جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه




    باسلام بر دوستان گرامی لقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه

    با توجه به این که این مطالب را در سایت دیگری تحت عنوان سوالی که از طرف شخصی که تازه وارد مراحلی از حضور شده بود پرسیده شده وبنده با استفاده از کتابی که در حال مراحل چاپ است پاسخ ایشان را به طور خلاصه بیان میکنم با توجه به استقبال از این مطالب تصمیم گرفتم انها را برای استفاده ی دوستان گرامی در این سایت هم قرار دهم . انشاءالله مورد استفاده قرار گیرد
    بسم الله الرحمن الرحیم

    برای هدایت و بررسی مطلب فوق ناگزیر از توضیح و ارتباط چند واژه میباشیم

    عالم هستی : شامل دو عالم 1- مجردات 2- ممکنات میباشد
    عالم مجردات به عالم ماوراءالطبیعه نیز تعبیر میشود
    عالم ممکنات خود به دو بخش ممکتات ماوراء الطبیعی و ممکنات مادی ویا طبیعی تقسیم میشود

    توضیح انکه عالم مجردات و ماوراءالطبیعه نیز خود به دوبخش عمده قابل تقسیم است یکی مطلقات : مثل ذات خداوند - ازل- ابد- روح الله - و......
    ممکنات (مجردات) : مثل انچه خداوند در این عالم خلق کرده مثل ملائکه - روح -بهشت و جهنم و........
    در این بین ممکنات ماوراءالطبیعه از نظر حجم وجودی در درجه ی پایین تری از مطلقات ماوراءالطبیعه قرار دارند . {1}

    (اصطلاح متا فیزیک را نیز برای عالم ماوراء الطبیعه به کار میبرند. )

    دوم ممکنات (مخلوقات ) مادی یا طبیعی:که در حصار وسلطه ی انواع محدودیتها قرار دارد که عمده ی انها محدودیت ها ی زمانی ومکانی هستند. وموجود طبیعی به دلیل همین محدودیتها ارتباطش با عالم متافیزیک یا ماوراء الطبیعه بسیار محدود است.

    البته موجودات مادی ویا طبیعی هم به نوبه ی خود دارای درجات وجودی مختلف هستند .که ازپایین ترین درجه به ترتیب عبارتند از:
    1- جمادات ( در علم الهیات به انچه بی جان است اصطلاحا" جماد گفته می شود)
    2 - نباتات ( در علوم طبیعی به انچه زندگی گیاهی داشته باشد و دارای اجزای ثابت کم تحرک وساده ی زیستی فاقد شعور باشد از تک سلولی تا انبوه سلولی نبات گفته میشود) این موجودات از نظر زیستی دارای جان و زنده هستند زیرا اثار اولیه ی حیات مثل تولید مثل - رشدفیزیکی -وتلاش برای زندگی را دارند.

    3 -حیوانات ( در علوم زیستی به موجوداتی که دارای جان هستند وتمام خصوصیات نبات را در حد عالی تر دارا هستند به اضافه ی قدرت درک ابتدایی امور وتجزیه وترکیبی ابتدایی (دارای مغز ابتدایی ) و وسعت حرکت
    نامحدود در محیط زندگی خود هستند گفته میشود.

    4 -انسان (که چه در طبیعت و چه در قران به عنوان اشرف و برتر مخلوقات می باشد ) علاوه بر جان که ملاک زنده بودنشان است دارا ی روح نیز هستند که از عالم مجردات سر چشمه میگیرد . همچنین دارای موهبتها یی
    مثل عقل - درک - فهم - شعور - قدرت تجزیه وتحلیل (که هرکدام مرحله ای از مقدمات اعتقادی و دیدگاهی انسان میباشد) و اراده - اختیار - ازادی اندیشه و.... که مقدمات عملی انسان را رقم میزنند.

    از طرفی عالم ماده به طور مطلق وجود ندارد بلکه عالمی نسبی است
    و در علوم ثابت شده که مرتبا"با انرژی در حال تبادل است یعنی مرتبا" ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل میشود وماده ثبات ندارد پس یکی از عمده عوامل محدودیت مواد وطبیعت وموجودات مادی(از جمله انسان) میتواند قرار گرفتن در نسبیت حاکم بر عالم ماده باشد.
    انشاءالله در پست بعدی به بررسی عوامل جدا کننده ی دو عالم ماده و متافیزیک و احتمال ارتباط بین این دو جهان از دیدگاه قران می پردازیم

    با توجه به اینکه مطالب هنوز منتشر نشده زیر هر مطلب نام نویسنده ی کتاب را قرار میدهیم این مطالب خلاصه ای از
    کتاب عرفانی لقاءالله فی القلوب المطهرات یا ملاقات با خدا دردلهای ی پاکیزه : نوشته ی ز - فرج زاده است

    ...................................... حق یارتان لقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه...............................

    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۱/۱۱ در ساعت ۱۸:۵۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    نوشته ی ذیل پستی است که یکی از دوستان بزرگوار در سایت مورد نظر با بنده در تحقیق موضوع همکاری میکنند .
    سلام با اجازه اساتید بنده فقط چند عالم دیگر ر و به این تعریفات زیبا اضافه میکنم

    عالم ذر چیست؟ کجاست؟ چگونه است؟

    .در مورد «عالم ذر» در میان دانشمندان، مفسران، متكلمان و محدثان، گفت‏وگوهاى زیادى واقع شده است و این، نشانگر پیچیدگى موضوع (عالم ذر) مى‏باشد.
    خداى سبحان در قرآن كریم مى‏فرماید: «به خاطر بیاور زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، «ذریه» آنها را برگرفت و آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسید: آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنان همگى گفتند: آرى، ما گواهى دادیم. این كار را خداوند به خاطر آن انجام داد كه در روز قیامت نگویید ما از این موضوع - توحید و معرفه الله - غافل بودیم». حال، این ظهور و بروز (در عالم ذر) كه واقع شده، به چه صورت انجام گرفته است و منظور از عالم ذر چیست؟ در میان علما آرای مختلفی است از جمله : 1-منظور از عالم «ذر»، عالم «ارواح» است؛ یعنى، خداوند در آغاز، ارواح انسان‏ها را آفرید و مخاطب ساخت و از آنان اقرار بر توحید گرفت.
    2-منظور از «ذر»، اجزاى بسیار كوچك نیست؛ بلكه ذر به معناى ذریه (فرزندان) است؛ خواه كوچك و صغیر باشند یا بزرگ و كبیر. بنابراین، سؤال و جواب در میان انسان و خداوند، به وسیله پیامبران و به زبان «قال» مى‏باشد.
    3-سؤال و جواب بین انسان و خداوند، به زبان حال، صورت گرفته است؛ آن هم بعد از بلوغ، كمال و عقل.
    4- علامه طباطبائى مى‏گوید: موجودات داراى دو نوع وجودند؛ یك وجود جمعى در نزد خدا كه در قرآن به عنوان ملكوت از آن یاد شده است و دیگرى وجودات پراكنده كه با گذشت زمان، به تدریج ظاهر مى‏شوند. به این ترتیب، عالم انسانیت دنیوى، مسبوق به عالم انسانیت دیگرى است كه در آن جا، هر موجودى با شهود باطنى، خدا را مشاهده كرده، به واحدیت او اعتراف مى‏كند و سؤال و جواب در عالم «ذر»، مربوط به آن جا مى‏شود.
    برای مطالعه ی بیشتر میتوانید از کتاب معارف قرآن جلد 1 و2 آیت الله مصباح استفاده کنید.


    ..............................................حق یارتان .........................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۱/۱۱ در ساعت ۲۲:۰۲


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «عوالم جهان خلقت» در تفسير(انا لله وانا اليه راجعون) به نظر بعضي گردونه اي است از هفت عالم که هر انساني اين هفت عالم را طي مي نمايد.
    در کتاب رياض الانس جلد دوم ص3 اقاليم سبعه ذکر شده به اين ترتيب: اقليم ذر،اقليم صلب وترائب،اقليم رحم، اقليم فلک دنيوي، اقليم برزخ، اقليم محشر و قيامت، اقليم جنت.
    اما اين هفت اقليم يا عالم به نظرکمترين مي رسد عبارت باشند از:
    انا لله (همه از اوييم)







    وسپس (انا اليه راجعون.)

    خصوصيات هفت اقليم:
    اقليم (عالم) ذر: عالم آگاهي ودانش است. همراه با حق انتخاب. البته در اين عالم هوس و خواسته نيست. دنياي تصرف عقل است. به دو دليل:


    اقليم (عالم) رحم : عالم رحم حائلي است بين دنياي مادي وعالم ذر. در اين عالم به انسان فراموشي دست ميدهد. هرچه در عالم ذرآموخته فراموش مي کند. تاثيرات محيط و يادگيري شروع مي شود. عالم رحم طبق صريح آيه قران که مي فرمايد" فجعلناه سميعا بصيرا" عالم شنوايي وبينايي است. امروزه درروانشناسي يادگيري و روانشناسي جنين اين مسئله بينا و شنوا بودن کودک در عالمرحم اثبات شده است.
    اقليم (عالم) فلک دوار(دنياي خاک): دراين عالم غلبه با احساس است. دنياي خاکي که خواسته ها حاکميت دارد. علم، دين مي تواند ابزاري باشد وهم در راستاي هوسها وخواسته ها حرکت کند. عقل در تعارض با هوسها است. گاهي تاييد و گاهي آنرا رد مي کند. علم آموزي و تفکردوابزاربسيارعالي در حرکت به سوي تکامل است. حق انتخاب در مسير رشد از حقوق اوليه انسان است و اجبار او را پرخاشگرمي سازد. هرچه بخواهد انسان مي تواند انجام دهد. مهلت هرکس به اندازه طول عمر اودردنيا است. همه بيماري ها را مي تواند علاج کند، حتي پيري را، ولي از مرگ گريزي نيست. اين عالم، عالم کشف وشکوفايي استعداد است. ولي نمي توان استعداد را توليد کرد. محيط ، وراثت و يادگيري شما را در کشف و شکوفايي استعداد ياري مي رساند.


    1- عالم ذر (عالم خلقت اوليه) 1- اينکه در آيه الست انسان مورد سوال قرار مي گيرد، و پاسخ مي دهد "قالوا بلي اسلمنا" پذيرش و تسليم دال بر آگاهي و حق انتخاب است. تمکين همه انسانها نشان دهنده اين است که هوس و خواسته نفساني نبوده است. به همين خاطر همه تسليم شدند و کسي اعتراض نکرد. 2- عالم رحم ( عالم خلق جسم خاکي و فراموشي از قبل) 3- عالم خاک (عالم حيات مادي) 4- عالم برزخ (عالم حائل با يوم الحشر) 5- عالم حشر(عالم پاسخ گويي) 6- عالم دوزخ (که حد اقلش پل صراط) 7- عالم بهشت (عالم قرب الي الله) 2- اينکه در آيه عهد خداوند در عالم ذر پيمان گرفت تا انسان شيطان را عبادت نکند که اون شيطان دشمن آشکار انسان است. ما مي دانيم که عهد و پيمان بايد همراه با دانايي و آزادي در انتخاب باشد. معلوم مي شود آنجا که شهيد مطهري دررابه با آيه امانت سخن ميگويد مسئله بر مي گردد به شروع خلقت که امانت حق انتخاب را اول آدم گرفت سپس عهد بست و تسليم شد.



    .......................................... حق یارتان ...................................


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام لقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه
    وتشکر از دوست گرامی گمنام بزرگوارلقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه

    البته بنده هم قصد داشتم بسیار مختصر در مورد عالم ذر در این پست توضیح بدهم که دوست بزرگوار زحمت ان را کشیدند
    فقط برای تکمیل گفته ی ایشان اشاره ای کوتاه رالازم میدانم وان این است که عالم ذربا احتمال وجودهم به عالمی در«رتبه ی» ونه در (درجه ی) قبل از عالم موجودیت انسان قرار دارد وچون انسان فطرتا" راه کمال را فقط میتواند بپیماید و فقط فطرتا" میتواند مسیر روبرو یا مقابل را بپیماید ( صراط المستقیم ) و حضور در رتبه ی قبل هم نیازمند باز گشت فطری به عقب است پس در بحث ما فعلا" جایگاهی ندارد
    البته انسان بر خلاف فطرتش میتواند از شیطان پیروی کند و دچار خسران شود اما شیطان هم نمیتواند انسان را در امور فطری در هیچ جایگاهی مستقر ویا واردش کند
    از طرفی مسیر فطری خود؛ همیشه رو به کمال است وباز گشت و ورود به عالم اولیه « ذر» برای انسان ممکن نیست که البته این خود بحث علمی مفصلی را میطلبد گه در جای خو د به طور کامل ومستدل بیان شده .

    در مورد ایه ای که دوست گرامی در باره ی عالم « ذر» از ان بهره بردند باید مطلب کوتاهی را پیوست کنم که در جایی از بحث اتی مورد استفاده است

    در این ایه سخن از یک پیمان وعهد و میثاق به میان امده که خداوند از انسانها گرفته . در ایه ی172سوره ی اعراف چنین امده که در (عالم ذر) از حقیقت انسان پرسیده میشود:
    الست بربکم وان« حقیقت انسانی» با زبان اعتقادی و رفتار حقیقی میگوید بلی شهدنا که اکثریت علماء از ان به اقرار« وجود حقیقی انسان» ویا «روح» به وحدانیت خداوند یاد کرده اند.
    از طرفی عده ای از علماء طبق احادیث و روایاتی عالم ذر را عالم استعدادها و به زبان ساده تر امروزی برنامه ریزی فطری انسان تعبیرمی کنند .
    واین حقیقت فطری در زمان انعقاد نطفه (وقوع انسان) در حقیقت انسان =«فطرت» انسان ودر واقعیت انسان =«عقل وخرد انسان» به صورت یک حقیقت خود اگاه قرار میگیرد
    پس از وقوع تولد شخص ودر مراحل رشد بدنی وشخصیتی فرد این حقایق بر نشانه ها و واقعیات مادی منطبق شده وبا استدلال سالم وبه دور از اشفتگی و الودگی ذهنی و دید گاهی به یگانگی وسایر صفات خداوندی شهادت میدهدوالست بربکم و بلی شهدنا در فطرت انسان خودنمایی میکند گر چه گاهی فطرت انسانی در پس پرده هایی از حجاب قرار میگیرد که بلی شهدنا را فراموش میکند واین اغاز شقاوت وبدبختی است برای انکه از اصل فطری خود جدا میافتد

    ..................................... حق یارتانلقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه.......................................



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم لقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه

    گفتیم که از عالم ذر در مورد بحثمان فقط پذیرش یکتایی خداوند وبستن عهد و پیمان بر سر این موضوع از طرف انسان با خداوندمرتبط میباشد . اما اینجا یک سوال مطرح میشود وان اینکه خداوند در قران میفرماید الست به ربکم و حقیقت انسان پاسخ میدهد بلی شهدنا

    و در ایاتی دیگر نیز خداوند میفرماید :
    یا بنی اسرائیل اذکرو نعمتی التی..................... واوفو بعهدی واوف بعهدکم........ « سوره ی بقره ایه ی40 »

    ماهیت این عهد و پیمان اقرار به یگانگی خداست اما اولا" هویت این عهدو پیمان چیست ثانیا" طرف واقعی این عهد و پیمان کیست؟ اگر به همین بسنده کنیم که خداوند مطلق طرفیت این عهد با انسان است که جای بحثهای طویل دارد

    از طرفی طرح این مطالب در قران کریم هم که برخی انها را ایات ی ناقض میدانند مثل ایه ی 6 سوره ی نساء که دران ابتدا خداوند میفرماید « کفی بالله حسیبا" » (خداوند برای حسابرسی کافی است ) ودر ایه ای دیگر( ایه ی13و14 سوره ی اسراء) میفرماید « ..... وبه او میگوییم کتابت را بخوان!کافی است امروز خود حسابگر خویش باشی» یعنی نفس ادمی را برای حسابر سی کافی میداند.و علی اظاهر با کفی بالله حسیبا" در تناقض میباشد
    همچنین نقش پیامبر(ص) به واسطه ا ی میان خداوند و انسانیت که نقشی معنوی - اعتقادی - عملی وسرمدی است. ازطرفی پیامبر (ص) پدر معنوی مسلمانان است وهدایت معنوی انسانها ؛که فقط خاص معصومان است را بر عهده دارد . با تبیین قران ووحی نقش معمار اعتقادی مسلمانان و با طرح بحث خاتمیتش نقش معمار اعتقادی انسانیت را دارد وبا
    تشریح احکام شرع نقش طراح داخلی برای موضوع انسانیت را دارا است .که برنامه ی عملی انسان در چندحوزه ی ارتباطی را (ارتباط انسان با خدا - ارتباط انسان با خودش _ ارتباط انسان با اجتماعش و ارتباط انسان با جهان هستی ) را در چار چوب شرع تبین میکند و این برنامه ها مجموعه ای از بعد مادی و بعد معنوی انسان را در بر میگیرد.
    اما نقش سرمدی پیامبر (ص) نقشی است که در قیامت دارا است و برای گروهی از امت خود اجازه ی شفاعت دارد . اما ایا این نقش سرمدی وشفاعت تنها مخصوص قیامت است ؟ یادر این دنیا نیز پیامبر(ص)اجازه ی شفاعت دارند ؟ که البته اگر بخواهیم گواهان بر این عهد وپیمان را نیز وارد بحث کنیم وجود مبارک ونورانی پیامبر(ص) اولین و برترین شاهد از جنس خود انسان میباشد. که وکیل انسانیت است .
    و او خارق بود واز عوالم ماده بر اموری تسلط داشت که علی الظاهر از حیطه ی عمل مادی انسانی خارج بود .وپس از ایشان نیز ائمه یمعصومین حتی پس از رحلت نیز بارز کراماتی از خرق عادت مادی بوده اند که بنده خود شاهد عینی یکی از این موارد در مشهد مقدس بوده ام و همچنین یکی از ارامنه نیز وقوع این خرق که از ان به معجرات این معصومین تعبیر میشود .

    که البته تفاوت ماهیتی است میان معجزه - کرامات - و خرق

    به هر حال تکلیف انسان در عالم ماده و جهان هستی روشن شده وان
    نیز اقرار به توحید ذاتی و در پی ان پذیرش نور حق و نور رسالت و نور شریعت
    است .

    این یک برنامه ی تعیین شده برای انسان است که تا به این انوار مجهز نشده انچه از توصیف معرفت دارد فقط وهم است و خیالات واهی

    در قران کریم نیز برای موجودیت ارتباط با عالم غیب ( متا فیزیک) مراحل مختلفی ذکر شده عبارت است از وحی - شهود- ا لهام - رویا - که در بحث اتی با استفاده از ایات قران کریم به این مراتب میپردازیم تا به ظرفیتهای پذیرنده ی این مراتب هم بعد از ان مورد بررسی قرار گیرد تا بعد هم ارتباط بحث این پست و ومراتب بعدی بیان شود.

    .........................................حق یارتان لقاءالله فی قلوب المطهرة یا ملاقات با خدا در دلهای پاکیزه.................................................. .

    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۱/۱۵ در ساعت ۲۳:۰۴

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود