صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خاطره دختر 19 ساله ؛ قابل توجه دختران جوان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    خاطره دختر 19 ساله ؛ قابل توجه دختران جوان




    هو الباقی

    خاطره دختر 19 ساله:من حالا يک هروئيني کثيف و آلوده دامن هستم

    دختري نوزده ساله هستم که نقطه انحراف من از بي تقوايي و بي عقلي و چشم چراني شروع شد که سرانجام آن بسي زندگي تلخ و ناگوار بود.

    تابستان سال ?? بود که بيچارگي من شروع شد و در دام شيطان افتادم و به طوري غوطه ور شدم که نتوانستم خود را نجات دهم.

    در آن سال به سفر شمال رفته بوديم مثل پرنده اي آزاد بودم و همانند برخي از دختران بي بند و بار چشم در جستجوي چشمي بود که با محبت به من نگاه کند.

    در يک مهماني جواني نظرم را به خود جلب کرد من دايم به او نگاه مي کردم او هم مرتب چشم به من دوخته بود. فرصت را از دست نداده و آشنايي با من شروع شد و من با همين آشنايي پنهاني، زندگي آينده ام را تباه نمودمو چند روزي از دوستي ما نگذشته بود او به گونه اي باور نکردني اعتماد و اطمينان مرا جلب کرده بود و به طوري وابسته او شده بودم که اگر دقيقه اي از او دور بودم مي خواستم برايش بميرم.

    بعد از ظهر يک روز داغ که با هم قدم مي زديم، از بي خوابيهاي شبانه ام که بر اثر هيجانات خيال بود. براي او حرف زدم و او با مهرباني بسيار گوش داد. وقتي سخنانم تمام شد، چند قرص سفيد از جيبش در آورد و با لحن بي تفاوتي گفت:
    من هم گاهي دچار بي خوابي ميشوم، اما اين قرصها نجاتم مي دهد. سپس چند قرص در دست من گذاشت و خواست که امتحان کنم. شباهنگام که دوباره بي خوابي به سرم زد يکي از قرصها را خوردم و اين آغاز اعتياد من بود.

    بعد از آن به تهران آمديم و دوستي من و او که خيال مي کردم فرشته اي است همچنان ادامه داشت. شبي در تهران بوديم، او سيگاري آتش زد و به من داد که با زبان کشيدنش خود را بر فراز ابرهاي آسمان ديدم وقتي به خود آمدم دامن عفتم را آلوده يافتم ديگر تمام شده بود.

    من دروازه هاي سعادت را به روي خود بسته و گرفتار شده بودم. چرا خلاصه نکنم من حالا يک هروئيني کثيف و آلوده دامن هستم. اکنون براي اندکي هروئين، ننگ خود فروشي را به تن تباه شده ام زده ام.

    اين نامه را براي جلب ترحم و دلسوزي شما ننوشتم زيرا خود را لايق آن نميدانم اما مي خواهم دختران ساده لوح مثل من صدايم را بشنوند و قصه زندگي ويران شده ام را بخوانند.

    اما هرگز برايم اشک نريزند. من حتي لياقت غمخواري را هم ندارم، و مي خواهم به آنها بگويم که چشم خويش را پاک نگه دارند. و از معاشرتهاي ناسالم بپرهيزند و از جاده عفاف و پرهيزگاري دور نروند که به جنگان شيطانهاي انسان نما گرفتار خواهند شد.

    منبع: http://rasekhoon.wordpress.com/2009/09/18/rasekhoon-35/
    نویسنده: MaSoOmI





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    540
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    دنیا پر از گرگه. گرگر نباش ولی چوپان باش. و بدان که همیشه پادزهر وجود داره مگر برای مرگ.

    من برام سوالی پیش اومده : جدا افرادی هستند که اینجوری فریب بخورند یا اینها همه تخیلی و تنها برای هشداره؟
    ویرایش توسط ستايشگر : ۱۳۸۹/۰۱/۱۵ در ساعت ۰۰:۱۷
    هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداوند یکتاست. کهکشانها و ستارگان مظهر قدرت اویند. همه فانیند و تنها خداست که می ماند.

    حق با علی است و علی با حق.( پیامبر مهربانی ها (ص) )

    دانش اگر چه در ثریا باشد ، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. ( پیامبر خوبی ها (ص))

    نه تنها جزایر سه گانه بلکه از غرب چین تا شرق مدیترانه ، از جنوب سیبری تا شمال صحرای عربستان از دیرباز مرزهای ایران بزرگ قرار دارد. و در آخر تمامی فرزندان به مادر خود می پیوندند.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    عجب
    عجب
    عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
    دل از غمت دیوانه شد .... در اتشی جانانه شد
    با اشک من میخوانمت .... اشک گوهردوردانه شد

    شعر از جناب بزمی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    695
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 روز 2 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2041
    آپلود
    0
    گالری
    1





    ناراحت شدم

    آخه چرا؟

    چرا بعضی ها با هم این کارارو می کنند؟

    اسم اون پسر رو چی می شه گذاشت؟

    آیا اون یه انسانه؟

    آیا اون یه انسانه که زندگی شیرین دختری رو به تباهی کشید؟

    حیوان پیشش شرافت داره.

    خدا لعنت کنه این جور آدمارو.

    برای پدر مادر پسر متاسفم که چنین ننگی رو وارد جامعه کردند.
    دنیا محل ویرانیه،
    اگه می خوای از نابودی زندگیت توسط قانون و هم عشق جلوگیری کنی،
    باید یاد بگیری احساساتت رو کنترل کنی.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    خوبید همگی
    دوستان یه چیز مهم بگم:
    این نوشته از خود حکیمی فرد بنده خدا نیستش اگه توجه کنید زیرش ادرش و نویسنده رو نوشته.

    همینو میخواستم بگم اشتباه نشه.
    دل از غمت دیوانه شد .... در اتشی جانانه شد
    با اشک من میخوانمت .... اشک گوهردوردانه شد

    شعر از جناب بزمی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286




    نمیدونم چی بگم
    ولی همینو میگم که خدا همه مونو به راه راست هدایت کنه....


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,447
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    69



    نقل قول نوشته اصلی توسط افتابگردان نمایش پست
    سلام
    خوبید همگی
    دوستان یه چیز مهم بگم:
    این نوشته از خود حکیمی فرد بنده خدا نیستش اگه توجه کنید زیرش ادرش و نویسنده رو نوشته.

    همینو میخواستم بگم اشتباه نشه.
    به نام خدا
    ضمن تشکر از شما دوست عزیز بلی جناب آقای حکمتی فرد همیشه از این لطف ها در حق کاربران این فروم می کند و این مطالب ارزنده را در اختیار کاربران می گذارند
    واقعا دستشان درد نکند
    مسابقه قرآني براي كانوني ها


    ▌▬◄جام حذفی کانون گفتمان قرآن►▬▐



    منتظر حضور گرمتان هستيم...


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جوانان چرا ... ؟؟ همچنان ادامه دارد .


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    57
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به همگی من که خیلی ترسیدم ان شاءالله دیگه چنین چیزی اتفاق نیفته برای اون دوست عزیز هم دعا می کنم ان شاءالله خدا همه ما رو هدایت کنه


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم



    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود