صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *





    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

    كجا رفتي تو در ديروز آتش با شتابي سرخ
    كجا رفتي به هنگام خطر پا در ركابي سرخ

    اگر آن روز در باورت رفتي با نگاهي سبز
    غروب اما به روي نيزه ديدم آفتابي سرخ

    وداع آخرينت بود يادم هست در آتش
    به من گفتي: سماع عشق يعني پيچ و تابي سرخ

    شما رفتيد و ما در حسرت پرواز ميميريم
    نمي آيد ز سمت آسمان ديگر خطابي سرخ

    زماني از تو پرسيدم: بگو راه شهادت چيست؟
    صميمانه به من آن روز گفتي: انتخابي سرخ



    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

    نخل هاى سوخته! چرا حكايتى نمى كنيد؟
    اى غريب مانده ها چرا روايتى نمى كنيد؟
    «نى» كه طاقت ترانه هاى زخمى مرا نداشت
    بغض هاى در گلو چرا شكايتى نمى كنيد
    باز هم سراب هاى روبرو نهايت شماست
    سنگ مانده ايد و فكر بى نهايتى نمى كنيد
    سال ها قبيله هاى عشق را پيامبر شديد
    قوم ناسپاس را چرا هدايتى نمى كنيد
    قد كشيده ايم، سبز و ساده روبرويتان، ولى
    اى نگاه هاى مهربان عنايتى نمى كنيد
    شعر من كه راوى تمام لحظه هايتان نبود
    اى غريب مانده ها چرا روايتى نمى كنيد



    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *


    باورم نيست كه چشمى نگرانم مانده است
    ردّ پايى زمن و همسفرانم مانده است
    مشكى از چشمه زمزم برسانيد به من
    چارده قرن عطش روى لبانم مانده است
    باز آمد خبر از همسفر آتش و دود
    لاى هر صخره بگرديد نشانم مانده است
    از شب جاده بپرسيد زمن يادم نيست
    كى دگرحنجره اى تا كه بخوانم مانده است
    شوق آرش شدنم نيست دگر اى مردم
    روى دستم فقط آن تير و كمانم مانده است
    غزل سرخ دل سوخته ما اى دوست
    يادگارى است كه از همسفرانم مانده است


    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

    ویرایش توسط گل نرگس : ۱۳۸۹/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۲:۳۸
    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

    بغض ...

    تو كه فصلى بنام عشق خواندى
    چرا در كوچه هاى عقل ماندى

    چرا روى ضريح چشمهايت
    كبوترهاى چاهى را پراندى

    چه مى شد با نگاه مهربانى
    مرا در قاب چشمت مى نشاندى

    چه مى شد تا گذرگاه شهيدان
    تن صد پاره ام را مى رساندى

    مرا شرم حضورت سوختن بود
    كجا خاكسترم را مى فشاندى

    اگر چه لحظه هاى آتش و خون
    تو بر بالاى نعش من نماندى

    ولى در برزخ سرخ گلويم
    تمام بغضهايم را تكاندى



    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *


    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

    چقدر شعر نگفتيم


    چقدر شعر نگفتيم كه فرصت مى خواست
    چقدر ما نسروديم كه جرأت مى خواست
    چقدر در غم پرواز نشستيم و نمى دانستيم:
    فصل پرواز فقط فوز شهادت مى خواست
    عقل مى گفت: برو اصل ارادت كافى است
    عشق مى گفت: كه اى كاش ارادت مى خواست
    پشت بر عشق نمودى دگر اين بار مگوى
    باز از عطر دعايى كه اجابت مى خواست
    اگر اى دوست تو را دير زيارت كردم
    به خدا ديدن چشمان تو فرصت مى خواست


    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

    يك جرعه آتش


    ديروز توفانى، اين روزها سُربى،فردايمان آتش
    شايد كه اين جنگل، روزى بروياند تا آسمان آتش
    آن روزها وقتى هر سبز پيشانى
    فرياد سرخى بودهر لحظه مى ديدى،
    بر دست و پاتاول،يا ناگهان آتش
    از كاروان آخر تنها تو جا ماندى،
    اى كاش مى مُردى!حالا تو مى دانى
    ديگر چه مى ماند از كاروان؟ آتش!
    ديروز يارانم جام وصالت
    را لاجرعه نوشيدندكى مى رسد روزى
    ما را بنوشانى يك جرعه زان آتش؟
    هنگامه رفتن ما خوان اول را،
    حتى نپيموديم مانديم در غربت،
    آنها گذر كردند از هفت خوان آتش
    روزى به سنگرها، در آتش و تركش،
    شوق شهادت بود آن روزها رفتند،
    اما نخواهد رفت از يادمان آتش

    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *


    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *


    سرودي صميمانه


    زشرق نگاهت، طلوعى طلايى كجاست
    بگو لحظه گريه هاى جدايى كجاست

    تمام غزل هاى نابم فداى تو باد!
    سرود صميمانه آشنايى كجاست

    زمانى مرا شوق ديدار چشم تو بود
    همان اشتياقى كه گفتم بيايى كجاست

    تو بودى، مرا فرصت سُرخ پرواز بود
    چو رفتى ديگر بال هاى رهايى كجاست

    كسى مثل تو آرزوى شهادت نداشت
    دريغا پس از تو دلى نينوايى كجاست

    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *


    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *


    بابای مفقودالاثر، بابای زخمی


    دور از تو سهم دختر از این هفته هم پر
    پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟



    تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی
    یک قاب چوبی روی دست میخ بودی



    توی کتابم هر چه بابا آب می داد
    مادر نشانم عکس توی قاب می داد



    اینجا کنار قاب عکست جان سپردم
    از بس که از این هفته ها سرکوفت خوردم



    من بیست سالم شد هنوزم توی قابی ؟!
    خوب یک تکانی لااقل مرد حسابی!


    یک بار هم از گیرودار قاب رد شو
    از سیم های خاردار قاب رد شو


    برگرد تنها یک بغل بابای من باش
    ها ! یک بغل برگرد تنها جای من باش


    شاید تو هم شرمنده ی یک مشت خاکی
    جا مانده ای در ماجرای بی پلاکی


    عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است
    یک چفیه ، یک ساک هم باشی قبول است



    ای دست هایت آرزوی دست هایم
    ناز و ادایم مانده روی دستهایم


    تنها تلاشش انتظار است و سکوت است
    پروانه ای که توی تار عنکبوت است


    امشب عروسی می کنم جای تو خالی
    پای قباله جای امضای تو خالی


    ای عکس هایت روی زخم دل نمک پاش
    یک بار هم بابای معلوم الاثر باش

    حديث سبز شهادت * مجموعه اشعار و ادبيات جبهه و جنگ *

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89




    سالی گذشت ، باز نیامد وعید شد
    گیسوی مادر از غم بابا سپید شد

    امروز هم نیامد و غم خانه را گرفت
    امروز هم دو مرتبه باران شدید شد

    مادر کنار سفره کمی بغض کرد و گفت
    امسال هم بدون تو سالی جدید شد

    ده سال تیر و آذر و اسفند و... خون دل
    تا فاو و فکه رفت ولی ناامید شد

    ده سال گریه های مرا دید وگریه کرد
    اما به من نگفت چرا ناپدید شد

    ده سال رنگ پنجره های اتاق من
    هم رنگ چشم های سیاه سعید شد

    بعد از گذشت این همه دلواپسی و رنج
    مادر نگفته بود که بابا ، شهید شد



    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    سلام بر آنان که نه اهل نان بودند و نه اهل نام



    هنوز هم می‏توان در دشت خونین خوزستان صدای عشق را شنید؛ صدایی که عشاق را مجذوب می‏کند؛ همان صدایی که در زمان دفاع مقدس، رزمندگان را به سوی خود فرا می‏خواند.

    هنوز می‏توان در جای جای این خطه، ایثارگری و دلدادگی را حس کرد.
    هنوز می‏توان صدای عاشقان را از عمق سنگرها و بیابان‏ها و آهنگ عارفانه‏ی نماز شب را از این سرزمین شنید؛ گرچه از غرش تانک‏ها، توپ‏ها و هواپیماهای دشمن خبری نیست.

    هنوز می‏توان مقاومت دلیرانه‏ی رزمندگان را در «سه راه شهادت» مشاهده کرد.

    هنوز می‏توان صدای خنده‏ی عاشقان را که به سوی معبود خود پر کشیدند، شنید.

    هنوز می‏توان تشنگی دلاورانی که عرصه را بر مزدوران تنگ کرده، همانند مقتدای خود، حسین گونه جام شهادت را نوشیدند، احساس نمود.

    و هنوز صدای رزمندگان اسلام در فکه، طلاییه، هویزه، بستان، سوسنگرد، شلمچه، خرمشهر و پادگان دو کوهه شنیده می‏شود.

    شلمچه، سرزمین گل یاس است و عطری خاص هنوز در فضای این منطقه به مشام می‏رسد.
    شلمچه دیر گاهی است منزلگاه عشاق است؛ آنجا خانه‏ی دلدار و محور احرار بوده و هست.
    خرمشهر، سند ایستادگی و پایمردی ایران است و شهدای زیادی با خون خود بر پای این سند مهر زده‏اند.
    هنوز آثار خشم دشمن و آثار دفاع جانانه در شهر هویدا است.

    «پادگان دو کوهه» هنوز پر ازدحام است؛ همان گونه که در سال‏های دفاع مقدس و زمان عملیات پر استقبال بود. وارد پادگان که می‏شوی، نوای دل‏انگیز نوحه و زیارت عاشورا. همه را به سمت حسینیه‏ی شهید همت می‏کشاند.

    سلام بر همه‏ی شهیدان جانبازان، ایثارگران و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس.

    سلام بر بچه‏های بی‏پلاک و با پلاک! سلام بر پلاک‏های برگشته از زیر خاک!

    سلام بر بچه‏های بی‏ادعایی که دیروز گفتند: روی مین‏ها سیاه که ما را نطلبیدند.

    سلام بر آنانی که در میان شعله‏هایی از جنس آه سوختند، و نه اهل «نان» بودند و نه اهل «نام».

    سلام بر پاهای تاول زده‏ی بچه‏های صخره‏های «ماووت».

    سلام بر مظلومیت بچه‏هایی که در ارتفاعات «شاخ شمیران» پاره‏های پیکرشان آسمانی شد.
    شقایق

    سلام بر لحظه‏های سرخ برگ‏ریزان ؛ سلام بر شور شب‏های قلاویزان.

    سلام بر روزهای آتش و باروت و گلوله؛ سلام بر شهیدان غریب چنگوله.

    چه مردان بزرگی بودند، آنان که شبانه از سیم‏های خار‏دار گذشتند.
    چه مردان سبزی بودند آنان که لحظه‏هایی پر از عصمت و اخلاص آفریدند و نگاهشان آبروی روزهای روشن فردا بود. چه مردان بزرگی بودند آنان که جاده‏های عرفان را در نور دیدند و یک شبه ره صد ساله پیمودند.
    آنان چه زیبا عطش و سنگلاخ را تجربه کردند چه روزهای سرشار از صمیمیت و چه شب‏های پر از نیایشی!

    کاش آن شب‏های بی‏برگشت برگردند

    تا شهیدان غریب دشت برگردند

    کاشکی یک بار دیگر از خم کانال

    ضربتی‏های گروه گشت برگردند

    بچه‏های رفته تا «شلمچه» و «مجنون؛ بچه‏های شکست حصر آبادان؛ بچه‏های «گریه در جشن حنابندان»! شما هرگز فراموش نمی‏شوید.

    هنوز لحظه‏هایمان را به نامتان متبرک می‏کنیم. هنوز در این کوچه‏ ها، طنین گام‏هایتان جاری است و رهگذران عاشق، سرمست از جرعه‏ی زلال روح آسمانی‏تان، عشق و ایمان و مهربانی را زمزمه کرده و آرزو می‏کنند که:
    ای کاش هیچ نسلی حماسه‏ ی حضور را فراموش نکند.


    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود