جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا رجعت را مي‌شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟ (حتما بخونید)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12

    مطلب آيا رجعت را مي‌شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟ (حتما بخونید)




    www.shobhe1.blogfa.com
    شكي نيست كه اعتقاد به رجعت ، يكي از ويژگي‌هاي مذهب حقه شيعه است كه مي‌توان آن را با دلايل قطعي ثابت كرد . قبل از ورود به اين دلايل ، بايد حقيقت رجعت را شناخت.

    حقيقت رجعت در نزد شيعه :

    رجعت ، يكي از اتفاقاتي است كه در زمان ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رخ خواهد داد . بر اساس اين عقيده ، گروهي از مؤمنين براي رسيدن به ثواب نصرت اولياي خدا و ديدن دولتي كه سال‌ها انتظار آن را كشيده‌اند ، بر مي‌گردند تا از ديدن دولت عدل و قسط لذت ببرند . و از طرف ديگر ، گروهي از منافقين كه آمدن اين دولت را انكار كرده و كردار‌هاي زشتي انجام داده‌اند ، باز مي‌گردند تاعقوبت اعمال خويش را در همين جهان بچشند و دچار خفت و خواري شوند .
    مرحوم شيخ مفيد رحمت الله عليه در اين باره مي‌فرمايد :
    والرجعة إنما هي لممحضي الإيمان من أهل الملة وممحضي النفاق منهم .
    المسائل السروية، الشيخ المفيد ، ص35 .
    رجعت ، از طرفي براي كساني از امت اسلام است كه ايمان خالص و بالاترين مرحله ايمان را دارا هستند و از طرف ديگر براي افرادي از منافقين است كه در بالاترين مرحله نفاق قرار داشته‌اند .
    و سيد مرتضي رضوان الله تعالي عليه مي‌گويد :
    اعلم أن الذي تذهب الشيعة الإمامية إليه أن الله تعالى يعيد عند ظهور إمام الزمان المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) قوماً ممن كان قد تقدم موته من شيعته ليفوزوا بثواب نصرته ومعونته ومشاهدة دولته، ويعيد أيضاً قوماً من أعدائه؛ لينتقم منهم فيلتذوا بما يشاهدون من ظهور الحق وعلو كلمة أهله .
    رسائل السيد المرتضى ، ج1 ص125، إعداد: السيد مهدي الرجائي .
    عقيده شيعه اماميه در باره رجعت آن است كه خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان مهدى عليه السّلام مردمى از شيعيان آن حضرت را كه پيش از او از دنيا رفته‌اند ، به دنيا برمي گرداند ، تا به ثواب يارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند . همچنين مردمى از دشمنان آن حضرت را نيز زنده مي گرداند ، تا از آن ها انتقام گيرد . و آن ها نيز از مشاهده ظهور حق و بالا گرفتن دين پيروان حق ، زجر بكشند .
    و مرحوم طبرسي رحمت الله عليه نيز مي‌گويد :
    وقد تظافرت الأخبار عن أئمة الهدى من آل محمد ( صلي الله عليه وآله وسلم ) في أن الله تعالى سيعيد عند قيام المهدي قوماً ممن تقدم موتهم من أوليائه وشيعته ليفوزا بثواب نصرته ومعونته ويبتهجوا بظهور دولته، ويعيد أيضاً قوماً من أعدائه لينتقم منهم وينالوا بعض ما يستحقونه من العذاب في القتل على أيدي شيعته والذل والخزي بما يشاهدون من علو كلمته .
    مجمع البيان، الطبرسي ، ج7 ص367 .
    روايات بسياري از ائمه اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است كه به زودي خداوند در زمان قيام حضرت مهدي عليه السلام قومي از شيعيان او را بر مي‌گرداند كه پيش از او از دنيا رفته‌اند تا به ثواب ياري و همراهي آن حضرت رسيده و از ديدن دولت او لذت ببرند و نيز قومي از دشمنان او را بر مي‌گرداند تا از آن ها انتقام بگيرد و به خاطر كشتن
    اعتقاد به رجعت سبب شده است كه در طول تاريخ شيعيان مورد طعن قرار بگيرند ؛ به طوري كه اگر يك راوي هر چند هم موثق باشد ؛ اما چون قائل به رجعت بوده ، علماي جرح و تعديل اهل سنت او را از كار مي‌اندازند ؛ مثلا مسلم بن حجاج در مقدمه صحيح مسلم نقل مي‌كند :
    حَدَّثَنَا أَبُو غَسَّانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو الرَّازِيُّ سَمِعْتُ جَرِيرًا يَقُولُ لَقِيتُ جَابِرَ بْنَ يَزِيدَ الْجُعْفِيَّ فَلَمْ أَكْتُبْ عَنْهُ كَانَ يُؤْمِنُ بِالرَّجْعَةِ .
    ابو غسّان مي‌گويد كه از جرير شنيدم كه مي گفت : با جابر بن يزيد جعفي ملاقات كردم ؛ ولي روايتي از او نقل نمي‌كنم ؛ چرا كه او به رجعت ايمان دارد .
    با اين كه به صراحت مي‌گويد كه در نزد او بيش از هفتاد هزار روايت بوده است !
    سَمِعْتُ جَابِرًا يَقُولُ عِنْدِي سَبْعُونَ أَلْفَ حَدِيثٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كُلُّهَا .
    صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 15 – 16 .
    از جابر شنيدم كه مي‌فرمود : هفتاد هزار حديث در نزد من است كه تمامي آن‌ها را امام صادق عليه السلام از پيامبر نقل كرده است .
    براي اثبات صحت اعتقاد به رجعت ، دلايل فراواني از قرآن و سنت وجود دارد ؛ به طوري كه مرحوم علامه مجلسي رحمت الله عليه در ج53 بحار الأنوار ده‌ها روايت را در اين باب نقل مي‌‌كند . ما ابتدا شواهد قرآني و بعد روايات را نقل خواهيم كرد .
    شواهد قرآني بر امكان رجعت :

    در قرآن كريم ، آياتي وجود دارد كه عقيده به رجعت را ثابت مي‌كند :
    1. از هر امتي ، گروهي را محشور مي‌شود :

    خداوند حكيم در سوره مباركه نمل ، آيه 83 مي‌فرمايد :
    وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآَيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ .
    روزى خواهد آمد كه از هر گروه ، دسته‌اى را برمى انگيزيم ، از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى‌كنند .
    خداوند در اين آيه به صراحت مي‌گويد كه ما گروهي از ستمكاران را برمي‌انگيزيم ، نه همه آن‌ها را . به طور قطع اين حشر ، نمي‌تواند حشر روز قيامت باشد ؛ چرا كه حشر روز قيامت همگاني است و احدي باقي نمي‌ماند ، مگر اين كه در روز قيامت محشور مي‌شود و نتيجه اعمال خود را خواهد ديد . اين مطلب از بسياري از آيات قرآن كريم قابل استفاده است ؛ مثلاً خداوند در سوره كهف ، آيه 47 مي‌فرمايد :
    وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا .
    آنها را برانگيختيم ، هيچ كس را فروگذار ننموديم .
    يا در سوره نمل ، آيه 87 مي‌فرمايد :
    وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ
    روزى كه در صور دميده مى شود ، تمامى كسانى كه در آسمان و زمين هستند دروحشت و هراس فـرو مـى رونـد ، مـگـر كـسانى كه خدا خواسته مورد عنايت خاص اوباشند . پس همگى در پيشگاه حضرت حق با فروتنى حضور دارند .
    بنابراين ، مراد خداوند از « وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا » نمي‌تواند حشر روز قيامت باشد ؛ پس منظور از آن‌ چيزي نيست ؛ مگر همان رجعتي كه شيعيان به آن اعتقاد دارند .
    2. دو بار زنده شدن ، بعد از دو بار مردن

    خداوند در آيه 11 سوره غافر مي‌فرمايد :
    قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ .
    در روز واپـسين كافران گويند : خداوندا ! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى ؛ پس اينك كه ما به گناهان خويش گردن نهاده‌ايم ، براى بيرون شدن از اين گرفتارى راه چاره اى هست ؟
    در ايـن آيه ، خداوند از دو بار ميراندن و دو باز زنده‌شدن سخن گفته ا ست ، كه هر ميراندن ، حيات سابقى را مى رساند ؛ همانگونه كه دوبار زنده شدن ، مرگ پيشين را حكايت مي‌كند . مـيـرانـدن نـخست ، پس از حيات دنيوى ، و مرگ دوم ، پس از حيات در رجعت است ؛ چنانكه احيا نخست ، در رجعت ، و احيا دوم در روز واپسين است .
    3 . زنده شدن اصحاب كهف :

    يكي از دلايل صحت و امكان رجعت ، زنده شدن اصحاب كهف ، بعد از 300 سال است كه خداوند در سوره كهف به آن تصريح مي‌كند :
    وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ... وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ . الكهف / 18 و 19 .
    گمان مى برى كه آنان بيدارند ، در حالى كه آنان آرميده اند ... اين چنين آنان رابرانگيختم تا ميان خود گفتگو كنند .
    وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا . الكهف / 21 .
    اين چنين ، ديگران را بر آنان دلالت نموديم ، تا بدانند وعده خداوند ، درباره رستاخيز ، حق است ، و هنگامه قيامت هر آينه آمدنى است و جاى شك در آن نيست .
    وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِئَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا . الكهف / 25 .
    آنان در غارشان سيصد سال درنگ نمودند ، و نه سال بر آن افزودند .
    4 . داستان عزيز :

    أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آَيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . البقره / 259 .
    يا همانند كسى كه از كنار يك روستاى ويران شده عبور كرد ، در حالى كه سقفهاى آن فروريخته بـود، و مـردم آن مرده و استخوان‌ها پوسيده و پراكنده شده بود ، با خودگفت : چگونه خدا ، اينها را پـس از مـرگ زنـده مـى كند. در اين هنگام ، خدا او را يكصدسال ميراند ، سپس برانگيخت ، و به او گـفت : (نوايى شنيد) چه قدر درنگ كردى .گفت : يك روز يا پاره اى از روز ، به او گفت : نه بلكه يـكصد سال درنگ كردى . پس نگاه كن به خوردنى و آشاميدنى خود كه همراه داشتى ، هيچ گونه فرسودگى در آن رخ نداده ؛ ولى به الاغ خود نگاه كن كه چگونه فرسوده و از هم گسيخته شده ... كه ماتو را ، زنده شدن تو پس از يكصد سال مردن را – نشانه‌اى براى مردم قرار دهيم ( از تو شنيده باور كنند كه زنده شدن مردگان حق است ) اكنون به استخوانهاى پوسيده و از هم گسيخته الاغ خـود نـگـاه كـن ، تا چگونه آنها را فرآورده استوار مى سازيم ، سپس گوشت بر آن مى پوشانيم . پس هـنـگامى كه اين حقايق بر او آشكار گرديد ، گفت : هرآينه مى دانم خداوند بر همه كارى توانايى دارد .
    5. هفتاد هزار خانوار فراري از طاعون :

    يكى ديگر از دلايل صحت و امكان رجعت در اين امت ، داستان هفتاد هزار خانوار فرارى از طاعون است كه دچار مرگ ناگهانى شدند ، و سپس با دعاى حزقيل ، سومين وصى حضرت موسى ، زنده شدند . خداوند ، در قرآن كريم داستان را اين‌گونه نقل مي‌كند :
    أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ . البقره / 243 .
    آيا نديده‌اى ( ندانسته اى) گروهى را كه از ترس مرگ از خانه هاى خود بيرون شدند (به بـهـانه بيمارى طاعون از شركت در جنگ و جهاد خوددارى نمودند) خداوند فرمان مرگ آنان را صـادر نـمـود ، سـپـس ، بر اثر دعاى پيغمبرى عظيم الشان ، آنان را زنده نمود . خداوند نسبت به بندگان خود بخشاينده است گرچه بيشتر مردم سپاس نمى دارند .
    گـويـنـد: اينان هفتاد هزار خانوار بودند كه از ترس مرگ ، بيمارى طاعون را بهانه قراردادند، در جهاد شركت نجستند، و از خانه هايشان بيرون شدند. آنگاه در راه ، مرگ همگى فرارسيد . و بر دست سومين وصى حضرت موسى عليه السلام زنده شدند ، و اينان گروهى از بنى اسرائيل بودند .
    مرحوم طبرسي در تفسر مجمع البيان در اين باره مي‌گويد :
    هؤلاء ( الذين خرجوا من ديارهم ) قيل : هم من قوم بني إسرائيل ، فروا من طاعون وقع بأرضهم ، عن الحسن . وقيل : فروا من الجهاد ، وقد كتب عليهم .
    تفسير مجمع البيان ، الشيخ الطبرسي ، ج 2 ، ص 132 .
    اينان ، كساني از قوم بني اسرائيل بودند كه از ترس طاعون فرار كردند . حسن گفته ، آن‌ها از جهادي كه بر آن‌‌ها واجب بود فرار كرده بودند .
    6. هفتاد نفر از اصحاب موسى عليه السلام دو باره زنده شدند :

    اين داستان را بارها شنيده‌ايد كه حضرت موسي هفتاد نفر از اصحاب خود را به ميعاد‌گاهش در كوه طور برد ؛ اما آن‌ها بعد از ديدن معجزات فراوان ، بازهم بر لجاجت خويش پافشاري و حتي درخواست كردند كه خداوند را با همين چشم ظاهري ببينند كه خداوند عذاب خود را بر آنان نازل كرد و آنان بر اثر صاعقه از بين رفتند . حضرت موسي عليه السلام دعا كرد و آنان دو باره زنده شدند . خداوند داستان را اين‌گونه نقل مي‌كند :
    وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ . ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ .
    ياد بياوريد هنگامى را كه به موسى گفتيد : ايمان نمى آوريم ، تا خدا را بالعيان ببينيم ... پس صاعقه شـمـا را فراگرفت ، در حالى كه نظاره مى كرديد ، در مقابل اين عقوبت كارى نميتوانستيد انجام دهيد ، آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد تا سپاسگزار باشيد .
    7. زنده شدن ، كشته‌اي از بني اسرائيل :

    كشته‌اي در ميان بني اسرائيل پيدا شد كه مشخص نبود چه كسي او را كشته است و هر كس گناه آن را به گردن ديگري مي‌انداخت ؛ تا اين كه از جانب خداوند وحي رسيد كه گاوي را سر ببرند و بيخ دم او را به جنازه بزنند تا او زنده شده و قاتل خويش را رسوا سازد .
    وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ . فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آَيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . البقره / 72 و 73 .
    بـه يـاد آوريد هنگامى كه فردى را كشتيد و گناه كشتن او را به گردن يكديگرمى افكنديد ، ولى خداوند آنچه را پنهان مى ساختيد آشكار مى سازد . پس فرمان داديم (تا گاوى را كشته ) و قسمتى از آن را (كـه همان بيخ دم او باشد) به كشته بزنيدتا (با اذن خدا) زنده گردد . اين چنين است كه خداوند مردگان را زنده مى كند ، و دلائل خود را براى شما آشكار مى سازد ، باشد تا انديشه كنيد .
    8 . رجعة اولاد ايوب :

    در تفاسير ، در باره آيه ذيل آمده است :
    وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ . ص / 43 .
    و خانواده‏اش را به او بخشيديم ، و همانند آن ها را بر آنان افزوديم ، تا رحمتى از سوى ما باشد و تذكّرى براى انديشمندان‏ .
    كه خداوند فرزندان حضرت ايوب را بعد از آني كه همه آن‌ها را از دنيا برده بود ، به او بازگرداند و تا سال‌ها بعد با آن حضرت زندگي كردند .
    در تفسير جلالين آمده است :
    أي أحيا الله له من مات من أولاده ورزقه مثلهم .
    تفسير الجلالين ، المحلي ، السيوطي ، ص 603 .
    يعني خداوند هم فرزنداني را كه مرده بود بازگرداند و هم مثل آن فرزندان را به او ارزاني داشت .
    بغوي در تفسير خود به نقل از ابن عباس مي‌نويسد :
    ان الله رد على المرأة شبابها فولدت له ستة و عشرين ذكراً
    خداوند جواني همسر ايوب را بازگرداند و پس از آن 26 پسر براي او به دنيا آورد .
    بسياري از مفسران اهل سنت ؛ از جمله : ابن كثير ، سيوطي ، ابن أبي حاتم ، شوكاني و ... گفته‌اند :
    ورد الله عليه ماله وولده عيانا ومثلهم معهم .
    تفسير ابن أبي حاتم ، ابن أبي حاتم الرازي ، ج 10 ، ص 3245 و تفسير ابن كثير ، ابن كثير ، ج 3 ، ص 198 – 199 و الدر المنثور ، جلال الدين السيوطي ، ج 5 ، ص 311 و فتح القدير ، الشوكاني ، ج 4 ، ص 439 .
    خداوند اموال و فرزندان ايوب را عينا به او بازگردانده و مثل آن‌ها را نيز به وي ارزاني داشت .
    وقتي ثابت شود كه بازگشت بعد از مرگ به دنيا در امت‌هاي گذشته و نيز در امت اسلام اتفاق افتاده و ده‌ها روايت صحيح از ائمه اطهار عليهم السلام نيز اين مسأله را تأييد كنند ، چه مانعي مي تواند از اعتقاد به رجعت جلوگيري نمايد ؟ مگر نه اين كه اهل سنت بسياري از عقائد خودشان را از رواياتي گرفته‌اند كه سر منشأ همه آن‌ها اسرائيلياتي است كه توسط كعب الأحبار‌ها وارد عقائد اهل سنت شده است ؛ همانند عقيده به تجسيم ،
    آيه‌اي كه بر بطلان رجعت استناد شده است :

    عثمان الخميس براي بطلان عقيده رجعت و تضاد آن با قرآن ، به اين آيه استناد كرده است :
    حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ . لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ . المؤمنون / 99 _ 100 .
    زمـانـى كـه مرگ يـكـى از آنـان را فرارسد ، گويد : پروردگارا ! مرا بازگردان ، تا آنچه را فروگذار كرده‌ام كار نيك انجام دهم ؛ ولى چنين نيست ، اين سخنى است كه او برزبان مى راند ، ( و اگـر بـازگـردد كـارش هـمـچون گذشته است ) و پشت سر آنان جهان ميانه اى است (برزخ ) تا هنگامه قيامت .
    به احتمال زياد ، مخالفين رجعت ، كلمه : « كلا » را به به درخواست رجعت از سوي كافرين برگردانده است ؛ در حالي كه چنين نيست . خداوند نمي‌گويد كه : هرگز آن‌ها را بر نمي‌گردانيم ؛ بلكه خداوند مي‌گويد : حتي اگر آن‌ها را برگردانيم ، عمل صالح انجام نمي‌دهند و همانند گذشته بر ستمكاري خود اصرار مي‌ورزند . شاهد بر مطلب آيه 28 سوره انعام است كه خداوند مي‌فرمايد : اگر آن‌ها را برگردانيم ، دو باره به همان كار‌هايي كه از قبل انجام مي‌دادند ، برمي‌گردند .
    وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ . انعام آيه 28 .
    و اگر بازگردند ، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند .
    چنانچه مفسر بزرگ اهل سنت ، ابن كثير سلفي دمشقي در ذيل آيه مي‌نويسد :
    كلا أي لأنها كلمة أي سؤاله الرجوع ليعمل صالحا هو كلام منه وقول لا عمل معه ولو رد لما عمل صالحا ولكان يكذب في مقالته هذه كما قال تعالى « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه وإنهم لكاذبون » .
    منظور ابن كثير اين است كه : كلمه « كلا » يعني اين كه آن‌ها از خداوند مي‌خواهند كه به دنيا بازگردند تا عمل صالح انجام دهند و خداوند مي فرمايد كه اگر آن‌ها را برگردانيم ، بازهم عمل صالح انجام نخواهند داد و آن‌ها دروغ مي‌گويندد چنانكه خداوند فرموده است : " و اگر بازگردند ، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند" .
    بعد براي تأييد اين نظريه ، مي‌نويسد :
    وقال عمر بن عبد الله مولى غفرة : إذا قال الكافر « رب ارجعون لعلي أعمل صالحا » يقول الله تعالى كلا كذبت .
    تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 266
    و قرطبي ، از مفسران بنام اهل سنت نيز همين قول را ذكر مي‌كند :
    وقيل : لو أجيب إلى ما يطلب لما وفى بما يقول ، كما قال : « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه » .
    تفسير القرطبي ، ج 12 ، ص 150 .
    اگر خداوند دعاي اينها را اجابت كند و اينها برگردند ، به گفته خودشان وفا نمي‌كنند ؛ چنانكه آيه ( و لو ردوه لعادوا لما نهوا عنه ) به اين مطلب اشاره دارد .
    و شوكاني ، يكي ديگر از مفسران بزرگ اهل سنت نيز همين احتمال را ذكر مي‌كند :
    أو المعنى : أنه لو أجيب إلى ذلك لما حصل منه الوفاء كما في قوله « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه » .
    فتح القدير ، ج 3 ، ص 498 .
    [كلا] به اين معنا است كه اگر به سخن آن‌ها گوش داده شود و آن‌ها را به دنيا برگردانند ، به وعده‌اي كه داده‌‌اند وفا نخواهند كرد ؛‌چنانچه در آيه ديگر مي‌فرمايد : " و اگر بازگردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند " .
    رواياتي از طريق اهل بيت عليهم السلام بر صحت رجعت :

    1. قال علي بن إبراهيم وحدثني أبي عن أبي عمير عن عبد الله بن مسكان عن أبي عبد الله عليه السلام في قوله تعالى ( وإذ اخذ الله ميثاق النبيين لما اتينكم من كتاب وحكمة ثم جاء كم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه ) قال ما بعث الله نبيا من ولدن آدم عليه السلام الا ويرجع إلى الدنيا فينصر أمير المؤمنين ( ع ) وهو قوله لتؤمنن به يعني برسول الله صلى الله عليه وآله ولتنصرنه يعنى أمير المؤمنين عليه السلام .
    امام صادق عليه السلام در باره قول خداوند تبارك وتعالي « وإذ اخذ الله ميثاق النبيين لما اتينكم من كتاب وحكمة ثم جاء كم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه » فرمودند : نيست فرزندي از فرزندان حضرت آدم كه پيامبر بوده باشد ؛ مگر اين كه به دنيا برمي‌گردد و امير المؤمنين عليه السلام را ياري مي‌كند . و اين همان گفته خداوند « لتؤمنن به ؛ تا به او ايمان بياورند » است كه مراد از آن ايمان به رسول خدا صلي الله عليه و آله است و نيز مراد خداوند از « ولتنصرنه ؛ تا او را ياري كنند » ياري امير المؤمنين عليه السلام است .
    مختصر بصائر الدرجات ، الحسن بن سليمان الحلي ، ص 42 .
    2. سعد ، عن ابن يزيد ، وابن أبي الخطاب واليقطيني وإبراهيم بن محمد جميعا ، عن ابن أبي عمير ، عن ابن أذينة ، عن محمد بن الطيار ، عن أبي عبد الله عليه السلام في قول الله عز وجل : « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » فقال : ليس أحد من المؤمنين قتل إلا سيرجع حتى يموت ولا أحد من المؤمنين مات إلا سيرجع حتى يقتل .
    محمد بن طيار گويد : امام صادق عليه السلام در باره آيه « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » فرمودند : مؤمني كشته نمي‌شود ؛ مگر اين كه به دنيا بر مي‌گردد تا بميرد و مؤمنين نمي‌ميرد ؛ مگر اين كه به دنيا بر مي‌گردد تا كشته شود .
    بحار الأنوار ، العلامة المجلسي ، ج 53 ، ص 40 .
    3. سعد ، عن ابن عيسى ، عن الأهوازي ، عن حماد بن عيسى عن الحسين بن المختار ، عن أبي بصير قال : قال لي أبو جعفر عليه السلام : ينكر أهل العراق الرجعة ؟ قلت : نعم ، قال : أما يقرؤن القرآن « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » .
    ابي بصير نقل مي‌كند كه اما باقر عليه السلام از من سؤال كرد : آيا اهل عراق رجعت را انكار مي‌كنند ؟ عرض كردم : بلي . امام فرمود : آيا در قرآن نخوانده‌اند : ما از هر امتي ، گروهي را بر مي‌انگيزيم ؟ .
    4. سئل الإمام أبو عبد الله عليه السلام عن قوله « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » قال : ما يقول الناس فيها ؟ قلت : يقولون : إنها في القيامة ، فقال أبو عبد الله عليه السلام : أيحشر الله في القيامة من كل أمة فوجا ويترك الباقين ؟ إنما ذلك في الرجعة فأما آية القيامة فهذه « وحشرناهم فلم نغادر منهم أحدا » إلى قوله « موعدا »
    از امـام صادق (ع )، درباره آيه « ويوم نحشر من كل امة فوجا » سوال شد ، فرمود : مردم درباره آن چـه مـى گـويند ؟ گفتند : مى گويند درباره قيامت است . فرمود : آيا در روز قيامت از هر گروهى دسـتـه اى برانگيخته مى‌شوند، و بقيه وانهاده مى شوند ؟ نه ، چنين نيست ، اين آيه مربوط به رجعت است ، اما آيه قيامت آيه « وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا » است .
    بحار الأنوار ، العلامة المجلسي ، ج 53 ، ص 51 .
    5. حدثني أبي قال : حدثني ابن أبي عمير ، عن المفضل ، عن أبي عبد الله عليه السلام في قوله « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » قال : ليس أحد من المؤمنين قتل إلا يرجع حتى يموت ، ولا يرجع إلا من محض الايمان محضا أو محض الكفر محضا .
    امام صادق عليه السلام در باره قول خداوند : « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » فرمود : هيچ مؤمنين نيست كه كشته شده باشد ؛ مگر اين كه به دنيا بر مي‌گردد تا بميرد . بازنمى گردد جز كسانى كه خالصا ايمان آورده باشند يا كفر ورزيده‌اند.
    بحار الأنوار ، العلامة المجلسي ، ج 53 ، ص 53 .
    6. حدثنا تميم بن عبد الله بن تميم القرشي رضي الله عنه قال : حدثني أبي قال : حدثنا أحمد بن علي الأنصاري عن الحسن بن الجهم قال : حضرت مجلس المأمون يوما وعنده علي بن موسى الرضا عليه السلام وقد اجتمع الفقهاء وأهل الكلام من الفرق المختلفة فسأله بعضهم ... فقال المأمون : يا أبا فما تقول في الرجعة فقال الرضا عليه السلام : إنها لحق قد كانت في الأمم السالفة ونطق به القرآن وقد قال رسول الله ( ص ) يكون في هذه الأمة كل ما كان في الأمم السالفة حذو النعل بالنعل والقذة بالقذة قال عليه السلام : إذا خرج المهدي من ولدي نزل عيسى بن مريم عليه السلام فصلى خلفه وقال عليه السلام : إن الاسلام بدأ غريبا وسيعود غريبا فطوبى للغرباء قيل : يا رسول الله ثم يكون ماذا ؟ قال ثم يرجع الحق إلى أهله .
    عيون أخبار الرضا (ع) ، الشيخ الصدوق ، ج 1 ، ص 217 – 218 .
    خـلـيفه مامون عباسى ، از امام على بن موسى الرضا (ع )، پرسيد: درباره رجعت چه مى گويى . فرمود: رجـعـت حـق اسـت ، در امتهاى گذشته بوده ، و قرآن از آن ياد كرده . پيغمبر اكرم (ص )فرموده : هـرآنـچـه در امـتهاى پيشين واقع شده نظير آن در اين امت نيز واقع مى شود.نيز فرموده : هنگام ظهور مهدى (عج )، عيسى (ع ) از آسمان فرود مى آيد و به وى اقتدا مى كند. بـاز فـرمـوده : اسـلام غـريب بود، و به غربت بازمى گردد، خوشا باد غريبان را.پرسيدند: آنگاه چه مى شود. فرمود: حق به اهلش بازمى گردد .
    ای اهل عالم آقام علی مظلومه
    خداوند به غربت علی بن ابی طالب امام المومنین عجل لولیک الفرج


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام وتشکر از مطالبتون میشه درمورد ایات زیر که فکر می کنم به نوعی به رجعت اشاره دارد توضیحی دهید
    سجده 5
    معارج 4
    نبا 22
    رعد2
    نبا26
    النارعات 38-39
    عبس 17-23
    حدید 13
    غافر 11-12-14
    نجم 32
    یس67
    فرقان 13-14
    ق2-3-4
    رعد 5
    نسا56

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رجعت در ادعيه و زيارات

    مطلب بسيار قابل توجّه و محلّ تعمّق اين که در عصر ائمّه(عليهم السلام)خفقان و ظلم حاکمان وقت به­ حدّي بود که آن بزرگواران، معارف ديني و عقايد اسلامي را در لابه لاي ادعيه و زيارت نامه­ ها به شيعيان و پيروان خود انتقال مي ­دادند. از شمار آن معارف، همين مسأله رجعت مي­باشد که در دعاها و زيارت نامه­ ها به آن پرداخته شده است.

    براي نمونه، به برخي از آن­ها اشاره مي­شود:

    1. دعاي عهد

    از دعاهاي مشهوري که خواندن آن در عصر غيبت ولي عصر(عج) تأکيد شده دعاي عهد است، روايتي از امام صادق(ع) نقل شده است که آن حضرت فرمود:

    من دعا الي الله أربعين صباحا بهذا العهد کان من انصار قائمنا، فإن مات قبله اخرجه الله من قبره و اعطاه بکل کلمة ألف حسنة و محا عنه ألف سيئة.[1]؛

    هر کس چهل صبح اين دعا را بخواند، از ياوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداوند او را از قبر بيرون آورد که در خدمت آن جناب باشد و حق تعالي به ازاي هر کلمه، هزار حسنه به او دهد و هزار گناه از او ببخشد.

    از اين روايت، به روشني رجعت و بازگشت به دنيا در زمان ظهور حضرت قائم(عج) استفاده مي­ شود. همچنين در خود اين دعا، به رجعت تصريح شده است. در فرازي از آن، يک مؤمن مشتاق ديدار چنين دعا مي­کند:

    اللّهم إن حال بيني و بينه الموت و… فاخرجني من قبري مؤتزرا کفني، شاهرا سيفي، مجردا قناتي، ملبيا دعوة الدّاعي في­الحاضر والبادي[2]؛

    خداوندا! اگر مرگ بين من و مولايم حايل شد بيرون آور مرا از قبرم در حالي که کفن خود را به کمر بسته باشم و با شمشير کشيده و نيزه افراشته دعوت داعي حق را اجابت کنم؛ درهر جا که باشم، چه در شهر و يا در قريه‌ها.

    همان­گونه که در جملات اخير ملاحظه مي­شود، دعا کننده از خداوند مي­خواهد، اگر قبل از ظهور حضرت مهدي(عج)، مرگ، او را در بر­گرفت و از فيض ديدارش محروم شد، خداوند در هنگام ظهور، او را زنده کند تا در رکاب آن حضرت با دشمنان خدا مبارزه کند و پيروزي اسلام و خواري دشمنان را ببيند و اين، يکي از اهداف رجعت است.

    2. زيارت جامعه کبيره

    يکي از جامع­ترين و پرمحتواترين زيارت­هاي ائمّه(عليهم السلام) زيارت جامعه کبيره است. اين زيارت، از امام هادي(ع) با اسناد معتبر در کتاب­هاي معتبر مانند من لايحضره الفقيه[3] و عيون اخبار‌الّرضا[4] نوشته مرحوم صدوق و تهذيب[5] شيخ طوسي و… روايت شده است. اين زيارت، معارف فراواني را در بر دارد و مي­توان گفت يکي از بهترين منابع شناخت مقامات و فضايل اهل بيت است.

    علّامه مجلسي درباره آن مي­نويسد:

    إنّها اصحّ الزّيارات سنداً و أعمّها مورداً و أفصحا لفظاً و أبلغها معناً و أعلاها شأناً؛

    زيارت جامعه کبيره، از نظر سند صحيح­ترين زيارت­ها و از نظر مورد، گسترده­ترين و از جهت لفظ، فصيح­ترين و از جنبه معنا، بليغ­ترين و از نظر جايگاه برترين زيارت­هاست.

    در چند فراز از اين زيارت، به مسأله «رجعت» تصريح شده است که آن موارد را مي ­آوريم:

    …مؤمن بإيابکم، مصدّق برجعتکم، منتظر لأمرکم، مرتقب لدولتکم… و نصرتي لکم معدة حتّي يحيي الله دينه بکم و يردکم في أيامه و يظهرکم لعدله و يمکّنکم في أرضه…فثبتني الله أبدا ما بقيت علي موالاتکم و جعلني ممن يقتص آثارکم و يسلک سبيلکم و يهتدي بهديکم و يحشر في زمرتکم و يکرّ في رجعتکم و يملّک في دولتکم و يشرف في عافيتکم و يمکن في أيامکم و تقرّ عينه غداً برؤيتکم…؛

    من معتقد به رجعت شما و تصديق کننده بازگشت شما، منتظر امر شما و منتظر دولت شما هستم. نيرويم آماده ياري شما است، تا وقتي که خدا دينش را به دست شما زنده کند و در روزهاي موعود خويش، شما را برگرداند و براي گسترش عدلش شما را ظاهر کند و در زمين، قدرتتان دهد… خدا هميشه مرا به دوستي شما ثابت دارد و از آن­ها قرار دهد که از شما پيروي مي­ کنند، در راهتان مي­روند، به نور هدايتتان رهبري مي­شوند در زمره ­تان محشور مي­شوند، در رجعتتان باز مي­گردند، در دولتتان حکومت مي­کنند، در زمان راحت و عافيتتان شرف مي­يابند، در روزگارتان قدرتمند مي­شوند و فردا چشمشان به جمالتان روشن مي­شود.

    3. زيارت مطلقه امام حسين(ع)

    از ديگر زيارت­هايي که بسيار به آن سفارش شده، زيارت اربعين مي­باشد که از امام صادق(ع) نقل شده است. البتّه اين جملات، در زيارت امام حسين(ع) در روز عرفه و نيز در زيارت اربعين آن حضرت(ع) عينا ذکر شده است:

    إنّي بکم مؤمن و بإيابکم موقن؛ همانا من به شما و به برگشت شما معتقد مي­باشم.

    همچنين مي­خوانيم:

    إنّي من المؤمنين برجعتکم؛ همانا من از مؤمنان به رجعت شما هستم.


    4. دعاي روز دحو الارض

    در اين دعا آمده است:

    و أبعثنا في کرّته[6] حتّي نکون في زمانه من اعوانه؛ ما را در برگشتش برانگيز، تا در زمان او از يارانش باشيم.

    5. زيارت آل يس

    زيارت آل يس، از ديگر زيارت­ هايي است که بايد مورد اهتمام و توجّه شيعيان باشد. اين زيارت، در عين کوتاه بودن، مطالب مهمّي همچون توجّه به امام زمان(عج) و عقايدي که شيعه بايد به آن­ها اقرار داشته باشد، دارد. در قسمتي از اين زيارت آمده است:

    …و أشهد أنّک حجّة الله أنتم الاوّل و الأخر و أن رجعتکم حقّ لا ريب فيها يوم لا ينفع نفساً ايمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت في أيمانها خيراً و أنّ الموت حقّ و أنّ ناکراً و نکيراً حقّ و أشهد أنّ النّشر حقّ و البعث حقّ و الجنّة و النّار حقّ و الوعد و الوعيد بهما حقّ…؛

    شهادت ميدهم که تو حجّت خدايي، شما [ اهل بيت:] اوّل و آخر هستيد و همانا رجعت و بازگشت شما حق است، در روزي که ايمان آوردن افرادي که قبلاً ايمان نياورده­اند، سودي نمي­ بخشد يا در ايمانشان عمل نيکي انجام نداده­اند و همانا مرگ، حق است و پرسش نکير و منکر حق است و شهادت مي­دهم که نشر و برانگيختن، حق است و صراط و مرصاد، حق است و ترازوي اعمال و حشر در قيامت، حق است و حساب حق است و بهشت و دوزخ، حق است و وعده­ و وعيدهاي درباره آن دو، حق است…

    6. زيارت حضرت ابوالفضل(ع)

    در فرازي از اين زيارتنامه مي­خوانيم:

    إنّي بکم مؤمن و بإيابکم من الموقنين[7]؛ همانا من به شما مؤمن هستم و به بازگشتتان يقين دارم.

    هم­چنين به نقل از کتاب مصباح الزائر روايتي از امام صادق(ع) نقل شده است:

    هرکس مي­خواهد پيامبر(ص)و امامان را از دور زيارت کند، بايد بگويد: … من از معتقدان به فضل شما و معترف به رجعت شما هستم. هيچ قدرتي را براي خدا انکار نمي­کنم و واقع شدن چيزي جز آنچه خداوند بخواهد، به گمانم خطور نمي­کند.[8]

    7. زيارت امام زمان(عج)

    اين زيارت از محمّد بن عبدالله بن جعفر حميري نقل شده که امام عصر(عج)، بعد از پاسخ به پرسش­هايي که از آن حضرت شده بود، بيان فرموده است. در بخش‌هايي از آن مي­خوانيم:

    أنتم الاوّل و الآخر، و إنّ رجعتکم لا شکّ فيها يوم لا ينفع نفساً إيمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت في إيمانها خيراً[9]؛

    شماييد اوّل و آخر، شهادت مي­دهم که رجعتتان حق است و در آن، هيچ شک و شبهه­ اي نيست؛ همان روزي که اگر کسي از قبل ايمان نياورده باشد، يا در ايمانش خيري کسب نکرده باشد، ايمان آن روز، او را نفعي ندهد.

    از مجموع ادعيه و زيارات وارده، چنين استفاده مي­شود که رجعت، نزد ائمّه(عليهم السلام) امري مسلّم و قطعي بوده است و آنان، اين امر مهم را توسط دعاها و زيارت­ها، در موارد مختلف، به پيروان خود انتقال مي‌دادند.

    البتّه، اگر بخواهيم تمام دعاها و زيارت­هايي را که سخن از رجعت گفته ­اند، ذکر کنيم، بدون شک حجم نوشتار دو چندان خواهد گرديد؛ لذا، به همين مقدار اکتفا مي­شود.خوانندگان عزيز را براي مطالعه بيشتر، به کتاب­هاي زيارت و ادعيه ارجاع مي­دهيم.

    نکته ­اي که قابل ذکر است اين­ که، مرحوم حرّ عاملي پس از ذکر روايات، ادعيه و زيارتنامه ­ها، فراواني آن­ها را در رابطه با رجعت، بيش از تواتر معنوي مي­داند. سپس مي­گويد:

    در هيچ مسأله ­اي راجع به اصول يا فروع دين، در مقايسه با رجعت، به اندازه آن آيه و خبر وارد نشده است.[10]


    پي نوشتها:

    [1]. بحار الأنوار، ج 53، ص 95.

    [2]. مفاتيح الجنان پس از دعای ندبه در امر سوم؛ بحار الأنوار، ج 3، ص 95.

    [3] . ج2، ص370.

    [4] . ج2، ص 370.

    [5] . ج6، ص 95.

    [6]. پيش از اين ذکر شد که کلمه «کرّة» نيز به معنای بازگشت و رجعت مي­باشد.

    [7] . بحار الأنوار، ج98، ص 359، باب31.

    [8] . همان، ج 53، ص 97، ح112.

    [9] . احتجاج، ص 492.

    [10]. الإيقاظ، باب دهم، ذيل روايت 178، ص 391.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    آيا رجعت را مي‌شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟ (حتما بخونید)

    رجعت از دیدگاه قرآن (1)

    رجعت در لغت به معنای بازگشت است و در اصطلاح، عبارت از بازگشت بعضی از مؤمنان خالص و برخی از منافقان فاجر به این جهان، پیش از قیام قیامت است.
    برخی از مؤمنان خالص که در تمام عمر آرزوی درک دولت حقه را در دل می پرورانیدند، بازمی گردند تا به آرزوی خود برسند و حکومت عدالت گستر ولی الله اعظم علیه السلام را ببینند، و برخی از منافقان فاجر که در تمام عمر تلاش می کردند که در مقابل حق بایستند و در برابر آن صف آرایی کنند، برمی گردند تا به سزای اعمال خویش برسند.
    فرمان رجعت همانند فرمان ظهور، از طرف خداوند قادر متعال صادر می شود و جمعی از بندگان خالص خداوند که سال ها و احیاناً قرن ها پیش از آن دیده از جهان فرو بسته اند، باز می گردند و تجلی قدرت خداوند را در دولت کریمه حضرت مهدی صلوات الله علیه می بینند.
    در این مقاله می خواهیم آیاتی از قرآن که هم مضمون با رجعت است را بررسی کنیم.


  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    آیاتی از قرآن کریم در باب رجعت


    در این جا پیرامون آیاتی گفتگو می کنیم که در احادیث اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به رجعت گروهی از مؤمنان و مشرکان خالص، بعد از ظهور حضرت مهدی روحی فداه تفسیر شده است:

    1) (الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ) (1)


    آنان که غیب را باور می کنند.

    در تفسیر این آیه آمده است که «غیب» سه روز است:

    1- روز رجعت، 2- روز قیامت، 3- روز قیام قائم صلوات الله علیه


    که این روزها، روزهای آل محمد علیهم السلام است. (2)

    2) (وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّیْنَ لَمَا آتَیْتُکُم مِن کِتَابٍ وَحِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءکُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ) (3)


    و چون خداوند از پیامبران پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب و حکمت عطا کردیم و آنگاه پیامبری آمد که آنچه با شماست را تصدیق کرد، البته به او ایمان آورید و یاری اش کنید.

    امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمودند:

    یعنی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله ایمان بیاورند و امیر مؤمنان علیه السلام را یاری نمایند.

    ابن ابی شیبه پرسید: امیر مؤمنان را یاری نمایند؟ فرمودند: آری، به خدا سوگند خداوند از آدم تا خاتم پیامبر نفرستاده، جز این که او را بازمی گرداند تا در برابر علی بن ابی طالب علیه السلام شمشیر بزند. (4)


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    پیشوای ششم شیعیان در تفسیر همین آیه فرمودند:

    این آیه هنوز تحقق نیافته است. سلام بن مستنیر پرسید: جانم به فدای شما، این آیه کی تحقق می یابد؟ فرمودند: این آیه هنگامی تحقق می یابد که خداوند همه پیامبران و مؤمنان را برای نصرت امیر مؤمنان علیه السلام گرد می آورد، و پرچم رسول اکرم صلی الله علیه و آله به دست امیر مؤمنان علیه السلام داده می شود. در آن روز علی بن ابی طالب علیه السلام امیر همه مخلوقات می شود و همه آن ها در زیر پرچم او قرار می گیرند و او بر همه امیر می باشد. این است تأویل این آیه. (5)

    امیر مؤمنان علیه السلام در ضمن خطبه مفصلی، از تفسیر این آیه سخن می گوید و تصریح می کند که خداوند از همه پیامبران پیمان گرفته که به حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایمان بیاورند و جانشین او را نصرت کنند. سپس می فرمایند:

    هنوز احدی از پیامبران مرا یاری نکرده اند ولی همه آن ها مرا یاری خواهند نمود و آن هنگامی است که شرق و غرب جهان از آنِ من خواهد بود. در آن روز خداوند همه پیامبران را از آدم تا خاتم صلی الله علیه و آله زنده خواهد کرد و تمامی آن ها در برابر من شمشیر خواهند زد و گردن گردنکشان انس و جن را خواهند زد. (6)

    در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام از امیر مؤمنان علیه السلام نقل می کنند که فرمودند:

    این آیه تحقق نمی یابد، مگر در رجعت. (7)

    3) (أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ) (8)

    آیا جز آیین خدا را می طلبند، در حالی که آنچه در آسمان ها و زمین است، خواه ناخواه در برابر او تسلیم اند و به سوی او باز می گردند (در محکمه عدل الهی حاضر می شوند).


    صالح فرزند میثم تمار از پیشگاه امام باقر علیه السلام تفسیر این آیه را پرسید، امام علیه السلام فرمودند:

    این آیه هنگامی تحقق می یابد که حضرت علی علیه السلام بانگ برمی آورد: من از همه مردم به آیه (وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ) (9) شایسته ترم (10)


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0




    رجعت اهل بیت (ع) از دیدگاه قرآن و حدیث


    شاکر اردکانى، جلال
    کارشناسى ارشد علوم قرآن و حدیث
    دانشگاه قم
    استاد راهنما: شاکر، محمدکاظم
    ۱۳۷۸

    این پایان‏نامه در پنج فصل تنظیم و نگارش شده‏است. فصل اول، کلیات: رجعت از نظر لغوى، رجعت از نظر اصطلاحى، پیشینه بحث از رجعت، هدف و فلسفه رجعت؛ فصل دوم، رجعت در امت‌هاى گذشته: رجعت در میان امّت موسى (ع)، ماجراى قتل در میان قوم بنى‏اسرائیل، فرار از فرمان الهى، داستان حضرت عزیر، حضرت عیسى و زنده کردن مرده‏ها، ایوب و مرگ فرزندان او، حضرت ادریس و زنده کردن پیره‏زنى، رسولان شهر انطاکیه؛ فصل سوم، رجعت در قرآن؛ فصل چهارم، رجعت در احادیث تفسیرى؛ فصل پنجم، رجعت در روایات غیرتفسیرى. در این پایان‏نامه روایات مربوط به رجعت مورد نقد قرار گرفته ‏است.

    http://www.hadith.net/n566-e4471.html

    آيا رجعت را مي‌شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟ (حتما بخونید)

    رجعت را با استناد به كدام آيات اثبات مي كنيد؟

    رجعت به معني عودت، بازگشت است. در اينجا به معني بازگشت به سوي دنيا مي‏باشد
    و در اصطلاح معني رجعت از نظر علما و دانشمندان شيعه چنين است كه مي‏گويند، پيش از قيام قيامت در ادامه حكومت حضرت مهدي(ع) به ترتيب، دوران رجعت هر يك از ائمه هدا(ع) فرا رسد و جمعي از نيكان بسيار نيك از هر دوران و هم‏چنين بدكاران بسيار بد از هر زمان به دنيا بازگردند. نيكان براي ديدن دولت كريمه اهل‏بيت و رسيدن به آرزوي حكومت عدل و داد و بدكاران از براي عقوبت و عذاب دنيا كه سزاي اعمال خود را در اين دنيانديده‏اند.
    امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «ان الرجعه ليست بعامه و هي خاصه لايرجع الا من محض الايمان محضا او محض الشرك محضا؛ رجعت همگاني نيست بلكه خاص است و فقط كساني به دنيا باز مي‏گردند كه مؤمن خالص يا مشرك محض باشند» (ميزان‏الحكمه، ج 4، ص1984، ح 6941).
    در رجعت اولين كسي كه زمين بر او شكافته مي‏شود، امام حسين(ع) مي‏باشد.
    امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «اول من نشق الارض عنه و يرجع الي الدنيا الحسين بن علي(ع)؛ نخستين كسي كه قبر به روي او شكافته مي‏شود و به دنيا برمي‏گردد حسين بن علي(ع) است». همچنين در روايت آمده است كه امام باقر(ع) به بكيربن اعين فرمود: رسول خدا و علي رجعت خواهند كرد، (ميزان‏الحكمه، ج 4، ص 1982، ح 6932 و 6933 - سفينه ‏البحار، ج 3، ص 315).
    از حضرت رضا(ع) نقل شده است: مأمون به امام رضا عرض كرد: اي ابالحسن نظر شما درباره رجعت چيست. حضرت فرمود: حقيقت دارد. در ميان امت‏هاي پيشين نيز وجود داشته است و قرآن از آن سخن به ميان آورده و رسول خدا(ص) فرموده است هر چه درامت‏هاي گذشته بوده در ميان اين امت نيز عينا و مو به مو پيش خواهد آمد، (ميزان‏الحكمه، ج 4، ح 6927، ص 1980).
    و اين كه در روايت وارد شده است كه از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد خداي تعالي آن روز را طولاني مي‏كند تا حضرت حجت(عج) ظهور كند:
    اولاً، اين روز از روزهاي دنيا است، چون كه ظهور آن حضرت و دولت كريمه اهل‏بيت(ع) قبل از قيام قيامت است.
    ثانيا، منظور معصوم(ع) از اين سخن اين است كه ظهور حتمي و قطعي است و در مقام تأكيد به امر ظهور اين مطلب را فرموده است، بدين معنا كه امام ظهور خواهند كرد و جاي انكاري نيست، اگر از عمر دنيا يك روز مانده باشد. بنابراين مقصود روايت اين است كه ظهورامام(عج) در روز آخر دنيا اتفاق مي‏افتد، بلكه صرفا در مقام بيان حتميت ظهور آقا مي‏باشد والا بنا بر روايات رجعت و روايات پيرامون وقايع بعد از ظهور امام زمان(عج) بي‏شك دوران ظهور و بعد از آن طولاني خواهد بود.

    خلاصه سخن :
    1- رجعت از مسلمات مذهب شيعه مي‏باشد و پيرامون آن دلايل متعددي وجود دارد.
    2- رجعت؛ يعني، بعضي از انسان‏هايي كه قبل از ظهور امام(عج) از دنيا رفته‏اند به زندگي دنيوي باز مي‏گردند، يكي از گروه‏هايي كه رجعت مي‏كنند، ائمه(ع) مي‏باشند.


    براي مطالعه بيشتر ر ک :

    1- رجعت از نظر شيعه، نجم‏الدين طبسي
    2- رجعت، محمد باقر بهبودي

    منبع : سایت پرسش

    http://www.mortezamotahari.com/Forum...g=posts&t=1033


    آيا رجعت را مي‌شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟ (حتما بخونید)

    ویرایش توسط yanoor : ۱۳۹۲/۰۶/۱۴ در ساعت ۱۲:۰۷
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيات رجعت در قرآن و روايات ائمه (ع) :
    از جمله آياتي كه در قرآن به مساله رجعت دلالت دارد آياتي چون : «و يوم نحشر من كل امه فوجا ممن يكذب باياتنا» (نمل /83) و آن روز كـه از هر امتي گروهي از كساني را كه آيات ما را تكذيب كردند. محشور مي گردانيم پس آنان نگاه داشته مي شوند تا همه به هم بپيوندند.»
    همچنين آيه : «ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما ياتكم مثل الذين خلوا من قبلكم» (بقره/214) «آيــا پنداشتيد كــه داخــل بهـشت مي شويد و حــال آن كـه دچار سختي و زيان شدند و به (هول و) تكان درآمدند تا جايي كه پيامبر (خدا) و كساني كه با وي ايمان آورده بودند گفتند : يــاري خدا كي خواهد بود ؟ بدانيد كه ياري خدا نزديك است.»
    ايـن آيـه مي فهماند آنچه در امـت هـاي گذشته رخ داده در ايــن امت نيز رخ خواهد داد و يكي از آن وقايع مساله رجعت و زنده شدن مردگاني است كه در زمان ابراهيم و موسي و عيسي و عزير و ارميا و غير ايشان اتفاق افتاده بايد در اين امت نيز اتفاق بيفتد. (4)
    همچنان كه رسول خدا (ص) هم در كلامي ، به طور اجمال اين مفهوم را مي فهماند :
    «به آن خدايي كه جانم به دست اوست شما مسلمانان بــا هــر سنتي كه در امت هاي گذشته جريان داشته رو به رو خواهيد شد و آن چه در آن امت ها جريان يافته مو به مو در اين امت جريان خواهد يافت بــه طوري كه نه شما از آن سنت ها منحرف مي شويد و نه آن سنت ها كه در بني اسرائيل بود شما را ناديده مي گيرد.» (5)
    آياتي چون آيه 10 سوره مومن و آيه 260 سوره بقره و آيه 6 اسرا از ديگر آيات مبين مساله رجعت هستند.
    از جمله روايات ديگر رجعت، روايتي است از حضرت امام صادق (ع) كه مي فرمايد: هنگام رجعت كساني كه مومن خالص و كافر خالص هستند زنده مي شوند و به دنيا برمي گردند.(6)
    در مورد حضرت وليعصر (عج) نيز آمده است : در روز ظهور عده اي از ظالمان بــه اذن خدا از قبورشان زنده مي شوند و مجازات مي گردند از اين رو ، حضرت را يگانه منتقم خون سالار شهيدان امام حسين (ع) خــوانــده انـد و در دعاي ندبه آمده است : «اين الطالب بدم المقتول بكربلا اين المنصور علي من اعتدي عليه و افتري ...» ، «كجاست طالب خون حسين (ع) كه در كربلا كشته شد ؟ كـجـاست آن يــاري شــده تـا ياري كند كساني را كه حقشان پايمال شده است ؟»
    رجعت كنندگان چه كساني اند ؟
    در مورد كساني كــه در دوران حكومت جهاني مـوعود آخرالزمان رجعت خواهند كرد دو دسته روايت نقل شده دسته اول به طور كلي از كساني ياد مي كند كه يا كافر خالصند و يــا مـومـن خالص ازاين رو مي توان نام بسياري را در آن ميان جاي داد.
    طـبـق روايــات ، پيامبران ، حضرت اسماعيل و حضرت رسـول اكرم (ص) اميرالمومنين (ع) امام حسين (ع) ساير امامان معصوم (ع) و جمعي از اصحاب با وفاي پيامبر اسلام چون سلمان ، مقداد ، جابربن عبدالله انصاري ، مالك اشتر ، مفضل بن عمرو نيز اصحاب كهف و برخي ديگر رجعت مي كنند. (7)
    رجعت امام حسين در روزگار ظهور قائم :
    نخستين رجعت كننده در روزگار ظهور حضرت وليعصر (عج)، حضرت امام حسين (ع) است.
    امام صادق (ع) مي فرمايد : نخستين كسي كــه زمين بــراي او شكافته مي شود و بــه روي زمين رجعت مي كند ، حـسين بن علي است و به قدري حكومت مي كند كه از كثرت سن ابروهايش روي ديدگانش مي ريزد. (8)

    ادامه در

    http://www.mortezamotahari.com/Forum...g=posts&t=1033

    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود