جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا فرزندان باید از ولایت پدر برخوردار باشند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    چرا فرزندان باید از ولایت پدر برخوردار باشند؟




    هو الباقی

    اذن پدر



    جامعه اسلامی برخلاف جوامع دیگر از پیوندهای خانوادگی عمیقی برخوردار می باشد. در یک جامعه اسلامی فرزند موظف به رعایت حقوق والدین و والدین موظف به رعایت حقوق فرزندان می باشند. و البته وظیفه والدین سنگین تر و از حساسیت بالایی برخوردار است. پدر به عنوان ولیّ و سرپرست باید صلاح فرزند خویش را مدّ نظر داشته باشد و از هیچ اقدامی در جهت بهبود زندگی او کوتاهی نکند.

    اما سؤال مهمی که در اینجا مطرح می شود این است که : چرا فرزندان باید از ولایت پدر برخوردار باشند؟ آیا این ولایت با حق آزادی هر فرد برای زیستن تناقض ندارد؟ حدّ و حدود این ولایت تا کجاست؟
    بعضی از دختران جوان به دلایل متفاوتی از مسیر طبیعی زندگی خود خارج شده و به راه هایی قدم می گذارند که عاقبت خوشی در انتظار آنها نیست. این دسته از دختران به دوستی با جنس مخالف کشیده شده و دچار دلدادگی های نافرجام می شوند. و اگر این ارتباط بالا بگیرد و آنها خواستار ازدواج با هم شوند، با مشکل جدّی مواجه خواهند شد و آن عدم رضایت پدر به این پیوند است.
    معمولاً پدر و حتی مادر به این امر رضایت نخواهند داد و با تکیه بر تجربه خویش از آن جلوگیری خواهند کرد. اما در طرف دیگر دل آشوب زده دختر چنان شیفته است که اندک مخالفتی را از جانب آنها دشمنی و بهانه گیری می پندارد. و اگر بداند که چه کسی این حق را برای پدر قرار داده، از او کینه به دل خواهد گرفت؛ خواه قانون باشد خواه احکام اسلام.

    ادامه دارد .....



    ویرایش توسط حکمتی فرد : ۱۳۸۹/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۵:۲۴

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    حقیقت آن است که اکثر فقهاء، اذن پدر را برای دختر بالغ و رشید که مصلحت خود را تشخیص می دهد شرط نمی دانند، اگر چه آن دختر باکره باشد. پس از نظر شرعی هیچ اشکالی ندارد که دختری بدون اجازه پدر برای ازدواج اقدام کند. اما چنین دختری باید بداند که در صورت ازدواج به این نحو، منتظر هیچ حمایتی از جانب خانواده نباشد. حمایتی که از خیلی چیزها در زندگی واجب تر است. شاید در اوائل زندگی، دختر چندان احساس نیازی به این حمایتها نداشته باشد و با توجه به فوران احساساتی که دچارش شده، خود را بی نیاز از آن ببیند ولی بعد از گذشت مدتی خواهد دانست که زندگی بدون عنایت و توجه والدین مشکلاتی را به همراه خواهد داشت.

    اگر روی صحبت ما با دختران است به این خاطر می باشد که آنها روحیه ای بسیار شکننده و حساس دارند و به خاطر همین اگر روزی در زندگی مشترک شکست بخورند و از جانب خانواده حمایت نشوند عرصه بر آنها تنگ خواهد شد و آینده آنها را تهدید خواهد کرد.

    اما پسرها که نوعاً از استقلال طلبی برخوردارند و از لحاظ اجتماعی با مشکلات یک زن مطلقه مواجه نیستند، و می توانند تا حدودی طاقت بیاورند. گرچه پسر نیز باید در این امر دقت کند و کاری نکند که حمایت والدین را از دست بدهد. چون هر چه باشد انسان است و جوان. جوانی که هنوز سرد و گرم روزگار را به طور کامل نچشیده و چنین شکستی برای او به مرگ شبیه تر است.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    بنابراین احتیاط هم برای دختر و هم برای پسر شرط عقل است. آنها بایستی دست به یک مبارزه بزنند؛ مبارزه ای سخت. دختر و پسری که به اشتباه طرح دوستی ریخته اند و آنچنان پیش رفته اند که قلبها توان جدایی از یکدیگر را ندارند باید خود را مجبور کنند که دست از این شور و احساس غیر منطقی بردارند. چرا که یک طرف، عشق و عاقبتی مبهم در پیش روست و در طرف دیگر عقل و آینده ای روشن؛ در حالی که انسان زیرک دومی را بر می گزیند و عطای محبتهای آنچنانی را به لقایش می بخشد.

    مطلبی که در اینجا باید بگوییم این است که یک دختر ۱۸ یا ۱۹ ساله چه نیازی به اذن پدر دارد؟ دختر تحصیل کرده که قطعاً معلومات وی صدها پلّه از والدینش بیشتر است و به قول معروف دختر امروزی است به چه دلیل باید با اذن پدرش ازدواج نماید؟

    چرا قانون، اذن پدر را برای دخترها شرط کرده است؟

    در مرحله اول وقتی با این مطلب رو به رو می شویم آن را یک روند ظالمانه و اجباری می یابیم. گویا این قانون قصد محصور کردن دختران را دارد و می خواهد نعمت آزادی در انتخاب همسر را از آنها بگیرد.

    اما با توجه به دو نکته، نظر ما نسبت به این قانون مثبت خواهد شد و آن را به هیچ وجه مانع آزادی دختر نمی بینیم.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    نکته اول اینکه: برنامه های اسلام با هم هماهنگ است و این هماهنگی به اندازه ای است که در صورت عمل نکردن به یکی از آنها به اثر مطلوب و مورد نظر نخواهیم رسید. به عنوان مثال اگر کسی از مال حرام انفاق کند هرگز از او قبول نخواهد شد چرا که یک فرد مسلمان هم باید انفاق کند و هم نباید حرام خوری کند و یا کسی که دینی بر گردن دارد و موعد آن در وقت نماز سر رسید، حق ندارد به نماز بایستد بلکه اول باید طلب خود را بپردازد و بعد به نماز بایستد مگر آنکه وقت نماز تنگ باشد. این مثالها و صدها مثال دیگر از پیوستگی وثیق و عمیق احکام اسلام خبر می دهد که همین هماهنگی و ارتباط، در بحث ما نیز مطرح می شود.

    از روایات و مضامین آنها می فهمیم که دین ما بر ازدواج در سنین پایین و اوان بلوغ تأکید دارد. و برخی از احکام دیگر مثل اذن پدر را بر آن مترتب کرده است. یعنی اگر دختری طبق دستور دین، در سنین آغازین بلوغ ازدواج کند، با مشکلی به نام اذن پدر مواجه نمی شود.

    چه آنکه دختر در این سنین هرگز به فکر مخالفت با پدر نیست و اصلاً کار او به دوستیهای آنچنانی منجر نشده تا بخواهد با مخالفت پدر مواجه شود. در حالیکه شخصیت دختر جوان که سالها از بلوغ او می گذرد و برای جلب محبت چاره ای جز ارتباطهای دوستانه نداشته است، به طور کامل شکل گرفته. از همین رو با والدین خود در موارد متعدد اختلاف سلیقه پیدا می کند که گاهی همراه با مقابله و ستیز می باشد.

    پس اگر دختر، اذن پدر را مانع می داند به جهت تأخیر در ازدواج است که موجب افزایش سنّ او شده و دوست دارد کسی مانع نباشد. و اگر همین شخص در وقت خودش ازدواج می کرد، اذن پدر را نوعی حمایت می دید و به جای ناراحتی از شرطیّت اذن، از دخالت نکردن و شرط نبودن اذن پدر ناراحت می شد.

    بنابراین از ماست که برماست؛ خودمان با تأخیر انداختن ازدواج فرزندمان، اسباب رویارویی او با خانواده را فراهم کرده ایم. به علاوه باعث ایجاد کدورت و از بین رفتن فضای صمیمی خانه گشته ایم.

    اما در مورد اینکه تقصیر بر عهده چه کسی می باشد باید گفت: در این ماجرا، هم والدین مقصر هستند و هم فرزند؛ والدین مقصرند چون که دختر خویش را در زمانی که باید ازدواج می کرده، به خانه بخت نفرستاده اند و در نتیجه در سنین جوانی با آنها به مخالفت برخاسته، و همچنین دختر مقصّر است چون بدون اینکه به فکر عواقب ازدواجِ بدون اذن باشد، بر آن اصرار ورزیده است.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    و اما نکته دوم:
    این قانون که جزء قوانین مدنی کشور می باشد از ناحیه اندیشمندان و جامعه شناسان صادر گردیده است. بنابراین آن را مطلق نگذاشته اند و با تبصره ای محدود نموده اند. در تبصره این قانون می خوانیم که : اگر دختری به ازدواج با پسری اصرار می ورزید ولی پدر با آن مخالفت می کرد باید دید که مخالفت پدر از روی صلاحدید است یا نه. اگر واقعاً مصلحت فرزند خویش را در نظر داشته باشد، حق با اوست و اگر این گونه نباشد، دختر می تواند با مراجعه به محاکم قضایی، مشکل اذن پدر را حل کند. پس این قانون در صدد سلب آزادی دختران نمی باشد و هدف ایجاد زندگی سالم و پایدار برای جوان است.

    منبع:http://fekrejavan.ir/1177.html
    نویسنده: سخن آشنا


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    138
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب حكمتي فرد يك سوال.چرا هميشه ميگين عشقهايي كه به وجود ميان همه اشتباهن و مايه تباهي و پشيماني؟
    تا شقايق هست زندگي بايد....


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود