جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تولد دختری مسیحی در ۲۱ سالگی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    تولد دختری مسیحی در ۲۱ سالگی




    بسمه تعالی





    من اهل اروپای شرقی هستم: لیتوانی. جایی که مسیحیت در حال چیره شدن است. جایی که کودکان در اولین روز زندگیشان مسیحی می‌شوند. من هرگز منکر خداوند نبوده‌ام و خودم را یک مسیحی خوب و قابل نمی‌دانم. زمانی که هر یکشنبه به کلیسا می‌رفتم فقط برای عبادت کردن نبود، بلکه برای کمک به کشیشان و شرکت در گروه کر کلیسا نیز بود. من خداوند را در قلبم داشتم حتی زمانی که از والدینم می‌پرسیدم که چرا بدون این‌که از من بپرسند که آیا دوست دارم مسیحی شوم یا نه، من را مسیحی کردند؟


    ادامه دارد ...........




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    در تمام زندگی‌ام نتوانستم یک مسیحی خوب و شایسته‌ای باشم و مفهوم این مذهب را نتوانستم بفهمم. درباره مسیحیت ،جستجو و تحقیق می‌ کردم و کتاب‌های بسیاری را در مورد مسیحیت مطالعه می‌کردم و از کشیشان زیادی کمک می‌گرفتم. اما من هنوز هم می‌توانم بگویم که احساس می‌کنم و باور دارم که کسی بالای سر من است (وجود خداوند را احساس می‌کنم) با این که من خودم را یک مسیحی نمی‌دانم. زندگی بدون راهنمایی و هدایت خداوند بسیار دشوار و ترسناک و کور کورانه است. هر جایی که من می‌رفتم و در همه زمان، خدا را جستجو می‌کردم و احساس می‌کردم که خداوند خیلی به من نزدیک است. کمک خدا را در همه حال احساس می‌کردم. من دیدم که خداوند چگونه مراقب من است و به من اجازه می‌دهد که راه زندگی‌ام را که او برایم انتخاب کرده، پیدا کنم. من تلاش می‌کنم تا نشانه هایی که از جانب خداوند برایم فرستاده می‌شود، را درک کنم.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    من فرزند دوم خانواده هستم، اما درد زایمان مادرم خیلی سخت‌تر از بچه اولش بود. من خیلی بچه خوش‌شانسی بودم که جان سالم به در بردم. اعتقاد دارم که خداوند زندگی‌ام را نجات داد. بعد از دو تصادف واقعا خطرناک، مردم می‌گفتند که هیچ کس نمی‌تواند از این وقایع جان سالم به در ببرد و من به عنوان یک انسان بی‌اهمیت در جهان، قدردان زندگی‌ام شدم. احساس کردم که زندگی بشر چقدر شکننده و ضعیف است و فقط خداوند می‌داند که من چه مدت زندگی خواهم کرد. خداوند به من اجازه داد که هر دقیقه از زندگی‌ام را به او اعتماد کنم و از زندگی‌ام حتی در زمان بیماری لذت ببرم. من می‌دانم که خداوند هر چیزی را که به ما می‌دهد با این امید است که قدردان آن خواهیم بود و خداوند آن را فقط برای ما انجام می‌دهد



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    درست در زمان امتحانات پایان ترمم با ماشین تصادف کردم و باید به مدت بیشتر از شش هفته استراحت می‌کردم. من فقط توانستم که سر و بازوهایم را حرکت دهم، اما به کمک و لطف خداوند توانستم مدرسه‌ام را به پایان برسانم و وارد دانشگاه شوم، حتی بدین گونه. دکترم نمی‌توانست باورکند. این نمی‌تواند یک شانس یا خوش اقبالی باشد. بدون شک معجزه خداوند است. مردم عادی وقتی مریض می‌شوند و درد دارند فقط فریاد می‌کشند یا قرص آرام بخش استفاده می‌کنند. بعد از آن من با ایمان‌تر شدم ولی هنوز هم کسی من را از کلیسا دور نگه می‌داشت. من حالا می‌توانم بفهمم آنچه درست بود، این بود که کلیسا راه رسیدن به خدا نیست.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    درک درست خداوند، خوشحالی واقعی و آرامش روحی‌ام که من مدت ها آنها را جستجو می‌کردم را با ازدواج پیدا کردم. این که چطور من و همسرم با یکدیگر آشنا شدیم و چگونه به یکدیگر علاقه مند شدیم ، هم معجزه خداوند بود. در اوایل ارتباطمان هرگز درباره مذهب صحبت نکردیم و مشکلی با آن نداشتیم.
    یک روز که احساس خوشحالی بسیاری داشتم، همسرم گفت، دوست دارد بهترین چیزی که در زندگی‌اش دارد را به من بدهد: ایمان. من واقعا علاقه‌مند شدم حرف‌هایش را بشنوم ، از کتاب مقدس ، از قران و از معجزات نوشته شده در آن. چیزی که مفهوم و معنی هر حرکت بدنش در نماز بود. آن فقط یک گفتگو در مورد آن موضوع بود، اما همان باعث شد تا من همه کتاب‌هایی که در مورد اسلام می‌توانستم به دست بیاورم، را مطالعه کنم. با هر کتاب، با هر صفحه، من می‌توانستم چیزی که در زندگی‌ام گم کرده بودم، در جستجوی آن بودم و از کشیشان می‌پرسیدم، را درک کنم. گویی خداوند با این کتاب‌ها با من حرف می‌زد. من پاسخ سوالات متعددم را پیدا کردم. آرامشی روحی پیدا کردم ، در حالی که همه در جستجوی این آرامشند.
    من همین چند ماه قبل
    مسلمان شدم. خداوند مرا خیلی دوست دارد که اجازه تولد دوباره‌ام در سن ۲۱ سالگی را داده است. یعنی در سن و زمانی که برای قدرانی و سپاس از نعمت‌هایش به اندازه کافی



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    آگاه هستم. اکنون من یک مسلمانم. هیچ کس باور نخواهد کرد که مسلمان بودن، یک موضوع متمایز و مفهومی متفاوت از آن چیزی است که می‌پندارند.
    خداوند نگاه من به اطراف را تغییر داد. او باعث شد تا به گونه دیگری به خورشید بنگرم. نگاهی متفاوت در مقایسه با زمانی که مسیحی بودم و به دیدن خورشید عادت کرده بودم. این خورشید مفهوم متفاوتی دارد. اکنون من می‌دانم، نور خورشید که از طرف خداوند برای ما فرستاده می‌شود، نشان‌دهنده علاقه خدا به ماست و به دلیل همین علاقه است که سرما را احساس نمی‌کنیم.


    ما می‌توانیم دنیا را رنگارنگ ببینیم. خداوند برای نشان دادن شگفتی نور و روشنایی، شب را قرار داد. خداوند بعد از سرما و تاریکی شب، صبح زیبا و تازه را قرار داده است. خداوند این گونه با ما صحبت می‌کند. خدا برای دیدن هر یک از این شگفتی‌ها به ما چشم عطا کرده است.
    من اکنون خیلی خوشحالم و از خداوند برای دیدن چنین جهانی سپاسگزارم. او این راه روشن را در زندگی‌ام به من نشان داد و من می‌توانم نعمت‌هایش را درک کنم. در هر کاری که انجام می‌دهم و یا هر جایی که می‌روم خدا به من خوش‌آمد می‌گوید. او در معجزاتی که برایم انجام می‌دهد، به من می‌فهماند که در راه درستی هستم و خدا با من است.
    برای من جهان در یک روز تغییر نکرد ،حتی در ۲۱ سال هم تغییر نکرد. آنچه تغییر کرد، درک درست من از خداوند بود که باعث تغییر در زندگی‌ام شد.

    من آرزو می‌کنم که جهان هم تغییر کند. در حال حاضر مردم عصبانی و خسته، در جستجوی آرامش، موفقیت و یک زندگی بهتر هستند. مردم از تنفر نسبت به یکدیگر و جنگ خسته شده‌اند. کشورها تلاش می‌کنند که در آرامش زندگی کنند، اما بدون جنگ نمی‌توانند. جهان در حال نابودی است و راه متوقف کردن آن، روی آوردن به اسلام است. اسلام راه زندگی است. با وجود خداوند در دل‌هایمان، دیگر نگران آینده فرزندانمان نخواهیم بود و از زندگی‌مان لذت خواهیم برد.



  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش




    نقل قول نوشته اصلی توسط حکمتی فرد نمایش پست
    بسمه تعالی






    من اهل اروپای شرقی هستم: لیتوانی. جایی که مسیحیت در حال چیره شدن است. جایی که کودکان در اولین روز زندگیشان مسیحی می‌شوند. من هرگز منکر خداوند نبوده‌ام و خودم را یک مسیحی خوب و قابل نمی‌دانم. زمانی که هر یکشنبه به کلیسا می‌رفتم فقط برای عبادت کردن نبود، بلکه برای کمک به کشیشان و شرکت در گروه کر کلیسا نیز بود. من خداوند را در قلبم داشتم حتی زمانی که از والدینم می‌پرسیدم که چرا بدون این‌که از من بپرسند که آیا دوست دارم مسیحی شوم یا نه، من را مسیحی کردند؟


    ادامه دارد ...........


    مگه اینجاماازروزاول مسلمون نیستیم؟مگه کسی ازماسوال می کنه؟
    بعدشم فرمودند کلیساراه رسیدن به خدانیست خب مگه مسجدراه رسیدن به خداست؟
    اگه دختره انتقادش به این چیزبودکه اینا توی کشورهای مسلمون هم انجام میشه خیلی کلی صحبت کرد وبطورشفاف دلیل مسلمون شدنش رو نگفت
    همیشه جالبه که پای صحبت convert ها بشینیم کسانی که دینشون روعوص کردن چون اونابدون تعصب مسائل رونگاه کردن امااین خانوم اصلا چیزی دراین مورد نگفت


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    17
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    53
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیز
    با سلام
    خوشحالم از اینکه شما یک مسلمان شده اید. ولی جای سوالی در ذهنم باقی ایست که مگر مسیحان خداپرست نیستند؟؟؟؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود