جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اتش زدن کتابخانه ها دروغ بزرگ تاریخی است

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    اتش زدن کتابخانه ها دروغ بزرگ تاریخی است




    اتش زدن کتابخانه ها دروغ بزرگ تاریخی است




    در مورد کتابسوزی ایران برخی قرائن خارجی در کار است که این مساله توهمی بیش نیست از جمله:
    ۱)یکی اینکه اساساً تاریخ وجود کتابخانه‎ای را در ایران ضبط نکرده است، اگر در ایران کتابخانه هائی وجود می‎داشت، فرضاً سوختن آنها ضبط نشده بود، اصل وجود کتابخانه ضبط می‎شد، خصوصاً با توجه به اینکه می دانیم اخبار ایران وتاریخ ایران بیش از هر جای دیگر در تواریخ اسلامی وسیلة خود ایرانیان یا اعراب ضبط شده است.


    ۲) در میان ایرانیان یک جریان خاص پدید آمد که ایجاب می‎کرد اگر کتابسوزی در ایران رخ داده باشد حتماً ضبط شود وبا آب وتاب فراوان هم ضبط شود وآن جریان شعوبیگری است. شعوبیگری هر چند در ابتدا یک نهضت مقدس اسلامی عدالتخواهانه وضد تبعیض بود، ولی بعدها تبدیل شد به یک حرکت نژاد پرستانه وضد عرب. ایرانیان شعوبی مسلک، کتابها در مثالب و معایب عرب نوشتند و هرجا نقطه ضعفی از عرب سراغ داشتند با آب و تاب فراوان می‎نوشتند و پخش می‎کردند: جزئیاتی از لابلای تاریخ پیدا می‎کردند و از سیر تا پیاز فروگذار نمی‎کردند.
    اگر عرب چنین نقطه ضعف بزرگی داشت که کتابخانها را آتش زده بود، خصوصاً کتابخانه ایران را، محال و ممتنع بود که شعوبیه که در قرن دوم هجری اوج گرفته بودند و بنی‎العباس به حکم سیاست ضد اموی وضد عربی که داشتند به آنها پر و بال می‎دادند درباره‎اش سکوت کنند، بلکه یک کلاغ را صد کلاغ کرده و جار و جنجال راه می‎انداختند، و حال آنکه شعوبیه تفوّه به این مطلب نکرده‎اند و این خود دلیل قاطعی است بر افسانه بودن قصه کتابسوزی ایران.

    خلاصة سخن این شد که تا قرن هفتم هجری یعنی حدود ششصد سال بعد از فتح ایران ومصر ، در هیچ مدرکی ( چه اسلامی وچه غیر اسلامی) سخن از کتابسوزی مسلمین نیست. برای اولین بار درقرن هفتم این مساله طرح می‎شود. کسانی که طرح کرده‎اند اولاً هیچ مدرک و مأخذی نشان نداده‎اند وطبعا از این جهت نقلشان اعتبار تاریخی ندارد، و اگر هیچ ضعفی جز این یک ضعف نبود، برای بی اعتباری نقل آنها کافی بود.
    تازه همه آنها به استثنای ابوالفرج وقفطی، وجود شایعه‎ای را بر زبانها روایت کرده‎اند نه وقوع حادثه را، و در شریعت روایت و قانون نقل تاریخی، هرگاه مورخ به جای نقل حادثه‎ای، «بر سر زبانها بودن» آن حادثه را نقل کند، به جای آنکه بگوید چنین حادثه‎ای واقع شده بگوید «گفته می شود چنین حادثه ای واقع شده» نشانه این است که حتی خود گوینده اعتمادی به وقوع آن حادثه ندارد.
    و بعلاوه، نقلهای قرن هفتم که ریشه و منبع سایر نقلهاست، یعنی نقل عبداللطیف و ابو الفرج وقفطی، در متن خود مشتمل بر دروغهای قطعی است که سند بی اعتباری آنهاست

    منبع:http://fekrejavan.ir/638.html
    نویسنده : سخن آشنا


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    دقیقا همینطور بوده و شایعات ناسیونالیستی بوده که این توهمات رو ایجاد کرده
    یا مثلا همون حمله و ویران کردن تخت جمشید که دروغی بیش نیست
    همین 3 سال پیش بود که کارشناسان با تحقیقات کامل اثبات کردن که اصلا ساخت تخت جمشید تموم نشده بود که بخواد...
    تخت جمشید در حال ساخت بوده
    هنوز اگه به کنده کاری و قلم زنی پله ها و سر ستونها توجه کنید بلوک خام هستن و تراشیده نشده

    چطور ممکنه که بعد از حمله یه بلوک ساخته شده دوباره قالب خام به خودش بگیره و مربعی بشه و...
    کاش کمی از این حس ناسیونالیستی کم میکردیم
    و به حقیقت بیشتر اعتنا میکردیم تا....
    من حمله موغول و .... دیگه ای رو تایید نمیکنم اما تخت جمشید اصلا ساختش تکمیل نشده بود که بخواد مراسمات....
    الهی العفو...


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    با سلام
    جوابتون خیلی ساده است.کمی صبر نمایید
    جواب نزد منه
    فقط میخام ببینم مابقی چی میگن

    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    تاریخ همه حدس و است و گمان(وبر)

    از کجا معلوم که تاریخ درست باشه؟

    خیلی هارو در تاریخ خوب توصیف کردند و خیلی هارو بد

    به عنوان مثال پیر مردی رو دیدم که می گفت:میرزا کوچک خان یک غارتگر بود

    و دیگری می گفت انسان خوبی بود

    اما نمیگم تمام اون اما قسمت زیادی اش حدس و گمان هست و میدونیم که: انسان با حدس و گمان به جایی نمی رسد(قرآن)
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    این هم شایعه ای است که هدف اصلی آن تخریب اسلام است نه هجمه به اعراب یعنی می خواهند بگویند ارمغان اعراب این است ولی اگر واقعا" مسلمین با کتاب و ادب مخالف بودند چرا بعد از ظهور اسلام جهشی بزرگ در دنیای علم در کلیه زمینه ها داشتیم .این مطلب شایعه ا ی بیش نیست.


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط سخن حق نمایش پست

    اما نمیگم تمام اون اما قسمت زیادی اش حدس و گمان هست و میدونیم که: انسان با حدس و گمان به جایی نمی رسد(قرآن)
    من تا حدودی موافقم اما نه با این درصد شما بلکه در مواردی تحریف شده نه اکثر!!!
    الهی العفو...


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    دوستان این مبحث تکراری است و درانجمن غیر مرتبط ارسال شده .

    بررسی این موضوع بطور مشروح در ادرس زیر :

    آیا مسلمانان در فتوحات اسلامی کتابخانه ها را به آتش کشیدند؟!

    همین 3 سال پیش بود که کارشناسان با تحقیقات کامل اثبات کردن که اصلا ساخت تخت جمشید تموم نشده بود که بخواد...
    تخت جمشید در حال ساخت بوده
    هنوز اگه به کنده کاری و قلم زنی پله ها و سر ستونها توجه کنید بلوک خام هستن و تراشیده نشده
    تخت جمشید مسلما با اتش سوزی نابوده شده است و این با نشانه های باستانشناسی و همچنین نوشته مورخان یونانی همخوانی دارد، نتنها تخت جمشید که شوش هم توسط اسکندر به اتش کشیده شد و اما اینکه برخی قسمتهای تخت جمشید نیمه تمام است امری بدیهی است چون در زمان اردشیر سوم(=اخس) نیز پرسپولیس در حال گسترش بود و معمولا هر شاهی یک تالار برای خود میساخت و مجسمه ها و نشانه هایی از دوران پادشاهی خود می افزود. چنانکه کاخ پاسارگاد را کورش بنیاد نهاد.
    قسمتهای اصلی پرسپولیس در زمینی به مساحت سیزده هکتار توسط داریوش ساخته شد . بنا به کتیبه های بدست امده از تخت جمشید تعداد کارگران فعال در ساخت این بنا 25 هزار نفر بوده اند و 50 سال ساختن این کاخ ادامه داشت. در ساخت تخت جمشید هنرمندان دیگر کشور ها نقش بارزی داشتند.
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۱/۱۸ در ساعت ۲۲:۴۱
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کارشناسان گرامی آیا مطالب زیر صحت دارد؟


    عبدالحسین زرین کوب در رویه 115 کتاب دو قرن سکوت می نویسد : .. آنچه از تامل در تاریخ بر می آید این است ؛ که عربان هم از آغاز حال ؛ شاید برای آن که از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند ؛ و آن را چون حربه ی تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند ؛ در صدد بر آمدند زبان ها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند . آخر این بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت را در بلاد دور افتاده ایران بخطر اندازد . بهمین سبب هر جا که در شهرهای ایران ؛ به خط و زبان و کتاب و کتابخانه بر خوردند با آنها سخت بمخالفت بر خاستند ... نوشته اند که وقتی قتیبه بن مسلم ؛ سردار حجاج ؛ بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هر کس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بیدریغ در امان نمی گذاشت و هیر بدان قوم را یکسر هلاک نمود و کتابهایشان همه بسوزانید و تباه کرد تا آنکه مردم رفته رفته امی ماندند و از خط و کتاب بی بهره گشتند و اخبار آنها فراموش شد و از میان رفت . این واقعه نشان می دهد که اعراب زبان و خط مردم ایران را به مثابه حربه ای تلقی می کرده اند که اگر در دست مغلوبی باشد ممکن است بدان با غالب در آویزد و به ستیزه و پیکار بر خیزد . از اینرو شگفت نیست که در همه شهر ها ؛ برای از میان بردن زبان و خط و فرهنگ ایران به جد کوششی کرده باشند . شاید بهانه دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قران می شمرد ..

    عبدالحسین زرین کوب در بخش دیگری زیر نام ( کتاب سوزی ) می نویسد : بدین گونه شک نیست که در هجوم اعراب ؛ بسیاری از کتابهاو کتابخانه ی ایران دستخوش آسیب فنا گشته است . این دعوی را از تاریخها میتوان حجت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تایید میکنند . با اینهمه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند !!. این تردید چه لازم است !!! برای عرب که جز با کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی دانست ؛ کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند ؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی با خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد . تمام شواهد نشان می دهند که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده است . در این صورت جای شک نیست که در آنگونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است . از اینها گذشته ؛ در دوره ای که دانش و هنر ؛ به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده است ؛ با از میان رفتن این دو طبقه ؛ ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی گذاشته است . مگر نه این بود که در حمله اعراب ؛ موبدان بیش از هر طبقه دیگر مقام و حیثیت خود را از دست دادند و تار ومار و کشته و تباه گردیدند ؟ با کشته شدن و پراکنده شدن این طبقه پیدا است که دیگر کتابها و علوم آنها که بدرد اعراب نیز نمی خورده موجبی برای بقا نداشت . نام بسیاری از کتابهای عهد ساسانی در کتابها مانده است که نام و نشانی از آنها باقی نیست . حتی ترجمه های آنها نیز که در اوایل عهد عباسی شده است از میان رفته است . پیدا است که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتابها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتابها نیز همین است .

    باری از همه قرائن پیدا است که در حمله عرب بسیاری از کتابها ی ایرانیان از میان رفته است .. .



    * ابن خلدون درکتاب نامدار خود بنام ( مقدمه ) ؛ چاپ مصر رویه 285 می نویسد : وقتی سعد ابی وقاص بر مدائن دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید . نامه به عمرابن خطاب نوشت و در باب این کتابها دستوری خواست . عمر در پاسخ نوشت که آن همه را به آب افکن که اگر آنچه در آن کتابها راهنمایی است ؛ خداوند برای ما قران را فرستاده است که از آنها راه نماینده تر است و اگر در آن کتابها جز مایه گمراهی نیست ؛ خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است ... !! از این سبب آن همه کتابها را در آب یا در آتش افکندند و از میان بردند .. .



    * کورت فریشلر در کتاب ( امام حسین و ایران ) برگردان ذبیح الله منصوری ؛ در رویه چهلم می نویسد : ... از این موضوع نباید حیرت کرد چون قبل از اسلام مردم عربستان بی سواد بودند و بعد از اسلام نیز مدتها طول کشید تا که این مردم علاقه به خواندن و نوشتن پیدا کردند و قبل از اسلام در زبان عربی کلمه ( کتاب ) وجود نداشت و اولین مرتبه در زبان عربی کلمه ( کتاب ) با قران آمد ؛ اعراب صدر اسلام طوری نسبت به کتاب بدون علاقه بودند که چند کتابخانه بزرگ آن زمان را بعد از غلبه بر کشورهایی که کتابخانه در آنجا بود سوزانیدند .



    * دکتر علی میر فطروس در رویه ی 24 ملاحظاتی در تاریخ ایران می نویسد : ( ... حمله ی اعراب به ایران ؛ چه از نظر سیاسی و چه از نظر اجتماعی ؛ مهم تر ؛ موثرتر و مرگبارتر از حمله ی مغول ها بود زیرا مغول ها بخاطر فقدان یک مذهب مشخص و عدم اعتقاد به هیچیک از ادیان و آیین های معتبر ؛ در مجموع ؛ از تعصب مذهبی و رجحان ملتی بر ملت دیگر بدور بودند؛ بعبارت دیگر حمله ی مغولها اساسا متوجه تصرف قدرت سیاسی حکومت در ایران بوده ؛ اما اعراب از یکطرف کوشیدند تا با اشغال نظامی ایران ؛ استقلال و شکل سیاسی حکومت ایران را نابود کنند ( سرنگونی امپراتوری ساسانی ) و از طرف دیگر تلاش کردند تا با قران و اسلام ؛ ( ملت ایران ) را در ( امت اسلام ) ؛ و دین و فرهنگ و زبان و خط ایرانی را ؛ در دین و فرهنگ و زبان و خط عربی حل کنند...)



    * علی میرفطرس در جای دیگری می نویسد : ( ... در عرصه ی فلسفه و علوم نیز ایران ؛ قبل از حمله اعراب از مراکز مهم فرهنگ و تمدن جهانی بشمار می رفت . در این دوره ؛ دانش طب ؛ ریاضیات ؛ نجوم ؛ فلسفه و هنر موسیقی رواج داشت . بسته شدن مدرسه ی آتن و مهاجرت عده ای از فلاسفه یونان به ایران و بویژه ترجمه آثار فلاسفه و دانشمندان یونانی به پهلوی ؛ باعث غنای فرهنگی و علمی جامعه شده بود . دانشگاه جندی شاپور ( نزدیک دزفول = شوشتر ) یکی از مراکز علمی آن زمان بود که بخاطر تجمع معروفترین و بزرگترین فلاسفه ؛ اطبا ؛ و دانشمندان ایرانی و خارجی ؛ دارای اهمیت علمی بسیار بود . در این دوران ؛ قبایل عرب ؛ از فرهنگ نازلی بر خوردار بودند و به خط و کتابت و علم و دانش آشنایی نداشتند . شرایط سخت اقتصادی و علاقه اعراب به زندگی قبیله ای ؛ فرصتی برای رشد و پرورش اندیشه ها باقی نمی گذاشت . بعد از اسلام نیز نوعی ممنوعیت و تعصب مذهبی باعث شد تا اعراب مسلمان ؛ هیچ چیز بجز قران را لایق خواندن ندانند . اعتقاد باینکه : قران ؛ ناسخ همه ی کتب ؛ و اسلام ؛ ناسخ همه ی ادیان و اندیشه هاست ( ان الاسلام یهدم ماکان قبله ) و هیچ دانشی نیست که در قران نباشد ( لارطب و لا یابس الافی کتاب مبین ) ؛ باعث شد تا اعراب مسلمان به آثار علمی و ذخایرفرهنگی سایر ملتها ؛ بدیده حقارت و دشمنی بنگرند با چنین خصلت قبیله ای و احساس و اندیشه ای بود که اعراب مسلمان ؛ پس از حمله و اشغال کشورهای متمدن ( مانند ایران و مصر ) بی درنگ به نابود کردن ذخایر علمی و فرهنگی ملل مغلوب پرداختند آنچنانکه در حمله به مصر ؛ کتابخانه ها را به آتش کشیدند و محصول تمدن و فرهنگ چند هزار ساله ی این ملت باستانی را به تون ( آتشدان ) حمام ها افکندند. در حمله به ایران نیز اعراب مسلمان از همین سیاست آتش استفاده کردند بطوریکه کتابخانه های ری و جندی شاپور را به آتش کشیدند زیرا عمر نیز معتقد بود که : ( با وجود قران ؛ مسلمین را به هیچ کتاب دیگری احتیاج نیست . ( نگاه کنید به : تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ذبیح الله صفا جلد یکم رویه 33 = تاریخ تمدن اسلام ؛ جرجی زیدان جلد سوم رویه های 434 به بعد = فرهنگ ایرانی پیش از اسلام ؛ محمد محمدی رویه های 39 و 64 حلاج ؛ علی میر فطرس رویه 87 به بعد .)



    * مرتضی راوندی در همین زمینه می نویسد : ( تصرف پایتخت ساسانیان و ویران شدن آن بدست اعراب تاثیر شدیدی در مردم ایران کرد ....یکی از آثار شوم و بسیار زیانبخش حمله اعراب به ایران محو آثار علمی و ادبی این مرزو بوم بود اعراب جاهل کلیه کتب علمی و ادبی را بعنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از بین بردند ؛ سعد وقاص پس از تسخیر فارس و فتح مدائن و دست یافتن به کتابخانه ها و منابع فرهنگی ایران از عمر خلیفه وقت کسب تکلیف نمود و وی نوشت کتابها را در آب بریزید زیرا اکر در آنها راهنمایی باشد با هدایت خدا از آنها بی نیازیم و اگر متضمن گمراهی است وجود آنها لازم نیست کتاب خدا برای ما کافی است . پس از وصول این دستور ؛ سعد وقاص و دیگران حاصل صد ها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند . و بگفته ی استاد همایی همان کاری را که قبل از اسلام اسکندر با کتابخانه استخر ؛ و عمروعاص با کتابخانه اسکندریه ؛ و هلاکو با دارلعلم بغداد کردند ؛ سعد ابی وقاص با کتابخانه عجم کرد . تاریخ اجتماعی ایران = پوشینه دوم = رویه 50

    یاد شهدا بخیر .


    ﺁن دسته که فارغ ز علایق رفتند.

    پیوسته به دنبای حقایق رفتند.

    پاکیزه تر از شکوفه ها روییدن.

    با جامه ی خونین چو شقایق رفتند



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    کارشناسان گرامی آیا مطالب زیر صحت دارد؟
    باسلام خدمت شما دوست محترم؛
    1- دکتر زرینکوب کتاب دوقرن سکوت (چاپ 1339)را در جوانی و خامی نگاشته اند (چنانکه خود بدین امر تصریح میکنند( بعدها که باتجربه تر شده اند برخی از عقایدشان تغییر کرده است چنانکه در کتاب کارنامه اسلام چاپ سال 1347 برخی از نظراتشان که در دوقرن سکوت مطرح کرده است را تعدیل کرده اند از اینرو مثلا درباره اتش سوزی تغییر عقیده داده اند و گفته اند "اصل داستان را مشکوک دانسته اند "
    این کتاب را از ادرس زیر دانلود کنید.


    http://ruwange.persiangig.ir/other/karnameIslam.pdf


    2- داستان اتش سوزی در منابع معتبر تاریخی نقل نشده است بدین معنی که هیچ یک از مورخان اولیه اسلامی و هیچ راویی تا اواسط قرن ششم در اینباره چیزی نگفته و نه نقل کرده اند یعنی تورایخ کهنی چون تاریخ طبری فتوح البلدان بلاذری فتوح الشام واقدی مروج الذهب مسعودی کامل ابن اثیر و... ضمن بحث در مورد جزییات و چگونگی حوادث فتح ایران ، کمترین اشاره ای به موضوع اتش زدن کتابخانه ها نداشته اند . و این ادعا که چندین قرن بعد[قرن هفتم به بعد] ، از سوی برخی به میان آمده فاقد هرگونه سند تاریخی است . و ابن خلدون اولین بار در روایتی که اشکالاتی هم دراد در قرن 8 و 9 در مقدمه خود انرا ذکر کرده است .
    از اینرو برخی خاورشناسان نیز این مساله را رد کرده اند و نادرست شمرده اند : « چنانکه گیبون اظهار می دارد کتابخانۀ گرانبهای اسکندریه سه قرن پیش از حمله مسلمین به مصر، به دست مسیحیان متعصب سوخته شد» (ن.ک: ادوارد براون-ß نقد اثار خاورشناسان)
    این مساله یعنی اتش سوزی کتابخانه بطور مشروح و مفصل در ادرس زیر مورد بررسی قرار گرفته است که خواهشمندم مباحث انرا دنبال کنید :
    http://www.askquran.ir/showthread.ph...198#post253198


    2- درباره از بین رفتن برخی از کتابها باید گفت که خیلی از کتابهای مسلمین هم از بین رفته است بهرحال ایران در1400 سال گذشته بارها مورد هجوم قرار گرفته است جنگهای داخلی بین مسلمین شکل گرفته است مغولها حمله کرده اند و کتابخوانه ها را به اتش کشیده اند چند ده هزار کتاب فقط در نیشابور از بین رفت. و از این کتب تنها اسمی بیش نمانده است چنانکه ابن ندیم شمار زیادی ازانان را ذکر میکند اما بسیاری از کتب ساسانی بجای مانده است، ازجمله :
    1-1-پنج نسک اوستا قریب به 83000 وازه دارد البته گمان زده میشود این اوستا 1/4 اوستای ساسانی است. در دوره هخامنشیان اوستا 815 فصل داشته است که در دوره ساسانی به 348 فصل یعنی 21 نسک درامده است. البته درباره این امار در این دوره ها منبع فقط روایات دوره اسلامی زرتشتیان است . مسعودی مورخ عرب که در سده ی سوم و چهارم میزیسته است میراثی مکتوب و منقوش را در دست روحانیون بزرگ استخر فارس دیده بود که تصاویر شاهان ساسانی به گونه رنگی نقاشی شده بود. و این بخوبی نشان میدهد که میراث دوره ساسانی در چند قرن پس از اسلام همچنان وجود داشته است. همچنین فردوسی برای سرودن شاهنامه و برای گرداوری اسناد و مدارک به استخر فارس نزد موبدان میرود. استخری نیز از حضور و حیات ایین و فرهنگ باستان در فارس یاد میکند که تا سده های سوم و چهارم اتشکده ها همچنان استوار و برقرار بوده و گویی اسلام به ان دیار راه نیافته است.
    در میان نسخه های خطی موجود اوستا ، قدیمی ترین نسخه خطی درسال 637 یزدگردی برابر با 1268یا1288 مسلادی نوشته شده است. در عین حال هیچ نسخه ی خطی در بر دارنده ی همه ی اجزای اوستا نیست که چنین پیداست همه ی این نسخه ها از روی نسخه ای در سده چهارم هجری موجود بوده نوشته شده است.ن.ک:ایران46
    2-2-کتاب دیگر دوره ساسانی " بندهشن " نام داردکه متشکل از 36 فصل است
    3-2-کتاب دیگری بنام "مینوی خرد" متشکل از 63 فصل و 62 پرسش و پاسخ از دوره ساسانی دردت است.
    4-2- شایست ناشایست کتاب فقهی کلامی دوره انوشیروان و پس از ان است که متشکل از 23 فصل است.
    5-2- مادیان هزار دادستان کتاب فقهی دوره خسرو پرویز است که در قرن سوم هجری گردواری شده است
    6-2- روایات فرن بغ سروش در حدود377 یزدگردی برابر با 1008 میلادی الیف شده است که دونسخه خطی از ان موجود است.
    کتابهای دیگر این دوره که برجای مانده اند عبارتند از : هیربدستان، نیرنگستان
    بیش از 12 کتاب دیگر نیز موجود است که عموما میراث دوره ساسانی است ولی زرتشتیان در دوره اسلامی ودر قرون اولیه گردواری کرده اند و اکثر انان امروزه به فارسی ترجمه شده اند
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۳/۰۷ در ساعت ۲۳:۴۱
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود