جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علی(ع) فراتر از نیاز همه قرنها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    عصبانی علی(ع) فراتر از نیاز همه قرنها




    خالق، گل آدم راکه در دشت آفرینش بادستهای تکوین می سرشت چشم بر افق دوخته بود. بردوردست ها نظاره می کرد و در رویایی غرورآمیز، به غایتی سرورآفرین خیره گشته بود. ما که تادو گام فراراهمان، انسوی تر را نمی توانستیم دید چه می فهمیدیم که او چه می جوید. باغبانی را می مانست که باامیدی یقین آفرین دانه ای را در قعر خاک می نشاند و همانگاه بوی عطرآگین را درفضای خیال استشمام می کند.
    وما که جز رویش اولین جواه های سربرافراشته از خاک چیز دیگری را توان روءیت نداشتیم معنی گل چه می دانستیم چیست. هرگاه که سوالی برآسمان ذهنمان می نشست، نسیمی از ورای کوههای"انی اعلم مالاتعلمون" وزیدن می گرفت و ابر را به دشت آینده می کشاند.
    اما این بود که جوانه های نورسته از خاک متقاعدمان نمی کرد. حتی با برگهای سبز باتمامی زیبایی ولطافت اقناع نمی شدیم. شاخه ها باتمام کشیدگی تا بام رضایت ما نمی رسید. ولی اگر تمام لحظه هایی که وجودمان در یک نیاز مبهم، یک احتیاج گنگ، یک ضرورت ناشناخته و یک خواست نادانسته می گداخت از ما سوال می کردند که چه می خواهید نمی دانستیم. باید می بود، تاپاسخ می گفتیم این چنین.
    اما ما که تصویری همه جانبه از آن نداشتیم، چگونه تصویرش می کردیم؟تشنه ای را می مانستیم که گرچه درتمامت عمر آب را مزمزه نکرده است اما تشنگی رابا تمامی شکافهای خشک لبها و زبانش خوب می فهمد.
    چنین نبود که بالهایمن را بی هیچ تحرکی تسلیم آتش انتظار کرده باشیم و در التهاب باران آرزو لحظه بشمریم.
    ماهمان زمان که پنجه های نگاه خداوند را در دوردست ها به جستجو دیدیم و از مستی دیدار تبسم زیبا و شورآفرین خداوند به خود آمدیم، در امتداد نگاه او به راه افتادیم.
    آن چیست که خداوند ازشکوه دیدارش باخویش"فتبارک الله احسن الخالقین" را به ترنم ایستاده است؟ چه اسم اعظمی، چه غایتی، چه انگیزه و چه بهانه ای، چه سرمکنونی چه «لایدرکه بعد الهمم»ی، چه «لایناله غوس الفتن»ی، چه لوح محفوظی است که خداوند فریاد«لولاک لماخلقت الافلاک» سرداده است.
    اگر چه قطرات این سوالها از روزنه بام ذهن رسوخ می کرد و بر دل می چکید اما رفتن ما از سر کنجکاوی نبود، نیاز بود. چشیدن نبود، نوشیدن بود. فهمیدن نبود، رسیدن بود. ما عزم رقتن کرده بودیم بی آنکه درس توقف خوانده باشیم.
    ماکوله بار تلاش برپشت داشتیم بی آنکه سایه استوار راحت چشیده باشیم.
    ما برای یک بار مردن ارجی نمی نهادیم. چنین هدیه و فدیه ای را جسارت به معشوق تلقی می کردیم. ششهای ما مملو از اندیشه حیات بود.
    خشاب رگهایمان پر بود از قطرات دوباره شکفتن.
    ما در تکاپوی رسیدن به ایده ال خداوند بودیم، تصویر خدا را در آینه دوردست افق می جستیم. به بهایی فوق تصور همه عالمیان.
    خار راه کعبه ایده آلمان را نه بر پای که بر دیده می نهادیم.
    از این روی خدا به ما وعده زیستن در سایه حکومت خویش داد، رخصت آن داد که از گلی که در دوستها می دید استشمام کنیم.
    اول بار در قامت هابیل شکستیم، نه خم شدیم و نه خم به ابرو آوردیم.
    بانوح شکنجه شدیم، باابراهیم به آتش درآمدیم، بر گونه هایمان در سعی هاجر تاول نشست، با یوسف در چاه حسادت اخوان افتادیم، با موسی «خائفا یترقب» آواره شدیم.
    شکنجه را برجانمان «آسیه» تحمل کردیم. وبه همراه عیسی از دام جهل زمینیان گریختیم. زمان که می گذشت نیازهایما را بیشتر و بهتر می شناختیم. ابهام انعکاس تصویر خداوند با مرور قرنها آرام آرام آشکار می گشت.
    ما اندک اندک دریافتیم که چه می جوییم. عطش کدامین رود سوزش جگرهامان را بهانه می شود؟ آن آفتاب که خداوند در زیر رواق حکومتش ما را وعده تنفس داده است حدوداً چه باید باشد؟ ما شاید خدایی ملموس را آرزو می کردیم، شاید به دنبال چیزی میان انسان و خدا می گشتیم؛ تصویری از آسمان بر زمین، تجلی عظمت خداوندی برخاک، آینه تمام نمای کبریایی، اقیانوسی زمینی مملو از باران رحمت آسمانی، تبلور عینیت ندانم کجایی در اینجا.
    آیا این نیاز همان بود که ما به سوی او می رفتیم؟
    می خواستیم دل به کسی بسپاریم که دل به خدا سپرده است و خدا دل به او. می خواستیم دست بیعت با کسی دهیم که دست به خدا داده است و خدا به او. در قصه ها برای کودکانمان از اسطوره انسانی می گفتیم که خدا از زبان او سخن می گوید، از چشم او می بیند، از گوش او می شنود و از قلب او احساس می کند.
    در تب و تاب انسانی بودیم که فریاد برآورد" والله لان ابیت علی حسک السعدان مسهدا و اجر فی الاغلال مصفدا احب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامه ظالما لبعض العباد و غاصبا لشی من الحطام".
    ما حاکمیت قریب به محال انسانی را آرزو می کردیم که بر نزدیکترینش، بر برادرش تی، مال خدا و مردم را دریغ کند و برآشوبد که«ثکلتک الثواکل یا عقیل».
    ما عظمتی را می جستیم که در مقابل اعطای هفت آسمان و زمین، پوست جویی را از دهان موری به نافرمانی خدا تکان ندهد.
    دنیایی که ساخته و رهایش کرده است در چشمانش از برگی در دهان ملخی و عطسه بزی حقیرتر جلوه کند.
    آنکه از منزلگاه خدا دنیا را نظاره کند.
    به دنبال انسانی بودیم که ذره ذره وجودش «انما نطعمکم لوجه الله» را زمزمه کند. کسی را می جستیم که وجود ظالمی را حتی به اندرز دلسوزانه نزدیکترین کسانش آنی تاب نیاورد.خداگونه انسانی را امید داشتیم که از سینه دشمن خویش برخیزد و خدا را دوباره بنشیند. از بام خیال، انسان برگزیده ای را جستجو می کردیم که شکوفه های زیبای «من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله» را خدا بر ساقه ساقه اش نشانده باشد.
    سلحشوری را در میدان تصور آرزو می کردیم که نه قویترین مردان، نه جانی ترین آدمکشان، نه تنومندترین ستمگران و نه قدارترین پادشاهان و نه قهارترین جنگجویان بل اشک یتیمی زانوانش را به خاک نشاند. ناله بیوه زنی تنش را بلرزاند و دریافت عظمت خداوند پشتش را به خاک رساند.
    به دنبال هیبتی می گشتیم که موضع سرّ معشوق و پناه امر او و خزینه دانش او و مرجع حکم او و حافظ کتب او و کوهواره دین او باشد. تفسیر علم او، تاویل حلم او، تعبیر عدل او، سمبل رافت او و هدف و غایت او باشد.
    کسی باشد که در اوج آسمان «انا عبد من عبید محمد» پرواز کند.
    آنکه خداواره باشد، متصف به صفات او باشد اما او نباشد.
    «نزلونا عن الربوبیه و قولوا فینا ما شئتم»
    انگار آرزوهای ما آرام آرام رو به تحقق می رفت و ما صبر خداوند را اینگونه دریافتیم و مبهوت و متحیر و دیوانه شدیم.
    آن کیست که اوج نیازهای ما حضیض اوست و خداوند بر همه چیز تاب آورده است تا او بیاید.
    «یفسد فیها و یسفک الدما» را قرنها تحمل کرده و عاشقانه در انتظار آمدن او نشسته است.
    هابیل را مقتول، نوح را معذب، ابراهیم را در آتش، همه و همه را خدا دندان بر جگر فشرده است که حاکمیت او را بر ملائک فخر بفروشد.این چه عظمتی است و این چه حکومتی است که آفرینش برایش بهایی چنین گزاف می پردازد. خاکستر را بر بدن فرستاده و رسولش، سنگ را بر پیشانیش و شکنبه را بر سرش صبر می کند که ما حکومت او را مزمزه کنیم.
    شکستن دندان عزیزش، پیامبرش را تاب می آورد که آفرینش مفهوم پیدا کند و معنی بیابد که او بیاید.
    او باید بیاید هر چند خار در چشم و استخوان در گلو.
    او باید بیاید هر چند عذاب زیستنش را در چاه فریاد کند.
    او باید بیاید هر چند تمام نخلها بر دردها و الام او بگریند.
    او باید بیاید هر چند صورت و پیشانی آسمان از غم او بشکند.
    او باید بیاید و از خانه خدا بیاید تا کافرانی که از پیامب، خدایی در زمین می خواستند ببینند که تحملش نمی توانند کرد.
    او باید بیاید و در خانه رسول بارور شود تا ما مظلومان و مستضعفان امیدوار تاریخ، لحظه ای تنفس کنیم.
    تا ما که قرنها در تعب آمدش سوخته ایم، آنی حیات را مزمزه کنیم، پشتی راست کنیم، نفسی تازه کنیم و از میوه موعوود خداوند بچشیم.
    و ما مگر چه کرده بودیم که لیاقت بیش از پنج سال را نداشتیم؟
    شاید به همان بهانه که آدم از بهشت رانده گشت، ما دوباره بر زمین حکومت جباران فرود آمدیم. آنچنان زود گذشت و آنقدر سریع سپری شد که ما ذره ای از آن عظمت را درنیافتیم.
    انگار که صاعقه ای در شب طویل مستمر.
    او_خزانه دار علم خداوند_ بارها گفته بود که «سلونی قبل ان تفقدونی». اما ما منتظر ان در همه عمر، ما شیفتگان، با همه روح آنچنان غرق در نگاه او بودیم، آنچنان واله و شیدای او گشته بودیم که سوال چه می دانستیم چیست. او پاسخی کاملتر از همه سوالهای ما بود. وجودی برتر از همه نیازهای ما.
    پس از او دوباره آفتاب از پشت کنگره کاخها برآمد. نه، کدام آفتاب؟ دوباره شب شد دوباره تازیانه ها بالا رفت و بر پوست و گوشت ما فرونشست.
    سیاهچالها که او از خاک انباشته بود دوباره از انسان پرشد. گرد یتیمی بر چهره ما نشست. زخم عمیق مظلومیتمان دوباره سر باز کرد و خون تازه بر آسمان پاشید. با جگر زهرآلود و خون دل حسن در طشت ریختیم و از گلوی حسین فواره زدیم و با قطره قطره خون حسین چکیدیم.
    ناله شدیم و از حنجر دردآلود سجاد برآمدیم و در کوره دردهای باقر گداختیم. همان شیعیان صادق امام صادق بودیم که آواره کوه و دشتها گشتیم.
    سنگینی غل و زنجیر را که از پوست و گوشت گذشته و به تا استخوان صابر رسیده بود با سجده های شبانه شیرین کردیم.
    در قلب اندوهگین تک تک معصومان و مظلومان تپیدیم و تنفسی و حیاتی دوباره را لحظه شمردیم و اکنون پس از قرنها شکنجه، دلهره، عذاب، آوارگی و شهادت دوباره پشت راست کرده ایم و نوید زندگی رامزمزه می کنیم.
    شکافی به وسعت از علی تاکنون را درنوردیده ایم و دردی به عمق مظلومیت امامانمان را تاب آورده ایم و زخم عمیق تازیانه های ظلم را تحمل کرده ایم تا به تصویری از علی، خلیفه علی، آخرین امام از نسل علی و منتقم خون برسیم.
    خدایا به مظلومیت علی، استمرار سیاهچالها و تداوم زخم ظالمانه خنجرها و سنگینی هماره سلطه ها را بر ما مپسند و چشم ما را به ظهور فرزند قائم علی روشن کن.
    از کتاب«خدا کند تو بیایی»_سید مهدی شجاعی
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    شاد




    سلام.
    طرح ختم نهج البلاغه گروهي (110 نفره)
    مي تونين فايل هاي زير (اولي با فرمت rar و دومي zip دانلود بفرمائين.)
    يا علي
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14

    بله واقعا" علی فراتر از قرن هاچه زیبا!!




    خطبه بدون نقطه حضرت علی (ع)
    عجايب فراوان از مولاي متقيان علي (ع) شنيده شده، از دلاوري‌ها و رشادت‌ها، احسان و نيكوكرداري، صبر و بردباري، اما يكي از شگفتي‌هاي اين بزرگ مرد عالم اسلام خطبه‌ايست كه كه بدون نقطه و بداهه قرائت نموده.
    متن كامل اين خطبه به همراه معني فارسي آن را در اين پست مشاهده مي‌فرمائيد


    الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ .الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ .سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها .الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ .عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ .وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ .أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً .صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَلِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ .


    ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن .

    یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی .

    شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق ) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت ) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت ) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت .

    معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید .

    کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد .

    بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است .

    خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی .

    درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر .

    او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر ).

    از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کرد درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید


  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    154
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امامم
    چه غریب و تنها بودی ان زمان که در میان جاهلانی زندگی میکردی که ازتو شمارش ریششان را میخواستند...
    ...وحالا چقدر تنها تری که هنوز شیعه امامش را نمیشناسد و هنوز 313 نفر برای یاری فرزندت اماده نشدند
    چه خوش است صوت قرآن ز تو دلبرا شنیدن
    به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    لطفا برای شرکت در ختم 110 نفری نهج البلاغه پیغام بدهید

    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    2,310
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلام خدا نمایش پست
    لطفا برای شرکت در ختم 110 نفری نهج البلاغه پیغام بدهید
    این ختم به چه شکلی است؟؟؟
    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابدیت نمایش پست
    این ختم به چه شکلی است؟؟؟
    با سلام. لطفا پست شماره 2 را ملاحظه بفرمائین. در این طرح 110 نفر شروع به ختم گروهی نهج البلاغه می کنند. مثل ختم های دسته جمعی قرآن. از جمعه (شهادت امام رضا علیه السلام) شروع میشه
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد

  13. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود