جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید؟




    هو الحق

    تا به حال معرفت بدون کلام را حس کرده اید ؟

    کم و بیش مدت ۴ سال از پیروان ارتدوکس بودم. در اصل مسیحی نبودم، بلکه علاقه مند به مسیح بودم؛ آن هم به این دلیل که تمامی افراد پیرامونم مسیحی بودند و بعد از آن که به ایتالیا رفتم، جایی که بیشتر مردمانش کاتولیک اند؛ در آنجا بود که با مشکل بزرگی برخورد کردم، اینکه فهمیدم بیمارم و زمان مرگم فرا رسیده است. زمان مرگم نزدیک شده بود، بنابراین برای نجات زندگی ام به مدت یک ماه به عبادت خدا پرداختم. به خدا قول دادم که اگر زندگی ام را نجات دهد ، من هم باقی مانده زندگی ام را تنها صرف او خواهم کرد.
    عبادت او را برای همیشه خواهم پذیرفت و راه او را ادامه خواهم داد، به مردم کمک خواهم کرد و برای او به زندگی ام ادامه خواهم داد.اینکه به آرزوهای خودم عادت دارم و آنها را می خواهم و آرزوها و خواسته هایم ، خواسته های او خواهند بود. زمانی که مسیحی بودم، هرگز برای عیسی(ع) دعا نکردم.خدا را عبادت می کردم! بعد از آنکه خداوند زندگیم را نجات داد و الحمدالله کم کم بهتر شدم، شروع کردم به جستجو در مذهبم ؛ ولی هیچ حقیقتی را در ارتدوکس نیافتم. و بعد هم درمورد مسیحیان کاتولیک مطالعه کردم و آنجا هم حقیقت را پیدا نکردم. بعد فکر کردم که برای همیشه تنها خواهم ماند و راه خودم را که متفاوت از دیگران بود، ادامه خواهم داد. در زندگی شخصی ام به دنبال حقیقت و قوانین الهی می گشتم. هر شرایط و وضعیتی را تجزیه و تحلیل می کردم و سعی می کردم تا نسبت به آن کسب آگاهی کنم.
    سعی می کردم تا بفهمم که خداوند از من چه می خواهد، و اینکه بفهمم که در من به دنبال چه می گردد. این دوره معنوی، آزمونها و شرایط دشوار زیادی برایم بوجود می آورد ، که تقریبا پشت سر گذاشتم، چرا که گوش به فرمان خداوند بودم.
    نمی دانم، آیا شما منظورم از “گوش سپردن” را خواهید فهمید؟ صدا نیست، بلکه احساس است.
    معرفتی بدون کلام که به سراغم آمد و مجبورم کرد تا این موضوع را که چه می کنم و قرار است به کجا بروم ؛ را دریابم. احساسی که وادارم می کرد تا حقیقت را از دروغ و همچنین کارهای صحیح ام را از خطا تشخیص بدهم؛ و اینکه آیا این احساس درست است یا خطاست، و همچنین به نشانه هایی که در زندگی ام وجود دارند، نظری بیاندازم.
    و الحمد الله نشانه های زیادی وجود داشتند، که نشان می دادند احساسم درست است و از آن به بعد نگرشی واقعی به مسائل داشتم . با تجزیه و تحلیل زندگی ام و گوش سپردن به الهامات خداوندی و دنباله روی از آیاتش، اثر قوانین اسلامی بر زندگی ام را یافتم.
    در ابتدا، دریافتم که چه چیزهایی اشتباه است و بعد از آن فهمیدم که چرا اشتباه است. منظورم از اولین بار، احساس بود و بعد از آن توجیه آن احساس بود. بعد از آن شانس به من رو آورد و مردی را که می خواست از طریق اینترنت با من ازدواج کند، ملاقات کردم. سعی کردم که نزدش بروم ، اما هربار اتفاقی می افتاد که باعث تردیدم می شد؛ طوری که مطمئن شدم که مرد مناسبی برای من نیست. ( از طرفی این موضوع که همیشه چیزهایی وجود داشته اند تا مانع از دیدارم با مردانی که خواستار ازدواج با من بودند و سعی داشتند به نزدم بیایند، می شد. برایم جالب بود. تا اینکه، بالاخره همسرم را یافتم. او تنها کسی بود که به ملاقاتم آمد و من مطمئن بودم که او مرد مناسب زندگی من است. الحمدالله). برای همین، هم به مسلمانان و هم به اسلام علاقه مند شدم. با تعدادی از مسلمانان شروع به صحبت کردم. یک شب که دوباره حالم بد شد و به حال احتضار افتادم، تلفنم زنگ زد، دوست صمیمی ام از عربستان سعودی بود. توان صحبت کردن با او را نداشتم به طوری که احساس کرد که حالم خیلی بد است، به من گفت که فقط به صحبت هایش گوش بدهم، هیچ راه انتخابی نداشتم؛ توان صحبت کردن هم نداشتم.بعد، او شروع به تلاوت کلماتی به زبان عربی کرد، بعدها به من گفت که آیاتی از قرآن بوده است. وقتی که تلاوتش تمام شد، احساس خوبی داشتم ؛ از او پرسیدم که این کلمات چه بودند که زندگی ام را نجات دادند. پاسخ داد:قرآن.
    زمانی که او تلاوت می کرد، احساس عجیبی داشتم؛ مثل اینکه نوری وارد قلبم می شد و به من احساس قدرت و آرامش می داد. به قدری من را به خواندن قرآن علاقه مند کرد، که ترجمه ای بلغاری از قرآن کریم( به این دلیل که اصلیتم بلغاری است.) را تهیه و شروع به مطالعه اش نمودم.
    بیشتر از آن، زمانی متعجب شدم که دریافتم؛ دقیقا همان قوانین الهی است که می شناختم و با این وجود خیلی پیشتر چیزی درباره اش نمی دانستم.
    روزی که جواب آزمایشات قلبی ام را گرفتم، به این حقیقت رسیدم که ۱۰۰درصد سالم هستم.
    همیشه قبل از اینکه چیزی را مطالعه کنم ، بدنبال حقیقت وجودی آن می گردم؛ چرا که بیشتر چیزهایی که وجود دارند، حقیقی نیستند. هرگز قبل از اینکه از درستی ۱۰۰ درصد چیزی مطمئن نباشم، آن را نمی خوانم و یا به آن گوش نمی دهم.
    فکر می کردم که هیچ کتاب یا مذهبی وجود ندارد که ۱۰۰ درصد حقیقت باشد، اما الحمدالله اسلام را به عنوان مذهب و قرآن را کتابی که ۱۰۰ درصد سرشار از حقیقت هستند؛ یافتم.
    بنابراین تصمیم گرفتم که به دین مبین اسلام مشرف شوم.
    شروع به مطالعه سایتهای اینترنتی ای که درباره اسلام بود، کردم . و این کار باعث شد تا با برادران و خواهران خوبی که الحمدالله خیلی به من کمک کردند، آشنا شوم. بعد از آن هم همسرم را که او نیز مسلمان است، ملاقات نمودم. این آخرین نشانه ای بود که از سوی خدا برای تشرفم به اسلام ،به من نشان داده شد. بعد از آن، ۳ روز قبل از ازدواج با همسرم به قاهره(cario ) رفتم . وقتی قدم در جایی گذاشتم که می خواستم در آنجا به دین مبین اسلام مشرف شوم ، احساس کردم، که مثل این است که قدرتم پایان یافته، مثل این بود که می خواستم به زمین بیافتم و با تمام وجودم خدا را عبادت کنم. اگر او می خواست که من مسلمان شوم ، پس توان تشرف به اسلام را هم به من می داد. سپس، من نزد شیخ رفتم و در مقابل شوهر و برادر شوهرم شهادتین را گفتم
    .

    ویرایش توسط حکمتی فرد : ۱۳۸۸/۱۲/۲۳ در ساعت ۱۸:۰۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    منبع: http://www.pedar.net/1157.html
    نویسنده: سید محمد رضا طباطبائی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    292 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تعریف درستی ازعرفان ارائه شوداینهمه عرفان نمایان بعنوان دلبرکان کوچه وبازاربرای جوانان پاک دل دکه ها ومغازه های رنگارنگ بازنمی کنندعرفان باساده ترین کلام حرکتی است حبی ازخودبخداواین حرکت رابراحتی هرجوانی می تواندبااشیاق به عباذات دراول وقت وپرهیز ازگناهان واصراردر آن آغازکندوبعدازاحساس کردن محبت الهی درفلبش باخدای خود گاهی خلوت ودرد دل کنداما باکلام ائمه ومناجاتهای معصومین علیهم السلام ازطرفی چون هرمحبی دررسیدن به محبوب خود میخواهد سرعت بگیردپس مرکب راهواری می خواهد که آن مرکب نمازشب است اگربرهمین امورپایبندگرددواستقامت نمایدبرای اهل ولایت که هدایتگرورهبرداردکفایت می کندکه دراین میان تمرکز وتوجه بادعای توسل کارسازترین امورات است.
    بنده حقیراین مطلب رادرشعری اینگونه تبیین کردم که تقدیم می کنم:
    آنکه بنموده چنین ایجادت *** گفتی اَلغَوُث رسد بر دادت
    نبود در دو جهان باک ترا *** گر دهد یاد علی امدادت
    آفت عشق خداخودسریست *** می دهدباد هوس بر بادت
    گرچه شیرین نشودمسجودم *** می کندسجده براو فرهادت
    بگذری گر ز هوا بهر خدا *** کند ازبند و رسن آزادت
    ور نه درهر دوجهان رنجوری *** نشنودگوش کسی فریادت
    ویرایش توسط علی ولی زاده : ۱۳۹۰/۱۰/۲۸ در ساعت ۰۴:۱۳ دلیل: بهم ریختگی ابیات

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    292 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معرفت بدون کلام




    درمعرفت بدون کلام راهی ازدرون انسان بسوی حقایق بازاست که بی توجهی وگناه وتفرقه ومشغولیت ها معمولا آن راه رابروی انسان می بندد.وشماباساده ترین مثال می توانیدبه آن پی ببریدهمه مابدون کلام گرسنگی یا غم وشادی ومحبت را درخودمان بدون کلام می فهمیم معرفت وآگاهی های دیگری هم هست که مخصوصاًدرزمان خلوت باقرآن کریم برقلب ما می تابداگرآن طهارت اولیه را درتن ودرخیالمان آنچه راکه می توانیم ایجادکنیم ومردانه استقامت بورزیم چون اساس کاردراین امورات استقامت است هریک از مابه همین راحتی می توانیم ازآن معرفت بدون کلام برخوردار شویم انشاءاله باالتماس دعا به راست قامتان منتظر

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    292 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آنچه راکه برای معرفی عرفان حقیقی بعرض رساندم تاراه معرفت بدون کلام را انسان بتواندبروی دل خود بگشایدهمان را دراین ابیات توجه کنید:
    من بنام آن خدای مهربان بهر نجوا تا که بگشایم زبان
    سوی تو رو ی آورم چون بنده ای ای که بر هر بنده ای بخشنده ای
    بار الهی بهر تو در کوی تو من نمی یابم وسیله سوی تو
    جز محبت ها ی تو بر بنده ات نیست دست آویز این شرمنده ات
    نیست بر من وسعتی از حکمتت غیر از آنچه شهره شد از رحمتت
    با شفاعت غمزدای بندگان منجی امّت نبی مهربان
    پس تو ای معبود دلهای حزین این دو را از بهر بنده بر گزین
    تا وسیله گشته ا مدادم کند رحمت و بخشا یشت شادم کند
    موجب وصلم به دامانت شود باعث فوزم به رضوانت شود
    آیامیان این ابیات وکلام گهربارمولای ساجدمان حضرت سجادعلیه السلام تناسبی احساس می کنید؟ که می فرماید:
    اِلهى‏ لَيْسَ لى‏ وَسيلَةٌ اِلَيْكَ اِلاَّ عَواطِفُ رَاْفَتِكَ، وَلا لى‏ ذَريعَةٌاِلَيْكَ اِلاَّ عَوارِفُ رَحْمَتِكَ، وَشَفاعَةُ نَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، وَمُنْقِذِ الْأُمَّةِمِنَ الْغُمَّةِ، فَاجْعَلْهُما لى‏ سَبَباً اِلى‏ نَيْلِ غُفْرانِكَ وَصَيِّرْهُما لى‏ وُصْلَةًاِلىَ الْفَوْزِ بِرِضْوانِكَ(مناجات المتوسلین)
    (خدایاوسیله ای بدرگاهت ندارم جز عواطف مهرت وبه سویت دست آویزی ندارم جزآنچه معروف است ازرحمتت وشفاعت پیامبررحمت ونجات ده امت از غم و اندوه پس اى خدا همان دو را وسيله رسيدنم به آمرزشت قرار ده و سببى براى رسيدنم‏ به سعادت خوشنوديت گردان )
    اگرذهنت ارتباطی رامیان آن ابیات واین کلمات نورانی برقرارمی کندمی توانی همان ارتباط رابیان کنی وقتی که بیان کردی آنهم مناجات سومی خواهدشدکه ازچشمه وجودتوجوشیده است مثل مناجات زیرکه ازشناخت خودبخدامی رسد.

    آنکه در پندار تو پیدا بود دل از آن پیدا ترا شیدا بود
    اوّل است درباطن و پنهان تو آن هدف یا غایتست از آن تو
    صورتی دارد ترا اندر خیال تو همان را طالبی بهر کمال
    او ترا خواهد تو او را در جهان درپی آنی به پیدا و نهان
    می کشاند کش کشانت سوی خود پرده بر دارد که تا از روی خود
    آنکه اوّل بوده آخِر می شود آنکه باطن بوده ظاهر می شود
    اوّل از او صورتی ظاهر شوی آخر هم درمحضرش حاضر شوی
    تا که روشن گشته از تو دیده ام حیرتی دارد سر شوریده ام
    ای همه هستان شده سرمست تو مستی ما هم رسد از دست تو
    پس معرفت بی کلام را عاملی درنهادانسان می جوشاندکه مهمترین آن عامل فطرت انسانیست که انسان رابه نابترین کلام می خواندوآن تلاوت است دوم توجّه برنفس باهدایت والگوهائی که معصوم علیه السلام عنایت کرده تاآن محبّت رابه حکمت وکشف حقیقت که خیرنامیده میشوددرقلب خودمشاهده کنی واگرمی خواهی به یقین این کلام را دریابی پس تلاوت کن که می فرماید:
    (جمعه ـ62) هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِي و(آل عمران ـ 164) لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِي(وخادمین قرآن می دانندکه این آیه بامختصرتفاوتی چهارباردرسُوَرقرآنی تکرارشده است)


    ویرایش توسط علی ولی زاده : ۱۳۹۰/۱۱/۱۲ در ساعت ۱۷:۵۶ دلیل: به هم ریختن خطوط

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود