضرتعالي اين هشدارها را در بيان سخنان بي سند و مدرك خود هم مدنظر قرار مي داديد،كمي منصفانه تر و عالمانه تر به بحث مي پرداختيد.

    در ادامه به بيان تفسير اين آيه و اشكالات وارده بر تفسير اين آيه و پاسخ آن اشكالات خواهم پرداختفاما قبل از آن به اين سوال شما كه «چرا نام خدا و رسول را اورده است و نام الذین امنو را نیاورده است؟» پاسخ خواهم داد.



  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا نام امام علي و ائمه(ع) در قرآن نيامده است؟

    در پاسخ به اين سوال لازم است عرض كنم:

    در قرآن آیاتى وجود دارد كه به گفته شیعه و اهل سنت ، جز بر على(علیه السلام) و برخى دیگر از امامان(علیهم السلام)بر هیچ كس دیگرى قابل انطباق نیست ؛ همچون آیه ولایت (مائده ، 55) ، آیه مباهله (آل عمران ، 61) و.. . ولى به خاطر مصالحى نام آنان بصراحت در قرآن نیامده است .

    یكى از دلیل هاى نیامدن نام امامان(علیهم السلام) در قرآن این است كه قرآن تنها كلیات مسائل را بیان كرده و تبیین جزئیات آن ، به پیامبر(صلى الله علیه وآله) واگذار شده است . شخصى به نام ابى بصیر گوید : از امام صادق(علیه السلام)پرسیدم : مردم مى گویند چرا از حضرت على(علیه السلام) و اهل بیت او نامى در قرآن كریم نیامده است ؟ امام(علیه السلام)فرمودند : به كسانى كه چنین اعتراضى مى كنند ، بگویید همان گونه كه نماز در قرآن آمده ، ولى سه یا چهار ركعت بودن آن مشخص نشده و پیامبر(صلى الله علیه وآله)آن را براى مردم تفسیر كرد ؛ همچنین زكات در قرآن نازل شده ، ولى مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا(صلى الله علیه وآله)آن را براى مردم تفسیر كرد و.. . همین طور در قرآن نازل شده است كه «أطیعوا اللّه و أطیعوا الرسول و أولى الأمر منكم ؛ از خدا و رسولش و اولى الامر اطاعت كنید .» (نساء ، 59) این آیه درباره على و حسن و حسین (علیهم السلام) نازل شده و پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود : هر كه من مولاى اویم ، پس على مولاى اوست .

    یعنى همان گونه كه تفسیر جزئیات نماز ، زكات و حج به پیامبر(صلى الله علیه وآله)واگذار شده كه دستورهاى الهى را به مردم ابلاغ كنند ، معرفى أولى الامر نیز به ایشان واگذار شده و پیامبر(صلى الله علیه وآله)نیز آنها را به مردم معرفى كردند . سپس امام صادق(علیه السلام)سایر آیات و روایاتى را كه در این باره آمده فرموده است .{غایة المرام ، محدّث بحرینى ، ص 265 ، چاپ سنگى ، حدیث سوم ، باب 59 ، }.

    يكي ديگر از حکمتهای الهی که نام امام علی(ع) در قرآن ذکر نشده و ویژگیهای خاص آن حضرت توصیف شده است اين است كه چون احتمال اینکه قرآن دستخوش تحرف شود زیاد بود و معاندانی که کمر همت برای کشتن امام علی(ع)بسته بودند به هر صورتی بود نام ایشان را از قرآن حذف می کردند،لذا به نام آن حضرت تصريح نشده است ،بلكه به فضایل و ویژگی های خاص آن حضرت در آیات فراوانی اشاره شده ،بگونه اي كه آن اوصاف و فضايل بر شخص ديگري غير از آن حضرت صدق نمي كند،مانند دادن انگشتري در نماز به فقير.

  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفسير و شأن نزول آيه ولايت(آيه 55سوره مائده)

    خداوند متعال در آيه 55 سوره مائده مي فرمايد:«انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤ تون الزکاة و هم راکعون : سرپرست و ولي شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا مي‌دارند، و در حال رکوع، زکات مي‌دهند».

    شک نيست که رکوع در اين آيه به معنى رکوع نماز است ، نه به معنى خضوع ، زيرا در عرف شرع و اصطلاح قرآن ، هنگامى که رکوع گفته مى شود به همان معنى معروف آن يعنى رکوع نماز است ، و علاوه بر شان نزول آيه و روايات متعددى که در زمينه انگشتر بخشيدن على (عليه السلام ) در حال رکوع وارد شده و مشروحا بيان خواهيم کرد، ذکر جمله يقيمون الصلاة نيز شاهد بر اين موضوع است ، و ما در هيچ مورد در قرآن نداريم که تعبير شده باشد زکات را با خضوع بدهيد، بلکه بايد با اخلاص نيت و عدم منت داد.

    همچنين شک نيست که کلمه ولى در آيه به معنى دوست و يا ناصر و ياور نيست زيرا ولايت به معنى دوستى و يارى کردن مخصوص ‍ کسانى نيست که نماز مى خوانند، و در حال رکوع زکات مى دهند، بلکه يک حکم عمومى است که همه مسلمانان را در بر مى گيرد، همه مسلمين بايد يکديگر را دوست بدارند و يارى کنند حتى آنهائى که زکات بر آنها واجب نيست ، و اصولا چيزى ندارند که زکات بدهند، تا چه رسد به اينکه بخواهند در حال رکوع زکاتى بپردازند، آنها هم بايد دوست و يار و ياور يکديگر باشند.

    از اينجا روشن مى شود که منظور از ولى در آيه فوق ولايت به معنى سرپرستى و تصرف و رهبرى مادى و معنوى است ، بخصوص اينکه اين ولايت در رديف ولايت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و ولايت خدا قرار گرفته و هر سه با يک جمله ادا شده است .

    و به اين ترتيب ، آيه از آياتى است که به عنوان يک نص قرآنى دلالت بر ولايت و امامت على (عليه السلام ) مى کند.

    در بسيارى از کتب اسلامى و منابع اهل تسنن ، روايات متعددى دائر بر اينکه آيه فوق در شان على (عليه السلام ) نازل شده نقل گرديده که در بعضى از آنها اشاره به مساله بخشيدن انگشتر در حال رکوع نيز شده و در بعضى نشده ، و تنها به نزول آيه درباره على (عليه السلام ) قناعت گرديده است .

    اين روايت را ابن عباس و عمار ياسر و عبد الله بن سلام و سلمة بن کهيل و انس بن مالک و عتبة بن حکيم و عبد الله ابى و عبد الله بن غالب و جابر بن عبد الله انصارى و ابوذر غفارى نقل کرده اند.

    و علاوه بر ده نفر که در بالا ذکر شده از خود على (عليه السلام ) نيز اين روايت در کتب اهل تسنن نقل شده است .
    جالب اينکه در کتاب غاية المرام تعداد 24 حديث در اين باره از طرق اهل تسنن و 19 حديث از طرق شيعه نقل کرده است .{منهاج البراعة،ج2ص350}.

    کتابهاى معروفى که اين حديث در آن نقل شده از سى کتاب تجاوز مى کند که همه از منابع اهل تسنن است ، از جمله محب الدين طبرى در ذخائر العقبى صفحه 88 و علامه قاضى شوکانى در تفسير فتح القدير جلد دوم صفحه 50 و در جامع الاصول جلد نهم صفحه 478 و در اسباب النزول واحدى صفحه 148 و در لباب النقول سيوطى صفحه 90 و در تذکرة سبط بن جوزى صفحه 18 و در نور الابصار شبلنجى صفحه 105 و در تفسير طبرى صفحه 165 و در کتاب الکافى الشاف ابن حجر عسقلانى صفحه 56 و در مفاتيح الغيب رازى جلد سوم صفحه 431 و در تفسير در المنصور جلد 2 صفحه 393 و در کتاب کنز العمال جلد 6 صفحه 391 و مسند ابن مردويه و مسند ابن الشيخ و علاوه بر اينها در صحيح نسائى و کتاب الجمع بين الصحاح السته و کتابهاى متعدد ديگرى اين احاديث آمده است .

    با اينحال چگونه مى توان اينهمه احاديث را ناديده گرفت ، در حالى که در شان نزول آيات ديگر به يک يا دو روايت قناعت مى کنند، اما گويا تعصب اجازه نمى دهد که اينهمه روايات و اينهمه گواهى دانشمندان درباره شان نزول آيه فوق مورد توجه قرار گيرد.

    و اگر بنا شود در تفسير آيه اى از قرآن اين همه روايات ناديده گرفته شود ما بايد در تفسير آيات قرآنى اصولا به هيچ روايتى توجه نکنيم ، زيرا درباره شان نزول کمتر آيه اى از آيات قرآن اينهمه روايت وارد شده است .

    اين مساله بقدرى روشن و آشکار بوده که حسان بن ثابت شاعر معروف عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مضمون روايت فوق را در اشعار خود که درباره على (عليه السلام ) سروده چنين آورده است :

    فانت الذى اعطيت اذ کنت راکعا زکاتا فدتک النفس يا خير راکع

    فانزل فيک الله خير ولاية و بينها فى محکمات الشرايع

    يعنى : تو بودى که در حال رکوع زکات بخشيدى ، جان بفداى تو باد اى بهترين رکوع کنندگان .
    و به دنبال آن خداوند بهترين ولايت را درباره تو نازل کرد و در ضمن قرآن مجيد آنرا ثبت نمود.{تفسير نمونه،آيت الله مكارم شيرازي،ج6ص423- 426}.

    حال جناب golfar آيا اينهمه عالم و مفسر اهل افترا بر خداوند هستند و شما اهل صدق و راستي،آنها همه اشتباه مي كنند و ساده لوحند،ولي شما درست مي فهميد و عاقليد؟؟؟؟!!!!!!




  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاسخ به ايرادات مخالفان بر آيه 55 سوره مائده(آيه ولايت)

    جمعى از متعصبان اهل تسنن اصرار دارند که ايرادهاى متعددى به نزول اين آيه در مورد على (عليه السلام ) و همچنين به تفسير ولايت به عنوان سرپرستى و تصرف و امامت بنمايند که ما ذيلا مهمترين آنها را عنوان کرده و مورد بررسى قرار مى دهيم :

    الذين كه جمع است چگونه بر يك نفر تطبيق مي شود؟


    1 - از جمله اشکالاتى که نسبت به نزول آيه فوق در مورد على (عليه السلام ) گرفته اند اين است که آيه با توجه به کلمه الذين که براى جمع است ، قابل تطبيق بر يکفرد نيست ، و به عبارت ديگر آيه مى گويد: ولى شما آنهائى هستند که نماز را بر پا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند، اين عبارت چگونه بر يک شخص مانند على (عليه السلام ) قابل تطبيق است !.

    پاسخ:

    در ادبيات عرب مکرر ديده مى شود که از مفرد به لفظ جمع ، تعبير آورده شده است از جمله در آيه مباهله مى بينيم که کلمه نسائنا به صورت جمع آمده در صورتى که منظور از آن طبق شان نزولهاى متعددى که وارد شده فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) است ، و همچنين انفسنا جمع است در صورتى که از مردان غير از پيغمبر کسى جز على (عليه السلام ) در آن جريان نبود و در آيه 173 سوره آل عمران در داستان جنگ احد مى خوانيم:

    الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ :

    اينها کساني بودند که (بعضي از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن ] براي (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسيد!» اما اين سخن، بر ايمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافي است؛ و او بهترين حامي ماست.»

    و همانطور که در تفسير اين آيه ذكر شده است بعضى از مفسران شان نزول آنرا درباره نعيم بن مسعود که يکفرد بيشتر نبود مى دانند.

    و همچنين در آيه 52 سوره مائده مى خوانيم : «يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة : مي ترسيم از اينكه دچار گرفتاري شويم »در حالى که آيه در مورد عبد الله ابى وارد شده است و همچنين در آيه اول سوره ممتحنه و آيه 8 سوره منافقون و 215 و 274 سوره بقره تعبيراتى ديده مى شود که عموما به صورت جمع است ، ولى طبق آنچه در شان نزول آنها آمده منظور از آن يکفرد بوده است .

    اين تعبير يا بخاطر اين است که اهميت موقعيت آن فرد و نقش مؤثرى که در اين کار داشته روشن شود و يا بخاطر آن است که حکم در شکل کلى عرضه شود، اگر چه مصداق آن منحصر به يکفرد بوده باشد، در بسيارى از آيات قرآن ضمير جمع به خداوند که احد و واحد است به عنوان تعظيم گفته شده است .

    البته انکار نمى توان کرد که استعمال لفظ جمع در مفرد به اصطلاح ، خلاف ظاهر است و بدون قرينه جايز نيست ، ولى با وجود آنهمه رواياتى که در شان نزول آيه وارد شده است ، قرينه روشنى بر چنين تفسيرى خواهيم داشت ، و حتى در موارد ديگر به کمتر از اين قرينه نيز قناعت مى شود.{تفسير نمونه،ج6ص426-427}.

  18. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود