صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتراض به بودن بمعنی نفی عدالت نیست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    111
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش اعتراض به بودن بمعنی نفی عدالت نیست ؟




    سؤالی که تا کنون پاسخ مناسبی بدان داه نشده اینست :
    اگر من معترض باشم به اینکه وجود دارم و بایستی تاوان وجودم در دنیا را با تحمل زندگی و هر چه در آن است بدهم ، آیا نبودن جوابی برای اعتراضم بمعنی نفی عدالت خدائی نیست ؟
    توجه داشته باشید که اگر خلقت انسان توسط خدا را یک واقعیت بدانیم یعنی وجود ما در دنیا به خواست خدا صورت گرفته است و طبعات این وجود داشتن یعنی تحمل زندگی .. حال اگر کسی معترض باشد که اصولا چرا خلق شده تا زندگی را تحمل کند آیا نبودن جواب و بیربط شمردن سؤال نشان ظلم بر این مخلوق نیست ؟
    مخلوقی که مورد خلقت واقع شده آیا نمیتواند به این امر اعتراض کند ؟
    ظاهرا مرجعی هم برای رسیدگی به این شکایت وجود ندارد و همین یعنی اینکه در دنیائی که خدا خلق کرده اعتراض معنی ندارد و بالطبع من مخلوق چاره ای جز سکوت ندارم .. آیا این ظلم نیست ؟
    لطفا نظر بدهید

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط A R Y A N A نمایش پست
    سؤالی که تا کنون پاسخ مناسبی بدان داه نشده اینست :
    اگر من معترض باشم به اینکه وجود دارم و بایستی تاوان وجودم در دنیا را با تحمل زندگی و هر چه در آن است بدهم ، آیا نبودن جوابی برای اعتراضم بمعنی نفی عدالت خدائی نیست ؟
    توجه داشته باشید که اگر خلقت انسان توسط خدا را یک واقعیت بدانیم یعنی وجود ما در دنیا به خواست خدا صورت گرفته است و طبعات این وجود داشتن یعنی تحمل زندگی .. حال اگر کسی معترض باشد که اصولا چرا خلق شده تا زندگی را تحمل کند آیا نبودن جواب و بیربط شمردن سؤال نشان ظلم بر این مخلوق نیست ؟
    مخلوقی که مورد خلقت واقع شده آیا نمیتواند به این امر اعتراض کند ؟
    ظاهرا مرجعی هم برای رسیدگی به این شکایت وجود ندارد و همین یعنی اینکه در دنیائی که خدا خلق کرده اعتراض معنی ندارد و بالطبع من مخلوق چاره ای جز سکوت ندارم .. آیا این ظلم نیست ؟
    لطفا نظر بدهید
    بنام خدا
    سلام بر شما آرياناي بزرگوار

    قبل از هر چيز ميخواهم بهتون توصيه اي كنم و آن اينكه سعي كنيد هيچ وقت در كارتان و همچنين بدست آوردن پاسخ براي سوالتان عجله نكنيد(اينو باور داشته باشيد كه اين توصيه از باب دلسوزي است ولا غير)
    اما :::
    اعتراض به خدا در دوحال ممكن است صورت بگيرد.
    1- قبل از بوجود آمدن كه معنا ندارد چون اصلا نبوديم كه بخواهيم معترض باشيم.
    2-بعد از بوجود آمدن كه :
    اولا:مگه در حال حاضر اعتراض نمي كنيم .اعتراض فقط بصورت مستقيم نيست بلكه گناه كردن افراد رو هم ميشود بنوعي اعتراض به خدا دانست. چرا كه گناه به منزله سر پيچي از دستورات الهي مي باشد .پس در حال حاضر معترض به خلقت خودمان هستيم هرچند نا خواسته.
    ثانيا:بر فرض هم كه اعتراض به خداوند اشكالي نداشته باشد(نعوذ بالله) . به چه چيز مي خواهيم معترض باشيم ؟!
    به نعماتي كه خداوند به ما عنايت كرده است ؟! يا به دادن حيات به ما كه بزرگترين لطف به ما از جانب خداوند است؟
    ثالثا: اينكه ما نمي توانيم از اين همه نعمات الهي استفاده مفيد كنيم دليل بر اين نمي شود كه عيب خودمان را به خداوند بر گردانيم و به خداوند معترض باشيم بلكه بايد به نحوه زندگي خودمان نگاهي بكنيم وآن را درست كنيم .نه اينكه تقصيرات خودمان را از سر خودمان كم كنيم وبه خداوند نسبت دهيم.چرا كه به نظر من اين كمال بي انصافي است.
    رابعا: هر عقل سليمي حكم مي كند كه خداوندي كه ما را آفريد هيچ وقت شر ما را نمي خواهد بلكه فقط خواستار سعادت ماست.
    124000 نبي، 14انسان معصوم و برگزيده،كلي معجزات الهي و در راس آنها قرآن كريم كه تا حالا هيچ احدي نتوانست مانند آن را بياورد و....،همه اينها براي سعادت بشر بود وبس.آيا اينها كافي نيست؟!
    خدا اين عالم را خلق كرد نگفت: « فتبارك الله احسن الخالقين » (مومنون/14)و فقط وقتي انسان را كه خلق كرد آن را گفت.آيا دليلي غير اين مي تونيد بياوريد كه خداوند تمام نعمتها و ارزش هاي الهي را به انسان بخشيد تا به كمال مطلوب برسد ؟ آيا از خودتان پرسيده ايد كه ما چگونه از اين همه نعمت استفاده كرديم؟
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۰۱/۰۲ در ساعت ۱۸:۲۹

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    111
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    اعتراض به خدا در دوحال ممكن است صورت بگيرد.
    1- قبل از بوجود آمدن كه معنا ندارد چون اصلا نبوديم كه بخواهيم معترض باشيم.
    2-بعد از بوجود آمدن كه :
    درود بر شما دوست گرامی :
    در یکصورت ممکن است : در صورت وجود داشتن !
    گناه كردن افراد رو هم ميشود بنوعي اعتراض به خدا دانست. ؟
    این جمله گواه آن است که شما اصل موضوع را توجه نمیکنید : آنچه بنام گناه نامیده میشود فقط راهی است برای کنار آمدن با زندگی ..
    موضوع اصلی این است که اعتراض به بودن ربطی به استفاده کردن یا نکردن از نعمات ندارد ! این اعتراض صرفا به نفس بودن است .. فقط متوجه حیات و وجود ما در این دنیا میشود !
    من می اندیشم پس هستم !
    تمامی تبعات این بودن در درجۀ دوم اهمیت قرار میگیرد و وارد این حیطه نمیشود . مسائلی مانند نماز ، واجبات شرعی ، تکالیف و هر چیزی از این دست که انجامشان وظیفۀ من شمرده میشود و ترکشان گناهی است که مستوجب عقوبت خواهد شد جزو مسائلی هستند که بنوبۀ خود مورد بحث هستند ، اما در درجۀ اول نفس حیات مهم است .
    اینکه همۀ این مسائل را بخاطر زنده بودنی میکشم که دخالتی در آغازش نداشته ام مسئله ای نیست که بشود از آن گذشت و در نظر بگیرید دومینوئی را که بینهایت مهره دارد و همۀ مهره ها لاجرم پس از سقوط اولین مهره ( یعنی تولد ) خواهند افتاد ! .. یعنی ورود به این حیطه اصولا بی ارزش است !
    هستن و بودنم بدون اجازۀ من شکل گرفته است ، موضوع این است !
    حال شما میگوئید این اعتراض بی معنی است ؟
    خوبست که خودتان به بدرستی به گناهان اشاره کردید و از آن به عنوان نوعی اعتراض به خلقت یاد کردید !
    به عنوان کسی که مجبور است یک مصلح باشد آیا فکر نمیکنید پاسخ نیافتن و قانع نشدن پس از چنین اعتراضی میتواند به چه معضلاتی منجر شود ؟


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا

    ضمن تأیید جناب مشکات بنده مطمئنم کسی به اصل وجودش اعتراض ندارد. اگر اعتراضی داشته باشد ناشی از کیفیت وجود و مشکلاتی است که پیرامون خود احساس می کند.

    علاوه بر این تشبیه زندگی و حیات به دومینو تشبیهی با نگاه بدبینانه است.


    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    111
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط khoshnazar نمایش پست
    به نام خدا

    ضمن تأیید جناب مشکات بنده مطمئنم کسی به اصل وجودش اعتراض ندارد. اگر اعتراضی داشته باشد ناشی از کیفیت وجود و مشکلاتی است که پیرامون خود احساس می کند.

    علاوه بر این تشبیه زندگی و حیات به دومینو تشبیهی با نگاه بدبینانه است.
    درود فراوان
    اولا اعتراض به اصل وجود وارد است زیرا بدون اجازه هست میشویم ، ...
    دوما کیفیت وجود و مضاعف بر آن عباداتی که بر ما واجب میشود نیز جای اعتراض دارد !
    آیا نبود جواب برای این اعتراض دلیل بر نبودن صفت عدالت در خداوند نیست ؟
    تشبیه زندگی به دومینو واقعیت محض است و با بدبینی و خوشبینی عوض نمیشود . پس از اولین گریۀ نوزاد او متولد و موجود شده است و تا پای مرگ ناگزیر از تداوم حیات است ، چه بخواهد چه نخواهد ! آیا این دومینوی اجباری هست یا نه ؟ و اگر هست آیا ظلم نیست ؟
    پس از فهم سؤال لطفا پاسخ دهید !
    سپاسگزارم .

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت ؟؟؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط A R Y A N A نمایش پست
    درود فراوان
    اولا اعتراض به اصل وجود وارد است زیرا بدون اجازه هست میشویم ، ...
    دوما کیفیت وجود و مضاعف بر آن عباداتی که بر ما واجب میشود نیز جای اعتراض دارد !
    آیا نبود جواب برای این اعتراض دلیل بر نبودن صفت عدالت در خداوند نیست ؟
    تشبیه زندگی به دومینو واقعیت محض است و با بدبینی و خوشبینی عوض نمیشود . پس از اولین گریۀ نوزاد او متولد و موجود شده است و تا پای مرگ ناگزیر از تداوم حیات است ، چه بخواهد چه نخواهد ! آیا این دومینوی اجباری هست یا نه ؟ و اگر هست آیا ظلم نیست ؟
    پس از فهم سؤال لطفا پاسخ دهید !
    سپاسگزارم .

    با سلام و تبريك عيد نوروز به شما كابر گرامي..
    به نظر ميرسد شما به اصل وجود معترض هستيد و اين حق شماست تا به حقيقت برسيد.
    باز به نظر ميرسه شما با اعتراض به اصل وجود ميخواهيد اصل وجود خالق را هم زير سوال يا انكار ببريد و اين هم حق شماست اگر چنين است قبل از اينكه ويژگيهايي از جمله عدالت يا بي عدالتي -ظلم و.. را بررسي كنيم .بفرماييد :
    آيا به نظر شما اساسا انسان خالقي دارد ياخير ؟؟
    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    111
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    [/size]
    با سلام و تبريك عيد نوروز به شما كابر گرامي..
    به نظر ميرسد شما به اصل وجود معترض هستيد و اين حق شماست تا به حقيقت برسيد.
    باز به نظر ميرسه شما با اعتراض به اصل وجود ميخواهيد اصل وجود خالق را هم زير سوال يا انكار ببريد و اين هم حق شماست اگر چنين است قبل از اينكه ويژگيهايي از جمله عدالت يا بي عدالتي -ظلم و.. را بررسي كنيم .بفرماييد :
    آيا به نظر شما اساسا انسان خالقي دارد ياخير ؟؟
    با درود و احترام و تبریک متقابل و آرزوی خوبیها برای شما !
    در پاسخ شما عرض میکنم که مسلما هیچ خالقی وجود ندارد !
    و بعنوان یک آگنوستیکر عرض میکنم که چنانچه وجود داشته باشد آنگاه بایستی بتواند پاسخ اعتراض مخلوقی را بدهد که میگوید : چرا مرا خلق کردی .. من از بودنم شاکی هستم !
    بزرگترین عارضه ای که گریبان یک موجود مثل انسان را گرفته است وجود است و اگر خدا نتواند پاسخ دهد تصدیق کنید که نمیتواند وجود داشته باشد .. هر چند چنانکه عرض کردم بود و نبودش تأثیری در ما ندارد !
    سپاس بیکران از سؤال اساسی !

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط A R Y A N A نمایش پست
    سؤالی که تا کنون پاسخ مناسبی بدان داه نشده اینست :
    اگر من معترض باشم به اینکه وجود دارم و بایستی تاوان وجودم در دنیا را با تحمل زندگی و هر چه در آن است بدهم ، آیا نبودن جوابی برای اعتراضم بمعنی نفی عدالت خدائی نیست ؟
    توجه داشته باشید که اگر خلقت انسان توسط خدا را یک واقعیت بدانیم یعنی وجود ما در دنیا به خواست خدا صورت گرفته است و طبعات این وجود داشتن یعنی تحمل زندگی .. حال اگر کسی معترض باشد که اصولا چرا خلق شده تا زندگی را تحمل کند آیا نبودن جواب و بیربط شمردن سؤال نشان ظلم بر این مخلوق نیست ؟
    مخلوقی که مورد خلقت واقع شده آیا نمیتواند به این امر اعتراض کند ؟
    ظاهرا مرجعی هم برای رسیدگی به این شکایت وجود ندارد و همین یعنی اینکه در دنیائی که خدا خلق کرده اعتراض معنی ندارد و بالطبع من مخلوق چاره ای جز سکوت ندارم .. آیا این ظلم نیست ؟
    لطفا نظر بدهید

    سلام
    کوتاه و گویا مطالبی تقدیم می شود
    1- در این که موجودات قبل از آفرینش ممکن الوجود هستند که تردیدی وجود ندارد
    2- دراین هم که هر ممکن الوجودی برای ایجادش باید به واجب الوجودی منتهی شود هم که بحثی نست .
    3- واجب الوجود بالذاتی که می تواند ممکنی را ایجاد کند و او را به کمال مناسب خودش راهنمایی کند اگر نیافریند باید از او پرسید که چرا نیافریدی ؟
    4-آفرینش افاضه فیض از فیاض علی الاطلاق است پس اگر چنی فیاضی فیض نرساند باید گفت چرا .
    5- اینک چند مثال برای روشن ترشدن بحث :
    - تشته ای در بیابان نیازمند قطره آبی برای زنده ماندن است و شما هم بی نهایت آب دارید اگر به او آب ندهید تا بمیرد ظلم نکرده اید ؟
    -آیا این ضرب المثل را قبول دارید که
    چو می بینی که نابینا و چاه است
    اگر خاموش بنشینی گناه است ؟
    6- نتیجه این که خداوند چون فیاض علی الاطلاق است می افریند و لازمه فیض الهی آفرینش است و در جایی که لطف محض باشد جای پرسش وجود ندارد در این میان اگر کسی خودش منحرف شده مشکل از آفریدگار نیست
    لطفا دقت کنید

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نوشته اصلی توسط A R Y A N A اعتراض به بودن بمعنی نفی عدالت نیست ؟
    اولا اعتراض به اصل وجود وارد است زیرا بدون اجازه هست میشویم ، ...
    دوما کیفیت وجود و مضاعف بر آن عباداتی که بر ما واجب میشود نیز جای اعتراض دارد !
    ...
    سپاسگزارم .

    آیا کسی که بدون هیچ نگرانی در ناز و نعمت زندگی می کند به اصل وجود خود معترض است؟
    لطفاً با دقت پاسخ دهید...

    نقل قول:
    نوشته اصلی توسط A R Y A N A اعتراض به بودن بمعنی نفی عدالت نیست ؟
    ...اگر خدا نتواند پاسخ دهد تصدیق کنید که نمیتواند وجود داشته باشد ..

    خدا پاسخ داده و می دهد اگر کسی توان درک پاسخ خدا را داشته باشد.
    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    111
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذوالفقار نمایش پست
    سلام
    کوتاه و گویا مطالبی تقدیم می شود
    1- در این که موجودات قبل از آفرینش ممکن الوجود هستند که تردیدی وجود ندارد
    2- دراین هم که هر ممکن الوجودی برای ایجادش باید به واجب الوجودی منتهی شود هم که بحثی نست .
    3- واجب الوجود بالذاتی که می تواند ممکنی را ایجاد کند و او را به کمال مناسب خودش راهنمایی کند اگر نیافریند باید از او پرسید که چرا نیافریدی ؟اینک چند مثال برای روشن ترشدن بحث :
    - تشته ای در بیابان نیازمند قطره آبی برای زنده ماندن است و شما هم بی نهایت آب دارید اگر به او آب ندهید تا بمیرد ظلم نکرده اید ؟
    -آیا این ضرب المثل را قبول دارید که
    چو می بینی که نابینا و چاه است
    اگر خاموش بنشینی گناه است ؟
    6- نتیجه این که خداوند چون فیاض علی الاطلاق است می افریند و لازمه فیض الهی آفرینش است و در جایی که لطف محض باشد جای پرسش وجود ندارد در این میان اگر کسی خودش منحرف شده مشکل از آفریدگار نیست
    لطفا دقت کنید
    درود بر شما
    این قضیه را خیلی ساده مطرح میکنم تا بفهمید که ربطی به هیچ فلسفه ای ندارد !
    یک موجود دارای احساس از اینکه وجود دارد شاکی است ! شکایت میکند از کسی که او را بوجود آورده ! آیا چنین حقی دارد که شکایت کند ؟ چرا ؟
    مثال شما بی ربط است ! جواب شما هم پاسخگو نیست !
    من نمیخواهم این هست شدن را .. خوب و بدش هم برایم مهم نیست . بیخود کرده به من محبت کرده ! محبت زورکی مگر شده است ؟ آیا خداوند لازمۀ فیض خودش را به جا آورده یا به فکر من بدبختی بوده است که در نیستی دست و پا میزده ام و تمنا میکرده ام خدایا مرا بیافرین !!!!؟؟
    اگر لازمۀ فیض خودش را به جا آورده چرا من دارای حس هستم ؟ مگر فکر نمیکرد که ممکن است احساس عذاب کنم ؟ آیا نمیدانست یکروز اعتراض خواهم کرد ؟ اگر میدانست چرا اینکار را کرد ؟ برای اینکه به من بگوید حق نداری اعتراض کنی و تازه باید شکرگزار هم باشی ؟ بعد اسمش را هم میگذارید عادل ؟
    شما دقت کنید !
    با سپاس
    پاینده ایران

  15. تشکر


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود