جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عشق

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    عشق




    هو المحبوب

    او عشق بود

    حسنی نهان و گنجی پنهان
    پرده برانداخت و از خانه برون تاخت مست
    فروغی از رخش در جام افتاد
    تجلی کرد
    و حسنش به اتفاق ملاحت جهان گرفت ...
    تسبیح ملائک را نپسندید
    فرشته عاشق نبود
    دنبال آینه ای بود تا تمام حقیقتش را در آن بیند
    خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد
    فرشتگان معترض شدند که نحن نسبح بحمدک ...
    اما آنها نمیدانستند
    آدمی دلی داشت به گنجایش حضور او
    همو که آسمانها و زمین را گنجایش حضورش نبود...
    انسان چو خلق شد اعترافی کرد که ملائک را به سجده انداخت
    گفت شهادت میدهم تو رب مایی ٬ تنها کسی که شایسته دل دادن و عشق ورزیدن و پرستش است...
    انسان عاشق٬ پا به عرصه گیتی نهاد
    او موقع فرستادن انسان به دار دنیا
    دنیایی که پائین ترین مرتبه وجودی عالم است
    و تنها سایه ایست از عالم بالا و سراسر
    تاریکی و حجاب
    در گوش او زمزمه ای کرد٬ تا دلداریش دهد ...
    گفت :
    ... فإما يأتينكم منى هدى فمن تبع هداى فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون ...
    ای عاشق٬.......نترس٬ چون به دنیا هبوط کردی چنانچه نوری از جانب من بسویت آید چو تبعیتش نمائی خوف و حزنی نخواهی داشت...
    انسان گریه کنان به دنیا آمد...
    فراموش کرده بود...
    مدتی گذشت...
    علاقه ای بین خودش و انسانی از جنس مخالفش در خود احساس نمود...
    علاقه ای بود که او برای جاری شدن حیات و ادامه نسل انسان در میان آندو نهاده بود...
    همانی که در حیوانات و حتی حشرات نهاده بود...
    هر فردی جنس مخالفش را زیبا می یافت...شیفته اش میشد...
    انسان نام این علاقه را عشق نهاد...
    و آن را هدف زندگی اش ساخت...

    فراموش کرده بود... ألم يأن للذين امنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله...

    منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/88092.aspx


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
    آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

    ... شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
    بنده طلعت آن باش که آنی دارد

    شيوه حور و پری گر چه لطيف است ولی
    خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد

    ... ناگهان پرده برانداخته‌ای يعنی چه
    مست از خانه برون تاخته‌ای يعنی چه

    هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
    عاقبت با همه کج باخته‌ای يعنی چه

    ... اين همه عکس می و نقش نگارين که نمود
    يک فروغ رخ ساقيست که در جام افتاد


    ... در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
    عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد

    ... حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
    آری به اتفاق جهان میتوان گرفت

    ... جلوه‌ای کرد رخش ديد ملک عشق نداشت
    عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد

    ...ونحن نسبّح بحمدك ونقدس لك قال اني اعلم ما لا تعلمون(بقره/۳۰)
    لایسعنی عرضی و لا سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المومن(حدیث قدسی)

    قلنا اهبطوا منها جميعا فإما يأتينكم منى هدى فمن تبع هداى فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون(بقره/۳۸)

    ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذكر الله(حديد / 16)


    منبع:http://www.golbargeshabane.blogfa.com/post-81.aspx



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب بازگشت خورشید






    مصطفی صلی الله علیه و آله سر بر کنار دو زانوی علی علیه السلام نهاد و بخفت. علی علیه السلام نماز عصر نکرده بود و نخواست که خواب [یا نزول وحی] بر رسول صلی الله علیه و آله قطع کند. رسول صلی الله علیه و آله همچنان می بود تا قرص آفتاب به مغرب فرو شد. مصطفی صلی الله علیه و آله از خواب درآمد. علی گفت: یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله وقت نماز دیگر، فوت شد و من نماز نکردم. رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: ای علی! چرا نماز نکردی؟ گفت: نخواستم که لذت خواب [یا دریافت وحی] بر تو قطع کنم. جبرئیل آمد که ای محمد! حق تعالی مرا فرمود تا قرص آفتاب را از مغرب باز آورم تا علی نماز عصر به وقت بگذارد. قرص آفتاب چندان باز آمد که شعاع آفتاب بر دیواره های مدینه تابید و علی علیه السلام نماز عصر در وقت به جای آورد.

    برترین ایمان ان است که بدانی هرکجا باشی خداوند با توست.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عشق مقدسه
    عشق واقعی رو باید پیدا کرد .
    اگه پیداش کنیم دل کندن ازش خیلی سخته
    ما می گردیم شما هم بگردین
    ادرسشو بلدیم یه کمی راهش رو شلوغ کردن راههای مشابه گذاشتن یه کمی برامون سخت شده
    حواسمون رو باید جمع کنیم بی راهه نریم .اگه رفتیم شاید برگشتی در کار نباشه
    عشقه دیگه همه چی داره .سختی راهشم لذت داره اگه تو مسیرش باشیم


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود