جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ريشه­ هاي رواني دروغگويي در سنين كودكي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    ريشه­ هاي رواني دروغگويي در سنين كودكي




    هوالمحبوب

    ريشه­هاي رواني دروغگويي در سنين كودكي

    دروغگويي كودكان، نوعي ناسازگاري و نابهنجاري است. گام نخست در راه اصلاح و بازسازي اين رفتار كودك، شناخت علت و عامل كارهاي اوست؛ يعني بايد دريافت كودك چرا دروغ مي­گويد و انگيزه او در اين كار چيست؟ علل دروغگويي در كودكان مي­تواند موارد زير باشد:


    يك ـ تخيل

    كودكان مسائل بسياري را به زبان مي­آورند و آنها را حقيقت مي‌دانند، در حالي كه خيالي بيش نيست. قدرت خيال­پردازي كودكان بسيار بالا است. آنان تصاويري را در ذهن خويش مي­پرورانند و بعدها به صورت تصوري نيرومند در مي­آورند، چنان‌كه گويي صحنه موجود در خيالشان را در برابر چشم خود مي­بينند. بر اين اساس، آنچه كودك مي­گويد، اگرچه در ظاهر دروغ است، از نظر كودك درست و حتي عين واقع است. او اين نارسايي را دارد كه ميان عالم حقيقت و پندار تفاوتي نمي­گذارد و به همان گونه كه مسائل را در ذهن مي­پندارد، به زبان مي­آورد.

    دو ـ آرزو و رؤيا

    گاهي كودك آرزوي داشتن چيزي را در دل مي­پروراند، از شدت ميل و علاقه در رسيدن به آن، خود را دست­يافته بدان و در آن عالم گمان مي­كند. اين امر در روزها و لحظه­هاي نخست، براي كودك صورت واقعي ندارد، ولي بعدها شدت آرزو و تلقين، او را وا مي­دارد كه مسائل خود را واقعي بپندارد و آن را بيان كند؛ امري كه گاه ما دروغش مي­پنداريم.
    گاهي نيز بيان مسئله گرچه دروغ است، ولي گوينده آن را ارضا مي­كند. او آن قدر مسئله مورد آرزو را بر زبان مي­آورد تا بدان برسد يا از گفتن آن سير شود. بر اين اساس، گفتن چنين دروغي، آرزومندي كودك را نشان مي­دهد.

    سه ـ بي­اعتمادي

    گاهي كودك به والدين بي­اعتماد است و گاه با مربيان خود ارتباط خوبي ندارد. به عنوان نمونه گمان مي­كند آنها رازهاي او را برملا مي­سازند و آبروي او را مي­برند يا فكر مي­كند اگر حقيقت را بگويد، به نتيجه دلخواهش نمي­رسد يا نزد ديگران خوار و حقير مي­شود. پس تصميم مي­گيرد دروغ بگويد.
    مادري كه راز كودك را از روي مصلحتي به پدر مي­گويد و پدر هم ناشيانه آن را به رخش مي­كشد، اعتماد كودك را از خود سلب مي­كند. بدين ترتيب، كودك از اين پس خود را ناگزير مي­بيند كه حقيقت را به مادر نگويد و به دروغ متوسل شود.

    چهار ـ ترس

    گاهي كودك دروغ مي­گويد؛ زيرا از راست گفتن و پي­آمدهاي آن مي­هراسد. او مي­ترسد اگر راست بگويد، كتك بخورد يا مورد سرزنش و اهانت قرار گيرد. براي نمونه، از برادر يا خواهر كوچكش بيزار است، يا از غذايي بدش مي­آيد، ولي از اينكه آن را به زبان آورد، وحشت دارد. مي­ترسد پدر و مادرش او را از خود برانند يا محبت­شان را از او بگيرند. زماني كه خطايي از كودك سر مي­زند، از آن جا كه مي­داند پدر و مادر از او نمي­گذرند و تنبيهش مي­كنند، او نيز براي فرار از تنبيه، خطايش را انكار مي­كند يا به دروغ، اشتباهش را به اطرافيانش نسبت مي­دهد.

    پنج ـ آزمايش والدين

    گاهي دروغگويي كودك، براي آزمايش والدين يا مربيان است. او مي­خواهد ببيند آنها در برابر دروغ او چه واكنشي نشان مي­دهند. بدين ترتيب، كاري را كه انجام نداده، به دروغ مي­گويد انجام داده­ام. در اينجا اگر پدر و مادر حرفي نزنند، او به مراد خود رسيده و كاري را كه تا پيش از آن انجام نمي­داده، انجام مي­دهد. حال اگر والدين از شنيدن آن خشمگين شوند، او با لبخند خواهد گفت، شوخي كرده و اين كار را انجام نداده است و از تنبيه خواهد گريخت.

    شش ـ جلب توجه

    گاهي در ميان جمعي از مهمانان، معمولاً كودك فراموش مي­شود، همه سرگرم كار و تلاش يا صحبت هستند، بدون اينكه به ياد بياورند دل كوچكي هم در كنارشان مي­تپد و انتظار شركت در بحث­شان را دارد.
    در اين هنگام كودك براي اينكه جلب نظر كند و به گونه­اي وارد صحنه شود، به دروغ­پردازي متوسل مي­شود؛ آن هم دروغي بزرگ و اغراق­آميز. يكباره خبر تلخي را مي­دهد. سخني مي­گويد كه همه با ديده تعجب به او نگاه و حرف و كار خود را رها مي­كنند.

    هفت ـ بدآموزي

    كودك دروغ بلد نيست و آن را از اطرافيانش مي­آموزد. در اين ميان، بيش از هر كس، والدين و دوستان كودك در يادگيري دروغ او مؤثرند. آنها با عمل نادرست خود زمينه دروغ را در كودك فراهم مي­كنند و به آن وا مي­دارند. براي مثال، گاهي طفل به اسباب بازي يا غذايي معيّن نياز دارد و آن را از والدين خود مي­­خواهد. والدين نيز در اين هنگام شرط برآورده شدن آن را در گرو اين امر قرار مي­دهند كه طفل بگويد من خواهر كوچكم را دوست دارم، درحالي كه براي ايجاد زمينه براي دوست داشتن خواهر كوچك، راه ديگري وجود دارد.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    راه­هاي درمان دروغگویی در كودكان




    راه­هاي درمان دروغگویی در كودكان

    براي اصلاح و باز داشتن كودكان از دروغگويي، راه­هايي وجود دارد كه هر كدام را بنا به شرايط مناسب خود بايد به كار بست. برخي از اين راه­ها عبارتند از:

    يك ـ نشان دادن ارزش راستي

    كودك بايد بفهمد كه راستگويي ارزشمند و دروغگويي كاري خطا و بي­ارزش است. او بايد­ پي­آمدهاي زشت دروغ را با زبان كودكانه از راه داستان­ها و سخنان آموزنده بداند. حتي لازم است گاهي به او فرصت دهند نتيجه تلخ دروغگويي را خود، از نزديك لمس و درك كند و ببيند كه دروغگويي چه رسوايي­هايي به دنبال دارد.

    دو ـ پند و اندرز

    ارشاد و موعظه به ويژه اگر پنهاني انجام گيرد و با مهر و صفا همراه باشد، در بسياري موارد كارساز است. به كودك بايد فهماند كه دروغگويي نفرت والدين، دوستان و مهم­تر از همه نارضايتي خداوند را در پي دارد، و فرجامش رسوايي او و خانواده است كه همه از آن گريزانند.

    سه ـ اجازه بيان احساس

    كودك بايد اجازه داشته باشد كه احساس خود را آشكارا بيان كند. و چنانچه آن احساس ناپسند بود، بايد به او كمك كرد تا كم كم آن را ترك كند. اينكه براي كودك چاره­اي نگذاريم جز آنكه امر دلخواه ما را بر زبان براند، خطاست. او بايد بي‌هيچ هراسي بتواند بگويد كه از فلان شخص بيزار است، از فلان غذا خوشش نمي­آيد، از انجام فلان كار ناتوان است يا از رفتن به فلان مجلس ناراحت است. بديهي است در بسياري موارد، پس از آنكه احساس و نظر او فهميده مي­شود، مي­توان او را قانع و به سوي هدف مناسب هدايت كرد.


    چهار ـ بخشيدن كودك

    در زمان­هايي كه كودك به اشتباه خود ادامه مي­دهد، والدين وظيفه دارند از او مراقبت كنند تا آن اشتباه را تكرار نكند؛ ولي وقتي خطايي كوچك از او سر زد، ناگزير بايد آن را بخشيد و به او فهماند كه نيازي نيست كه براي سرپوش­گذاشتن بر خطاي نخست، دروغ بگويد. كودك را به خاطر اشتباهش يا به سبب حرف راستش هرگز نبايد تنبيه كرد. مؤثرترين تصميم در اين زمينه، هشدار و پرهيز دادن از تكرار خطاست. همچنين نبايد طفل را غافل‌گير كرد كه او نيز بي­اختيار به دروغ متوسل شود.


    پنج ـ درك كودك و هم‌دردي با او

    كودكي كه سرگرم بازي بوده و بر اثر آن لباسش پاره يا كثيف شده است، نبايد بازخواست شود، مگر آن‌گاه كه از قبل، سفارش­هاي لازم را به او كرده باشيم، حتي در اين صورت، نيز كودك نبايد تنبيه بدني شود. مناسب‌ترين تنبيه براي او سرزنش، هشدار يا محروم كردن او از بازي براي يكي دو روز است. حتي گاه لازم است با كودك همدردي كنيم و به او بفهمانيم كه چاره­اي ندارد، جز اينكه همين لباس پاره را به تن داشته باشد. با اين كار، ناراحتي و سختي پيش آمده از خطايش را خود نيز درك مي‌كند.


    شش ـ سكوت

    سكوت­هاي معني­دار و هدفمند، در بسياري موارد سودمندتر و مؤثرتر است. با سكوت و با نگاه سرزنش‌آميز و چهره غم‌آلود و جدي مي­توان به كودك نشان داد كه دروغ او را فهميده‌ايم.
    بهترين راه اصلاح كودك در اين وضع، اين است كه به دروغ او نخنديم يا ابراز تعجب نكنيم، بلكه با پرسيدن چند پرسش از او به او ثابت كنيم حرف­هايش بي­اساس و بي­ارزش است.


    هفت ـ هشدار

    در صورت پافشاري كودك بر دروغگويي، مي­توان از هشدار و تهديد بهره گرفت. بدين صورت كه اگر از اين كار دست برنداري، ناگزيريم اين ويژگي تو را به دوستان و بستگان بگوييم و به آنها تأكيد مي­كنيم كه حرف­هاي تو بي­اساس است تا آنها فريب تو را نخورند.
    البته بايد كوشيد كه كار به اين مرحله نرسد و مشكلات، دوستانه حل شود و كودك به راستي و درستي مشتاق شود.


    هشت ـ رعايت نكات تربيتي

    در اصلاح دروغگويي كودكان، بايد به چند نكته­ توجه كرد:

    منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/88032.aspx

    ادامه دارد

    ویرایش توسط حکمتی فرد : ۱۳۸۹/۰۱/۰۲ در ساعت ۱۶:۵۲


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    بر عهده والدين و مربيان است كه ميان واقعيت و پندار كودك فرق بگذارند و هر سخن طفل را بر دروغ حمل نكنند؛ زيرا حتي ممكن است كودكي صحنه­اي را در خواب بيند و آن را قاطعانه به عنوان واقعيت مطرح كند.
    والدين نبايد نقش يك كاراگاه را براي كودك بازي كنند و پرسش­هاي آنان از كودك نبايد شكل بازجويي داشته باشد تا به اعتراف دروغين منجر نشود. به محض اينكه روشن شد سخن كودك دروغ است، بايد پرسش­ها را تمام كرد و به جست­وجوي علت پرداخت.
    نوع پرسش­ها نبايد به گونه­اي باشد كه طفل گمان كند، در حال شمردن خطاي او يا به دام انداختن او هستيم؛ چون در آن صورت، براي فرار از مسئله ناگزير به دروغ گفتن رو خواهد آورد.
    دروغ گفتن­هاي بسيار و پي در پي نشان‌دهنده اضطراب در كودك است كه بايد كوشيد تا ريشه آن را پيدا كرد.
    كودك را نبايد مجبور كرد از ميان دو مسئله­ كه هر دو دروغ است، يكي را انتخاب كند.
    بعضي رفتارها و تصميم‌هاي ناشيانه و شتابزده والدين زمينه‌ساز دروغگويي كودك است كه بايد از آنها دوري كرد.
    براي اصلاح دروغ، هميشه با تنبيه نمي­توان پيش رفت. گاهي وقت­ها پند و موعظه تأثيري بهتر دارد.
    رفتار و كردار و سخن خود را همانند و هماهنگ كنيد. از شما در جايگاه مربي، سزاوار نيست كه دروغي شنيده شود.

    http://www.golbargeshabane.blogfa.com/post-58.aspx


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ايا اخلاق متكي به دين است؟
    توسط Victoria در انجمن اخلاق
    پاسخ: 97
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۰/۳۰, ۰۳:۵۵
  2. خدا رو كي منت مي‌گذاره؟
    توسط behnam-soft در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۲۲:۱۹
  3. محمد علي لساني فشاركي
    توسط ریحانه در انجمن هنرمندان و قرآن پژوهان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۷/۲۹, ۱۲:۰۱
  4. من كي ام؟
    توسط D.HAMID در انجمن گرايشهاي ديني ومعنوي
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۳/۰۸, ۱۶:۲۸
  5. انصار الله فرقه جعلي بر مبناي مذهب مالكي
    توسط اميد بارتيمائوس در انجمن قرآن و معرفی فرق و مذاهب
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۷/۰۲/۲۰, ۱۹:۱۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود