جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جلوگیری از انجام گناه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جلوگیری از انجام گناه




    سلام

    من تازه با این سایت آشنا شدم و از آشنایی با همه خوشبختم
    چند تا سوال دارم:
    1-چگونه می توان از گناه کردن جلوگیری کرد ؟
    2- اگر موفق شدیم چه طوری می تونیم تداوم ببخشیم؟
    3-آهنگ گوش کردن هم باعث ایجاد گناه است؟

    ممنون می شم اگه راهنمایی کید

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    سلام دويت عزيز :بنظرم اگه دائم بتوني تو كانون باشي يه توفيقه.

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    دائم نمی شه من کار دارم ولی در روز یک بار می شه

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط shishil نمایش پست
    سلام

    من تازه با این سایت آشنا شدم و از آشنایی با همه خوشبختم
    چند تا سوال دارم:
    1-چگونه می توان از گناه کردن جلوگیری کرد ؟
    با سلام

    در اين زمينه بايد چند چيز را دقيقاً و حتماً بدون سهل ‏انگاري عمل نماييد:
    1- تصميم جدي و قاطع بر گناه نکردن؛
    تا انسان عزم راسخ بر ترک گناه نداشته باشد، چندان توفيقي در عدم ارتکاب گناه به دست نمي‌آورد.
    2- ترک زمينه گناه:
    پيشگيري از گناه آسان‌ترين راه مبارزه با گناه است. جواني که مي‌خواهد گناه نکند ،بايد خود را از صحنه‌هاي گناه دور نگه دارد.
    اين خود زير مجموعه‏اي دارد که مهمت رين آن عبارت از است:
    * کنترل چشم:
    دقيقا بايد مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و هر چه که شهوت‏انگيز است، نگاه شود. امام صادق(ع)مي فرمايد:
    «النظر سهم من سهام ابليس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طويلة؛(1) نظر دوختن تيري مسموم از تيرهاي ابليس است. چه بسا نگاهي که حسرت درازمدتي را (در دل) به ارث بگذارد». (1)
    تا حد امکان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.
    * کنترل گوش:
    بايد از شنيدني‏هايي که ممکن است به حرام منجر شوند و زمينه‏ساز حرام هستند، پرهيز شود. مانند نوار موسيقي، صداي شهوت‏انگيز نامحرم و. . .
    * ترک مصاحبت با دوستان ناباب:
    دوستاني که باعث مي‏شوند انسان مزة گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و بايد از آن ها پرهيز کرد.
    حضرت سجاد(ع) از همراهي و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج کس را نهي فرموده: «دروغگو، گناهکار، بخيل، احمق و کسي که قطع رحم کرده است». (2)
    البته اين ها از مهم ترين زمينه‏هاي گناه هستند که بايد ترک شوند، ولي به طور کلي هر چيزي که زمينة گناه را فراهم مي‏کند، بايد ترک شود.
    3- ترک فکر گناه:
    ترک زمينة گناه سهم بسزايي در ترک فکر گناه دارد. از اين‏ رو هر چه بيش تر و دقيق تر زمينة گناه ترک شود، فکر گناه کم تر به سراغ انسان مي‏آيد. اين فکر گناه است که شوق در انسان ايجاد مي‏نمايد . بعد از شوق ارادة عمل سپس خود گناه محقق مي‏شود. تا اراده و شوق و ميل نسبت به کاري نباشد، انسان مرتکب آن کار نمي‏گردد.
    4- اشتغال به برنامة شبانه ‏روزي:
    بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزي صحيح و متناسب وضع روحي و جسمي خود پر کنيد. هيچ ساعت بيکاري نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بيکاري وسوسه‏هاي نفس و شيطان به سراغ انسان مي‏آيد . او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مي‏کشاند. اميرمؤمنان فرمود): «إنّ هذه النفس لامارة بالسوء، فمن أهملها، جمحت به إلي المآثم؛(3) نفس (انساني) پيوسته و مرتب به بدي امر مي‏کند. در نتيجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کاري نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مي‏کشاند».
    5- روزه گرفتن:
    روزه گرفتن قواي حيواني و شهواني انسان را تضعيف مي‏کند. اگر قواي شهواني ضعيف گشت، فکر گناه هم کم‏رنگ مي‏شود. امام باقر فرمود: «اذا شبع البطن طغي؛(4) هرگاه شکم پر شود، طغيان مي‏کند». مفهومش اين است اگر شکم بر نشود، طغيان نمي‏کند. بهترين گرسنگي همان روزه گرفتن است.
    اولاً: روزه نبايد براي بدن ضرري داشته باشد و گرنه شرعاً حرام است.
    دوم: براي کارهاي روزمره مخل نباشد.
    سوم: اگر نه مضر بود و نه مخل فقط روزهاي دوشنبه و پنج‏شنبه باشد. در هر صورت اگر براي روزه گرفتن عذري است، مورد بعدي يعني ورزش دو برابر شود.
    6- ورزش:
    هر روز ورزش لازم است. البته آن ورزش‏هايي باشد که براي بدن ضرري ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حرکت‏هاي کششي. اگر براي روزه گرفتن عذري هست، زمان ورزشي دو برابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.
    7- فکر مرگ:
    فكر كردن به مردن از چيزهاي بسيار مفيد است که فکر گناه را يا از بين مي‏برد و يا کم مي‏کند که به شدت و ضعف فرو رفتن در فکر مرگ بستگي دارد. اگر انسان با اين واقعيت انس بگيرد و مردن را باور دل سازد، نقشي سازنده و بالا برنده دارد. اميرالمؤمنين علي(ع) فرمود: «اذکروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعي الشتات؛(5) ياد کنيد (مرگ را) درهم کوبنده لذات را و تيره و تلخ کننده شهوات را و دعوت کننده جدايي‏ها را».
    ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مي‏سازد و انسان را از گناه و فکر گناه باز مي‏دارد.
    اولاً اين فکر هر روز و مستدام باشد. اگر شبانه‏روزي نيم ‏ساعت باشد کافي است.
    دوم: در مکان خلوتي باشد مخصوصا اگر آن مکان خلوت خود محيط قبرستان باشد.
    به هر گونه که اين فکر با جان عجين شود و باور دل گردد، بسيار مطلوب است. يکي از کيفيت‏هاي فکر مرگ را يکي از بزرگان چنين مي‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امکان مثل يک فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند که همة اين ها گذشت و چند روز باقي مانده عمر هم مي‏گذرد. لحظات جان دادن، وقتي که خويشان و نزديکان را رها مي‏سازد و از تمام تلخ و شيريني‏ها وداع مي‏کند و. . . همه را به خوبي تأمل کند تا دل بلرزند و چشم بگريد.
    8- توجه کامل به اين که خداوند در همة حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است حتي بر خطورات قلبي ما (در دل مي‌گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنين يقيني داشته باشد، خجالت مي‌کشد گناه کند و از دستورهاي خالقش سرپيچي نمايد. براي اين که انسان به چنين توجهي موفق شود، هميشه به ياد خدا بودن بسيار سودمند است. اين که گفته مي‌شود انسان بايد هميشه به ياد خدا باشد، بدين خاطر است که با ياد خدا انسان از مهلکات دور مي‌شود و به عوامل سعادت نزديک مي‌گردد. علي(ع) فرمود:
    «خدا را در همه جا ياد کنيد، زيرا در همه جا با شما است». (6) حضرت در حديث ديگر فرمود:
    «ذکر دو گونه است: ياد خدا به هنگام مصيبت و بهتر از آن ياد خدا در رويارويي با حرام است که اين ياد خدا مانع از ارتکاب حرام مي‌شود». (7) قرآن فرموده است:
    «آيا (او که اهل گناه و شرک است) ندانست که خدا مي‌بيند». (8)
    9- تفکر در عواقب زيانبار گناه:
    اگر انسان توجه کامل داشته باشد که معصيت افزون بر آثار بد دنيوي، چه عذاب‌هاي غير قابل تحمل اُخروي به دنبال دارد، از گناه دوري مي‌جويد.
    قرآن مي‌فرمايد:« هر کس به خداي خود با حالت گناه وارد شود، جزاي او جهنمي است که در آن جا نه مي‌ميرد و نه زنده مي‌ماند». (9) در آيه ديگر فرمود: «(در روز قيامت) گناهکار دوست دارد که فرزندان، زن، برادر، همة خويشان و همة اهل زمين را فدا مي‌کرد تا از عذاب نجات مي‌يافت، (ولي) چنين نيست، (بلکه) آن آتش شعله کش است و. . . ». (10) در جاي ديگر فرمود: «در روز قيامت کافر گويد: اي کاش خاک بودم». (11)
    10- مقايسه بين بهشت و جهنم.
    اگر انسان مطالعه اجمالي در آيات و روايات اهل بيت(ع) در مورد نعمت‌هاي بهشتي و عذاب‌هاي جهنمي داشته باشد، به بهشت شوق پيدا مي‌کند و از جهنم مي‌ترسد، در نتيجه مرتکب گناه نمي‌شود. در اين زمينه مطالعه جلد شش کتاب پيام قرآن اثر آيت الله مکارم شيرازي بسيار مفيد است. قرآن در مقايسه بين ثواب و عذاب اخروي مي‌فرمايد:
    «وصف بهشتي که به پرهيزکاران وعده داده شده (چنين است) که در آن، جوي‌هايي از آب گوارا، و جوي‌هايي از شيري که مزه‌اش تغيير ناپذير است، و جوي‌هايي از شراب لذت بخش براي آشامندگان، و جوي‌هايي از عسل پاکيزه (وجود دارد) و براي‌شان در آن جا همه گونه ميوه هست، نيز آمرزشي از جانب پروردگارشان. (آيا چنين کسي) همانند کسي است که جاودانه در آتش است و به آنان آبي جوشان نوشانده مي‌شود که دل و روده‌هاي‌شان را پاره پاره مي‌کند؟!». (12)
    اميرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون کسي است که بهشت عالي را به گناه پست بفروشد». (13)
    11- باور کردن اين که شيطان و نفس امّاره، دشمن انسانند؛
    وقتي انسان يقين پيدا کرد که اينان دشمن اويند، به حرف آنان گوش نداده و گناه نمي‌کند. قرآن مي‌فرمايد: «اي بني آدم، آيا با شما پيمان نبسته بودم که شيطان را نپرستيد که او دشمن آشکار شما است؟!». (14)
    در آية ديگر فرمود: «نفس امّاره بسيار وادار کننده به بدي است». (15)
    12- عمر انسان زودگذر است و در آينده بسيار نزديک به نتايج اعمالش خواهد رسيد؛
    اگر انسان به اين مسئله
    عنايت داشته باشد و فکر نکند که فعلاً خبري از سراي آخرت نيست، در عدم ارتکاب گناه مؤثر است، چرا که خيلي از افراد به خيال اين که عواقب وخيم معصيت دير به سراغ انسان مي‌آيد، مرتکب معصيت مي‌گردند. قرآن فرموده: «آن ها (کافران) آن (روز عذاب را) دور مي‌بينند، و ما آن را نزديک مي‌بينيم». (16)
    13- زياد سبحان الله گفتن، که باعث مي‌شود شيطان از انسان دور شود.
    وقتي شيطان از انسان دور شود، ديگر گناه نمي‌کند. امام صادق(ع) فرمود: «شيطان گفته است: پنج کس مرا بيچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقيه مردم در اختيار منند:
    کسي که با نيت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام کارها به او توکل کند.
    کسي که در شبانه روز زياد تسبيح گويد.
    کسي که هر چه براي خود مي‌پسندد، براي برادر مؤمن خود نيز بپسندد.
    کسي در وقت رويارويي با مصيبت ناله و فرياد نزند.
    کسي که به آن چه خدا قسمتش کرده است راضي باشد». (17)
    14- عقل؛
    حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: فکرک يهديک الي الرشاد؛(18) افکار عاقلانه‌ات تو را به راه صواب و هدايت واقعي راهنمايي مي‌کند.
    15- شناخت زيان‌ها و مفاسد گناه؛
    جهل منشأ بسياري از لغزش‌ها است. علم به آثار و تبعات گناه انسان را ازارتکاب به آن باز مي‌دارد.
    16- تربيت صحيح؛
    تربيت صحيح در محيط خانواده و نيز ادامه آن تحت نظر مربيان اخلاق در جامعه انسان را با عفت و حيا درست مي‌کند، چنين فردي به راحتي بر غريزه‌هاي خودش مسلط ميشود. امام علي (ع) مي‌فرمايد: «کسي که به ادب‌آموزي وادار شود کار خلاف از او کم‌تر ديده ميشود». (19)
    17- نماز؛
    نماز آدمي را از کارهاي زشت و گناه باز مي‌دارد. (20)
    18- محاسبه و مراقبه ؛
    کسي که خواهان رشد و تکامل معنوي است، بايد مراقب اعمال خود باشد و هر روز خودش را محاسبه کند تا نقايص و کاستي‌هاي خود را جبران و نقاط قوتش را تقويت کند.
    مردي خدمت حضرت حسين(ع) رسيده و عرض کرد: گناهکارم و صبر بر معصيت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما. حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه که خواستي گناه کن:
    1ـ روزي خدا را نخور و هر چه مي‌خواهي گناه کن.
    2ـ از ولايت خدا بيرون رو و هر چه خواستي گناه کن.
    3ـ در جايي گناه کن که خدا تو را نبيند.
    4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائيل جانت را بگيرد و هر چه خواستي گناه کن.
    5ـ وقتي مالک دوزخ تو را به آتش مي‌اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهي خواستي انجام ده». (21)
    در اين حديث حضرت مي‌خواهد بگويد: تو که بر هيچ يک از اين پنج چيز قادر نيستي، پس چگونه گناه انجام مي‌دهي و خود را بدبخت مي‌کني؟!



    پي‌نوشت‌ها:
    1. شيخ عباسي قمي، سفينة‏البحار، ماده نظر.
    2. همان، ماده صحب.
    3. غر ر الحکم ،ج2 ،ص 220.
    4. المحجة‏البيضاء، ملا محسن فيض کاشاني، ج 5، ص 150.
    5. غرر الحکم ،ج2 ،ص 270
    6. صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 6، ص 295، شمارة 8567.
    7. همان، ص 294، شمارة 8562.
    8. علق (95) آيه 14.
    9. طه (20) آيه 74.
    10. معارج (70) آيه 11 ـ 15.
    11. نبأ (78) آيه 40.
    12. محمد (47) آيه 15.
    13. غررالحکم، ج 1، ص 356.
    14. يس (36) آيه 60.
    15. يوسف (12) آيه 14.
    16. معارج (70) آيه 6.
    17. آثار الصادقين، ج 6، ص 290، شمارة 8543.
    18. غررالحکم، ج 4 ص 415.
    19. همان، ج 5 ،ص 263.
    20. عنکبوت (29) آيه 45.
    21. آثار الصادقين، ج 6 ص 349، شمارة 8789.

    ویرایش توسط پاسخگو : ۱۳۸۹/۰۱/۱۷ در ساعت ۱۵:۱۱

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط shishil نمایش پست
    سلام

    2- اگر موفق شدیم چه طوری می تونیم تداوم ببخشیم؟

    ممنون می شم اگه راهنمایی کید
    با سلام

    آن چه مي تواند انسان را در ادامه راه موفق کند برخورداري از اراده قوي است.در تقويت اراده عوامل متعدّدى تأثير گزار هستند كه بايد رعايت شده و با عواملى كه موجب ضعف اراده مى‏شود ،مبارزه گردد:
    1- اصل مقاومت:
    اولين اصلى كه بايد رعايت شود، اصل مقاومت است كه روان شناسان از آن به عنوان "اصل تسليم ناپذيرى" ياد مى‏كنند. معناى اصل مقاومت آن است كه انسان در برابر شكست‏ها و ناكامى‏ها مقاومت كند؛ زيرا برخى از شكست‏ها زمينه پيروزى‏هاى بزرگ را فراهم مى‏كند. يكى از نويسندگان مى‏نويسد: "هرگاه برايتان مسئله‏اى پيش ‏آيد كه به نظر بسيار مشكل، نا اميد كننده و غير قابل حل مى‏رسد، آنچه شما را تا حصول پيروزى يارى خواهد كرد، اصل "تسليم ناپذيرى" است.(1)
    2- اميد داشتن:
    دومين اصلى كه نقش بنيادى در تقويت اراده دارد، اميدوارى است. انسان بايد در زندگى با اميد زندگى نمايد. يأس و نا اميدى انسان را از رسيدن به هدف باز داشته و روند زندگى را دچار مشكل مى‏كند. آن دسته از بزرگان كه قله‏هاى موفقيت را كسب نمودند، اميد به زندگى داشتند. از سوى ديگر برخى كه در زندگى موفق نبودند، معمولاً نا اميد بوده و يأس در زندگى آن‏ها حكومت مى‏كرده است. "فيلس سيمولك" مى‏نويسد: "به كار بردن و نگارش كلمات منفى، ويرانگر و مخرّب است. اين كلمات قفل هايى هستند كه بر درهاى ورودىِ هر راه حلى زده مى‏شود تا ما را براى شكست آماده كند. بر عكس كلمه "آرى" هيجان مى‏آورد و تحرك مى‏بخشد...".(2)
    3- مبارزه با عادت ناپسند:
    يكى از عوامل مهم تقويت اراده، مبارزه با عادت‏هاى بد و ناپسند است؛ از اين رو بايد سعى شود با هواهاى نفسانى (كه انسان را به اعمال ناپسند مى‏كشاند) مبارزه شده و از عادات ناپسند جلوگيرى گردد.
    "ويليام جيمز" روان‏شناس معروف مى‏گويد: "يك نه گفتن به عادت بد موجب مى‏شود شخص براى مدّتى تجديد قوا كند و بدين وسيله ضعف اراده خود را به تدريج بر طرف سازد".(3)
    در اسلام نيز به مبارزه عليه هواهاى نفسانى كه زمينه‏هاى عادت بد را فراهم مى‏كند، دعوت شده. پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد:"الشّديد من غلب نفسه؛(4) كسى قوى و با اراده است كه بر هواى نفس خود چيره شود".
    4 -تلقين به داشتن اراده قوى‏:
    يكى از عوامل مهم تقويت اراده، تلقين كردن است كه انسان اراده قوى دارد. انسان بايد اين گونه باور داشته باشد كه " من مى‏توانم بر مشكلات پيروز شوم. من مى‏توانم در امتحان موفق شوم. من اراده قوى و پولادين دارم".
    در اين خصوص سخنى از ناپلئون شنيدنى است: "بايد كلمه "نمى‏شود" از قاموس زندگى و از لغت محو گردد و از شنيدن واژه‏هاى "نمى‏شود، نمى‏توانم و نمى‏دانستم" نبايد استفاده كرد...".(5)
    5- داشتن هدف روشن:
    متأسفانه آن عدّه كه دچار ضعف اراده مى‏شوند و از فعاليت‏هاى موفقيّت‏آميز دست بر مى‏دارند، آنانى هستند كه هدف معيّن و تعريف شده ندارند. اينان فعاليت‏هاى خويش را نيمه كاره رها مى‏كنند. براى تقويت اراده بايد اهداف معيّن داشت.
    6- تمرين تمركز حواس:
    تمرين تمركز حواس يكى از راه‏هاى تقويت اراده است. براى تمركز حواس بايد نظم و انضباط در همه امور زندگى ايجاد كرده و با برنامه ريزى فعاليت‏هاى خويش را پيش برد.
    7- انجام وظايف الهى:
    يكى از عوامل مهم تقويت اراده، انجام وظايف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه‏هاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعايت نمودن، اجتناب از گناه، هر كدام مهم‏ترين عامل تقويت اراده به شمار مى‏آيد. كسى كه روزه مى‏گيرد، با تمام هوس‏ها و رذايل اخلاقى مبارزه مى‏كند. كسى كه به عبادت خداوند مى‏پردازد، آرامش روانى پيدا مى‏كند. آرامش روانى مؤثرترين عامل تقويت اراده است. يكى از بزرگان مى‏گويد: "خداوند بزرگ ترين گنج آرامش من است. من ديگر شتاب نخواهم كرد. او به من فرمان داده است كه گاهى بايستم و آرام باشم...".(6)
    8- اعتماد به نفس:
    خودباورى و اعتماد به نفس نيز عامل مهم تقويت اراده است. اگر انسان استعداد و قابليت‏هاى خويش را بشناسد و باور كند كه توان انجام خيلى از چيزها را دارد، در تصميم‏گيرى خويش دچار مشكل نمى‏شود.
    9- بهره ‏گيرى از سرگذشت انسان‏هاى با اراده:
    خواندن سرگذشت انسان‏هاى با اراده، عامل تعيين كننده‏اى در تقويت اراده است.
    خواندن زندگى نامه انسان‏هاى با اراده موجب مى‏شود كه انسان در برابر عواملى كه موجب ضعف اراده مى‏شود، مقاومت نموده و عوامل تقويت اراده را تجربه كند، مثلاً يكى از عوامل موفقيت "پشتكار" است.
    علامه امينى (ره) صاحب كتاب ارزشمند الغدير جهت تدوين اين كتاب به كشورهاى مختلف سفر كرد. يكى از سفرها به هندوستان حدود شش ماه طول كشيد. پس از بازگشت از هند پرسيدند: هواى هندوستان چگونه بود؟ وى پس از اندكى تفكر پاسخ داد: به دليل اين كه همواره سرگرم مطالعه بودم، نفهميدم هواى آن جا در اين مدّت چگونه بود!
    مفسر كبير قرآن، علامه طباطبايى، نمونه‏اى از افراد با اراده و مصمم است. او در پنج سالگى مادر و در نه سالگى، پدرشان را از دست مى‏دهند و محل معاش ايشان و برادرشان از كودكى، منحصر به زمين زراعتى در قريه شادآباد تبريز بوده است.
    علامه طباطبايى به علت تنگ دستى ناچار مى‏شود از نجف اشرف دوباره به ايران مراجعت نمايند و ده سال در همان قريه به كشاورزى اشتغال ورزند.(7) با اين وصف ايشان با تلاش پيگير و مجاهدت مستمر توانست تفسيرى به رشته تحرير درآورد كه به جامعيت آن، تفسيرى يافت نمى‏شود.
    در كتاب رمز پيروزى مردان بزرگ از آيت‏الله جعفر سبحانى و سيماى فرزانگان از رضا مختارى داستان‏هاى زيادى از بزرگان نقل شده است.
    توصيه ‏هاى كاربردى براى تقويت اراده :
    1 - پيش از انجام هر كارى به جنبه‏ها و آثار مثبت و منفى آن توجه كنيد، زيرا با آگاهى از زيان‏ها يا منافع كارى،
    انگيزه براى ترك يا انجام كار بيشتر مى‏شود و به طور طبيعى اراده قوى مى‏گردد.
    2 - همواره سعى كنيد با خواسته‏هاى نفسانى و عادت‏هاى ناپسند مبارزه كنيد.
    3 - خود را به انجام وظايف و تكاليف دينى مقيد نماييد. همواره سعى كنيد نماز خود را اول وقت بخوانيد، حتى اگر مشغول نوشتن مطالبى باشيد كه فقط چند سطر يا كلمه‏اى از آن باقى مانده باشد يا با كسى مشغول صحبت كردن هستيد، آن را رها كنيد . خواسته و ميل درونى خود را فداى اراده انسانى خود سازيد. انجام تكاليف و عباداتى همچون نماز در اول وقت و روزه و حج و جهاد و صدقه و انفال مالى، باعث تقويت اراده مى‏گردند.
    4 - همواره در مقابل سختى‏ها و ناملايمات زندگى (كار و تحصيل و غيره) بردبار باشيد و استقامت به خرج دهيد.
    5 - سعى كنيد هر روز، در وقت معينى مثلاً صبح‏ها، دقايقى را به ورزش و نرمش اختصاص دهيد.
    6 - نفس انسان، مخصوصا جوانان به خواب بعد از اذان صبح تمايل دارد، جهت تقويت اراه با اين ميل نفسانى مبارزه كنيد.
    7 - پيوسته به خود تلقين كن كه من اراده‏اى قوى دارم و توان مبارزه با خواسته‏هاى نفسانى خويش و هم چنين غلبه بر مشكلات و مصايب را دارد. از شكست خوردن نمى‏هراسم. اگر موفق نشدم، با كسب تجربه و انرژى و نشاط بيشتر مجددا اقدام مى‏كنم تا به هدف و مقصد خود برسم. توانايى رسيدن به هدف و برطرف كردن موانع و مشكلات را دارم.
    8 - كارى را كه شروع كرديد، با حوصله و دقت به پايان برسانيد و از رها كردن يا سر هم بندى آن بپرهيزيد.
    9 - با رعايت بند اول اين توصيه و مشورت با ديگران در تصميم‏گيرى‏ها سرعت عمل داشته باشد. از وسواس و دودلى و امروز و فردا كردن دورى كنيد.
    10 - فكر خود را هم زمان به چند كار مشغول نكنيد. سعى كنيد همواره توجه شما به يك كار معطوف گردد.
    11 - تدبير، نظم و انظباط را در همه امور زندگى خود جارى سازيد. با برنامه ريزى دقيق و منطقى، كارهاى خود را پيش ببريد. در برنامه‏ريزى جايى براى انعطاف و جايگزين كردن امور غير قابل پيش بينى بگذاريد.
    زمان غذا خوردن، استراحت و خوابيدن، مطالعه و تفريح نمودن روى برنامه باشد. تجربه نشان داده افرادى كه كتاب، لباس يا وسايل شخصى خود را در جاى منظمى نمى‏گذارند بلكه هر جا كه خواستند مى‏اندازند يا به وضع لباس و كفش و ظاهر خود توجه ندارند، به تدريج در عرصه‏هاى مهم زندگى نمى‏توانند تصمين جدى بگيرند، اگر چنين وصفى در شما است، آن را تغيير دهيد.
    12- سعى كنيد در همه كارها به ويژه امور تحصيلى، تمركز حواس پيدا كنيد و از طريق تمركز حواس، اراده خود را تقويت نماييد.
    پى نوشت‏ها:
    1. وجيهه آذرمى، معجزه اراده، ص 15
    2. همان، ص 17 - 18
    3. راز كاميابى‏ها، ص 149
    4. وسائل الشيعه، ج 11، ص 123
    5. جعفر سبحانى، راز موفقيت مردان بزرگ، ص 99
    6. معجزه اراده، ص 46
    7. - علامه حسينى تهرانى، ص تابان، ص 39


  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط shishil نمایش پست
    سلام


    3-آهنگ گوش کردن هم باعث ایجاد گناه است؟

    ممنون می شم اگه راهنمایی کید
    با سلام
    در پاسخ سوال شما لازمه عرض کنم آهنگ ها و موسيقي بر دو قسم است:
    1 ـ موسيقى مطرب و مناسب با مجالس لهو و لعب و عياشي.
    2 ـ موسيقى غير مطرب و معمولى كه انسان را به هيجان شهوى وادار نمي‌كند.
    در اسلام قسم اول موسيقي حرام شده . اما قسم دوم و هم چنين موسيقي‌هاي مشکوک( يعني موسيقي هايي که حرمت و حليت آن مشکوک است) گوش دادن به آن ها از نظر فقهي اشکال ندارد، مگر اين که کسي بخواهد احتياط کند.
    ملاک تشخيص حرمت
    آهنگ ها و آوازها را مى توان به سه دسته تقسيم كرد:
    ا ) آهنگ ها و آوازهايى كه به شيوه مجالسِ عيش و عشرت و محافلِ رقص و پايكوبى اجرا مى شود . انسان را از حالتِ اعتدالِ فكرى و ذهنى دور مى سازد . به بى بند و بارى ، لاقيد بودن و بى تعهّد زيستن دعوت و تشويق مى كند. اصطلاحاً به آن «ساز و آوازهاى مبتذل » مى گويند .
    ب ) هم از نظر محتوا (مضمون اشعار) داراى معنايى با شكوه و زيباست و هم از نظر اجرا ، خوب و زيبا اجرا مى شود . در عين حال تناسب و شباهتى با ساز و آوازهاى مجالس لهو ، عيش و عشرت و فساد ندارد . گوش دادن به نوع اوّل حرام است ; امّا نوع دوم اشكال ندارد .
    ج ) ساز و آوازهايى كه نسبت به آن شك داريم و نمى دانيم آيا از نوع اوّل است تا از آن پرهيز كنيم و يا از نوع دوم است تا پرهيز لازم نباشد . گوش دادن به موارد مشكوك (نوع سوم ) اشكال ندارد;(1) امّا بهتر است كه به اين نوع آهنگ ها هم گوش نكنيم .
    با اين بيان معلوم مي شود که اگر آهنگ از نوع حرام باشد علاوه بر اين که خودش حرام است زمينه گناهان ديگر را نيز فراهم مي کند.

    پي نوشت :
    1. امام خميني، استفتائات، ج 2، ص 11 و 12، سؤال 25 تا ...؛
    آيت الله خامنه اي، استفتائات، ج 1، ص 247 تا 256، از سؤال 1127 ـ 1164؛
    آيت الله فاضل لنكراني، استفتائات، ج 1، ص 254، مسئله 987 و 988.


    التماس دعا



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود