صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا آفريدگار هم آفريدگاري دارد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    56
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا آفريدگار هم آفريدگاري دارد ؟




    « بسم الله الرحمن الرحیم »
    خــــــــدا را کــــــــی آفــــــریــــــده؟
    « برگرفته شده از کتاب هستی بخش صفحه 185 الی 194»

    از اشکالات قابل ملاحظه که در زمینه شناخت خداوند شایع است این پرسش است که « خدا را کی آفریده؟» و میگویند که اگر ما اعتراف کنیم جهان را خدایی است و آفرید گاری حکیم این موجودات را ایجاد کرده است در آن صورت در برابر این سوال قرار میگیریم که پس خدا را کی آفریده؟ مگر نه اینست که هر پدیده پدیدآورنده ای دارد؟ و هیچ موجودی بدون علت نمیتواند بوجود آید؟ با این حساب پس خدا چگونه بوجود آمده و عامل پیدایش او چیست؟
    پاسخ:
    این ایراد یکی از شایع ترین اشکالاتی است که در زمینه خداشناسی مورد پرسش قرار میگیرد و با تأسف فراوان نه تنها در بین طبقات عادی و معمولی بلکه گاهی حتی از اندیشمندانی مشهور نیز چنین زمزمه هایی به گوش میرسد. برتراند راسل Bertrand Russell فیلسوف و دانشمند مشهور و متوفای انگلستان در یکی از سخنرانی های خود که آنرا در انجمن غیر مذهبی ملی لندن در شهر پترسی ایراد کرد در این باره چنین گفت: « روزی در سنین 18 سالگی موقعی که شرح حال استوارت میل Stuart mill یکی از فلاسفه انگلستان را که به قلم خودش نوشته شده بود می خواندم ، این جمله نظرم را جلب کرد که استوارت میگوید: پدرم به من آنوقت در برابر این سوال که «چه کسی مرا بوجود آورده است» پاسخی نداد زیرا بلافاصله و بدون درنگ این سوال را مطرح نمود که« چه کسی خدا را بوجود آورده است؟» ، سپس راسل اضافه میکند « همانطور که هنوز هم فکر میکنم آن جمله بسیار ساده سفسطه را در بیان اولین علت و دلیل نشان داده است زیرا چنانچه هر چیزی باید دلیل و علتی داشته باشد پس خود خدا هم باید علت و دلیل داشته باشد و اگر هر چیز بتواند بدون دلیل و علت همانطور که وجود خداوند به اثبات میرسد وجود پیدا کند بنابراین بحث مذکور فاقد اعتبار است» (چرا مسیحی نیستم صفحه 19)
    اکنون ما به خواست خداوند به این ایراد به دو گونه «نقص و حل » پاسخ میگوییم.
    ماده اول را کی آفریده؟
    اولین پاسخ ما در برابر این ایراد نقصی است یعنی اشکال را عیناً به ماد یین برمیگردانیم و از آنها میپرسیم که شما بگویید ماده اولیه را کی آفریده؟جداً شگفت انگیز است!! چگونه این ایراد بر شخصیتی همانند راسل پنهان مانده و تصور کرده است که این ایراد تنها در برابر الهی و آن کس که به خدای معتقد است قرار دارد؟! و این تنها او است که باید این مشکل را حل کند که « خدای را کی آفریده؟» در حالی که این سوال عیناً در برابر مادی نیز قرار میگیرد. زیرا مادی هم به مبدئی برای پیدایش جهان معتقد است با این تفاوت که خداشناس آن مبدأ را «موجودی با شعور که در همه کارهای خویش از دقیق ترین هدفها و نقشه ها برخوردار است» میداند ولی مادیین منکر خدا و مبدأ جهان، و عامل اصلی این همه هستیها و پدیده ها را «ماده ای بی شعور» و یا «تصادفی کر و کور» می شناسد،با این حساب یک انسان مادی نیز درست همانند آنکس که به خدا معتقد است در برابر این پرسش قرار دارد با این حال آیا حیرت انگیز نیست؟! که راسل از این حقیقت آشکار مانده و باد به غبغب انداخته و در سخنرانی خود آنرا در انجمن غیر مذهبی ملی لندن ایراد میکند میخواهد به قول خود آنچنان اشکال خرد کننده ای بر خداشناسان وارد کند که دیگر نتوانند در برابر عظمت آن کمر راست کنند!!! و ایکاش در همان انجمن کسی بر می خواست و میگفت آقای راسل! ما می گوییم خدا نه ، همان ماده! شما بگویید ببینم که ماده اولیه را چه کسی آفریده است؟آیا دیگر راسل در برابر چنین پرسشی قرار می گرفت جز این پاسخی داشت که بگوید ماده از ازل بوده است و ابتدائی نداشته است تا ما در سراغ ایجاد کننده آن باشیم؟
    چنانچه این اعتراف را صریحاً در همان سخنرانی دارد آنجا که می گوید«دلیلی هم وجود ندارد که نشان دهد دنیا ابتدائی داشته است، تفکر در این موضوعکه اشیاباید ابتدائی داشته باشد در واقع از فقر تصور ما ناشی میشود»(چرا مسیحی نیستم صفحه 20)
    اگر برای راسل در برابر این پرسش که «ماده اولیه را چه کسی آفریده؟» جز این جوابی نیست و می خواهد از این راه خویش را از این دام رهایی بخشد که بگوید «جهان ازلی است»و از ابتدا بوده است؟ پس چرا علت و به چه علت این پاسخ را در برابر پرسش خویش که «خدا را کی آفریده؟» نمیدهد؟ و در آنجا آشکارا نمیگوید که خدا از ازل بوده است و ابتدائی نداشت؟ او «آفریده» نیست تا به آفریدگاری نیازمند باشد؟! آنچه که علت می خواهد پدیده است و تنها پدیده ها هستند که پدید آورنده می خواهند اما آن موجود که از ازل هستی داشت او دیگر پدیده نیست تا به پدیدآورنده و علت نیازمند باشد.
    آری مادیین تصور میکنند که این اشکال تنها بر خداشناسان وارد است و فقط آنها هستند که باید این پرسش را پاسخ دهند در حالیکه آنها نیز درست در وضع مشابه مؤمنین به خداوند قرار دارند و باید به این پرسش پاسخ گفته و این مشکل را حل سازند.
    نیاز قطعی به وجود یک واجب
    دومین پاسخ به پرسش فوق «حلّی» است؛در دلیل «ممکن و واجب»مطرح می شود که همه ی «ممکن ها» بالاخره باید به یک «واجب» باز گردد زیرا ما باید یا اصل «وجود و هستی را در ممکن ها » انکار نماییم و یا اگر هستی را در «ممکن» پذیرفتیم نا چار معتقد می شویم که آنها این هستی را از یک «واجب» گرفته اند یعنی آن که هستی از خود دارد، زیرا اگر در سلسله علل و پیدایش موجودات به موجودی که هستی از خود دارد، نرسیم و همه ی علتها اینگونه باشند که (هستی از خود نداشته و اکنون هستی یافته اند) پس این همه هستی از کجا آمده؟! و برای بیشتر روشن تر گشتن این حقیقت از یک مثال کوچک استمداد میکنیم: در نظر بگیرید به اتاقی وارد شده اید که در آنجا روشنائی و نور هست در اینجا یا باید روشنائی اتاق از خود اتاق باشد، به این معنی که اتاق ذاتاً نور دهنده باشدو یا آنکه آن نور از محل دیگری باشد و ما چون می دانیم که نور اتاق از خود اتاق نیست پس باید سرچشمه آنرا جستجو کرد ، با پی گیری و تحقیق در مییابیم که آن نور از اتاق مجاور است ولی چون اتاق مجاور هم در شرایطی مانند اتاق اول است یعنی از خود نور ندارد، پس باید روشنائی خویش را از محل دیگری یافته باشد.به همین نسبت جلو می رویم تا به یک لامپ و خود نور میرسیم یعنی چیزی که بخودی خود روشن است و مانند آن اتاق نیست که روشنایی از خویش ندارد و آنرا از جایی دیگر گرفته، در اینجا دیگر رشته تحقیق ما قطع میگردد زیرا در یافتیم که روشنائی اتاق ها از نور است و نور چیزی است که به خودی خود روشن است و روشنایی خویش را از جای دیگر نگرفته است، مثل موجودات و «ممکن ها» یعنی آنها که از خود هستی نداشته و اکنون هستی دارند عینا اینگونه است و خواه ناخواه باید در سلسله علتها موجودی باشد که هستی از خود دارد و این همه هستیها از آنجا مایه گرفته باشند، زیرا اگر چنین موجودی نباشد پس این همه هستی ها از کجا سرچشمه گرفته است؟! و همانگونه که در مثال فوق اگر به نور نرسیم و همچنان به طور «بی نهایت» اتاق تصور کنیم که هر یک روشنایی خویش را از دیگری گرفته است هیچ گاه این تصور«بی نهایت اتاق» نمیتواند مشکل ما را حل کرده و با این سوال پاسخ دهد که « پس این روشنایی و نور» از کجا آمده؟!
    به همان نسبت اگر ما برای توجیه «هستی و وجود» در این همه «ممکن ها» یعنی اینها که نبوده اند و اکنون هستی دارند «بی نهایت ممکن» و «علل و عواملی» که نبوده اند و بعد موجود گشته اند تصور کنیم هیچ گاه نمیتوان این مشکل را حل کرد و به این سوال پاسخ داد که پس این همه موجودات از کجا هستی یافته اند؟! و همانطور که در مثال بالاخره باید به یک «نور» برسیم یعنی آن چیز که روشنایی از خود دارد، در اینجا نیز این همه «ممکن» در اینجا نیز این همه «ممکن ها» باید به یک «واجب» یعنی آن که هستی از خود اوست و سابقه «عدم» در آنجا نیست برسند(در اینجا اشکال نشود که خدا را با نور نمیتوان تشبیه کرد چون نور مرکب است ولی در خداوند ترکیبی نیست زیرا در «تشبیه» اکثر اینگونه است که تنها یک جهت شباهت در دو طرف تشبیه مورد توجه است نه همه ی جهات و شرایط مثلا اگر میگویند «زید مثل شیر است» هدف تنها شباهت آن دو در قسمت شجاعت است هرچند از جنبه های دیگر بین شیر و زید تفاوتها بسیار است)
    زیرا همه «ممکن ها» در پیدایش خویش نیاز به یک سلسله علل و عوامل دارند و آن عوامل نیز به نوبه خود هر یک به عوامل دیگر وابسته اند تا آنها یافت نشوند اینها نیز یافت نمیگردند،اینجا است که می گوییم اگر در سلسله پیدایش موجودات جهان همه عوامل و علل این گونه باشند یعنی هر یک در وجود خویش باز به علل دیگر وابسته باشند طبعا باید گفت که پس این همه «عوامل و موجودات وابسته» هستی خویش را از کجا یافته اند؟زیرا اینها همه نبوده اند و اکنون هستند به همین دلیل ضرورت عقل و منطق حکم میکند که باید این «ممکن ها » حتما به یک سرچشمه هستی برسند و به واجب و آنکه هستی از خویش دارد ، منتهی گردند و شاید به همین دلیل است که حتی مادیین به ناچار به یک ماده ازلی و چیزی که همیشه بوده است و سابقه نیستی در آن نیست معتقد است و به ان ایمان دارد.
    و آن سرچشمه هستی و ان واجب و آنکه هستی از خویش دارد، همان ذات اقدس و لاشریک خداست

    دیوانه کنی هردو جانش بخشی
    دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    56
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از دوستان و اساتید محترم خواهشمندم نقدهای خود را از ما دریغ نفرمایند
    دیوانه کنی هردو جانش بخشی
    دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در قران کریم که اثر خداست در مورد خودش بقدر کافی نوشته است در سوره توحید می فرماید لم یلد و لم یولد یعنی خدا را با مخلوق مفایسه نکنید مخلوق زاد و ولد دارد اما خدا زاده شده نیست اصولا سوال غلطی است که خدا را کی افریده چون که خدا را کسی نیافریده است.

    دیگر اینکه خدا اغاز ندارد در حالی که کسانی که اغاز داشته باشند افریده شده اند
    دیگر اینکه منشا خلق است بنا براین کسی قبل از خدا وجود نداشته تا خدا را بیافریند
    در نتیجه این نتیجه بدست می اید که خدا مخلوق نیست و خالقی ندارد
    به نظر من هیچکس نمیتواند به این سوالات جواب بیشتری بدهد.
    تنها چیزی که مناسب این سوال هست این است که خدا همیشه وجود داشته است و سوالی چون کی افریده شده است نمی تواند باشد چون زمانی که در ان زمان خدا نباشد وجود ندارد
    شما اگر به این سوال جواب دادید که خدا چه زمانی وجود نداشته است مسلما جواب کی او را افرید را دریافت خواهی کرد
    و بهتر بود شما می پرسیدید خدا چیست ماهیتش چگونه است
    یا می پرسیدید نمی تواند با عقل خودم خدا را درک کنم
    بله هیچکس قادر نیست خدا را درک کند چون خدا با ما فرق دارد و ما کسی را درک می کنیم که تواناییهاش مثل ما باشه یا کمتر از ما و یا کمی بیشتر از ما اما خدا با این عظمت را ما نمی توانیم بفهمیم ودرک کنیم باید سجده کنیم به او
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾







  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    بنام خدا
    خداوند متعال مى فرمايد : «.. .أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض ...»(ابراهيم /10) آيا در خدا شك است ؟! خدايى كه آسمان و زمين را آفريده است .. . .»
    اين آيه به برهان اثبات توحيد در ربوبيت اشاره دارد:
    به اين گونه كه در نگاه اوّل و با اندكى تعقل روشن مى شود كه هيچ يك از اجزاى وجود موجودات از خودشان نبوده و قائم به ذات خود نيستند، و فهميده مى شود كه اجزاى آنها و آثارى كه جنبه هستى و وجود دارد ، از ديگرى ، يعنى خداوندمتعال و به تعبيرى ديگر ، علت العلل است كه اين عالم و اجزاى آن را به وجود آورده و براى هر يك ، حد و مرزى جداگانه قرار داده است؛ پس بايد خود او موجودى نامحدود باشد .(1)
    ********
    1: تفسير الميزان،ج 12 ، ص 24 و 25


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    خداوند متعال ، آفريدگار تمام موجودات و جهان هستى است و كسى او را نيافريده ; بلكه ذات مقدس بارى تعالى وجود داشته و ازلى ، ابدى و قديم است و آفريده شدن براى وجودى كه ازلى و ابدى است ، مفهومى ندارد ; «هو الأوّل و الأخر و الظهر و البطن و هو بكلّ شى ء عليم»(حديد/3) اول و آخر و ظاهر و باطن او است ، و او به هر چيزى داناست»;بنابراين ، ذات مقدس خداوند ، خود علت العلل و واجب الوجود است ; يعنى هستى او از ذات خودش مى جوشد و واجب الوجود ، ازلى و ابدى است و اين ممكنات هستند كه روزى نبوده و بعد حادث شده اند و نياز به علت پيدا مى كنند .



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    اين پرسش كه (آفريننده خدا چه كسى است ؟) از سوى برخى مطرح شده است;امّا آنها از يك نكته مهم غفلت كرده اند و آن اين كه وقتى گفته مى شود هر چيزى آفريدگارى دارد ، منظور «هر چيز حادث و ممكن الوجود» است و اين قاعده كلى فقط در اشيايى كه قبلا نبوده و بعد حادث شده اند ، صادق است ، و در مورد واجب الوجود كه از ازل بوده و تا ابد خواهد بود صدق نمى كند ; زيرا وجود ازلى و ابدى نياز به آفريننده ندارد تا اين پرسش مطرح شود ; افزون بر اين ، اگر بگوييد بر فرض كه خداوند آفريدگارى دارد ! اين سؤال مطرح مى شود كه پس آفريدگارِ آفريدگار خداوند چه كسى است ؟!
    اگر موضوع زنجيروار ادامه يابد ، و براى هر خالقى ، خالق ديگر تا بى نهايت فرض شود ، سر از «تسلسل » در مى آورد كه بطلان آن روشن است ، و اگر به وجودى برسد كه هستى اش از خود اوست و نياز به آفريدگارى ندارد ، اين همان ذات مقدس خداوند متعال مى شود ; پس خداوند متعال آفريدگارى ندارد .(1)
    ******
    1:پيام قرآن،ج 4 ، ص 187 ـ 197

    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۵/۰۹ در ساعت ۱۴:۵۸ دلیل: تغییر فونت


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    ازلى و ابدى بودن ذات مقدس خداوند ، در برخى از روايات اسلامى مورد اشاره قرار گرفته است ; از جمله :
    امام على (ع)مى فرمايد : «ليس لأوليّته ابتداءٌ و لا لأزليّته انقضاء»براى اوليت او آغاز ، و براى ازليتش پايانى نيست .»(1)
    همچنین امام صادق (ع)فرمود : «او خداوندآغاز است نه اين كه چيزى قبل از او باشد ، و ابتدايى بر او پيشى گيرد ، او هميشه بوده و هميشه خواهد بود ، نه آغازى دارد و نه پايانى .»(2)
    *************
    1:نهج البلاغه،ترجمه شهيدى،ص166،خطبه 163
    2:اصول كافى،ج 1 ، ص 167
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۸/۰۵/۰۹ در ساعت ۱۵:۰۲

  10. تشکرها 4


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,289
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام علی (ع) در وصیت نامه ی خود به امام حسن مجتبی (ع) می فرمایند :

    و لکنه إله واحد کما وصف نفسه
    ولی او خدای یگانه است . همچنانکه خود به توصیف خویش پرداخته است .

    لایضاده فی ملکه أحد و لا یزول أبدا و لم یزل
    کسی مزاحم حکمرانی اونیست و پادشاهی اش جاودانه و فنا ناپذیر و همیشگی است .

    أول قبل الأشیاء بلا أولیة و آخر بعد الأشیاء بلا نهایة
    پیش از همه بوده است بی آنکه خود آغاز و بدایت داشته باشد و پس از همه خواهد بود بی آنکه خود پایان و نهایت پذیرد.

    عظم عن أن تثبت ربوبیته بإحاطة قلب أو بصر
    بزرگتر از آن است که در حیطه ی قلب و دیده بگنجد و ربوبیتش از این رهگذر به اثبات رسد .




  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    375
    تشکر:
    1
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    218
    آپلود
    7
    گالری
    259



    خدا خودش آمده یعنی خود امده
    مـــــا از قدیــــم طــــایفه ای سینــه خستــه ایــم
    مـــــا بچـــه هــــای مــادر پهلــــو شکســــته ایــم
    امــــــروز اگـــــر سیـــنـــه و زنـــجـــیــــر می زنیم
    فردا به عــشــــق فــاطـــمه شمــشیر می زنیم
    مـــا را پیــــامـبــر ، قبیـله سـلـمــان خطـاب کرد
    روی غــرور و غـــیـرت مــا هـــــم حــســــاب کرد
    ازمـــا بــتـــــرس! طــایــفـــه ای پــــر اراده ایـــــم
    ما مثل کوه پشت سر سید علـــی ایستاده ایم

  13. تشکرها 2


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    466
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    3
    گالری
    2



    اگر بشر تونست بگه اول مرغ بوده يا تخم مرغ اين سوال شما جواب پيدا ميكنه
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

  15. تشکرها 3


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود