جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: و اینچنین است که محبت فرش خون عرش را میریزد…

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    مطلب و اینچنین است که محبت فرش خون عرش را میریزد…




    هو الباقی

    و اینچنین است که محبت فرش خون عرش را میریزد…

    دنيا زيبائي هايى دارد و زشتي هايى...
    در دورى جستن از زشتيهاى دنيا احد الناسى شك ندارد. اختلافى هم اگر باشد (كه هست) اختلاف در تعريفاتى است كه مكتب هاى مختلف از زشتى دارند. الان در صدد بيان اين مطلب نيستيم.
    بحث از زيبائيهاى دنياست‏
    انسان از روى غريزه به زيبائيهاى دنيا علاقه دارد و هيچكسى حق ندارد آنها را بر خود حرام سازد چه كشيش كليسا باشد چه صوفي عزلت نشين...
    حضرت على (عليه السلام) به كسى كه ترك دنيا كرده بود ميفرمايد: اى دشمنك جان خويش! شيطان سرگردانت كرده، آيا تو به زن و فرزندانت رحم نمى‏كنى؟
    تو مى‏پندارى كه خداوند نعمت‏هاى پاكيزه‏اش را حلال كرده، امّا دوست ندارد تو از آنها استفاده كنى؟ تو در برابر خدا كوچك‏تر از آنى كه اينگونه با تو رفتار كند.(نهج البلاغه خطبه ۲۰۹ ص ۴۳۱)


    اما اگر علاوه بر اين علاقه غريزى كه خدا صرفا براى اصلاح امور بشر در سرشت او نهاده محبت دنيا در دل انسان وارد شود همان محبتى كه باعث تقدم دنيا بر آخرت ميشود تمام معادلات پيشرفت روحى و معنوى بشر مختل ميگردد...

    انسان براى سهولت در رفت و آمد خود نياز به مركب دارد و به درخواست غريزه خود بدنبال تهيه مركبى براى خويش است اما وقتى محبت افراطی آن در دلش آمد هنگامى كه ميبيند هزينه تهيه آن را ندارد در اسناد حسابدارى اداره محل كارش يك سند جعلى رد ميكند و با اختلاس هشت ميليون تومان از بودجه اداره٬ يك عدد پژو جى ال ايكس مدل ۸۲ تصادفی براى خود دست و پا ميكند تا در نزد باجناقش سرش را بالا بگيرد...امید آنکه آتش نگیردو اینچنین است که محبت فرش خون عرش را میریزد…

    خدا اين تمايل غريزى بشر به حفظ آبرويش را بنا به حكمتى در وجود او نهاده تا عزت نفس داشته باشد و خود را به دنیا نفروشد در حالى كه همين غريزه را شخص بال و پر ميدهد و محبت نفس و مقام در دلش وارد ميشود و غرق در دنياى چشم و همچشمى شده و حاضر ميشود به حرام بيافتد اما سرش را در فاميل و در و همسايه بالا بگيرد...
    اينست محبت دنيا...
    حب الدنيا راس كل خطيئه...
    كما اينكه فرمود: دنيا چون مار سمّى است، پوست آن نرم ولى سمّ كشنده در درون دارد، نادان فريب خورده به آن مى‏گرايد، و هوشمند عاقل از آن دورى گزيند. (نهج البلاغه حکمت ۱۱۹ ص ۶۵۳)
    و منظور از دنيا محبت دنياست نه نعمتهاى دنيا...

    اگر در موردى بر كسى مشتبه شد كه احساسى كه به يكى از نعم الهى دارد در حد غريزه است يا محبت مذموم٬ مثل كسى كه علاقه اى در دلش به جنس مخالف دارد٬ بنگرد اين احساس او را وادار به وارد شدن در زشتيهاى دنيا ميكند يا نه...

    منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/88103.aspx

    نوشته شده توسط فانی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    بی هنر هسته که دلبستگی اش خرمائیست...




    بی هنر هسته که دلبستگی اش خرمائیست...

    از پنجره فطرت٬ نور میتابد…
    خورشید را نمیتوان خاموش ساخت اما پرده های خانه را میشود آویخت…
    خورشید همچنان بالادست میدرخشد…
    و پرده ها با لقمه های حرامی که تنیده میشوند٬ همچنان منتظرند٬
    تا بندگان دنیا٬ با چوبهای طمع آنها را از بالا بیاویزند…
    که تا نور را به خانه راهی نباشد…
    مبادا رنگ و لعاب فرش خانه کدر گردد…
    و چه سخت است روزی که باد پرده را از جای برکند اما...
    دیگر پنجره ای نمانده باشد…
    و اینچنین است که محبت فرش خون عرش را میریزد…
    یکی خون در راه خدا میفروشد٬ تا به رضای وی رسد…
    یکی خدا در راه هوس میفروشد٬ تا به گندم ری رسد…
    این به دنی فتدلی عروج میکند…
    او در حسرت گندم هبوط میدهد…
    و این حادثه تا روز قیامت جاریست...

    منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/cat-34.aspx

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    عزیزانم

    محبت دنیا از دل بیرون کردن تنها مختص اولیاء الهی و عرفا نیست.
    بله کسی که به واجبات عمل کند و ازمحرمات روی گرداند برای سعادتش کافیست اما حقیقتی که اینجا وجود دارد اینست که محبت دنیا نمیگذارد و در بزنگاه آدم را میلغزاند و در امتحانش مردود مینماید همانگونه که آدم(ع) را لغزاند...
    اما لقمه حرام ودورغ که ریشه بسیاری از گناهان دیگر و فساد بشریت هستند خودشان از محبت دنیا سرچشمه میگیرند...
    پس همه چیز گویا به محبت بر میگردد...
    شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: هل الحب من الدین؟ حضرت در جواب فرمود:هل الدین الا الحب...؟؟؟ بحارالانوار.
    اصلا مگر دین چیزی جز محبت است...
    آری اگر در دل محبت خدا و اولیای خدا باشد بدنبالش صفات حسنه و بدنبال آن اعمال صالح و در نهایت فردوس برین ختم کار خواهد بود...
    و اگر در دل محبت دنیا باشد بدنبالش طمع و بدنبال طمع دروغ و بدنبال دورغ حرام خواری و در نهایت هلاکت ابدی ختم کار خواهد بود...
    امام صادق (ع) فرمود: «حب الدنیا راس کل خطیئه ». عشق به دنیا ریشه هر گناه است. خصال صدوق، ص 20.
    اما منظور از محبت دنیا چیست در پست بعدی اگر خدا بخواهد مطرح خواهد شد


    منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/post-85.aspx

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود