جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پيامبر (ص) از نگاه انديشمندان غير مسلمان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    55
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پيامبر (ص) از نگاه انديشمندان غير مسلمان




    نظرات برخی اندیشمندان و شخصیت های غیر مسلمان درباره پیامبر اسلام


    گوته

    گوته، شاعر پرآوازه آلماني پس از آشنايي با دين اسلام و پيام آور اين ايين يگانه، قطعه شعري با عنوان «نغمه محمد» درباره پيامبر اعظم (ص) سرود. اين قطعه شعر از زبان نزديک‌ترين خويشان پيامبر؛ يعني حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه عليها السلام گفته مي‌شود. گوته در شعرش همه مراحل و مقاطع دعوت رسول اکرم(ص) و راهنمايي‌اش در ميان مردم را به زبان توصيف و تشبيه و نماد مي‌آورد.
    شعر گوته با محوريت معرفي شخصيت والاي پيامبر از زبان دو دردانة تاريخ اسلام و تشيع روايت مي‌شود. اما همان طور که اين مسئله را با خواننده‌اش در ميان مي‌گذارد، مسير تاريخي پيامبر و همچنين گسترش مرزهاي اسلام در جهان را نيز به عنوان بخش تاريخي متن، مورد تأکيد و توجه قرار مي‌دهد. پايان شعر با اعتقاد و ايمان اين شاعر آلماني به معاد و جهان ازلي و همچنين يقين وي بر پيروزي رسالت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله همراه است. شايد شيفتگي و علاقه شاعر به زندگي و مذهب پيامبر است که فردي اروپايي و غربي را با آن همه تهاجم فلسفه‌هاي متضاد و مختلف در پيرامون خود، به مفاهيم معنوي و والاي اسلام علاقه‌مند مي‌سازد. اينک قسمتي از شعر "نغمه محمد" را مي‌آوريم:
    «بنگر بدان چشمه همان که از کوهساران مي‌جوشد
    چه با طراوت و شاد
    و مي‌تراود به سان چشمان ستارگان آن‌گاه که مي‌درخشند
    و با ورودي پيشوا گونه و راهبر
    همه چشمه‌ها را که برادر اويند
    با خويش همراه مي‌سازد
    و در آن پايين اعماق درّه
    در مقدم اين رود، گل‌ها مي‌رويند
    و سبزه‌ها از نفسش حيات مي‌يابند... (1)


    برنارد شاو
    جرج برنارد شاو، نويسنده معروف ايرلندي درباره پيامبر اکرم (ص) مي‌گويد:
    « او را بايد منجي بشريت خواند. من اعتقاد دارم که اگر مردي مثل او حاکمي در عصر جديد مي‌شد، براي حل مشکلاتش از صلح و دوستي استفاده مي‌کرد. او عالي‌ترين مردي بود که روي زمين پا گذاشته است. او به دين دعوت کرد. يک تمدن را پايه گذاري کرد. ملتي را بنا نهاد. اخلاق را نهادينه کرد. اجتماعي زنده و قدرتمند ايجاد کرد تا آموزش‌هاي او را به صحنة عمل آورند و دنياي تفکر و رفتار انساني را براي هميشه و به طور کامل منقلب کرد. نام او «محمد» است. در سال 570 بعد از ميلاد، در عربستان چشم به جهان گشود. رسالت خود براي دعوت به دين راستين (اسلام) را در سال چهلم عمر خود آغاز کرد و در شصت و سومين سال عمرش با جهان وداع گفت. در مدت کوتاه 23 سال از پيامبري‌اش به پرستش خداي يگانه رهنمون شد. وي مردم را از جنگ و نزاع‌هاي قبيله‌اي رهانيد و به اتحاد و همبستگي ملي رسانيد. او در اين مدت، مردم را از هرزگي و مستي به اعتدال و پرهيزکاري، از بي قانوني به زندگي نظام‌مند، و از تباهي به بالاترين معيارهاي تعالي اخلاقي هدايت کرد. تاريخ بشري چنين دگرگوني کامل را از جانب يک شخص يا در مکان ديگر قبل از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله يا پس از او نشناخته است. تصور همه اين عجايب باور نکردني در طي اين دو دهه نخست است[2]

    گاندي
    ماهاتما گاندي رهبر فقيد هند در کتاب «هند جديد» در مورد شخصيت محمد(ص) مي‌گويد:
    «جالب است بدانيد که بهترين کسي که امروزه بدون هيچ چون و چرايي، در قلب ميليون‌ها انسان جا گرفته، «محمد» است. از اينجا من متقاعد شده‌ام که اين شمشير نبود که در آن روزها مردم زيادي را تسليم اسلام کرد. «محمد» سخت ساده زيست بود. مثل ديگر پيامبران متقي بود. به شدت امانتدار بود. از خودگذشتگي شديد نسبت به دوستان و پيروان، جسارت، بي‌باکي و توکل مطلق به خدا در رسالت شخصي، از ويژگي‌هاي محمد(ص) بود. قبل از اين ويژگي‌ها او به هيچ وجه از شمشير براي برداشتن سدهاي جلوي راه خود استفاده نمي‌کرد[3]

    لامارتين
    لامارتين مورخ مشهور مي‌گويد:
    « اگر بزرگي هدف، کم بودن ابزار و رسيدن به نتايج شگفت‌انگيز، سه محور سنجش هوش بشري باشد، چه کسي ادعاي مقايسه بزرگ مردان تاريخ کنوني را با «محمد» دارد؟ نام‌آورترين مردمان فقط ارتش، قوانين و فرمانروايي‌ها را ايجاد کرده‌اند. اگر نگوييم آنچه بنياد نهاده‌اند، چيزي نيست، بايد گفت: چيزي بيشتر از قدرت مادي که غالباً در چشم به هم زدني فرو مي‌پاشد، ايجاد نکرده‌اند.
    اين مرد نه فقط ارتش ها، قوانين، فرمانروايي، مردمان و سلسله‌ها، بلکه ميليون‌ها نفر؛ يعني يک سوم از ساکنان اين جهان و حتي بيشتر از آن را حرکت داد. او پرستشگاه‌ها، خدايان، اديان، عقايد، انديشه‌ها و نفوس را متحوّل کرد. صبر او در پيروزي، بلند همتي او که تماماً در جهت يک عقيده بود، نه نوعي تلاش براي فرمانروايي، نمازهاي بي‌نهايت او، زمزمه‌هاي سرّي او با خدا، مرگ او و پيروزي او بعد از مرگ، نشانه ايماني راسخ است. محمد6يک معلم مذهبي، يک مصلح اجتماعي، يک رهبر اخلاقي معنوي، تجسم بزرگ اجرايي کردن امور، دوستي با وفا، همنشيني زيبا، شوهري علاقه‌مند و پدري با محبت بود. همه را با هم داشت. مرد ديگري در تاريخ نيست که در هر کدام از اين جنبه‌هاي مختلف زندگي، بر او برتري يابد يا با او برابري کند. فقط آن شخصيت نوع‌دوست بود که چنين کمالات باورنکردني را در خود جمع کرده بود[4]

    آرمسترانگ
    خانم‌کارن‌آرمسترانگ، از صاحب‌نظران غير مسلمان وين است. پس از يازده سپتامبر 2002 م. در مورد زندگي پيامبر اسلام، کتابي نوشت که در رديف پرفروش‌ترين کتاب‌هاي سال آمريکا و اروپا قرار گرفت. انگيزه اصلي او در نوشتن کتاب مذکور، دفاع از اسلام و روشن کردن ذهن مسيحيان غربي به پيامبر اسلام بود. او در مقدمه کتابش چنين نوشته است:
    «بيشتر همّ پيامبر صرف جلوگيري از برخوردهاي وحشيانه گرديد؛ زيرا لغت اسلام که به معناي تسليم بودن در برابر خداوند است، از ريشه «سلام» به معناي «صلح» گرفته شده است. محمد(ص) مرد جهاد بود، ولي يک صلح طلب واقعي هم بود؛ زيرا جان و اعتقاد نزديک‌ترين ياران خود را در جريان صلح با مکه به گرو گذاشت تا اين اتحاد بدون خونريزي به انجام رسد. او به جاي خونريزي و قتل عام، در فکر مذاکره و صلح بود. آگاهي از داستان واقعي زندگي حضرت محمد(ص) در اين مقطع خطرناک تاريخ بشري، لازم است و نبايد اجازه داد که متعصبين خيره سر با تحريف زندگي پيامبر به نفع خود از آن استفاده کنند. انسان غربي معاصر از داستان زندگي آن حضرت، مسائل بسيار مهم‌تري را براي هدايت خود در اين دنياي متغير بايد بياموزد[5]

    لئو تولستوي:
    لئو تولستوى ( 1910 ـ 1828 ) نويسنده مشهور روسى در كتاب خود به نام محمد(ص) مى گويد: جاى هيچگونه شبهه و ترديد نيست كه پيامبر اسلام از بزرگان مصلحين دنيااست، آن هم مصلحى كه به جامعه بشريت خدمات شايانى كرده است. و اين فخر و مباهات براى او بس است كه يك ملت خون ريز و وحشى را از چنگال اهريمنان عادات زشت و شنيع برهانيد و راه ترقى را بر روى آنان بازكرد و حال آن كه هر مرد عادى نمى تواند به چنين كار شگرفى اقدام كند و نتيجه بگيرد.
    بنابر اين شخص شخيص پيامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اكرام مى باشد شريعت پيامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حكمت در آينده عالم گير خواهد شد.

    ويل دورانت:
    محمد، پيغمبري بزرگ و موحدي کامل بود که مانند نداشت و براي اصلاح بشر مبعوث شد.

    کارل ماکس:
    حقيقت انکار ناپذير اين است که محمد مبعوث شد تا رسالتي را که خلاصه رسالات سابق و مافوق آنها بود، براي عالم بياورد.

    الکساندر دوما:
    محمد، معجزه شرق بود؛ زيرا دينش داراي آموزه‌هاي بزرگي بود. اخلاقش برجسته بود و رفتاري پسنديده داشت.

    آلفرد گيوم:
    محمد، يکي از عظيم‌ترين شخصيت‌هاي تاريخي است که در ايمان به وجود خداي يگانه غرق شده بود.

    واشنگتن ايرونيگ:
    او سريع الانتقال و داراي حافظه قوي، ديدي بلند و استعدادي سرشار بود.

    ژان ژاک روسو:
    حضرت محمد، پيامبر اسلام، نظريه بهتري داشت و توانست سيستم سياسي خود را به خوبي متحد سازد.[6]

    پي‌نوشت‌ها:


    [1]. محمد در اروپا، مينو صميمي، مترجم: عباس مهرپويا، انتشارات مؤسسه اطلاعات.
    [2]. پيامبر اعظم(ص) در ايينه گفتار انديشمندان غير مسلمان، محمد کاظم جعفر زاده فيروزآبادي، مرکز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما.
    [3]. ويژه‌نامه پيامبر اعظم (ص)، مؤسسه فرهنگي قدس، مهدي نصيري، ص 61.
    [4]. ماهنامه سياحت غرب، ش 38، پيامبر اعظم از نگاه متفکران غربي، حسين پاشا.
    [5]. همان.
    [6]. همان.
    [7]. زندگي‌نامه پيامبر اسلام، کارن آرمسترانگ، مترجم: کيانوش حشمتي، انتشارات حکمت
    [8]. پيامبر اعظم در ايينه گفتار انديشمندان غير مسلمان.


    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...=notepad&id=41
    ویرایش توسط Haghighat1 : ۱۳۸۸/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۶:۱۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    55
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آنيه بسانت
    غيرممكن است كسي زندگي و شخصيت پيامبر بزرگ را مطالعه كند و او را تكريم نكند. كسي كه يكي از بزرگترين پيامبران خداست... من هر چه زندگي پيامبر را بيشتر مطالعه مي كنم ، احساس تمجيد و تكريم من نسبت به او شكل جديدتري مي گيرد و احساس جديدي از بزرگي اين استاد بزرگ عرب به من دست مي دهد.


    ادوارد گيبن
    بزرگترين مورخ انگلستان در قرن 18 ميلادي نويسندۀ مشهور تاريخ سقوط امپراتوري روم دربارۀ قرآن چنين مي¬نويسد:«از اقيانوس اطلس تا كنار رود گنگ (در هندوستان) قرآن نه فقط قانون فقهي شناخته شده¬است بلكه قانون اساسي شامل رويۀ قضايي نظامات مدني و جزايي حاوي قوانيني است كه تمام عمليات و امور مالي بشر را اداره مي كند و همۀ اين امور كه به موجب احكام ثابت ولايتغيري انجام مي¬شود ناشي از ارادۀ خداست. به عبارت ديگر قرآن دستور عمومي و قانون اساسي مسلمين و دستوري است شامل مجموعۀ قوانين ديني، اجتماعي، مدني، نظامي، قضايي، جنايي، جزايي و همچنين مجموعه قوانين از تكاليف زندگي روزانه تا تشريفات ديني اعم از تزكيۀ نفس تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومي تا حقوق فردي تا منافع عمومي و از اخلاقيات تا جنايات و از عذاب و مكافات اين جهان تا عذاب و مكافات جهان آينده همه را در بر دارد».
    - (كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن صفحۀ 72)


    ادوارد مونته
    محمد(ص) پيغمبرى بود كه به همان معنى كه قدماى بنى‏اسرائيل مى‏گويند، او از يك عقيده خالص -كه هيچ بستگى با بت‏پرستى نداشت - دفاع كرد. تمام سعى و كوشش اين مرد، براى نجات ملتش از يك دين بى‏معنى و بى‏اعتبار بود. او مى‏خواست آنها را از منجلاب فساد اخلاق، پستى عادات و فساد عقيده، نجات دهد؛ بنابراين، ممكن نيست در راستى اخلاق و شور خداپرستى كه سراسر وجودش را فراگرفته بود، شك كرد.


    پرفسور ارنست هگل
    يكي از بزرگترين و پر نفوذترين فلاسفۀ قرن 19 و آلماني الاصل در كتاب زندگاني محمد نوشتۀ توماس كارلايل صفحۀ 48 ميگويد:«اسلاميت طرح خيلي جديد و در عين حال طرح غير مخدوش و بسيار عالي توحيد ميباشد».


    پرفسور ويل دورانت
    مورخ و نويسندۀ آمريكايي(1885- 1981) كه ميليونها نفر در جهان آثار او را مطالعه مي¬كنند در رابطه با شخصيت بزرگ پيامبر بزرگوار اسلام چنين اظهار نظرمي¬كند: (كتاب پنجگام دين صفحۀ 185)
    «اگر به ميزان اثر اين مرد بزرگ در مردم بسنجيم بايد بگوئيم كه حضرت محمد(ص) از بزرگترين بزرگان تاريخ انساني است. وي درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومي را كه از فرط گرماي هوا و خشكي صحرا به تاريكي توحش افتاده¬بودند، اوج دهد در اين زمينه توفيقي يافت كه از توفيقات تمام مصلحان جهان بيشتر بود كمتر كسي را جز او مي¬توان يافت كه همۀ آرزوهاي خود را در راه دين انجام داده¬باشد، زيرا به دين اعتقاد داشت. محمد(ص) از قبايلبت¬پرست و پراكنده در صحرا امتي واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دين يهود و دين مسيح و دين قديم عربستان آئيني ساده و ديني روشن و نيرومند با معنوياتي كه اساس آن شجاعت و منفعت قومي بود پديد آورد، كه در طي يك نسل در يكصد معركۀ نظامي پيروز شد و در مدت يك قرن يك امپراتوري عظيم و پهناور به¬وجود آورد و در روزگار ما نيروي مهمي است كه بر يك نيمۀ جهان نفوذ دارد.


    پير سيمون لاپلاس
    منجم، رياضيدان بسيار معروف فرانسوي قرن 18 و 19 ميلادي مي­باشد كه نظريات او تحولات بزرگي در نجوم ايجاد كرده يكي از محققين غربي است كه در مورد دين مبين اسلام چنين اظهار نظر نموده­است.
    «گرچه ما به اديان آسماني عقيده نداريم ولي آئين حضرت محمد(ص) و تعاليم او دو نمونۀ اجتماعي براي زندگي بشريت است بنابراين اعتراف مي­كنيم كه ظهور دين او و احكام خردمندانه­اش بزرگ و با ارزش مي­باشد و به همين جهت از پذيرش تعاليم حضرت محمد بي­نياز نيستيم».
    (مجلۀ مكتب اسلام ارديبهشت 52 صفحۀ 69)


    جواهر لعل نهرو
    مذهبي كه پيامبراسلام تبليغ مي كرد بواسطه سادگي و راستي و درستي آن و دارا بودن طعم دموكراسي و برابري، مورد استقبال توده هاي كشور هاي مجاور شد.


    رينولد الين نيكلسون
    با ظهور حضرت محمد(ص) پرده نفوذ ناپذير ظلمت آن عهد ناگهان كنار زده شد و مردم جزيره العرب، اساس محكم سنن تاريخى پيدا كردند.



    سر پرسى سايكس
    عقيده شخصى من اين است كه حضرت محمد(ص) در ميان مشاهيرعالم بزرگ ترين انسانى است كه با يك مرام عالى تمام هم خود را مصروف اين داشت كه شرك و بت پرستى را از ريشه منهدم ساخته و به جاى آن افكار بلند اسلام را برقرار سازد و او خدمت وافر و نمايانى كه از اين راه به نوع بشر نموده خدمتى است كه من آن را ستايش نموده و سر تعظيم فرود مى آورم.



    سرفلكد
    عقل محمد(ص) از عقول بزرگ و بى‏مانندى بود كه زمانه كمتر آنها را به‏وجود مى‏آورد و با همان عقل بزرگ بود كه محمد (ص) از امور، اطلاع كامل داشت و با يك نظر سطحى، به كنه امور پى مى‏برد و تشخيص مى‏داد. در معاملات خصوصى، گذشت، عدل و انصاف بى‏نظيرى داشت و با دوست و آشنا، فقير و غنى و ضعيف و قوى، با مساوات رفتار مى‏كرد.

    كارل ماركس
    محمد مردي بود كه از ميان مردمي بت پرست با اراده آهنين برخاست و آنان را به يگانه پرستي دعوت كرد و در دلهاي ايشان جاوداني روح و روان را بكاشت. بنابراين او را نه تنها بايد در رديف مردان بزرگ و برجسته تاريخ شمرد بلكه سزاوار است كه به پيامبري او اعتراف كنيم و از دل وجان بگوييم كه او پيامبر خدا بوده است.

    گوستاولوبون
    اضافه بر آنچه گفته شد طبق گفته تاريخ نويسان عرب حضرت محمد (ص) بسيار خود دار و متفكر ، كم حرف ، احتياط كار ، خوش قلب ، در رفتار و كردارِ خود بسيار مراقب ادب و پاكيزگى خويش بود تا پس از اين كه به ثروت و اقتدار نيز رسيد هيچ گاه كارهاى خود را به ديگرى واگذار نكرد .
    او مردى بود بردبار در برابر سختيها و دشواريها خود دار و متحمل ،داراى همتى بلند و در برخوردها مهربان و خوشرو بود يكى از خدمت گذارانش نقل مى كند كه هجده سال تمام خدمت او ارا انجام ميداد و در طول اين مدت هيچ گاه سخن تند يا كردار ملال آورى حتى براى تنبيه كردن من نيز از او نديدم ، حضرت محمد (ص) جنگ جويى دلاور و ماهر درفنون جنگى بود اگر احساس خطرى مى نمود فرار نمى كرد و بدون جهت نيز خود را به مهلكه نمي انداخت.

    مهاتما گاندي
    حيات شخص پيامبر اسلام بنوبه خود نشانه وسر مشق بارزي براي رد فلسفه عنف واجبار در امر مذهب مي باشد.

    ...
    http://alrasol.valiasr-aj.com/zendegani.htm


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    نغمه حضرت محمد از زبان گوته




    این قطعه شعر با نام نغمه ی حضرت محمد(ص) درباره ی پیامبر اعظم(ص) است و حاصل آشنایی شاعری اروپایی با مذهب اسلام و پیام آور این آیین یگانه مي باشد. آنچه می خوانید، ترجمه دکتر اخگری از این شعر گوته است. گوته در این قطعه شعر مدح پيامبر اكرم(ص) را از زبان امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س) در قالب گفتگويي ميان اين دو بزرگوار آورده است و وصف ایشان را با تعابیر و توصیفات زیبايی بیان كرده است؛
    «نغمه محمد (ص)»

    علی:

    بنگر بدان چشمه

    همان که از کوهساران می جوشد

    چه باطراوت و شاد

    و می تراود به سان چشمان ستارگان، آنگاه که می درخشند
    این بخش از شعر به نبوت حضرت محمد (ص) اشاره دارد.
    گوته در این بخش پیامبر (ص) را بر فراز کوهی که غار حرا در آن واقع شده است، همچون چشمه ای توصیف می کند که از فراز کوهسار جوشیدن می گیرد و برای هدایت و سیراب کردن، به پایین سرازیر می شود.

    فاطمه:

    سرشاخه هایش سیراب می شوند

    برخاسته از روحهای پاک

    در میان صخره ها

    در بوته زارها

    علی:

    به تازگی و طراوت جوانی

    از فراز می لغزد

    برروی صخره های مرمرین

    و آنگاه دوباره به سوی آسمان

    سرشاد هلهله شادی سر می دهد.

    فاطمه:

    و از میان صخره ها و از گذرگاه قله ها

    سنگریزه های رنگین را

    شکار می کند.

    آنچه تاکنون در شعر آمده است، به آغاز نبوت پیامبر اکرم (ص) و شروع دعوتش به اسلام اشاره دارد. طراوت و شادابی چشمه ای که می خواهد جمعیتی را از آنچه دارد، سیراب کند، نگاه پیامبر (ص) به آسمان و بالا و همچنین حرکتش به سمت دامنه کوه و جمعیت و برگزیدن یاران ارزشمند، از جمله اشاراتی است که در این بخش ها به آنها پرداخته شده است.

    علی:

    و با ورودی پیشواگونه و راهبر

    همه چشمه ها را که برادر اویند

    با خویش همراه می سازد

    این قسمت به کامل کنندگی مذهب اسلام که توسط حضرت محمد (ص) آورده می شود، اشاره دارد. منظور گوته از همراهی «همه چشمه ها» و «برادر اویند» همراهی سایر ادیان و پیامبران با حضرت محمد (ص) در روش و هدف است؛


    فاطمه:

    و در آن پایین، اعماق دره

    در مقدم این رود گلها می رویند

    و سبزه ها از نفسش حیات می یابند


    پيامبر (ص) از نگاه انديشمندان غير مسلمانپيامبر (ص) از نگاه انديشمندان غير مسلمان

    نه ظلمات دره ها بازش می دارند

    و نه گلهای زیبا

    همان گلهایی که به زانوان او پیچیده اند

    پيامبر (ص) از نگاه انديشمندان غير مسلمان
    و
    با دیدگان خمار و شیفته او را می ستایند

    ...
    ویرایش توسط saeed623 : ۱۳۹۱/۰۷/۲۱ در ساعت ۱۸:۵۸
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    845
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    19 روز 22 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    باسلام

    بنده میخواستم این پست روایجادکنم.

    ولی وقتی اومدم سرچ کردم دیدم که قبلاایجادشده.

    خیلی ممنون ازکاربری که درایجاداین تاپیک زحمت کشیدند.

    البته باتوجه به اهانت به پیامبراکرم به روزکردن این پست هم لازم بود.
    ویرایش توسط خادمة المهدی : ۱۳۹۱/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۲:۰۸


    آیة الله العظمی بهجت:


    تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.



    و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.


    راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛


    نه دعای همیشگی و لقلقه زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود