صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسباب نزول قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اسباب نزول قرآن




    نـوشـتـارى كـه در پـيـش رو داريد, تحقيقى است درباره اسباب نزول قرآن كه خود موضوعى از علوم قرآنى است. دربـاره اسـبـاب نـزول, سـخن بسيار است و كمتر نوشته اى را مى توان يافت كه همه مـبـاحـث اسـبـاب نـزول را شامل باشد. ما نيز ناگزيريم در اين نوشتار, به صورت گزينشى عمل كنيم. در مقدمه اين پژوهش, بيان نكاتى چند ضرورى است كه نخست بدانها مى پردازيم :
    ویرایش توسط منذر : ۱۳۸۹/۰۱/۱۰ در ساعت ۱۱:۰۷ دلیل: جدا کردن پست ها

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تعريف علوم قرآنى

    چـنـانـچـه يادآور شديم, بحث اسباب نزول, از جمله مباحثى است كه در قلمرو علوم قـرآن مـطـرح بوده و هست, از اين روى, جا دارد كه ابتدا نگاهى به اصطلاح ((علوم قرآن)) داشته باشيم.
    واژه ((عـلـوم قـرآن)) دو كـاربـرد دارد: گـاه مـنظور هر دانش و آگاهى است كه مـى تـواند درباره قرآن مطرر شود و مرتبط با قرآن باشد كه در اصطلاح ((علوم قرآن اضافى)) ناميده مى شود.
    ديـگرى به اعتبار اين كه در طول زمان, سرانجام مباحثى درباره قرآن و مرتبط با آن شكل گرفته و به مجموعه آن مباحث, عنوان ((علوم قرآن)) را داده اند كه در اين صـورت, قلمرو علوم قرآن معّين و محدود خواهد بود و آن را در اصطلاح ((علوم قرآن الـبته اين تعريف, قابل نقد است, زيرا بر اين اساس بايد علم صرف و نحو و معانى هر علمى كه در خدمت قرآن يا مستند به آن باشد, علوم قرآن اضافى ناميده مى شود.علوم قرآن اضافى را چنين تعريف كرده اند: ((كل علم يخدم القرآن او يستنداليه...))1اسمى يا علمى)) گويند.
    و بـيـان و بـرخى علوم انسانى و تجربى, كه در فهم قرآن دخالت دارند و مى توانند مـورد اسـتـفـاده گيرند, از علم قرآن به شمار آيند! با اين كه چنين نيست, زيرا مـنـشائ اين علوم, قرآن نمى باشد, و قبل از قرآن مطرح بوده و يا بدون ارتباط با قرآن مطرح شده و شكل گرفته اند.
    پـس سزاوار اين است كه بگوييم ((علوم قرآن اضافى)) علومى است كه در دامان قرآن و در پـى تـلاش براى شـنـاخـت آن مطرر شده و يا قابل طرراند; مانند علم ناسخ و منسوخ, اعجاز قرآن, اعراب قرآن, نكات ادبى, بلاغى, اخلاقى, اجتماعى و....
    بـنـابـرايـن, عـلـم فقه تا آن جا كه درباره آيات الاحكام و مستندات قرآنى بحث مـى كند, از علوم قرآن (به معناى نخست) به شمار مىآيد, ولى هرگاه درباره منابع ديگر و مستند به حديث يا عقل و يا اجماع بحث كند, خارج از علوم قرآن اضافى است.
    علوم قـرآن عـلمى, دانشى شكل يافته و تدوين شده است كه داراى مباحث و فصلهاى مشخصى است و در هر فصل آن خصوصيتى از قرآن مورد بررسى قرار گرفته است.
    بـنـابـرايـن, قلمرو و مباحث ((علوم قرآن علمى)) محدود و معيّن است و منحصر در همان مباحثى كه معمولا كتابهاى علوم قرآن به آنها پرداخته اند.
    پس اگر ((زركـشـى)) گفته است: ((علوم قرآن شمارش نمى شود.))2 منظور علوم قرآن اضافى بوده است, نه علوم قرآن علمى.
    و اگـر سـيوطى مى نويسد : ((علم طب, جدل, هيئت و... از علوم قرآنى است.))3 ممكن اسـت نظرش ((علوم قرآن اضافى)) باشد, آن هم آن مقدار از اين مباحث كه مستند به آيات قرآن و يا درباره قرآن طرر شده باشند و نه همه مباحث اين علوم. اگر سخنان زركشى و سيوطى را اين چنين توجيه كنيم, اشكال برخى اشكال كنندگان بر ايـشـان وارد نـخـواهـد بـود كه گفته اند: ((اينان گرفتار زياده روى شده اند.))4

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تاريخ پيدايش و تكامل علوم قرآن

    درباره تاريخ پيدايش واژه ((علوم قرآن)) آراى مختلفى اظهار شده است كه عبارتند از:
    در قرن دوم هجرى (زمان خلافت رشيد), شافعى به كار برده است, زيرا وى در3. قرن سوم هجرى7;. ولى مى توان گفت اين واژه را2. قرن پنجم هجرى16;. قرن هفتم هجرى5; جـواب رشيد چنين مى گويند: ((... انّ علوم القرآن كثيرة...))8 امّا درباره اين كه سرآغاز شكل گيرى مباحث قرآنى چه زمانى بوده, مى توان گفت كه سرآغاز آن عصر پـيـامبر و روزگار نزول قرآن است, زيرا در اين عصر بود كه اسباب نزول و ناسخ و مـنـسوخ و... در قالب روايات بيان مى شد; هر چند مكتوب و مدوّن نبود و به عنوان يك علم شناخته نمى شد و درباره آنها نقد و بررسى صورت نمى گرفت9.
    دربـاره زمان تدوين علوم قرآن اضافى, چند نظريه ارائه شده است : برخى مى گويند : پس از رحلت پيامبر10 و برخى معتقدند در قرن دوم هجرى صورت گرفته است11. بـه هـر حـال, ايـن مطالب غير منسجم و فاقد تجزيه و تحليل و صرفاً به صورت نقل حديث بوده و صورت علمى نداشته است

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تاريخ نگارش علوم قرآن علمى

    دربـاره تـدوين كتابهايى كه امروز آنها را به عنوان ((علوم قرآن)) مى شناسيم و در بـردارنـده مـبـاحـث مـعـيـّنـى هـسـتند كه تحت عنوان علوم قرآن علمى, قابل شـنـاسايى اند نيز, چند نظريه وجود دارد: 1. مشهور مى گويند : در قرن هفتم نگارش اين علوم آغاز گرديده است11.
    2. زرقـانـى بـر ايـن اعتقاد است كه علوم قرآن به صورت يك مجموعه در قرن پنجم, تـوسـط ((عـلـى بـن ابـراهـيم حوفى)) ت 430 ه' ـ تحت عنوان ((البرهان فى علوم القرآن)) به نگارش در آمده است13.
    3. برخى براين باورند كه قبل از قرن پنجم, كتبى تحت عنوان علوم قرآن تدوين شده است; مـانـند : ((الحاوى فى علوم القرآن))14, تا…ليف محمد بن خلف بن مرزبان ت 309 هـ'; ((الـرغـيـب فى علوم قرآن))15, تاليف محمد بن عمر الواقدى ت 207 ه'; ((فـى عـلـوم الـقـرآن))16, تاليف ابوبكر محمّد بن القاسم الانبارى ت 328 ه' و ((الاسـتـغنا… فى علوم القرآن))17, تاليف محمد بن على الادفوى ت 388 ه'. ولى از آن جـا كه كتابهاى ياد شده اكنون قابل دستيابى نيستند تا ميزان ارتباط آنها با عـلـوم قـرآن مـورد داورى قرار گيرد, نمى توانيم روى آنها حساب جدّى باز كنيم و وجود آنها را مسلّم بدانيم.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سبب نزول عام و سبب نزول خاص

    آيه ها و سوره هاى قرآنى, از نظر سبب نزول به دو دسته تقسيم مى شوند :.
    1. آيـه هـا و سوره هاييى كه سبب نزول خاصى ندارند و سبب نزول آنها سبب نزول عام است, كه همان فلسفه نزول قرآن (هدايت, انذار, تبشير و...) باشد.
    2. آيه ها و سوره هايى كه سبب نزول خاص دارند18 و متناسب حادثه يا جريانى خارجى آنچه در اين جا موضوع بحث قرار خواهد گرفت اسباب نزول خاص است. پس نخستين نازل شده اند.
    بحث را با تعريف اسباب نزول, آغاز مى كنيم.
    سـبـب نـزول, عـبارت است از : حادثه, يا سوئال و... كه در عصر پيامبر(ص) اتفاق افـتاده و باعث نزول آيه, آيه ها و يا سوره اى از قرآن شده است كه به شكلى اشاره به آن حادثه يا سوئال و... دارد.
    بنابراين, اگر آيه يا سوره اى نظر به رخدادهاى گذشته تاريخ (قبل از اسلام) داشته بـاشـد, آن رخدادها سبب نزول ناميده نمى شود; مانند هجوم ابرهه كه ((واحدى)) آن را سـبـب نزول سوره فيل مى داند, در حالى كه شرط تقارن زمانى بين سبب و مسبب را
    ندارد و نبايد سبب نزول ناميده شود.
    آيا همه آيات, سبب نزول خاص دارد؟ حديثى ازحضرت على(ع) نقل شده كه برخى از آن اسـتفاده كرده اند همه آيات سبب نزول خاص دارد. آن حديث چنين است : ((و ما نزلت آيـة الا و قـد عـلمت فيم نزلت و على من نزلت و بم نزلت.))19 ولى استفاده آنان, بـا منظور امام(ع) هماهنگ نمى نمايد, چه اين كه مقصود حضرت على(ع) از اين بيان, اثـبات اين حقيقت است كه من به تمام خصوصيات آيات آگاه هستم, مى دانم هر آيه در چه موردى و مـوضـوعـى نـازل شده, مخاطبش كيانند و چرا نازل شده؟ آيا سبب خاص داشـتـه است يا خير؟ بنابراين, روايت ياد شده منافاتى با مطالب گذشته ما ندارد كـه سـبب نزول را به دو دسته تقسيم كرديم و گفتيم كه برخى آيات داراى سبب نزول عام و فاقد سبب نزول خاص اند

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    كارآيى و فوايد اسباب نزول

    برخى گـمـان كرده اند در اين فن فايده اى نيست به دليل اين كه اسباب نزول نوعى تـاريخ است20. گويا معتقدان اين نظريه پنداشته اند كه تاريخ, هيچ فايده اى ندارد و بـر ايـن اسـاس فـوايد اسباب نزول را كه نوعى تاريخ است, انكار كرده اند. ولى اين سخن پندارى بيش نيست و صاحب نظران21, فوايد بسيارى را براين علم مترتب دانـسـتـه انـد و به تبع تاريخ, اسباب نزول نيز فوايدى دارد كه به طور فشرده به آنها اشاره خواهيم داشت :.

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1. شناخت فلسفه احكام

    پـر واضر است كه نزول وحى و امر و نهى الهى, داراى فلسفه و عللى است كه شناخت آنها تائثير بايسته اى در فهم و درس آموزى مخاطبان دارد.
    شناخت فلسفه احكام از راههاى گوناگونى : آيات, روايات و... ميّسر خواهد بود كه يكى از آنها شناخت اسباب نزول است.
    از آن جـمله سبب نزول آيه ذيل است : ((يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما...))22.
    از تـو دربـاره شـراب و قـمار مى پرسند. بگو : در آن دو, گناهى بزرگ و سودهايى براى مردم است و البتّه گناه آن دو از سودشان بيشتر است;....
    ايـن آيه شريفه بيانگر حكم خمر و قمار است و سبب نزول آيه, اشاره به فلسفه حكم دارد كه عبارت است از زايل شدن عقل و نابودى مال. زيرا در آن آمده است : عمربن خـطـاب و مـعـاذبـن جبل و عده اى از انصار خدمت پيامبر آمده, عرض كردند درباره شـراب و قـمار فتوا دهيد, زيرا اين دو عقل را زايل و مال را نيز تلف مى كند, پس خداوند آيه فوق را نازل فرمود23

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2. شناخت دايره شمول حكم

    گـاهـى آيـه عـام است و شامل همه مخاطبان و همه موارد مى شود, ولى آيه به وسيله ديـگرى (آيه يا روايتى) تخصيص مى خورد و دايره شمول آن محدود مى شود در اين گونه مـوارد, اگـر سـبـب نزول آيه را بدانيم, مخصّص را به غير مورد سبب نزول اختصاص مـى دهـيـم زيرا معنا ندارد كه آيه شامل سبب نزول خود نشود! و همگان معتقدند كه حكم عام بـه طـور مـسـلـّم سبب نزول را شامل مى گردد و به وسيله تخصيص, خارج نمى شود.
    مـثـلاً آيـه زيـر عـام اسـت و حـكم مى كند : ((ان الذين يرمون المحصنات الغافلات الـمـوئمنات لعنوا فى الدينا و الاخرة و لهم عذاب عظيم... بما كانوا يعملون))24 كسانى كه به زنان با ايمان پاكدامن بى خبر از كار بد, نسبت زنا مى دهند در دنيا و آخرت لعنت شده, بر ايشان عذابى است بزرگ...
    و از سـوى ديگر آيه ذيل خاص است و حكم مى كند : ((والذين يرمون المحصنات... فان الـلـه غـفور رحيم))25 كسانى كه زنان عفيف را به زنا متّهم مى كنند و چهار شاهد نـمـىآورنـد, هـشـتاد ضربه بزنيد و شهادتشان را ديگر نپذيريد, مگر اين كه توبه كنند...
    اين آيه, آيه قبلى را تخصيص مى زند. بدين معنا كه عذاب عظيم, اتّهام زننده اى را دربر مى گيرد كه چهار شاهد نياورد و توبه نكند.
    بـنـابراين, اگر سبب نزول آيه اول را تهمت بر عايشه, طبق روايت اهل سنت و تهمت بـر مـاريـه قبطيه مادر ابراهيم, طبق روايت شيعه26, بدانيم, مخصّص به غير مورد سـبب نزول, اختصاص خواهد يافت و در اين صورت كسانى كه به عايشه يا ماريه قبطيه تـهـمـت زده اند, در دنيا و آخرت لعنت شده اند و بر ايشان عذابى است بزرگ; گر چه شاهد بياورند يا توبه كنند27.

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3. تخصيص حكم عام به وسيله سبب نزول

    در موردى كه آيه عام و سبب نزول خاص باشد, مشهور مى گويند : ملاك عموم لفظ است و برخى خـصوص سـبب را ملاك مى دانند و معتقدند از فوايد شناخت سبب نزول, اختصاص دادن حكم عام به مورد سبب نزول است.
    بـراى نـمونه آيه ظهار ((الذين يظاهرون... عذاب اليم))28 عام است, به اين معنا كـه هركس ظهار كند, حكم ظهار در حق او جارى است, ولى بر اساس نظريه دوم, حكم ظـهار در آيه, اختصاص دارد به سبب نزول آيه كه ماجراى ظهار اوس بن صامت است29.
    و اگـر شـخص ديگرى ظهار كند, حكم ظهار او از اين آيه به دست نمىآيد, بلكه بايد از دليل ديگرى استفاده كرده.
    و آيـه قـذف : ((انّ الـذين يرمون المحصنات الغافلات... و لهم عذاب عظيم))30 كه حـكـم : لـعـنت و عذاب بر كسانى كه بر زنان پاكدامن تهمت زنا مى زنند, عام است, طبـق نـظـر ((مـلاك بـودن سبب خاص)) بايد اختصاص يابد به تهمت زنندگان به همسر پيامبر(ص).

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4. دفع تّوهم حصر

    ظاهر برخى از آيات قرآن, حصر را مى رساند; مثلاً ظاهر آيه :.
    ((قـل لا اجد فيما اوحى الىّ محرّماً على طاعم يطعمه الاّ ان يكون ميتة او دماً مسفوحاً او لحم خنزير فانّه رجس او فسقاً اهلّ لغير اللّه به...))31 گوياى اين اسـت كـه مـحرّمات منحصر به اين موارد است : مردار, خون, گوشت خوك و حيوانى كه بـدون بـردن نام خدا ذبر شده, در حالى كه قطعاً محرّمات محدود به اين چند مورد نيست و توهّم حصر, صحت ندارد.
    در اين گونه موارد, سبب نزول مى تواند از جمله قراين عدم حصر باشد; مثلاً در آيه يـاد شـده, سبب نزول اين است : ((كافران به جهت لجاجت و دشمنى, حرامهاى خدا را حلال و حلالهاى خدا را حرام كرده بودند, اين آيه براى شكستن غرض آنان نازل شده و نـه بيان همه محرّمات. بنابراين, موارد يادشده در آيه نه همه موارد حرام, بلكه تنها مواردى است كه كافران حلال مى شمرده اند.))32.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود