صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مور وسليمان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155

    مور وسليمان




    بنام خدا سلام دوستان قراني.داستان مورچه وسليمان براي همه ما اشناست .بخصوص با شعر هاي پروين اعتصامي.ولي در اينجا يك سؤال قراني دارم وان اينك وقتي رئيس مورچه هادر سوره اي بنام خوشون گفت:...يا ايها النمل الدخلوا مسكنكم لايحطمنكم سليمن وجنوده وهم لايشعرون 18فتبسم سليمن ضاحكا.....وسليمان چنان خنديد كه دندوناش هم ديده شد.حال سليمان به كوچكي مورچه كه درمقابل ان جاه وجبروت حضرتش او و لشگرش رانادان خطاب كرد خنديد ؟يابه كوچكي خودش درمقابل مديريت بي نقص مورچه اي دانا خنديد ؟ودر ثاني مگر پيغام مورچه ودستور ان به گروهش خنده دار بود؟!
    ویرایش توسط belher2 : ۱۳۸۹/۰۱/۱۸ در ساعت ۰۸:۰۷
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    به نظر من حضرت سلیمان از سخن مورچه تبسم کرد ..!!

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    در اينكه چه چيز سبب خنده سليمان شد مفسران سخنان گوناگوني دارند: ظاهر اين است كه نفس اين قضيه مطلب عجيبي بود كه مورچه اي همنوعان خود را از لشكر عظيم سليمان بر حذر دارد و آنها را به عدم توجه نسبت دهد، اين امر عجيب سبب خنده سليمان شد.
    برخي هم گفتن كه خنده سليمان از اين واقعيت بود كه مورچگاه به دادگري او پي برده بودند.

    بعضي گفته اند شادي او از اين جهت بود كه خداوند چنين قدرتي به او داده بود كه در عين شور و هيجان عظيم لشكر از صداي مورچه ايي نيز غافل نمي ماند.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۹/۰۱/۱۶ در ساعت ۱۴:۴۹


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَی وَعَلَى وَالِدَی وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِكَ فِی عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ«19»
    [سلیمان] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افکن تا نعمتی را که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته‏ای سپاس بگزارم و به کار شایسته‏ای که آن را می‏پسندی بپردازم و مرا به رحمت‏خویش در میان بندگان شایسته‏ات داخل کن

    با سلام :

    خنده سلیمان از این جهت بوده که متوجه شده آن مورچه با همه کوچکی میفهمد که انسان ناسپاس است و چون به قدرت میرسد اصل خود را فراموش کرده به زیر پای خود توجه نمیکند لذا از خدا میخواهد که در دل او بیندازد تا هیچگاه خود را گم نکرده به اصل بنیانش توجه داشته و اسیر قدرت نشود .
    خدایا مرا آن ده که آن به

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آورده اند كه چون حضرت سلیمان(ع) تخت خود را به وادی نمل برد، از موری نصیحت خواست كه در دنیا به آن عمل آورد.
    مور عرض كرد: ای پیغمبر خدا! در این دنیا این تخت و جاه و ملك از كجا به تو رسیده؟
    فرمود از پدرم.
    مور عرض كرد: همین نصیحت توست. بدانكه از تو هم به دیگری رسد و با تو نخواهد ماند.
    آنگاه سلیمان به سرنوشت خود خندید.


    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    نقل قول نوشته اصلی توسط belher2 نمایش پست
    بنام خدا سلام دوستان قراني.داستان مورچه وسليمان براي همه ما اشناست .بخصوص با شعر هاي پروين اعتصامي.ولي در اينجا يك سؤال قراني دارم وان اينك وقتي رئيس مورچه هادر سوره اي بنام خوشون گفت:...يا ايها النمل الدخلوا مسكنكم لايحطمنكم سليمن وجنوده وهم لايشعرون 18فتبسم سليمن ضاحكا.....وسليمان چنان خنديد كه دندوناش هم ديده شد.حال سليمان به كوچكي مورچه كه درمقابل ان جاه وجبروت حضرتش اوولشگرش رانادان خطاب كرد خنديد ؟يابه كوچكي خودش درمقابل مديريت بي نقص مورچه اي دانا خنديد ؟ودر ثاني مگر پيغام مورچه ودستور ان به گروهش خنده دار بود؟!
    با تشكر از مطالب ارزنده دوستان گرامي.با توجه به اينكه حضرت سليمان .پادشاهي مقتدر بود .نظم وانضباط وكلام موجودات وگفتارشان را با ريز بيني ودقت گوش مي كردوخنده انحضرت بايد دليلي كافي داشته باشد.ضمن اينكه به راحتي ازجسارت كلامي مورچه اي انهم درحضور خيل عظيمي از مورچگان كه به نحوي جزء رعايا و شهروندان ملك سليمان بودند .با خنده اي كه از سوي وي پايان يابد .باتدبير جهانداري اندكي منا فات دارد.بنابر اين سليماني كه بخاطر غيبت هدهد تصميم شكنجه سختي برايش مي گيرد. اين احتمال قوت مي يابدكه حتما او از مورچه در مورد جسارتش توضيح ميخواهد.ضمن اينكه مورچه نيز ميداند در حضور سليمان اينچنين بي مهابا سخن راندن عواقبي دارد .بنا براين حتما جوابي محكم دارد(سخن مستانه ميگويد...ولي هشيار مي گردد) كه ما دنبال ان دليل ها هستيم...
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    نقل قول نوشته اصلی توسط belher2 نمایش پست
    با تشكر از مطالب ارزنده دوستان گرامي.با توجه به اينكه حضرت سليمان .پادشاهي مقتدري بود .نظم وانضباط وكلام موجودات وگفتارشان را با ريز بيني ودقت گوش مي كرد.خنده انحضرت بايد دليلي كافي داشته باشد.ضمن اينكه به راحتي ازجسارت كلامي مورچه اي انهم درحضور خيل عظيمي از مورچگان كه به نحوي جزء رعايا و شهروندان ملك سليمان بودند .با خنده اي كه از سوي وي پايان يابد .باتدبير جهانداري اندكي منا فات دارد.بنابر اين سليماني كه بخاطر غيبت هدهد تصميم شكنجه سختي برايش مي گيرد. اين احتمال قوت مي يابدكه حتما او از مورچه در مورد جسارتش توضيح ميخواهد.ضمن اينكه مورچه نيز ميداند در حضور سليمان اينچنين بي مهابا سخن راندن عواقبي دارد .بنا براين حتما جوابي محكم دارد(سخن مستانه ميگويد...ولي هشيار مي گردد) كه ما دنبال ان دليل ها هستيم...


    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لبخند سلیمان




    سلام به همه دوستان
    خوشحالم از این که برخی از دوستان اونقدر در غور حقایق و مفاهیم تاریخی قران موفقن که به موضوعات ریزی همچون لبخند سلیمان بر مور می رسن. این که چرا حضرت سلیمان خندید، یک سئوال مبهمه. اگه همینطوری سئوال بشه، میشه گفت: خوب، خندید، مگه خنده بده. اونوقت، ممکنه برخی ذهنها به این بره که معلومه دیگه، این خنده یک سبک شمردن این حادثه یا بی اهمیت گرفتن حرف مورچه یا خنده از روی غرور یا مسخره گرفتن کار مورچه هستش. این گونه افکار کلا غلطه. به دلیل این که این جور ادما انگار فراموش کردن که حضرت سلیمان اول از همه یک پیامبر خدا بوده بعدش یک فرمانروا.یعنی پیامبری که فرمانروا هم بود. ساحت یک پیامبر مبراست از نسبت دادن اموری نادرستی از این دست که گفته شده. پس خنده حضرت سلیمان (علی نبینا و آله و علیه السلام) یک حرکت پنداموزانه و حکیمانه بود. خوب، فکر کنید اگه یک پیامبر به یک حرفی حکیمانه از یک مورچه برسه، چه برداشتی خواهد داشت. مسلما به حکمتهای فراوانی خواهد رسید که اکثرش از دست رس معرفت ما خارجه.
    حالا، با توجه به پیامبر بودن حضرت سلیمان و حکیمانه بودن سخن مور، از خودتون بپرسید که لبخند سلیمان بر چه چیزی بوده.
    اگر حالت تمسخر و سبک شمردن و برخی امور نادرست دیگه خارج از ساحت پاک یک پیامبر هستش، پس پایین ترین حالت این خنده این بوده که از روی خوشرویی بوده، خوشرویی به روی کسی که پندی رو به ادم متذکر میشه. چرا این حرف رو میزنم. اگه خوب توجه کنید مور به حضرت سلیمان و جنودش نسبت جهول میده. حالا لشکر آن حضرت ادمای عادی بودن که این نسبت چندان نا روا نیست اما نسبت دادن این صفت به یک پیامبر،یک امر ناروا است. اما باز حضرت سلیمان با خوشرویی با این امر برخورد میکنه به طوری که قران با فتبسم ضاحکا، به اون اشاره میکنه. و همه ما میدونیم که این یکی از صفات بزرگانه که با مسئله پنداموز با خوشرویی برخورد میکنند گرچه خودشان از بزرگانن و ساحتشون پاکتر از اونیه که ممکنه دیگران به اونا نسبت بدن. پس اولین و اموزنده ترین حالت موجود در اون لبخند، همینه که از روی خوشرویی بوده. چه کسی خوشروتر و متواضع تر از پیامبرانن؟!! و همه میدونیم که خنده یکی از اثار خوشروییه.
    دیگه بقیه حکمتها بمونه در جایگاه خودش.


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    سلام در فرماشات دوستم روشنائي چند نكته در مورد مسئله مور وسليمان ديدم.اول اينكه هر فرمانروائي بدنسيت.واحتمال دارد شآن يك فرمانرواي عادل ار شآن يك پيامبر(سواي پيامبران اولوالعزم كه درجه امامت دارند)بالاتر باشد.ضمن اينكه فرمانرواي مطلق خداست.در مرحله بعد اگر خنده حضرت سليمان(ع) اهميت نداشت .در جمله قيد تآكيد بكار نمي رفت.كه علماي فن كلام از اين مسئله اگاهند.واينكه تبسم حضرت سليمان را باري تعالي با قيد ضاحكا مشخص فرموده حتما تآكيد بران شده است.واز همه مهم تر اين خنده اي است كه در مقابل جسارت يك مورچه كه صفت لايشعرون به انحضرت ولشگريانش نسبت داده انجام گرفته است.حتما مورچه توضيحي براي جمله خود بايد داشته باشد...كه باعث تبسمي اينچنين شود...
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    نقل قول نوشته اصلی توسط belher2 نمایش پست
    سلام در فرماشات دوستم روشنائي چند نكته در مورد مسئله مور وسليمان ديدم.اول اينكه هر فرمانروائي بدنسيت.واحتمال دارد شآن يك فرمانرواي عادل ار شآن يك پيامبر(سواي پيامبران اولوالعزم كه درجه امامت دارند)بالاتر باشد.ضمن اينكه فرمانرواي مطلق خداست.در مرحله بعد اگر خنده حضرت سليمان(ع) اهميت نداشت .در جمله قيد تآكيد بكار نمي رفت.كه علماي فن كلام از اين مسئله اگاهند.واينكه تبسم حضرت سليمان را باري تعالي با قيد ضاحكا مشخص فرموده حتما تآكيد بران شده است.واز همه مهم تر اين خنده اي است كه در مقابل جسارت يك مورچه كه صفت لايشعرون به انحضرت ولشگريانش نسبت داده انجام گرفته است.حتما مورچه توضيحي براي جمله خود بايد داشته باشد...كه باعث تبسمي اينچنين شود...

    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود