صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خداوند شر را آفریده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا خداوند شر را آفریده است؟




    از جمله فروعات بحث توحيد ربوبى (افعالى) آفات و شرور است. آيا خالق و آفريننده آفات و شرور خدا است يا اين كه خدا خداوند خير محض است و آنچه مى‏آفريند فيض است؟ در اين گذرگاه به شبهه «ثنويه» كه قائل به دوگانگى هستند نيز پاسخ داده مى‏شود.
    عقيده ثنويه پيرامون آفات و شرور

    «ثنويه» كه همان زرتشتيان هستند براى اين كه خدا را از هر گونه بدى و زشتى تبرئه كنند معتقدند كه فاعل شر «اهريمن» و فاعل خير «يزدان» است.
    ولى در واقع ثنويه براى خدا شريك و براى هستى دو مبدأ خير و شر معتقد شده‏اند.
    آنها خداوند را خالق و آفريننده خير و شيطان (اهريمن) را خالق شر مى‏دانند. منشأ شبهه ثنويه اين است كه «شرور» را امر وجودى مى‏دانند و هستى را به دو نوع خوب و بد تقسيم كرده‏اند.
    لذا، ناچار شده‏اند كه هر يك از بديها و خوبى‏ها را به آفريننده‏اى جدا نسبت دهند

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيا خالق شرور و آفات خدا است؟

    از نظر اسلام، خالق همه چيز خدا است و آنچه در جهان به عنوان پديده وجود دارد يك خالق بيشتر ندارد و آن خداوند سبحان است.
    لذا فلاسفه گفته‏اند: «شر» امر عدمى است و علت عدم، عدم است همان طورى كه علت وجود، وجود است و خداوند خير محض است و خير آفريده است و هيچ گونه بدى در نظام آفرينش وجود ندارد.
    شر همان عدم خير است و امر وجودى نيست تا نياز به آفريننده جدايى داشته باشد.
    خداوند رحمان در قرآن كريم خود مى‏فرمايد:
    «و إن تصبهم حسنة يقولوا هذه من عنداللَّه و ان تصبهم سيئة يقولوا هذه من عندك قل كل من عند اللَّه فمال هؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديثاً. ما اصابك من حسنة فمن اللَّه و ما اصابك من سيئة فمن نفسك.» (1)
    «اگر به آنها (منافقان) حسنه و نيكى برسد مى‏گويند: «اين از ناحيه خدا است.» و اگر به آنها سيئه و بدى برسد مى‏گويند:
    «اين از ناحيه توست» بگو: همه اينها از ناحيه خدا است، پس چرا اين گروه حاضر نيستند سخنى را درك كنند؟! (اى پيامبر!) آنچه از نيكى‏ها به تو مى‏رسد از طرف خدا است ؛ و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از سوى خود تو است.»
    به نظر ابتدايى اين دو آيه با هم تنافى دارد چون: در آيه اول مى‏فرمايد: «قل كل من عند اللَّه» «بگو همه چيز اعم از خوب و بدى از ناحيه خدا است.» و در آيه دوم مى‏فرمايد: «و ما اصابك من سيئة فمن نفسك» «آنچه از بدى به تو مى‏رسد از ناحيه خود تو است.»
    اولاً مقصود از حسنه و سيئه در آيه اعمال زشت زيبا نيست، بلكه مراد رفاه و سختى در زندگى دنيإ؛ ّّى است.
    ثانياً: آيه اول در صدد بيان به وجود آورنده سيّئات و حسنات است و اين كه چه كسى خوبى‏ها و بدى‏ها را خلق كرده است در جواب مى‏فرمايد: «قل كل من عند اللَّه» خدا خالق همه پديده‏ها است.
    اما آيه دوم در صدد بيان منشأ سيئات و حسنات است و مى‏فرمايد: آنچه از خوبى‏ها نصيب انسان مى‏شود فضل الهى است و آنچه از بدى‏ها در جهان طبيعت نصيب انسان مى‏گردد منشأ آن خودش است و خدا براى هيچ كس بدى نخواسته است بلكه، اين انسان است كه براى خود بدى به وجود مى‏آورد.
    همان طورى كه آيه ديگر اين آيه را تفسير مى‏كند و مى‏فرمايد:
    «ان اللَّه لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم» (2)
    «خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتى را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند.»
    و يا اين كه در آيه ديگر مى‏فرمايد:
    «و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض ولكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون.» (3)
    «اگر مردم ايمان صادق داشته باشند و تقوى پيشه كنند (در زندگى متعهد باشند)، تمام ابواب خير و بركات آسمان و زمين را بر آنها مى‏گشوديم ولى آنها حق را تكذيب كردند ؛ ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.»
    حضرت على(ع) نيز مى‏فرمايد:
    «ما رايتم نعمة موفرر الا و الى جانبه حق مضيع.»
    «همه ثروت‏هاى فوق العاده براى يك فرد امكان ندارد مگر اين كه حقى را ضايع و پايمال كرده باشد.»
    بنابر اين از ديدگاه اسلام:
    1- خداوند خير محض است و صرفاً آفريننده نيكى‏ها است و هيچ گونه بدى در نظام هستى وجود ندارد.
    2- شر امر عدمى است. لذا، نيازى به خالق ندارد>.

    3- منشأ آفات و شرور انسان‏ها هستند.
    4- جهان به دو بخش نيكى و بدى تقسيم نمى‏گردد تا ناچار شويم به دو گونه مبدأ صدور قائل شويم

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيا شرور نسبى هستند يا حقيقى؟

    صفات حقيقى، صفاتى هستند كه با قطع نظر از هر شى‏ء ديگر، امكان اتصاف به ذات و موصوف خود دارد مثل سياهى و سفيدى.
    صفات نسبى به آن صفاتى گفته مى‏شود كه بدون فرض امر سومى به موصوف خود منتسب نمى‏گردد مثل كوچكى، بزرگى، خوبى، بدى.
    با اين تعريف گفته مى‏شود كه شرور امور نسبى هستند. يعنى: نسبت به بعض افراد و حالات و اوضاع انتزاع مى‏شوند مثلاً زهر مار نسبت به مار كمال است اما نسبت به انسان‏ها شر است.
    يا اين كه گوسفند نسبت به علف شر است اما نسبت به انسان‏ها كمال است. علامه طباطباى(ره) مى‏فرمايد:
    «شرورى كه در جهان طبيعت همراه با پيشامدها بوده، عدمهايى هستند كه نسبى و اضافى مى‏باشند، لذا سهمى از وجود را دارا هستند. در واقع عدم ملكه‏اند نه عدم مخض. لذا شر را مى‏توان به عدم كمال وجودى تفسير نمود. هر گاه خيرى به كمال وجودى خود نرسد. پس با عدم هايى همراه بوده و موجب گرديده آن خير به كمال وجودى خود نرسد. «شر» عبارت است از فقدان مرتبه‏اى از كمال وجودى شى‏ء كه در خود آن بوده كه كاملاً به وجود آيد. همانند انواع اشياء فاسده و كاستى‏ها، عيب‏ها، آفات، امراض و ناملايمتى‏ها كه در طبيعت رخ مى‏دهد كه عالم آن قصور و كوتاهى استعدادها و قابليت‏ها است و هرگز با افاضات موجودى از ساحت قدس الهى بستگى ندارد. زيرا علت عدم، عدم است همان گونه كه علت وجود، وجود است.» (4)
    امام خمينى(ره) در اين باره مى‏فرمايد:
    «فالخيرات كلها مجعولات و المبدأ فيها هو اللَّه تعالى و الشرور التى فى دار الطبيعة المظلمة، هى من تصادمات المادّيات و ضيق العالم الطبيعة و كلّها ترجع إلى عدم وجود او عدم كماله، و الأعلام كلّها مطلقاً غير متعلقة للجعل، بل المضافة فيها من لوازم المجعول و تضايق دار البوار و تصادم المسجونين فى سجن الطبيعة و سلاسل الزمان، فكلّها ترجع إلى الممكن، فما أصابات من حسنة و خير و سعادة و كمال فمن اللَّه، و ما أصابك من سيئة و شرّ و نقص و شقاء فمن نفسك. لكن لمّا كانت النقائص و الشرور اللازمة للوجودات الإمكانية من قبيل الأعلام المضافة و الحدود و الماهيات، كان لها وجود بالعرض، و ما كان كذالك فمن عنداللَّه لكن بالعرض، فالخيرات من اللَّه بالذات، و منسوب إلى الممكنات بالعرض، و الشرور من الممكنات بالذات و منسوب إليه تعالى بالعرض، فحينئذ يصح أن يقال: كل من عنداللَّه، فإنّه لولا الايجاد و الإفاضة و بسط الخيرات لم يكن وجود و لا حدّ و لا طبيعة و لا ضيقها، و لعلّ تغيير الاسلوب‏و تخلّل لفظة «عند» فى قوله تعالى: «قل كل من عنداللَّه» للإشارة إلى المجعولية بالعرض...» (5)
    «نيكى‏ها همه آفريده شده‏اند و مبدأ آفرينش آنها ذات حق تعالى است ولى شرور كه در دار طبيعت يافت مى‏شوند همانا از برخورد ماديات در تنگناى عالم طبيعت است. و همگى آنها به عدم وجود يا عدم كمالى وجود باز مى‏گردد. و عدم به طور كلى متعلق جعل و آفرينش قرار نمى‏گيرد، بلكه عدمهاى مضاف كه از تنگناى زندان طبيعت يافت شده‏اند. و همه شرور به ذات ممكنات باز مى‏گردند. هر چه از خوبى و نيكى و سعادت و كمال يافت مى‏شود از جانب خداوند است و هر چه از بدى و شر نقص و شقاء يافت مى‏شود از جانب خود انسان است. وجود شرور وجود تبعى و هرگز اصالت ندارد. آرى نسبت آنها به خدا نسبت عرضى است. لذا روا است گفته شود: «كل من عنداللَّه» - همه چيز از خداست - زيرا اگر ايجاد و افاضه و بسط خيرات از جانب او نبود هر آينه وجودى نبود، حدى نبود، طبيعتى نبود، تنگنايى وجود نداشت...»
    در اين بيان امام(ره) نسبت خيرات را به حق تعالى نسبت ذاتى، و نسبت آنها را به ممكنات نسبت عرضى دانسته، بر عكس شرور كه نسبت آنها به ذات پروردگار نسبت عرضى، و نسبت آنها به ممكنات ذاتى است.
    پس شرور نيز مخلوق خداوند است ولى بالعرضى، كه از تزاحم ماديات به وجود آمده، و تضايق در جهان طبيعت آن را فراهم ساخته. لذا در سوره خلق مى‏خوانيم: «من شرّ ما خلق» - پناه مى‏بريم از شر آنچه آفريده - كه شرور از لوازم بالعرض آفرينش است.
    از جمله فروعات بحث توحيد افعالى مسئله توفيق و هدايت و اضلال و خزلان است كه در سال گذشته از آن بحث شد. (6)

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1. نساء 4: 79-78.
    2. رعد 11:13.
    3. اعراف 96:7.
    4. المزان 13: 201-200.
    5. رساله طلب و اراده، صص 79-78.
    6. كتاب تنزيه انبياء (محمد هادى معرفت)، صص 79-26.

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    مناظره استاد و شاگرد ( خیلی جالبه حتما ملاحظه بفرمایید)





    آیا خداوند شر را آفریده است؟


    روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد . او پرسید : آیا خداوند هر جیزی را که وجود دارد ، آفریده است ؟ دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : بله .

    استاد پرسید : هر چیزی را ؟

    پاسخ دانشجو این بود : بله هر چیزی را .

    استاد گفت : در این حالت ، خداوند شر را آفریده است . درست است ؟ زیرا شر وجود دارد .

    برای این سوال ، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند . استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است .

    ناگهان ، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت : استاد ، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟

    استاد پاسخ داد : البته .

    دانشجو پرسید : آیا سرما وجود دارد ؟

    استاد پاسخ داد : البته ، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید ؟

    دانشجو پاسخ داد : البته آقا ، اما سرما وجود ندارد . طبق مطالعات علم فیزیک ، سرما عدم تمام و کمال گرماست . و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد . و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد . بدون گرما ، اشیاء بی حرکت هستند ، قابلیت واکنش ندارند . پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم .

    دانشجو ادامه داد : و تاریکی ؟

    استاد پاسخ داد : تاریکی وجود دارد .

    دانشجو گفت : شما باز هم در اشتباه هستید ، آقا . تاریکی فقدان کامل نور است . شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید ، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور ، نور می تواند تجزیه شود . تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم .

    و سرانجام دانشجو پرسید : و شر ، آقا ، آیا شر وجود دارد ؟ خداوند شر را نیافریده است . شر فقدان خدا در قلب افراد است ، شر فقدان عشق ، انسانیت و ایمان است . عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند . آنها وجود دارند . فقدان آنها منجر به شر می شود .

    و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند .

    نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود .


    آیا خداوند شر را آفریده است؟



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    92
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    54 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    12



    بسم ربالمهي عج
    سلام عليكم

    چقدر جالبه ما مسلمانيم ولي هنوز خدا رو نتنستيم برا خودمون تشريح كنيم ولي اون خدا رو بهتر از ما شناخت
    الحمد الله رب العالمين
    مطلب جالب بود
    دعا با فرج سادتون نره- يا علي
    امسال سال فرج است اگر بخواهيم


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    612
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    332
    آپلود
    0
    گالری
    21



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست

    آیا خداوند شر را آفریده است؟


    روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد . او پرسید : آیا خداوند هر جیزی را که وجود دارد ، آفریده است ؟ دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : بله .

    استاد پرسید : هر چیزی را ؟

    پاسخ دانشجو این بود : بله هر چیزی را .

    استاد گفت : در این حالت ، خداوند شر را آفریده است . درست است ؟ زیرا شر وجود دارد .

    برای این سوال ، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند . استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است .

    ناگهان ، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت : استاد ، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟

    استاد پاسخ داد : البته .

    دانشجو پرسید : آیا سرما وجود دارد ؟

    استاد پاسخ داد : البته ، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید ؟

    دانشجو پاسخ داد : البته آقا ، اما سرما وجود ندارد . طبق مطالعات علم فیزیک ، سرما عدم تمام و کمال گرماست . و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد . و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد . بدون گرما ، اشیاء بی حرکت هستند ، قابلیت واکنش ندارند . پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم .

    دانشجو ادامه داد : و تاریکی ؟

    استاد پاسخ داد : تاریکی وجود دارد .

    دانشجو گفت : شما باز هم در اشتباه هستید ، آقا . تاریکی فقدان کامل نور است . شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید ، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور ، نور می تواند تجزیه شود . تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم .

    و سرانجام دانشجو پرسید : و شر ، آقا ، آیا شر وجود دارد ؟ خداوند شر را نیافریده است . شر فقدان خدا در قلب افراد است ، شر فقدان عشق ، انسانیت و ایمان است . عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند . آنها وجود دارند . فقدان آنها منجر به شر می شود .

    و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند .

    نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود .

    آیا خداوند شر را آفریده است؟
    سلام ممنون از داستان جالبی که قرار دادید
    ولی می خواستم بدونم اینکه گفتین این دانشجو انیشتن بود ایا حقیقت داره و یا همینطوری اسم انیشتن رو اوردین تا داستان جالبتر بشه و یا نه میشه بگین از کجا این مطلب رو اوردین ممنون.
    ویرایش توسط moderntalking : ۱۳۸۸/۰۸/۱۳ در ساعت ۰۱:۴۵
    هرکس محبت نميکند خدا را نمي شناسد زيرا خدا محبت است.عيسي مسيح

  10. تشکرها 2


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    سلام به شما دوست عزیز
    من از کسی که اولین بار تو یه نشریه دانشجویی درج کرده بود ، خواستم که منبعش رو برام بفرسته.
    به محض اینکه دریافت کردم حتما براتون ارسال میکنم.




  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "من عمیقا یک دیندار بی دین هستم. این یک نوع دین جدید است.

    من هرگز وصله ی غایت و هدف و یا هرچیز که معنای انسان گونه ای را به طبیعت بدهد، به آن نچسباندم.

    آنچه من از طبیعت میبینم یک سازه ی بی نظیر است که ما فقط به طور ناکامل میتوانیم شمه ای از آن ببریم، و این باید یک شخص متفکر را به خود مشغول دارد. این احساسی است که هرگز با میستیکالیسم (افسانه گرایی) توفیری ندارد.

    ایده ی وجود یک خدای شخصی برای من عجیب و گاهی ساده لوحانه است."

    گوینده ی این جملات، اینشتین بود!
    ویرایش توسط Aurlito : ۱۳۸۸/۰۸/۱۵ در ساعت ۲۰:۱۱
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    67
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیامبر اکرم (ص) :



    اگر خداوند بوسيله تو يك نفر را هدايت كند براي تو
    بهتر است از دنيا و هر آنچه در آن است.


  15. تشکرها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود