صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه : مغز یا قلب؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    شبهه : مغز یا قلب؟!




    امروز مناسب دیدم که به یکی از رایج ترین شبهات قرانی بپردازم ، از سالها پیش در سایتهای مختلف [و حتی برخی کتابهای معاند] در اینباره - مرکز انگاری قلب - شبهاتی مطرح شده بود و متاسفانه گویا این شبهات مورد توجه برخی روشنفکران هم قرار گرفته است که برای تبیین و تکمیل نظریات خود کودکانه به این مسله -که مرکز انگاری ادراکی قلب باشد- تمسک جسته و دست یازیده اند . از جمله میتوان به اقایان عبدلکریم سروش و اکبر گنجی اشاره کرد . اکبر گنجی یکپا فراتر گذاشته و با شور و شوق فراوان در کشف جدید خود در پاسخ به منتقدان برخی تعابیر نهج البلاغه را هم به پشتوانه ادعای خویش افزوده است.

    هرچند که بگمان این حقیر این تعابیر با ادبیات محاوره ای و عرفی بسادگی قابل فهم است و همچنین در پاسخ ، این سخن کافی خواهد بود که بقول استاد بهاالدین خرمشاهی « مركز انگاري قلب هنوز هم در همه‌ زبانها و فرهنگهاي جهان از قديم‌ترين اعصار تا امروز باقي است. خود ايشان گفته است كه قرآن به زبان غيرتخصصي [و طبعاً عرفي] سخن مي‌گويد » (مقاله را اینجا بخوانید)

    با این همه ، هرگز خالی از فایده نیست که در اینجا به ایجاز مطالبی و روایاتی در نقد و نفی این پندار نقل شود.
    همانگونه که میدانیم از دید علمی مغز مرکز احساسات و مبدا حرکات ارادی است . مغز به عربی "مخَِِ" یا "دماغ" خوانده میشود.


    روایت اول :
    الدماغ و أغشيته و الجمجمة و فائدتها
    وَ لَوْ رَأَيْتَ الدِّمَاغَ إِذَا كُشِفَ عَنْهُ لَرَأَيْتَهُ قَدْ لُفَّ بِحُجُبٍ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ لِتَصُونَهُ مِنَ الْأَعْرَاضِ وَ تُمْسِكَهُ فَلَا يَضْطَرِبَ وَ لَرَأَيْتَ عَلَيْهِ الْجُمْجُمَةَ بِمَنْزِلَةِ الْبَيْضَةِ كَيْمَا تَقِيهِ هَدَّ الصَّدْمَةِ وَ الصَّكَّةِ الَّتِي رُبَّمَا وَقَعَتْ فِي الرَّأْسِ ثُمَّ قَدْ جُلِّلَتِ الْجُمْجُمَةُ بِالشَّعْرِ حَتَّى صَارَتْ بِمَنْزِلَةِ الْفَرْوِ لِلرَّأْسِ يَسْتُرُهُ مِنْ شِدَّةِ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ فَمَنْ حَصَّنَ الدِّمَاغَ هَذَا التَّحْصِينَ إِلَّا الَّذِي خَلَقَهُ وَ جَعَلَهُ يَنْبُوعَ الْحِسِّ وَ الْمُسْتَحِقَّ لِلْحِيطَةِ وَ الصِّيَانَةِ بِعُلُوِّ مَنْزِلَتِهِ مِنَ الْبَدَنِ وَ ارْتِفَاعِ دَرَجَتِهِ وَ خَطِيرِ مَرْتَبَتِه‏»توحيد المفضل/65 (در اینجا ترجمه کل کتاب را بخوانید) این کتاب توسط علامه مجلسی هم ترجمه شده اینجا بخوانید
    یعنی « اگر موانع كنار مى‏رفت و مغز را مى‏ديدى، در مى‏يافتى كه به حايلها و لايه‏هاى مختلف پوشيده شده تا ثابت ماند و از حوادث آسيبى نبيند. جمجمه نيز كلاه‏خودى است كه مغز را از آسيب‏پذيرى در برابر ضربه‏ها و صدمات نگاه مى‏دارد. نيز سر انسان با انبوهى از مو پوشيده شده تا پوستينى براى سر باشد و آن را از گرما و سرماى شديد حفظ كند. براستى جز كسى كه مغز را آفريده و منشأ فرماندهى احساس قرارش داده و به خاطر بلند مرتبه بودنش در بدن و حساس وخطير بودن موقعيت آن، آن را سزاوار حفظ و نگاهدارى نموده چه كسى آن را اين گونه در دژى مستحكم قرار داده است»

    دوم .
    «الحواس الخمس و أعمالها و ما في ذلك من الأسرار
    فَلَمَّا لَمْ يَكُنْ لَهَا فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ هَذِهِ الْأَعْضَاءِ مَوْضِعٌ كَانَ الرَّأْسُ أَسْنَى الْمَوَاضِعِ لِلْحَوَاسِّ وَ هُوَ بِمَنْزِلَةِ الصَّوْمَعَةِ لَهَا فَجَعَلَ الْحَوَاسَّ خَمْساً تَلْقَى خَمْساً لِكَيْ لَا يَفُوتَهَا شَيْ‏ءٌ مِنَ الْمَحْسُوسَاتِ فَخَلَقَ الْبَصَرَ لِيُدْرِكَ الْأَلْوَانَ فَلَوْ كَانَتِ الْأَلْوَانُ وَ لَمْ يَكُنْ بَصَرٌ يُدْرِكُهَا لَمْ تَكُنْ فِيهَا مَنْفَعَةٌ وَ خَلَقَ السَّمْعَ لِيُدْرِكَ الْأَصْوَاتَ فَلَوْ كَانَتِ الْأَصْوَاتُ وَ لَمْ يَكُنْ سَمْعٌ يُدْرِكُهَا لَمْ يَكُنْ فِيهَا إِرْبٌ وَ كَذَلِكَ سَائِرُ الْحَوَاسِّ ثُمَّ هَذَا يَرْجِعُ مُتَكَافِياً فَلَوْ كَانَ بَصَرٌ وَ لَمْ تَكُنِ الْأَلْوَانُ لَمَا كَانَ لِلْبَصَرِ مَعْنًى وَ لَوْ كَانَ سَمْعٌ وَ لَمْ تَكُنْ أَصْوَاتٌ لَمْ يَكُنْ لِلسَّمْعِ مَوْضِعٌ‏
    تقدير الحواس بعضها يلقى بعضافَانْظُرْ كَيْفَ قَدَّرَ بَعْضَهَا يَلْقَى بَعْضاً فَجَعَلَ لِكُلِّ حَاسَّةٍ مَحْسُوساً يَعْمَلُ فِيهِ وَ لِكُلِّ مَحْسُوسٍ حَاسَّةً تُدْرِكُهُ وَ مَعَ هَذَا فَقَدْ جُعِلَتْ‏ا» توحيد المفضل/ 60
    یعنی :
    اسرار حواسّ پنجگانه‏
    وقتى كه هيچ عضو ديگرى براى ديدگان جايى مناسب نبود بى‏ترديد، «سر» بهترين جايگاه حواس انسان و همانند خانه و صومعه آنهاست.
    براى انسان پنج حسّ آفريده شد تا پنج محسوس را درك نمايد و از درك چيزى از محسوسات عاجز نماند. ديده آفريده شد تا رنگها و صورتها را دريابد.اگر صورتها و رنگها بودند ولى ديدگانى براى ديدنشان نمى‏بود چه سودى داشتند؟ گوش آفريده شد تا صداها را بشنود. اگر صدايى بود و گوش نبود، نيازى به آن نبود. ديگر حسها نيز اين گونه است.به عكس آن نيز صادق است، اگر ديده‏اى بود امام صورت و رنگى نبود، چه معنى داشت و يا اگر گوش بود ولى صدايى نبود گوش به چه كار مى‏آمد؟ بنگر كه چگونه تقدير شده كه هر كدام چيزى را دريابند. براى هر حسّ، محسوسى است و هر محسوس، حسّى دارد كه آن را ادراك مى‏كند. با اين همه، چيزهايى در ميان حسّ و محسوس قرار گرفته كه تنها از طريق آنها، حس صورت مى‏پذيرد؛ مانند نور و هوا. اگر نورى كه رنگ و صورت را براى ديده عيان كند نبود ديده آن را ادراك نمى‏كرد و نمى‏ديد. اگر هوايى نبود كه امواج صدا را به گوش برساند گوش نيز آن را ادراك نمى‏نمود. آيا بر كسى كه در آنچه شرح دادم، مانند آفرينش خاص حواس و محسوسات و رابطه آنها و نيز ديگر لوازم ادراك و حس، نيك تأمل و انديشه كند پوشيده مى‏ماند كه اين اعمال حكيمانه جز نتيجه هدف، تقدير و تدبير از جانب خداوند لطيف و خبير نيست؟

    سوم .

    «اعْرِفْ يَا مُفَضَّلُ مَا لِلْأَطْفَالِ فِي الْبُكَاءِ مِنَ الْمَنْفَعَةِ وَ اعْلَمْ أَنَّ فِي أَدْمِغَةِ الْأَطْفَالِ رُطُوبَةً إِنْ بَقِيَتْ فِيهَا أَحْدَثَتْ عَلَيْهِمْ أَحْدَاثاً جَلِيلَةً وَ عِلَلًا عَظِيمَةً مِنْ ذَهَابِ الْبَصَرِ وَ غَيْرِهِ وَ الْبُكَاءُ يُسِيلُ تِلْكَ الرُّطُوبَةَ مِنْ رُءُوسِهِمْ فَيُعْقِبُهُمْ ذَلِكَ الصِّحَّةَ فِي أَبْدَانِهِمْ وَ السَّلَامَةَ فِي أَبْصَارِهِمْ أَ فَلَيْسَ قَدْ جَازَ أَنْ يَكُونَ الطِّفْلُ يَنْتَفِعُ بِالْبُكَاء» توحید المفصل 53 (در اینجا کل کتاب را بخوانید)
    « اى مفضّل! از منافع گريه كودكان نيز آگاه باش، بدان كه در مغز كودكان رطوبتى است كه اگر در آن بماند بيماريها و نارساييهاى سخت و ناگوار به او رساند؛ مانند نابينايى و جز آن. گريه آن رطوبت را از سر كودكان سرازير و بيرون مى‏كند و بدين وسيله سلامتى تن و درستى ديده ايشان را فراهم مى‏آورد. پدر و مادر از اين راز آگاه نيستند و مانع آن مى‏شوند كه كودك از گريه‏اش سود ببرد.»

    روایت چهارم از کتابی دیگر

    « َ قَالَ ع طَعْمُ الْمَاءِ الْحَيَاةُ وَ طَعْمُ الْخُبْزِ الْقُوَّةُ وَ ضَعْفُ الْبَدَنِ وَ قُوَّتُهُ مِنْ شَحْم الْكُلْيَتَيْنِ وَ مَوْضِعُ الْعَقْلِ الدِّمَاغُ وَ الْقَسْوَةُ وَ الرِّقَّةُ فِي الْقَلْب» تحف العقول371
    یعنی «مزه و طعم آب؛ زنده بودن است، و طعم نان قدرت يافتن، و ضعف و قدرت جسم بستگى به چربى دو كليه دارد، و مكان خرد مغز است، و قساوت و نرمى در دل است»

    گفتنی است کتاب نخست از کتب معتبرایست که مشهور است امام صادق انرا بر المفضل املا کرده است . تاریخ نگارش تحف العقول هم قرن 4 هجری است

    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۸/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۰:۳۱
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز همه میدونیم چون مغز توسط احساسات تحریک میشه ضربان قلب افزایش پیدا میکنه. علتش هم ترشح هورمون آدرنالین در بدن هست. این مردم اولیه رو به این اشتباه وا داشته بود که مرکز احساسات قلبه. در حالی که میدونیم مرکز احساسات مغزه. هزاران جزوه ی پزشکی هم تاییدش میکنن. لازم نیست به متون عهد عتیق مراجعه کنیم.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    امروز همه میدونیم چون مغز توسط احساسات تحریک میشه ضربان قلب افزایش پیدا میکنه. علتش هم ترشح هورمون آدرنالین در بدن هست. احساسات مغزه. هزاران جزوه ی پزشکی هم تاییدش میکنن. این مردم اولیه رو به این اشتباه وا داشته بود که مرکز احساسات قلبه. در حالی که میدونیم مرکزلازم نیست به متون عهد عتیق مراجعه کنیم.
    با درود
    پس ماهم وقتی تعابیری چون « دلم (= قلبم) شکست[مغزم شکست] یا احساس دل تنگی میکنم یا دلم برات تنگ شده یا خوش قلبی یا سنگ دلی و ....» ناشی از بی توجهی به این نکته است برای همین اشتباه میکنیم. و در اینباره هم که نوشتید «لازم نیست به متون عهد عتیق مراجعه کنیم» و درک و دریافت مناسبی از ارائه این موضوع داشته اید به شما خسته نباشید عرض میکنم!
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۸/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۹:۴۳
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Aurlito نمایش پست
    امروز همه میدونیم چون مغز توسط احساسات تحریک میشه ضربان قلب افزایش پیدا میکنه. علتش هم ترشح هورمون آدرنالین در بدن هست. این مردم اولیه رو به این اشتباه وا داشته بود که مرکز احساسات قلبه. در حالی که میدونیم مرکز احساسات مغزه. هزاران جزوه ی پزشکی هم تاییدش میکنن. لازم نیست به متون عهد عتیق مراجعه کنیم.
    سلام بردوستان

    البته این که گفته اید مرکز احساسات مغزه چون توسط احساسات تحریک میشه و ادرنالین تولید میشه وضربان قلب افزایش می یابد جای تامل دارد و باید کمی تصحیح شود
    مرکز تجزیه وتحلیل مادی احساسات مغر است که چون مورد تحریک قرار میگیرد طبق اصول طبیعی ادر نالین تولید میکند و به دلیل این پاسخ مغز به تحریکات و تلاش مغز برای ثبوت حالت ارامش قبلی ؛ قلب هم عکس العمل نشان میدهد .وبا ضربان بیشتر برای کمک به مغز خون بیشتر به طرف ان میفرستد.
    فکر نمیکنید این منطقی تر باشد؟

    ........................................... حق یارتان ............................................

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اگر مرکز اطلاعات انسان مغر است چرا خداوند در قران ...




    سلام بر دوستان گرامی

    بارها در قران به این ایه بر خورده ایم که خداوند میفرماید به انچه در سینه هایتان مخفی کرده اید اگاه است همچنین در نهج البلاغه از حضرت امیر المومنین (ع) نقل است که در خطبه ی132 فرموده اند « العالم بما تکن الصدور »به انچه در سینه ها پوشیده میدارید اگاه است.

    مگر مرکز اطلاعات انسان مغزش نیست؟ ایا تاکنون به این که قران مخزن اطلاعات را قلب و دل انسان میداند فکر کرده اید ؟ دلیل ان را چطور میتوانیم توجیه کنیم؟

    ........................................... حق یارتان ......................................


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    منظور خدا فکر کنم از دل و یا قلب همون قستی از مغز هست.

    یا شایدم مغز همون دل هست.

    نمیدونم دقیق.می ترسم بگم و اشتباه در بیاد و خدای نکرده فردی رو هم به اشتباه بندازه.

    منتظر هستم تا ادامه موضوع رو بخوانم.

    در امان خدا...
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    364
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست
    سلام بر دوستان گرامی :moshtagh:

    بارها در قران به این ایه بر خورده ایم که خداوند میفرماید به انچه در سینه هایتان مخفی کرده اید اگاه است همچنین در نهج البلاغه از حضرت امیر المومنین (ع) نقل است که در خطبه ی132 فرموده اند « العالم بما تکن الصدور »به انچه در سینه ها پوشیده میدارید اگاه است.

    مگر مرکز اطلاعات انسان مغزش نیست؟ ایا تاکنون به این که قران مخزن اطلاعات را قلب و دل انسان میداند فکر کرده اید ؟ دلیل ان را چطور میتوانیم توجیه کنیم؟

    ........................................... حق یارتان ......................................

    برای اینکه در اون زمان تصور مردم این بود که قلب مرکز تفکره، به همین علت هم قرآن همون چیزی رو بیان می کنه که مردم بهش اعتقاد دارن.
    ببینید، خداوند تا وقتی دلیل نداشته باشه، با عقاید مردم در نمی افته، وقتی مردم اون زمان درک نداشتند که فرق بین مغز و قلب در چیست، چرا خداوند به خودش زحمت بده؟
    کسی که بفهمه، می فهمه.

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست
    سلام بر دوستان گرامی :moshtagh:

    بارها در قران به این ایه بر خورده ایم که خداوند میفرماید به انچه در سینه هایتان مخفی کرده اید اگاه است همچنین در نهج البلاغه از حضرت امیر المومنین (ع) نقل است که در خطبه ی132 فرموده اند « العالم بما تکن الصدور »به انچه در سینه ها پوشیده میدارید اگاه است.

    مگر مرکز اطلاعات انسان مغزش نیست؟ ایا تاکنون به این که قران مخزن اطلاعات را قلب و دل انسان میداند فکر کرده اید ؟ دلیل ان را چطور میتوانیم توجیه کنیم؟

    در باور عرب جاهلیت، قلب آدمی مرکز تفکر و تصمیم گیری و حافظه بوده است. منظور از قلب در اینجا، همین قلب فیزیکی می باشد که امروزه میدانیم وظیفه ی پمپاژ خون بر عهده ی آن است. اگر اشتباه نکنم، در باور ایشان مغز (جرم درون جمجمه)، وظیفه ی سرد کردن خون را بر عهده داشته است و هرگز نمیدانسته اند که مغز مرکز تفکر و تصمیم گیری و حافظه است.

    باری، پیامبر اسلام نیز به مانند دیگر مردم زمان خویش به همین باورهای غلط معتقد بوده است و دانسته های غلط خودش را در سراییدن قرآن بازتاب داده است. البته این تنها مورد نیست که پیامبر اسلام باورهای علمی غلط عصر خودش را در قرآن وارد کرده است، از این دست اشتباهات علمی قرآن، میتوان به هفت طبقه دانستن آسمان، خلقت جهان در شش روز، آفرینش انسان از آبی در سینه و کمر زن و مرد، ثابت و مسطح بودن زمین و ... اشاره کرد.

    باور به اینکه قلب انسان مرکز تفکر و حافظه است، در احادیث و روایات هم به وفور یافت میشود. همچنانکه اشاره کردید، امام علی هم همین عقیده ی اشتباه عصر خودش را داشته است. قبلا روایاتی از دیگر ائمه هم دیده بودم که ثابت میکرد ایشان هم همین قلب فیزیکی را مرکز تفکر و حافظه میدانسته اند؛ اگر این روایات را بیابم، در اینجا درج خواهم کرد.

    البته اینکه پیامبر و ائمه دارای باورهای علمی و جهان شناسی اشتباه بوده اند، امری کاملا طبیعی و عادی است، چرا که آنان نیز مانند من و شما انسانهایی معمولی و فاقد هرگونه علم غیب یا آگاهی به مسائل ناکشوف بشر بوده اند. تمام آگاهی و دانش پیامبر و ائمه نیز برگرفته از همان دانسته ها و تعالیم عصر خودشان بوده است و لذا ایشان تصور میکرده اند که مثلا قلب مرکز تفکر و زمین ثابت و مسطح و آسمان هفت طبقه و ... است.


    مقاوم و صبور باشید.
    خردبین سبز اندیش.


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    121
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    جناب خردبین ، طبق حرف شما باید به جای اینکه می فرمود « افلا تعقلون» باید می گفت " افلا تقلبون " در حالی که هیچ جای قرآن چنین چیزی نیست .

    تفکر هم که مرادف و یا حداقل همراه تعقل هست .


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط leadertime نمایش پست
    برای اینکه در اون زمان تصور مردم این بود که قلب مرکز تفکره، به همین علت هم قرآن همون چیزی رو بیان می کنه که مردم بهش اعتقاد دارن.
    ببینید، خداوند تا وقتی دلیل نداشته باشه، با عقاید مردم در نمی افته، وقتی مردم اون زمان درک نداشتند که فرق بین مغز و قلب در چیست، چرا خداوند به خودش زحمت بده؟
    کسی که بفهمه، می فهمه.
    نقل از ehtda
    این حرف درست نیست

    باسلام بر دوستان گرامی

    دوستان در باره ی دلیل درست نبودن مطلب جناب leadertimeموارد بسیاری در قران وجود دارد از جمله رعایت حقوق کودکان ؛ که در ان زمان اصلا" مرسوم نبوده اما در قران کریم ایات
    متعددی در باره ی ان ذکر شده از جمله ایه ی2 سوره ی نساءکه در ان ایه به حفظ اموال کودکان یتیم تاکید شده در حالیکه این رسم عرب جاهلیت نبوده یا در کلمه ی قصاص اگر دقت شود در زمان جاهلیت قتل یک نفر مرادف بوده با سالها جنگ میان دو قبیله وخاندان که از ان به قصاص تعبیر میشده وکاها" در مقابل یک قتل دهها نفر به عنوان قصاص کشته میشدند. اما قران کریم این امر را بر خلاف رسم وفهم مردم ان زمان تعدیل کرد و تناسب میان جرم وقصاص را بنا کذاشت واز این دست امور در قران بسیار است که نظر شما را رد میکند .

    .............................................. حق یارتان ...................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۱/۰۸ در ساعت ۱۲:۳۷

  15. تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود