صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ميزان عمل چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155

    ميزان عمل چيست؟




    بنام خدا .سلام دوستان كانوني.انچه كه مسلم است تمام اعمال ما ثبت وجزا وپاداش ان روزي نصيب خودمان ميشود.اما معيار سنجش اعمال ما چيست؟ترازوئي كه ذره اي ثواب يا گناه راكه از دانه خردل كوچكتر است بسنجد. واز اندازه گيري انبوهي از ثواب يا گناه كه حتي كل ملائك نمي توانند انرا محاسبه كنند در نماند؟ وايا در اين بازهءبينهايت خوبي وبيهنايت بدي پيوستگي وجود دارد.بقول اساتيد رياضيات ايا حدي براي ان مشخص است؟يا ما مجبوريم خوب بد را از راههاي اجتهاد وعبوديت وتقيلد و وسلوك و....طي كنيم ودر اخر منتظر بمانيم تا اعمالمان سنجيده شود؟يا بقول حافظ:كس ندانست كه سر منزل مقصود كجاست...انقدر هست كه بانگ جرسي مي ايد.اگر راهنمائي فر مائيد ممنونم
    ویرایش توسط belher2 : ۱۳۸۹/۰۱/۱۰ در ساعت ۱۱:۴۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11

    پرسش




    پيامبر اكرم(ص)من نزد شما دو چيز را به امانت مي گذارم(قرآن وعترتم"اهل بيت"هيچكدام نزد من حاضر نمي شوند تا آن كه ديگري نيز باشد.
    ميزان سنجش اعمال ما قرآن وعترت است اگر به آنها عمل كنيم سعادتمند خواهيم بود و گرنه...............................!!!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب ارزش: میزان ارزیایی عمل




    سلام دوست عزیز
    میزان و ترازوی ارزیابی عمل، همان ارزش و مقدار ارزشی است که در آن عمل حفظ شده است. ارزش، باعث درستی و بهتر شدن عمل می شود. ممکن است ارزش هایی باشند که ارزشمند تر از بقیه باشند، لذا عمل هرقدر به ارزشی والاتر نزدیکتر باشد، بهتر و ارزشمند تر است. مثلا از نظر ما معتقدین به خدای متعال، بالاترین ارزش، رضای الاهی است و هر قدر عمل ما به این ارزش نزدیکتر باشد، ارزشمند تر است. برای همین است که برای شناخت این که رضای الاهی در چیست، باید راه الاهی را بشناسیم و آن همان دین خدا است. از آن جا که خدا خیرخواه محض بوده و هیچ نیازی به چیزی ندارد، لذا همه خیرهایی که خدا قرار داده برای سعادت انسان است. بنابراین، آن چه خدا برای ما قرار داده است، مایه سعادت است. آن ها که اعتقادی به دین و خدا ندارند، در حقیقت، ارزشی والا را از دست داده اند و راه های مختلفی را می روند که ممکن است سر از بیراهه در آورد. اما اگر همین افراد هم تا جایی که توان دارند بتوانند ارزش اخلاقی عمل را حفظ کنند باز به همان مقدار، میتوانند عملشان را ارزشمند سازند. مثلا وقتی که یک منکر خدا راستگو باشد، گرچه به بالاترین ارزش یعنی رضای الاهی توجه نداشت اما عمل او از حیث اخلاقی ارزشمند است. لذا در مرتبه پایین تر،یعنی بعد ار ارزش رضای الاهی، ارزش اخلاقی وجود دارد که باید آن را در عمل حفظ کنیم. وقتی راه خدا یعنی رضای الاهی را داریم، همه ارزشها را چه الاهی چه اخلاقی چه حقوقی، حفظ کرده ایم. چون که صد آید، نود هم پیش ماست. مشکل انسان در همین جاست. یعنی در تشخیص این که چه چیزی ارزش واقعی است، ممکن است اشتباه کنند.
    راه قرآن و عترت، همان راهی است که ما را به درستی با راه خدا (صراط مستقیم) آشنا میکند. صراط مستقیم، یعنی راه راستی که هیچ کجی و انحراف در آن وجود ندارد.
    ببخشید اگر پر حرفی کردم.

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    ضمن عرض سلام ، اما در مورد مساله ي تاپيك :

    اول توجه كنيد كه يك وقت در مورد ميزان و معيار تشخيص درستي و غلطي اعمال براي ما انسان ها بحث مي كنيد و يك وقت از ميزان و معيار سنجش اعمال ما توسط خداوند.كه به هر دو اشاره مي كنم.

    ببينيد دوست عزيز ، ميزان و معيار اعمال در هر دو مورد ، حق است. حق يعني آنچه كه درست است و آنچه كه بايد باشد و آنچه كه زيبايي و كمال در آن است.

    ------------------------------------------------------------------------------------------

    1. اين حق در ارتباط با فهم و تشخيص ما ؛

    حالا اين حق يك حقيقت واحد است ، هر جا به شكلي جلوه گر است.يك جا به صورت صداقت ، يك جا به صورت ايثار ، يك جا به صورت علم ، يك جا به صورت وفا و .... .يعني اين حق در هر جا به شكلي از فضائل جلوه گر مي شود.


    اما ممكن است سوال كنيد كه خود اين حق را چطور تشخيص داده و بشناسيم؟

    ابزار شناخت و معرفت به حق ، سه چيز است.كه حتي مي توان گفت حق ، حقيقتِ خود آنهاست.آن سه چيز عبارت اند از :

    1. وحي قرآني و كلام معصوم

    2. عقل برهاني

    3. كشف عرفاني


    اما استفاده از خود اينها هم آنطور كه كامل باشد به ابزاري نياز دارد؛

    براي فهم وحي قرآني و كلام معصوم؛ لازم است به جوانب مختلف و فاكتور هايي كه در علم تفسير و علم الحديث ذكر شده توجه كنيم.مثلا اينكه نكات زبان عربي را در فهم آيات لحاظ كنيم.شان نزول و نكات بلاغي و مسائل مربوط به علوم قرآن از جمله محكم و متشابه قرآن و... .

    براي فهم عقل برهاني؛ بايد برهان را خوب بشناسيم.بدانيم برهان محتوايي دارد و قالبي.محتواي برهان و قالبش را خوب بشناسيم.مثلا بدانيم كه محتواي برهان از يقينيات تغذيه مي شود و قالبش از قالب هاي صحيح منطقي است.

    براي فهم كشف عرفاني؛ هم يا بايد استاد كاملي داشت و يا شهود عرفاني را به علم و برهان ، به اصول عرفان و برهان ارائه كرد و معني درست ان را فهميد.

    اين حالت كلي اينهاست.
    اما همه ي افراد انساني در قبال اين سه ، دو حالت دارند.يا متخصص اند يا مقلد.

    يا خودشان دنبال اينها مي روند و بعضي يا همش را خودشان فرا ميگيرند و يا از كسي كه مطمئن هستند انسان سالمي است و اينها را خوب ياد گرفته تقليد مي كنند.
    در بعضي موارد اينها در زندگي ، همه مكلف هستند به امر خدا كه خودشان مطالعه و بررسي كنند مثل اصول اعتقادي ، چون اعتقاد به اصول دين هم خودش يك عمل است.
    در بعضي موارد هم مي توانند از متخصص تقليد كنند از جمله مسائل فقهي كه امور خاص زندگي از جمله معاملات و عبادات خاص است.
    در مسائل ديگر هم مثل اخلاقيات ، نيازي به تخصص نيست ، نياري به تقليد هم نيست ، خوبي ها و بدي ها را مي شناسند و در اعمال روزانه ، به خوبي ها عمل مي كنند و از بدي ها دوري مي كنند.


    2. اين حق از جهت سنجش اعمال ما توسط خداوند؛

    به اين نكات اين نكته ي خيلي خيلي مهم را هم اضافه كنيد كه؛ طبق آيه ي لا يكلف الله نفسا الا وسعها ، خدا از هر كس چه در فهم اصول دين ، چه در انجام دستورات فقه و چه در اخلاقيات در حد علم و توان فرد توقع دارد و توقع و ميزان و معيار سنجش اعمال كه همانا حق است ، از جانب خدا براي همه يكسان نيست.
    مسلما در عبوديت و بندگي توقعي كه از آيت الله قاضي بوده ، خدا از من ندارد.
    و همچنين پيشاپيش خداوند احتمال خطا در اعمال بندگان را ديد و پيشاپيش ابزاري بنام توبه را براي پاكسازي و بازگشت در اختيار انسان قرار داد.

    ما بايد در حد فهم و توانمان به حق عمل كنيم و اگر هم اشتباهي كرديم توبه كنيم.اين چنين باكي از خسران و ذلالت نيست.


    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسّكين بولاية اميرالمومنين
    زياده عرضي نيست.
    التماس دعا

    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۰۱/۱۵ در ساعت ۰۲:۵۵
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    سلام وعرض ادب خدمت دوستان گرامي علي الخصوص سلمان فارسي-روشني -وطارق كه همانا نجمي ثاقب تيره گيها را مي زدايد. از همه شما بسيار سپاسگزارم.در مطالب ارزنده برخي موارد برايم مبهم است وان اينكه تفاوت درستي ونادرستي اعمال -وسنجش ان توسط ذات پاك اله چيست؟ مگر اين دو با هم تفاوت دارد؟واينكه اگر منظور از ميزان حق است وحق انچه كه درست است وانچه كه بايد باشد وتمام خوبيها وزيبائي هاست.پس چگونه جزاي بديها رامي سنجد؟وخود حق چگونه مورد قياس قرار ميگيرد؟خوب وخوبت وبهترين- چگونه در ان مشخص ميشود؟در تعريف حق توضيح داده شده است.كه از كلام وحي-عقل برهاني-كشف عرفاني ميتوان به حق پي برد.پيرو كمله كامل وزيباكه:علي(ع)مع الحق والحق مع علي ويدور الحق حول علي.كه علي(ع)با حق است وحق با علي است وحقيقت به محوريت علي در چرخش است.اما عمل علي وارزش كارش در ميزان عمل قرار ميگيرد.بنا بر اين ظرف سنجش عمل بايداز مظروف بزرگتر باشد.حال احاديث وروايتها وموضوع تقليد واجتهاد نيز تحت الشعاع مورد فوق است.ومنبع وحي وكلام ذات پاك خدا هم كه انقدر وسيع است كه در ادراك مانمي گنجد.واگر تكليف هر كس به اندازه وسعش باشد .بنا بر اين ما ميزان را محدود كرده ايم واينكه ايا مشخص است كه وسع ما چقدر است؟دل هر چه دراين باده بسيار شتافت...يك موي ندانست ولي موي شكافت...اندردل من هزار خورشيد بتافت...اخر به كمال ذره اي راه نيافت.به هر حال اگر سؤالاتي كه دارم معقول به نظر ميرسد تقاضاي راهنمائي دارم.
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست گرامی سلام
    قبل از هر چیز باید متذکر بشم که نبایستی خودمونو درگیر بازی با الفاظ و معانی بکنیم. آن چه که مهم است این است که عمل، مسئولیت آوره. لذا سئوال این میشه که چه چیزی باید در یک عمل حفظ بشه تا اون مسئولیت رو تأمین کنه. برای پاسخ به همین پرسشه که به دنبال معیار یا همان میزان می گردیم. وقتی هم که حرف از مسئولیت در عمل باشه، حرف از پیامد عمل هم به میون می آید که از نظر ما همان پیامدهای دنیوی و اخروی عمل هستش.
    نکته دوم اینکه ممکنه در ارزیابی های خودمون از فاکتورهایی خاص استفاده کنیم که براشون اسم های متعدد بذاریم. معمولا اون چه که به عنوان بایسته ها و شایسته ها و کمال و زیبایی، در افکار و رفتار خودمون مورد توجه داریم، رو ارزش میخونیم. حق، کمال، سعادت، درستی، زیبایی، حقیقت، تکلیف، و بسیاری از این موارد، جزو ارزشها هستند.
    نکته سوم این که وقتی به چیزی نسبت ارزش میدیم، مثلا میگیم حقّّ هستش، ممکنه لحاظهای مختلفی داشته باشه. به طور نمونه وقتی میگیم علی با حق است حق با علی است...، ممکنه منظور از حق، خدا باشه و این یعنی علی با خداست و ... . ممکن هم هست که حق یعنی درستی و حقیقت و این یعنی اگه دنبال راه درستی، درستی با علی و هر جا علی باشه درستی هم هست. علی به دلیل داشتن جایگاه الهی خودش، دارای ارزشی هستش که اونو تبدیل به میزان میکنه. این یعنی برخی چیزها و برخی انسانها به دلیل وجود ارزشی که در آن ها وجود داره، خودشون تبدیل به میزان میشن. همینطوره اصطلاحات ارزشی ای مثل زیبایی، خوبی و ... . پس بایستی توجه داشته باشیم که چه مفهوم و ما بازایی رو اتخاذ میکنیم.
    نکته چهارم این که، ارزش، دارای مراتب هستش. یعنی برخی ارزشها هستن که بهتر از ارزشهای دیگه ان. خوبی و خوبتری و بهتری افکار و رفتارها، متناسب با اون مرتبه ارزشی ای هستن که در عمل حفظ شدن. اونوقت عمل بد، عمل ضد ارزش هستش. ارزش اعمال به تناسب میزان ارزشهای الاهی و انسانی ای که در اون وجود داره با هم متفاوتند. ممکنه در یک عمل چند تا ارزش حفظ شده و در عمل دیگه ارزشهای کمتر یا بیشتری. مسلما از حیث ارزشمندی، این اعمال با هم متفاوتند. پس بایستی ببینیم چه ارزش و چه مرتبه ای از ارزش رو در رفتارها مون مد نظر قرار میدیم.
    نکته پنجم این که زندگی انسان، تابعی از عقایدشه. انسان ها به دلیل تفاوتهای معرفتی ای که دارند، جهانبینی های متعددی رو شکل میدن. لذا ارزشهای مختلفی رو به وجود میارن و گاه چیزهایی رو ارزش میگذارن که ممکنه اصلا ضد ارزش باشن و اگر جهان بینی اونا عوض بشه، حتما اعتقادشون در باب ارزشها اصلاح میشه. به هر حال، انسانها همان چیزی رو در عملشون نشون میدن که با توجه به عقایدشون، اونا رو به عنوان ارزش دنبال میکنن.
    نکته ششم این که برای تشخیص حقیقت، راههای مختلفی وجود داره که دوستمون طارق هم بهشون اشاره کرد. اگه وحی و معصومین و راه کشف و شهود، میون ما انسانها مشترک نباشه (یعنی بعضی به اونا معتقد باشن و بعضی نباشن (که البته اعتقاد داشتن یا نداشتن ما و بعضی دیگه، ملاک حقیقت داشتن یا نداشتن اونا نیست) )، راه عقل منطقی، مشترک میون ما انسان هاست. (گرچه باز در همین جا هم کسانی هستن که نه تنها وحی بلکه عقل رو هم رد میکنن. باز این متاثر از جهانبینی حاکم بر افراد هستش.)
    بنابراین، به اینجا می رسیم که ا- چرا بایستی دنبال معیاری برای عمل باشیم. (شاید کلی ترین جواب برای این سئوال، اشاره به مسئله مسئولیت باشه. در همین جا هم مسئله تفاوت جهان بینی ها تاثیر داره.) 2- در برابر چه چیزهایی مسئولیم. (پاسخ به این پرسش باز به جهانبینی ها وابسته هستش. شاید باز کلی ترین پاسخ به این پرسش، ارزشهایی باشن که به اونا متوسل میشیم.) 3- چطوری ارزشهای رو میشناسیم. ( باز با مدنظر قرار دادن تفاوت در افکار انسانها، کلی ترین پاسخ این که ما منابع مختلفی داریم از جمله عقل.) 4- تفاوت اعمال از حیث خوبی وبدی و خوبی و بهتری به چه چیزی وابسته هستش. ( کلی ترین پاسخ اینه که وابسته به میزان ارزش یا ارزشهاییه که در اون عمل حفظ میشن.)
    اما به طور کل، اگه به عقاید خودمون برگردیم، از اونجا که خدا جامع همه ارزشها هستش و راه خدا بهترین راه زندگیه و خدا کرامت انسان ها رو در عقل و اختیار و مسئولیت قرار داده، با توجه به اینها، ما ارزشهای خودمون رو شکل میدیم و همونا رو ملاک عمل میکنیم. من نمیگم اونچه میگم حتما نظر اسلامه. ولی تا اونجایی که من اسلام رو شناختم، خدا بالاترین ارزشه و رضای خدا بیشترین ارزش رو داره. وقتی خدا در عمل رعایت بشه، حتما اخلاق و حقوق و حرمتهای دیگه هم حفظ میشه. لذا، راه عبودیت، کاملترین راه و انگیزه عبودیت، بهترین انگیزه، و رضای الاهی بهترین میزان عمل هستش. اما این رو هم بایستی توجه داشته باشیم که رضای الاهی گاهی با براورده شدن ارزشی که در یک عمل وجود داره به دست میاد. خدا خوبی ها رو در رفتارهای خوب قرار داده و قدرت و راههای شناخت اونا رو هم بهمون داده و الا تکلیف به اون چه که خارج از وسع ماست، میشد.
    هم عذر میخوام که وقتتون رو گرفتم و هم امیدوارم مفید واقع بشه.

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    نقل قول نوشته اصلی توسط belher2 نمایش پست
    دوست عزيزم روشني سلام ممنون از اينهمه مطالب ارزنده ات:من تمام جهانبيني اسلامي را با مطالعه قبول كرده ام.والحمدلله هر چه ديده ام خوبي است.بازي با الفاظ را هم قبول ندارم.ولي بعضي ممكن ها را هم نمي شود قبول كرد همانطور كه نمي شود رد كرد.وبراي همين است كه علم كلام وفلسفه وفقه واصول نيز درگير خيلي از ممكن ها هستندتا به يقين برسند.با اين وجود نتيجه اي كه از مطالبتان گرفتم اين است كه:مقياس درعمل انسان بسته به ارزش انست وتاآنجا كه امكان داشته باشد هر عمل نيك باعمل نيكي كه ارزشمند تر ازانست سنجيده ميشود.ودر نهايت بزرگترين ارزش را ذات پاك خدا مي سنجدوارزش گذاري ميكند.آيا غير از اين است.؟
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ارزش: میزان3




    سلام belher
    ممنونم که مطالب رو با دقت میخونی. نتیجه گیری شما از مطالبم درسته. و من با اصلاح، تکرارش میکنم. مقیاس در عمل انسان همان ارزشی است که در عمل حفظ شده است. (ارزش ها ناظر به حق و ناحق، خوبی و بدی، کمال و نقص، و زیبایی و زشتی، هستن.) ارزش ها دارای درجات هستن و همین باعث می شود یک عمل با ارزش خاص والاتر یا پایین تر از یک عمل دیگر باشد تا جایی که به ضد ارزش میرسیم که اینجا عمل می شود بد. از انجا که خدا بالاترین ارزش را دارد، رضای خدا نیز عمل را تبدیل به بهترین عمل میکند. ارزش های دارای درجات دوم وسوم وجود دارند تا پایین ترین سطح آن. لذا گاهی می رسیم به اعمالی که خنثی هستند یعنی ارزشی در آن ها نیست ضد ارزش هم در آن ها نیست. به محض این که درای ضد ارزش شدند، می شوند بد.
    در باب سنجش اعمال هم خداوند بزرگترین محاسبه کننده و بزرگترین پاداش و جزا دهنده است. در دنیا نیز ما انسانها با عقل و دلیل و منطق و عاطفه و احساس مسئولیت مان، بر اساس ارزشهایی که در زندگی انسان ها وجود دارد اعمال را سنجش می کنیم. مثلا اگر در مقایسه جان و مال، جان ارزش بیشتری در حیات انسان دارد، پس اون که با جان خود ایثار میکند بهتر است از کسی که با مال خود ایثار می کند.
    در باب اعمال مباحث زیادی به خصوص از حیث ارزش اخلاقی شان، وجود دارد که این جور فضاها خیلی مجال مناسبی برای ارائه انها نیست چون گستردگی زیادی دارند. همین قدر بدانیم که اعمالی داریم که خوبند؛ اعمالی هم داریم که بدند؛ اعمالی هم هستند که نه خوبند و نه بد (اما ممکن است به عنوان این که ابزار و مقدمه ای برای کارهای دیگرند ممکن است خوب یا بد باشند؛ خوب و بد ها هم به دلیل میزان ارزش یا ضد ارزشی که در آنها وجود دارد، قابل درجه بندی هستند. انسان با توجه به قدرت عقل و اختیار و مسئولیت و معرفت و امور اکتسابی دیگر، که او را قادر به درک ارزشها و شکل دادن و پیاده کردن آن ها توی زندگی میکنه، تجربه ارزشی زندگی خودش رو پیش میبره. بر همون اساس هم ارزش اعمال خودش رو محاسبه میکنه. (و چنان که قبلا هم گفتم، همه این ها تحت تاثیر جهان بینی انسانها هستش. برای همینه که انسانها عقاید و ارزشهای مختلفی رو شکل دادن. اما مهمترین تجربه های ارزشی انسان ها که در طول تاریخ حیات انسان بر زندگی حاکم بوده و در حقیقت فلسفه های حیات انسان رو شکل و رنگ دادن، معمولا عبارت بودن از دین و خدا، اخلاقیات وسعادت، رفاه و برخی امور دیگه.).
    ببخشید پر حرفی کردم.

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط belher2 نمایش پست
    بنام خدا .سلام دوستان كانوني.انچه كه مسلم است تمام اعمال ما ثبت وجزا وپاداش ان روزي نصيب خودمان ميشود.اما معيار سنجش اعمال ما چيست؟ترازوئي كه ذره اي ثواب يا گناه راكه از دانه خردل كوچكتر است بسنجد. واز اندازه گيري انبوهي از ثواب يا گناه كه حتي كل ملائك نمي توانند انرا محاسبه كنند در نماند؟ وايا در اين بازهءبينهايت خوبي وبيهنايت بدي پيوستگي وجود دارد.بقول اساتيد رياضيات ايا حدي براي ان مشخص است؟يا ما مجبوريم خوب بد را از راههاي اجتهاد وعبوديت وتقيلد و وسلوك و....طي كنيم ودر اخر منتظر بمانيم تا اعمالمان سنجيده شود؟يا بقول حافظ:كس ندانست كه سر منزل مقصود كجاست...انقدر هست كه بانگ جرسي مي ايد.اگر راهنمائي فر مائيد ممنونم:gig:

    پاسخ:
    با عرض سلام خدمت تمامی دوشتان عزیز،در پاسخ به این سوال بنده مطالبی را خدمت دوستان عرض می کنم:
    همه كارهاي انسان - اعم از چهره ظاهري آنها و چهره باطني آنها - در نامه عمل او ثبت و ضبط شده است و هيچ چيز از آن پوشيده نيست و ظاهراً در موقف ميزان، مشخص مي‏شود كه سمت و سوي او به كدام جهت است؛ به سمت حق است يا باطل:
    «وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِاياتِنا يَظْلِمُونَ: و وزن در آن روز حق است. كسي كه ميزان‏هاي [عمل‏] آنان سنگين است، همان رستگارانند و كساني كه ميزان‏هاي آنها سبك است، افرادي‏اند كه سرمايه خود را به خاطر ستمي كه نسبت به نشانه‏هاي ما مي‏كردند، از دست داده‏اند».{اعراف (7)، آيه 8 و 9}؛ همچنين سوره مومنون (23)، آيات 101 - 108.

    آن‌چه در آن روز وزن مي‌شود، خود عمل است نه عامل‌، بدين معنا كه اگر اعمال‌، از گروه رفتارهاي نيك بود، سبب سنگيني ميزان (ترازو) شده‌، در نتيجه براي آن‌، حكم بهشت صادر مي‌شود، و چنان‌چه عمل از دسته كارهاي بد بود، موجب سبكي ميزان شده‌، در نتيجه براي آن به دوزخ‌، حكم داده مي‌شود.(الميزان‌، علامه طباطبايي‌، ج 8، ص 7، دارالكتب الاسلامية‌.)

    در روايتي آمده است: زنديق درباره اين آيه از امام صادق(ع) مي‏پرسد:«قال أو ليس توزن الأعمال قال(ع) لا إن الأعمال ليست بأجسام و إنما هي صفة ما عملوا و إنما يحتاج إلي وزن الشي‏ء من جهل عدد الأشياء و لايعرف ثقلها أو خفتها و إن الله لا يخفي عليه شي‏ء. قال: فما معني الميزان؟ قال(ع): العدل. قال فما معناه في كتابه فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ؟ قال(ع): فمن رجح عمله»{الاحتجاج، ج 2، ص 351}.
    «پرسيد: آيا اعمال را وزن نمي‏كند؟ امام فرمودند: خير! اعمال اجسام نيستند؛ بلكه آنچه عمل مي‏گردد، توزين مي‏شود. كسي نيازمند وزن كردن چيزها است كه به عدد آن نادان باشد و همچنين سنگيني و سبكي آن را نداند؛ و از خداوند هيچ چيزي پنهان نيست.
    او پرسيد: معناي ميزان چيست؟ امام فرموند: عدل. او گفت: معناي اين آيه «كسي كه ميزانش سنگين است» چيست؟ امام فرمودند: كسي كه عملش راجح باشد».

    واحد سنجش نيز، "حق است‌; مثلا ميزان سنجش نماز، نماز كامل يا نماز حق است‌، و همين طور اعمال ديگر، از اين رو، وزنه‌اي كه با آن‌، اعمال سنجيده مي‌شود، حق مي‌باشد. پس‌، هر عملي‌، به اندازه‌اي كه از حق بهره دارد، سنگين خواهد داشت‌; همان گونه كه عمل‌، به دليل مشتمل نبودن بر حق‌، باطل بوده و هيچ وزني نخواهد داشت‌.(المیزان؛ج8‌، ص 8.)

    همچنين امير المومنين(ع) در تفسير اين آيه مي‏فرمايد:
    «و معني قوله(فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ) وَ (مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ) فهو قلة الحساب و كثرته و الناس يومئذ علي طبقات و منازل فمنهم من يحاسب حساباً يسيراً و ينقلب إلي أهله مسروراً و منهم الذين يدخلون الجنة بغير حساب لأنهم لم‏يتلبسوا من أمر الدنيا و إنما الحساب هناك علي من تلبس بها هاهنا و منهم من يحاسب علي النقير و القطمير و يصير إلي عذاب السعير و منهم أئمة الكفر و قادة الضلالة فأولئك لايقيم لهم وزناً و لا يعبأ بهم بأمره و نهيه يوم القيامة و هم في جهنم خالدون (و تلفح وجوههم النار و هم فيها كالحون) (فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ){الاحتجاج، ج 1، ص 244}.
    و معناي كسي كه ميزانش سنگين باشد» و «كسي كه ميزانش سبك باشد» عبارت از كمي و زيادي حساب است و مردم در آن روز بر طبقات و جايگاه‏هاي مختلفي هستند: گروهي به سرعت محاسبه مي‏شوند و با شادماني به سوي خاندان خود باز مي‏گردد؛ گروهي بدون حساب وارد بهشت مي‏شوند؛ زيرا خود را به دنيا آلوده نكرده‏اند و حساب قيامت براي كساني است كه در دنيا خود را آلوده كرده‏اند؛ و گروهي بر كمترين و كوچكترين [امر ]محاسبه مي‏شوند و به سوي عذاب دردناك رانده مي‏شوند و از ايشان است پيشوايان كفر و رهبران گمراهي كه براي آنها هيچ ميزاني برپا نمي‏شود؛ آنها در روز قيامت هيچ ارجي ندارند و در دوزخ جاودانه هستند و (شعله‏هاي سوزان آتش [همچون شمشير] به صورت‏هاي‏شان نواخته مي‏شود و در دوزخ چهره‏اي عبوس دارند)پس كساني كه ميزان‏هاي‏شان سنگين باشد، آنها رستگاراند».
    در آن روز ؛ حساب در دستان خداوند متعال است و همگي از روي عدالت حسابرسي مي‏شوند: (وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفي‏ بِنا حاسِبِين:ما ترازوي عدل را در روز قيامت برپا مي‏كنيم. پس به هيچ كس كمتر ستمي نمي‏شود و اگر به مقدار سنگيني يك دانه خردل باشد، ما آن را حاضر مي‏كنيم. و كافي است كه ما حساب كننده باشيم».{انبياء (21)، آيه 47}.
    امام صادق(ع) در تفسير آيه (وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ) مي‏فرمايند:«الْأَنْبِيَاء ُ وَ الْأَوْصِيَاءُ:يعني، انبيا و اوصياي آنان موازين قسط هستند كه ديگرن با آنها سنجيده مي‏شوند».{كافي، ج 1، ص 419}. آري اگر آنها در دنيا راهنمايان مردمان هستند كه براي هدايت بايد بدان‏ها اقتدا كنند، در قيامت نيز موازين قسط و عدل هستند كه هر كس با نسبتش با آنها سنجيده مي‏شود.
    همچنین در برخی روايات آمده است كه منظور از حق‌ّ در آية شريفه مزبور، كه ميزان سنجش اعمال در قيامت است‌، پيامبران‌، امامان‌، پاكان و نيكاني هستند كه در پرونده اعمالشان‌، هيچ نقطه تاريكي وجود ندارد.(بحارالانوار، محمدباقر مجلسي‌، ج 7، ص 252، دار احيأ التراث العربي‌.) نيز در حديثي مي‌خوانيم‌: "امير مؤمنان علي‌(ع) و امامان از دودمان او، ميزان‌هاي سنجش اعمالند."(همان‌، ص 251.)
    از روايت حضرت علي(ع) روشن شد كه همه مردمان در «موقف ميزان» توقف ندارند؛ بلكه سران ايمان و سران شرك، مستقيماً به بهشت و جهنم مي‏روند. بنابراين ميزان فقط براي «متوسطين» است. حضرت زين العابدين امام سجاد(ع) سخني دارند كه با توجه به آن بسياري از مطالب روشن مي‏شود:
    «اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ أَهْلَ الشِّرْكِ لَا يُنْصَبُ لَهُمُ الْمَوَازِينُ وَ لَا يُنْشَرُ لَهُمُ الدَّوَاوِينُ وَ إِنَّمَا يُحْشَرُونَ إِلَي جَهَنَّمَ زُمَراً وَ إِنَّمَا نَصْبُ الْمَوَازِينِ وَ نَشْرُ الدَّوَاوِينِ لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُحِبَّ زَهْرَةَ الدُّنْيَا وَ عَاجِلَهَا لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِهِ وَ لَمْ يُرَغِّبْهُمْ فِيهَا وَ فِي عَاجِلِ زَهْرَتِهَا وَ ظَاهِرِ بَهْجَتِهَا وَ إِنَّمَا خَلَقَ الدُّنْيَا وَ خَلَقَ أَهْلَهَا لِيَبْلُوَهُمْ فِيهَا أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً لآِخِرَتِهِ»{همان، ص 75}:بندگان خدا اگاه باشيد! براي مشركان ميزان‏ها نصب نمي‏شود و ديوان‏ها (نامه‏هاي عمل) منتشر نمي‏گردد. آنها گروه گروه به سوي جهنم محشور مي‏شوند. بلكه نصب ميزان و نشر ديوان تنها براي مسلمانان است. پس بندگان خدا! از خدا پروا داشته باشيد و آگاه باشيد كه خداوند عزو جل، گل زود گذر دنيا را براي هيچ يك از دوستانش دوست ندارد و آنها را بر زيبايي‏هاي زودگذر و شادماني‏هاي ظاهري آن ترغيب نمي‏كند؛ بلكه دنيا و اهل دنيا را تنها براي اين آفريده تا آنها را بيازمايد كه كدام يك در آن براي آخرتش نيكوتر كار مي‏كند».
    برخي، از اين دسته روايات استفاده كرده‏اند كه مواقف ميزان و حساب فقط مخصوص مؤمنان است. اما به نظر مي‏رسد كه چنين نباشد. زيرا آيات قرآن مردم را در قيامت به يك اعتبار به دو دسته و به اعتبار ديگر، به سه دسته و به اعتبار سوم به شش دسته تقسيم مي‏كند.


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    677
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    0



    میزان اعمال امیر مومنان، امام علی علیه السلام هستن.
    یعنی در ترازوی سنجش اعمال در یک کفه اعمال ما و در کفه دیگر امام علی علیه السلام
    هستن
    واینکه اعمال ما خیلی کمتر از حد اماممونه این دیگر حساب کتابای خداست!!
    منظورم اینه که بعضی از اعمال هر چند کوچک این ترازو را بسیار سنگین میکنند و در روایت داریم که محبین اهل بیت میزان و ترازو ندارند

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود